تقریبا هرکسی ناتوانایی یادگیری را به معنی غیر رسمی آن می شناسد. بنابراین لازم
است تا گروه های مختلف مانند معلمان و مربیان آموزشی، والدین و اعضای خانواده معنای
رسمی تری از ناتوانایی یادگیری را بشناسند. ناتوانایی یادگیری یکی از مقوله های
مستقل آموزش و پرورش ویژه است. لازم است والدین و افرادی که در ارتباط با کودکان
دارای اختلال یادگیری هستند به منظور کمک حداکثری به این کودکان ویژگی های این
اختلال ، علل اختلال، چگونگی ارزیابی آن و روش های آموزشی و درمانی آن را به خوبی
بشناسند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

این که ما یادگیری مان را چگونه شروع می‌‌کنیم به دانش و مهارت های قبلی، انگیزه‌ی ما برای یادگیری، روش یادگیری و شرایط آموزشی محیط یادگیری مان بستگی دارد. اما اساسی تر از اینها، چگونگی شروع یادگیری در وهله اول، به اینکه چه تصوری از آموزش داریم مربوط می‌‌شود. مارتون و سالجو (1997) دو رویکرد یادگیری عمیق و سطحی راشناسایی کرده اند که اساسا در تصوری که ازمعنی آموزش دارند با هم متفاوتند. "یادگیری عمیق" رویکرد مطلوب آموزش عالی است. "یادگیری سطحی" در پیوند با حفظ کردن فرمول‌ها و معلومات بدیهی است. باید دو نکته را در رویکرد به آموزش ، مورد توجه قرار داد. اولا، آدم های متفاوتی که رویکردهای یادگیری متفاوت دارند، سر کلاس یک درس واحد می‌‌نشینند. دوم این که یک شخص واحد بر حسب زمان یا چیزی که می‌‌گیرد، رویکرد متفاوتی را اتخاذ می‌‌کند.



تاريخ : شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

همه‌ی ما به یک روش یاد نمی گیریم. ما گرایش داریم روش هایی را که با آن‌ها راحت تر هستیم انتخاب کنبم و بقیه‌ی روش‌ها را کنار بگذاریم. این نکته مهم است که ما از سلیقه مان در مورد سبک های یادگیری باخبر باشیم تا بتوانیم:

 • از روش های یادگیری مان استفاده کنیم که با آموزش خاصی که فرا می‌‌گیریم، سازگار باشد.

• یادگیری مان را در روش های ضعیف تر بهبود بخشیم.

 نکته‌ی مهم آن است که بدانیم " سبک های یادگیری" خصوصیات فردی افراد نیستند و همه ما در شرایط متفاوت سبک های متفاوتی را به کار می‌‌گیریم. هر چند، معمولا ما یک یا دو سبک را بر بقیه ترجیح می‌‌دهیم. به گفته‌ی هانری و مامفورد (1986) برای اینکه چرخه‌ی یادگیری (چرخه‌ی کولب را نگاه کنید) را کاملا طی کنیم، باید هر چهار سبک یادگیری را در پیش بگیریم. ضعف یا قبول نکردن هر کدام از این سبک های یادگیری ، فرآیند یادگیری را دچار مانع می‌‌کند

فعالیت گرا

شما به جای اینکه به دفترچه‌ی راهنما مراجعه کنید با انجام دادن هرکاری، آن را یاد می‌‌گیرید. دوست دارید خود را دربیش‌ترین تجربه‌ها و فعالیت‌های ممکن غرق کنید. اغلب دوست دارید در گروه کار کنید تا بتوانید ایده های بیش‌تری بدهید و امتحان کنید. نقطه‌ی قوت شما پذیرش فکری و شور وشوق شماست

اهل فکر 

 شما عقب می‌‌ایستید و مشاهده می‌‌کنید؛ چون دوست دارید قبل از تصمیم گیری درباره‌ی پیشروی، تا آنجا که می‌‌توانید اطلاعات جمع کنید. به جای یک باره پریدن در وسط ماجرا، ترجیح می‌‌دهید تصویر بزرگ تری به دست بیاورید که شامل تجارب و دیدگاه های آدم های دیگر باشد. نقطه‌ی قوت شما جمع آوری اطلاعات با دقت زیاد و تحلیل آن‌ها برای رسیدن به نتیجه است

