رفتارهای  بی‌ادبانه فرزندتان همیشه عمدی نیست. گاهی اوقات بچه‌ها تشخیص نمی‌دهند که پریدن وسط حرف دیگران، دست کردن در بینی‌شان یا بلند درمورد عیب دیگران در خیابان حرف زدن کار بی‌ادبانه‌ای است. و پدرها و مادرها هم با این زندگی پرمشغله امروز همیشه فرصت نمی‌کنند که زمان کافی برای آموزش این مسائل بگذارند. اما اگر ۲۵ رفتار مهم زیر را در فرزندتان تقویت کنید، او را به کودکی فوق‌العاده مودب، مهربان و باتربیت تبدیل خواهید کرد.

رفتار ۱: وقتی چیزی از کسی می‌خواهید، بگویید، "لطفاً".


رفتار ۲: وقتی چیزی از کسی می‌گیرید، بگویید، "متشکرم".


رفتار ۳: هیچوقت بین صحبت بزرگترها نپرید مگر اینکه کارتان خیلی مهم باشد. مطمئن باشید وقتی حرفشان تمام شد متوجه شما شده و جوابتان را می‌دهند.


رفتار ۴: اگر نیاز است که فوراً توجه کسی را به خودتان جلب کنید، از عبارت "عذر می‌خواهم" استفاده کرده و پشت سر آن بقیه حرفتان را بزنید.


رفتار ۵: اگر برای انجام کاری تردید دارید، اول اجازه بگیرید. اینکار باعث می‌شود بعداً پشیمان نشوید.


رفتار ۶: برای دیگران هیچ فرقی نمی‌کند شما از چه چیزهایی خوشتان نمی‌آید. نظرات منفی‌تان را برای خودتان نگه دارید یا فقط با دوستانتان مطرح کنید.



تاريخ : چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٥ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1 ـ نخستین گام را برای تقویت عزت نفس فرزندتان هم اکنون بردارید : اسمی نامناسب برای فرزند خود انتخاب نکنید که یک عمر مایه ی ناراحتی و سرافکندگی شود.


2 ـ هر روز فرزند خود را در آغوش بگیرید .


3 ـ همواره خوبی ها نقاط قوت و ویژگی های مثبت را در فرزند خود جست وجو کنید .


4 ـ به حرف و درد دل های فرزند خود خوب گوش دهید . حرف او را قطع یا جمله هایش را کامل نکنید . به همه ی حرف های او و احساسی که در آن ها نهفته است توجه کنید.


5 ـ وقتی فرزندتان نیاز به آرامش دارد نگران نباشید که موهایتان آشفته یا لباس هایتان چروک شود . اهمیت قائل شدن برای فرزندتان سبب می شود تا بتوانید رابطه ای صمیمانه و عاطفی با او برقرار کنید. این یکی از پایه های تقویت عزت نفس فرزند شماست .



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱ اسفند ۱۳٩٤ | ٩:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
حالت مستمر و تکوینی ( شکل گیری و شکل دهی ) دارد .

مبتنی بر عملکرد فراگیران است .

حالت رقابتی و مقایسه ای ندارد .

یادگیری را از سطح دانش به کاربرد ارتقاء می دهد .

به توانایی های فردی توجه می نماید .

اضطراب را به شوق تبدیل می کند .

نقاط ضعف و قوت را مشخص می نماید .
 


تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٤ | ۳:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1-قاطعیت و جدیت والدین در انجام کارها نقش تعیین کننده ای در حرف شنوی بچه ها در انجام کارهایشان از جمله تکالیف درسی دارد. والدینی که قاطع و مصمم هستند، کارهایشان را به موقع انجام می دهند، در واقع الگوی عملی در اختیار کودک قرار می دهند. کودک باید بداند که اگر قرار است کاری را انجام بدهد، دلیلی ندارد بهانه تراشی کند یا به دنبال راه فرار بگردد زیرا هر کس در منزل وظیفه ای دارد که باید انجام بدهد.

2- علاوه بر قاطعیت، والدین باید مهربان باشند و با مهر و محبت از کودک بخواهند وظیفه خود را انجام دهد.

3- برنامه درسی تنظیم شده  توسط والدین برای انجام تکالیف درسی فرزندشان ،در عین منظم بودن باید قابل انعطاف باشد و با مشورت و مشارکت بچه ها تنظیم شود. والدین باید دقیقا توقع خود را از کودک عنوان و مشخص کنند که پس از انجام تکالیف چه کار تفریحی می تواند انجام دهد.

4- گاهی از او بپرسیم که تصمیم می گیرد تکالیفش را چگونه انجام دهد. این کار برای جلوگیری از بهانه تراشی کودکان بهترین شیوه است. از او بپرسیم با توجه به این که تکلیف زیادی داری، ترجیح می دهی چگونه آن را انجام بدهی ؟ اگر تکالیفت تمام شد، دوست داری چه کار کنی. اگر کودک به رفتن به پارک ابراز تمایل کرد به او بگویید اگر تا ساعت 4عصر ، تکالیفت را انجام دهی می توانیم به پارک برویم. تکرار چندین باره «تکلیفت را بنویس»، «چقدر طولش می دهی»، «چرا اذیت می کنی»، «تو شاگرد تنبلی» و... نه فقط به ترغیب کودک به انجام تکالیفش منجر نمی شود بلکه باعث می شود او مقابله به مثل کند.

5- توجه به تفاوت کودکان از سوی والدین امر بسیار مهمی است و نباید برای کودکان ضعیف تر سختگیری بی جا کرد. بعضی کودکان کندتر هستند و نیاز به زمان بیشتری برای نوشتن دارند، برخی دیرتر درس را متوجه می شوند و برخی علاقه کمتری نسبت به یک درس نشان می دهند. همین ویژگی باعث می شود کودک مرتب از انجام تکالیف طفره برود و والدین که ریشه مشکل را پیدا نکرده اند، روز به روز سخت گیرتر می شوند و مشکل کودک را تشدید می کنند. بنابراین مقایسه درس کودکان با یکدیگر کار اشتباهی است.



تاريخ : دوشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٤ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1- تکالیف محصول محور

مورد سنجش وارزیابی قرار گرفتن محصول پایانی تکلیف که توسط فراگیر به معلم ارائه می شود نه فرایند آن

2- تکالیف فرایند محور

ارزشیابی گام به گام فرآیند تکلیف در حضور معلم  از طریق توجه به مراحل تکمیل ،اجرا و انجام تکلیف

(به صورت گروهی ،فردی،کلاسی )



تاريخ : چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٤ | ٢:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1- شفاهی مانند حفظ شعر ، سوره های قرآن ، سخنرانی

2- کتبی مانند انجام تمرین ها ، حل مسائل ریاضی

3- عملی مانند تهیه نشریه



تاريخ : شنبه ۱٩ دی ۱۳٩٤ | ۸:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1- کوتاه مدت مانند تکلیف شب

2- بلند مدت  مانند انجام یک پروژه توسط دانش آموز

 



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳٩٤ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1- تکالیف فردی:

براساس شناخت ویژگی های دانش آموز، جهت جبران ضعف دانش آموزویا ارتقاءزمینه های قوت.

2- تکالیف گروهی:

برای تعداد محدودی از دانش آموزانی که در یک گروه ( براساس نوع و هدف) سازماندهی شده اند.شرط لازم پذیرش این نوع از تکلیف،تعامل و همفکری دانش آموزان است.

3- تکالیف عمومی ( یکنواخت):

برای همه دانش آموزان کلاس

4- تکالیف انتخابی:

معلم با در نظر گرفتن دامنه توانایی های استعداد ها و علایق مختلف آن ها  اشکال مختلفی از تکلیف با هدف مشترک را به دانش آموزان ارائه می نماید،تا براساس علایق خود انتخاب نمایند.



تاريخ : چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٤ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از معلم چه انتظاری در تعیین تکلیف برای دانش آموزان داریم؟

1- میزان آن متعادل باشد

(شوروذوق دانش آموز را از بین نبرد)

2- طول زمان انجام تکلیف متناسب با ویژگی های دانش اموزان باشد

(برای ابتدایی ،بیش از یک تا دوساعت نباشد)

3- تکلیف چند بُعدی باشد

(مهارتهای نوشتاری ، کاوشگری ، عاطفی و..را افزایش دهد)

4- در تعیین تکلیف به تفاوتهای فردی،علائق واستعدادهای دانش آموزان توجه شود.




تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳٩٤ | ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چه انتظاری در انجام تکلیف توسط دانش آموز باید داشته باشیم ؟

1- دانش آموزان  بدانند میزان کمک والدین محدود است

(تکلیف خودشان است نه تکلیف والدین، پس نباید انتظار داشته باشند ، والدین تکالیف آنان را انجام دهند.)

2- مدیریت زمان در انجام تکلیف را فرا گیرند.

(به موقع شروع کنند ودر زمان مشخص به پایان برسانند.)

3- حضور والدین را دلیلی برای انجام تکلیف ندانند

( فقط زمانی که والدین هستند ، به انجام تکلیف نپردازند ووقتی آن ها نیستند به جای انجام تکلیف ، وقتشان را به بطالت بگذرانند.)



تاريخ : شنبه ۱٢ دی ۱۳٩٤ | ۸:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تعریف تکلیف :

از نظر آموزشی کلیه فعالیت هایی که معلمان در جهت تکمیل یا کاربردی کردن آموزشی های کلاسی یک دانش آموز مقرر می کند عنوان تکلیف را به خود می گیرد.

هدف تکلیف :

دست یابی دانش آموزان به مهارت های کلاسی، نوشتاری، حسی -حرکتی ،فکری و... می باشد.

ویژگی های تکلیف سودمند :

1- تثبیت آموخته ها

2- پرورش ابتکار وخلاقیت

3- کاربردی نمودن مطالب درسی

 4-استفاده از آن نتایج آن در ارزشیابی



تاريخ : چهارشنبه ٩ دی ۱۳٩٤ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

@ طراحی آموزشی براساس اهداف وانتظارات دروس

@ تهیه و تنظیم ابزارهای مناسب برای سنجش و ارزشیابی  تحصیلی وتربیتی  دانش    آموزان در زمان انجام فعالیت های یادگیری و ارائه بازخورد به آنها برای آگاهی از وضعیت تلاش و پیشرفت خود

@  ثبت و نگهداری اطلاعات جمع آوری شده به وسیله ابزارهای مختلف و تجزیه و تحلیل آنها به منظور ارائه راهنمایی لازم به اولیا و دانش آموزان

@ تعیین تکالیف مناسب با رعایت شرایط و ویژگی های سنی و روحی و بررسی آنها به منظور شناسایی میزان تلاش پیشرفت و موفقیت دانش آموزان

@ برگزاری آزمون های مورد نیاز به دور از هرگونه شرایط اضطراب آور و نگران کننده  واستفاده از نتیجه آن فقط برای رفع موانع یادگیری و کمک به دانش آموز

@ تنظیم گزارش های مناسب برای والدین و ارائه آن به صورت حضوری یا مکتوب

@ تنظیم گزارش پیشرفت تحصیلی (کارنامه) در هر نوبت و ارائه اطلاعات دقیق در زمینه فعالیت و کوشش دانش آموزان برای والدین

 @ تصمیم گیری در مورد ارتقا یا تکرار پایه در صورت عدم کسب شرایط لازم باتوجه به تمام تلاش هایی که معلم والدین و دانش آموز انجام داده اند.


 



تاريخ : یکشنبه ٦ دی ۱۳٩٤ | ٤:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ارتباط نزدیک مداوم و مستمر دانش آموز با والدین و تمایل و علاقه وافر پدران و مادران در کمک به فرزندان خود در امور تحصیلی و تربیتی همچنین ضرورت هماهنگی و همکاری بین معلم و والدین به ویژه در ارزشیابی توصیفی نقش و جایگاه آنها را ممتاز کرده است.

