دانش آموزان دوره ابتدایی که در خرداد ماه  سطح دست یابی نیاز به آموزش و تلاش بیشتر در کارنامه خرداد آن‌ها درج می شود ، نیاز به افزایش طول دوره تحصیلی  را دارند؛ این قبیل دانش آموزان  فرصت دارند تا 15 شهریورسطح دستیابی خود را تغییر دهند .

ضمن اینکه بر اساس مصوبه جدید شورای عالی آموزش و پرورش در صورتی که دانش آموزی  در دو درس فارسی و ریاضی به صورت همزمان تا 15  شهریور ماه  نتواند  یکی از سطوح خیلی خوب، خوب و یا قابل قبول را کسب کند، در آن سال، نیاز به افزایش طول دوره تحصیل به قدر یک سال تحصیلی دیگر را دارد ؛به عبارتی این گروه از دانش آموزان تکرار پایه خواهند داشت ؛این وضعیت چنانچه بیش از دو درس  در  سایر  دروس باشد با نظر شورای مدرسه تعیین تکلیف خواهند شد .



تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤ | ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فرزند شما بیش از 3‌ ماه مشغول تفریح و سرگرمی بوده و عملا هر کاری که مایل بوده انجام داده است.
انجام مجدد وظایف مدرسه الزاما برایش خوشایند نیست. برای پشت سر گذاشتن این مشکل کوچک نیازمند آن است که شما کمی بیش از معمول در اختیارش باشید و با تمام محبت‌تان او را در بر گیرید. در اینجا 10 توصیه برای ورود به مدرسه بدون استرس را پیشنهاد می‌دهیم.

 

1- او را به ساعت جدید عادت دهید.

بعد از آن میهمانی‌های تابستانی و تا ظهر خوابیدن‌ها، فرزند شما نیازمند آن است که دوباره به ریتم جدیدی عادت کند. چند روز قبل از ورود به مدرسه، از او بخواهید که شب‌ها زودتر به رختخواب برود و صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شود. بهتر است که دیرتر از 9 ‌شب به رختخواب نرود و نیم ساعت هم به مطالعه در رختخواب اختصاص دهد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٤ | ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

 

قبل از شروع هر آموزشی لازم است نکات مهمی را درباره آموزش‌های فرزندتان بدانید که توجه به این نکات به اندازه خود آموزش‌ها مهم هستند حتی شاید گاهی همین نکات بتوانند راهنمای شما برای آموزش درست و اصولی فرزندانتان باشند. اینکه بسته‌ها و کلاس‌هایی که نام‌شان در تبلیغات به چشمتان می‌خورد یا در مهدکودک کمک گرفتن از آن ها را به شما توصیه می‌کنند تا چه اندازه می‌تواند به تقویت هوش، حافظه یا خلاقیت کودکتان کمک کند را از سه روانشناس پرسیدیم. در ادامه این مطلب می‌توانید نظر آن ها را درمورد مناسب‌ترین زمان و شرایط برای آموزش کودکتان بخوانید



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

دنیای کودکی بدون بازی و خیال اصلا معنا و مفهومی ندارد و تمام کودکان دنیا از بازی لذت می برند اما در این میان یک تفاوت عمده وجود دارد؛ نوع بازی کودکان! بازی های بچه های دیروز تیله بازی و الاکلنگ و گرگم به هوا بود، در حالی که بچه های امروز بازی با تبلت و رایانه را بیشتر ترجیح می دهند.

 بازی های دیروز خیلی ساده بودند اما خیلی از بازیکنان آن که امروزه آدم های موفقی شده اند، آثار تربیتی و اجتماعی آن بازی ها را مثبت ارزیابی می کنند. در «پرونده خانواده» این هفته، آثار تربیتی و اجتماعی بازی های قدیم و جدید را با هم مقایسه کرده ایم و کارشناسان «سلامت» نیز از روزهای کودکی خود برایمان گفته اند.

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

۵. هر روز عشق شان را به کودک نشان می دهند.


همه ما گاهی اوقات بیش از حد مشغول هستیم و خیلی آسان است که فراموش کنیم زمانی را برای نشان دادن احساساتمان به کودک در نظر بگیریم. کارهای کوچک مثل نوشتن یک یادداشت کوتاه و قرار دادن آن در کیف غذای کودک می تواند ارتباط شما را عمیق تر و نزدیک کند و به کودک نشان دهد که چه قدر به او عشق می ورزید.

 ۶. وقتی اشتباه می کنند، معذرت خواهی می کنند.

احتمالا به کودک یاد داده اید که به اشتباهاتش اعتراف کند و به خاطر انجام آن ها معذرت خواهی کند و تلاش کند آن را جبران کند. والدین هم از این قاعده مستثنی نیستند. والدین خوب می دانند که امکان دارد همه پدر و مادرها اشتباه کنند و از اشتباهاتشان درس بگیرند و به کودکان نشان بدهند که باید مسئولیت اشتباهاتشان را گردن بگیرند.

۷. نظم و انضباط
نظم و انضباط نه تنها بهترین چیزی است که می توانید به کودک بیاموزید، بلکه روشی برای کسب اطمینان از پرورش کودکی است که در آینده شادتر خواهد بود. چرا آموزش نظم و انضباط به کودکان تا این حد مهم است؟ کودکانی که آموزش نمی بینند، بیشتر احتمال دارد که لوس، متوقع، ناسپاس و حریص می شوند و تعجبی ندارد اگر در آینده، برای پیدا کردن دوست و شاد بودن در زندگی دچار مشکل شوند.

 ۸. به نیازهای کودک توجه می کنند.

به جای در نظر گرفتن آنچه که خودشان برای کودک می خواهند، به نیازهای کودک توجه می کنند. ممکن است کودک شما بیشتر ترجیح بدهد به تنهایی مشغول خواندن کتاب شود و دوست نداشته باشد در معرض توجه قرار بگیرد. در حالی که تشویق کودک به امتحان کردن چیزهایی که می تواند او  را از پناهگاه امنش بیرون بکشد، بسیار خوب است، (گفتن اینکه «تا وقتی کاری را امتحان نکرده ای، نمی توانی متوجه شوی که آن را دوست داری یا نه» می تواند گاهی اوقات مفید باشد، خصوصا در مورد کودکانی که در حال کشف خود و خواسته ها و علایقشان هستند)، اما والدین باید مواظب باشند که کودک را صرفا به تلاش برای تجربه های جدید و نه برای تبدیل شدن به آنچه خودشان می خواهند، به انجام کاری تشویق کنند.

 ۹. همیشه می دانند که کودک با چه کسانی و مشغول انجام چه کاری است.
دوستان کودک شما چه کسانی هستند؟ والدین آن ها چه ویژگی هایی دارند؟ وقتی فرزند شما برای بازی به خانه دوستش می رود، با چه کسانی رو به رو می شود؟ این سوالات و سؤالات دیگر نه تنها برای حفظ امنیت کودک ضروری هستند، بلکه به شما کمک می کنند تا از تجربیات و روابط کودک با خبر باشید.

  ۱۰. مهربانی، احترام و همدلی با دیگران را به کودک می آموزند و به او یاد می دهند در مورد آنچه دارد، سخاوتمند و سپاسگزار باشد

جای هیچ شکی نیست که همه ما می خواهیم کودک نمره های خوب بگیرد، در کلاس موسیقی، ورزش و فعالیت های دیگر جایزه بگیرد و در آینده موفق باشد اما اگر فراموش کنید «خوب بودن» را به کودک یاد بدهید، احتمال کمتری دارد که حتی در صورت کسب موفقیت های متعدد در آینده، شاد و رضایت مند باشند.

 

۱۱. با هم خندیدن، وقت گذرانی با یکدیگر و ارتباط مثبت را فراموش نمی کنند.
والدین خوب در همه حال و هر روز، زمانی را برای بازی کردن، دوچرخه سواری، آشپزی کردن، فیلم دید و یا خواندن یک کتاب خوب اختصاص می دهند و همیشه راهی را برای ارتباط با کودک و وقت گذرانی با او پیدا می کنند.

 

۱۲. حرف می زنند و گوش می کنند.

معمولا والدین بیشتراوقات به جای حرف زدن با کودک، خطاب به کودک حرف می زنند
گوش دادن به کودک را تمرین کنید و زمانی که با شما حرف می زنند، به آن ها توجه کنید. با توجه کامل به کودک، به او نزدیک تر می شود و بیشتر از افکار و احساسات کودک آگاه می شوید و از همه مهم تر اینکه کودک یاد می گیرد که چطور می تواند وقتی با او در مورد چیزی حرف می زنید، کاملا به شما توجه کند.



تاريخ : دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٤ | ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ویژگی های مشترک والدین خوب کدام ها هستند؟ آیا کارهای مشخصی وجود دارند که با انجام آن ها تبدیل به والدین خوب یا بد می شویم؟ همین طور است، تعریف والدین خوب مطلق و ثابت نیست. چیزی که ممکن است به نظر یک نفر از ویژگی های والدین خوب باشد، ممکن است در قالب تعریف شخص دیگری نگنجد اما عموما این ویژگی ها و عادات در والدینی که مهارت های فرزند پروری مناسب را تمرین می کنند، قابل مشاهده هستند.

 ۱. راهنمایی و حمایت به جای فشار و تقاضا.

والدین به طور طبیعی تمایل دارند کودک موفق شود و ممکن است برای تمرین موسیقی، کسب نتایج بهتر در ورزش و یا گرفتن نمره های عالی در مدرسه، کودک را تحت فشار قرار دهند و سعی کنند با رشوه و یا حتی تنبیه او را در مسیری که می خواهند، قرار دهند. واقعیت این است، پدر و مادر خوب بودن به معنی انتظارات زیاد نیست بلکه به معنی حمایت و ایجاد انگیزه در شرایط مقتضی است.

 ۲. اجازه می دهند کودک مستقل باشد.

والدین خوب، می دانند که کودکان دوست دارند کارهایشان را به طور مستقل انجام بدهند، این کارها می تواند شامل تکالیف مدرسه، پیدا کردن دوست و یا کارهای عادی و روزمره باشد. بهترین کاری که به عنوان والدین می توانیم انجام دهیم این است که کودکان را به سمتی هدایت کنیم که خودشان بتوانند کارهایش را انجام دهند. ممکن است تشخیص اینکه چه قدر باید کمک کنیم و یا چه قدر باید به کودک اجازه بدهیم خودش به تنهایی کاری را انجام بدهد، کمی سخت باشد اما به عنوان یک قانون کلی، کمک کردن به کودک با هدف آموزش شیوه انجام کار ایرادی ندارد. با این روش، کودک سرانجام قادر به انجام مستقل همان کار خواهد بود.

 برای مثال، انجام تکالیف کودک توسط والدین و یا ایستادن کنار زمین بازی برای دیکته کردن روش بازی به هیچ وجه مناسب نیستند اما اگر به کودک نشان بدهید که چگونه می تواند روی مشکلات مربوط به تکالیفش کار کند و یا مشکلاتی را که با دوستش دارد با روش احترام آمیز حل کند، ابزار خوبی را برای آینده به او خواهید داد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بهره وری اقتصادی

 توجه هایی که موجب افزایش ظرفیت های بدنی و ذهنی کودک می شوند باعث افزایش تعداد دانش آموزان مدارس و پیشرفت و موفقیت در مدرسه و به نوبه خود موجب بهره وری بیشتر اقتصادی می شود.

 صرفه جویی در مخارج

کودکانی که آمادگی بدنی و ذهنی و اجتماعی بهتری دارند مرحله انتقال خانه به مدرسه را بهتر می گذرانند. از این رو ترک تحصیل و مردود شدن بچه ها کمتر دیده می شود و به برنامه های جبرانی کمتر هم نیاز هست و این باعث کاهش مخارج می شود.

 تقویت ارزش های اخلاقی و اجتماعی

ما ارزش های خود را از طریق کودکان منتقل می کنیم. برای نگهداری ارزش های اخلاقی و اجتماعی، باید از کودکان شروع کرد. ارزش هایی مانند همکاری، تعاون، رعایت حقوق دیگران، دفاع از حقوق خود و مراقبت از محیط زیست در سنین قبل از دبستان در کودک ریشه می دواند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٤ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کودک از ۳ سالگی آماده ورود به مهد کودک می شود. اما در این بین نگرانی والدین و وابستگی کودک، مشکلاتی پدید می آورد. به عبارتی از یک طرف والدین هنوز مطمئن نیستند کودکشان آمادگی لازم را دارد و از طرفی دیگر کودک هنوز خود را وابسته حس می کند و ممکن است نخواهد از خانواده جدا شود. البته این امر برای همه بچه ها یکسان نیست و بعضی به راحتی محیط مهد را می پذیرند و به آن دلبستگی پیدا می کنند.

 اما در مورد کودکان وابسته، کارشناسان توصیه می کنند که والدین برای حل این مشکل قاطعیت داشته باشند. اول فکر کنند چه چیزی به صلاح فرزندشان است، بعد تصمیم آخر را بگیرند. در این مورد نباید والدین احساساتی شوند، باید بتوانند گریه های کودک را موقع ورود به مهد تحمل کنند، مانند زمانی که گریه های کودک را موقع واکسن زدن تماشا می کنند. چرا که به گفته محققین" واقعاً مهدکودک مانند واکسن عمل می کند و می تواند فرزند ما را در برابر آسیب های بسیاری واکسینه کند

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤ | ۸:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از افراد پس از گذراندن یک دوره چند ماهه پراسترس در زندگی‌، دچار تیک‌های عصبی مانند پرش مکرر چشم، تکان دادن دست یا سر و... می‌شوند، اما پس از رفع اضطراب و به دست آوردن آرامشی نسبی، این تیک‌ها برطرف می‌شود.

پس می‌توان نتیجه گرفت که «تیک» یا پرش ناگهانی، سریع، غیرارادی، متناوب و تکراری یک عضله، مشکلی با ریشه‌های عصبی است. البته تیک ممکن است در یک یا چند دسته از عضلات یا یک عضو بدن ظاهر شود.

بعضی،‌ این نوع تیک‌ها را با گازگرفتن لب‌ها، کشیدن انگشتان یا حرکات غیرارادی دست‌ها، شانه‌ها یا پاها بروز می‌دهند، حتی در برخی موارد حرکاتی غیرارادی در چهره یک فرد اتفاق می‌افتد که برای دیگران خنده‌دار است، بدون آن که بدانند واکنش آنها، به تداوم این تیک‌های عصبی در شخص منجر می‌شود.

 دکتر بهروز بیرشک، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این باره می‌گوید:
در گذشته روان‌شناسان بر این باور بودند که عوامل ژنتیکی ریشه بروز تیک‌های عصبی است، اما امروزه مشخص شده که پرش‌های عصبی ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی است که تحت شرایط استرس‌زا شدت می‌گیرد.

چنین شرایطی در بسیاری موارد به برخورد اشتباه اطرافیان بستگی دارد، چراکه توجه بیش از اندازه به نوع حرکات و رفتار شخصی که دچار تیک است، به شدت بخشیدن به حرکات عصبی وی منجر می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آمادگی اجتماعی و عاطفی

بچه ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن ها در مدرسه با محیطی رو به رو می شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد. در مدرسه بچه ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند.

 آن ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن ها نیز فرق می کند. اغلب بچه ها، مدرسه را با مهارت های اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی‏کنند. این مهارت ها را می توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی ها در بچه ها فراهم شده باشد، آن ها شانس بیشتری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند.

این ویژگی ها عبارتند از:



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ | ٧:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

می توان گفت، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی ها و مهارت ها عبارتند از: بهداشت خوب و سلامت جسمانی، بلوغ فکری و اجتماعی، مهارت های زبانی، توانایی حل مسأله، تفکر خلاق، و اطلاعات عمومی درباره جهان. در حالی که به  فرزند خود کمک می کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند، به خاطر داشته باشید که:

 

  • میزان پیشرفت بچه ها متفاوت است.
  • بعضی بچه ها در بعضی زمینه ها قوی ترند.

 

همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.

 به نظر می رسد، بچه هایی که می توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند، از آمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤ | ٧:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از دغدغه‌های مهم والدین، انتخاب مدرسه خوب است. معیارهای خانواده‌های مختلف برای خوب یا بد بودن یک مدرسه متفاوت است. پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که بخش بزرگی از فکرها و دیدگاه‌های کسب ‌شده در دوران کودکی، شخصیت، دیدگاه‌ها، عادات و بنیان‌های اعتقادی، اخلاقی، ارزشی، علمی و حتی عملی انسان در بزرگسالی، در دوران دانش‌آموزی شکل می‌گیرد و بعد از خانواده مدرسه نقش مهمی در این امر دارد.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ | ٥:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

انسان بیش از تنبیه به تشویق نیاز دارد. تشویق به انسان عشق و امید و انگیزه می دهد و او را برای آینده سر شار از امیدواری می کند و احساس خوب بودن و ارزشمندی را در او بالا میبرد. اما در جامعه ما تشویق جایگاه برتری ندارد و ما بیشتر مایل هستیم از تنبیه و تحقیر استفاده کنیم تا تشویق. همین وضعیت باعث سر خوردگی و ناامیدی فرزندانمان می شود و ما با دست خود فرزندانمان را به سوی احساس حقارت سوق می دهیم و انرژی مثبت را از آنان می گیریم. تشویق اصول و قواعدی دارد که ما باید آن را خوب بدانیم تا بتوانیم خوب هم از آن استفاده کنیم.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ | ٩:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اوقات فراغت زمانی است که کودک باید آزادانه به انجام فعالیت‌های مورد علاقه خود بپردازد. تنظیم زمان و فراهم کردن اوقات فراغت برای کودکان به‌عهده بزرگسالان است.
همه ما فصل تابستان را فصل تعطیلی مدارس می دانیم در حالی که امام خمینی (ره) با یک جمله کوتاه اما زیبا به تعطیلی مدارس معنا بخشیده و فرموده:« مدارس تعطیل می شود اما تعلیم و تربیت هرگز تعطیل نمی شود.» با تکیه بر این کلام پرمعنا باید برای ایام تابستان کودکانمان برنامه ریزی صحیح و درست داشته باشیم.
* کودکان برای رشد خود به تحرک و بازی نیاز دارند. تحرک رمز سلامت کودکان است. بازی‌های پرتحرک سبب تخلیه هیجانی و در نتیجه آرامش کودکان می‌شود.
* جهت پر کردن اوقات فراغت بچه ها نباید آن ها را با اصرار به کلاس فرستاد، بلکه می‌توان از خودشان پرسید که چه چیزی خستگیشان را برطرف می‌کند و آن ها را به سمت کارهای مورد علاقه‌شان سوق می‌دهد.
* اوقات فراغت به نظر بعضی از والدین و مسئولان چیزی زاید‏‎ ‎است‎ .‎طبیعی است که اگر برای اوقات فراغت بچه‌ها هدف‌گذاری نشود، به طور حتم این اوقات زاید به نظر می‌رسد و والدین روزشماری می‌کنند که تابستان هرچه زودتر‎ ‎به پایان برسد‎.‎

 * یکی از روش هایی که می‌تواند اوقات فراغت افراد جامعه را زیر پوشش قرار داده و بسیاری از ضعف ها و کمبودهای جسمانی و روانی را رفع و درمان کند، ورزش و تفریحات سالم است.

* تربیت بدنی و ورزش گذشته از جبران ضعف ها و حفظ تندرستی افراد، آنان را برای زندگی، تلاش و اهداف مشترک آماده می‌سازد. این امر در ایجاد هماهنگی حرکت مشارکت نموده و به پیشگیری و تنظیم اضطراب و افسردگی کمک می‌کند.‏



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤ | ٤:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش والدین برای پرکردن اوقات فراغت کودکان درتابستان:

 مادر احسان شروع به خواندن برنامه‌ی بلندبالایی که ازقبل تدارک دیده بود نمود: صبح روزهای زوج کلاس شنا، عصر روزهای زوج کاراته، روزهای فرد هم تقویتی زبان، ریاضی و... احسان که گیج و سردرگم شده بود با ناراحتی به مادر نگاه می‌کرد!

 

پدر که درحال مطالعه روزنامه بود سراز روی روزنامه برداشت و تنها با یک کلام تمام حرف های ناگفته پسرش رابر زبان آورد:  " فکرنمی کنی با این برنامه ریزی بی هدف بچه رو از علاقه ش دورمی کنی؟"

باحرف پدر، چشم های احسان ازشادی برقی زد و گفت: "آره بابا جون، من دوس دارم برم کلاس رباتیک. تازه مدرسه هم یه دوره ی آموزشی رباتیک توی تابستون گذاشته و..."

 

مادراحسان که گویی ازحرف های آن ها تعجب کرده بود حرف پسرش را ناتمام گذاشت:" مگه نمی‌بینی پسرعمه ات تابستونا ده جور کلاس مختلف می ره؟ من کلی رو این برنامه فکر کردم."

پدرسری تکان داد و گفت:" اما این مهمه که احسان به کاری که می خواد دنبال کنه علاقمند باشه نه این که با اجبار وقت فراغتش پر بشه..."



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ | ۸:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

حداقل به چهار دلیل سعی نکنید آموزش الفبا و مبانی ریاضی را پیش از دوره دبستان و پیش دبستانی شروع کنید:

 1. این سنین، دوران بازی و جست و خیز بچه هاست، کودک را از درس خسته نکنید.

 2. یادگیری الفبا سبب می شود کودک از ابتدای دوران مدرسه، از بیشتر بچه‌ها جلوتر باشد و از کلاس و درس زده شود و حتی ممکن است به عنوان دانش‌آموز نا آرام و نامنضبط شناخته شود. چرا که به دلیل تکراری بودن مطالب خود را با حرف زدن یا شوخی کردن با دوستانش سرگرم می کند.

 3. سیستم آموزش موجود در مدارس ما جوابگوی پیشرفت کودک شما نخواهد بود و او ناخواسته از این سیستم طرد می شود. این امر انگیزه تحصیلی دانش آموز را پایین می آورد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٤ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تشکیل کلاس‌های تقویتی، به خصوص در فصل تابستان، ریزه‌کاری‌هایی دارد که باید مورد توجه برگزار کننده و آموزگار کلاس قرار گیرد. توجه به این نکته‌ها می‌تواند به تقویت کلاس‌های تقویتی و پربار کردن این دوره‌ها بینجامد. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، راه کارهایی را در این زمینه ارائه داده است:

 برنامه کلاس باید تاحد ممکن طوری ارائه شود که برای آموزش کفایت کند. از این رو، معلم نباید به امید همکاری والدین فراگیرندگان یا با وجود معلم‌های خصوصی و جزوه‌های آموزشی، کم‌کاری کند.

 عده‌ای از افراد کلاس و گاهی همه فراگیرندگان، نیازمند یک برنامه آموزشی اضافی هستند تا خود را به برنامه آموزشی از پیش طراحی شده برسانند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٤ | ٤:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٤:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

یک سال درس و مشق می خوانند، اما یک هفته پس از امتحان آخر سال، دیگر چیزی را به یاد نمی آورند، این حکایت درس خواندن این روزهای دانش آموزان و دانشجویان کشور است، سیستم آموزشی آن ها را طوری تربیت کرده که فقط شب امتحان درس می‌خوانند و نتیجه این برنامه‌ریزی اشتباه سبب شده که دانش‌آموزان مسایل درسی خود را آن‌طور که باید و شاید یاد نگرفته و با حفظ کردن محتویات کتاب درسی فقط برای به دست آوردن نمره قبولی تلاش کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۳:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

   رشد هیجانی برای همه‏ ی انسان‏ها یک چالش به‏ شمار می‏رود. کودک درزمانی کمتر از یک دهه، از حالت درک هیجانی محدود، به فردی تبدیل می‏شود که از لحاظ هیجانی پیچیده است. با افزایش سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و نیز مطالبات برای تعدیل تظاهرات هیجانی افزایش می‏یابد.

 تعجب‏ آور نیست که بعضی از کودکان درگیر این چالش‏ها می‏شوند و اختلالات هیجانی را تجربه می‏کنند. یکی از انواع اختلالات هیجانی اختلال اضطرابی است که می‏تواند در صورت مزمن شدن موجب بروز مشکلاتی در زندگی بزرگسالی شود (کندال، 2003).

اضطراب امتحان یکی از شایع‏ترین اختلالات اضطرابی است که دانش ‏آموزان به آن مبتلا هستند به‏ طور کلی کمتر کسی است که در طول دوران تحصیل خود حالت‏های اضطرابی را تجربه نکرده باشد و یا با آن آشنا نباشد. دانش‏ آموزان کم‏ وبیش با این حالت‏ها دست به گریبان هستند جهت آشنایی بیشتر با علائم_ سبب‏ شناسی و راهبردهای مقابله‏ای با آن به این موضوع خواهیم پرداخت.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٥:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی و جنس

 تفاوت و ویژگی های رفتار ریاضی در دو جنس امری است که مورد علاقه پژوهشگران آموزشی ریاضی است.

 واقعاً زن بودن یا مرد بودن چگونه ممکن است بر عملکرد افراد در دروس مختلف ریاضی مؤثر افتد ؟ آیا اصولاً پسران به لحاظ طبیعت و فرصت های اجتماعی در انجام فعالیت های ریاضی بر دختران برتری دارند ؟

 آیا جنبه های مختلف زیستی ، روان شناختی و حالات مختلف هیجانی از جمله اضطراب و اطمینان ریاضی هیچگونه تفاوتی را در رفتار ریاضی زنان و مردان نشان نمی دهد ؟

 در این خصوص دستاوردها و مناقشات علمی فراوان است اما در مورد اضطراب ریاضی می توان گفت که برخی از پژوهش ها از جمله پژوهش بروش ، نشان داده است که از نظر آماری به طور معناداری زنان ، در مقایسه با مردان ، نمره بالاتری را در مقیاس درجه بندی اضطراب ریاضی موسوم به MARS کسب کرده اند. به علاوه ، طبق گزارش بنسون  زنان در مقایسه با همکلاسی ها ی مرد خود در دانشگاه نمرات بالاتری را در آزمون های اضطراب کلی و اضطراب آمار و ریاضی به دست آورده اند. در عین حال لئون ، پی برد که میزان اضطراب ریاضی در دانشجویان و معلمان ضمن خدمت علوم اجتماعی ، ارتباطی با جنس افراد نداشته است ؛ بلکه باید عوامل دیگری را به منظور تبیین تفاوت عملکرد ریاضی میان زنان ومردان جستجو کرد.

 در هر حال، اگر توانایی ها و قابلیت های متفاوت ذهنی و روانی و فرصت های مختلف اجتماعی فرهنگی مردان و زنان در عرصه ی کار ریاضیات مورد تأمل قرار گیرد ، طبیعی است که ابتلای زود هنگام تر زنان به اضطراب ریاضی و تردید شان نسبت به اطمینان ریاضی را در مقایسه با مردان بپذیریم. هر چند که این امر نیازمند مطالعات بیشتری است تا معلوم شود که چگونه پیشرفت در ریاضیات تحت تأثیر اضطراب ریاضی و جنس قرار می گیرد.

 بدیهی است که دستاوردهای ناشی از چنین پژوهش هایی نتایج ارزشمندی را برای یادگیرندگان ، معلمان و برنامه ریزان آموزشی در ریاضیات فراهم خواهد آورد.



تاريخ : یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی وشیوه های اموزشی

اتخاذ شیوه آموزشی مناسب به مثابه عاملی برونی می تواند به گونه ای مؤثر در شکل دهی رفتار ریاضی دانش آموزان و دانشجویان عمل نماید. از آنجایی که رفتار ریاضی رشد یابنده و پویا محصول تعامل و تقابل مؤثر عوامل برونی و درونی است ، بنابر این شیوه آموزشی مفاهیم ومهارت های ریاضی بدون توجه به عوامل درونی ، به ویژه تفاوت های فردی یادگیرنده ها امری غیر علمی است و طبعاً بهره وری مطلوب را در یادگیری ریاضیات به همراه نخواهد داشت .