نظریه پرداز

شما می‌‌خواهید تمام مشاهداتتان را با قالب نظریه‌ها و چهارچوب‌ها تطبیق دهید تا بتوانید ببیند چگونه یک مشاهده به مشاهده های دیگر ربط پیدا می‌‌کند. شما سعی می‌‌کنید با پرسیدن این سوال که "چطور جور در می‌‌آید؟" آمو خته های جدید را با نظریه‌ها و چهارچوب خودتان سازگارکنید. نقطه‌ی قوت شما این است که در تلاش برای حل یک مسئله، از ربط بین قسمت های مختلف برای داشتن یک رویکرد قدم به قدم استفاده می‌‌کنید

پراگماتیست

شما همیشه دنبال ایده های جدید هستید تا آن‌ها را به عمل درآورید. معیار اصلی شما برای قضاوت در مورد یک نظریه، نتیجه‌ی عملی ناشی از آن است. نقطه‌ی قوت شما هم این است که می‌‌توانید با اعتماد به نفس ایده‌ی جدیدی را مطرح کنید و به مرحله‌ی عمل در آورید

 



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یادگیری ما را نمی توان با مقیاسی مانند عقربه‌ی سوخت ماشین اندازه گیری کرد که از خالی تا پر تغییر می‌‌کند. ما با مرور دوباره‌ی آنچه که قبلا آموخته ایم و بازاندیشی در افکار وطرح‌هایمان برای یادگیری در آینده ، یاد می‌‌گیریم. وهمیشه چیزهای بیش‌تری برای آموختن وجود دارد.

معروف ترین چرخه‌ی یادگیری "چرخه‌ی کولب" است که چهار مرحله را برای یادگیری شناسایی کرده است:

 تجربه ---- تفکر------ مفهوم ساختن ---- عمل کردن

این مدل نشان می‌‌دهد که ما چگونه از طریق تجربه و از مقایسه‌ی تجربه خودمان با دیگران یاد می‌‌گیریم که چگونه تجربه هایمان را تحلیل کنیم و برای کارهای جدیدی برنامه ریزی کنیم. اگر تمام فازهای این چرخه را طی کنیم "یادگیری تجربی" ، چنان‌که به این اسم مشهور است، به تجربه‌ی اندک ما محدود نمی شود.



تاريخ : چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ | ٥:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از افراد از همان دوران ابتدایی به دنبال شیوه صحیح یادگیری و درس خواندن بوده‌اند. از شیوه‌هایی مانند حفظ کردن گرفته تا حبس کردن خود در یک اتاق، ولی در اینجا شیوه‌های جالب و گاهاً موثرتری برای مطالعه در اختیار شما گذاشته شده است.

 

تغییر متناوب مکان مطالعه و درس خواندن

اگرچه بسیاری از دانشجویان به مطالعه در کتابخانه شدیداً معتقد هستند، اما برخی دیگر نیز بر این باورند که تغییر متناوب محیط مطالعه، برای یادگیری بسیار موثر است. چرا که حافظه انسان براساس موقعیت و مکان شکل می‌گیرد، در نتیجه تغییر محیط مطالعه، میزان به خاطر سپردن چیزهایی که یاد گرفته‌اید را افزایش خواهد داد.

مطالعه و انجام تکالیف گروهی

هیچ وقت قدرت هم‌کلاسان و هم گروه‌های خود را دست کم نگیرید، به ویژه وقتی که بر روی یک مسئله دشوار کار می‌کنید. تقسیم مسوولیت یکی از راه‌های موثر جهت فائق آمدن بر مشکلات و کاهش حجم کاری و درسی می‌باشد و به شما اطمینان می‌دهد که درس را بهتر بفهمید. این فعالیت گروهی ممکن است حتی منجر به پیدا کردن یک دوست جدید شود.

استفاده از کارت‌های فلش

بعضی وقت‌ها بهترین شیوه، همان شیوه‌ای است که همیشه از آن استفاده می‌شود. درست است که کارت‌های فلش قدیمی هستند، اما هنوز وسایل خوب و قابل اتکایی به شمار می‌آیند. نوشتن نکته‌ها، تعاریف و توضیحات بیش از یک بار، به نقش بستن اطلاعات در حافظه کمک می‌کنند. ضمن اینکه این کارت‌ها، یک وسیله بسیار عالی جهت یادآوری و تداعی تعریف‌ها نیز می‌باشند.