در این قسمت به پاره ای از وظایف والدین در ارزشیابی توصیفی می پردازیم :

* حضور منظم مستمر و فعال در مدرسه برای آگاهی از وضعیت تحصیلی فرزندشان براساس برنامه ریزی دبستان

* ارایه اطلاعات مربوط به فعالیت های دانش آموز در منزل به معلم

 * کمک به دانش آموز در انجام وظایف و تکالیف خارج از کلاس و مدرسه و راهنمایی و هدایت آن براساس سیاست های تعریف شده معلم

* کمک به معلم در حفظ و نگهداری پوشه کار وارزیابی آن

* اجرای پیشنهادهای معلم درخصوص فرزند خود متناسب با شرایط و ظرفیت های خانواده

* ارزشیابی از عملکرد فرزند در منزل با روش های توصیفی و ارایه نتیجه به معلم در مدرسه

 * مطالعه جزوات، بروشورها و مشاهده فیلم ها و یا نرم افزارها درخصوص ارزشیابی توصیفی

*شرکت در برنامه ها و جلسات توجیهی که برای این منظور برگزار می شود.



تاريخ : سه‌شنبه ۱ دی ۱۳٩٤ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1ـ همکاری با معلم در تشکیل پوشه کار

(در این پوشه نمونه هایی از کارهای دانش آموزان قرار داده می شود تا با مراجعه به آن از میزان تلاش پیشرفت و موفقیت های خود آگاه شوند.)

 2 ـ انجام تکالیفی که معلم در کلاس و یا خارج از کلاس متناسب با اهداف درس و توانایی دانش آموزان تعیین می کند.

3 ـ تلاش برای جبران ضعف های احتمالی با همکاری والدین.

4 ـ ابراز توانمندی ها ،مهارت ها و عملکرد خود در موقعیت هایی که معلم برای او در نظر می گیرد.

  5 ـ حفظ و نگهداری پوشه کار.



تاريخ : شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٤ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

#  در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره  به دانش آموز، از عبارت های کیفی که به بازخورد توصیفی معروف هستند.مثل: تلاش خوبی داشته ای ، موفق باشی . اگر دقّت  کنی، با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود و... استفاده می شود.

#  ارزشیابی توصیفی به زمان خاص محدود نمی شود این ارزشیابی در محیط های یادگیری فعالیت های خارج از کلاس و محیط زندگی نیز جریان دارد.

 # تلاش و رشد کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد

# برای جمع آوری اطلاعات دقیق تر وبیشتر از دانش آموزان ابزارهای ارزشیابی  بسیاری وجود دارد که هر کدام کاربرد خاص خود را دارا می باشد. مانند: پوشه کار، آزمون های مدادی- کاغذی ، آزمون های عملکردی ، چک لیست  مشاهدات و.....

# در ارزشیابی توصیفی اصل بر ارتقا دانش آموزان بر پایه های بالاتر است مگر در موارد بسیار نادر و زمانی که دانش آموزان به دلایل خاصی به اهداف مدنظر نرسیده باشند



تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٤ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ارزشیابی توصیفی، شکلی از ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی است که در آن معلم با مشارکت فعال و دانش آموز و اولیای ایشان بااستفاده از ابزارهای مختلف به جمع آوری اطلاعات در زمینه تلاش ها پیشرفت ها و موفقیت های دانش آموزان می پردازد و با طبقه بندی تحلیل و تفسیر اطلاعات به آنها کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند و مشکلات یادگیری خود را به کمک اولیا و معلمان برطرف کنند.



تاريخ : دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٤ | ٤:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای اینکه فرزندانتان را با کودکان دیگر مقایسه نکنید، دلایل زیادی وجود دارد. این مقایسه چه با خواهر و برادرهای او باشد و چه با بچه یکی از آشنایان، قرار دادن فرزندتان در معرض اینگونه مقایسات، اعتمادبه‌نفس آنها را به شدت خدشه‌دار کرده و باعث می‌شود احساس حقارت کنند. باوجود این، بسیاری از والدین وقتی می‌بینند فرزندشان به خوبی بچه‌های دیگر نیست، دست به این مقایسه‌ها می‌زنند. در زیر به دلایل مهمی اشاره می‌کنیم که به شما نشان می‌دهد چرا نباید فرزندتان را با دیگران مقایسه کنید.

 ۱. بر اعتمادبه‌نفس آنها اثر می‌گذارد.

یکی از مهمترین دلایلی که نباید فرزندتان را با بچه‌های دیگر مقایسه کنید این است که بر اعتمادبه‌نفس آنها اثر منفی خواهد گذاشت. آیا دوست دارید خودتان را مدام با دیگران مقایسه کنند؟ بیشتر مشکلات مربوط به ضعف اعتمادبه‌نفس در کودکی ریشه دارد، بنابراین کاری نکنید که آنها احساس کنند از دیگران پایین‌تر هستند.

 ۲. هر کودکی متفاوت است.

هر کودک یک فرد خاص است و استعدادها و توانایی‌های خاص خودش را دارد. چه اهمیتی دارد که یک کودک در موسیقی استعداد دارد و دیگری ندارد؟ آن کودک ممکن است در ورزش استعدادی فوق‌العاده داشته باشد یا عاشق کتاب خواندن باشد. هیچکدام از این استعدادها بهتر از دیگری نیست، همانطور که هیچ بچه‌ای از بچه‌ای دیگر برتر نیست. به هیچ عنوان نباید طوری رفتار کنید که احساس کنند باید سعی کنند شبیه دیگران باشند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٤ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

همان گونه که در عرایض قبلی گفته شد،دانش آموز باید در محیط مدرسه وکلاس، لذت آموزشی را حس کندوبا شادی و نشاط  به یادگیری بپردازد.در صورتی که ارزشیابی نمره ای به دلایل زیر این آرامش ولذت آموزشی را از دانش آموز سلب می نمود:

1 ـ دانش آموزان رابا اضطراب و نگرانی روبرو می نمود.  ( چون می بایست ، علی رغم توانایی وظرفیت شان به کسب نمره های بالا بپردازند.)   

  2ـ بیشتر به اطلاعات و دانش جزیی و حفظیات توجه می شد تا درک و فهم و یادگیری های عمیق.  

 3 ـ کودکان را به رقابت های نابرابر و ناسالم می کشاند و نظام برنده و بازنده را ترویج می نمود.

 4- به جای  آن که یادگرفتن و به دست آوردن تجارب مفید هدف باشد ، گرفتن نمره بالا و یا قبولی هدف بود.

  5 ـ به دانش آموزان القا می کرد فقط مطالبی را مطالعه کنند که در امتحان به آنها توجه می شود .



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٤ | ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

* با توجه به موارد قبلی، نمی توانستیم از ارزشیابی سُنتی (قیاس فعالیت ها با نمرات کمّی)که امکان سنجش کیفیت های یادگیری در آن به صورت دقیق وجود ندارد، استفاده نماییم.

* با وجود ویژگی های دوره ابتدایی(که در موارد قبلی، به خدمتتان عرضه نمودم) و انتظاراتی که از مدرسه می رود ، امکان نداشت برای شناخت کودکان و کسب اطلاعات لازم ، از روش های محدود ارزشیابی سنتی ( نمره مدار) استفاده نمود

*برای رسیدن به اطلاعات کامل ، معتبر و دقیق درخصوص دانش آموزان به ویژه در یادگیری های آنان نیازمند ایجاد تغییر در روش های سنجش و ارزشیابی وجود داشته که ارزشیابی توصیفی با ورود خود به نظام آموزشی ما، به خوبی توانسته است از عهده این مهم برآید.



تاريخ : دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٤ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1 -  ویژگی ها و شرایط سنی کودکان (بدنی ، ذهنی ، عاطفی ، اجتماعی و...)  

    2 آمادگی بیشتر کودکان برای یادگیری

( پیامبر اکرم که درود خداوند بر اوباد فرموده اند: اَلعِلمُ فِی الصِّغَر کَالنَّقشُ فِی الحَجَر یعنی علم آموزی در سنین کودکی مانند حک نمودن حروف بر روی لوح های سنگی است.)  

   3 بالا بودن انگیزه و علاقه آنان به آموختن، جستجوگری ، پرسشگری ، کسب شناخت با توجه به گرایش فطریشان

4 شکل گیری شخصیت دانش آموزان به خصوص تصورات آنان نسبت به معلم ،کتاب ،مدرسه ،آموختن و...

5 انجام بیشتر  تغییرات در ابعاد کیفی



تاريخ : یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٤ | ۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نظرات مختلفی در این زمینه ارائه شده است، مانند: (آموزش علوم مختلف به دانش آموزان)ویا ، ( آموزش مهارت های زندگی به آنان)،(تاکید بر رشد ارزش ها و ویژگی های اخلاقی و..)همه نظرات ارائه شده صحیح است ولی کامل نمی باشد، زیرا مدرسه وظیفه دارد فرصت های مناسبی برای تعلیم و تربیت اسلامی،علمی آن هم به معنای واقعی فراهم نماید و نباید هیچیک از موارد فوق ( آموزش علوم ، مهارتهای زندگی ،رشد ارزش ها وویژگی های اخلاقی)مورد کم توجهی قرار گیرد. کودکان شما باید مهارت های پایه و اساسی را با جذاب ترین روش ها در محیط آرام و دلنشین بیاموزند و با مشارکت فعال و موثر در این فرایند آماده زندگی در جامعه فردا شوند. به عبارت دیگر مدرسه بتواند از جمیع جهات ،(شهروند موفق) تربیت نماید .



تاريخ : شنبه ٩ آبان ۱۳٩٤ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از مهمترین دلواپسی های والدین درارتباط با آموزش وپرورش فرزند دلبندشان،  موفقیت آنان در امور تحصیلی است. لذا مدیر مدرسه وتیم آموزشی واجرایی اوبا درک این دغدغه ارزشمند باید حداکثر تلاش خود را برای فراهم آوردن شرایط مناسب یادگیری و رشد و بالندگی فرزندان عزیز شما( در همه زمینه های آموزشی وپرورشی) فراهم آورد



تاريخ : دوشنبه ٤ آبان ۱۳٩٤ | ٩:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نظام ارزشیابی جدید (توصیفی) مرحله مطالعاتی و آزمایشی خود را از سال تحصیلی 82  81  تا 87 - 86  طی نموده و از سال تحصیلی 88 ـ87  براساس رای شورای عالی آموزش وپرورش به صورت قطعی در مدارس به اجرا در آمده است. ارزشیابی توصیفی در صدد است با تغییر در دیدگاه ها، نگرش ها و روش های دست اندرکاران نظام آموزشی و خانواده ها ، محیط پربار، بانشاط و جذابی را برای کودکان فراهم نماید.با عنایت به نقش موثر والدین در همراهی با معلم و برداشت صحیح نسبت به این ارزشیابی برآن شدم تا در جهت آشنایی والدین بزرگوار، چند سطری را پیرامون ارزشیابی توصیفی ، تقدیم نمایم. امید آن دارم این مجموعه بتواند به بخشی از سوال های والدین محترم پاسخ دهد.



تاريخ : یکشنبه ۳ آبان ۱۳٩٤ | ٥:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

دانش آموزان دوره ابتدایی که در خرداد ماه  سطح دست یابی نیاز به آموزش و تلاش بیشتر در کارنامه خرداد آن‌ها درج می شود ، نیاز به افزایش طول دوره تحصیلی  را دارند؛ این قبیل دانش آموزان  فرصت دارند تا 15 شهریورسطح دستیابی خود را تغییر دهند .

ضمن اینکه بر اساس مصوبه جدید شورای عالی آموزش و پرورش در صورتی که دانش آموزی  در دو درس فارسی و ریاضی به صورت همزمان تا 15  شهریور ماه  نتواند  یکی از سطوح خیلی خوب، خوب و یا قابل قبول را کسب کند، در آن سال، نیاز به افزایش طول دوره تحصیل به قدر یک سال تحصیلی دیگر را دارد ؛به عبارتی این گروه از دانش آموزان تکرار پایه خواهند داشت ؛این وضعیت چنانچه بیش از دو درس  در  سایر  دروس باشد با نظر شورای مدرسه تعیین تکلیف خواهند شد .



تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤ | ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فرزند شما بیش از 3‌ ماه مشغول تفریح و سرگرمی بوده و عملا هر کاری که مایل بوده انجام داده است.
انجام مجدد وظایف مدرسه الزاما برایش خوشایند نیست. برای پشت سر گذاشتن این مشکل کوچک نیازمند آن است که شما کمی بیش از معمول در اختیارش باشید و با تمام محبت‌تان او را در بر گیرید. در اینجا 10 توصیه برای ورود به مدرسه بدون استرس را پیشنهاد می‌دهیم.

 

1- او را به ساعت جدید عادت دهید.

بعد از آن میهمانی‌های تابستانی و تا ظهر خوابیدن‌ها، فرزند شما نیازمند آن است که دوباره به ریتم جدیدی عادت کند. چند روز قبل از ورود به مدرسه، از او بخواهید که شب‌ها زودتر به رختخواب برود و صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شود. بهتر است که دیرتر از 9 ‌شب به رختخواب نرود و نیم ساعت هم به مطالعه در رختخواب اختصاص دهد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٤ | ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

 

قبل از شروع هر آموزشی لازم است نکات مهمی را درباره آموزش‌های فرزندتان بدانید که توجه به این نکات به اندازه خود آموزش‌ها مهم هستند حتی شاید گاهی همین نکات بتوانند راهنمای شما برای آموزش درست و اصولی فرزندانتان باشند. اینکه بسته‌ها و کلاس‌هایی که نام‌شان در تبلیغات به چشمتان می‌خورد یا در مهدکودک کمک گرفتن از آن ها را به شما توصیه می‌کنند تا چه اندازه می‌تواند به تقویت هوش، حافظه یا خلاقیت کودکتان کمک کند را از سه روانشناس پرسیدیم. در ادامه این مطلب می‌توانید نظر آن ها را درمورد مناسب‌ترین زمان و شرایط برای آموزش کودکتان بخوانید



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

دنیای کودکی بدون بازی و خیال اصلا معنا و مفهومی ندارد و تمام کودکان دنیا از بازی لذت می برند اما در این میان یک تفاوت عمده وجود دارد؛ نوع بازی کودکان! بازی های بچه های دیروز تیله بازی و الاکلنگ و گرگم به هوا بود، در حالی که بچه های امروز بازی با تبلت و رایانه را بیشتر ترجیح می دهند.

 بازی های دیروز خیلی ساده بودند اما خیلی از بازیکنان آن که امروزه آدم های موفقی شده اند، آثار تربیتی و اجتماعی آن بازی ها را مثبت ارزیابی می کنند. در «پرونده خانواده» این هفته، آثار تربیتی و اجتماعی بازی های قدیم و جدید را با هم مقایسه کرده ایم و کارشناسان «سلامت» نیز از روزهای کودکی خود برایمان گفته اند.

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

۵. هر روز عشق شان را به کودک نشان می دهند.


همه ما گاهی اوقات بیش از حد مشغول هستیم و خیلی آسان است که فراموش کنیم زمانی را برای نشان دادن احساساتمان به کودک در نظر بگیریم. کارهای کوچک مثل نوشتن یک یادداشت کوتاه و قرار دادن آن در کیف غذای کودک می تواند ارتباط شما را عمیق تر و نزدیک کند و به کودک نشان دهد که چه قدر به او عشق می ورزید.

 ۶. وقتی اشتباه می کنند، معذرت خواهی می کنند.

احتمالا به کودک یاد داده اید که به اشتباهاتش اعتراف کند و به خاطر انجام آن ها معذرت خواهی کند و تلاش کند آن را جبران کند. والدین هم از این قاعده مستثنی نیستند. والدین خوب می دانند که امکان دارد همه پدر و مادرها اشتباه کنند و از اشتباهاتشان درس بگیرند و به کودکان نشان بدهند که باید مسئولیت اشتباهاتشان را گردن بگیرند.

۷. نظم و انضباط
نظم و انضباط نه تنها بهترین چیزی است که می توانید به کودک بیاموزید، بلکه روشی برای کسب اطمینان از پرورش کودکی است که در آینده شادتر خواهد بود. چرا آموزش نظم و انضباط به کودکان تا این حد مهم است؟ کودکانی که آموزش نمی بینند، بیشتر احتمال دارد که لوس، متوقع، ناسپاس و حریص می شوند و تعجبی ندارد اگر در آینده، برای پیدا کردن دوست و شاد بودن در زندگی دچار مشکل شوند.

 ۸. به نیازهای کودک توجه می کنند.

به جای در نظر گرفتن آنچه که خودشان برای کودک می خواهند، به نیازهای کودک توجه می کنند. ممکن است کودک شما بیشتر ترجیح بدهد به تنهایی مشغول خواندن کتاب شود و دوست نداشته باشد در معرض توجه قرار بگیرد. در حالی که تشویق کودک به امتحان کردن چیزهایی که می تواند او  را از پناهگاه امنش بیرون بکشد، بسیار خوب است، (گفتن اینکه «تا وقتی کاری را امتحان نکرده ای، نمی توانی متوجه شوی که آن را دوست داری یا نه» می تواند گاهی اوقات مفید باشد، خصوصا در مورد کودکانی که در حال کشف خود و خواسته ها و علایقشان هستند)، اما والدین باید مواظب باشند که کودک را صرفا به تلاش برای تجربه های جدید و نه برای تبدیل شدن به آنچه خودشان می خواهند، به انجام کاری تشویق کنند.

 ۹. همیشه می دانند که کودک با چه کسانی و مشغول انجام چه کاری است.
دوستان کودک شما چه کسانی هستند؟ والدین آن ها چه ویژگی هایی دارند؟ وقتی فرزند شما برای بازی به خانه دوستش می رود، با چه کسانی رو به رو می شود؟ این سوالات و سؤالات دیگر نه تنها برای حفظ امنیت کودک ضروری هستند، بلکه به شما کمک می کنند تا از تجربیات و روابط کودک با خبر باشید.

  ۱۰. مهربانی، احترام و همدلی با دیگران را به کودک می آموزند و به او یاد می دهند در مورد آنچه دارد، سخاوتمند و سپاسگزار باشد

جای هیچ شکی نیست که همه ما می خواهیم کودک نمره های خوب بگیرد، در کلاس موسیقی، ورزش و فعالیت های دیگر جایزه بگیرد و در آینده موفق باشد اما اگر فراموش کنید «خوب بودن» را به کودک یاد بدهید، احتمال کمتری دارد که حتی در صورت کسب موفقیت های متعدد در آینده، شاد و رضایت مند باشند.

 

۱۱. با هم خندیدن، وقت گذرانی با یکدیگر و ارتباط مثبت را فراموش نمی کنند.
والدین خوب در همه حال و هر روز، زمانی را برای بازی کردن، دوچرخه سواری، آشپزی کردن، فیلم دید و یا خواندن یک کتاب خوب اختصاص می دهند و همیشه راهی را برای ارتباط با کودک و وقت گذرانی با او پیدا می کنند.

 

۱۲. حرف می زنند و گوش می کنند.

معمولا والدین بیشتراوقات به جای حرف زدن با کودک، خطاب به کودک حرف می زنند
گوش دادن به کودک را تمرین کنید و زمانی که با شما حرف می زنند، به آن ها توجه کنید. با توجه کامل به کودک، به او نزدیک تر می شود و بیشتر از افکار و احساسات کودک آگاه می شوید و از همه مهم تر اینکه کودک یاد می گیرد که چطور می تواند وقتی با او در مورد چیزی حرف می زنید، کاملا به شما توجه کند.



تاريخ : دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٤ | ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ویژگی های مشترک والدین خوب کدام ها هستند؟ آیا کارهای مشخصی وجود دارند که با انجام آن ها تبدیل به والدین خوب یا بد می شویم؟ همین طور است، تعریف والدین خوب مطلق و ثابت نیست. چیزی که ممکن است به نظر یک نفر از ویژگی های والدین خوب باشد، ممکن است در قالب تعریف شخص دیگری نگنجد اما عموما این ویژگی ها و عادات در والدینی که مهارت های فرزند پروری مناسب را تمرین می کنند، قابل مشاهده هستند.

 ۱. راهنمایی و حمایت به جای فشار و تقاضا.

والدین به طور طبیعی تمایل دارند کودک موفق شود و ممکن است برای تمرین موسیقی، کسب نتایج بهتر در ورزش و یا گرفتن نمره های عالی در مدرسه، کودک را تحت فشار قرار دهند و سعی کنند با رشوه و یا حتی تنبیه او را در مسیری که می خواهند، قرار دهند. واقعیت این است، پدر و مادر خوب بودن به معنی انتظارات زیاد نیست بلکه به معنی حمایت و ایجاد انگیزه در شرایط مقتضی است.

 ۲. اجازه می دهند کودک مستقل باشد.

والدین خوب، می دانند که کودکان دوست دارند کارهایشان را به طور مستقل انجام بدهند، این کارها می تواند شامل تکالیف مدرسه، پیدا کردن دوست و یا کارهای عادی و روزمره باشد. بهترین کاری که به عنوان والدین می توانیم انجام دهیم این است که کودکان را به سمتی هدایت کنیم که خودشان بتوانند کارهایش را انجام دهند. ممکن است تشخیص اینکه چه قدر باید کمک کنیم و یا چه قدر باید به کودک اجازه بدهیم خودش به تنهایی کاری را انجام بدهد، کمی سخت باشد اما به عنوان یک قانون کلی، کمک کردن به کودک با هدف آموزش شیوه انجام کار ایرادی ندارد. با این روش، کودک سرانجام قادر به انجام مستقل همان کار خواهد بود.

 برای مثال، انجام تکالیف کودک توسط والدین و یا ایستادن کنار زمین بازی برای دیکته کردن روش بازی به هیچ وجه مناسب نیستند اما اگر به کودک نشان بدهید که چگونه می تواند روی مشکلات مربوط به تکالیفش کار کند و یا مشکلاتی را که با دوستش دارد با روش احترام آمیز حل کند، ابزار خوبی را برای آینده به او خواهید داد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بهره وری اقتصادی

 توجه هایی که موجب افزایش ظرفیت های بدنی و ذهنی کودک می شوند باعث افزایش تعداد دانش آموزان مدارس و پیشرفت و موفقیت در مدرسه و به نوبه خود موجب بهره وری بیشتر اقتصادی می شود.

 صرفه جویی در مخارج

کودکانی که آمادگی بدنی و ذهنی و اجتماعی بهتری دارند مرحله انتقال خانه به مدرسه را بهتر می گذرانند. از این رو ترک تحصیل و مردود شدن بچه ها کمتر دیده می شود و به برنامه های جبرانی کمتر هم نیاز هست و این باعث کاهش مخارج می شود.

 تقویت ارزش های اخلاقی و اجتماعی

ما ارزش های خود را از طریق کودکان منتقل می کنیم. برای نگهداری ارزش های اخلاقی و اجتماعی، باید از کودکان شروع کرد. ارزش هایی مانند همکاری، تعاون، رعایت حقوق دیگران، دفاع از حقوق خود و مراقبت از محیط زیست در سنین قبل از دبستان در کودک ریشه می دواند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٤ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کودک از ۳ سالگی آماده ورود به مهد کودک می شود. اما در این بین نگرانی والدین و وابستگی کودک، مشکلاتی پدید می آورد. به عبارتی از یک طرف والدین هنوز مطمئن نیستند کودکشان آمادگی لازم را دارد و از طرفی دیگر کودک هنوز خود را وابسته حس می کند و ممکن است نخواهد از خانواده جدا شود. البته این امر برای همه بچه ها یکسان نیست و بعضی به راحتی محیط مهد را می پذیرند و به آن دلبستگی پیدا می کنند.