 در این میان بینش معلمان و مربیان ریاضی نسبت به حالات هیجانی و روحی شاگردان در خور اهمیت است تا با انتخاب روش مناسب آموزشی و فعالیت هاب کلاسی شایسته ، زمینه مشارکت بیشتر و مطلوبتر فراگیران خود را فراهم آورند. پس بدون تردید اقتدار علمی معلمان و شیوه آموزشی آنان در تدریس و هدایت فعالیت های ریاضی می تواند موجب تشدید اضطراب ریاضی درافراد و یا تنش زدایی آن بشود. کلوت در پژوهشی پی برد که تعامل و ارتباط معناداری بین  اضطراب ریاضی و اتخاذ شیوه آموزشی وجود دارد ؛ به طوری که دانشجویان با سطح اضطراب بالای ریاضی از شیوه توصیفی در آموزش سود بیشتری می برند ، در حالی که دانشجویان با اضطراب پایین شیوه اکتشافی را مفید تر یافته اند.

 درواقع افراد مضطرب، نیازمند آرامش بیشتر و تکیه بر مباحث خوب سازمان یافته و با طراحی شفاف تر برای یاد گیری ریاضی هستند. از این رو ، نگرش توصیفی به آموزش وتدریس با ساختارهای روشن، در محیطی با نشاط و آرام در کاهش اضطراب آنها سودمند است. برعکس ، همان طوری که قبلاً بحث شد غالب فراگیران با اضطراب اندک با برخورداری از اطمینان ریاضی بالاتر تمایل زیادتری به مناقشه های علمی و بحث و جدل با معلمان خود دارند ، در حالی که فراگیران فاقد اطمینان ریاضی از درگیر شدن با چنین کشمکش هایی که طبعاً اضطراب زا هستند بیزارند .

 بنابر این منطقی به نظر می رسد که شیوه آموزش اکتشافی ، که موجب ایجاد و  بسط  شرایط محیطی دلهره آور خواهد شد، برای فراگیرانی مناسب تر است که از اطمینان ریاضی بالاتر و در نتیجه اضطراب ریاضی کمتری برخورداند. ضمناً تشکیل گروه های کوچک کاری برای انجام فعالیت های ریاضی در میان فراگیران، میدان بحث و اظهار نظر را در بین آنان گشوده و با هدایت آگاهانه معلم ، گروه می تواند فرصت مناسبی را برای یادگیری های مشارکتی در میان هم کلاسی ها ایجاد کند و موجب رشد طرحواره های  مفهومی و آمادگی های ذهنی افراد شود. در نتیجه دانش ریاضی یادگیرنده گان گسترده تر می شود .

 بدین ترتیب در محیطی نسبتاً بی دغدغه شاید خود اتکایی و اطمینان ریاضی فراگیران افزایش یابد و درگروهی متجانس از افراد با اضطراب بالاتر این باور ایجاد شود که توانایی و قابلیت نسبی فهم ریاضی وکار ریاضی را دارند. دانش ، تجربه و هنر معلمی اقتضا می کند که با توجه به قابلیت ها و وضعیت روانی کلاس تلفیقی متعادل ومتناسب از شیوه های آموزشی شامل روش توصیفی ، اکتشافی ، کارگروهی و انجام پروژه های کوچک علمی در حوصله درس ، موجبات لذت بخشی رفتار ریاضی را  فراهم می اورد. 

 بدیهی است که لذت ناشی از مسرت بخش شدن کار ریاضی در کنترل و تخفیف اضطراب ریاضی به نحو قابل ملاحظه ای مؤثر است.



تاريخ : دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٦:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی واطمینان ریاضی

 پژوهش های بسیاری نشان داده اند که ارتباط معنا داری بین اعتماد به توانایی یادگیری ریاضی ( اطمینان ریاضی ) با پیشرفت در ریاضیات وجود دارد ، به طوری که افراد با اطمینان بالایریاضی ، رفتار ریاضی مطلوبی نیز  دارند. فنما و شرمن  نشان داده اند که اضطراب ریاضی با اطمینان ریاضی ارتباطی نیرومند ولی منفی دارد.

 افراد میدان وابسته (Field – dependent) کسانی هستند که در مسائل دارای رویکرد کلی هستند و در جداسازی عناصر و اجرا محیط و بافت اصلی خود ( تجزیه و تحلیل ساختارها ) دچار مشکل اند ؛ در حالی که افراد میدان ناوابسته دارای رویکرد تحلیلی بوده و قابلیت بیشتری در جداسازی و شناخت عناصر سازنده یک سامانه دارند ؛ در نتیجه بهتر می توانند اطلاعات و اجزای مزاحم را از عناصر مربوط و علامت دهنده تشخیص دهند.

 برخی از پژوهشگران ،دریافتند که فقدان زمینه کافی در ریاضیات برای انجام فعالیت های ریاضی و کمبود عزت نفس در ریاضی موجب تقویت اضطراب ریاضی خواهند شد. بنابر این احساس فقدان یا تردید در توانایی نسبت به انجام فعالیت های مناسب ریاضی در موقعیت های مختلف ، فرد را در معرض بروز تقویت اضطراب ریاضی قرار خواهد داد و هرگاه این احساس در یادگیرنده نهادینه شود علاوه بر ابتلای به اضطراب ریاضی نوعی، طرز تقلی منفی نیز نسبت به ریاضیات در کل در او ایجاد خواهد شد. گاه مشاهده می شود که حتی دانشجویان نسبتاً خوب ریاضی به دلیل فقدان احساس اطمینان ریاضی مناسب ، با اندک تغییری در شرایط دچار هراس واضطراب می شوند.

به عنوان نمونه دانشجویی در مراجعه به نگارنده اظهار می داشت: حتی تأخیر در شروع جلسه امتحان ریاضی او را مضطرب می کند و یا دانشجوی نسبتاً مستعدی از گروه ریاضی تقاضا داشت که به جای شرکت درجلسه رسمی و اضطراب آور امتحان های ریاضی ، استاد از او به طور جداگانه و یا زمانی که خود دانشجو در طول ترم تعیین می کند ، امتحان بگیرد. اینها و ده ها نمونه دیگر در میان فراگیران ریاضی گویای این واقعیت است که چگونه نهادینه شدن تردید در قابلیت های ریاضی با ابتلای فرد به اضطراب ریاضی ، رفتار ریاضی او را دچار مشکلات جدی می کند.



تاريخ : یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی وتاثیر آن بر رفتار ریاضی یادگیرنده ها تا چه اندازه ای واقعی وپذیرفتنی است؟

اضطراب به طور کلی واضطراب ریاضی به طور ویژه می تواند میزان حواس پرتی و هجوم افکار نامربوط را به ذهن افزایش دهد و با ایجاد اختلال در ساختار های ذهنی و فرآیندهای پردازش اطلاعات موجب تحریف ادراکات افراد از پدیده ها و مقوله های ریاضی شود. پژوهش های انجام گرفته درباره اضطراب وعملکرد افراد گواه نیرومندی بر این واقعیت است که اضطراب ، افسردگی و به طور کلی فشارهای روانی موجب کاهش رفتار مفید و مؤثر اشخاص در مقابله با واقعیت های گوناگون می شود ، به ویژه هنگامی که تکالیف خواسته شده دارای گام های فکری بیشتری باشند .وجود اضطراب بالا در کلاس ریاضی را به مثابه پدیده ای خطرناک و بسیار مهم با تأثیرات دراز مدت می پذیرد و بحث می کند که چگونه هیجان های قوی ( از جمله اضطراب ریاضی ) می توانند موجب ایست توانایی و قدرت استدلال و نقصان در عملکرد مفید فرد بشوند و اورا در دوری باطل گرفتار سازند. شکل زیر نمایشگر دورهای باطلی است که شخصی مضطرب در آنها گرفتار می شود.

1- بنابر این جانستون  پیچیدگی یک تکلیف یا گام های فکری آن (Z-demands) عبارت است از تعداد گام هایی که کم توان ترین دانش آموز ، بر اساس آموزش های قبلی اش برای حل موفقیت آمیز یک تکلیف ، طی می کند. 

2. کوتاه سخن ، دانش آموز درانجام فعالیت های ریاضی دچار اضطراب شده در نتیجه نمی تواند درست بیاندیشد و دانسته های خود را سازمان دهند ؛ از این رو غالباً به کار و تلاش بیشتر می پردازد ؛ در حالی که این تلاش زیاد یادگیری معنا دار مفاهیم ریاضی را برای او به همراه ندارد.

بدین ترتیب با گرفتار شدن در ا ین دور دچار ناامیدی وافسردگی می شود و بیم و نگرانی از عدم موفقیت در امتحان ، میزان اضطراب ریاضی او را به گونه ای چشمگیر افزایش می دهد و آنگاه دورهای باطلی مانند (شکل 2) همزمان و هماهنگ رخ خواهند داد. لئون  اضطراب ریاضی را به مثابه عاملی می داند که موجب اجتناب از ریاضی می شود و معتقد است که میزان اضطراب ریاضی با زمینه دانش ریاضی و پیشرفت ریاضی فرد ارتباطی معکوس و با اجتناب از ریاضی ارتباطی مستقیم دارد.

 به علاوه ، او خاطر نشان می سازد که موفقیت در یک درس ریاضی لزوماً موجب کاهش اضطراب ریاضی در فرد یادگیرنده نخواهد شد. 1.از سوی دیگر در برخی پژوهش ها ارتباط بین اضطراب ریاضی و پیشرفت ریاضی نشان داده شده است ؛ به گونه ای که پیشرفت بالا و مطلوب در ریاضیات را مرتبط با اضطراب اندک فراگیران دبیرستانی تا دانشگاهی دانسته اند.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

رفتار ریاضی

ناظر بر چگونگی بروز دانش ریاضی فرد در موقعیت های مختلف است که تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی واقع می شود. عوامل درونی و عوامل بیرونی به ترتیب نقش بردارهای تسهیل کننده و بازدانده رفتار ریاضی را ایفا می کنند .

 

هیجان خوب است یا بد ؟ هیجان را معمولاً بی قراری فکر ، احساس و یا حالت تحریک شده عقلانی 2" تلقی می کنند که مانند بسیاری از مؤلفه های مربوط به طبیعت انسان و فعالیت هایش تنها در جریان رشد شخصیت و تفکر او شناخته می شود. هیجان ها ممکن است مخل یا تسهیل گر جریان تفکر و رشد آدمی باشند ؛ که در صورت مخل بودن باید اثر بخشی آنها را بر عملکرد فرد به دقت کنترل کرد و آن را کاهش داد ، به طوری که به عاملی سودمند در خدمت پویایی اندیشه و شخصیت آدمی در آید. روان شناسان ، هیجان مؤثر در کارایی و کفایت افراد را به صورت زیر تقسیم بندی می کنند: الف ) فشار روانی ؛ ب)اضطراب ؛ ج) اطمینان د) ناکامی ؛ ه) ایمنی – بی هراسی پنج مقوله فوق در نیل به هدف ها تأثیر گذارند. در این میان اضطراب و فشار روانی جایگاه ویژه ای در آموزش و یادگیری ریاضیات مدرسه ای و حتی دانشگاهی به خود اختصاص داده است .

 به عبارتی ، دنیای ریاضیات نیز از این مشخصه عمده قرن بیستم ، یعنی اضطراب ، بی نصیب نمانده است و به دلیل ویژگی های خاص و طبیعی این شاخه از دانش و معرفت بشری ، آسیب پذیری فراگیران را بیش از سایر شاخه ها ی علوم محتمل می سازد. اینک قبل از پرداختن به اضطراب ریاضی ، مناسب است که ابتدا تصویری روشن از مقوله اضطراب به طور کلی داشته باشیم . اضطراب چیست ؟ در متون روان شناسی اضطراب با معانی گوناگون به کار رفته است. به طور کلی اضطراب بیانگر حالت هیجانی نامطلوبی است که محصول فشار و کشمکش های روانی افراد می باشد و مشخصه بارز آن ترس از وقوع حوادث آینده است . چنانچه این ترس و تشویش، مبهم و پراکنده بوده و وابسته به چیز معینی نباشد و یا به صورت افراطی در آید آن را اضطراب نوروتیک گویند



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۸:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امروزه اضطراب ریاضی مورد توجه و علاقه بسیاری از متخصصان روان شناسی آموزش ریاضی و نیز روانشاسان شناختی است تا از این طریق تأثیرهای هیجانی و بر انگیختگی های روانی شاگردان را در کار ریاضی بشناسند و برای کنترل و مهارعلمی آنها راهکارهای عملی بیابند . در این میان اضطراب و فشار روانی و تعامل آنها با یادگیری ریاضیات جایگاه ویژه ای را در امر آموزش و یادگیری ریاضیات مدرسه و حتی دانشگاهی به خود اختصاص داده است ؛ هر چند که در محافل علمی و آموزشی ما کمتر به آن توجه شده است.

 پژوهش ها در سال های اخیر نشان داده اند که اضطراب ریاضی غیر معقول ( اضطراب مرضی ) با ایجاد مانع های جدی شناختی و آموزشی در فراگیران، ضمن ابتلای آنان به ایست فکری و نقصان قابلیت های استدلالی، موجبات تضعیف خود باوری ریاضی را در آنها فراهم می آورد و با ایجاد نگرش منفی به شدت بر عملکرد پیشرفت ریاضی فراگیران موثر می افتد. 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یادداشت برداری یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری است که به شما در فهم مطالب بسیار کمک می‌‌کند. اگر جزوه ای دقیق و منظم داشته باشید می‌‌توانید آن را سالیان سال نگه داشته و در مراحل مختلف تحصیل از مطالب آن بهره ببرید. با دنبال کردن مراحل زیر و تمرین آنها، می‌‌توانید این مهارت را در خود پرورش دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤ | ٦:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چکیده:

 گوش کردن یکی از مهمترین مهارتهایی است که با پرورش آن می‌‌توانید کارآیی خود را در مدرسه افزایش دهید. این مهارت بعد از مهارت خواندن، یکی از مشکل ترین مهارتهاست. در این مقاله سعی داریم تا با راههای پرورش این مهارت آشنا شویم.

کلاس مکانی برای یادگیری و گوش کردن است. ویلیام آرمسترانگ

 خوب گوش کردن در کلاس:

* در کلاس مطالب درسی را دنبال کنید و به رویا فرونروید. ( خیالبافی نکنید. )

* اگر حرف بزنید، مطمئنا نمی توانید گوش کنید.

* در هنگام گوش کردن قلم به دست باشید و نکات مهم را یادداشت کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در گذشته چنین تصور می‌‌شد که هوش یک توانایی ارثی غیر قابل تغییر است و به همین دلیل آموزش در آن تأثیری نخواهد داشت. این اندیشه حاصل نظریه هایی بود که هوش را تغییر ناپذیر می‌‌دانستند. نظریه های تازه تر که هوش را یک رشته فرآیند ذهنی می‌‌دانند بر تغییر ناپذیری آن اصرار چندانی نمی ورزند و لذا از لحاظ پرورشی نظریه های امیدوار کننده تری هستند .

 

گیج و برلاینر 1992- (Gage & Borliner) در این باره می‌‌گویند:

" ما می‌‌توانیم به برنامه های آموزش حل مسأله ای که رفتار هوشمندانه را افزایش می‌‌دهند بیندیشیم. ما می‌‌توانیم به برنامه هایی بیندیشیم که به دانش آموزان کمک می‌‌کنند تا زمان یادگیری، استراتژی های یادگیری یا توالی مطالب یادگیری خود نظارت کنند. می‌‌توانیم درباره مهارت های رمزگردانی یا مهارت های مقایسه کردن دانش آموزان کار کنیم - اگر فکر می‌‌کنیم مشکل آنان به این قسمت مربوط می‌‌شود - با آگاهی کامل از مفاهیم مربوط به هوش در نظریه های خبرپردازی جاری، می‌‌توانیم درک کنیم که پائین بودن سطح توانایی های کلی ذهنی یک شرایط عمومی فرد نیست بلکه یک الگوی رفتاری قابل اصلاح است."



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بخش مهمی از موفقیت تحصیلی کودکان به رابطه معلم‌ و والدین باز می‌گردد. گاهی معلم‌ها نمی‌توانند آنچه را که می‌خواهند بیان کنند که ما تعدادی از آن ها را آورده‌ایم.

تمام آنچه کودکتان می‌گوید، واقعیت ندارد کودکان دوست دارند تا وقایع را به نفع خودشان تغییر دهند یا آن را طوری بازگو کنند که برای شنونده جالب باشد و این گاهی واقعیت را تغییر می‌دهد. اگر شما درباره آنچه در مدرسه کودکتان اتفاق می‌افتد، نگران هستید و احساس می‌کنید که تمام حرف‌های کودکتان واقعیت دارد، می‌توانید از ما درباره آنچه در خانه شما اتفاق می‌افتد سوال کنید. شاید از شنیدن آنچه او برای کودکتان آنچه می‌بیند را انجام می‌دهد، نه آنچه می‌شنود والدین اولین معلم‌های کودکان هستند. آن ها شما را از لحظه تولد مشاهده کرده‌اند و رفتارهایتان را الگوی خود قرار داده‌اند. اگر شما عادت دارید تا کلام دیگران را قطع کنید، کودکتان نیز این گونه رفتار خواهد کرد یا اگر شما مقابل کودکتان دروغ‌های مصلحتی می‌گویید، او نیز به این نتیجه می‌رسد که دروغ گفتن قابل قبول است. بنابراین بهترین الگوی او باشید.




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

درس لغت معنی

یکی از فعالیت های این مدرسه تربیت معلم، درس لغت معنی برای آموزشگران است. آنها سعی می‌کنند لغاتی پیدا کنند که دقیقاً رفتار خاصی - یعنی همان پدیده ای که معلم هر روز مشاهده می‌کند - را توصیف کند. مثلاً بچه ای را در نظر بگیرید که دایم خشن و پرخاشگر است و بدون قصد خاص مدام احساسات هم کلاسی هایش را جریحه دار می‌کند. ممکن است معلم‌ها بدون فهمیدن انگیزه های پشت رفتار بد بچه، او را " غیر قابل کنترل " بدانند. اما اگر معلم‌ها بااستفاده از مشاهده دقیق مهارت‌ها و واژگان جدید، کشف کنند که اختلال کودک در مهارتهای پیش بینی یا توانایی او در پیش بینی نتیجه اعمال است، چیزی برای کار کردن در دست خواهند داشت. از آنجایی که مهارتهای پیش بینی در هنگام خواندن یک داستان یا نوشتن انشا تمرین می‌شود، تمرکز بر چنین فعالیت هایی ممکن است به کودک در به مهارت رسیدن و کسب مهارتهای اجتماعی دیگر، کمک کند. استفاده از لغت هایی که نامأنوس به نظر می‌رسند برای بیرون کردن و ترساندن دیگران نیست. بلکه برای آن است که معلمان، والدین و دانش آموزان با هم و دقیقاً روی نقطه خاصی کار کنند که ناحیه مهارتی ای است که برای بچه مشکل درست کرده است.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ | ۸:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هر کسی تفاوتهایی در یادگیری دارد.

وقتی معلم‌ها از این برنامه برمی گردند، اکثراً به همکاران خود می‌گویند که این آموزش، عمیقاً دیدگاههایشان را تغییر داده است. یکی از آنها می‌گوید: " همه آدمها تفاوتهای یادگیری دارند. اما در مورد بعضی بچه ها، این تفاوت مانع یادگیری می‌شود و دلیلش هم روش سنتی ما در تدریس است! " دکتر لوین این نکته را چنین توضیح می‌دهد که " بچه هایی در مدرسه خوب پیشرفت می‌کنند که ذهنشان در روبرو شدن با وظایفی که معمولاً با آنها برخورد می‌کند، " کانالیزه " شده است. مثلاً سهولت به یاد آوردن که در مدرسه به آن اهمیت می‌دهند. اما واقعاً چقدر از مشاغل به حافظه و یادآوری انبوه اطلاعات، آن هم در عصر کامپیوتر، احتیاج دارند؟ انگار برای موفقیت در مدرسه به حافظه بیشتری نسبت به حافظه مورئ نیاز شغل تان احتیاج دارید! " محققان مغز عقیده دارند که فهمیدن تفاوتهای یادگیری می‌تواند حتی موجب پرورش ستاره های علمی شود. در واقع بچه هایی که در مدرسه با ما کلنجار می‌روند، پیغامی درباره نحوه یادگیری همه بچه‌ها به ما می‌دهند.

هیچ کس ذهن کامل ندارد.

خود دکتر لوین هم از این مشکلات دارد. وقتی دنبال یک مداد گمشده می‌گردد که یک دقیقه همین جا بوده است به مشکلاتش در جمع و جور کردن اشیا می‌خندد و می‌گوید: " این یک ضعف است. اما هیچ کس ذهن کامل ندارد. در واقع همه ما - درست 100% مردم - نوعی از ناکارایی رشد عصبی را تجربه کرده اند. خوب این یعنی چه؟ مثلاً شما دارید شام می‌خورید و ناگهان به چاقو احتیاج پیدا می‌کنید. بلند می‌شوید و به آشپزخانه می‌روید و رو به روی کشو می‌ایستید. ناگهان نمی توانید به یاد بیاورید چرا آنجا ایستاده اید. این ناکارایی در حافظه کوتاه مدت - نوعی از " از کارافتادگی فعالیت " - است. انواع رایج دیگری هم هستند که شاید نشود به این راحتی روی آنها اسم گذاشت و آنها را فهمید. دکتر لوین و همکارانش هشت ساخت یا جنبه برای فعالیت مغز مطرح کرده اند که عبارتند از: توجه، زبان، حافظه، فعالیت حرکتی ظریف و زمخت، ترتیب دهی فضایی، ترتیب دهی زمانی - توالی، شناخت سطح عالی و شناخت اجتماعی. هر کدام از این ساخت‌ها زیر مجموعه های خاصی دارد. موارد ضعف و قوت ذهن، پرونده رشد عصبی هر فردی را تشکیل می‌دهد. اما این ساخت‌ها در سنگ حک نشده اند. اینها تنها راهی کارا، ولی ناکامل، برای طبقه بندی کارهای چیزی به پیچیدگی مغز هستند.



تاريخ : دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ | ٦:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بچه ای که نمی تواند تمرکز کند، توجه داشته باشد، به خاطر بیاورد، یک دقیقه ساکت بنشیند، درست نمی فهمد و موفق نمی شود، چه جور بچه ای است؟ احتمالاً می‌گویید اختلال کمبود توجه دارد یا ناتوانی یادگیری یا اختلال رفتاری دارد - اینها از جمله برچسب هایی است که ما روی دانش آموزان در حال کوشش خودمان می‌زنیم. اما برای دکتر مل لوین که دانش آموخته هاروارد و متخصص کودکان است اینها فقط عنوانهای نادقیقی هستند که گاهی اثر مخرب و ویرانگری دارند. دکتر لوین بیش از 25 سال است که درباره نحوه کارکردن مغز، به خصوص نحوه یادگیری و رشد کودکان تحقیق می‌کند. او که از همه این برچسب های بی مورد بیزار است، کارش را بر روی راز زدایی از مغز متمرکز کرده و امیدوار است که " به جای بچه ها، روی پدیده‌ها برچسب بزند. " او عقیده دارد که برای غلبه بر تفاوتهای یادگیری باید به معلمان، والدین و بچه‌ها آموخت که چطور نقاط ضعف و قوت نحوه فعالیت مغزشان را تشخیص بدهند، بفهمند و کنترل کنند. او برای این کار مرکزی تأسیس کرده است که به تربیت معلمان برای اجرای این برنامه می‌پردازد. این برنامه در حال حاضر در 500 مدرسه ابتدایی و راهنمایی در آمریکا اجرا می‌شود. برنامه شامل شناسایی هشت ناحیه فعالیت مغز، روشهای مداخله طراحی شده برای جلوگیری از برچسب زنی، کلاسهای خاص و آزمونهای اضافه روانشناسی است. هدف اصلی از همه اینها هم " پیوستن " آدمهاست.



تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

منحنی طبیعی یا " منحنی توزیع بهنجار" بر این اساس بناشده است که هر ویژگی مربوط به انسان ( وبه طور کلی طبیعت ) مانند قد ، وزن ، هوش و غیره ، توزیعی بهنجار دارد. مثلاً اگر در جامعه ای عده ای را به طور تصادفی انتخاب کنیم و پس ازاندازه گیری قد آنها و مشخص کردن کوتاهترین و بلند ترین آنها ، منحنی قد آنها را رسم کنیم ، منحنی حاصل شکلی خواهد بود تقریباً شبیه نمودار پایین صفحه ، که آن را " منحنی بهنجار یا زنگوله ای " می نامند .

 چنان که این منحنی نشان می دهد ، اکثر افراد ( تقریباً نود درصد) در وسط و عده کمی در طرفین ( درهر طرف 5%) قرار می گیرند. عده ای همین منحنی را درباره چگونگی توزیع هوش میان افراد نیز صادق می دانند در آموزش سنتی ، این منحنی آن قدر در ارزشیابی به کار رفته است که یکی از اصول ارزشیابی شده و معلمان به آن اعتماد فراوان پیدا کرده اند. آزمونها چنان طرح می شوند که ، به جای سنجش منصفانه میزان فراگیری ، تفاوت های بسیار جزئی فراگیری شاگردان سنجیده می شود .  قبولی و مردودی معمولاً بر اساس مرتبه فراگیران در کلاس تعیین می شود و نه بر اساس کامیابی یا نا کامی در فراگیری مطالب لازم . عادت بر این است که فراگیران ، بر حسب نمره ، به چند گروه تقسیم شوند و حتی اتفاق می افتد که در یک سال بر حسب نمره ، به چند گروه تقسیم شوند و چه بسا اتفاق می افتد که در یک سال نمره ردی به میزانی از فراگیری داده می شود که به معادل آن، در سالی دیگر، نمره قبولی تعلق می گیرد. اما آموزش و پرورش انسانها یک فعالیت دیمی و تصادفی نیست ، بلکه فعالیتی است با هدفهای واضح. اگر قرار است که در آموزش موفق باشیم ، توزیع نمره ها ، که نمایانگر موفقیت فراگیران است ، باید از توضیع بهنجار متفاوت باشد و هر چه به آن نزدیکتر باشد موفقیت در آموزش به همان اندازه کمتر است.

