افت تحصیلی وارزشیابی توصیفی

در طول دوران اجرای آزمایشی و دوران استقرار برنامه­  ارزشیابی کیفی توصیفی در نظام آموزشی که از سال 1282 تا سال 1392 به طول انجامید، برخی پژوهش­ها و ارزیابی ها از این منظر درباره الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی به عمل آمد. این بررسی ها عمدتاً به صورت علمی مقایسه ای انجام شده است و دو گروه دانش آموزان ( ارزشیابی کیفی توصیفی)  و ( ارزشیابی کمی) با همدیگر مقایسه شده اند، از جمع بندی نتایج این پژوهش­ها نشان می­دهند که ارزشیابی کیفی توصیفی باعث افت تحصیلی نشده است. البته به لحاظ آماری تفاوت معناداری بین متغییر افت تحصیلی دو گروه دیده نشده است. هرچند برخی تحقیقات تفاوت را به نفع دانش آموزان ارزشیابی کیفی توصیفی  گزارش کرده­اند. بنابراین از منظر تحقیقات صورت گرفته فعلاً شواهدی دال بر افت تحصیلی در گروه ارزشیابی کیفی و توصیفی دیده نشده است.

اما مدعای ایجاد افت تحصیلی در دانش آموزان دوره ابتدایی  به سبب اجرای برنامه  ارزشیابی کیفی از منظر دیگری قابل بررسی است این مدعا بر انگاره علمی/ فلسفی خاصی  استوار است که این انگاره در عصر حاضر در میان انگاره­های رقیب و بدیل با کم اقبالی در مجامع علمی روبروست. واکاوی مبنای روانشناختی و فلسفی این مدعا می تواند به روشنگری فضای بحث کمک کند.

مبنای روانشناختی این مدعا این است که موتور یادگیری دانش­ آموزان در فضای آموزشی رسمی با سوخت انگیزشی  پاداش و تنبیه به حرکت در می­آید یکی از شکلهای  پاداش وتنبیه، بازخورد کمی به صورت نمره  است در واقع دانش آموزان از زمانی که وارد  نظام آموزش رسمی می شوند برای موتور یادگیری  آنها که قبلاً براساس تمایل طبیعی  و ذاتی کار می کرد  و موفقیت های بی شماری هم نصیب یادگیرنده می کرد یک سوخت انگیزشی اعتباری تعریف

می­ کنند . این سوخت انگیزشی  اعتباری  دارای دو عنصر است نخست رقابت و دوم پاداش و تنبیه از طریق نمره.

عنصر رقابت در نظام آموزشی براساس آموزه های اسپنسر  که به نظریه  تکامل اجتماعی معتقد است وارد نظام آموزشی شده است و عنصر بعدی تحت تأثیر آموزه­ های نظریه رفتار­گرایی کلاسیک. هر دو این مبنای فلسفی و روانشناسی با چالش های عمیقی روبرو هستند و امروزه اقبال بسیار کمی از آن در مجامع علمی و عملی دیده می شود نقد این دو دیدگاه در این جا به اطناب بحث می انجامد  لذا از ورود به آن پرهیز می شود. اما این پرسش جدی و اساسی قابل طرح است که به چه دلیل سوخت انگیزشی طبیعی و خدادادی که دانش آموز قبل از ورود به دبستان با آن توانایی بسیاری را یاد گرفته اند مورد بی مهری واقع شده و یک نظام انگیزشی  ساختگی ( رقابتی - نمره ای ) جایگزین آن می­شود  به سخن دیگر  این نظام انگیزشی طبیعی  چه اشکالی داشته است  که  در نظام تربیت رسمی ( آموزش و پرورش)کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.


/ 0 نظر / 40 بازدید