 اما در مورد کودکان وابسته، کارشناسان توصیه می کنند که والدین برای حل این مشکل قاطعیت داشته باشند. اول فکر کنند چه چیزی به صلاح فرزندشان است، بعد تصمیم آخر را بگیرند. در این مورد نباید والدین احساساتی شوند، باید بتوانند گریه های کودک را موقع ورود به مهد تحمل کنند، مانند زمانی که گریه های کودک را موقع واکسن زدن تماشا می کنند. چرا که به گفته محققین" واقعاً مهدکودک مانند واکسن عمل می کند و می تواند فرزند ما را در برابر آسیب های بسیاری واکسینه کند

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤ | ۸:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از افراد پس از گذراندن یک دوره چند ماهه پراسترس در زندگی‌، دچار تیک‌های عصبی مانند پرش مکرر چشم، تکان دادن دست یا سر و... می‌شوند، اما پس از رفع اضطراب و به دست آوردن آرامشی نسبی، این تیک‌ها برطرف می‌شود.

پس می‌توان نتیجه گرفت که «تیک» یا پرش ناگهانی، سریع، غیرارادی، متناوب و تکراری یک عضله، مشکلی با ریشه‌های عصبی است. البته تیک ممکن است در یک یا چند دسته از عضلات یا یک عضو بدن ظاهر شود.

بعضی،‌ این نوع تیک‌ها را با گازگرفتن لب‌ها، کشیدن انگشتان یا حرکات غیرارادی دست‌ها، شانه‌ها یا پاها بروز می‌دهند، حتی در برخی موارد حرکاتی غیرارادی در چهره یک فرد اتفاق می‌افتد که برای دیگران خنده‌دار است، بدون آن که بدانند واکنش آنها، به تداوم این تیک‌های عصبی در شخص منجر می‌شود.

 دکتر بهروز بیرشک، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این باره می‌گوید:
در گذشته روان‌شناسان بر این باور بودند که عوامل ژنتیکی ریشه بروز تیک‌های عصبی است، اما امروزه مشخص شده که پرش‌های عصبی ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی است که تحت شرایط استرس‌زا شدت می‌گیرد.

چنین شرایطی در بسیاری موارد به برخورد اشتباه اطرافیان بستگی دارد، چراکه توجه بیش از اندازه به نوع حرکات و رفتار شخصی که دچار تیک است، به شدت بخشیدن به حرکات عصبی وی منجر می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آمادگی اجتماعی و عاطفی

بچه ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن ها در مدرسه با محیطی رو به رو می شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد. در مدرسه بچه ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند.

 آن ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن ها نیز فرق می کند. اغلب بچه ها، مدرسه را با مهارت های اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی‏کنند. این مهارت ها را می توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی ها در بچه ها فراهم شده باشد، آن ها شانس بیشتری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند.

این ویژگی ها عبارتند از:



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ | ٧:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

می توان گفت، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی ها و مهارت ها عبارتند از: بهداشت خوب و سلامت جسمانی، بلوغ فکری و اجتماعی، مهارت های زبانی، توانایی حل مسأله، تفکر خلاق، و اطلاعات عمومی درباره جهان. در حالی که به  فرزند خود کمک می کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند، به خاطر داشته باشید که:

 

  • میزان پیشرفت بچه ها متفاوت است.
  • بعضی بچه ها در بعضی زمینه ها قوی ترند.

 

همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.

 به نظر می رسد، بچه هایی که می توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند، از آمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤ | ٧:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از دغدغه‌های مهم والدین، انتخاب مدرسه خوب است. معیارهای خانواده‌های مختلف برای خوب یا بد بودن یک مدرسه متفاوت است. پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که بخش بزرگی از فکرها و دیدگاه‌های کسب ‌شده در دوران کودکی، شخصیت، دیدگاه‌ها، عادات و بنیان‌های اعتقادی، اخلاقی، ارزشی، علمی و حتی عملی انسان در بزرگسالی، در دوران دانش‌آموزی شکل می‌گیرد و بعد از خانواده مدرسه نقش مهمی در این امر دارد.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ | ٥:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

انسان بیش از تنبیه به تشویق نیاز دارد. تشویق به انسان عشق و امید و انگیزه می دهد و او را برای آینده سر شار از امیدواری می کند و احساس خوب بودن و ارزشمندی را در او بالا میبرد. اما در جامعه ما تشویق جایگاه برتری ندارد و ما بیشتر مایل هستیم از تنبیه و تحقیر استفاده کنیم تا تشویق. همین وضعیت باعث سر خوردگی و ناامیدی فرزندانمان می شود و ما با دست خود فرزندانمان را به سوی احساس حقارت سوق می دهیم و انرژی مثبت را از آنان می گیریم. تشویق اصول و قواعدی دارد که ما باید آن را خوب بدانیم تا بتوانیم خوب هم از آن استفاده کنیم.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ | ٩:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اوقات فراغت زمانی است که کودک باید آزادانه به انجام فعالیت‌های مورد علاقه خود بپردازد. تنظیم زمان و فراهم کردن اوقات فراغت برای کودکان به‌عهده بزرگسالان است.
همه ما فصل تابستان را فصل تعطیلی مدارس می دانیم در حالی که امام خمینی (ره) با یک جمله کوتاه اما زیبا به تعطیلی مدارس معنا بخشیده و فرموده:« مدارس تعطیل می شود اما تعلیم و تربیت هرگز تعطیل نمی شود.» با تکیه بر این کلام پرمعنا باید برای ایام تابستان کودکانمان برنامه ریزی صحیح و درست داشته باشیم.
* کودکان برای رشد خود به تحرک و بازی نیاز دارند. تحرک رمز سلامت کودکان است. بازی‌های پرتحرک سبب تخلیه هیجانی و در نتیجه آرامش کودکان می‌شود.
* جهت پر کردن اوقات فراغت بچه ها نباید آن ها را با اصرار به کلاس فرستاد، بلکه می‌توان از خودشان پرسید که چه چیزی خستگیشان را برطرف می‌کند و آن ها را به سمت کارهای مورد علاقه‌شان سوق می‌دهد.
* اوقات فراغت به نظر بعضی از والدین و مسئولان چیزی زاید‏‎ ‎است‎ .‎طبیعی است که اگر برای اوقات فراغت بچه‌ها هدف‌گذاری نشود، به طور حتم این اوقات زاید به نظر می‌رسد و والدین روزشماری می‌کنند که تابستان هرچه زودتر‎ ‎به پایان برسد‎.‎

 * یکی از روش هایی که می‌تواند اوقات فراغت افراد جامعه را زیر پوشش قرار داده و بسیاری از ضعف ها و کمبودهای جسمانی و روانی را رفع و درمان کند، ورزش و تفریحات سالم است.

* تربیت بدنی و ورزش گذشته از جبران ضعف ها و حفظ تندرستی افراد، آنان را برای زندگی، تلاش و اهداف مشترک آماده می‌سازد. این امر در ایجاد هماهنگی حرکت مشارکت نموده و به پیشگیری و تنظیم اضطراب و افسردگی کمک می‌کند.‏



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤ | ٤:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش والدین برای پرکردن اوقات فراغت کودکان درتابستان:

 مادر احسان شروع به خواندن برنامه‌ی بلندبالایی که ازقبل تدارک دیده بود نمود: صبح روزهای زوج کلاس شنا، عصر روزهای زوج کاراته، روزهای فرد هم تقویتی زبان، ریاضی و... احسان که گیج و سردرگم شده بود با ناراحتی به مادر نگاه می‌کرد!

 

پدر که درحال مطالعه روزنامه بود سراز روی روزنامه برداشت و تنها با یک کلام تمام حرف های ناگفته پسرش رابر زبان آورد:  " فکرنمی کنی با این برنامه ریزی بی هدف بچه رو از علاقه ش دورمی کنی؟"

باحرف پدر، چشم های احسان ازشادی برقی زد و گفت: "آره بابا جون، من دوس دارم برم کلاس رباتیک. تازه مدرسه هم یه دوره ی آموزشی رباتیک توی تابستون گذاشته و..."

 

مادراحسان که گویی ازحرف های آن ها تعجب کرده بود حرف پسرش را ناتمام گذاشت:" مگه نمی‌بینی پسرعمه ات تابستونا ده جور کلاس مختلف می ره؟ من کلی رو این برنامه فکر کردم."

پدرسری تکان داد و گفت:" اما این مهمه که احسان به کاری که می خواد دنبال کنه علاقمند باشه نه این که با اجبار وقت فراغتش پر بشه..."



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ | ۸:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

حداقل به چهار دلیل سعی نکنید آموزش الفبا و مبانی ریاضی را پیش از دوره دبستان و پیش دبستانی شروع کنید:

 1. این سنین، دوران بازی و جست و خیز بچه هاست، کودک را از درس خسته نکنید.

 2. یادگیری الفبا سبب می شود کودک از ابتدای دوران مدرسه، از بیشتر بچه‌ها جلوتر باشد و از کلاس و درس زده شود و حتی ممکن است به عنوان دانش‌آموز نا آرام و نامنضبط شناخته شود. چرا که به دلیل تکراری بودن مطالب خود را با حرف زدن یا شوخی کردن با دوستانش سرگرم می کند.

 3. سیستم آموزش موجود در مدارس ما جوابگوی پیشرفت کودک شما نخواهد بود و او ناخواسته از این سیستم طرد می شود. این امر انگیزه تحصیلی دانش آموز را پایین می آورد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٤ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تشکیل کلاس‌های تقویتی، به خصوص در فصل تابستان، ریزه‌کاری‌هایی دارد که باید مورد توجه برگزار کننده و آموزگار کلاس قرار گیرد. توجه به این نکته‌ها می‌تواند به تقویت کلاس‌های تقویتی و پربار کردن این دوره‌ها بینجامد. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، راه کارهایی را در این زمینه ارائه داده است:

 برنامه کلاس باید تاحد ممکن طوری ارائه شود که برای آموزش کفایت کند. از این رو، معلم نباید به امید همکاری والدین فراگیرندگان یا با وجود معلم‌های خصوصی و جزوه‌های آموزشی، کم‌کاری کند.

 عده‌ای از افراد کلاس و گاهی همه فراگیرندگان، نیازمند یک برنامه آموزشی اضافی هستند تا خود را به برنامه آموزشی از پیش طراحی شده برسانند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٤ | ٤:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٤:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 

یک سال درس و مشق می خوانند، اما یک هفته پس از امتحان آخر سال، دیگر چیزی را به یاد نمی آورند، این حکایت درس خواندن این روزهای دانش آموزان و دانشجویان کشور است، سیستم آموزشی آن ها را طوری تربیت کرده که فقط شب امتحان درس می‌خوانند و نتیجه این برنامه‌ریزی اشتباه سبب شده که دانش‌آموزان مسایل درسی خود را آن‌طور که باید و شاید یاد نگرفته و با حفظ کردن محتویات کتاب درسی فقط برای به دست آوردن نمره قبولی تلاش کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۳:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

   رشد هیجانی برای همه‏ ی انسان‏ها یک چالش به‏ شمار می‏رود. کودک درزمانی کمتر از یک دهه، از حالت درک هیجانی محدود، به فردی تبدیل می‏شود که از لحاظ هیجانی پیچیده است. با افزایش سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و نیز مطالبات برای تعدیل تظاهرات هیجانی افزایش می‏یابد.

 تعجب‏ آور نیست که بعضی از کودکان درگیر این چالش‏ها می‏شوند و اختلالات هیجانی را تجربه می‏کنند. یکی از انواع اختلالات هیجانی اختلال اضطرابی است که می‏تواند در صورت مزمن شدن موجب بروز مشکلاتی در زندگی بزرگسالی شود (کندال، 2003).

اضطراب امتحان یکی از شایع‏ترین اختلالات اضطرابی است که دانش ‏آموزان به آن مبتلا هستند به‏ طور کلی کمتر کسی است که در طول دوران تحصیل خود حالت‏های اضطرابی را تجربه نکرده باشد و یا با آن آشنا نباشد. دانش‏ آموزان کم‏ وبیش با این حالت‏ها دست به گریبان هستند جهت آشنایی بیشتر با علائم_ سبب‏ شناسی و راهبردهای مقابله‏ای با آن به این موضوع خواهیم پرداخت.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٥:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی و جنس

 تفاوت و ویژگی های رفتار ریاضی در دو جنس امری است که مورد علاقه پژوهشگران آموزشی ریاضی است.