 وقتی که شاگردی در موضوعی تبحر یابد و معلم و دیگران این تبحر را به طرق مختلف ( مثلا نمره  یا رتبه دادن ) تایید کنند، در نتیجه شاگرد به ادامه فراگیری در آن زمینه برانگیخته می شود، علاقه بیشتری به موضوع پیدا می کند و می کوشد تا دانش خود را عمیقتر سازد. به عبارت دیگر، کامیابی در یک رشته معمولا دنبال کردن آن رشته را تضمین می کند و به  عکس ناکامی در  یک رشته معمولا مانع ادامه فراگیری در آن رشته می شود. گذشته از آن، کامیابی و یا ناکامی در یک رشته در روحیه فراگیر و در تصویری که او از خودش دارد تاثیر عاطفی عمیقی می گذارد. همه می کوشند تا دلیل یا دلایلی برای ارزشمند بودن خود پیدا کنند. برای اینکه فراگیر خود را دست کم نگیرد، باید فرصتهای متعددی برای شکوفایی استعدادش فراهم شود. برای این کار، نخست باید زمان لازم برای رسیدن به سطح تبحر معینی به او داده شود و سپس استعداد او در فراگیری تایید گردد. در غیر این صورت، شکستهای پی در پی به او تلقین می کنند که استعداد یادگیری ندارد و طبیعی است که او به توانایی خود در فرا گیری شک می کند، و می کوشد تا استعدادهای خود را، در خارج از محیط آموزشی، نشان دهد. احساسی که فراگیر نسبت به خود دارد می تواند همه کارهای او را، در محیط مدرسه و خارج از آن، تحت تاثیر قرار دهد و الگوی رفتار او را در طول زندگی تا حدی مشخص کند. باید هر فراگیر را فردی ویژه تلقی کنیم که ارزش جلب علاقه و مساعی ما را دارد. باید بدانیم که هر فراگیر توانایی فراگیری دارد ؛ باید موقعیتهای متعددی برای احراز موفقیت وی فراهم کنیم. یعنی موقعیتهایی به وجود آوریم که در آن فرد احساس پیشرفت و غرور کند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نتایج پژوهشهای آموزشی نشان می دهد که بیشتر فراگیران ( شاید بیش از نود درصد آنها) می توانند آنچه را به آنها آموخته می شود بخوبی فراگیرند ، به شرط آنکه روشهای آموزشی مناسبی به کار گرفته شود و وقت یادگیری کافی به آنها داده شود. از طرف دیگر ، تحولات اقتصادی و صنعتی در کشور ما امروزه چنان است که نیروی انسانی ماهر موجود، جوابگوی نیازها نیست و ما ، هر روز ، به مهارتهای پیچیده تری نیاز پیدا می کنیم. در نتیجه دیگر به هیچ وجه نمی توان قبول کرد که تنها معدودی از افراد ماهر و با معلومات بتوانند به نیازهای جامعه پاسخ گویند. بنابر این ، وظیفه اصلی نظام آموزشی، این است که افراد بیشتری را ، با توجه به علایق آنها ، برای کسب مهارتها و معلوماتی که جامعه امروز و فردا بدان احتیاج دارد، به طرز مؤثری آموزش دهد.

 گذشته از آن ، آموزش مداوم درطول زندگی برای حداکثر استفاده از نیروی انسانی و ارضای خواستهای معنوی افراد ، روز به روز ضروری تر جلوه می کند. اگر کسب دانش در سنین نوجوانی ایجاد احساس ناتوانی و ناامیدی کند ، چگونه می توان افراد جامعه را در سنین بالاتر مشتاق آموزش مستمر نمود ؟ برای ایجاد شور و اشتیاق در افراد جامعه نسبت به آموزش مداوم ، آموزش باید موفقیت آمیز و خرسند کننده باشد. آیا اصطلاح " منحنی طبیعی " برایتان آشناست ؟ اصلاً این اصطلاح به گوشتان خورده است ؟ چه این اصطلاح را شنیده و چه نشنیده باشید ، می توانیم با اطمینان بگوییم که این منحنی در دوران تحصیلیتان اثر مهمی روی شما گذاشته است .



تاريخ : جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به یاد داشته باشید در این شرایط یک نفس عمیق بکشید و از راهکارهای زیر برای آرام کردن کودک استفاده کنید:
1. نشانه‌ها را بشناسید
با شناخت نشانه‌های بحران، پیش از شروع آن، راحت‌تر می‌توانید کودک را آرام کنید. کج‌خلقی و بداخلاقی، شبیه بازی دومینو است. با شروع اولین نشانه‌ها، به سرعت نشانه‌های بعدی هم ظاهر می‌شوند. عواملی که موجب کج‌خلقی می‌شود را شناسایی کنید و به کودک آموزش دهید تا او هم آن‌ها را بشناسد.
2. حواس کودک را پرت کنید
این شیوه معمولاً برای کودکان 3 سال و کمتر کارایی دارد. مثلاً می‌توانید یک اسباب‌بازی به کودک نشان دهید یا با شروع یک فعالیت و سرگرمی، توجه و حواس کودک را پرت کنید. در این سن، کودکان مفهوم علت و معلول را نمی‌فهمند، بنابراین بحث و گفتگو بی‌فایده است.
3. به کودک فرصت دهید
کودک را از عواملی که او را عصبی می‌کنند، دور کنید. این کار شما به کودک این فرصت را می‌دهد که کمی آرام‌تر شده و به خودش مسلط شود. خودکنترلی، یکی از مهارت‌های بسیار مهمی است که کودک باید یاد بگیرد. کودک را با تعدادی از اسباب‌بازی‌های موردعلاقه‌اش روی مبل قرار دهید و از او بخواهید دراز بکشد. می‌توانید به کودکان بزرگ‌تر، راهکارهایی مانند تنفس عمیق، شمردن تا 5 یا 10 قبل از حرف زدن و یا تمرکز بر افکار خوب را آموزش دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳٩٤ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی والدین عقیده دارند که فرزندشان تنها با تنبیه بدنی تربیت می‌شود. بعضی دیگر هم تنبیه بدنی را مجاز نمی‌دانند اما با زبان و تحقیر یا توهین فرزندشان نکات زندگی را به وی گوشزد می‌کنند و عقیده دارند که پدر و مادرهایی خوب هستند چون از تنبیه بدنی استفاده نمی‌کنند! اما...


باید بدانید که بدرفتاری با کودکان به چهار شکل صورت می‌گیرد:
1- آسیب جسمی: ضرب و شتم کودک که منجر به درد شود، مانند بریدگی‌های روی بدن، اثر کمربند، شکستن استخوان‌های کودک و سایر صدمات.
2- غفلت جسمی: شرایط زندگی که در آن کودکان، غذا، لباس، مراقبت‌های پزشکی و یا نظارت کافی دریافت نمی‌کنند.
3- غفلت عاطفی: ناکامی مراقبین برای برآوردن نیازهای عاطفی کودک.
4- آسیب روانی: کارهایی نظیر مسخره کردن، تحقیر یا ترساندن کودک که باعث می‌شود عملکرد شناختی، اجتماعی، عاطفی کودک آسیب ببیند.

 در این میان آسیب روانی، بیش از سایر موارد، اثرات منفی در آینده کودکان به جای می‌گذارد. تحقیقات نشان می‌دهد والدینی که با کودک خود بدرفتاری می‌کنند، اکثراً در دوره‌ی کودکی خود چنین تجاربی داشته‌اند. البته همه‌ی آن‌ها، این تجارب را در مورد کودکان خود تکرار نمی‌کنند. همچنین، همیشه این والدین آسیب پذیر و آشفته نیستند که به کودک خود خشونت روا می‌دارند؛ گاهی والدین عادی هم به بدرفتاری روی می‌آورند. محققان دریافته‌اند که آسیب وارده به کودک تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر خانواده، اجتماع و سطح فرهنگی است.


تاريخ : یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۳ | ٧:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی صفات شخصی نامطلوب به شکلی در عده‌ای از کودکان تظاهر می‌یابند. بروز بعضی از صفات نامطلوب به نظر بی خطر می‌آیند و ما معمولاً بدون اینکه تلاش جدی برای اصلاح آن‌ها انجام دهیم اجازه می‌دهیم استمرار یابند. هیچ صفتی از این نوع اگر به تنهایی یا حتی همراه با چند صفت معدود دیگر دیده شود، نباید به خودی خود موجب نگرانی شوند. ولی، اگر مجموعه‌ای از آن‌ها در یک کودک با شدت بیش از متعارف دیده شود نیاز به نظر متخصص برای تشخیص اختلالات رفتاری در وی خواهد داشت.

 تعریف رفتارهای ناسازگارانه


رفتارهای ناسازگارانه، رفتارهایی هستند که با نظر والدین، مربیان، اطرافیان و جامعه سازگاری ندارد. رفتار کودکان ناسازگار احساس بسیار بدی را در اطرافیان ایجاد می‌کند و با واکنش‌های ناخوشایندی از سوی دیگران مواجه می‌شوند. در روان شناسی به رفتاری «ناسازگار» گفته می‌شود که فرد در شرایطی قرار می‌گیرد و قادر نیست خود را با محیط اجتماعی یا خانوادگی به گونه‌ای مناسب، هماهنگ یا سازگار نماید؛ در نتیجه معمولاً این ناسازگاری روی رفتار و حالات عاطفی فرد تأثیر می‌گذارد. در مورد کودک ناسازگار باید بگوییم : «او کودکی است که هر میل خود را حق خود دانسته و برای ارضای آن میل یا دستیابی به خواسته خود به گریه کردن، جیغ زدن، کتک زدن و... توسل می‌جوید.» رفتار ناسازگار عبارت است از هر فعالیتی که از لحاظ مهارت فردی برای دست و پنجه نرم کردن موثر با مشکلات و استرس‌های زندگی جنبه غیر عملی و ضد سازندگی داشته باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳ | ٧:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به نظر می‌رسد وقت خواب بچه‌ها باید از همان طفولیت که هنوز مدرسه نمی‌روند اصلاح شود، تا به مرور زمان بدین موضوع عادت کنند و با بازگشایی مدارس نیز رأس ساعت معینی خود به تختخواب بروند. اما به دلایل مختلفی اعم از دیر آمدن پدر یا صرف شام در ساعات آخر شب و... چنین کاری عملی نمی‌شود. بالاخره عادت بیدار ماندن در اکثر بچه‌ها می‌ماند و این گونه اغلب خانواده‌ها نیز در بیدار کردن فرزندانشان برای رفتن به مدرسه با مشکل مواجه می‌شوند.

کارشناسان معتقدند وقتی کودکی صبح‌ها زودتر بیدار شود به تدریج شب‌ها هم زودتر می‌خوابد. البته هیچ‌گاه نباید برای زود خوابیدن کودکان از اعمال زور استفاده کرد؛ چون این امر موجب تنش و استرس می‌شود. هیچ گاه کودکی که به آسانی از خواب بر نمی‌خیزد و شاداب نیست را مورد تمسخر قرار ندهید.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳ | ٧:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ساعت‌ها بود که کتاب و دفترهایش روی زمین پهن بود. این عادت هر روزه‌اش بود که بعد از آمدن از مدرسه به اتاقش می‌رفت؛ کتاب و دفترهایش را به منظور خواندن و انجام تکالیف از کیفش در می‌آورد و درست تا فردای همان روز تا دقایقی قبل از مدرسه آن‌ها را جمع نمی‌کرد! درست چند دقیقه قبل از رفتن به مدرسه آن‌ها را بی آنکه خطی از آن نوشته شده باشد جمع می‌کرد و...



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عوامل موثر بر بهداشت روانی

 بهداشت روانی افراد متأثر از عوامل متعددی است؛ مانند: عدم برآورده شدن نیازهای اولیه (تغذیه و...)، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی- مذهبی، رسانه‌های جمعی و... همه از عمده‌ترین تأثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.  اما درباره دانش آموزان نقش اولیای مدرسه بسیار موثر است.

معلم و عوامل موثر در بهداشت روانی دانش آموزان

 نقش الگویی معلم و نفوذی که او در انضباط دادن به رفتارهای دانش‌آموزان دارد، بر همگان روشن است. اگر آموزگار از ویژگی الگو دهی خوبی برخوردار باشد می‌تواند تأثیرات عمیقی در رشد شخصیت و بهداشت روانی دانش‌آموزان باقی بگذارد. معلم نباید تمام تلاش خود را صرف این نماید که بچه‌ها بهترین نمره را کسب کنند، بلکه باید بکوشد به هر فرد اندازه توانایی او مسئولیت دهد و حتی‌الامکان در پرورش فکر و روان دانش آموز بکوشد.

 معلمی که در ارتباط به شخصیت و نیازهای کودکان توجه کافی داشته باشد و کارها را بر اساس استعداد و تمایلات میان شاگردان تقسیم کند، نقش بهتری را در بهداشت روانی آنان ایفا خواهد کرد. روان‌شناسی (کارل راجرز) نگرش آزادمنشانه در کلاس را پیشنهاد می‌کند. به بیان دیگر معلم باید کودک را بپذیرد، هرچند نمی‌تواند رفتار او را بپذیرد؛ به کودک باید احترام بگذارد و با توجه به توانایی‌هایش به او ارج نهد. آموزگار نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند، بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت موفقیت‌آمیز و سازگاری هر چه بیشتر وی نماید. معلم باید قادر به بیان و ابراز احساسات خویش باشد تا دانش آموز بتواند او را به عنوان فردی قابل ‌اعتماد ببیند.

 چنین معلمی همچنان که درصدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است، هرگز برای وی تهدیدآمیز نیست. اگر مربی بتواند به شاگرد تفهیم کند که سعی دارد به او کمک کند به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.  مهم‌ترین شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت روانی این است که با کمال صمیمیت و خلوص نیت، کودکان را دوست بدارد و از رفتار آنان آزرده نشود؛ بلکه با صبر، حوصله و خوش‌رویی به عمق مشکلات دانش آموزان پی ببرد و در حل این مسائل تا حد ممکن بکوشد. بنابراین کودکان در مدرسه می‌آموزند با زندگی آن چنان که هست مواجه شوند، می‌آموزند خود را با آداب، رسوم و ارزش‌های موجود جامعه منطبق سازند و به نیازهای دیگران توجه داشته باشند.

 نهایتاً، یک معلم باید از نظر تأثیرگذارى در بهداشت روانى کودک، ویژگى‌هاى زیر را داشته باشد:

 

    معلم باید از لحاظ روانى سالم باشد.

    معلم باید کودکان را دوست بدارد و به آنان احترام بگذارد.

    معلم باید رابطه میان تعلیم، تربیت و بهداشت روانى را بداند.

    باید سعى کند تا کودک را در بحران‌ها و مسائل عاطفی، خانوادگى و اجتماعى کمک نماید.

    معلم باید در مورد رشد جسمى و روانى کودک اطلاعات لازم داشته باشد.

    معلم باید علائم و نشانه‌هاى اختلالات رفتارى و روانى شاگردان را بداند.

    برنامه تعلیماتى_آموزشى معلم باید طورى باشد که رنجش خاطر، ناراحتى روحى و عصبى براى کودک ایجاد نکند.

 در چنین شرایطی، مدرسه قادر است با فراهم نمودن محیطى سالم و بهداشتى به جسم و روان کودکان امکان شکوفائى دهد و آنان را نسبت به یکدیگر، خانواده و اجتماع مسئول نماید. در چنین شرایطی، مدرسه قادر است از دانش آموزان افرادى مفید، سالم و کارآمد آمد؛ پدران و مادرانى لایق و شایسته براى نسل آینده بار بیاورد.

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تعریف بهداشت روانی

سازمان بهداشت جهانی، بهداشت روانی را این گونه تعریف می‌کند: «بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی؛ بنابراین بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب‌ماندگی نیست.» از نظر انجمن بهداشت روانی کانادا نیز بهداشت روانی یعنی: «توانایی سازگاری با دیدگاه‌های خود، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.»

 آری، بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می‌کنیم روح خویش را نیز باید مقاومت‌تر سازیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم‌تر از «بودن یا نبودن» است. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی‌ها، کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساسی بهداشت روانی می‌باشد. برای همین اولیای مدرسه در سلامت روان دانش‌آموزان دارای نقش‌های حرفه‌ای هستند.

 خصوصاً مسئولیت معلمان فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا ساختن شاگردان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی‌شود. بلکه آنان مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار، تأمین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش‌آموزان هستند. در مدرسه بچه‌ها دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می‌کنند. معلم با محبت و توجه، آن‌ها را در مسیر صحیح هدایت می‌کند و شاگردان چگونگی برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران، مسئولیت ‌پذیری و راه‌های مبارزه با کینه‌توزی را می‌آموزند.



تاريخ : دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳ | ٧:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه:

واژه بهداشت و سلامتی همیشه فکر آدمی را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی_ بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه، جلوگیری و درمان بیماری‌ها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع «بهداشت جسمی» و «بهداشت روانی» تقسیم می‌شود. اکثر معلمان با بهداشت جسمانی شاگردان آشنا هستند. اول هر هفته مربی بهداشت کوتاهی ناخن، تمیزی مو و پاکیزگی لباس دانش آموزان را چک می‌کند؛ اما آیا تاکنون به عنوان معلمی که به مرتب بودن ظاهر شاگردانتان اهمیت می‌دادید، سلامت روان آنان را نیز در نظر گرفته‌اید؟ آیا تاکنون اندیشیده‌اید که بهداشت روان تأثیر بسزایی در بهداشت جسمانی دارد؟ اصلاً تعریف بهداشت روانی چیست؟

 حتماً می‌دانید، بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با «عملکرد فردی _ اجتماعی» و آسیب‌های «روانی _اجتماعی» دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد « پیشگیر، درمان و توان‌بخشی» می‌شود؛ این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.




تاريخ : یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بدون تردید تشویق و ترغیب از مهم ترین ارکان روان شناسی تربیتی و عاملی موثر در تحریک انگیزش های پیشرفت فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است. تشویق به عنوان یک نیاز روانی از اولین گام های یادگیری کودک محسوب می شود. وقتی کودک را مورد تشویق قرار می دهیم، فرصتی فراهم می شود تا او به توانایی، ظرفیت و ارزشمندی های خود پی برده و در نتیجه مفهوم مثبت و ارزنده ای از عملکرد مفید خود در ذهن تصویر کند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ | ٩:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

انسان بیش از تنبیه به تشویق نیاز دارد. تشویق به انسان عشق و امید و انگیزه می دهد و او را برای آینده سر شار از امیدواری می کند و احساس خوب بودن و ارزشمندی را در او بالا میبرد. اما در جامعه ما تشویق جایگاه برتری ندارد و ما بیشتر مایل هستیم از تنبیه و تحقیر استفاده کنیم تا تشویق. همین وضعیت باعث سر خوردگی و ناامیدی فرزندانمان می شود و ما با دست خود فرزندانمان را به سوی احساس حقارت سوق می دهیم و انرژی مثبت را از آنان می گیریم. تشویق اصول و قواعدی دارد که ما باید آن را خوب بدانیم تا بتوانیم خوب هم از آن استفاده کنیم.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چندین ساعت همراه دانش آموزان و در کلاس درس بودن فقط ارتباط آموزشی را شامل نمی شود. معلم و دانش آموز ارتباطی انسانی و اجتماعی با یکدیگر برقرار می کنند که لازم است معلم دارای مهارت های گوناگونی باشد تا بتواند با انواع دانش آموزان با فرهنگ ها و تربیت های مختلف ارتباط برقرار نماید.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳ | ۸:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

رفتار والدین به ویژه مادر نقش بسیار مهمی در سلامت روانی فرزندان در آینده دارد. تحقیقات نشان می دهند کسانی که در دوره کودکی از محبت مادری کافی برخوردار بوده اند در بزرگسالی بهتر می توانند از پس مشکلات و فشارهای روحی برآیند. در آغوش گرفتن و ابراز محبت کلامی به کودکان موجب افزایش مقاومت روحی و عاطفی در بزرگسالی می شود.

برای انجام این تحقیق ۵۰۰ فرد امریکایی از دوره کودکی تا بزرگسالی مورد بررسی قرار گرفتند. رفتار مادران در حوالی ۸ ماهگی کودکان سنجیده شد. سپس در ۳۰ سالگی فرزندان از آنها خواسته شد پرسشنامه ای را درباره شرایط روحی، عاطفی و اجتماعی خود پاسخ دهند.

نتایج نشان داد کودکانی که محبت کافی از مادرانشان دریافت کرده بودند استرس کمتری دارند و این نوع محبت موجب کاهش فشارهای روحی و بهبود مهارت های زندگی و روابط اجتماعی در آنها می گردد. این تحقیق ثابت می کند رفتار والدین به ویژه مادر نقش بسیار مهمی در سلامت روانی فرزندان در آینده دارد، البته نقش سایر عوامل از جمله نحوه تربیت، مدرسه و جامعه را نیز نمی توان نادیده گرفت.

 



تاريخ : شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به نقل از آقای دکتر حسنی

http://baher.blogfa.com

از گذشته های دور منابع به اصطلاح "کمک آموزشی" برای دانش‌آموزان توسط اشخاص یا مؤسسات نوشته می‌شد تا دانش‌آموزان را در فهم محتوای کتاب یاری نماید. رویکرد این کتاب‌ها  عمدتاً حافظه‌محور بود و تلاش می‌شد تا دانش‌آموزان محتوای کتاب را بیش‌تر و بهتر حفظ کنند. بر همین اساس این کتاب‌ها بیش‌تر حاوی پاسخ پرسش‌های کتاب و یا پرسش‌های اضافی، بر اساس متن کتاب بود. یا حداکثر تلاش نویسنده بر این بود تا با ارائه‌ی فعالیت‌های تمرینی و تکراری، دانش‌آموز را در حوزه‌ی مفاهیم کتاب به حد تسلط برساند.

    تردیدی نیست که این رویکرد امروزه مطلوب نیست و با یافته های دانش روان شناسی یادگیری سازگاری ندارد. از سوی دیگر، برنامه‌های درسی و کتاب‌های درسی رویکردهای جدیدی را انتخاب کرده‌اند که با روش این گونه کتاب‌ها سازگار نیست. مثلاً کتاب درسی علوم دوره‌ی دبستان برخلاف کتاب‌های سال‌های پیش در انتهای فصل‌ها پرسش طرح نمی کند. زیرا اعتقاد بر این است که معلم به جای پرسش‌های ساده، باید فعالیت‌های یادگیری و مسئله های متناسب با زندگی روزمره دانش‌آموزان طراحی کند. ازاین رو، امروزه دیگر کتاب‌های کمک آموزشی حاوی پاسخ پرسش‌های کتاب و یا پرسش‌های مبتنی بر متن کتاب، جایگاه خود را از دست داده اند و در آینده بیش‌تر از دست خواهند داد. علی رغم این نگرش تربیتی متاسفانه مشاهده می‌شود که در بازار کتاب، هنوز این گونه کتاب‌ها وجود دارد و برخی والدین و مدارس بر استفاده از آن‌ها تأکید می کنند تا جایی که به تعداد کتاب درسی برای دانش‌آموزان کتاب کمکی تهیه می کنند. بدیهی است که استفاده از این گونه کتاب ها راهبرد آموزشی و تربیتی مناسبی نیست.

 

   با وجود این، جریان جدیدی در تولید این گونه کتاب‌ها مشاهده شده است. به طوری که  امروزه این کتاب‌ها با تغییر در جهت گیری آموزشی خود، تحت عنوان" کتاب‌کار" به بازار عرضه می شوند. منطق "کتاب‌های‌کار" اساساً فراهم آوردن فرصت‌هایی برای بسط تجارب و عمق یادگیری دانش‌آموزان است. این رویکرد با روان‌شناسی یادگیری جدید سازگاری نسبی دارد. پرسش‌ها و فعالیت موجود در آن‌ها با روش های جدید ارزش‌یابی نیز سازگاری بیش‌تری دارند.

 

     با همه‌ی این‌ها  در کاربرد عمومی این کتاب‌های کار با رویکرد جدید  در کلاس درس نیز باید احتیاط و دقت نمود. با کاربرد عمومی این کتاب‌ها در کلاس درس تفاوت‌های فردی و نیازهای آموزشی متفاوت دانش‌آموزان نادیده گرفته می‌شود و یک دسته فعالیت‌های  یادگیری یک‌سان را برای همه دانش‌آموزان پیش‌نهاد می‌کند.در این صورت  دانش‌آموزان باتوانایی یادگیری متفاوت و عملکرد ضعیف و قوی، باید یک نوع فعالیت را انجام  دهند

 

     ازاین رو سفارش کردن یک کتاب کار برای همه‌ی دانش‌آموزان مناسب نیست. اما این به معنای ردّ کلی "کتاب‌کار" خارج از نظام برنامه‌ی درسی رسمی نیست. بلکه معلمان می‌توانند ازاین کتاب‌ها، به عنوان منبعی برای طراحی و تدوین آزمونک‌های فرایندی و آزمون‌های عملکردی استفاده کنند. هم‌چنین می‌تواند منبع الهام بخشی برای طراحی یا انتخاب پرسش‌ها و فعالیت‌های موردی برای دانش‌آموزانی باشد که مشکلات یادگیری یا نیاز آموزشی ویژه دارند. به طور کلی طراحی فعالیت‌های یادگیری در اصل وظیفه‌ی معلم است، زیرا او توانایی و ناتوانی دانش‌آموزان را بهتر می شناسد. این منابع معلم را در تولید فعالیت‌ها و پرسش‌های مناسب کمک کنند. این موضوع در گام چهارم، یعنی تصمیم‌گیری و طراحی تکالیف ترمیمی، عمیق‌تر مورد بحث قرار می‌گیرد.




تاريخ : پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زمانی که شما در حال مطالعه کردن برای امتحانات هستید، یعنی همان چیزی که این روزها همه دانش آموزان و دانش‌جویان را به تکاپو انداخته است، تغذیه سالم هم بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. همان‌طوری که در اطرافمان می‌بینیم، در این دوران، درگیر شدن به عادات غذایی غلطی مانند مصرف مکرر قهوه، محدود کردن وعده‌های غذایی به میان‌وعده‌ها و فست فودها، خیلی بیش‌تر از قبل می‌شود. شاید به این بهانه که بچه‌ها نمی‌خواهند وقت خود را از دست دهند و بیشتر و بیشتر درس بخوانند.

اما دیگر زمان آن رسیده که دانش آموزان ما هم به این باور برسند که تغذیه سلامت، نه‌تنها وقت تلف کردن نیست، بلکه بخش مهمی از موفقیت تحصیلی را فراهم می‌آورد. هرچه مغز شما سوخت بهتری داشته باشد، بهتر شما را در دوران امتحانات یاری می‌کند. پس بیایید با هم چند روش پرورش مغزمان را مرور کنیم:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در شرایطی عملی، والدین یا معلمین ممکن است نشانه‌های زیر را در اختلال ریاضی مشاهده کنند. این نشانه‌ها از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و همه نشانه‌ها در یک فرد دیده نمی‌شود و ممکن است کودک با توجه به نوع اختلال ریاضی، دارای دسته‌ای از این نشانه‌ها باشد.