هر چقدر هم که از امتحان تنفر داشته باشید، مطالعات نشان می‌دهد که یک ارزشیابی جدی مانند امتحان، نه تنها مۆید میزان دانش دانشجویان است، بلکه می‌تواند کیفیت و ارزش علمی دانشجویان را نیز افزایش دهد.

امتحان دادن

هر چقدر هم که از امتحان تنفر داشته باشید، مطالعات نشان می‌دهد که یک ارزشیابی جدی مانند امتحان، نه تنها مۆید میزان دانش دانشجویان است، بلکه می‌تواند کیفیت و ارزش علمی دانشجویان را نیز افزایش دهد. آزمون‌های متناوب به یادگیری دوباره و به خاطر آوردن اطلاعات ما کمک می‌کند.

خوابیدن

یک ذهن خسته، ذهنی کند است. پس به اندازه کافی بخوابید و شاهد افزایش معدل درسی خود باشید.

خود را فقط در گروهی خاص قرار ندهید

دانشجویان، اغلب خود را در یک دسته خاص طبقه‌بندی می‌کنند. مثلاً خود را دانشجوی دارای هوش دیداری یا دارای هوش شنیداری قلمداد می‌کنند، یا اینکه برخی معتقدند طرف چپ مغزشان فعال‌تر است و برخی دیگر می‌گویند که طرف راست مغزشان فعال‌تر است. تحقیقات نشان می‌دهد که این طبقه‌بندی‌ها به میزان زیادی همراه با خطاست. بهترین شیوه این است که به جای نگرانی درباره اینکه در کجای فرآیند یادگیری قرار دارید، مناسب‌ترین شیوه یادگیری را مطابق با توانایی‌های خود پیدا کنید.

 

حضور در کلاس

شاید این مسئله بدیهی و واضح باشد. اما سخنرانی‌های طولانی استادان و زمان شروع کلاس‌ها در ساعات اولیه صبح، اغلب باعث شده است که شرکت در کلاس تا حدودی سلیقه‌ای شود.

بهترین شیوه برای آمادگی در امتحانات، حضور در کلاس درس است. در این صورت می‌توانید با سلسله مراتب درسی آشنا شده و از مطالبی که از آن‌ها امتحان گرفته می‌شود، مطلع شوید.

 

خود را غرق جزوه‌های متعدد نکنید

با توجه به این ضرب‌المثل قدیمی که کیفیت بهتر از کمیت است، یافته‌های دانشمندان نشان می‌دهد که غرق شدن در خیل عظیم جزوه‌ها و کتاب‌های درسی متعدد، شیوه موثری برای یادگیری نیست. بلکه بهترین شیوه، تمرکز بر روی یک موضوع و وقت گذاشتن بر روی آن تا زمان تسلط کامل بر روی مطالب موجود در آن کتاب است. همیشه سعی کنید کمتر بین موضوعات مختلف گشته و منبع خود را تغییر دهید. به عبارت ساده‌تر، از این شاخه به آن شاخه نپرید، در این صورت کمتر خسته شده و بیشتر یاد می‌گیرید.

منظم باشید

تنها چیزی که از داشتن یک ضرب‌الاجل زمانی بدتر است، از دست دادن این ضرب‌الاجل می‌باشد. پس سعی کنید همیشه منظم باشید و از تعلل و به تعویق انداختن وظایف خود اجتناب کنید.



تاريخ : پنجشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۱ | ٢:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
پژوهشگران طی زمان با کودکانی مواجه می‌شوند که از نظر وضعیت بینایی، شنوایی و هوش بهنجار هستند، ولی نمی‌توانند یاد بگیرند. با وجود مطالعات فراوانی که در این زمینه صورت گرفته، اما هنوز شناسایی این اختلال با نوعی مشکل همراه است. حتی در مواردی نا آگاهی و ناآشنایی‌های معلمان، مسئولان و والدین سبب می‌شود این کودکان به اشتباه به مدارس استثنایی فرستاده شوند.در این میان سوالات زیادی درباره این کودکان وجود دارد که بسیاری از والدین پاسخ درست آنها را نمی‌دانند.

چه رابطه‌ای بین بیش‌فعالی و اختلال یادگیری وجود دارد؟

در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری، بیش‌فعالی نسبتا شایع است. داده‌های موجود حاکی است حدود 15تا30 درصد کودکان دچار اختلال یادگیری همزمان دچار بیش‌فعالی هستند. ممکن است این کودکان علائمی مانند بی‌توجهی، تغییر سریع توجه، حواس‌پرتی، تکانشی بودن، پرفعالیتی، اشکال در پردازش گفتار و کمبود دقت در کپی کردن داشته باشند.