 واقعاً زن بودن یا مرد بودن چگونه ممکن است بر عملکرد افراد در دروس مختلف ریاضی مؤثر افتد ؟ آیا اصولاً پسران به لحاظ طبیعت و فرصت های اجتماعی در انجام فعالیت های ریاضی بر دختران برتری دارند ؟

 آیا جنبه های مختلف زیستی ، روان شناختی و حالات مختلف هیجانی از جمله اضطراب و اطمینان ریاضی هیچگونه تفاوتی را در رفتار ریاضی زنان و مردان نشان نمی دهد ؟

 در این خصوص دستاوردها و مناقشات علمی فراوان است اما در مورد اضطراب ریاضی می توان گفت که برخی از پژوهش ها از جمله پژوهش بروش ، نشان داده است که از نظر آماری به طور معناداری زنان ، در مقایسه با مردان ، نمره بالاتری را در مقیاس درجه بندی اضطراب ریاضی موسوم به MARS کسب کرده اند. به علاوه ، طبق گزارش بنسون  زنان در مقایسه با همکلاسی ها ی مرد خود در دانشگاه نمرات بالاتری را در آزمون های اضطراب کلی و اضطراب آمار و ریاضی به دست آورده اند. در عین حال لئون ، پی برد که میزان اضطراب ریاضی در دانشجویان و معلمان ضمن خدمت علوم اجتماعی ، ارتباطی با جنس افراد نداشته است ؛ بلکه باید عوامل دیگری را به منظور تبیین تفاوت عملکرد ریاضی میان زنان ومردان جستجو کرد.

 در هر حال، اگر توانایی ها و قابلیت های متفاوت ذهنی و روانی و فرصت های مختلف اجتماعی فرهنگی مردان و زنان در عرصه ی کار ریاضیات مورد تأمل قرار گیرد ، طبیعی است که ابتلای زود هنگام تر زنان به اضطراب ریاضی و تردید شان نسبت به اطمینان ریاضی را در مقایسه با مردان بپذیریم. هر چند که این امر نیازمند مطالعات بیشتری است تا معلوم شود که چگونه پیشرفت در ریاضیات تحت تأثیر اضطراب ریاضی و جنس قرار می گیرد.

 بدیهی است که دستاوردهای ناشی از چنین پژوهش هایی نتایج ارزشمندی را برای یادگیرندگان ، معلمان و برنامه ریزان آموزشی در ریاضیات فراهم خواهد آورد.



تاريخ : یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی وشیوه های اموزشی

اتخاذ شیوه آموزشی مناسب به مثابه عاملی برونی می تواند به گونه ای مؤثر در شکل دهی رفتار ریاضی دانش آموزان و دانشجویان عمل نماید. از آنجایی که رفتار ریاضی رشد یابنده و پویا محصول تعامل و تقابل مؤثر عوامل برونی و درونی است ، بنابر این شیوه آموزشی مفاهیم ومهارت های ریاضی بدون توجه به عوامل درونی ، به ویژه تفاوت های فردی یادگیرنده ها امری غیر علمی است و طبعاً بهره وری مطلوب را در یادگیری ریاضیات به همراه نخواهد داشت .

 در این میان بینش معلمان و مربیان ریاضی نسبت به حالات هیجانی و روحی شاگردان در خور اهمیت است تا با انتخاب روش مناسب آموزشی و فعالیت هاب کلاسی شایسته ، زمینه مشارکت بیشتر و مطلوبتر فراگیران خود را فراهم آورند. پس بدون تردید اقتدار علمی معلمان و شیوه آموزشی آنان در تدریس و هدایت فعالیت های ریاضی می تواند موجب تشدید اضطراب ریاضی درافراد و یا تنش زدایی آن بشود. کلوت در پژوهشی پی برد که تعامل و ارتباط معناداری بین  اضطراب ریاضی و اتخاذ شیوه آموزشی وجود دارد ؛ به طوری که دانشجویان با سطح اضطراب بالای ریاضی از شیوه توصیفی در آموزش سود بیشتری می برند ، در حالی که دانشجویان با اضطراب پایین شیوه اکتشافی را مفید تر یافته اند.

 درواقع افراد مضطرب، نیازمند آرامش بیشتر و تکیه بر مباحث خوب سازمان یافته و با طراحی شفاف تر برای یاد گیری ریاضی هستند. از این رو ، نگرش توصیفی به آموزش وتدریس با ساختارهای روشن، در محیطی با نشاط و آرام در کاهش اضطراب آنها سودمند است. برعکس ، همان طوری که قبلاً بحث شد غالب فراگیران با اضطراب اندک با برخورداری از اطمینان ریاضی بالاتر تمایل زیادتری به مناقشه های علمی و بحث و جدل با معلمان خود دارند ، در حالی که فراگیران فاقد اطمینان ریاضی از درگیر شدن با چنین کشمکش هایی که طبعاً اضطراب زا هستند بیزارند .

 بنابر این منطقی به نظر می رسد که شیوه آموزش اکتشافی ، که موجب ایجاد و  بسط  شرایط محیطی دلهره آور خواهد شد، برای فراگیرانی مناسب تر است که از اطمینان ریاضی بالاتر و در نتیجه اضطراب ریاضی کمتری برخورداند. ضمناً تشکیل گروه های کوچک کاری برای انجام فعالیت های ریاضی در میان فراگیران، میدان بحث و اظهار نظر را در بین آنان گشوده و با هدایت آگاهانه معلم ، گروه می تواند فرصت مناسبی را برای یادگیری های مشارکتی در میان هم کلاسی ها ایجاد کند و موجب رشد طرحواره های  مفهومی و آمادگی های ذهنی افراد شود. در نتیجه دانش ریاضی یادگیرنده گان گسترده تر می شود .

 بدین ترتیب در محیطی نسبتاً بی دغدغه شاید خود اتکایی و اطمینان ریاضی فراگیران افزایش یابد و درگروهی متجانس از افراد با اضطراب بالاتر این باور ایجاد شود که توانایی و قابلیت نسبی فهم ریاضی وکار ریاضی را دارند. دانش ، تجربه و هنر معلمی اقتضا می کند که با توجه به قابلیت ها و وضعیت روانی کلاس تلفیقی متعادل ومتناسب از شیوه های آموزشی شامل روش توصیفی ، اکتشافی ، کارگروهی و انجام پروژه های کوچک علمی در حوصله درس ، موجبات لذت بخشی رفتار ریاضی را  فراهم می اورد. 

 بدیهی است که لذت ناشی از مسرت بخش شدن کار ریاضی در کنترل و تخفیف اضطراب ریاضی به نحو قابل ملاحظه ای مؤثر است.



تاريخ : دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٦:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی واطمینان ریاضی

 پژوهش های بسیاری نشان داده اند که ارتباط معنا داری بین اعتماد به توانایی یادگیری ریاضی ( اطمینان ریاضی ) با پیشرفت در ریاضیات وجود دارد ، به طوری که افراد با اطمینان بالایریاضی ، رفتار ریاضی مطلوبی نیز  دارند. فنما و شرمن  نشان داده اند که اضطراب ریاضی با اطمینان ریاضی ارتباطی نیرومند ولی منفی دارد.

 افراد میدان وابسته (Field – dependent) کسانی هستند که در مسائل دارای رویکرد کلی هستند و در جداسازی عناصر و اجرا محیط و بافت اصلی خود ( تجزیه و تحلیل ساختارها ) دچار مشکل اند ؛ در حالی که افراد میدان ناوابسته دارای رویکرد تحلیلی بوده و قابلیت بیشتری در جداسازی و شناخت عناصر سازنده یک سامانه دارند ؛ در نتیجه بهتر می توانند اطلاعات و اجزای مزاحم را از عناصر مربوط و علامت دهنده تشخیص دهند.

 برخی از پژوهشگران ،دریافتند که فقدان زمینه کافی در ریاضیات برای انجام فعالیت های ریاضی و کمبود عزت نفس در ریاضی موجب تقویت اضطراب ریاضی خواهند شد. بنابر این احساس فقدان یا تردید در توانایی نسبت به انجام فعالیت های مناسب ریاضی در موقعیت های مختلف ، فرد را در معرض بروز تقویت اضطراب ریاضی قرار خواهد داد و هرگاه این احساس در یادگیرنده نهادینه شود علاوه بر ابتلای به اضطراب ریاضی نوعی، طرز تقلی منفی نیز نسبت به ریاضیات در کل در او ایجاد خواهد شد. گاه مشاهده می شود که حتی دانشجویان نسبتاً خوب ریاضی به دلیل فقدان احساس اطمینان ریاضی مناسب ، با اندک تغییری در شرایط دچار هراس واضطراب می شوند.

به عنوان نمونه دانشجویی در مراجعه به نگارنده اظهار می داشت: حتی تأخیر در شروع جلسه امتحان ریاضی او را مضطرب می کند و یا دانشجوی نسبتاً مستعدی از گروه ریاضی تقاضا داشت که به جای شرکت درجلسه رسمی و اضطراب آور امتحان های ریاضی ، استاد از او به طور جداگانه و یا زمانی که خود دانشجو در طول ترم تعیین می کند ، امتحان بگیرد. اینها و ده ها نمونه دیگر در میان فراگیران ریاضی گویای این واقعیت است که چگونه نهادینه شدن تردید در قابلیت های ریاضی با ابتلای فرد به اضطراب ریاضی ، رفتار ریاضی او را دچار مشکلات جدی می کند.



تاريخ : یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اضطراب ریاضی وتاثیر آن بر رفتار ریاضی یادگیرنده ها تا چه اندازه ای واقعی وپذیرفتنی است؟

اضطراب به طور کلی واضطراب ریاضی به طور ویژه می تواند میزان حواس پرتی و هجوم افکار نامربوط را به ذهن افزایش دهد و با ایجاد اختلال در ساختار های ذهنی و فرآیندهای پردازش اطلاعات موجب تحریف ادراکات افراد از پدیده ها و مقوله های ریاضی شود. پژوهش های انجام گرفته درباره اضطراب وعملکرد افراد گواه نیرومندی بر این واقعیت است که اضطراب ، افسردگی و به طور کلی فشارهای روانی موجب کاهش رفتار مفید و مؤثر اشخاص در مقابله با واقعیت های گوناگون می شود ، به ویژه هنگامی که تکالیف خواسته شده دارای گام های فکری بیشتری باشند .وجود اضطراب بالا در کلاس ریاضی را به مثابه پدیده ای خطرناک و بسیار مهم با تأثیرات دراز مدت می پذیرد و بحث می کند که چگونه هیجان های قوی ( از جمله اضطراب ریاضی ) می توانند موجب ایست توانایی و قدرت استدلال و نقصان در عملکرد مفید فرد بشوند و اورا در دوری باطل گرفتار سازند. شکل زیر نمایشگر دورهای باطلی است که شخصی مضطرب در آنها گرفتار می شود.

1- بنابر این جانستون  پیچیدگی یک تکلیف یا گام های فکری آن (Z-demands) عبارت است از تعداد گام هایی که کم توان ترین دانش آموز ، بر اساس آموزش های قبلی اش برای حل موفقیت آمیز یک تکلیف ، طی می کند. 

2. کوتاه سخن ، دانش آموز درانجام فعالیت های ریاضی دچار اضطراب شده در نتیجه نمی تواند درست بیاندیشد و دانسته های خود را سازمان دهند ؛ از این رو غالباً به کار و تلاش بیشتر می پردازد ؛ در حالی که این تلاش زیاد یادگیری معنا دار مفاهیم ریاضی را برای او به همراه ندارد.

بدین ترتیب با گرفتار شدن در ا ین دور دچار ناامیدی وافسردگی می شود و بیم و نگرانی از عدم موفقیت در امتحان ، میزان اضطراب ریاضی او را به گونه ای چشمگیر افزایش می دهد و آنگاه دورهای باطلی مانند (شکل 2) همزمان و هماهنگ رخ خواهند داد. لئون  اضطراب ریاضی را به مثابه عاملی می داند که موجب اجتناب از ریاضی می شود و معتقد است که میزان اضطراب ریاضی با زمینه دانش ریاضی و پیشرفت ریاضی فرد ارتباطی معکوس و با اجتناب از ریاضی ارتباطی مستقیم دارد.