 

  •  مشکل در خواندن و نوشتن اعداد
  •  مشکل در مرتب کردن اعداد به منظور انجام محاسبات
  •  ناتوانی در انجام محاسبات
  •  ناتوانی در فهمیدن مشکل عبارت
  •  مشکل نامیدن واژه‌های ریاضی
  •  فهمیدن مشکلات عبارت
  •  نفهمیدن مفاهیم ریاضی مانند «بزرگ‌تر از» یا «کوچک‌تر از»


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تأثیر مداد سیاه در آینده دو کودک:
اول:دزدی حرفه ای 
واما دومی:مدیربزرگترین خیریه شهرش

1-روزی در دفتر یک وکیل نشسته بودم که با بزرگترین سارق حرفه ای آشنا شدم؛
ازاو پرسیدم چگونه به اینجا رسیدی؟
با تبسمی گفت :سببش مادرم بود, گفتم چگونه؟
گفت: چهارم ابتدایی بودم وروزی از مدرسه بازگشتم در حالی که مداد سیاهم گم شده بود,هنگامی که مادرم فهمید سخت مرا تنبیه کرد ومرا غیر مسوول وبی حواس ووو خطاب کرد آنقدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچ وقت دست خالی به خانه برنگردم؛ ومدادهای دوستانم را بردارم؛
روز بعد نقشه ام را عملی کردم ،وهر روز یک دو مداد کش می رفتم تا اینکه تا پایان ترم از تمامی دوستانم مداد برداشته بودم،ابتدای کار خیلی با ترس اینکار را انجام می دادم ولی کم کم بر ترس غلبه پیدا کردم ،وازنقشه های زیادی استفاده کردم تا جایی که مدادها را از دوستام می دزدیدم وبه خودشان می فروختم،بعد از مدتی اینکار برایم عادی شد تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم وکارم را تا کل مدرسه ودفتر مدیر توسعه دادم،خلاصه آن سال برایم تمرین عملی دزدی حرفه ای بود ..تا اینکه سارق حرفه ای شدم.
2-روزی پسرم دوم دبستان بود روزی از مدرسه بازگشت در حالی که مداد سیاهش را گم کرده بود،
گفت مدادم را گم کردم.گفتم خوب چکار کردی بدون مداد؟
گفت از دوستم مداد گرفتم به او گفتم: خوبه ،دوستت از تو چیزی نخواست؟ خوراکی چیزی ..؟
گفت :نه چیزی از من نخواست.
گفتم: پس او نیکیهای زیادی را سود کرد ،
تو چرا اینقدر نیکی جمع نکنی؟ گفت: چگونه من هم نیکی جمع کنم ؛به او گفتم دو مداد می خریم یکی برای خودت ودیگری برای کسی که ممکن مدادش گم شود وآن را (مداد نیکیها) می نامیم،اون مداد را برای کسی که مدادش گم شود سر زنگ درس می دهی وبعد از پایان درس پس می گیری،پسرم خیلی شادمان شد وشادیش بعد از عملی کردن این پیشنهاد چند برابر شد،طوریکه در کیفش تا شش مداد بر می داشت که به نفرات بیشتر کمک کند وعجیبتر آنکه سطح علمی درسش بسیار رشد کرد وعلاقه اش به مدرسه چند برابر شد وستاره کلاسش شد بطوریکه همه او را صاحب مدادهای ذخیره می شناختند ؛وهمیشه از او کمک می گرفتند.
حالا بزرگ شده واز نظر علمی در سطح عالی قرارگرفته وتشکیل خانواده داده،
واکنون صاحب بزرگترین جمعیت خیریه شهرمان است
پس در تربیت مان خیلی مراقب رفتارمان باشیم وموقعیتهای ناخوش را به خوبی به موقعیت خوب تربیتی تبدیل کنیم.
ببینیم با فرزندانم باید چگونه رفتار کنیم ؟
 


تاريخ : یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خواندن همراه با نوشتن

مطالعه فرآیندی فعال و پویا است و برای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند و در زمان مورد نیاز آن را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یاداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یا دگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز خصوصا قبل از امتحان بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا به خاطر سپرد.

 خط کشیدن زیر نکات مهم

این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر باشد. ولی روش کاملی برای مطالعه نیست زیرا در این روش بعضی افراد به جای این که تمرکز و توجه به یادگیری و درک مطالب داشته باشند، ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد. حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را خواند و مفهوم را کاملا درک کرد و سپس زیر نکات مهم خط کشید نه آنکه در کتاب به دنبال نکات مهم گشت تا زیر آن خط کشید.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ | ٧:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

راهکار تقویت سواد خواندن

با توجه به نکات ذکر شده معلمان باید مهارت اولیه کودکان را در زمینه خواندن ارزیابی کرده و بر این اساس آنان را به ضرورت تقویت سواد خواندن آگاه نمایند. بنابراینالگوهای تدریس و ارزشیابی در مدارس ابتدایی، خصوصاً در درس فارسی باید مبتنی بر درک مطلب باشد. حتی باید درسی تحت عنوان «درس خواندن» به دروس دوره ابتدایی اضافه شود و برای این درس زمان و روش مناسب تدریس ارایه گردد. باید روش‌های سنتی تدریس که در آن‌ها مهارت خواندن دانش آموزان تقویت می‌شود، احیا گردد (خواندن متون درس فارسی به صورت گروهی و آهنگین).

می‌توان از رایانه در افزایش سواد خواندن کودکان استفاده کرد؛ مثلاً در هر هفته حداقل یک بار دانش آموزان مشق خود را تایپ کرده و آن را تحویل معلم دهند؛ مربی نیز حداقل هفته‌ای یک بار در سامانه رایانه‌ای مدرسه، از بچه‌ها بخواهد به جای آن که املا را روی کاغذ بنویسند، در رایانه تایپ کنند. حتی می‌توان از دانش آموزان خواست دیوارنوشته ها را از خانه تا مدرسه پیگیری و آن را در کلاس بازخوانی کنند یا تیتر روزنامه‌های مختلف را جمع آوری کرده و در کلاس بخوانند.

 گفتگو و بحث با دانش آموزان، رفتن به کتابخانه مدرسه، خواندن قصه یا مجله برای کودکان با توجه به شاخص‌های درک مطلب، از دیگر مهارت‌ها جهت تقویت خواندن می‌باشد. افزودن یک نشست آموزش خانواده تحت عنوان تقویت مهارت خواندن و درک مطلب، اختصاص یک روز به منظور هدیه کتاب از سویِ مدرسه به دانش آموزان علاقه‌مند، ارایه راهکار به صورت مستمر برای هدایت معلمان در برطرف ساختن ضعف و بهبود سواد خواندن شاگردان از دیگر موارد موثر است. همچنین استفاده از دانش آموزان ممتاز پایه پنجم و ششم ابتدایی به عنوان معلمِ خواندن، در کلاس‌های پایین تر نیز مناسب می‌باشد. تلفیق درس فارسی با درس‌های مختلفی چون هنر، علوم و ریاضی نیز موثر است؛ مثلاً معلم از بچه‌ها بخواهد سه حیوان پستاندار، دو خزنده و سه پرنده را در جنگل نقاشی کنند، سپس برای نقاشی خود داستانی نوشته و آن را برای همکلاسی ها بخوانند.
۰۰(مریم عرفانیان - تبیان)


تاريخ : دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روش‌های خواندن

روش‌های خواندن متن در دبستان عبارتند از:

  1. خواندن خطابی: در این شیوه، معلم یا یکی از دانش آموزان متن درسی را خطاب به دیگران می‌خواند و آن‌ها ضمن گوش دادن به متن نیز توجه می‌کنند.
  2. همخوانی:در این نوع خواندن، آموزگار یا یکی از شاگردان متن را با صدای بلند خوانده و دانش آموزان دیگر با صدای بلند آن را تکرار می‌کنند. این شیوه بیشتر در کلاس اول کاربرد دارد؛ البته استفاده زیاد از این شیوه موجب کُندخوانی بچه‌ها می‌شود و انرژی زیادی را از آنان می‌گیرد.
     
  3. خواندن اجمالی: هدف از این روش دستیابی به نکته‌ها و مطالب مهم کتاب و مضمون کلی آن در زمان کوتاه و با سرعت زیاد است. در این شیوه، معلم از جزئیات صرف نظر کرده و به نکته‌های کلیدی درباره ساختار مطالب و نکات مهم درس توجه می‌کند.
  4. سریع خوانی: هدف از سریع خوانی، آشنایی کلی با متن است نه درک عمیق آن. در این روش، سرعت خواندن زیاد می‌باشد. تند خوانی، مستلزم حرکت منظم چشم بر روی صفحه کتاب است؛ این نوع خواندن را می‌توان از پایه چهارم ابتدایی آموزش داد.
  5. عبارت خوانی (گروه خوانی) : در این روش، به جای توقف چشم بر روی تک تک کلمات، به گروهی از کلمات توجه می‌شود. روش عبارت خوانی دو سطح دارد: سطح مکانیکی در ارتباط با عادت دادن چشم برای حرکت سریع از طریق توجه به گروهی از کلمات است؛ در سطح ادراکی خواننده بردرک فهم مطالب تاکید خواهد داشت. در پایه اول ابتدایی، خواندن به صورت کلمه به کلمه یا حرف به حرف است ولی از پایه دوم به بعد می‌توان به آموزش گروه خوانی اقدام نمود.
  6. دقیق خوانی: هدف این نوع خواندن، درک کامل مطلب و نگهداری آن به شکل منطقی در حافظه است،به گونه‌ای که امکان بازیابی متن در موقعیت‌های بعدی به آسانی میسر می‌باشد. در این روش، از فنون سازماندهی، حاشیه نویسی، علامت گذاری و خلاصه کردن مطالب استفاده می‌شود. در این شیوه تاکید بر فهم به جای حافظه طوطی‌وار است؛ خواننده از خواندن لذت برده و به سمت آن بیشتر روی می‌آورد. این نوع خواندن، از همان پایه اول ابتدایی باید مورد توجه قرار گیرد.
     
  7. خواندن تجسّسی: هدفِ این نوع خواندن، درک عمیق‌تر، کنجکاوی بیشتر و شرکت فعّالانه در خواندن است. برای رسیدن به هدف مذکور، باید قبل از مطالعه سوال‌هایی از متن انتخاب شود. هدف از خواندن تجسّسی این است که خواننده به یک قضاوت منطقی و درک کامل از متن برسد. در این روش، خواننده از تنگ نظری رهایی یافته و توانایی تشخیص، تحلیل، ارزش‌گذاری، نظم و خلاقیت پیدا می‌کند.
  8. خواندن لذتی: هدف از این نوع خواندن، درک زیبایی‌ها، افزایش آگاهی و لذت بردن از آثار هنری است. این هدف از مطالعه شعر، قصه و ضرب‌المثل قابل وصول است.


تاريخ : شنبه ٦ دی ۱۳٩۳ | ٧:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بهبود و پیشرفت سواد خواندن دانش آموزان از وظایف اصلی نظام‌های آموزشی کشور است. ارتقای این مهارت، باید یکی از نتایج و پیامدهای قطعی نظام‌های آموزش باشد؛ طوری که دیگر نیازمند برنامه‌های تکمیلی بهبود سواد خواندن دانش آموزان نباشیم.

 بر اساس اطلاعات دریافت شده از پرسشنامه مدیران مدارس، درس «خواندن» از پایه اول تا چهارم بیش از سایر موارد درسی در مدرسه مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین بر اساس گزارش معلمان، تدریس روزانه مبتنی بر متن کتاب یا فعالیت‌های مربوط به خواندن همراه با تکالیف و تمرین‌های هفته‌ای بوده است. باید بدانید که رابطه مستقیمی بین «نگرش مثبت» دانش آموزان نسبت به خواندن و «توانایی خواندن» آنان وجود دارد. بچه‌هایی که از نظر «سواد خواندن» در سطح بالاتری قرار داشتند، دارای والدینی بودند که نسبت به مطالعه نگرش مثبتی داشتند و متوسط میزان مطالعه آنان بیش از 6 ساعت در هر هفته بوده است.


تاريخ : پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

توصیه‌هایی برای پرسش در کلاس درس

در این که معلمان آگاه به امر تدریس کاملاً واقف هستند تردیدی نیست؛ ولی ما ذکر نکاتی را ضروری می‌دانیم. پرسش‌های آموزگار معمولاً دو هدف را دنبال می‌کند، یکی میزان تحقق هدف‌ها و دیگری برانگیختن شاگردان به تفکر. پرسش‌های اول را سوال‌های سطح پایین و دیگری را سوال‌های سطح بالا می‌دانند. برای سوال‌های سطح پایین مربی باید پرسش‌ها را واضح و به دور از هر نوع ابهامی طرح کند. او باید بر عناصر کلیدی درس تاکید نماید تا بتواند میزان فهم شاگردان را ارزیابی کند. معلم باید به تعامل میان فردی تاکید بیشتری داشته باشد. اما درباره سوال‌های سطح بالا باید گفت که آموزگار وقت کافی برای اندیشیدن شاگردان را در نظر بگیرد و در صورت لزوم پاسخ را به بچه‌ها گوشزد کند.

 

نهایتاً، معلمان بدانند که سوالات وقتی دارای خصوصیات ذیل باشند، بهترین تأثیر را خواهند داشت: 

  • طراحی شده، منطقی و برای تمام شاگردان کلاس باشد.
  • به صورت گسترده از تمام مفاهیم دروس طراحی شود.
  • تکراری نباشند.
  • با لحن محاوره‌ای و صمیمی پرسیده شوند.
  • بررسی و رسیدگی به پاسخ‌ها قسمت مهمی از روش پرسش و پاسخ است.
  • برای نزدیک‌ترین پاسخ تشویق در نظر گرفته شود.
  • معلم باید آمادگی لازم را جهت بررسی پاسخ‌های نادرست و اثبات پاسخ‌های درست و کاملاً درست داشته باشد.


تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳ | ٧:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
در قسمت قبل درباره پرسش و کارکرد آن در کلاس درس نکاتی را ذکر کردیم. گفتیم که پرسش نقش مهمی در یادگیری و رشد بازی می‌کند؛ لذا معلمان به این امر از بدو ورود دانش آموزان در مدرسه جهت یادگیری موثر استفاده می‌کنند. به حتم پرسش یکی از بهترین راهکارهای احیای کلاس درس و زدودن هر گونه کسالت در شاگردان است؛ ولو این که کلاس در بدترین ساعت‌ها و با بیشترین تعداد دانش آموز برگزار شود.

 

برای همین طرح پرسش و استفاده خوب از آن بسیار اهمیت دارد و مربی باید ضمن آشنایی با انواع پرسش بهترین نوع آن را در کلاس به کار برد و به بچه‌ها کمک نماید تا بهترین پاسخ را به آن ارائه دهند.

بنابراین در این نوشتار دلایل پرسش معلمان و توصیه‌هایی برای پرسش کلاسی مطرح می‌شود.

 

دلایل پرسش معلمان

 

وقتی دانش آموز بودم مدام از خود می‌پرسیدم:« این همه سوال برای چیست؟ بالاخره که یاد می‌گیریم، امتحان می‌دهیم و درس و مدرسه تمام می‌شود...» ولی امروزه دانستم که معلمان برای این سوال می‌کنند تا به میزان آگاهی دانش آموزان پی ببرند. دلایل دیگر پرسش آموزگار عبارتند از: تحریک یادآوری، درک عمیق‌تر، پرورش قدرت تخیل، تشویق برای حل مسئله.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد که اکثر معلمان دلایل پرسش را برانگیختن تفکر و توجه، وارسی درک شاگردان، مرور مطالب و اداره کلاس می‌دانند.

 

دلایل سوال پرسیدن معلمان از این قرار است:

  1. برانگیختن علاقه و کنجکاوی درباره موضوع مورد نظر.
  2. متمرکز کردن توجه شاگرد بر مفهوم یا موضوعی خاص.
  3. اتخاذ رویکرد فعال در یادگیری.
  4. برانگیختن دانش آموز به طرح سوال از خود یا دیگران.
  5. ساختار بخشیدن به تکلیف برای رسیدن به حداکثر یادگیری.
  6. تشخیص دشواری‌هایی که مانع یادگیری شاگردان می‌شود.
  7. در خواست از بچه‌ها جهت مشارکت در فرایند آموزش.
  8. ایجاد شرایط برای درون سازی اطلاعات و اندیشیدن درباره آن‌ها.
  9. واداشتن شاگرد به تأمل در پاسخ‌های همکلاسی ها و معلم و نقد آن‌ها.
  10. فراهم ساختن امکان یادگیری در مباحثه میان فردی.
  11. نشان دادن علاقه به نظر و احساسات دانش آموزان.


تاريخ : چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳ | ٧:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کارکردهای پرسش

  حتماً از خود می‌پرسید که بالاخره کارکردهای پرسش معلمان چیست؟ شاید بگویید اگر شاگردی نخواهد درس بخواند معلم هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد و برای چنین بچه‌هایی هم مهم نیست که چه نمره‌ای بگیرند. دانش آموزی هم که درس می‌خواند نیاز به پرسش ندارد چون خودش درس خواندن را دوست دارد و نمرات خوبی هم می‌گیرد!؟

 ولی معلمان می‌توانند با ایجاد جوی صمیمی در کلاس و حس رقابتی دوستانه همه دانش آموزان را مشتاق پاسخ دادن به سوالات نمایند. چرا که یکی از راه‌های مهم برای یادگیری مطالب درسی طرح پرسش است، این گونه درس مرور می‌شود و شاگردان با اِشکال درسی یکدیگر آشنا می‌شوند؛ چه بسا چنین مُشکلات درسی برای اکثر آنان پیش آمده و قادر به پرسیدن نشده باشند. پرسش دقت دانش آموزان را بالا می‌برد، با نمونه سوالات آشنا می‌شوند و...

بنابراین، می‌توان کارکردهای پرسش در کلاس درس را بدین شرح مطرح ساخت:

  1. کسب اطلاع از مطالعه روزانه دانش آموزان.
  2. کنترل تعامل بین معلم و شاگرد.
     
  3. ایجاد علاقه و تحریک حس کنجکاوی بچه‌ها.
  4. تشخیص مشکلات درسی دانش آموزان.
  5. به حداکثر رساندن فعالیت کلاسی بین شاگردان.
  6. ارزیابی میزان اطلاعات پاسخ دهندگان از آموزه‌های درسی.
  7. تقویت تفکر دانش آموزان.
  8. تشویق بچه‌ها به مشارکت در بحث‌های کلاسی و ارزشمند بودن شرکت آنان.
  9. جلب توجه دانش آموزان و افزایش تمرکز آن‌ها با طرح سوالات ناگهانی.
  10. تشویق شاگردان برای ارزیابی دیدگاه‌های همکلاسی ها.
  11. مرور دروس گذشته و آشنایی با مباحث دروس بعد.


تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳ | ٧:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اهمیت پرسش

تمام تدریس و یادگیری، در هنر سوال کردن نهفته است. (هامیلتون)

پرسش یکی از ساده‌ترین و رایج‌ترین مهارت‌ها در تعامل‌های اجتماعی است؛ پرسش نوعی مطالبه اطلاعات می‌باشد. کودکان برای شناخت اطراف خود و نیز کشف پدیده‌های مختلف از پرسش استفاده می‌کنند؛ همچنین معلم‌ها برای ارزیابی تحصیلی شاگردان از پرسش بهره می‌برند. پرسش نقش مهمی در یادگیری و رشد بازی می‌کند؛ لذا معلمان به این امر از بدو ورود دانش آموزان در مدرسه جهت یادگیری موثر استفاده می‌کنند. مهم‌ترین عامل موفقیت معلم این است که به تمامی جوانب موضوع مورد تدریس خود به طور کامل مسلط و در تدریس صاحب نظر باشد. در صورتی آموزگار این شرط اساسی را دارا باشد می‌توان امیدوار بود که تمامی نقایص دیگر را برطرف می‌نماید و یک معلم نمونه می‌گردد. اما در صورت فقدان یا نقصان این شرط اساسی به هیچ وجه نمی‌تواند کار تعلیم را به سطح مطلوبی برساند. لازم به ذکر است که مطالعه کتاب‌ها، مجلات و مطالب مختلف مربوط به درس و کمک گرفتن از معلمین با تجربه‌ای که همان درس را قبلاً تدریس کرده‌اند می‌تواند در این زمینه بسیار موثر باشد.

اما، یکی از مهم‌ترین دلایل بی رغبتی بچه‌ها به سوال معلم ناشی از ترس در مقابل واکنش‌های منفی همکلاسی ها می‌باشد. باید دانست، در کلاس به علت آن که پرسشگر پاسخ سوال را می‌داند استرس شاگردان افزایش می‌یابد و اضطراب زیاد می‌تواند به فرایند یادگیری و نگرش دانش آموز نسبت به معلم آسیب برساند؛ در چنین شرایطی ممکن است تعامل شکل عادی خود را از دست بدهد. بنابراین معلم باید به این مسئله هنگام پرسش از شاگردان توجه نماید و با ایجاد جوی صمیمی و دوستانه، تعامل با بچه‌ها را افزایش دهد.



تاريخ : دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

گوش دادن مهارتی اساسی و پایه‌ای محسوب می‌شود؛ می‌توان آن را فرایند کشف معنای گفتار دیگران دانست و با «شنیدن» کاملاً متفاوت است. «شنیدن» عمل فیزیولوژیکی و غیر ارادی است که به صورت خودکار انجام می‌شود و به دنبال آن کشف معنایی از گفتار دیگران حاصل نمی‌شود و این امر نیازی به آموزش ندارد. در حالی که گوش دادن مهارتی است آموختنی، ارادی و ذهنی که مستلزم احساس، تفسیر، ارزیابی، ذخیره سازی و پاسخ دادن به پیام‌های شفاهی می‌باشد. به عبارت دیگر، با گوش می‌شنویم و با مغز گوش می‌دهیم،



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگر کودکان از خواندن کتاب های خوب محروم شوند و اگر رابطه آنها با کتاب پس از ترک مدرسه قطع شود ضرری که از این رهگذر می‌رسد بسیار سنگین و چه بسا جیران‌ناپذیر است. مدرسه، تنها، محل یادگیری خواندن و نوشتن و حساب کردن نیست بلکه جایی است که کودکان و نوجوانان مهارت های زیادی، از جمله مهارت‌های اجتماعی لازم برای ورود به جامعه فردا را می‌آموزند.

آموزش و پرورش را می‌توان زیربنایی‌ترین نهاد هر جامعه به شمار آورد چرا که آینده جوامع بشری توسط نظام تعلیم و تربیت رقم زده می‌شود. کودکان خود مستعد هر نوع یادگیری می باشند و این مسئله به دست معلم و نظام آموزشی می باشد که آنها را در مسیری درست قرار دهد.

 

روش های آموزشی سنتی و معلم – محور برخاسته از این اصل اثبات گری هستند که دانش عینی در حکم واقعیتی مستقل از انسان وجود دارد و معلم می تواند آن را به کمک زبان به دانش آموزان انتقال دهد.

در این دیدگاه معلم در ارتباطی یک جانبه با دانش آموزان، انتقال دهنده ی دانش و دانش آموز دریافت کننده ی آن است. مشخص کردن موضوع آموزش، انتقال اطلاعات، ارزشیابی از میزان یادگیری دانش آموزان و تقویت رفتارهای مطلوب بر عهده ی آموزگار است.

در روش های آموزشی نوین (مانند هم آموزی) دانش آموزان با هم می آموزند، ساختارهای شناختی خود را در تعامل با دیگران (همسالان و آموزشیار) می سازند، اعضای گروه به همدیگر وابسته اند و آموزشیار و هم آموزان از همدیگر حمایت می کنند.

روش های آموزشی متفاوت، که ریشه در نظریه های آموزشی گوناگون دارند، پیامدهای آموزشی متفاوتی را پدید می آورند که می توان آنها را سنجید.

مشکلات خواندن شامل حوزه های بسیاری، از قبیل بازشناسی کلمه و درک معنای آن، سیالی خواندن شفاهی و درک مطلب اشیا می باشد. توانایی خواندن به طور موفقیت آمیز در هر یک از حوزه های فوق، مستلزم مهارت های متعدد مانند یادداشت برداری دقیق از جزییات، شناسایی ایده ی اصلی، دنبال کردن توالی رویدادها یا مراحل، نتیجه گیری و استنتاج، سازمان دهی ایده ها و به کار بستن متن خوانده شده است.

ممکن است دانش آموزان در هر یک از این حوزه های مهارتی سطح بالا مشکلاتی را داشته باشند، اگر چه مهارت های اساسی خواندن بی نقص باشند.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کودک در کنار همسال خود، بهتر تربیت می‌شود

خیلی از پدرها و مادرها به مشاوران و روان‌شناسان مراجعه می‌کنند و در زمینه تربیت فرزندانشان اظهار ناتوانی می‌کنند. این مسئله برای آدم‌های باسواد و تحصیل‌کرده هم مطرح است. توصیه همیشگی ما به این پدر و مادرها این است که تربیت کودکشان را با همسالان کودک تنظیم کنند. به عبارت دیگر، کودکان با همسالان خود، به ویژه برادر و خواهر تنظیم می‌شوند.

این کار باعث یک تربیت خودبه‌خودی در کودکان می‌شود که والدین تنها نقش هدایت کلی و نظارت بر رفتار آنان را خواهند داشت. متأسفانه در خانواده‌هایی که کودکشان در خانه از ارتباط با یک همسال برخوردار نیست و تنها در مهدکودک با همسالان خود ارتباط برقرار می‌کند، کودک به لحاظ تربیتی تنظیم نمی‌شود؛ به خصوص که ارتباط در مهد و مدرسه، تحت یک انضباط آموزشگاهی قرار دارد و عملاً حالت ارتجالی و خودبه‌خودی در تربیت کودک به وجود نمی‌آید.

در دهه‌های گذشته، وضع بزرگ شدن فرزندان طوری بود که وقتی بچه‌ای با دیگر بچه‌ها بازی می‌کرد، در حین بازی، تعامل و ارتباط خوبی را با همسالان برقرار می‌کرد. گاهی او را هل می‌دادند و گاهی او دیگران را هل می‌داد، گاهی او با دیگری درگیر می‌شد و گاهی دیگری با او درگیر می‌شد.

همین برخوردها و کنش‌ها و واکنش‌ها، بچه‌ها را از نظر تربیتی تنظیم می‌کرد که چگونه باید عمل کنند و چگونه باید رفتار خود و دیگران را اصلاح کنند. شرایط امروز ما کمتر اجازه این‌گونه تربیت را به والدین و بچه‌ها می‌دهد که باید برای آن فکری کنیم. ما خانواده‌های بسیاری را دیده‌ایم که شش یا هفت بچه داشته‌اند که همه‌شان موفق هستند. شما اگر یک بررسی پیمایشی انجام دهید، می‌بینید مادرانی که بچه‌های بیشتری دارند، به لحاظ تربیت فرزندان، از مادرانی که یک یا دو بچه دارند، راحت‌ترند. مثالی هم بین خودشان می‌زنند که بچه دوم و سوم، دیگر خودش بزرگ می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳ | ٧:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در نوشتار دانش آموزان مخصوصاً مقطع ابتدایی، مشکلات فراوانی مانند کند نویسی، کج نویسی، پر فشار نویسی و موارد بسیار دیگری وجود دارد که مجموع این مشکلات بد نویسی نام می‌گیرد. یکی از اصلی‌ترین چنین مشکلاتی کند نویسی است. کند نویسی سبب بروز مشکلات فراوانی در درس املا می‌شود و کودک را در انجام تکالیف ناتوان می‌سازد. اگر کند نویسی در سنین پایین درمان نگردد، در بزرگسالی باعث به وجود آمدن مشکلات دیگری می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ آبان ۱۳٩۳ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زمان گذشت و همه چیز تغییر کرد؛ دفتر مشق همان سیاه مشق عشق دهه‌ی شصتی‌ها، حالا نام دفتر تلاش به خود گرفته است، دیگر از تصمیم کبری و کوکب خانم خبری نیست؛ اما اگر نامش عوض شده و درسش، درس فناوری اطلاعات گشته است، باز هم برای دانش آموزان همان تکلیف شب است. گر چه کم ولی باید مشق شب را نوشت. هنوز هم خارج از ساعت مدرسه درسی باید آموخت؛ چرا که ساعات مدرسه کافی نیست و باید بیشتر از این‌ها تمرین کرد.

گویی دنیا، دنیای کمتر از دقیقه گشته است؟ اگر لحظه‌ای درنگ کنی عقب خواهی افتاد! پس باید تلاش کرد و هر چه بیشتر آموخت.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱ آبان ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فرزندان برای انجام تکالیف درسی باید دارای محیط آرامی باشند، آنان نمی‌توانند تکالیف خود را جلوی تلویزیون یا هنگامی که با تلفن صحبت می‌کنند انجام دهند. یا وقتی که حواسشان توسط خواهر و برادرهایشان مشغول می‌شود نمی‌توانند تکلیف خود را انجام دهند. بنابراین با رعایت نکات ذیل می‌توانید آنان را به انجام دادن تکالیف علاقه‌مند سازید.