در گذشته روان‌شناسان به همراه بودن بیش‌فعالی کودکان با ناتوانی یادگیری تاکید می‌کردند، در حالی که امروزه علاوه بر آن نقایصی مربوط به توجه و تکانشگری نیز به عنوان مشکلات همراه مورد بررسی قرار می‌گیرد. این کودکان ممکن است بسختی برای مطالعه و یادگیری تمرکز کافی داشته باشند. شواهد پژوهشی نشان داده‌اند، درمان‌های دارویی بویژه مصرف ریتالین در بهبود عملکرد تحصیلی این کودکان تاثیر داشته است.

چگونه می‌توان اختلالات یادگیری را از سایر اختلالات تمیز داد؟

تشخیص افتراقی اختلال یادگیری از سایر اختلالات اهمیت ویژه‌ دارد. گاهی اوقات به علت تشابهات فراوانی که میان برخی اختلالات وجود دارد، ممکن است به کودک برچسب اشتباهی زده شود، در نتیجه کودک از مسیر صحیح درمان دور می‌شود. برخی اختلالات و بیماری‌هایی که گاهی با این اختلال اشتباه گرفته می‌شوند، عبارت است از:

عقب‌ماندگی ذهنی:

کودکان مبتلا به عقب‌ماندگی ذهنی همانند کودکان با اختلال یادگیری، ویژگی‌هایی مانند مشکلات زبانی،مشکلات ادراکی و بیش‌فعالی از خود بروز می‌دهند، اما کودکان عقب مانده ذهنی برخلاف کودکان دارای اختلال یادگیری، در تمام زمینه‌ها رشد کندی دارند. آزمون‌های هوشی می‌تواند تا حدودی این مساله را روشن کند.

اختلالات هیجانی ـ رفتاری:

اگرچه تشخیص مشکلات هیجانی و رفتاری از اختلال یادگیری بسیار دشوار است، ولی اگر کودک، انگیزه کافی برای ادامه تحصیل داشته باشد، می‌توان اختلال یادگیری را تشخیص داد.

اختلال نقص توجه ـ بیش‌فعالی(ADHD):

چون مبتلایان اختلال یادگیری و اختلال ADHD، دچار مشکلات توجه و پرتحرکی هستند و از مهارت‌های سازماندهی برخوردار نیستند، بسختی از هم تشخیص داده می‌شوند. با این همه، اگر پیشرفت تحصیلی کودک همسطح با توانایی‌ فردی او باشد و میان آنها تفاوت زیادی وجود نداشته باشد، به عنوان اختلال نقص توجه ـ بیش‌فعالی شناسایی می‌شوند. گاهی این دو اختلال با هم دیده می‌شود که بدیهی است برای هر دو باید مداخلات درمانی انجام گیرد.

اختلالات یادگیری چه موقع ظاهر می‌شود؟

بنابر اظهارنظر برخی پژوهشگران، مشکلات یادگیری در کودکان ممکن است در کلاس اول مشاهده شود؛ همان زمانی که کودک در موقعیت‌های گروهی و آموزشی قرار می‌گیرد و نسبت به سایر همکلاسی‌های خود در انجام تکالیف درسی دچار مشکل می‌شود. گاهی برخی کودکان - بخصوص اگر هوش بالایی داشته باشند - در مقاطع پایین تحصیلی (دوره ابتدایی) با استفاده از حافظه و حدس، ناتوانی در خواندن را جبران می‌کنند. در چنین مواقعی، اختلال ممکن است تا کلاس چهارم یا بیشتر آشکار نشود.
به هر حال، هنگامی باید تشخیص اختلال یادگیری گذاشته شود که کودک حداقل دو سال در مدرسه حضور داشته باشد و در این صورت مشخص می‌شود با آموزش‌های ارائه‌شده در مدرسه، هنوز از یادگیری ناتوان است یا نه. باید اطمینان حاصل شود که بخصوص در مورد ریاضی با وجود آموزش عمومی در کلاس و آموزش انفرادی توسط مادر یا معلم، عملکرد کودک قابل قبول است.