 به علاوه ، او خاطر نشان می سازد که موفقیت در یک درس ریاضی لزوماً موجب کاهش اضطراب ریاضی در فرد یادگیرنده نخواهد شد. 1.از سوی دیگر در برخی پژوهش ها ارتباط بین اضطراب ریاضی و پیشرفت ریاضی نشان داده شده است ؛ به گونه ای که پیشرفت بالا و مطلوب در ریاضیات را مرتبط با اضطراب اندک فراگیران دبیرستانی تا دانشگاهی دانسته اند.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

رفتار ریاضی

ناظر بر چگونگی بروز دانش ریاضی فرد در موقعیت های مختلف است که تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی واقع می شود. عوامل درونی و عوامل بیرونی به ترتیب نقش بردارهای تسهیل کننده و بازدانده رفتار ریاضی را ایفا می کنند .

 

هیجان خوب است یا بد ؟ هیجان را معمولاً بی قراری فکر ، احساس و یا حالت تحریک شده عقلانی 2" تلقی می کنند که مانند بسیاری از مؤلفه های مربوط به طبیعت انسان و فعالیت هایش تنها در جریان رشد شخصیت و تفکر او شناخته می شود. هیجان ها ممکن است مخل یا تسهیل گر جریان تفکر و رشد آدمی باشند ؛ که در صورت مخل بودن باید اثر بخشی آنها را بر عملکرد فرد به دقت کنترل کرد و آن را کاهش داد ، به طوری که به عاملی سودمند در خدمت پویایی اندیشه و شخصیت آدمی در آید. روان شناسان ، هیجان مؤثر در کارایی و کفایت افراد را به صورت زیر تقسیم بندی می کنند: الف ) فشار روانی ؛ ب)اضطراب ؛ ج) اطمینان د) ناکامی ؛ ه) ایمنی – بی هراسی پنج مقوله فوق در نیل به هدف ها تأثیر گذارند. در این میان اضطراب و فشار روانی جایگاه ویژه ای در آموزش و یادگیری ریاضیات مدرسه ای و حتی دانشگاهی به خود اختصاص داده است .

 به عبارتی ، دنیای ریاضیات نیز از این مشخصه عمده قرن بیستم ، یعنی اضطراب ، بی نصیب نمانده است و به دلیل ویژگی های خاص و طبیعی این شاخه از دانش و معرفت بشری ، آسیب پذیری فراگیران را بیش از سایر شاخه ها ی علوم محتمل می سازد. اینک قبل از پرداختن به اضطراب ریاضی ، مناسب است که ابتدا تصویری روشن از مقوله اضطراب به طور کلی داشته باشیم . اضطراب چیست ؟ در متون روان شناسی اضطراب با معانی گوناگون به کار رفته است. به طور کلی اضطراب بیانگر حالت هیجانی نامطلوبی است که محصول فشار و کشمکش های روانی افراد می باشد و مشخصه بارز آن ترس از وقوع حوادث آینده است . چنانچه این ترس و تشویش، مبهم و پراکنده بوده و وابسته به چیز معینی نباشد و یا به صورت افراطی در آید آن را اضطراب نوروتیک گویند



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۸:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امروزه اضطراب ریاضی مورد توجه و علاقه بسیاری از متخصصان روان شناسی آموزش ریاضی و نیز روانشاسان شناختی است تا از این طریق تأثیرهای هیجانی و بر انگیختگی های روانی شاگردان را در کار ریاضی بشناسند و برای کنترل و مهارعلمی آنها راهکارهای عملی بیابند . در این میان اضطراب و فشار روانی و تعامل آنها با یادگیری ریاضیات جایگاه ویژه ای را در امر آموزش و یادگیری ریاضیات مدرسه و حتی دانشگاهی به خود اختصاص داده است ؛ هر چند که در محافل علمی و آموزشی ما کمتر به آن توجه شده است.

 پژوهش ها در سال های اخیر نشان داده اند که اضطراب ریاضی غیر معقول ( اضطراب مرضی ) با ایجاد مانع های جدی شناختی و آموزشی در فراگیران، ضمن ابتلای آنان به ایست فکری و نقصان قابلیت های استدلالی، موجبات تضعیف خود باوری ریاضی را در آنها فراهم می آورد و با ایجاد نگرش منفی به شدت بر عملکرد پیشرفت ریاضی فراگیران موثر می افتد. 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یادداشت برداری یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری است که به شما در فهم مطالب بسیار کمک می‌‌کند. اگر جزوه ای دقیق و منظم داشته باشید می‌‌توانید آن را سالیان سال نگه داشته و در مراحل مختلف تحصیل از مطالب آن بهره ببرید. با دنبال کردن مراحل زیر و تمرین آنها، می‌‌توانید این مهارت را در خود پرورش دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤ | ٦:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چکیده:

 گوش کردن یکی از مهمترین مهارتهایی است که با پرورش آن می‌‌توانید کارآیی خود را در مدرسه افزایش دهید. این مهارت بعد از مهارت خواندن، یکی از مشکل ترین مهارتهاست. در این مقاله سعی داریم تا با راههای پرورش این مهارت آشنا شویم.

کلاس مکانی برای یادگیری و گوش کردن است. ویلیام آرمسترانگ

 خوب گوش کردن در کلاس:

* در کلاس مطالب درسی را دنبال کنید و به رویا فرونروید. ( خیالبافی نکنید. )

* اگر حرف بزنید، مطمئنا نمی توانید گوش کنید.

* در هنگام گوش کردن قلم به دست باشید و نکات مهم را یادداشت کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در گذشته چنین تصور می‌‌شد که هوش یک توانایی ارثی غیر قابل تغییر است و به همین دلیل آموزش در آن تأثیری نخواهد داشت. این اندیشه حاصل نظریه هایی بود که هوش را تغییر ناپذیر می‌‌دانستند. نظریه های تازه تر که هوش را یک رشته فرآیند ذهنی می‌‌دانند بر تغییر ناپذیری آن اصرار چندانی نمی ورزند و لذا از لحاظ پرورشی نظریه های امیدوار کننده تری هستند .

 

گیج و برلاینر 1992- (Gage & Borliner) در این باره می‌‌گویند:

" ما می‌‌توانیم به برنامه های آموزش حل مسأله ای که رفتار هوشمندانه را افزایش می‌‌دهند بیندیشیم. ما می‌‌توانیم به برنامه هایی بیندیشیم که به دانش آموزان کمک می‌‌کنند تا زمان یادگیری، استراتژی های یادگیری یا توالی مطالب یادگیری خود نظارت کنند. می‌‌توانیم درباره مهارت های رمزگردانی یا مهارت های مقایسه کردن دانش آموزان کار کنیم - اگر فکر می‌‌کنیم مشکل آنان به این قسمت مربوط می‌‌شود - با آگاهی کامل از مفاهیم مربوط به هوش در نظریه های خبرپردازی جاری، می‌‌توانیم درک کنیم که پائین بودن سطح توانایی های کلی ذهنی یک شرایط عمومی فرد نیست بلکه یک الگوی رفتاری قابل اصلاح است."



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بخش مهمی از موفقیت تحصیلی کودکان به رابطه معلم‌ و والدین باز می‌گردد. گاهی معلم‌ها نمی‌توانند آنچه را که می‌خواهند بیان کنند که ما تعدادی از آن ها را آورده‌ایم.

تمام آنچه کودکتان می‌گوید، واقعیت ندارد کودکان دوست دارند تا وقایع را به نفع خودشان تغییر دهند یا آن را طوری بازگو کنند که برای شنونده جالب باشد و این گاهی واقعیت را تغییر می‌دهد. اگر شما درباره آنچه در مدرسه کودکتان اتفاق می‌افتد، نگران هستید و احساس می‌کنید که تمام حرف‌های کودکتان واقعیت دارد، می‌توانید از ما درباره آنچه در خانه شما اتفاق می‌افتد سوال کنید. شاید از شنیدن آنچه او برای کودکتان آنچه می‌بیند را انجام می‌دهد، نه آنچه می‌شنود والدین اولین معلم‌های کودکان هستند. آن ها شما را از لحظه تولد مشاهده کرده‌اند و رفتارهایتان را الگوی خود قرار داده‌اند. اگر شما عادت دارید تا کلام دیگران را قطع کنید، کودکتان نیز این گونه رفتار خواهد کرد یا اگر شما مقابل کودکتان دروغ‌های مصلحتی می‌گویید، او نیز به این نتیجه می‌رسد که دروغ گفتن قابل قبول است. بنابراین بهترین الگوی او باشید.




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

درس لغت معنی

یکی از فعالیت های این مدرسه تربیت معلم، درس لغت معنی برای آموزشگران است. آنها سعی می‌کنند لغاتی پیدا کنند که دقیقاً رفتار خاصی - یعنی همان پدیده ای که معلم هر روز مشاهده می‌کند - را توصیف کند. مثلاً بچه ای را در نظر بگیرید که دایم خشن و پرخاشگر است و بدون قصد خاص مدام احساسات هم کلاسی هایش را جریحه دار می‌کند. ممکن است معلم‌ها بدون فهمیدن انگیزه های پشت رفتار بد بچه، او را " غیر قابل کنترل " بدانند. اما اگر معلم‌ها بااستفاده از مشاهده دقیق مهارت‌ها و واژگان جدید، کشف کنند که اختلال کودک در مهارتهای پیش بینی یا توانایی او در پیش بینی نتیجه اعمال است، چیزی برای کار کردن در دست خواهند داشت. از آنجایی که مهارتهای پیش بینی در هنگام خواندن یک داستان یا نوشتن انشا تمرین می‌شود، تمرکز بر چنین فعالیت هایی ممکن است به کودک در به مهارت رسیدن و کسب مهارتهای اجتماعی دیگر، کمک کند. استفاده از لغت هایی که نامأنوس به نظر می‌رسند برای بیرون کردن و ترساندن دیگران نیست. بلکه برای آن است که معلمان، والدین و دانش آموزان با هم و دقیقاً روی نقطه خاصی کار کنند که ناحیه مهارتی ای است که برای بچه مشکل درست کرده است.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ | ۸:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هر کسی تفاوتهایی در یادگیری دارد.

وقتی معلم‌ها از این برنامه برمی گردند، اکثراً به همکاران خود می‌گویند که این آموزش، عمیقاً دیدگاههایشان را تغییر داده است. یکی از آنها می‌گوید: " همه آدمها تفاوتهای یادگیری دارند. اما در مورد بعضی بچه ها، این تفاوت مانع یادگیری می‌شود و دلیلش هم روش سنتی ما در تدریس است! " دکتر لوین این نکته را چنین توضیح می‌دهد که " بچه هایی در مدرسه خوب پیشرفت می‌کنند که ذهنشان در روبرو شدن با وظایفی که معمولاً با آنها برخورد می‌کند، " کانالیزه " شده است. مثلاً سهولت به یاد آوردن که در مدرسه به آن اهمیت می‌دهند. اما واقعاً چقدر از مشاغل به حافظه و یادآوری انبوه اطلاعات، آن هم در عصر کامپیوتر، احتیاج دارند؟ انگار برای موفقیت در مدرسه به حافظه بیشتری نسبت به حافظه مورئ نیاز شغل تان احتیاج دارید! " محققان مغز عقیده دارند که فهمیدن تفاوتهای یادگیری می‌تواند حتی موجب پرورش ستاره های علمی شود. در واقع بچه هایی که در مدرسه با ما کلنجار می‌روند، پیغامی درباره نحوه یادگیری همه بچه‌ها به ما می‌دهند.

هیچ کس ذهن کامل ندارد.