 محل انجام تکالیف باید دارای نور کافی باشد و از حواس پرتی کودک هنگام انجام تکالیف خودداری کنید چون برای تمرکز حواس وقت لازم است.

  • میز تحریر فرزندتان را به آنچه برای انجام تکالیف نیاز دارد تجهیز کنید (مداد، خودکار، نوار چسب، قیچی، خط کش، گونیا، پرگار، کاغذ چک نویس، فرهنگ لغت، تقویم رومیزی و...) تا برای پیدا کردن وسایل مورد نیازش دست از کار نکشد.
  • تکلیف درسی باید به موقع انجام شود؛ درگیر شدن شما در برنامه ریزی جهت انجام تکالیف بسیار مهم است و کودک باید در انجام کارهای درسی و غیردرسی نظم پیدا کند.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ | ٧:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 بخش مهمی از وظایف والدین نسبت به فرزندانشان رسیدگی به امور تحصیلی آن‌هاست. بعضی والدین به تنهایی قادرند در انجام تکالیف درسی به فرزندانشان کمک کنند؛ برخی دیگر تا مقطعی از دوران تحصیلی می‌توانند کنار او باشند و عده‌ای هم به علت مشغله فراوان اصلاً وقت ندارند به این امور رسیدگی کنند.

  هنگامی که بچه‌ها به مقاطع بالاتر درسی می رسند و درس‌ها سخت‌تر و پرحجم تر می‌شود و چون هر یک از اعضا خانواده به نوعی درگیر مشکلات و مسائل روزمره خود هستند، در چنین شرایطی اختصاص بخشی از بودجه خانواده جهت آموزشی مازاد بر آنچه که هست و به صورت جداگانه، می‌تواند محرکی مناسب برای جبران ضعف‌های درسی دانش آموز باشد. این کار همچنین موجب افزایش شور و شوق یادگیری و احساس رضایتمندی در فرزند شما خواهد شد. به نظرتان چه عواملی تعیین کننده این نیاز در فرزند شماست؟

 نشانه های  نیازدانش‌آموزان به معلم خصوصی

 

1- نارضایتی والدین یا فرزند خانواده از کارنامه تحصیلی

 چنانچه توانایی فرزند خود را در زمینه درسی بیش از آنچه که کارنامه تحصیلی‌اش نشان می‌دهد می‌دانید، اگر متوجه افت تدریجی یا ناگهانی درس‌هایش شده‌اید، ابتدا به دیدن معلم فرزندتان بروید و با او صحبت کنید. معلم قطعاً می‌تواند نقاط ضعف درسی او را به شما بگوید و دقیقاً مشخص کند در چه درسی مشکل دارد و علت آن را برایتان توضیح دهد. مثلاً اگر فرزند شما در ریاضی نمره خوب گرفته ولی با فارسی و روخوانی مشکل دارد می‌تواند علت این باشد که بیشتر وقت خود را صرف تمرکز روی درس ریاضی کرده و در نتیجه نپرداختن به موضوع روخوانی، در این درس دچار ضعف شده باشد. همچنین شما از طریق معلم مطلع می‌شوید که آیا فرزندتان هنگام تدریس، توجه کافی به درس داشته، حواسش پرت بوده، یا به هر دلیل دیگری به اندازه کافی درس را فرا نگرفته. با روشن شدن علت واقعی افت تحصیلی به راحتی می‌توانید با کمک معلمی خانگی وضع درسی او را سر و سامان دهید.

2-  دانش آموز وقت کشی می‌کند

 گاهی متوجه می‌شوید فرزندتان به انجام تکالیف مدرسه‌اش اهمیت نمی‌دهد و آن را مرتب به تأخیر می‌اندازد. در این صورت شاید او قادر نیست به تنهایی خود را با افزایش درس‌ها و میزان تکالیفش تطبیق دهد. اگر این پشت گوش اندازی ها گهگاه باشد تا حدی قابل قبول است ولی تنبلی دائمی می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل بزرگ‌تر باشد. به خصوص اگر او به تذکرات مکرر والدین و مربیان خود بی اعتنا باشد. در امر تحصیل دانش آموزان هوشیاری، درایت و تیزبینی پدر و مادرها برای شناسایی هرگونه ناهنجاری تحصیلی بسیار موثر خواهد بود. اگر آن‌ها متوجه افت درسی فرزند خود در یک درس به خصوص یا تمام دروس شدند یا گاهی شک کنند که شاید در یادگیری ناتوانایی هایی دارد، با کمک گرفتن به موقع از یک معلم شایسته می‌توانند این خلأ آموزشی را برای فرزندشان پرکنند. معلم خصوصی توانا می‌تواند کمک و حامی خوبی برای ارتقای عادات پسندیده تحصیلی، خودانگیختگی، شوق انجام تکالیف محوله و آمادگی برای امتحانات دانش آموز ضعیف باشد.

 3-دائماً گیج و سر در گم است

گاهی متوجه می‌شوید بعضی از بچه‌ها با وجود تلاش نتیجه مطلوب دریافت نمی‌کنند، علت این است که آن‌ها به راحتی مطالب درسی را متوجه نمی‌شوند. برای درک مفاهیم خیلی ساده، واضح و روشن گیج شده و سطح درسی‌شان مطابق با میزان هوششان نیست یا حتی شاید دیرآموزتر از دیگران هستند. بنابراین از بقیه بچه‌ها عقب مانده، بی انگیزه شده، از تن دادن به این شرایط طفره می‌روند و هنگام اعتراض والدین و معلم حالت دفاعی به خود می‌گیرند. در چنین وضعی حضور معلم خصوصی می‌تواند تا حد زیادی مثمر ثمر باشد.

4-  فاقد اعتماد به نفس است

 طبیعی است وقتی دانش آموزی در حال یادگیری مطلب جدیدی است دچار شک و تردید شود و در عین حال بسیار خوب است که دانش آموز خود اعتراف می‌کند در مدرسه زمان تدریس مطالب جدید، نمی‌تواند خیلی خوب درس را یاد بگیرد. وقتی او از این وضع ناراضی است و می‌گوید تمرکز کافی ندارد و از دیگران عقب می‌ماند این اعتراض نشان دهنده تمایل وی به یادگیری و رقابت با سایر همکلاسی هایش است و می‌خواهد به طور مستقیم یا غیرمستقیم از شما در خواست کمک کند. اگر فرزندتان چنین حسی داشته باشد و به او کمک نشود اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد. اگر خود به هر دلیلی نمی‌توانید وی را حمایت کنید از معلمی خصوصی بخواهید ساعاتی را در امر آموزش درس‌ها به او کمک کند. بزودی متوجه خواهید شد که تشویش و نگرانی او از بین رفته و اعتماد به نفس تازه‌ای در فرزندتان شکل می‌گیرد. این کار همان چیزی است که دانش آموز برای پشت سر گذاشتن ضعف‌های تحصیلی و مشارکت در بحث‌های کلاسی به شدت نیازمند آن است.

 5- فقدان نظارت کافی والدین

 گاهی شرایطی وجود دارد یا پیش می‌آید که والدین نمی‌توانند خود مستقیماً بر روند تحصیلی فرزندشان نظارت کافی داشته باشند. اشتغال هر دو والدین، مشکلات موجود میان اعضای خانواده، افزایش سن دانش آموز و سخت‌تر شدن مطالب درسی، تغییر شیوه‌های آموزشی و... از عواملی است که باعث می‌شود رابطه میان فرزند و والدین کم رنگ‌تر شده و بعضاً موجب بروز افت تحصیلی در دانش آموز شود.

 در چنین شرایطی می‌توان این مسئولیت را به فردی مطمئن در خارج از منزل واگذار کرد. کمک گرفتن از فردی دیگر برای نظارت بر روند تحصیلی فرزندتان می‌تواند چاره ساز باشد. در واقع با این کار به نوعی می‌توانید کنترل بر یادگیری او داشته و نیز رابطه‌ای غیرمستقیم با دانش آموزتان برقرار کنید. پس یاری گرفتن از معلم خانگی در شرایطی که پدر و مادر کنار فرزندشان نیستند یک ایده عالی است.

 6- برخی از ناتوانی‌های جسمی

 بعضی از ناهماهنگی‌ها از قبیل ADHD یا بیش فعالی، واژه کوری (ناتوانی فرد در خواندن بعضی کلمات)، کم بینایی، کم شنوایی و دیرآموزی می‌تواند باعث شود دانش آموز دارای این مشکلات نسبت به سایر همسالان و همکلاسی های خود یادگیری و پیشرفت سخت‌تر و کندتری داشته باشند. خوشبختانه برای چنین بچه‌هایی نیز معلمان کار آزموده، با تجربه و متخصصی وجود دارند که توانایی کمک کردن به این نوع دانش آموزان خاص را داشته و می‌توانند به آنان آموزش دهند و یادگیری را در وجود آن‌ها نهادینه و پایدار کنند.

 یک معلم با تجربه در این زمینه می‌تواند اطلاعات درسی را با روش آسان‌تر و قابل فهم تر به این قبیل دانش آموزان منتقل کند.

 

مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: مرتضی عرفانیان

 

تنظیم: علی سرمدی



تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۳ | ٩:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()



تاريخ : چهارشنبه ٩ مهر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به جرات می توان گفت، هیچ محدودیت سنی در استفاده از اینترنت وجود ندارد و همه اقشار موجود در جامعه با اهداف متفاوت از اینترنت استفاده می کنند. در ادامه به تاریخچه ای در رابطه با اینترنت و مزایا و معایب پیدایش آن می پردازیم.

در ابتدا قصد بر این بود که شبکه‌ای بسازند که در آن داده‌ها به صورت اتوماتیک بین مبدا و مقصد حتی در صورت از بین رفتن بخشی از مسیرها جابه‌جا و منتقل شوند. هدف ایجاد یک شبکه اینترنتی نبود! فقط یک اقدام احتیاطی در مقابل حمله احتمالی موشک‌های اتمی دوربرد بود. به این ترتیب زمینه ایجاد اینترنت فراهم شد.

در سال 1966، شخصی به نام Baran که در موسسه ARPA فعالیت داشت، دو کامپیوتر را در شرق و غرب آمریکا به هم متصل کرد و انقلابی در نحوه صدور اطلاعات در دنیای ارتباطات رخ داد که نتیجه آن را امروز همه ما تجربه می کنیم.

 

اما اینترنت و استفاده از آن مزایای بیشتری دارد یا معایب بیشتری؟

اینترنت جایگزین تمام روش های سنتی شده است به گونه ای که امروزه می توان امور مرتبط با بانکداری، تحصیل، ارسال نامه، کتاب و تحقیقات، خواندن روزنامه، فیلم و موسیقی و ... را بواسطه اینترنت انجام داد. به این ترتیب شما در خانه می نشینید و کارهای خود را به وسیله اینترنت انجام می دهید و در زمان و هزینه صرفه جویی کرده و به امور دیگر می پردازید.

 

اما  همیشه هم این فناوری مفید نبوده به طور مثال اگر در مورد کودکان بررسی کنیم به این موارد برخورد خواهیم کرد که:

کودکان علاوه بر خطر اعتیاد به بازی‌های اینترنتی در معرض آموزش بسیاری از مسائل غیراخلاقی نیز قرار می‌گیرند. در واقع عدم محدودیت در دنیای اینترنت و استفاده از آن و جاری نبودن قوانین محدود‌کننده خاص بر اینترنت، در رشد و آینده آنها تاثیر دارد. از طرف دیگر بسیاری از کودکان با جست و جو در اینترنت از موضوعات علمی آگاهی پیدا کرده و از فناوری های روز اطلاع پیدا کرده و زمینه های رشد علمی آن فراهم می گردد.

استفاده از اینترنت برای نوجوانان نیز دارای مزایا و معایبی است که با توجه به سن حساس این دوره از زندگی باید در نظر گرفته شود. از مزایای استفاده برای این گروه سنی می توان به انجام تحقیقات درسی و کسب اطلاعات مرتبط با زمینه های درسی که موجب می شود افراد مطالب درسی را بهتر درک کنند و خود به دنبال یادگیری باشند می توان اشاره کرد. حتی در این زمینه مدارس مجازی نیز ایجاد شده است.

از طرف دیگر اینترنت دسترسی به سایت هایی را فراهم میکند که دارای اطلاعاتی است که مناسب برای همه سنین نیست و نوجوان با مشاهده آن ها به بلوغ زودرس و مشکلات دیگری دچار می شود.

در سوی دیگر دانشجویان می باشند که با استفاده از اینترنت در هر کجا و در هر مکانی می توانند به امور مرتبط با تحصیل خود بپردازند و از اینترنت به عنوان منبع و کتاب خانه ای که همیشه باز است، استفاده کنند. اما معایبی هم دارد که فرد را وابسته به جست وجو های غیر حضوری کرده و کیفیت کاری را پایین می آورد.

در زمینه های اداری نیز، امروزه تمام ادارات و سازمان ها دارای سایت هایی هستند که امکانات خود را در سایت برای افراد به نمایش گذاشته و افراد را قادر می سازد که بسیاری از کارها را به صورت غیر حضوری انجام دهند. به این ترتیب تعداد مراجعین به سازمان ها کاهش یافته و زمان کمتری برای انجام کارها نیاز می باشد. حتی مدیران می توانند بدن نیاز به حضور در شرکت و کارخانه ، سازمان خود را کنترل و مدیریت کنند، با افراد به صحبت بپردازند و دستورات لازم را صادر کنند.

 

اینترنت برای آن دسته از افرادی که به دلیل های مختلف مانند بیماری های واگیردار، معلولیت و یا زندگی در نقاط دور از شهر و ... هستند نیز مفید بوده و افراد می توانند به راحتی از دنیا و تمام اتفاقات باخبر باشند. همچنین افراد بواسطه اینترنت می توانند بدون نیاز به شرکت در کلاس های حضوری، در دانشگاه های مجازی به تحصیل بپردازند.

در بسیاری از کشورها اینترنت در سیاست نیز دخیل شده و انتخابات به صورت مجازی انجام شده است. با توجه به مطالب گفته شده اینترنت در تمام مراحل کاری در زندگی روزمره حضور دارد و می توان بسیار از آن سود برد. گرچه بواسطه اینترنت تمام کارها را می توان انجام داد، اما این امر باعث کاهش فعالیت های بدنی شده و فرد را به مرور بی تحرکی می کند که این خود در آینده نه چندان دور به یک مشکل حاد تبدیل خواهد شد.

(فائزه سید خاموشی)



تاريخ : چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ | ٧:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از دغدغه‏های انسان‌ها به ویژه مدیران و کارآفرینان، زمان‌بندی و برنامه‌ریزی صحیح است. مدیری را در نظر بگیرید که به دلیل مشغله فراوان، قرارهای ملاقات و یا تلفن‌های کاری متعددی را در برنامه کاری خود دارد و همیشه اتفاقات غیر منتظره مثل یک قرار ملاقات ناگهانی یا یک جلسه اضطراری در کمین مدیران است. یک مدیر برای آنکه بتواند در سمت خود به موفقیت دست یابد، باید برنامه‌ریزی دقیقی برای امور روزانه، هفتگی و حتی ماهانه خود داشته باشد تا خودش را در برابر بی‌برنامگی‌ها در امان بدارد.

1- اهدافتان را واقعی و دست‌یافتنی انتخاب کنید و بر اهدافتان تمرکز کنید.

اهداف شما مانند چراغی است که مسیر تاریک روبرویتان را روشن می‌کند تا در رسیدن به آنچه می‌خواهید، موفق گردید. اطمینان حاصل کنید که اهدافتان دست یافتنی و دور از دسترس نیست. همیشه اهدافتان را در جلوی رویتان تصور کنید تا فراموششان نکنید و بر روی آن‌ها تمرکز کنید.

2- یک تقویم داشته باشید و از آن نگهداری کنید، همیشه!

مهم نیست یک تقویم قدیمی رومیزی داشته باشید یا یه یک سررسید ساده یا یک برنامه تقویم که با همه دستگاه‏های شما همگام (sync) شده باشد، مهم این است که از تقویمتان مداوم استفاده کنید.

3- اولویت‌های خود را در ابتدای روز مشخص کنید.

در ابتدای هر روز کاری، 20 دقیقه را به اولویت بندی کارهای خود اختصاص دهید. این زمان را فقط برای خودتان و تنها خودتان قرار دهید؛ تلفن‌هایتان را روی منشی تلفنی انتقال دهید، صندوق پست الکترونیک خود را ببندید و به طور کلی تمام مشغله‌ها و برنامه‌هایتان را فراموش کنید. مهم‌ترین برنامه شما در حال حاضر، اولویت بندی است. اگر فکر می‌کنید این 20 دقیقه را نمی‌توانید برای خودتان در ابتدای صبح فراهم کنید، هر روز یک قرار ملاقات 20 دقیقه‏ای با خودتان در محل تقویمتان تنظیم کنید!

4- اولویت‌هایتان را اولویت بندی کنید.

کارهای با اولویت بالا را اول و کارهای با اولویت پایین‌تر را در انتها قرار دهید. شاید این کار کمی اضافی به نظر برسد؛ اما حقیقت آن است که انسان‌ها تمایل دارند کارهای راحت‌تر را در ابتدا انجام دهند و کارهای سخت را به بعداً موکول کنند؛ اما بعداً هیچ وقت وجود ندارد! بنابراین کارهایی که پراهمیت‌تر و زمان‌برتر هستند را ابتدا انجام دهید. فراموش نکنید که انرژی اول وقت خیلی بیشتر از سایر اوقات است.

5- در پایان هر روز، کارهای ناتمام خود را به پایان برسانید.

در پایان وقت کاری خود، 20 دقیقه را برای پایان دادن به کارهای ناتمام جزئی، مثل چک کردن پست الکترونیک، گوش دادن به پیغام‌های صوتی و یا ارجاع دادن پرونده‌ها و نامه‌ها به دیگر همکارانتان، اختصاص دهید. کارهای ناتمام و جزئی که اغلب تعدادشان زیاد است، بیشتر از کارهای بزرگ، ذهن ما را درگیر می‌کند. این تکنیک کمک می‌کند تا ذهنمان را از دغدغه کارهای جزئی پاک کنیم و به کارهای بزرگ، بهتر و بیشتر بیندیشیم.

6- محیط کاریتان را مرتب کنید.

مطمئناً در یک محیط نامرتب و کثیف، نمی‌توان به خوبی تمرکز کرد. نمود محیط کاری و حتی محتویات درون کیف شما، در ذهن شما آشکار خواهد شد. اگر همه چیز مرتب و سر جایش باشد، ذهن شما هم مرتب‌تر و راحت‌تر درگیر مسائل می‌شود، تا اینکه دغدغه ذهن شما یافتن یک خودکار در بین انبوهی از کاغذهای روی میزتان باشد! در پایان هر روز، محیط کاری خود را مرتب کنید تا روز بعد را با یک حس توأم با پاکیزگی و انرژی مثبت آغاز کنید.

چرا باید به برنامه ریزی بها دهیم؟

زیرا بسیاری از بحران‌ها، موارد اضطراری و مواردی که سخت قابل کنترل هستند، همیشه وجود دارند و یک مدیر باید بتواند با برنامه ریزی صحیح، از عهده کارهای قابل کنترل بربیاید تا زمان بیشتری را برای مواردی که سخت قابل کنترل هستند صرف نماید. برنامه ریزی، به دسته بندی صحیح دغدغه‏های ذهنی و مواجهه با آن‌ها کمک می‌کند.

(انجمن مدیریت وموفقیت)



تاريخ : شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بی شک باز های رایانه ای کامپیوتری از تفریحات و سرگرمی های بسیاری از افراد در کشور ما و تمام دنیا است و گدشته از تاثیرات فرهنگی و اجتماعی که بر روی افراد سرگرم با ان میتواند داشته باشد تاثیراتی بر روی ذهن و روان او دارد از طرفی با پیشرفت سخت افزار های مختلف در این زمینه پیش بینی ها به سمتی میرود که میل و رغبت به بازی های رایانه ای هم در بین افراد مختلف بیشتر شود.
اما همیشه این سوال مطرح بوده است که ایا بازی های کامپیوتری و رایانه ای بر روی مغز افراد تأثیر منفی میگذارد یا اینکه باعث تقویت و روند مثبت ذهن میشود؟
در ادامه این پست پاسخ کوتاه و کاملا" علمی این سوال به همراه ذکر اثرات مثبت و منفی بازی های رایانه ای امده است همچین اشاراتی شده است به اینکه کدام بازی ها مفید و کدام بازی ها مخرب اند .

ایا بازی های کامپیوتری بر روی مغز افراد تأثیر منفی میگذارد یا اینکه باعث تقویت و روند مثبت ذهن میشود؟
درواقع هر دو و ان بستگی به نوع بازی دارد که افراد انجام میدهند .
نوع بازی ها به همراه تاثیران ان عبارتند از:

1) بازی هایی که در انها اعمال تکراری انجام میشودسلول های ارتباطی که با حافظه و یادگیری در ارتباط هستند را  تقویت میکنند.
2) بازی هایی که نیازمند عملکرد لحظه ای میباشند قسمت قشر جداری مغز را فعال میکنند و وظیفه این قسمت از مغز کنترل حرکات حساس است.
3) بازی هایی که تنها جنبه ویدیویی دارند تنها به تقویت لب جلویی مغز منجر میشوند.
4) بازی های رایانه ای که نیازمند تعقل هستند قسمت قشر پشت استخوان پیشانی را تقویت میکنند که کار این قسمت تصمیم گیری است.
5) بازی هایی که در انها پاداش گیری نیز مطرح است باعث ترشح دپامین در مغز میگردد.
6) شعاع قشر کمربندی قدامی مغز دقیقا" پس از تیر اندازی به وسیله یک اسلحه فعالیت بیشتری مییابد که مخصوص برنامه ریزی و امور ادراکی است.

اثرات بازی های رایانه ای :

1) اثرات مثبت بازی های کامپیوتری:
بازی های کامپیوتر میتواند دید محیط ,مهارتهای یافتن راه,چرخش ذهنی و هماهنگی دست و چشم را بهبود ببخشد.
بازی های رایانه ای میتواند توانایی های فرد را برای حل کردن مشکلات و پیدا کردن جواب ها بهبود ببخشد که البته این امر جدای از دانش پیشین فرد است.
بازی هایی کامپیوتری که برای کمک به کودکان برای مدیریت بیماری هایی همچون اسم طراحی شده اند از قرص های پزشکان بسیار موثر ترند.
بازی هایی که نیازمند کار تیمی هستند میتوانند به توسعه مهارت های گروهی فرد کمک کنند.

2) اثرات منفی بازی های رایانه ای:
بازی های خشن سرکوب واکنش های عاطفی و واکنش های تهاجمی را افزایش میدهد ,همچنین از دلایل داشتن روحیه پرخاشگری در افراد است.
بازی های رایانه ای در کل خطر حملات ناگهانی ,بیماری سرع و اختلالات ناشی از حساسیت به نور را افزایش میدهد.
بازی های طولانی مدت ممکن است منجر به چاقی ,حواس پرتی و ضعف عملکرد در تحصیل و کار شود.

تحقیقات نشان داده است مغز مردان به دلیل فعالیت بیشتر قسمت مزوکورتیوکلومبیک موفقیت بیشتری نسبت به زنان در بازی های کامپیوتری دارد.

در پایان میتوان اینگونه نتیجه گرفت که بازی های فکری و بازی هایی که به نوعی به چالش کشنده ذهن افراد هستند مفید تر از بازی های کامپیوتر است که فرد صرفا" در انها ینها به شلیک گلوله اقدام میکند.

برگرفته از وبلاگ :یک بنویس



تاريخ : دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳ | ٦:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از مشکلات مادران، لجبازی کودکان است و به همین دلیل، برخورد مناسب با این مشکل می‌تواند روند تربیت را در مسیر درست قرار دهد. اولین نکته این است که با استفاده از روش‌های ساده و سرگرم‌کننده می‌توانیم کودک لجباز خود را آرام کرده و برای دقایقی او را وادار کنیم با ما همکاری کند. در نظر بگیریم وقتی که می‌خواهیم دندان‌های فرزندانمان را مسواک بزنیم، دهانش را باز نمی‌کند. در موقع ناخن گرفتن، بی‌قراری می‌کند و اگر کودکمان پارک را ترک نکند، ما دیر به محل کارمان می‌رسیم ولی او همچنان از تاب بازی دست بر نمی‌دارد.

معمولاً کودکان 3-4 ساله کمی ناسازگارند؛ به ویژه هنگامی که پدر و مادرشان به طور جدی کاری را از آن‌ها می‌خواهند، مخالفت می‌کنند. دلیل مخالفت آن‌ها این است که می‌خواهند استقلال خود را نشان دهند. حرف زدن در این مورد با آن‌ها بی‌فایده است. برای مطیع کردن کودکان، نباید فریاد زد و یا آن‌ها را تهدید کرد.

برگرفته از سایت تبیان



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳ | ٦:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
 باید به دانش آموزانی که بیش از حد توانشان درس می‌خوانند کمک کرد تا تغییراتی را در روش کار اعمال کنند. باید به آنان راه دیگری برای دستیابی به هدف نشان داد. باید کارها و درس‌ها را به چند بخش کوچکتر تقسیم کرد و چنین دانش آموزانی را آگاه ساخت که نمره هجده نیز کافی است و نیازی به این همه زجر برای گرفتن بیست ندارند.

 «هنوز قیافه آرمان، همان پسر درس خوان کلاس را به خاطر دارم؛ با آن عینک ته استکانی و موهای ماشین شده، خیلی دلم خنک می‌شد وقتی سرش توی کتاب بود و من تعمدی به او تنه‌ای می‌زدم و تمام ورقه‌ها و کتاب‌هایش پخش زمین می‌شد. ولی برایش مهم نبود؛ ورقه‌هایش را جمع می‌کرد؛ گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و دوباره به مطالعه ادامه می‌داد. یعنی بعد از گذشت بیست سال او الآن چه کاره شده؟ اصلاً هدفش از این همه درس خواندن چه بود؟ آیا بعد از جدا شدن هم‌کلاسی‌ها، باز هم همان قدر درس خوان بود؟ شاید خانواده مجبورش می‌کردند و یا ...»

1- آنان که بیش از حد توانشان درس می‌خوانند.

2- آنان که در حد توانشان هم درس نمی‌خوانند.

 که با توجه به مشکل چنین دانش آموزانی باید با همکاری اولیای خانه و مدرسه این مسئله برطرف گردد.

 با دانش آموزانی که بیش از حد توانشان درس می‌خوانند؛ چه باید کرد؟

 به دانش آموزی که بیش از حد توانش درس می‌خواند، کمک کنید تا از لحاظ تحصیلی در سطح معقول‌تری قرار گیرد. ممکن است سوال پیش بیاید که چه اشکالی دارد، فرزندمان بسیار موفق و شاگرد اول باشد؟ شاید بگویید : «ما فکر می‌کردیم آدم هر چه بیشتر تلاش کند موفق‌تر خواهد بود.» اما، اشکال در این جا پیش می‌آید که بعضی کودکان، چنان خود را تحت فشار قرار می‌دهند، که یا آنقدر خسته می‌شوند که از ادامه مسیر باز می‌مانند و به اصطلاح (می‌برند) و یا این که یادشان می‌رود که در زندگی تفریح هم لازم است به قول معروف : «رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.»