آیا اختلال یادگیری را می‌توان قبل از سن مدرسه تشخیص داد؟

بیشتر پژوهشگران بر این باورند که برای تشخیص اختلال یادگیری باید تا کلاس دوم دبستان صبر کرد تا کودک برای آموزش‌های مناسب در مدرسه فرصت کافی داشته باشد. اغلب در سنین پیش از دبستان، نشانه‌های اولیه‌ای از ناتوانی‌ها وجود دارد که ممکن است توجه والدین را به خود جلب کرده باشد. در چنین مواقعی اگر این علائم درمقایسه با سن، وضعیت آموزشی یا توانایی‌ شناختی کودک قابل انتظار نباشد، به احتمال زیاد می‌تواند نشان‌دهنده اختلال یادگیری باشد. برای تشخیص زودهنگام این اختلال، کودک باید توسط یک درمانگر مجرب ارزیابی شود.

چه عواملی در تشخیص زودهنگام اختلال یادگیری موثر است؟

وجود هر یک از علائم هشداردهنده اولیه درکودک به طور قطع سبب ایجاد اختلال یادگیری نمی‌شود، ولی پیگیری زودهنگام و برنامه‌ریزی مناسب برای این کودکان که در معرض خطر هستند، نه‌تنها می‌تواند شکست‌های تحصیلی را کاهش دهد، بلکه در حد وسیعی از بروز آن پیشگیری می‌کند. این کودکان ممکن است یک یا چند مورد از این علائم را داشته باشند: دیرتر از کودکان همسن خود صحبت کنند، در یادگیری لغات جدید کند باشند، در تلفظ کلمات با مشکل روبه‌رو باشند، قادر به یادآوری صحیح واژه‌ها نباشند، در فراگیری مهارت آگاهی واج شناختی( مهارت زبانی) متناسب با سن دچار مشکل باشند، در یادگیری الفبا، شماره‌ها، روزهای هفته و رنگ‌ها ناتوان باشند، قادر نباشند دستورها یا قواعد چند مرحله‌ای را دنبال کنند، در تعریف یا بازگویی داستان‌ها،ترتیب و توالی صحیح را رعایت نکنند، در کسب مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت دچار تاخیر باشند، در کسب مهارت‌های شناختی مانند توانایی فکر کردن و حل مساله و... تاخیر داشته باشند و دارای تعامل مناسب با همسالان نباشند و پاسخ‌های مناسب عاطفی به آنها ندهند.

آیا اختلال یادگیری درمان می‌شود؟

برخی دانشمندان بر این باورند که مغز می‌تواند تغییر کند. علم گام‌های بلندی در درک عملکرد‌های درونی مغز برداشته و کشف مهمی به نام ترمیم‌پذیری اعصاب را به ارمغان آورده که امید تازه‌ای برای درمان ناتوانی‌ها و اختلالات یادگیری است. ویژگی ترمیم پذیری اعصاب به عملکرد طبیعی مغز اشاره دارد که توانایی مادام‌العمر برای تغییر سه چهارم به شکل ارتباطات عصبی جدید و به وجود آوردن سلول‌های مغزی تازه را در پاسخ به تجربه و یادگیری دارد. برای درک این مساله بهتر است از تلفن استفاده کنیم. اگر خطوط تلفن در منطقه خاصی از شهر خراب شود، شرکت تلفن با سیم کشی مجدد، خرابی‌ها را برطرف می‌کند. به طور مشابه سیم‌کشی معیوب مغز، خطوط معمولی ارتباطات را مختل می‌کند و این امر به آسانی باعث اختلال در پردازش اطلاعات می‌شود، ولی مغز می‌تواند تحت شرایط مناسب یادگیری و با سازماندهی مجدد، اتصالات عصبی جدیدی به وجود آورد. بنابراین در افرادی که اختلال خواندن و نوشتن دارند، مغز می‌تواند با ارتباطات عصبی جدید مهارت‌های خواندن و نوشتن را تسهیل کند. بر اساس DSM-TV ، در مواردی که شدت اختلال خفیف باشد و آموزش‌های کمکی بموقع شروع شود، می‌توان تا اواخر سال اول یا دوم دبستان مشکل را حل کرد. در موارد شدیدتر بسته به الگو و شدت نقایص، آموزش ویژه و کمکی ممکن است تا اواخر دبیرستان نیز ادامه یابد. هدف والدین و درمانگر از درمان باید این باشد که مهارت کودک را به بالاترین سطح ممکن برسانند و در حد توانایی کودک از او انتظار پیشرفت داشته باشند.