خود دکتر لوین هم از این مشکلات دارد. وقتی دنبال یک مداد گمشده می‌گردد که یک دقیقه همین جا بوده است به مشکلاتش در جمع و جور کردن اشیا می‌خندد و می‌گوید: " این یک ضعف است. اما هیچ کس ذهن کامل ندارد. در واقع همه ما - درست 100% مردم - نوعی از ناکارایی رشد عصبی را تجربه کرده اند. خوب این یعنی چه؟ مثلاً شما دارید شام می‌خورید و ناگهان به چاقو احتیاج پیدا می‌کنید. بلند می‌شوید و به آشپزخانه می‌روید و رو به روی کشو می‌ایستید. ناگهان نمی توانید به یاد بیاورید چرا آنجا ایستاده اید. این ناکارایی در حافظه کوتاه مدت - نوعی از " از کارافتادگی فعالیت " - است. انواع رایج دیگری هم هستند که شاید نشود به این راحتی روی آنها اسم گذاشت و آنها را فهمید. دکتر لوین و همکارانش هشت ساخت یا جنبه برای فعالیت مغز مطرح کرده اند که عبارتند از: توجه، زبان، حافظه، فعالیت حرکتی ظریف و زمخت، ترتیب دهی فضایی، ترتیب دهی زمانی - توالی، شناخت سطح عالی و شناخت اجتماعی. هر کدام از این ساخت‌ها زیر مجموعه های خاصی دارد. موارد ضعف و قوت ذهن، پرونده رشد عصبی هر فردی را تشکیل می‌دهد. اما این ساخت‌ها در سنگ حک نشده اند. اینها تنها راهی کارا، ولی ناکامل، برای طبقه بندی کارهای چیزی به پیچیدگی مغز هستند.



تاريخ : دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ | ٦:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بچه ای که نمی تواند تمرکز کند، توجه داشته باشد، به خاطر بیاورد، یک دقیقه ساکت بنشیند، درست نمی فهمد و موفق نمی شود، چه جور بچه ای است؟ احتمالاً می‌گویید اختلال کمبود توجه دارد یا ناتوانی یادگیری یا اختلال رفتاری دارد - اینها از جمله برچسب هایی است که ما روی دانش آموزان در حال کوشش خودمان می‌زنیم. اما برای دکتر مل لوین که دانش آموخته هاروارد و متخصص کودکان است اینها فقط عنوانهای نادقیقی هستند که گاهی اثر مخرب و ویرانگری دارند. دکتر لوین بیش از 25 سال است که درباره نحوه کارکردن مغز، به خصوص نحوه یادگیری و رشد کودکان تحقیق می‌کند. او که از همه این برچسب های بی مورد بیزار است، کارش را بر روی راز زدایی از مغز متمرکز کرده و امیدوار است که " به جای بچه ها، روی پدیده‌ها برچسب بزند. " او عقیده دارد که برای غلبه بر تفاوتهای یادگیری باید به معلمان، والدین و بچه‌ها آموخت که چطور نقاط ضعف و قوت نحوه فعالیت مغزشان را تشخیص بدهند، بفهمند و کنترل کنند. او برای این کار مرکزی تأسیس کرده است که به تربیت معلمان برای اجرای این برنامه می‌پردازد. این برنامه در حال حاضر در 500 مدرسه ابتدایی و راهنمایی در آمریکا اجرا می‌شود. برنامه شامل شناسایی هشت ناحیه فعالیت مغز، روشهای مداخله طراحی شده برای جلوگیری از برچسب زنی، کلاسهای خاص و آزمونهای اضافه روانشناسی است. هدف اصلی از همه اینها هم " پیوستن " آدمهاست.



تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

منحنی طبیعی یا " منحنی توزیع بهنجار" بر این اساس بناشده است که هر ویژگی مربوط به انسان ( وبه طور کلی طبیعت ) مانند قد ، وزن ، هوش و غیره ، توزیعی بهنجار دارد. مثلاً اگر در جامعه ای عده ای را به طور تصادفی انتخاب کنیم و پس ازاندازه گیری قد آنها و مشخص کردن کوتاهترین و بلند ترین آنها ، منحنی قد آنها را رسم کنیم ، منحنی حاصل شکلی خواهد بود تقریباً شبیه نمودار پایین صفحه ، که آن را " منحنی بهنجار یا زنگوله ای " می نامند .

 چنان که این منحنی نشان می دهد ، اکثر افراد ( تقریباً نود درصد) در وسط و عده کمی در طرفین ( درهر طرف 5%) قرار می گیرند. عده ای همین منحنی را درباره چگونگی توزیع هوش میان افراد نیز صادق می دانند در آموزش سنتی ، این منحنی آن قدر در ارزشیابی به کار رفته است که یکی از اصول ارزشیابی شده و معلمان به آن اعتماد فراوان پیدا کرده اند. آزمونها چنان طرح می شوند که ، به جای سنجش منصفانه میزان فراگیری ، تفاوت های بسیار جزئی فراگیری شاگردان سنجیده می شود .  قبولی و مردودی معمولاً بر اساس مرتبه فراگیران در کلاس تعیین می شود و نه بر اساس کامیابی یا نا کامی در فراگیری مطالب لازم . عادت بر این است که فراگیران ، بر حسب نمره ، به چند گروه تقسیم شوند و حتی اتفاق می افتد که در یک سال بر حسب نمره ، به چند گروه تقسیم شوند و چه بسا اتفاق می افتد که در یک سال نمره ردی به میزانی از فراگیری داده می شود که به معادل آن، در سالی دیگر، نمره قبولی تعلق می گیرد. اما آموزش و پرورش انسانها یک فعالیت دیمی و تصادفی نیست ، بلکه فعالیتی است با هدفهای واضح. اگر قرار است که در آموزش موفق باشیم ، توزیع نمره ها ، که نمایانگر موفقیت فراگیران است ، باید از توضیع بهنجار متفاوت باشد و هر چه به آن نزدیکتر باشد موفقیت در آموزش به همان اندازه کمتر است.

 وقتی که شاگردی در موضوعی تبحر یابد و معلم و دیگران این تبحر را به طرق مختلف ( مثلا نمره  یا رتبه دادن ) تایید کنند، در نتیجه شاگرد به ادامه فراگیری در آن زمینه برانگیخته می شود، علاقه بیشتری به موضوع پیدا می کند و می کوشد تا دانش خود را عمیقتر سازد. به عبارت دیگر، کامیابی در یک رشته معمولا دنبال کردن آن رشته را تضمین می کند و به  عکس ناکامی در  یک رشته معمولا مانع ادامه فراگیری در آن رشته می شود. گذشته از آن، کامیابی و یا ناکامی در یک رشته در روحیه فراگیر و در تصویری که او از خودش دارد تاثیر عاطفی عمیقی می گذارد. همه می کوشند تا دلیل یا دلایلی برای ارزشمند بودن خود پیدا کنند. برای اینکه فراگیر خود را دست کم نگیرد، باید فرصتهای متعددی برای شکوفایی استعدادش فراهم شود. برای این کار، نخست باید زمان لازم برای رسیدن به سطح تبحر معینی به او داده شود و سپس استعداد او در فراگیری تایید گردد. در غیر این صورت، شکستهای پی در پی به او تلقین می کنند که استعداد یادگیری ندارد و طبیعی است که او به توانایی خود در فرا گیری شک می کند، و می کوشد تا استعدادهای خود را، در خارج از محیط آموزشی، نشان دهد. احساسی که فراگیر نسبت به خود دارد می تواند همه کارهای او را، در محیط مدرسه و خارج از آن، تحت تاثیر قرار دهد و الگوی رفتار او را در طول زندگی تا حدی مشخص کند. باید هر فراگیر را فردی ویژه تلقی کنیم که ارزش جلب علاقه و مساعی ما را دارد. باید بدانیم که هر فراگیر توانایی فراگیری دارد ؛ باید موقعیتهای متعددی برای احراز موفقیت وی فراهم کنیم. یعنی موقعیتهایی به وجود آوریم که در آن فرد احساس پیشرفت و غرور کند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نتایج پژوهشهای آموزشی نشان می دهد که بیشتر فراگیران ( شاید بیش از نود درصد آنها) می توانند آنچه را به آنها آموخته می شود بخوبی فراگیرند ، به شرط آنکه روشهای آموزشی مناسبی به کار گرفته شود و وقت یادگیری کافی به آنها داده شود. از طرف دیگر ، تحولات اقتصادی و صنعتی در کشور ما امروزه چنان است که نیروی انسانی ماهر موجود، جوابگوی نیازها نیست و ما ، هر روز ، به مهارتهای پیچیده تری نیاز پیدا می کنیم. در نتیجه دیگر به هیچ وجه نمی توان قبول کرد که تنها معدودی از افراد ماهر و با معلومات بتوانند به نیازهای جامعه پاسخ گویند. بنابر این ، وظیفه اصلی نظام آموزشی، این است که افراد بیشتری را ، با توجه به علایق آنها ، برای کسب مهارتها و معلوماتی که جامعه امروز و فردا بدان احتیاج دارد، به طرز مؤثری آموزش دهد.

 گذشته از آن ، آموزش مداوم درطول زندگی برای حداکثر استفاده از نیروی انسانی و ارضای خواستهای معنوی افراد ، روز به روز ضروری تر جلوه می کند. اگر کسب دانش در سنین نوجوانی ایجاد احساس ناتوانی و ناامیدی کند ، چگونه می توان افراد جامعه را در سنین بالاتر مشتاق آموزش مستمر نمود ؟ برای ایجاد شور و اشتیاق در افراد جامعه نسبت به آموزش مداوم ، آموزش باید موفقیت آمیز و خرسند کننده باشد. آیا اصطلاح " منحنی طبیعی " برایتان آشناست ؟ اصلاً این اصطلاح به گوشتان خورده است ؟ چه این اصطلاح را شنیده و چه نشنیده باشید ، می توانیم با اطمینان بگوییم که این منحنی در دوران تحصیلیتان اثر مهمی روی شما گذاشته است .



تاريخ : جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به یاد داشته باشید در این شرایط یک نفس عمیق بکشید و از راهکارهای زیر برای آرام کردن کودک استفاده کنید:
1. نشانه‌ها را بشناسید
با شناخت نشانه‌های بحران، پیش از شروع آن، راحت‌تر می‌توانید کودک را آرام کنید. کج‌خلقی و بداخلاقی، شبیه بازی دومینو است. با شروع اولین نشانه‌ها، به سرعت نشانه‌های بعدی هم ظاهر می‌شوند. عواملی که موجب کج‌خلقی می‌شود را شناسایی کنید و به کودک آموزش دهید تا او هم آن‌ها را بشناسد.
2. حواس کودک را پرت کنید
این شیوه معمولاً برای کودکان 3 سال و کمتر کارایی دارد. مثلاً می‌توانید یک اسباب‌بازی به کودک نشان دهید یا با شروع یک فعالیت و سرگرمی، توجه و حواس کودک را پرت کنید. در این سن، کودکان مفهوم علت و معلول را نمی‌فهمند، بنابراین بحث و گفتگو بی‌فایده است.
3. به کودک فرصت دهید
کودک را از عواملی که او را عصبی می‌کنند، دور کنید. این کار شما به کودک این فرصت را می‌دهد که کمی آرام‌تر شده و به خودش مسلط شود. خودکنترلی، یکی از مهارت‌های بسیار مهمی است که کودک باید یاد بگیرد. کودک را با تعدادی از اسباب‌بازی‌های موردعلاقه‌اش روی مبل قرار دهید و از او بخواهید دراز بکشد. می‌توانید به کودکان بزرگ‌تر، راهکارهایی مانند تنفس عمیق، شمردن تا 5 یا 10 قبل از حرف زدن و یا تمرکز بر افکار خوب را آموزش دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳٩٤ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی والدین عقیده دارند که فرزندشان تنها با تنبیه بدنی تربیت می‌شود. بعضی دیگر هم تنبیه بدنی را مجاز نمی‌دانند اما با زبان و تحقیر یا توهین فرزندشان نکات زندگی را به وی گوشزد می‌کنند و عقیده دارند که پدر و مادرهایی خوب هستند چون از تنبیه بدنی استفاده نمی‌کنند! اما...