 اگر کودک، در سطح مناسبی که برایش راحت است درس بخواند، باز هم می‌تواند به اهدافش دست یابد. با این تفاوت که آن قدر انرژی برایش باقی می‌ماند که هر زمان به هدفش رسید، سوی هدف دیگری حرکت کند. والدین در مقابل چنین کودکی باید توقعات خود را کمتر و معقول‌تر سازند. به ویژه اگر احساس کنند فرزندشان را بیش از حد تحت فشار گذاشته‌اند. نمره‌ها، ارزش‌های زندگی نیستند و پرداختن به تفریح و بازی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. اولیای دانش آموزان باید وضعیت خودشان را در مدرسه به یاد بیاورند.

 حال این سوالات مطرح می‌شود که: آیا بین نمره بیست و موفقیت در زندگی آینده ارتباط نزدیکی وجود دارد؟

آیا کودک، پدر یا مادر سخت کوشی را که به هیچ کاری جز درس و تحصیل نپرداخته‌اند، الگو قرار می‌دهند؟

پدر و مادرها باید دانش آموز را تشویق نمایند تا در کنار فعالیت‌هایی که برای دست یابی به هدفشان انجام می‌دهند تفریح، بازی و سرگرمی هم داشته باشند. باید عادت‌های وسواس انگیز بهتر خواهی را در آنان از بین ببرند. درس خواندن تا پاسی از شب و بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب اصلاً عادت خوبی نیست. مخصوصاً این که بیشتر دانش آموزان هنگام امتحانات به همین شیوه درس می‌خوانند!

 باید برای دانش آموزان هدف واقع‌گرایانه‌ای را در رابطه با درس خواندن تعیین کرد. پس اولیا، درباره نقاط قوت و ضعف کودکان با آنان صحبت کنند و کمک نمایند تا وی تصمیم بگیرد که با درس خواندن دقیقاً به چه هدفی می ‌خواهد برسد. با کودک صحبت کنید و به او بفهمانید که چه نمره‌ای برایش مناسب‌ تر است. مثلاً شاید لازم نباشد فرزند شما در درس علوم تجربی به چندین مرجع خارج از کتاب مراجعه و آن‌ها را مطالعه کند.

 به او بفهمانید که همان مطالب کتاب درسی برایش کافی است، مگر در صورتی که به موردی علاقه خاص داشته باشد و برای زیاد شدن معلوماتش آن هم به عنوان نوعی سرگرمی به مطالعه کتاب‌های غیر درسی بپردازد. دانش آموزی که دچار وسواس فکری و درس خواندن بیش از حد می‌شود با گرفتن نمره هجده خود را سرزنش می‌کند، باید به او قبولاند که این نمره هم خوب است.

 در نهایت:

اگر می‌بینید فرزندتان زمان خیلی زیادی را صرف درس مطالعه می‌کند، اصرار کنید که برنامه‌اش را طوری دیگر تنظیم کند. طوری که زمان بیشتری به تفریح و فعالیت‌های غیر درسی اختصاص دهد. به او کمک کنید که زمینه‌های مناسبی مثل ورزش، سرگرمی‌های فرهنگی، تفریح و ... را نیز به فعالیت‌هایش اضافه نماید. دانش آموز را ترغیب کنید تا دوستانش را به منزل دعوت کند و ساعتی با آنان درس بخواند یا تفریح کند. میان امتحانات گاهی او را برای گردش بیرون از منزل ببرید. تلاش کنید چنین فعالیت‌هایی در برنامه دانش آموز گنجانده شود، آن وقت این‌گونه تفریح برایش به صورت یک عادت و اصل درمی آید.

 



تاريخ : شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۳ | ۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وقتی انسان پا به این دنیا می‌گذارد و با حواس خود با پیرامونش ارتباط برقرار می‌کند با اولین چیزی که لمس می‌کند، می‌شنود، می‌بیند یا بو می‌کشد کنجکاوی‌اش شروع می‌شود. کودک از خود می‌پرسد این که لمس می‌کنم چیست؟ آن که دیدم چه بود؟ این صدا به چه معناست؟ و بوی چه می‌آید؟ اینها ابتدایی‌ترین پرسش‌هایی است که کودک از ابتدا از خود و اطرافش می‌پرسد.

 یکی از مهم‌ترین، در دسترس‌ترین و موثق‌ترین منابعی که از همان ابتدا برای پاسخ به پرسش‌های انسان وجود دارد، والدین هستند. والدین قبل از این‌ که کودک زبان به پرسیدن باز کند بسیاری از پرسش‌های او را جواب می‌دهند، به او صحبت کردن می‌آموزند و با دنیای اطراف آشنایش می‌کنند و کودک پرسش‌های  خود را با جمله این چیه؟ آغاز می‌کند.

 هر چه کودک بیشتر رشد می‌کند پرسش‌هایش هم با او بزرگ می‌شوند به طوری که حتی گاهی پرسش‌هایی می‌پرسد که از سنش هم فراتر است (البته دقت داشته باشید که پرسش‌های کودکان هم بر حسب اطلاعات و دانسته‌های آنهاست هم سن و سالشان). یکی از بزرگ‌ترین وظایف والدین پاسخگویی به پرسش‌های کودکان است چراکه همین پرسش و جواب‌ها می‌تواند یک رابطه سالم و مفید و با اعتماد متقابل یا بالعکس رابطه‌ای نادرست و بی‌اعتماد بین کودکان و والدین ایجاد کند.

 اصغر فروع‌الدین عدل، روان‌شناس بالینی و عضو هیات علمی دانشگاه در این باره می‌گوید: از آنجایی که کنجکاوی و به دنبال آن پرسش کردن امری ذاتی و طبیعی است عدم پاسخگویی به پرسش‌های کودکان به معنی عدم ارضای یکی از اساسی‌ترین نیاز‌های بشر بوده و بدون شک عوارض زیانباری خواهد داشت. عدم رشد فکری، کاهش خلاقیت، کاهش انگیزه زندگی، بی‌تفاوتی، مشکلات تحصیلی، عدم پیشرفت، مشکلات جنسی و... از عوارض و مشکلات ناشی از عدم پاسخگویی به پرسش‌های کودکان است.

این روان‌شناس می‌گوید: پرسش کردن به دنبال ایجاد پرسش در ذهن و تفکر ابراز می‌شود بنابراین به نظر می‌رسد میزان هوش با پرسش کردن رابطه مستقیم داشته باشد، اما این امر مطلق نیست و به معنی آن نیست که کودکانی که کمتر پرسش می‌کنند کم‌هوش‌ترند، چراکه مسائل تربیتی و شخصیتی نیز در این رابطه موثرند. گرچه کودکانی که بیشتر پرسش می‌پرسند باهوش‌ترند اما دقت کنید گاهی پرسش‌های مکرر و تکراری می‌تواند بیمارگونه بوده و نشانگر نوعی وسواس باشد.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳ | ٦:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان:
عموماً اضطراب و ترس در سال‌های اولیه زندگی رایج است اما اضطراب از مدرسه و خصوصاً امتحان، بین سنین 10 تا 11 سالگی شروع می شود و در 25% از دانش‌آموزان اضطراب امتحان آسیب‌زا بوده و با افزایش سن میزان آن افزایش می‌یابد و عملکرد تحصیلی دانش‌آموز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اصطلاح کلی اضطراب امتحان، به نوعی از اضطراب با هراس اجتماعی خاص اشاره دارد که فرد را درباره توانایی‌ هایش دچار تردید می‌کند و نتیجه آن ناتوانی مقابله با موقعیت‌های دشوار مانند امتحان است. موقعیت‌هایی که فرد را در معرض ارزشیابی قرار داده و نیازمند حل مشکل هستند.

 

بنابراین می‌توان گفت فرد مضطرب، در امتحان، مواد درسی را می‌داند اما شدت اضطراب مانع از آن می‌شود که او معلومات خود را نشان دهد. به این ترتیب، اضطراب امتحان نوعی اشتغال ذهنی به خود است که به نگرانی یا تحقیر خود و ارزیابی شناختی منفی از خود (یادم نمی‌آید، باید بیشتر می‌خوندم، همیشه گیجم، چرا یادم نمیاد؟...)، عدم‌ تمرکز حواس و واکنش‌های فیزیولوژیک نامطلوب مثل تپش قلب، پریدگی رنگ، خشکی دهان، عرق کردن کف‌ دست، لرزش دست و صدا و .... منجر می‌شود.

 

انواع اضطراب امتحان

الف) اضطراب تسهیل کننده یا تسریع کننده: (طبیعی)

به اضطراب کم و یا در حد معقول که موجب تلاش بیشتر برای کسب موفقیت می‌شود و نتیجه بهتری را عاید فرد می‌کند، اضطراب تسهیل یا تسریع کننده اطلاق می‌شود.

 

نشانه‌ها یا علایم اضطراب تسهیل یا تسریع کننده:

 

  • فرد به خاطر مرور کردن درس‌هایش دچار هیجان می‌شود.
  • خودش را در اتاقش حبس می‌کند و مشغول درس خواندن می‌شود و به کوچکترین مزاحمت اعتراض می‌کند.
  • به شیوه‌ی خاصی درس‌هایش را مرور می‌کند، مثلاً با صدای بلند درس می‌خواند در اتاق راه می‌رود و یا دراز می‌کشد.
  • به درخواست‌های اطرافیان توجه نمی‌کند یا در مقابل خواسته‌ها با اعتراض می‌گوید که درس دارد.
  • کم غذا یا نسبت به غذایی بی‌ میل می‌شود.

 

ب) اضطراب ناتوان کننده (غیر طبیعی)

 

اضطراب ناتوان کننده دلهره و تشویق شدیدی است که یا خود فرد دارد و یا اطرافیان آن را در فرد تشدید می‌کنند. اضطراب شدید اثر منفی روی عملکرد فرد می‌گذارد، زیرا با متأثر و درگیر کردن ذهن، زمینه‌ فراموشی ‌های زود گذر و خطاهای ادراکی را فراهم می‌کند.

  

نشانه‌های اضطراب ناتوان‌کننده:

  • فرد به خاطر مرور درس‌هایش دچار هیجان بیش از حد می‌شود.
  • دارای دلشوره و دل‌ بهم خوردگی (احساس پروانه در شکم) است.
  • هنگام مرور درس‌هایش دستپاچه و عجول است.
  • از اینکه هر چه می‌خواند، چیزی نمی‌فهمد نالان است.
  • از گرفتن نمره‌ی کم‌ ترس و وحشت دارد.
  • هنگام درس خواندن، ناخن‌هایش را می‌جود، پوست لب را می‌ کند یا با موی سرش بازی می‌کند.
  • بی‌اشتهاست و نمی ‌تواند غذا بخورد.
  • حالت تهوع دارد.
  • گریان است و بهانه ‌گیری‌های بی‌دلیل دارد.

 

عوامل بوجود آورنده اضطراب امتحان:

  • عوامل فردی
  • عوامل خانوادگی
  • عوامل مربوط به مدرسه

 

عوامل فردی:

انتظاربیش از حد از خود و ضعف اعتماد به نفس: گاهی انتظارات فرد از خود، بیش از توانایی‌های اوست. به عنوان مثال، یک دانش آموز متوسط، دائماً در پی کسب معدل 20 برای رقابت با دانش‌آموز ممتاز مدرسه است و چون به این هدف نمی‌رسد، دچار ضعف اعتماد به نفس و اضطراب می‌گردد.

 

عدم باور مثبت نسبت به موفقیت: گاهی دانش آموزان علی رغم تلاش برای خواندن و یاد گرفتن، مرتب با خود و دیگران مطرح می کنند که چه فایده، آنقدر سخته که می دونم موفق نمی‌شم!

 رقابت بیش از حد: زمانی است که دانش‌آموزان در مدرسه و یا فرزندان در خانه برای برتری یافتن بر یکدیگر و نه پیشرفت و موفقیت، به رقابت بپردازند.

 عدم آمادگی و برنامه ریزی لازم : هنگامی که فرد به علت نداشتن برنامه‌ریزی درسی و مطالعه ی صحیح آمادگی لازم را برای امتحان کسب نکرده‌ باشد.

 

عدم تمرکز بر امتحان و درس خواندن: عدم دقت و تمرکز در انجام تکالیف یا درس خواندن در طول سال باعث می‌شود تا یادگیری سطحی باشد و در موقع امتحان یادآوری مطالب دشوار بوده و موجب اضطراب شود.

 شخصیت مضطرب و کمال گرا: بخشی از این عامل ژنتیکی و بخشی از آن حاصل یادگیری در محیط خانواده و زندگی است، والدین مضطرب و کمال گرا، به طور غیر مستقیم، اضطراب و کمال ‌گرایی را به فرزندان خود الگو می‌دهند.

 

کم بودن انگیزه و هوش متوسط : نداشتن انگیزه پیشرفت بالا به دلایل متعدد چون محیط خانوادگی، ضعف اعتماد به نفس و همچنین پاداش بیش از حد برای قبول شدن یا گرفتن نمره بالا (معمولاً بیست) از سوی والدین و اطرافیان..

 

عوامل خانوادگی:

سخت گیری بیش از اندازه: زمانی که والدین با نزدیک شدن زمان امتحان، فشار مضاعفی برای آماده شدن و گرفتن نمره (معمولاً بیست) در مورد فرزند خود به کار می‌برند و یا پی در پی درباره‌ی امتحان به او هشدار می‌دهند.

 

عدم حمایت و تشویق کودک: مواردی که والدین و خانواده، اهمیتی برای زمان امتحانات کودک و کنترل آرامش در خانه و پرهیز از سر و صدا و رفت و آمد قائل نمی شوند، دانش آموز احساس تنهایی و بی ‌پشتوانگی نموده و مضطرب می‌گردد. در ضمن نباید به بهانه امتحان، کودک یا نوجوان درخانه تنها گذاشته شود.

 

والدین مضطرب و توجه بیش از حد به مسایل تحصیلی فرزند: وجود اضطراب در والدین موجب انتقال آن به فرزند و تشدید اضطراب او می‌شود (مخصوصاً در ایام امتحان). برخی از والدین، هنگام امتحانات، بیش از فرزندانشان درگیر درس می‌شوند و حتی به مزاح می‌گویند که امتحان دارند!!! این امر به اضطراب بیشتر دانش آموز دامن می‌زند.

 

اختلافات خانوادگی: جو متشنج در خانواده، اختلافات والدین، تولد فرزند تازه در خانواده و ....

 رقابت غیرمنطقی: وقتی ناتوانی‌ های دانش آموز با توانایی‌ های دیگری سنجیده شود و این امر با سرزنش همراه باشد، اعتماد به نفس او کم و بر اضطراب او افزوده می‌شود. مثلا: پسر دوستم المپیاد ریاضی مدال آورده، اونوقت پسر من هنوز تقسیم سه رقمی رو بلد نیست!

 تهدیدهای بی‌مورد:  وقتی اطرافیان و مخصوصاً والدین، شرایط ویژه و سخت در ایام امتحان برقرار می‌کنند و فرزند خود را از گرفتن نمره کم یا عدم قبول شدن می‌ترسانند و تهدید می‌کنند.

 الگوهای خشک فرزندپروری: برخی والدین ارتباط مناسب و دوستانه ای با فرزند خود برقرار نمی کنند و از سیاست چوب تر! استفاده می‌کنند که این امر، فاصله آنها را از نظر عاطفی با فرزندشان بیشتر کرده و او را دچار مشکل می‌کند.

 سرزنش و تنبیه: وقتی اطرافیان فردی را با القابی مانند بی‌استعداد، بی‌عرضه و ... مورد خطاب قرار می‌دهند، تصویر ذهنی ناتوانی یا تفکر منفی را در فرد بوجود می‌آورند. این امر اضطراب امتحان را در فرد تشدید می‌کند.

 وضعیت اقتصادی پایین و عدم تشویق: در برخی خانواده ها، به دلیل شرایط اقتصادی پایین، والدین آنقدر درگیر مسائل اقتصادی و رتق و فتق امور می‌شوند که حتی نمی‌دانند فرزند آنها کلاس چندم است! تا تشویقی در کار باشد.

 

عوامل مربوط به مدرسه

 

انتظارات غیرواقعی آموزگاران: علی رغم تلاش معلمان زحمتکش، برخی انتظارات غیر واقعی از دانش‌آموزان، آنها را در وضعیت بدی قرار می‌دهد در حالی که توجه به تفاوت ‌های فردی آنها از این انتظارات می‌کاهد.

 

محیط نامناسب امتحان و مقررات خشک: گاهی قوانین خشک، رسمی و انعطاف ‌ناپذیری که بر مبنای عدم‌اعتماد به دانش‌آموز از سوی مدرسه و عوامل اجرایی امتحانات وضع گردیده، می‌تواند بر شدت اضطراب بیفزاید.

 

نوع پرسش‌های امتحان: گاه بر اساس توافق قبلی امتحان از بخشی از کتاب است و سر امتحان مشخص می‌شود که از جاهای دیگر هم سوال آمده است، این امر نیز اضطراب زیادی در دانش آموز ایجاد می‌کند.

 

ایجاد رقابت‌های ناسالم: بهتر است هر دانش آموز تنها با خودش مقایسه شود و مسیر پیشرفت او مشخص گردد.

 عوامل مزاحم مثل سر و صدا و نور و تهویه نامناسب: نور کم یا خیلی زیاد، سروصدای بیرون از مدرسه و ...

 بیش از حد مهم جلوه دادن برخی درس‌ها: وقتی معلم یا والدین بعضی از درس ‌ها را به هر دلیلی خیلی مهم تلقی می‌کنند، در فرد ترس یا نگرش منفی نسبت به آن درس‌ها به وجود می‌آید.



تاريخ : پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

قصه گویی در کشور ما سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد، اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه های شهرنشینی، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در نظام های آموزشی کم رنگ شود.

همچنین به قصه گویی هنوز به عنوان یک فن نگاه نمی شود و در نظام آموزش و پرورش جایگاه شایسته ای برای قصه گویی به چشم نمی خورد. بسیاری از علاقمندان به این فن، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روش های علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند. بحث درباره ی نظام تعلیم و تربیت بسیار گسترده است، به گونه ای که وارد شدن به هر حیطه از آن، نیازمند دانش و تخصص است و اگر محققی واجد تخصص نباشد و علاوه برآن در زمینه ی مسائل تربیتی صبر و حوصله و دقت لازم را به کار نبرد، بی شک نمی تواند این نظام را به سر منزل مقصود هدایت کند.

همان گونه که می دانید در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستان ها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز، در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است باز می مانند.

 

آنچه که این مقاله در پی آن است، بررسی جایگاه قصه گویی در نظام آموزش رسمی کشور است. این نظام گسترده بخش بسیار وسیعی از جامعه را تحت پوشش قرار می دهد. از دوران پیش دبستان تا دوران دانشگاه گستره ی نظام تعلیم و تربیت است، اما در این مقاله هرجا به نظام آموزشی اشاره می شود، مراد دوران پیش دبستان و دبستان است. این دو بخش نیمی از جمعیت دانش آموزی را تحت پوشش خود دارد. با این اوصاف این مقاله در پی آن است که به این سوالات پاسخ دهد:

 

  • آیا قصه گویی می تواند در رقابت با فعالیت های رسمی مدرسه به جایگاهی مطمئن دست یابد؟
  •  آیا در نظام آموزشی ما به قصه گویی به عنوان فعالیتی جدی نگاه می شود یا فعالیتی تفننی است که ارزش علمی - آموزشی خاصی ندارد ؟ و... 

 

با توجه به همه ی عوامل فوق در این مقاله ضمن مطالعه ی آرا و نظرات صاحب نظران سعی شده است تا با نگاهی دوباره به فعالیت قصه گویی جایگاه واقعی آن در نظام آموزشی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد.



تاريخ : یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگرچه بدخطی دانش‌آموزان و نامفهوم بودن کلماتی که آن‌ها می‌نویسند دردسر بزرگی برای خانواده‌هاست، با این حال اصلاح این وضعیت چندان کار سختی نیست. اگر دانش‌آموز به دلایل مختلف دچار بدخطی است، روش‌های زیر به وضیعت او در شرایط نامناسب کمک می‌کند.


  • اگر کودک علاقه‌ای به نوشتن ندارد یا با بی‌دقتی مطالب را می‌نویسد در مرحله اول تعلیم خط، بهتر است که نمونه‌های حروف و کلمات از تخته یا چیزهای دیگر ساخته شوند به‌طوری که نوآموزان بتوانند آن‌ها را لمس کنند. زیرا این عمل اشکال آن‌ها را در مغز کودکان تثبیت می‌کند و نوشتن را برایشان آسان می‌سازد. همچنین سبب می‌شود که کودکان با شوق و رغبت به یادگیری حروف و کلمات بپردازند.
  • اگر کودک‌تان کم‌رنگ روی کاغذ می‌نویسد پر رنگ نوشتن از روی متنی که به صورت کم‌رنگ نوشته شده به بهتر شدن خط کمک می‌کند. استفاده از کاغذهای پوستی و تمرین از روی کلمه‌ها یا حروف نوشته‌شده نیز برای این منظور بهتر است.
  • اگر بچه‌ها فشار زیادی به کاغذ می‌آورند می‌توانیم از کاربن استفاده کنیم و از بچه‌ها بخواهیم طوری روی کاربن بنویسند که اثر زیادی از نوشته‌های آن‌ها روی ورقه زیرین نیفتد.
  • اگر بچه‌ها سرشان را زیاد به دفتر نزدیک می‌کنند، با مراجعه به پزشک از ضعیف نبودن چشم آن‌ها مطمئن شوید.
  • دقت کنید بچه‌ها کاغذ را بیش از حد کج نگذارند تا از کج‌نویسی آن‌ها جلوگیری شود.
  • اگر کودکی کلمات را بیش از حد بزرگ یا کوچک می‌نویسد می‌توانید اندازه متوسطی برای کلمات در نظر بگیرید و با گذاشتن خط فاصله بین کلمات از کودک بخواهید فاصله تعیین‌شده را پر کند.
  • نامرتب نوشتن تکالیف ممکن است به علت محدودیت حرکتی در دست باشد، یا این‌که مداد را بیش از حد محکم در دست می‌گیرد یا وضعیت درستی در هنگام نوشتن ندارد. با برطرف کردن هر یک از این علل دانش‌آموز می‌تواند خط بهتری داشته باشد.
  • سرمشق‌هایی را انتخاب کنید که اعتماد به نفس دانش‌آموزان را تقویت می‌کند. برای این منظور از عبارت‌های آسان شروع کنیم.
  • دانش‌آموزان را تشویق کنیم تا باورهای مثبتی درباره توانایی‌های خود داشته باشند و میان تلاش و ارزش‌های فردی دانش‌آموزان ارتباط محکمی برقرار کنیم به ویژه آنان را تشویق کنیم تا به تلاش خود اهمیت بدهند. هدف می‌تواند این باشد که دانش‌آموزان خوشنویسی را مهارتی مهم به شمار آورند.
  • همکاری والدین و آموزگاران در این آموزش بسیار مهم است. والدین بهتر است با در اختیار قرار دادن ابزار مناسب برای نوشتن و بازدید از نمایشگاه‌های خط و نقاشی خط، دانش‌آموز و آموزگار را برای آموزش و فراگیری بهتر این مهارت یاری کنند.


تاريخ : شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ | ٦:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت در کلاس: 

معلم دوره ابتدایی می باید ذهنی فعال، پویا و اطلا عاتی علمی و به روز و کاربردی داشته باشد. معلم دوره ابتدایی باید یک سلسله اصول و مبانی را در جهت پرورش خلا قیت دانش آموزان در کلاس درس در نظر بگیرد تا بتواند دراین زمینه موفق شود. برخی از این اصول به شرح زیر است:

1-- پرورش خلاقیت در آموزش ابتدایی نیازمند نوگرایی، انعطاف پذیری و تنوع در رفتار، گفتار و تدریس است
2-- اگر معلم ابتدایی پرتکاپو، با انرژی و فعال و با نشاط باشد سبب رشد خلا قیت در دانش آموز خواهد بود.
 
3--اعتماد به نفس معلم در رشد اعتماد به نفس در دانش آموزان ابتدایی سبب افزایش خلا قیت است.
4-- خطر پذیری، بارش فکری، یورش اندیشه برای دانش آموز زمینه فن پرورش خلا قیت است.
5-- میل به تجربه های آموزشی ناشناخته، ترجیح دادن سادگی به پیچیدگی، طرح سوال، تحریک کنجکاوی، آموزش کشف محیط، جهت دهی ذهنی دانش آموز، برای رشد خلا قیت در دوره ابتدایی ضروری است.
6-- فشار نیاوردن، تحمیل نکردن دانسته های خود و تقویت مثبت دانش آموز ابتدایی در پرورش خلا قیت تاثیر بسیار دارد.
7-- بازی و فعالیت های آزاد و انعطاف پذیر کلاس سبب رشد افکار و احساسات خلا قانه می شود.
8-- معلم شوخ طبع، خوش رو و دارای علا یق هنری باعث تحریک در رشد خلا قیت می شود.
9-- پرهیز از دانش جدید، روش های تازه، فکر نو، برنامه های جدید و ابراز وجود مانع رشد خلا قیت است.
10-- گرایش به روش های تکراری، آموزش از روی عادت، پرسش و پاسخ کلیشه ای، روح خلا قیت را در دانش آموز ابتدایی می کشد.
11-- نداشتن تمرکز ذهنی، تحمل نکردن، ابهام و تضاد وابستگی و انجام فکری نشانه نبود خلا قیت است.
12-- رشد علمی، تجربه کلا سی، ارزشیابی مستمر از خود از عوامل رشد خلا قیت است.


تاريخ : یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢ | ٧:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

معلم خلاق و نقش او در پرورش خلا قیت دانش آموزان

بسیار می شنویم می خوانیم و مشاهده می کنیم که همه درباره شیوه های پرورش خلا قیت دانش آموزان بحث می کنند. در حالی که دانش آموزان در مقام فراگیرنده و شکل پذیر آموزش و پرورش به شدت تحت تاثیر رفتار معلم قرار دارد.

در دوره ابتدایی که اثرپذیری، نقش پذیری و انعطاف پذیری بیشتر به چشم می خورد، ضرورت دارد که بیش از پیش از پرداختن به شیوه های پرورش خلاقیت دانش آموزان سعی کنید یک معلم نواندیش، نوآور و خلا ق باشید، زیرا معلم در ابتدای امر آموزش در نظر دانش آموز الگوی قابل اعتمادی است که سبب اثبات یا نفی یادگیری می شود.

اگر معلم آموزش خلاقیت را به دانش آموز به صورت کلا می ارائه دهد، ولی خودش الگوی عملی خلا قیت نباشد برای او تناقض و تضاد شناختی به وجود می آورد.

اگر در گفتار خود شیوه آموزش و نحوه پرسیدن سوال شیوه برقراری ارتباط عاطفی و نحوه ارزشیابی خلا قی را بروز ندهیم و احساس و عاطفه خود را به شکل خلا قانه ای ابراز نکنیم هر چه تلا ش کنیم نمی توانیم به خوبی آموزش عملی باعث پرورش خلا قیت آنها بشویم. در حقیقت معلم باید با رفتار عملی خود به شکل خلاقانه ای اندیشه ها و افکارش را نمایش دهد و با ابراز احساس عاطفه و شکل های گوناگون کلا می و غیرکلامی خلاقیت، فرصت نمونه برداری ادراکی را برای دانش آموز فراهم کند تا او بتواند به خلا قیت و نوآوری دست یابد.

ضروری ترین گام معلم برای پرورش خلا قیت دانش آموزان تلاش و کوشش او در پرورش خلاقیت خود اوست. ولی این حرکت نباید سبب شود که معلم از یاد دانش آموزان غافل شود. در اصل این حرکت دو سویه است و از معلم به شاگرد و از شاگرد به معلم باز می گردد. 