 

الهه اکبری

 

 عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

 


تاريخ : سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ | ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

حفظ و نگه داری مطالب در حافظه ی بلند مدت و یادسپاری مطالب یاد گرفته شده، به اندازه ی خود یادگیری مهم است. استفاده از راهبردهای مؤثر و مفید، تقویت و حفظ و نگه داری مطلب، از نکته های کلیدی در ارتقای کیفیت اجرای هر برنامه ی درسی است. بهره گیری از ابزارهای متنوع و گوناگون آموزشی، همراه کردن آموزش با فناوری های مناسب، استفاده از رسانه های متعدد، مرور، تمرین و تکرار کافی، ارزش یابی مستمر و به جا نیز می تواند موجبات یادسپاری قوی تر را فراهم کند.

 هم چنین رعایت توالی منطقی مطالب، پیوند یا تلفیق موضوعات و مقوله های همگن و هم خوان، تصویرسازی ذهنی، ارائه ی اطلاعات و دانش بر مبنای شباهت ها و تفاوت ها، مزایا و معایب، سلسله مراتب و نظایر آن، همه به نوعی در کمک به یادسپاری مطالب سهیم و مؤثر هستند. نکته ی قابل توجه ی دیگر در زمینه ی یادسپاری خوب مطالب، توجه ی هم زمان به ابعاد شناختی، عاطفی و روان – حرکتی موضوع یا مطلب مورد یادگیری است. برخورداری از احساسات و عواطف خوب و مثبت، مشوق و برانگیزاننده و لذت بخش و عاری از تهدید و ترس به هنگام یادگیری، بسیار مؤثرتر از داشتن حالات احساسی بد و منفی، غم افزا و دلسرد کننده عمل می کند و موجبات یادسپاری قوی را فراهم می سازد. جای شبهه نیست که یادگیری توأم با عمل، کار یدی و دست ورزی، بهره گیری از ابزارهای رسانه ای و رایانه ای، بسیار ماندگارتر و باثبات تر از یادگیری نظری و ذهنی است.



تاريخ : شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تکالیف یادگیری و فعالیت های مختلف امکان آن را فراهم می کنند که چشمه های زلال اندیشه در دل فعالیت های آموزشی به جوش آید و راهبردهای گوناگون به کارگیری آموخته ها در جریان زندگی برای مساله واقعی و تولید مساله های پیشبرنده ظهور یابد.

برای ارزشیابی مستمر لازم است باور کنیم که اهداف آموزشی فقط در چارچوب دانستنی ها نمی گنجد. تردیدی نیست که در هر موضوع درسی، دانش آموزان لازم است اطلاعات، اصول و قوانین پایه را بیاموزند اما بیش از آن "آموختن راه یادگیری" و "یادگیری برای دانستن" اهمیت دارد. و این مهم یکی دیگر از ستون های اصلی آموزش و پرورش است که فراگیران را به یادگیرندگانی مادام العمر بدل می کند و فرصت رویایی با چالش هایی را که برخاسته از دنیای به سرعت در حال تغییر است ایجاد می کند.



تاريخ : شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یادگیری واقعی در پرتو مشارکت فراگیران در تولید مفاهیم آموزشی شکل می گیرد.

فرایند فعال یادگیری فرایند درک و فهم است. یادگیری از طریق انتقال صورت نمی پذیرد. دانش ها فرایند هایی نیستند که تولید شده باشند و اینک از طریق جریان آموزش لازم باشد آن ها در اختیار مصرف کنندگان (فراگیران) قرار دهیم.

 فرایند فعال یادگیری فرایند درک و فهم است.

تدارک فرصت های مناسب و فعالیت های در خور که با مدیریت خودورزانه معلم فراهم می گردد موجب می شود که دانش آموزان با استفاده از آگاهی و آموخته های پیشین خود به مباحثه، آزمایش و تجربه های تازه روی آورند و به این ترتیب، توسعه مفاهیم و آفرینش مفاهیم تازه که هدف اصلی آموزش و پرورش است توسط خود دانش آموزان صورت می گیرد و یادگیری معنا دار می شود.