معلمانی که از خود رفتار خلاق نشان می دهند، محیط های کلا س درسی به وجود می آورند که خلاقیت را ارتقا می دهند. این معلمان از موانع حسی و فرهنگی در کلا س خود پرهیز می کنند.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ | ۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تجربیات در روانشناسی نشان میدهد که می توانیم با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را افزایش دهیم.

آموزش و پرورش برای رشد و خلاقیت و نوآوری در معلم و دانش آموز به ویژه در دوره آموزش ابتدایی به منزله زیربنای تعلیم و تربیت باید درک روشن و صریحی از شرایط موجود به دست بیاورد، در گام بعدی باید بکوشد بر مبنای فلسفه تعلیم و تربیت و اهداف اصولی و معیارهای علمی و معتبر تصویر روشنی از شرایط مطلوب پرورش خلاقیت رسم کند. با ارایه این تصویر می توان به خوبی دریافت که شرایط پرورش خلاقیت در کلاس درس، مدرسه، سازمان آموزش، خانواده یا هر محل آموزشی و پرورشی دیگر، باید به چه صورتی باشد. در نتیجه می توان با کمترین صرف وقت، انرژی، انگیزه و سرمایه در مسیر پرورش و شکوفایی خلاقیت و نواندیشی قرار گرفت. اما اگر شرایط مناسب علمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی پرورش خلا قیت را فراهم نیاوریم هر عامل مثبتی در مسیر خلا قیت نه تنها موثر نخواهد بود بلکه به صورت یک مانع عمل خواهد کرد.



تاريخ : یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ | ٧:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت مفهومی پیچیده و در برگیرنده ابعاد مختلف علمی، فرهنگی، سازمانی و فردی است. اگر بخواهند در جامعه ای این مفهوم توسعه یابد و به شکلی پایدار تحقق یابد باید در درجه اول شرایط علمی، فرهنگی، سازمانی و فردی آن را به وجود آورند. زیرا اگر شرایط لازم و مناسب علمی فراهم نیاید هر نوع کوشش از نظر کیفیت و محتوا بی نتیجه خواهد ماند. همچنین اگر نتوانیم شرایط فرهنگی و سازمانی تحقق و توسعه خلاقیت را ایجاد کنیم هر چه بکوشیم و توان علمی خود را افزایش دهیم باز هم نمی توانیم به توسعه ای پایدار دست پیدا کنیم.

 آماده سازی شرایط گام اول پرورش خلاقیت دانش آموزان ابتدایی: اکثر صاحبنظران بر این باورند که اولین گام در پرورش خلاقیت کودکان به وجود آوردن شرایط مناسب در محیط خانوادگی، آموزشی است.

کارل راجرز می گوید:

 واضح است که خلاقیت را نمی توان با فشار به وجود آورد بلکه باید به آن اجازه داد تا ظهور کند. در مورد خلاقیت هم همین وضع صادق است. 

چگونه می توانیم شرایط خارجی را مساعد بسازیم تا شرایط داخلی تسریع شود و خلاقیت پرورش یابد؟



تاريخ : شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک سال درس و مشق می خوانند، اما یک هفته پس از امتحان آخر سال، دیگر چیزی را به یاد نمی آورند، این حکایت درس خواندن این روزهای دانش آموزان و دانشجویان کشور است، سیستم آموزشی آن ها را طوری تربیت کرده که فقط شب امتحان درس می‌خوانند و نتیجه این برنامه‌ریزی اشتباه سبب شده که دانش‌آموزان مسایل درسی خود را آن‌طور که باید و شاید یاد نگرفته و با حفظ کردن محتویات کتاب درسی فقط برای به دست آوردن نمره قبولی تلاش کنند.

 به گفته کارشناسان،متناسب نبودن محتویات کتاب‌های درسی با زمان آموزش و تعداد زیاد دانش‌آموزان در کلاس درس از علل بروز چنین مشکلی در نظام آموزشی کشور است.

 به اعتقاد بسیاری از کارشناسان آموزشی، سیستم آموزشی کشور سبب شده دانش آموزان و دانشجویان فقط به فکر گرفتن مدرک یا نمره قبولی باشند، آن ها به شکل خودکار طوری بار آمده اند که همه دغدغه شان گرفتن حداقل نمره در کمترین زمان ممکن است، به همین دلیل یک شب مانده به امتحان یا در شب امتحان شروع به حفظ کردن محتویات کتاب درسی خود کرده و در نتیجه یک هفته بعد از پر کردن برگه های امتحانی اگر همان سوال ها را دوباره از دانش آموز بکنید، او قادر به پاسخگویی به تمام سوال ها نیست.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢ | ٧:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عوامل ضعف آموزش ریاضی مربوط به روش‌های آموزش:

کلاس ریاضی سخت است چون با زبان‌های خودش بیان نمی‌شود بلکه در چارچوب کتاب و روش تدریس معلمان محدود شده است و با حجم زیاد کتاب، معلم نمی‌تواند مطالب جالب و توضیحات لازم را در مورد تاریخ و نحوه‌ی به کاربردن مطالب تدریس در زندگی را بیان کند.

باید توجه داشته باشیم که معلم ولو ریاضی‌دان باشد نمی‌تواند ادعا کند که روشی که در تدریس به کار می‌برد بهترین است؛ زیرا ریاضی‌دانستن یک چیز و ریاضی تدریس‌کردن چیزی دیگر است اگر روش بنا به منطق بزرگسالان بهتر به نظر آید، معلوم نیست برای دانش‌آموزان که هنوز فرایند‌های منطقی نزد آنها در حال تحول است مناسب یا مناسب‌تر باشد.

عوامل ضعف آموزش ریاضی و مشکلات مربوط به آن (2)

 

پروفسور ورتایمر تفکر کودکان را مورد تحقیق قرار داد و آن را در کلاس‌های مختلف مطالعه کرد نتیجه‌ای که از مطالعات خود گرفت این بود که اغلب شیوه‌‌های تدریس کورکورانه است و در کودکان جمود فکری ایجاد می‌کند و تمرین‌های تکراری و پاسخ‌های ماشینی که از کودکان توقع دارند، انعطافی را که فکر سالم نیازمند آن است در کودکان ایجاد نمی‌کند مبالغه در تکرار مطالب نیز می‌تواند زیان‌آور باشد این نوع تربیت خطرناک است زیرا دانش‌آموزان را وادار می‌کند که چشم بسته چیزهایی بگویند یا کارهایی انجام دهند بدون اینکه فکر آنها را به کار بیندازد.

 هر چند متأسفانه در کشور ما روش‌های آموزش هیچ یک از مواد درسی با روش علمی مورد بررسی قرار نگرفته است، ولی قرائن موجود حکایت از آن دارد ه روش تدریس ریاضیات، مثلاً از روش تدریس زبان فارسی، جغرافیا نظام یافته است با این وجود به عقیده اینجانب تاریخ تعلیم ریاضیات در مجموع رضایت‌بخش نیست نه تنها بازده تلاش‌های مربوط به آموزش در این حیطه ناچیز است، بلکه برخلاف انتظار، فراگیری ریاضیات به رشد فکری دانش‌آموزان کمک نمی‌کند.

 تصورات منطقی ذهن و به طور کلی هوش انسان زاییده‌ی درونی‌شدن اعمال اوست. تشریح حقایق و مفاهیم ریاضی به صورتی که در روش «تدریس زمانی» معمول است برای کودک کافی نیست مشاهده تصاویر و اشکال و مجموعه‌هایی که متضمن حقایق و روابط ریاضی باشد نیز چنان که در روش‌های مکاشفه‌ای معمول است مفید فایده‌ای نیست برای آنکه تصورات حاصله دقیق مفاهیم روشن باشد، دانش‌آموز باید شخصاً به تجربه و آزمایش بپردازد اشیاء و مسایل را از نزدیک دستکاری کند تا روابط کمیت‌ها را مستقیماً درک نماید.

به عقیده پیاژه آموزش صحیح باعث درونی‌شدن مطالب ریاضی می‌شود که دارای خصوصیات ذیل می‌باشد:

1) این اعمال صورت درونی‌شده اعمال ابتدایی و واقعی کودک هستند.
2) این ها اصولاً قابلیت آن را دارند که در دو جهت انجام شوند و درک عمل انجام‌شده در جهتی مستلزم درک عمل انجام‌شده در جهت عکس آن است.
3) این اعمال از آغاز بستگی به یکدیگر داشته، جزء لاینفک نظام کلی می‌باشد یعنی عمل منطقی در ریاضی نمی‌تواند مستقر باشد به عبارت دیگر، ماهیت و طبیعت یک میل منطقی و ریاضی منوط به قابلیت ترکیب آن با اعمال دیگر است.

 با توجه به تفاصیل فوق به این نکته می‌رسیم که یکی از علت‌های ضعف آموزش ریاضی در دوره ابتدایی استفاده نکردن معلمان از روش‌های تدریسی است که متناسب با درس ریاضی باشد یعنی کودکان را واردار می‌سازد تا فکر کنند و افکار خود را هرچند که درست نباشد بیان کنند همه می‌دانیم که به تعداد معلمان دنیا روش‌های مختلف تدریس وجود دارد اما همه‌ی روش‌های تدریس معمولاً در چند قالب کلی جای می‌گیرد پس اهمیت دارد که چه روشی با توجه به شرایط و وضعیت کلاس انتخاب شود که ما را به بیشترین بهره‌وری برساند ولی متأسفانه روش‌های برای تدریس این درس مهم معمولاً انتخاب می‌شود که آسان‌ترین روش باشد و معمولاً بهترین روش آسانترین روش ارائه درس نمی‌باشد گاهاً روش‌هایی انتخاب می‌شود که از نظر بزرگ‌سالان روش مناسب تشخیص داده شده ولی می‌تواند از نظر کودکان بدترین روش برای یادگیری باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

درس ریاضی عموماً برای بچه ها مشکل و حتی همراه با ترس و وحشت است. این در حالی است که ریاضی یکی از چند درسی است که در باز کردن ذهن دانش آموز و آموزش چگونه اندیشیدن نقش درجه اول دارد...

درس ریاضی عموماً برای بچه ها مشکل و حتی همراه با ترس و وحشت است. این در حالی است که ریاضی یکی از چند درسی است که در باز کردن ذهن دانش آموز و آموزش چگونه اندیشیدن نقش درجه اول دارد. بسیاری از معلمان فرهیخته که هم به آموزش ریاضی علاقمندند و هم اشتیاق آموختن آن را به بچه ها دارند، همواره دنبال راه و روشهایی هستند که این درس را شیرین و فهمیدنی کنند و در واقع بچه ها را با ریاضیات آشتی دهند. 

 بیش از 50 درصد دانش آموزان مقاطع مختلف معمولاً در درس ریاضی مشکلات اساسی دارند. بسیاری از دانش آموزان حتی در ساده ترین مطالب ریاضی مربوط به سال های قبل اشکال دارند. در ابتدای سال تحصیلی معمولاً مشکلات یادگیری ریاضی به دلیل فراموشی مطالب پایه بسیار زیاد است و دانش آموزان کشش لازم برای یادگیری ریاضی را ندارند و وقتی که مطالبی را تدریس می کنیم نمی فهمند و با دهان باز و چشمانی گرد شده به معلم و تخته سیاه می نگرند!

 وقتی که از چند نفرشان درس می پرسیم به ندرت کسی جواب درستی می دهد و دایم هراسناک بوده و چشمانشان را به زمین میدوزند! اگر یک امتحان پایه از آن ها بگیریم میانگین نمرات امتحانی پایین خواهد بود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()


وزیر آموزش و پرورش در پیامی به مناسبت هفته کتاب از مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مربیان تربیتی خواست که از کتاب به عنوان مهم‌ترین ابزار تربیتی استفاده کنند.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به نقل از  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، علی اصغر فانی در این پیام که هم‌زمان با بیست ویکمین هفته کتاب جمهوری اسلامی منتشر شده است از مربیان کانون و مربیان تربیتی به عنوان کسانی که در صف اول و خط مقدم تربیت فرزندان کشور قرار گرفته‌اند یاد و انتخاب کتاب خوب و شایسته در بازار پرتلاطم کتاب را از مهم‌ترین انتظارهای خود از آنان عنوان کرده است.

وزیر آموزش و پرورش در این پیام که در آیین تجلیل از مروجان توسعه کتاب‌خوانی کانون خوانده شد همچنین از این مربیان خواسته است به ارایه‌ی سیر مطالعاتی و شیوه‌ی درست کتاب‌خوانی در میان دانش‌آموزان بپردازند و البته تاکید کرده که در این مسیر به روز بودن مطالعات بسیار مهم و ضروری است.

وی در همین پیام توصیه‌هایی نیز برای ترویج کتاب‌خوانی به مدیران و معلمان مدارس و اولیای دانش‌آموزان داشته است.

همایش تجلیل از مروجان توسعه کتاب در میان کودکان ونوجوانان ایرانی صبح روز 28 آبان 1392 در مرکز آفرینش‌های فرهنگی‌، هنری کانون تهران و با حضور مدیرعامل و دیگر مسوولان کانون برگزار شد.

متن کامل پیام علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین»

   بزرگ‌ترین معجزه پیامبران الهی، قرآن است. کتابی برای هدایت پرهیزکاران و هم از این جهت کتاب، مقدس‌ترین و موثرترین رسانه در تمام طول تاریخ بوده‌است و خواهد بود و بر آموزش و پرورش فرض است که چنین نعمت گران‌بهایی را ارج نهد و بر صدر نشاند. فرصت« هفته کتاب جمهوری اسلامی» رامغتنم می‌شمارم و ضمن تبریک این هفته به اهل قلم، نکاتی را به همکاران و نیز فرزندانم عرضه می‌دارم.

  معلمان عزیز

شما رکن اصلی آموزش و پرورش هستید و نیک می‌دانید که هر قدر شما، خود با کتاب مأنوس باشید، شاگردان‌‌تان نیز به مطالعه و استفاده از کتاب علاقه‌مندتر خواهند شد.

خواندن کتاب‌های تخصصی در رشته‌های مرتبط تحصیلی یک شرط لازم است ولی کافی نیست؛ یک معلم باید مطالعات دیگری هم در زمینه‌های اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، ادبی و اجتماعی داشته باشد تا بتواند به عنوان الگو، در زندگی شاگردانش نقش‌آفرین باشد.

مدیران محترم

سنگینی بار تعلیم و تربیت بر دوش شماست. انتظار دارم توجه جدی‌تری نسبت به کتاب‌خانه‌های مدارس و آموزشگاه‌ها داشته باشید. بهترین فضای مدرسه و با تجربه‌ترین همکارانتان را برای اداره کتاب‌خانه انتخاب کنید تا به روزی برسیم که کتاب‌خانه‌های مدارس، از فعال‌ترین و با نشاط‌ترین محیط‌های آموزشی ما باشد.. انشاءالله

مربیان گرامی تربیتی/ مربیان عزیز کانون پرورش فکری

شما در صف اول و خط مقدم تربیت فرزندان کشور هستید پس انتظار بیش‌تری از شما می‌رود که از کتاب به عنوان مهم‌ترین ابزار تربیتی استفاده کنید. انتخاب کتاب خوب و شایسته در بازار پرتلاطم کتاب، ارایه‌ی سیر مطالعاتی و شیوه‌ی درست کتاب‌خوانی و استفاده از کتاب از وظایف اصلی شماست و صد البته در این مسیر به روز بودن مطالعات بسیار مهم و ضروری است.

اولیای بزرگوار

ما و شما در کنار هم وظیفه‌ی تربیت و آموزش فرزندان ‌مان را بر عهده داریم؛ بنابراین باید هر چه می‌توانیم به یکدیگر نزدیک شویم و با هم مشارکت داشته باشیم  که اگر چنین شود؛ اتفاقات بزرگ و مبارکی در عرصه‌ی آموزش و پرورش کشور خواهد افتاد .از این رو از شما مسالت دارم در همه‌ی موضوعات مربوط به فرزندان‌تان در کنار و همراه ما و مدارس باشید. یکی از مهم‌ترین موضوعات، کتاب و عادت دادن فرزندان‌تان به مطالعه می‌باشد. خانه‌های ما باید پر از کتاب و کاغذ و قلم باشد و فرزندان ما باید عادت مطالعه را از خانه به مدرسه بیاورند و چه خوب و درست است که کودکان، نوجوانان و جوانان ما با کتاب به خواب روند و با کتاب شیرینی زندگی‌شان مضاعف شود.

حرف‌های زیادی است که باید درباره‌ی کتاب و نقش آن در آموزش و پرورش زده شود که امیدواریم در مناسبت‌های بعدی این مجال فراهم شود. مجدداً هفته‌ی کتاب را به همه‌ی اهالی قلم و تمامی همکاران و دانش‌آموزان و اولیای عزیز ایران اسلامی تبریک می‌گویم و مطمئن هستم دولت محترم و مسوولان ذیربط، آموزش و پرورش را در راه ارتقای فرهنگ مطالعه، پیش از گذشته یاری خواهند داد.



تاريخ : سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳٩٢ | ٢:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

گاهی معلّمان و اولیای مدارس دوره ابتدایی به ویژه مدارس پسرانه در کلاس درس و حیاط مدرسه با دانش آموزانی مواجه می شوند که در خود فرو می روند و به محیط اطراف توجهی ندارند، در برقراری ارتباط با دیگران ناتوان هستند و نه فقط با کسی تعامل ندارند بلکه از تماس با دیگران احساس بیزاری می کنند و نسبت به دیگران رفتار خشونت آمیز دارند.

 آن ها دارای حرکات تکراری و یکنواخت سروبدن هستند، بی ربط صحبت می کنند، رفتارهای همراه با شکلک های چهره ای دارند، در کاربرد مفاهیم انتزاعی ناتوان هستند، در یادگیری مقاومت زیاد به خرج می دهند و منفی گری فراوانی دارند. این معلّمان و اولیای مدارس باید با مشاهده این علائم در دانش آموزان، احتمال بیماری در خودماندگی یا اوتیسم را بدهند و درصدد کمک به این قبیل دانش آموزان برآیند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢ | ٤:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

والدین این کودکان و نوجوانان چنین می گویند که فرزندشان بی قرار است و دچار
آشفتگی شده است، علاقه اش به فعالیت های گروهی و جمعی، ورزش و بازی بسیار کم است یا اصلاً علاقه ندارد، روابطش با همسالانش خوب نیست، گوشه گیر و منزوی است و یا به شدت پرخاشگر و عصبی است، به مدرسه علاقه ندارد، ارتباط کلامی اش بسیار محدود است. گاهی والدین با تأخیر متوجه این حالت می شوند و ممکن است بخواهند با روش های خودشان کودک یا نوجوان را وادار به فعالیت های گروهی و مثبت کنند. متأسفانه در اکثر موارد نتایج بدتری حاصل می شود. معمولاً وقتی والدین دچار درماندگی می شوند تصمیم می گیرند که به متخصص اعصاب و روان و یا مراکز مشاوره مراجعه نمایند.اگر چه اختلالات خلقی در کودکان و نوجوانان نسبت به بالغین و بزرگسالان از شیوع کمتری برخوردار بوده است اما به طور فزاینده ای رو به افزایش است و تشخیص بموقع می تواند از مزمن شدن اختلال پیشگیری کند.

کودک و نوجوان هم مثل افراد دیگر گاه غمگین و ناراحت می شوند و ممکن است احساس درماندگی داشته باشند اما این یک حالت ناپایدار است و می تواند واکنش طبیعی تلقی شود ولی زمانی که تبدیل به یک رفتار یا حالت پایدار شود، نیاز به درمان دارویی پیدا می شود. حالت پایدار اختلال خلق وقتی است که علایم افسردگی حداقل به مدت دو هفته ادامه داشته باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مدیرکل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی وزارت آموزش و پرورش با اعلام عناوین کتاب‌های جدیدالتألیف پایه سوم و هفتم، گفت: کتاب‌های تاریخ، جغرافیا و اجتماعی تلفیق شده است و تحت عنوان مطالعات اجتماعی ارائه می‌شود.

 به گزارش مهر، سید احمد حسینی درباره تغییرات کتاب های جدیدالتالیف پایه سوم ابتدایی، اظهار داشت: در این پایه تمام کتاب ها تغییر کرده و با عناوین ریاضی، فارسی روخوانی، فارسی نوشتاری، علوم قرآن، هنر و هدیه آسمانی ارائه می شود و کتاب مطالعات اجتماعی، عنوان جدید کتاب پایه سوم است که شامل تاریخ، جغرافیا و مدنی است.

وی با بیان اینکه «تربیت بدنی» یکی دیگر از کتاب های این پایه است که برای معلمان تألیف شده است، افزود: کتاب قرآن و دینی دانش آموزان در این پایه نیز تلفیق شده است.

حسینی درباره عناوین کتاب های پایه هفتم (اول «متوسطه اول») گفت: دانش آموزان از مهر امسال در این پایه کتاب های قرآن، پیام های آسمانی، فارسی، عربی، انگلیسی، علوم، ریاضی، کار و فناوری، هنر، تفکر، سبک زندگی و مطالعات اجتماعی را خواهند داشت.

مدیرکل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در پایه هفتم نیز کتاب تاریخ، جغرافیا و اجتماعی با هم تلفیق شده و تحت عنوان «مطالعات اجتماعی» به دانش آموزان ارائه می شود.

وی تصریح کرد: کتاب تربیت بدنی و سلامت نیز که برای این پایه تالیف شده، ویژه معلمان است که با استفاده از مطالب این کتاب، تربیت بدنی را برای دانش آموزان تدریس خواهند کرد؛ همچنین کتاب کار انگلیسی نیز در کنار زبان انگلیسی برای این دانش آموزان ارائه خواهد شد.

حسینی گفت: برای برخی از دروس این دو پایه نیز کتاب های گویا در نظر گرفته شده است، از جمله در دروس انگلیسی، عربی، قرآن و پیام های آسمانی دانش آموزان کتاب های گویا خواهند داشت که پس از نهایی شدن، جزئیات آن اعلام خواهد شد.


تاريخ : دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1) رفتار درست بچه‌ها را تقویت کنید نه بدرفتاری شان را: درخواست‌های مودبانه بچه‌ها را تقویت کنید، نه نالیدن‌ها و فریاد زدن‌هایشان را یا سربه‌سر گذاشتن‌ها و کج‌خلقی‌ها و قهر کردن‌هایشان را. سعی کنید بحث و گفت‌وگوهای آرامی‌که در بین‌تان وجود دارد را چند برابر کنید، نه مجادله کردن و پافشاری و جنگیدن‌هایی که گاه و بی‌گاه بین‌تان به وجود می‌آید.

2) بیاموزید که قبل از صحبت فکر کنند:  همیشه در حین حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسید منظور تو دقیقا چیست؟ چقدر راجع به این حرف فکر کرده‌ای؟ از او بخواهید که همیشه حرف‌هایش را بسنجد بعد بزند؛ اگر به این روش عمل کرد‌ برای ثابت‌قدم بودنش به او پاداش دهید.

3) از فرزندان‌تان توقع رفتار خوب داشته باشید: بچه‌ها باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی می‌توانند از شما داشته باشند. وقتی بچه‌ها بتوانند پیش‌بینی کنند که عکس‌العمل شما در برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، می‌توانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر کنند. مطمئن باشید که می‌توانید به آنها اعتماد کنید.

4) بچه‌ها به حرف‌های شما اعتماد دارند: بچه‌هایتان را به شیوه‌ای تربیت کنید که در هر موقعیتی به مقتضای آن موقعیت رفتار کنند. به آنها بیاموزید که تلاش کردن اساسی‌ترین چیز است. آنها را در موقعیت‌های خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق می‌کنید، آنها ایمان و اعتماد شما را به خودشان می‌بینند و در نتیجه به خودشان و توانایی‌هایشان ایمان می‌آورند.

5) وقتی الگوی بدرفتاری را تشخیص دادید، شیوه رفتاری‌تان را تغییر بدهید: به فرزندتان قوانین رفتاری حاکم بر خانواده‌تان را بگویید؛ دقت کنید که این قوانین باید مشخص‌، ثابت و عقلانی باشد. از جدول‌های رفتاری و تعهدات استفاده کنید، موفقیت‌ها و رفتارهای خوبشان را پررنگ کنید‌؛ از آنها حمایت کنید و تشویق‌هایتان را هم در این جدول بگنجانید.

6) تنبیه معقول در نظر بگیرید: در برابر بچه‌هایتان از تنبیه‌هایی استفاده کنید که به آنها بیاموزد که در برابر اعمال و رفتارشان مسئولند. بچه‌ها با تنبیه‌های معقول به خوب زندگی کردن ادامه می‌دهند. این تنبیه‌ها می‌توانند شامل محدود کردن و کوتاه‌کردن زمان‌های بیرون بودنشان باشد. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به هیچ عنوان تنبیه نکنید!

 

7) از کودکی به آنها درس زندگی بدهید :

 

وقتی فرزندتان هنوز کوچک است، مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌گیری را به آنها یاد بدهید: این دروس آنها را برای دنیای واقعی آماده خواهد کرد. به‌خاطر داشته باشید که بچه‌ها به محدودیت‌ها، ساختار و قوانینی پایدار و یکنواخت احتیاج دارند.

 

8) به آنها عشق بورزید: علی‌رغم رفتارهای خوب یا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاری شان تمرکز و توجه کنید.

 

9) بگویید که کار خوب بدون پاداش نخواهد ماند: برای اینکه نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، به آنها بیاموزید که خودشان درپی به دست آوردن پاداش کار درست خود باشند.

 

10) محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید: استعدادها و توانایی‌های شان را تایید کنید و ضعف‌های‌شان را بپذیرید و در رفع این ضعف‌ها به آنها کمک کنید. قبول کنید که هیچ‌کس بدون عیب نیست و به آنها فرصت جبران بدهید.

 



تاريخ : دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٢ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نام امتحان  برای بیشتر دانش آموزان و حتی اولیای آن ها، همواره دلهره‌آور و
اضطراب‌آفرین است.

پیامدهای امتحان می تواند نگرانی از سرزنش‌ها، دلهره شکست، عقب‌ماندن و ناکامی
در آرزوها و آرمان‌ها می باشد که موجب آزردگی روح و جان می شود.

متاسفانه یکی از راه هایی که دانش آموزان ممکن است برای فرار از این اضطراب و
ناکامی ها انتخاب کنند، تقلب در امتحان است.

با وجود این که آموزش و پرورش قوانین دقیق پیش بینی شده ای را تنظیم کرده است،
اما در عمل این مشکل روز به روز در حال گسترش است. با گسترش تقلب در مدارس متاسفانه دانش آموزان دیگر هیچ تلاشی برای یادگیری درس انجام نمی دهند و دانش آموزان ساعی انگیزه خود را برای یادگیری از دست می دهند زیرا نتایج غیرواقعی دیگران را می بینند. و دانش‌آموزی که در پایه‌های پایین‌‌تر از این روش استفاده کرده است در سال‌های بعد در یادگیری مطالب جدید دچار مشکل می‌شود

لذا در این مقاله می خواهیم به بررسی عوامل تقلب کردن دانش آموزان بپردازیم در
ذیل برخی از مواردی که باعث تقلب کردن دانش آموزان می شود ذکر شده است:

ضعف درسی دانش آموزان نسبت به محتوا آموزش داده شده در طول سال

عدم آگاهی از دلایل برگزاری امتحان و انجام تکالیف در هدف آموزشی

انتظارات نامتناسب والدین و معلمین با توانمندی های دانش آموزان

ترس و عدم امنیت از طرف والدین بخاطر نمرات دریافتی از امتحانات

اعتماد نداشتن به خود و آموخته هایش

عدم فعالیت مشاوران مدارس برای آموزش به دانش آموزان

علاقه کم‌تر به مطالعه در دانش آموزان و افزایش نمره به عنوان ملاک برتری و نه سطح فهم

کم‌بود مطالعه درسی و غیردرسی

عادت کردن دانش آموز به تقلب و خودنمایی برای انجام ابن کار و ابراز شجاعت بابت انجام این کار

بیان نتایج تقلب از نظر روانی برای دانش آموزان

 

در ادامه این مقاله می خواهیم راه کارهایی را برای کاهش این عمل در مدارس ارایه
دهیم :

آمادگی برای آزمون از نکات بسیار مهمی است که دانش آموزان و والدین می توانند برای از بین بردن تقلب در هنگام آزمون انجام دهند.

دانش آموزان تلاش کنند که به جای حفظ مطالب درسی، آن مطالب را بفهمند و به دانسته های خود  هنگام آزمون متکی باشند.

دوری از تنبلی و قبول زحمت درس خواندن توسط دانش آموز

گرچه ترک عادت موجب مرض است؛ اما دانش آموزانی که به تقلب عادت کرده اند، و تقلب را یک راه حل برای گرفتن نمره خوب می دانند، سعی کنند که این عادت را ترک کنند. در این خصوص می توانند با مشاور مدرسه و یا یک مشاور آوزشی صحبت کنند. به طوری که بی توجهی معلم موجب وسوسه آن ها نشود.

هدف نهایی این است که بچّه‌ها را متقاعد کنیم تقلّب نکنند و حتّی تقلّب کردن دوستانشان را نیز نادرست بدانند. " آن چه باعث غرور و موفّقیّت می‌شود، انجام اعمال درست است!" 

پرسش این سۆال از دانش آموزان می تواند آن ها را به فکر وادارد :  اگرهمه‌ی مردم تقلّب کنند، دنیای امروز ما چه وضعی پیدا خواهد کرد؟ یا بپرسید، چه احساسی پیدا خواهیدکرد، اگر بدانید دکترتان در آزمایشات پزشکی شما تقلّب کرده‌است؟

تأکید بر نکات مثبت شخصیّت دانش‌آموزان و دانشجویان، اعتماد کردن به توانایی‌های آنان و برخورد منطقی در مقابل نقض قوانین کلاس از جمله تقلّب کردن، کمک زیادی به جلوگیری از تقلّب می‌کند. تعریف تقلّب برای ایشان باید با توجّه و دقّت بسیار انجام شود.

در این مقاله، برخی از علل تقلب در مدارس ذکر شده است، هم چنین راه کارهایی به
معلمان و دانش آموزان ارایه شده  تا بتوانند در کاهش این کار نادرست در مدارس،
جلوگیری نمایند.

 

مرکز یادگیری سایت تبیان



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٢ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بابونه

اگر دچار دل‌شوره و اضطراب هستید، دمنوش بابونه می‌تواند باعث آرام شدن شما
بشود. برخی از مواد تشکیل دهنده بابونه، دقیقاً همان کاری را با مغز می‌کنند که
داروهای آرام‌بخش همچون والیوم انجام می‌دهند. تحقیقات نشان داده است، افراد مضطربی
که 8 هفته پشت سر هم چای بابونه مصرف می‌کردند، بسیار بیشتر از بیمارانی که دارو
می‌خوردند، اضطرابشان کاهش پیدا کرده است.

سنبل‌الطیب

برخی از گیاه‌های دارویی باعث آرامش، بدون خواب آلودگی می‌شوند (همچون اِل-
تیانین) و برخی دیگر خاصیت آرام‌بخش و مسکن دارند. سنبل‌الطیب (والرین) در دسته دوم
جای می‌گیرد. این گیاه باعث خواب راحت، به خصوص برای آن دسته از افرادی می‌شود که
دچار کم‌خوابی و بی‌خوابی هستند. این گیاه خواب‌آور، حاوی مواد آرامش‌بخش است.

سنبل‌الطیب بوی بدی دارد و بیشتر مردم کپسول یا قرص آن را به چای آن ترجیح
می‌دهند. ترجیحاً این گیاه را بعد از ظهر مصرف کنید. سنبل‌الطیب را اصولاً همراه با
دیگر گیاهان آرام‌بخش همچون رازک، بابونه و بادرنجبویه دم می‌کنند.

بادرنجبویه

این گیاه دارویی نیز در کاهش استرس و داشتن خواب راحت موثر است. افرادی که حدود
600 میلی‌گرم از این گیاه را روزانه مصرف می‌کنند، آرام‌تر از افرادی هستند که
قرص‌های آرام بخش مصرف می‌کنند. با اینکه این گیاه خاصیت آرامش‌بخش دارد، اما
تحقیقاتی نشان داده است مصرف بیش از حد آن باعث افزایش اضطراب می‌شود. بنابراین، بر
اساس دستور مصرف، آن را به میزان کم مصرف کنید. این گیاه را می‌توانید از عطاری‌ها
به صورت دم‌نوش، کپسول یا قرص تهیه کنید. این دارو نیز با دیگر گیاهان آرام‌بخش
همچون رازک، بابونه و سنبل‌الطیب ترکیب می‌شود.

ورزش

ورزش برای ذهن و جسم بسیار مفید است. با انجام تمرینات ورزشی می‌توانید اضطراب
خود را در لحظه از بین ببرید. اگر بر اساس یک برنامه مشخص و منظم ورزش کنید، اعتماد
به نفستان افزایش می‌یابد و احساس سلامت بیشتری می‌کنید. از جمله دلایل اضطراب،
بیماری و چاقی است که در اثر ورزش کردن هر دو آن‌ها از بین می‌روند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بیشتر ما گاهی دروغ می گوییم و با تغییر شکل دادن واقعیت سعی داریم دروغ خود را توجیه کنیم اما به محض اینکه

کودک دروغگو

 

فرزندمان دروغ کوچکی بگوید، عصبانی و برآشفته می شویم. این در حالی است که بچه ها باید دوره های مختلف رشد را طی کنند تا کم کم تفاوت میان واقعیت و رویا را متوجه شوند...

 

براساس نظر پیاژه، بچه ها تا 4 سالگی رفتاری را که به خشنودی والدینشان بینجامد، به این معنا که «هر چیز مامان و بابا رو خوشحال کنه، خوبه و هر چه آنها را عصبانی کنه، بده» و با این تفکر ذهنی و رشدی، امکان دارد کودک 3 ساله شما در حالی که دور دهانش آغشته به مرباست، به چشمانتان زل بزند و بگوید نمی داند این شیشه مربا چرا شکسته و اصلا از وجود مربا در کابینت بی خبر بوده است! او می داند بی تردید شکستن ظرف مادر را عصبانی می کند و رفتار درست از نظر او، نگفتن علت واقعی این اتفاق است. بچه ها برای درک تفاوت بین حقیقت و دروغ به زمان نیاز دارند بنابراین باید در درک بهتر حقیقت و دروغ یاری شان کنید.

 

بررسی ها نشان داده فقط 18 درصد از کودکان 6 ساله می توانند تفاوت داستان های واقعی و تخیلی را درک کنند و بقیه بچه ها تا 9 سالگی قدرت درک تخیلی بودن داستان هایی مانند دیو و پری را ندارند. بچه ها در 7 سالگی از دروغ گفتن حس بدی پیدا می کنند و از مجازات می ترسند و در 12 سالگی که طبق نظریه دکتر پیاژه به بلوغ می رسند، می فهمند اگر نتوانند با گفتن حقیقت اعتماد مردم را جلب کنند، شکست خواهند خورد.

 

همه اینها را گفتیم تا به این نکته برسیم که دروغگویی در سنین مختلف تعابیر متفاوتی دارد و برای کودک قبل از سنین مدرسه، به کار بردن لفظ «دروغگو» جایز نیست. با این مقدمه، می رسیم به یک راهکار عملی 7 مرحله ای که شما را یاری می کند بچه هایی راستگو بار بیاورید:

 

 

مرحله اول: مفهوم حقیقت را آموزش دهید

از همان کودکی (2 تا 5 سالگی) هنگام بازی کردن با کودک، تماشای تلویزیون یا هنگام کتاب خواندن تفاوت میان حقیقی و غیرحقیقی بودن را به کودک بیاموزید. این فرصت ها می توانند مقدمه ای برای شروع بحث هایی در درک مفهوم حقیقت باشند. آیا اگر یک سگ زیر غلتک آسفالت برود، مثل کاغذ پهن می شود و بعد به حالت اول برمی گردد و می دود؟ یا اینکه بابا گفت چه بچه شیرینی! می خورمت... شوخی بود و نمی خواهد تو را بخورد.

 

مرحله دوم: معلم خوبی باشید

بچه ها از همان کودکی مانند دوربین فیلمبرداری هر چه از شما می بینند و می شنوند، ضبط و تقلید می کنند پس الگوی راستگویی باشید. وقتی برای ندادن پول بلیت سن کودک را به متصدی کمتر می گویید، او موضوع را می فهمد و شاید با تعجب بگوید: «من که 3 سالم نیست، بابا! 4سالمه!» پس با گفتن دروغ های کوچک و بزرگ از همان کودکی دروغگویی را به او نیاموزید. دروغ گفتن پشت چراغ قرمز، پای تلفن و... از چشمان او دور نخواهد ماند.

 

مرحله سوم: لاف زدن و پز دادن را دروغ گفتن ندانید

به فرزندتان کمک کنید تفاوت رویا و واقعیت را دریابد و بدون اینکه او را دروغگو بخوانید، سعی کنید روی لاف زدن او اسم بگذارید. مثلا وقتی فرزندتان در مورد ماشین کنترلی پرنده اش با دوستانش حرف می زند و آن را توصیف می کند، می توانید به او پیشنهاد دهید که به دوستانش بگوید شوخی کرده و واقعیت را توضیح دهد. یادتان باشد همه بچه ها گاهی «چاخان» می کنند ولی نگذارید لاف زدن آنها با این توجهات زیاد و رفتارهای غلط به یک مشکل تبدیل شود.

 

مرحله چهارم: باعث دروغگویی نشوید

گاهی والدین پس از مشاهده اعمال ناشایست کودک، برخورد تندی دارند و طوری از او توضیح می خواهند که مجبور به دروغگویی می شود اما هیچ وقت سوال نکنید؛ به جای اینکه بپرسید تو شیشه مربا را شکستی و به دلیل فریادی که می زنید، ترس ایجاد کنید، بگویید: «واقعا عصبانی شدم چون رفتی روی کمد و شیشه مربا رو شکستی!»



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳٩٢ | ۸:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تمامی اندیشمندان و صاحب نظران بر این باورند که شکوفایی و تعالی هر جامعه در گرو وجود شهروندانی باسواد است. تجربیات کشورهای مختلف نیز مۆید این نظر است. تمامی جوامع عقب مانده جهان، یعنی همان کشورهای جهان سوم، همواره از بی سوادی مردم و حکومت مداران خود رنج می برند. افراد بی سواد به چندین علت پیشرفت نمی کنند:

 علت اول: نمی دانند و نمی فهمند پس در نتیجه نمی خواهند.

علت دوم: نمی توانند.

 توجه و اولویت دادن به سواد و سوادآموزی برای هر جامعه ای که می خواهد مسیر رشد و تعالی را طی کند و همواره به سمت کسب رفاه بیشتر و ارتقای کیفیت زندگی خود گام بردارد، ضروری و حیاتی است. به همین علت شاهدیم که چشم انداز مطلوب تمامی کشورهای پیشرفته (از سالیان دور)، داشتن شهروندانی باسواد بوده است. اما نکته شایان توجه اینست که مفهوم سواد نیز به مرور زمان تکامل یافته است و امروز شاهد مفهوم «چندسوادی» هستیم.

 

چه کسی در هزاره نوین باسواد است؟

 

از آنجایی که دنیای امروز به سرعت در حال تغییر و پیشرفت است، مقوله سواد نیز دائماً در حال تغییر و پویایی بوده است. همگام با پیشرفت های گسترده و پرشتاب علم و فناوری، مفهوم، کیفیت، گستردگی و استانداردهای سواد نیز دائماً درحال تغییر و تکامل است.

 

متأسفانه شتاب رشد و تغییر جهان به گونه ای بوده است که انسان (اکثریت جوامع)، از آن عقب مانده اند. این نکته هم اکنون به دغدغه ایی جدی برای خود کشورهای پیشرفته نیز مبدل شده است. پژوهشگر و اندیشمندی به نام بورک، بعد از بررسی های گسترده ای که راجع به فناوری و سواد در دهه 1960 انجام داد، با شگفتی بیان داشت: (هرگز این همه انسان، درباره فناوری تا این حد نادان نبوده اند).

 او این وضع را فاجعه آمیز می دانست و بر این اعتقاد بود که دیگر نمی توانیم نسلی جدیدی از افراد (بی سواد در فناوری) تربیت کنیم. از همان زمان مفهوم (سواد فناوری) متولد شد و محققین مختلف به این نتیجه رسیدند که باید روش های آموزش و یادگیری (به خصوص در مورد علم و فناوری) در مدارس، دانشگاه ها و حتی محیط کار اصلاح گردد.

 

چه کسی در هزاره نوین باسواد است؟

 

در سال 1982 پژوهشگر بزرگی به نام هیرش، مفهوم (سواد فرهنگی) را برای مردم جامعه خود ابداع کرد. او در کتاب معروفش، سواد فرهنگی را با یک جمله تعریف کرد: (هر آنچه یک انسان باید بداند). او مجموعه ای از دانش، اطلاعات و توانمندی ها را که باید یک فرد برای بقا و رشد در عصر حاضر بداند تعریف کرد. این اطلاعات در حوزه های مختلفی همچون ادبیات، تاریخ، علم و فناوری، زبان های مختلف، فرهنگ ها، هنر، رسانه ها، سیاست و غیره قرار دارند (در واقع چندین سواد مختلف را در دل خود جای داده است). او در سال 2001 کتاب (دایره المعارف کامل سواد فرهنگی) را منتشر کرد که به طور مفصل و در قالب یک فرهنگ لغات و اصطلاحات به تعریف تمامی موضوعات موردنیاز افراد پرداخت.

 

اما جالب است بدانیم کانون تمامی این دغدغه ها و تحقیقات گسترده ای که راجع به سواد و انواع آن انجام شده است، کشور آمریکا است. کشوری که مهد نوآوری و پیشرفت است به خوبی می داند که برای تداوم رشد خود نیازمند سواد و آگاهی های بالای شهروندان خود است.
 
چه کسی در هزاره نوین باسواد است؟

 

هم اکنون این دغدغه ها در آمریکا در اوج خود قرار دارد. بیش از 30 نوع مفهوم سوادی مختلفِ موردنیاز کشف شده و مورد بررسی و تحلیل واقع شده است. استانداردهای بعضی از آن ها تدوین شده است و نظام آموزشی این کشور، در حال گنجاندن آن ها در دروس دوره تحصیلی دانش آموزان است. به علاوه رسانه های جمعی این کشور، سایت های اینترنتی اطلاع رسانی، دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی، اندیشگاه ها و از همه مصمم تر دولت آمریکا، عزم خود را جزم نموده اند تا سطح سواد و آگاهی های مرتبط و موردنیاز مردم خود را در کوتاه ترین زمان ممکن، یا بهتر است بگوییم قبل از این که دیر شود، افزایش دهند.

 

(سواد) در واقع شالوده آگاهی ها، ظرفیت و توان افراد در کسب دانش و زیربنای اعمال و امور زندگی آنان است. ذهنیت سنتی همه در مورد سواد، همان توانایی خواندن و نوشتن است. اما تعریف سنتی جامع تر آن مطابق قانون ملی سواد آمریکا (1991) عبارتست از :

 

(توانایی یک فرد در خواندن، نوشتن و صحبت کردن (به انگلیسی)، و توانایی محاسبه و حل مسائل با کارایی لازم برای فعالیت در کار و جامعه در راستای دستیابی به اهداف خود و توسعه دانش و پتانسیل فردی خویش و جامعه).

 

مطابق تعریفی از سواد که در انگلستان و ایرلند مورد استفاده قرار می گیرد، سواد همان مهارت های پایه و اساسی مورد نیاز هر فرد است که عبارتند از:

چه کسی در هزاره نوین باسواد است؟

 

(توانایی ارتباط برقرارکردن به وسیله حرف زدن (صحبت) و گوش دادن، خواندن، نوشتن و استفاده از ریاضیات از طریق مجموعه ای از رسانه ها و فناوری ها، در راستای ارتقای زندگی روزمره و مشارکت جمعی).

 

"سواد" توانایی به رمز درآوردن (کُدکردن) و رمزگشایی (دی کُدکردن) پیام هاست (تعریف علمی). در واقع این تعریف، سواد عمومی یعنی خواندن و نوشتن را نیز در بر می گیرد. پس سواد فناوری نیز، توانایی به رمز در آوردن و رمزگشایی پیام های فناورانه است. به رمز در آوردن و رمزگشایی با در نظر گرفتن زبان، یعنی همان توانایی فهم، درک و استفاده از کلمات و معانی آن ها؛ و به قول شیکزن میهالی (1990)، پیش فرض سواد، وجود مجموعه نشانه های مشترکی است که بسان رسانه ی انتقال اطلاعات بین ذهن افراد و رخدادهای خارجی عمل می کند.

 

دو مفهوم سوادی عمده برای حرکت به سمت یک جامعه دانش بنیان عبارتند از (سواد فناوری) و (سواد اطلاعاتی). اگرچه تعاریف بسیار مختلفی راجع به سواد فناوری وجود دارد اما مفهوم کلی آن ناظر بر (درک و فهم فناوری و ویژگی های آن، فرآیند توسعه و به کارگیری، و ارزیابی پیامدها و تاثیرات آن) است. تعریف ساده سواد اطلاعاتی نیز عبارتست از (توانایی و هنر فهم اطلاعات، جستجو و یافتن آنان، تجزیه و تحلیل اطلاعات، به کارگیری فناوری اطلاعات و شبکه های کامپیوتری).

آنچه ما باید بدان توجه داشته باشیم تربیت نسل نوینی از افراد باسواد برای آینده کشور است.

 

 

 

مرکز یادگیری سایت تبیان -



تاريخ : سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٢ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روزهایی که اگر هفته‌ای چند بار اعضای خانواده همدیگر را نمی‌دیدند، حتما آخر هفته‌ را کنار هم می‌گذراندند. برای همین هم آن روزها خاله و دایی، عمه و عمو و فرزندان آنها رابطه‌ای متفاوت با هم داشتند؛ چیزی که از جنس روابط سرد و بی‌روح امروزی نبود.

شاید بچه‌های این دوره و زمانه نتوانند بخوبی منظور پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ‌شان را درک ‌کنند. حق هم دارند، برای آنها غیرقابل تصور است که اعضای خانواده‌ای هر هفته همدیگر را ببینند، از حال هم خبر داشته باشند و چند ساعت بدون مزاحمت تلفن همراه، پیامک، اینترنت و رایانه شخصی بنشینند، بگویند و بشنوند. البته خوب است بدانید کارشناسان بر این باورند که میزان روابط خانوادگی در جامعه ایران فقط در مقایسه با گذشته کاهش یافته است و همچنان این نوع روابط در کشور ما بیش از کشورهای دیگر به چشم می‌خورد.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۸:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

این مسئله یکی از شایع ترین موانع رشد خلاقیت در دانش آموزان به شمار می رود. هنگامی که دانش آموز احساس کند، تنها چیزی که اهمیت بیشتری دارد و در ارزیابی ها ملاک خوب بودن شمرده می شود نمره بالاست و نه چیز دیگر، در نتیجه کسب نمره بیشتر به خودی خود برای وی حکم مهم ترین هدف را پیدا می کند و بنابراین او تنها برای به دست آوردن آن می کوشد.  

  تأکید زیاد بر نمره دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن

این مسئله یکی از شایع ترین موانع رشد خلاقیت در دانش آموزان به شمار می رود.هنگامی که دانش آموز احساس کند، تنها چیزی که اهمیت بیشتری دارد و در ارزیابی ها ملاک خوب بودن شمرده می شود نمره بالاست و نه چیز دیگر، در نتیجه کسب نمره بیشتر به خودی خود برای وی حکم مهم ترین هدف را پیدا می کند و بنابراین او تنها برای به دست آوردن آن می کوشد. در چنین جوی تلاش برای خلاقیت و نوآوری دانش آموز، معنایی نخواهد داشت.

روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

به کارگیری افراطی روش های سنتی که در آن ها بیشتر معلم نقش محوری را در کلاس ایفا می کند و بیشتر مبتنی بر سخنرانی و استفاده از مهارت های کلامی است، سبب می شود دانش آموز در فرآیند تدریس و یادگیری و ایفای یک نقش فعال فرصت مشارکت کمتری را پیدا کند. دانش آموزی که در این نوع سیستم تحصیل می کند مجالی برای بروز استعدادهای خلاق نمی یابد و به تدریج تحرک و پویایی خود را از دست می دهد.

  عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت

در بسیاری از موارد آشنا نبودن معلم یا مربی با شیوه های پرورش خلاقیت دانش آموزان به تنهایی یک مانع بزرگ در این زمینه محسوب می شود.

 معلمی که شناخت صحیحی از ماهیت خلاقیت، موانع و روشن های پرورش نداشته باشد، بدیهی است نه تنها نمی تواند اقدامی برای بروز استعدادهای خلاق دانش آموزان خود در کلاس انجام دهد، بلکه ممکن است نا آگاهانه و به مرور زمان کلاس درس خود را به محیطی تبدیل کند که در آن خلاقیت دانش آموز سرکوب می شود.

 فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان

هر چند بسیاری از فعالیت های خلاق نیازمند هزینه ها و امکانات خاصی نیست و بیشتر آن ها با اندکی تغییر در روش های تدریس و استفاده بهینه امکانات و فضای آموزشی موجود در مدارس قابل اجراست، اما گاهی فقدان این حداقل امکانات لازم سبب می شود که انجام برنامه های پرورش خلاقیت در کلاس و مدرسه با مانع یا شکست روبه رو شود، این کمبودها در بسیاری از موارد تأثیری مخرب بر علاقه و انگیزه دانش آموزان برای شرکت در این برنامه ها می گذارد.

اهداف و محتوای کتاب های درسی

موضوع اهداف و محتوای درسی مبحثی بسیار گسترده است و از جوانب مختلف قابل بررسی می باشد، اما در این جا تا این حد بدان اشاره می شود که چنانچه در یک نظام آموزشی کتاب درسی به عنوان مهم ترین و تنها منبع تدریس و آموزش مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال در میان اهداف و محتوای آن چیزی به عنوان پرورش خلاقیت منظور نشده باشد، مسلماً دانش آموز آزادی عمل و توانایی لازم را نخواهد داشت که پا را از چارچوب کتاب درسی خود فراتر بگذارد و در نتیجه او می آموزد فقط در محدوده کتاب درسی خود بیندیشد و نه بیشتر.

 عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

در نظر نگرفتن این واقعیت که هر دانش آموز در عین اشتراکاتی که با دیگر دانش آموزان دارد، یک انسان منحصر به فرد است و دارای استعدادها، علایق و کشش های ویژه خود نیز می باشد، سبب می شود معلم دید و نگرشی یکسان نسبت به همه دانش آموزان داشته باشد، این نوع نگرش در حوزه پرورش خلاقیت یک مانع اساسی محسوب می شود و به ویژه سرخوردگی دانش آموزان خلاق را به دنبال خواهد داشت.

عدم پذیرش ایده های جدید

عادت به تفکرات کلیشه ای، راه حل های معمولی و تجربیات تکراری می تواند سبب پدید آمدن نوعی دید انتقادی در معلم و دانش آموزان در کلاس های درس شود که می توان آن را روحیه عدم پذیرش ایده های جدید نامید.

 برای دانش آموزی که از تفکری خلاق برخوردار است و میل به خلق ایده های نو و غیر معمول دارد، بسیار مأیوس کننده خواهد بود که ایده ها و افکارش به خاطر غیر معمولی بودن مورد بی توجهی معلم یا دانش آموزان قرار گیرد.

این دانش آموز به تدریج تحت تأثیر نظر جمع، ممکن است نوگرایی و این نوع فکر خود را دال بر وجود ضعف یا مشکلی در خود تلقی کنند.

احساس غیر عادی بودن در بسیاری از دانش آموزان خلاق ناشی از وجود یک چنین جوی در کلاس است که در نهایت به خود سانسوری منتهی می شود.

 ارائه تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان

معمولاً انجام تکالیف درسی بخش عمده ای از وقت دانش آموزان را به خود اختصاص می دهد. در مواردی که به دانش آموز تکالیف زیادی داده می شود و او به ناچار همه توان و انرژی فکری خود را برای انجام آن تکالیف می کند، در نتیجه دیگر فرصت و همچنین توانایی چندانی برای پرداختن به فعالیت های دیگر نخواهد داشت. به علاوه از آن جا که غالباً انجام زیاده از حد تکالیف درسی برای دانش آموزان چندان خوشایند نیست، این موضوع می تواند سبب بی توجهی و بی میلی آن ها نسبت به فعالیت های دیگر از جمله فعالیت های خلاقانه که بیشتر نیازمند آرامش فکری و روانی است، شود.

استهزاء و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه

در کلاس های درس زیاد اتفاق می افتد که دانش آموزی به دلیل مطرح کردن یک نظر اشتباه، ایده ای نادرست یا عجیب و غریب از طرف معلم یا دانش آموزان هم کلاسی خود مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد.

 برای دانش آموزی که گرایش های خلاقانه دارد، این نوع برخورد دیگران حکم توبیخ و تنبیه را دارد.

در نتیجه احتمال دارد این دانش آموز به تدریج بیاموزد که ایده های خود را از ترس این که ممکن است اشتباه باشد و مورد استهزای دیگران قرار گیرد، به زبان نیاورد و آن را در درون خود سرکوب کند.(تبیان

 



تاريخ : پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ | ۳:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از ما برای ارتقا بخشیدن به شخصیت‏مان تلاش زیادی می‌کنیم. دوست داریم که دیگران، ظاهر و لباس پوشیدن‏مان را تحسین کنند. شما دوست دارید دیگران را با طرز تفکر و طرز برقراری ارتباطی‏تان با آن‌ها، تحت تأثیر قرار دهید. بنابراین افرادی که در روابط خود و مهارت‌های ارتباطی شان اعتماد به‌نفس لازم را ندارند، برای بهتر شدن در آن و برقراری رابطه اجتماعی با دیگران، تلاش زیادی می‌کنند.

بسیار ی از ما نگران احساس دیگران نسبت به خودمان و اینکه در مورد شخصیت مان چه می‌گویند هستیم. در ارتقای شخصیت مان، جنبه‌های مختلفی از شخصیت انسانی وجود دارد که می‌توانیم روی آن‌ها تمرکز کنیم. گفته می‌شود که یک شخصیت تأثیرگذار و بانفوذ، از مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذهنی، فیزیکی، احساسی، معنوی و سلامت عمومی تشکیل می‌شود.

از نظر ظاهری جذاب باشید

خصوصیات ظاهری ما یکی از جنبه‌های شخصیت ماست. به این دلیل که ظاهر ما می‌تواند تا حد زیادی نشان دهنده شخصیت درونی ما باشد. معمولاً با کمک ظاهر بیرونی است که می‌توانید در ابتدا روی دیگران تأثیر بگذارید. برای بهبود شخصیت تان، باید مطمئن شوید که ظاهرتان یا طرز لباس پوشیدن، مدل مو و ... به اندازه کافی جذاب باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()