تاريخ : چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

منابع یادگیری غیر رسمی معمولاً از چهار جنبه ی زیر به دست می آید:

• جنبه ی شخصی:

یادگیری غیر رسمی می تواند در یک جنبه ی شخصی، به دور از سیستم آموزش سازمان یافته، اتفاق افتد که به پیشینه ی تجربه های فراگیرنده، دانش قبلی او، علاقه ها، مهارت های اجتماعی و مهارت هوشی او مربوط است. هم چنین با دست رسی به تکنولوژی آموزشی، محیط ها ی یادگیری شخصی برای هر شخص که می خواهد یادگیری اش را سامان دهد، توسعه یافته اند.

 • جنبه ی فرهنگی – اجتماعی:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

موزه ها، کتاب خانه ها، برنامه های رادیو، تلویزیون و اینترنت، چالش شگفت انگیزی را در قرن حاضر ایجاد و آموزش و تدریس را دگرگون کرده اند. اما در عین حال به نظر می رسد، در طول زمان، همواره بعضی از آن ها به عنوان اشیای هنری، از زندگی روزمره بیرون کشیده و از آن جدا شده اند.دگیری انتخاب آزاد، به نوعی، یادگیری غیر رسمی است که در یادگیری افراد تأثیر شگفت انگیزی دارد و امری حیاتی است که خارج از مدارس و محل کار اتفاق می افتد. زیرا افراد خود انتخاب میکنند که چه چیزی را و چگونه یاد بگیرند. به اعتقاد رومارسس «بهترین معلومات ما آن هایی هستند که خود به شخصه فرا گرفته ایم».

 رای مثال، اگر شخصی بخواهد در مورد هنر یاد بگیرد، می تواند به موزه ی هنر برود و یا کتابی را از کتاب خانه امانت بگیرد و مطالعه کند. اگر می خواهد در مورد طبیعت بداند، می تواند به نزدیکترین پارک محله ی خود برود.

 



تاريخ : شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠ | ٥:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

گاهی اوقات در محیط های دانشگاهی، شاهد دانشجویانی هستیم که با بالابردن دست سؤال می کنند: «ببخشید استاد، این قسمت جزو آزمون پایان ترم هست یا نه؟»

 دلیل آشکارش این است که اگر موضوع مورد نظر در امتحان پایان ترم نیاید، دانشجو اجباری در یادگیری آن موضوع ندارد و در یادگیری مختار است. این مثال، تفاوت بارز یادگیری غیر رسمی با رسمی است. یادگیرنده مختار است، خودانگیخته است و خواستار یادگیری موضوعاتی است که اطلاعات او را از جهان اطرافش کامل می کند. بنابراین، احتمال این که مطالب آموخته شده از یادگیری غیر رسمی، بعد از امتحان پایان ترم فراموش شود، اندک است، زیرا آن یادگیری پایانی ندارد. شناخت این موضوع، ما را برای تفاوت قائل شدن بین یادگیری غیر رسمی و رسمی یاری می کند.



تاريخ : چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ | ٧:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خرد متعارف می گوید، تجربه بهترین آموزگار است و آدمی شاگردی است که مشکلات او را آموزش می دهند. در عین حال ، اغلب اوقات افراد از موفقیت ها، شکست ها و یا تجربیات خود چیزی نمی آموزند. گرچه آنان درباره ی تجربه سخن می گویند، اما اکثراً برای آموختن درس های مناسب، موفقیت چندانی نداشته اند. آن ها نمی پرسند: «این واقعه چه چیزی را به ما می آموزد؟» به اعتقاد رالف والدوامرسن «هر کس که آموزش روزگار او را نرم و دانا نکند، هیچ دانا را در آموزش به او رنج نباید بردن که رنج او ضایع است.»



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ | ٥:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بیش از 75 درصد از یادگیری هایی که در کودکان و بزرگسالان رخ می دهد (که غالباً خیلی هم با ارزش هستند)، یادگیری غیر رسمی است که بر اساس نیازها و علاقه های یادگیرنده هدایت می شود. مادامی که با دوستان و خانواده در تعامل هستیم، از موزه ها، کتاب خانه ها و پارک ها دیدن می کنیم، تلویزیون تماشا می کنیم و مشغول کتاب یا روزنامه خواندنیم، درگیر یادگیری غیر رسمی هستیم. به گفته ی ویکتور هوگو، «هر حکایت دل نشینی و هر شعر زیبایی، سرشار از آموزش است.»



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠ | ٧:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()