باید بدانید که بدرفتاری با کودکان به چهار شکل صورت می‌گیرد:
1- آسیب جسمی: ضرب و شتم کودک که منجر به درد شود، مانند بریدگی‌های روی بدن، اثر کمربند، شکستن استخوان‌های کودک و سایر صدمات.
2- غفلت جسمی: شرایط زندگی که در آن کودکان، غذا، لباس، مراقبت‌های پزشکی و یا نظارت کافی دریافت نمی‌کنند.
3- غفلت عاطفی: ناکامی مراقبین برای برآوردن نیازهای عاطفی کودک.
4- آسیب روانی: کارهایی نظیر مسخره کردن، تحقیر یا ترساندن کودک که باعث می‌شود عملکرد شناختی، اجتماعی، عاطفی کودک آسیب ببیند.

 در این میان آسیب روانی، بیش از سایر موارد، اثرات منفی در آینده کودکان به جای می‌گذارد. تحقیقات نشان می‌دهد والدینی که با کودک خود بدرفتاری می‌کنند، اکثراً در دوره‌ی کودکی خود چنین تجاربی داشته‌اند. البته همه‌ی آن‌ها، این تجارب را در مورد کودکان خود تکرار نمی‌کنند. همچنین، همیشه این والدین آسیب پذیر و آشفته نیستند که به کودک خود خشونت روا می‌دارند؛ گاهی والدین عادی هم به بدرفتاری روی می‌آورند. محققان دریافته‌اند که آسیب وارده به کودک تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر خانواده، اجتماع و سطح فرهنگی است.


تاريخ : یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۳ | ٧:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی صفات شخصی نامطلوب به شکلی در عده‌ای از کودکان تظاهر می‌یابند. بروز بعضی از صفات نامطلوب به نظر بی خطر می‌آیند و ما معمولاً بدون اینکه تلاش جدی برای اصلاح آن‌ها انجام دهیم اجازه می‌دهیم استمرار یابند. هیچ صفتی از این نوع اگر به تنهایی یا حتی همراه با چند صفت معدود دیگر دیده شود، نباید به خودی خود موجب نگرانی شوند. ولی، اگر مجموعه‌ای از آن‌ها در یک کودک با شدت بیش از متعارف دیده شود نیاز به نظر متخصص برای تشخیص اختلالات رفتاری در وی خواهد داشت.

 تعریف رفتارهای ناسازگارانه


رفتارهای ناسازگارانه، رفتارهایی هستند که با نظر والدین، مربیان، اطرافیان و جامعه سازگاری ندارد. رفتار کودکان ناسازگار احساس بسیار بدی را در اطرافیان ایجاد می‌کند و با واکنش‌های ناخوشایندی از سوی دیگران مواجه می‌شوند. در روان شناسی به رفتاری «ناسازگار» گفته می‌شود که فرد در شرایطی قرار می‌گیرد و قادر نیست خود را با محیط اجتماعی یا خانوادگی به گونه‌ای مناسب، هماهنگ یا سازگار نماید؛ در نتیجه معمولاً این ناسازگاری روی رفتار و حالات عاطفی فرد تأثیر می‌گذارد. در مورد کودک ناسازگار باید بگوییم : «او کودکی است که هر میل خود را حق خود دانسته و برای ارضای آن میل یا دستیابی به خواسته خود به گریه کردن، جیغ زدن، کتک زدن و... توسل می‌جوید.» رفتار ناسازگار عبارت است از هر فعالیتی که از لحاظ مهارت فردی برای دست و پنجه نرم کردن موثر با مشکلات و استرس‌های زندگی جنبه غیر عملی و ضد سازندگی داشته باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳ | ٧:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به نظر می‌رسد وقت خواب بچه‌ها باید از همان طفولیت که هنوز مدرسه نمی‌روند اصلاح شود، تا به مرور زمان بدین موضوع عادت کنند و با بازگشایی مدارس نیز رأس ساعت معینی خود به تختخواب بروند. اما به دلایل مختلفی اعم از دیر آمدن پدر یا صرف شام در ساعات آخر شب و... چنین کاری عملی نمی‌شود. بالاخره عادت بیدار ماندن در اکثر بچه‌ها می‌ماند و این گونه اغلب خانواده‌ها نیز در بیدار کردن فرزندانشان برای رفتن به مدرسه با مشکل مواجه می‌شوند.

کارشناسان معتقدند وقتی کودکی صبح‌ها زودتر بیدار شود به تدریج شب‌ها هم زودتر می‌خوابد. البته هیچ‌گاه نباید برای زود خوابیدن کودکان از اعمال زور استفاده کرد؛ چون این امر موجب تنش و استرس می‌شود. هیچ گاه کودکی که به آسانی از خواب بر نمی‌خیزد و شاداب نیست را مورد تمسخر قرار ندهید.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳ | ٧:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ساعت‌ها بود که کتاب و دفترهایش روی زمین پهن بود. این عادت هر روزه‌اش بود که بعد از آمدن از مدرسه به اتاقش می‌رفت؛ کتاب و دفترهایش را به منظور خواندن و انجام تکالیف از کیفش در می‌آورد و درست تا فردای همان روز تا دقایقی قبل از مدرسه آن‌ها را جمع نمی‌کرد! درست چند دقیقه قبل از رفتن به مدرسه آن‌ها را بی آنکه خطی از آن نوشته شده باشد جمع می‌کرد و...



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عوامل موثر بر بهداشت روانی

 بهداشت روانی افراد متأثر از عوامل متعددی است؛ مانند: عدم برآورده شدن نیازهای اولیه (تغذیه و...)، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی- مذهبی، رسانه‌های جمعی و... همه از عمده‌ترین تأثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.  اما درباره دانش آموزان نقش اولیای مدرسه بسیار موثر است.

معلم و عوامل موثر در بهداشت روانی دانش آموزان

 نقش الگویی معلم و نفوذی که او در انضباط دادن به رفتارهای دانش‌آموزان دارد، بر همگان روشن است. اگر آموزگار از ویژگی الگو دهی خوبی برخوردار باشد می‌تواند تأثیرات عمیقی در رشد شخصیت و بهداشت روانی دانش‌آموزان باقی بگذارد. معلم نباید تمام تلاش خود را صرف این نماید که بچه‌ها بهترین نمره را کسب کنند، بلکه باید بکوشد به هر فرد اندازه توانایی او مسئولیت دهد و حتی‌الامکان در پرورش فکر و روان دانش آموز بکوشد.

 معلمی که در ارتباط به شخصیت و نیازهای کودکان توجه کافی داشته باشد و کارها را بر اساس استعداد و تمایلات میان شاگردان تقسیم کند، نقش بهتری را در بهداشت روانی آنان ایفا خواهد کرد. روان‌شناسی (کارل راجرز) نگرش آزادمنشانه در کلاس را پیشنهاد می‌کند. به بیان دیگر معلم باید کودک را بپذیرد، هرچند نمی‌تواند رفتار او را بپذیرد؛ به کودک باید احترام بگذارد و با توجه به توانایی‌هایش به او ارج نهد. آموزگار نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند، بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت موفقیت‌آمیز و سازگاری هر چه بیشتر وی نماید. معلم باید قادر به بیان و ابراز احساسات خویش باشد تا دانش آموز بتواند او را به عنوان فردی قابل ‌اعتماد ببیند.

 چنین معلمی همچنان که درصدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است، هرگز برای وی تهدیدآمیز نیست. اگر مربی بتواند به شاگرد تفهیم کند که سعی دارد به او کمک کند به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.  مهم‌ترین شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت روانی این است که با کمال صمیمیت و خلوص نیت، کودکان را دوست بدارد و از رفتار آنان آزرده نشود؛ بلکه با صبر، حوصله و خوش‌رویی به عمق مشکلات دانش آموزان پی ببرد و در حل این مسائل تا حد ممکن بکوشد. بنابراین کودکان در مدرسه می‌آموزند با زندگی آن چنان که هست مواجه شوند، می‌آموزند خود را با آداب، رسوم و ارزش‌های موجود جامعه منطبق سازند و به نیازهای دیگران توجه داشته باشند.

 نهایتاً، یک معلم باید از نظر تأثیرگذارى در بهداشت روانى کودک، ویژگى‌هاى زیر را داشته باشد:

 

    معلم باید از لحاظ روانى سالم باشد.

    معلم باید کودکان را دوست بدارد و به آنان احترام بگذارد.

    معلم باید رابطه میان تعلیم، تربیت و بهداشت روانى را بداند.

    باید سعى کند تا کودک را در بحران‌ها و مسائل عاطفی، خانوادگى و اجتماعى کمک نماید.

    معلم باید در مورد رشد جسمى و روانى کودک اطلاعات لازم داشته باشد.

    معلم باید علائم و نشانه‌هاى اختلالات رفتارى و روانى شاگردان را بداند.

    برنامه تعلیماتى_آموزشى معلم باید طورى باشد که رنجش خاطر، ناراحتى روحى و عصبى براى کودک ایجاد نکند.

 در چنین شرایطی، مدرسه قادر است با فراهم نمودن محیطى سالم و بهداشتى به جسم و روان کودکان امکان شکوفائى دهد و آنان را نسبت به یکدیگر، خانواده و اجتماع مسئول نماید. در چنین شرایطی، مدرسه قادر است از دانش آموزان افرادى مفید، سالم و کارآمد آمد؛ پدران و مادرانى لایق و شایسته براى نسل آینده بار بیاورد.

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تعریف بهداشت روانی

سازمان بهداشت جهانی، بهداشت روانی را این گونه تعریف می‌کند: «بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی؛ بنابراین بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب‌ماندگی نیست.» از نظر انجمن بهداشت روانی کانادا نیز بهداشت روانی یعنی: «توانایی سازگاری با دیدگاه‌های خود، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.»

 آری، بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می‌کنیم روح خویش را نیز باید مقاومت‌تر سازیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم‌تر از «بودن یا نبودن» است. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی‌ها، کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساسی بهداشت روانی می‌باشد. برای همین اولیای مدرسه در سلامت روان دانش‌آموزان دارای نقش‌های حرفه‌ای هستند.

 خصوصاً مسئولیت معلمان فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا ساختن شاگردان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی‌شود. بلکه آنان مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار، تأمین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش‌آموزان هستند. در مدرسه بچه‌ها دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می‌کنند. معلم با محبت و توجه، آن‌ها را در مسیر صحیح هدایت می‌کند و شاگردان چگونگی برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران، مسئولیت ‌پذیری و راه‌های مبارزه با کینه‌توزی را می‌آموزند.



تاريخ : دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳ | ٧:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه:

واژه بهداشت و سلامتی همیشه فکر آدمی را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی_ بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه، جلوگیری و درمان بیماری‌ها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع «بهداشت جسمی» و «بهداشت روانی» تقسیم می‌شود. اکثر معلمان با بهداشت جسمانی شاگردان آشنا هستند. اول هر هفته مربی بهداشت کوتاهی ناخن، تمیزی مو و پاکیزگی لباس دانش آموزان را چک می‌کند؛ اما آیا تاکنون به عنوان معلمی که به مرتب بودن ظاهر شاگردانتان اهمیت می‌دادید، سلامت روان آنان را نیز در نظر گرفته‌اید؟ آیا تاکنون اندیشیده‌اید که بهداشت روان تأثیر بسزایی در بهداشت جسمانی دارد؟ اصلاً تعریف بهداشت روانی چیست؟

 حتماً می‌دانید، بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با «عملکرد فردی _ اجتماعی» و آسیب‌های «روانی _اجتماعی» دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد « پیشگیر، درمان و توان‌بخشی» می‌شود؛ این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.




تاريخ : یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بدون تردید تشویق و ترغیب از مهم ترین ارکان روان شناسی تربیتی و عاملی موثر در تحریک انگیزش های پیشرفت فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است. تشویق به عنوان یک نیاز روانی از اولین گام های یادگیری کودک محسوب می شود. وقتی کودک را مورد تشویق قرار می دهیم، فرصتی فراهم می شود تا او به توانایی، ظرفیت و ارزشمندی های خود پی برده و در نتیجه مفهوم مثبت و ارزنده ای از عملکرد مفید خود در ذهن تصویر کند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ | ٩:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

انسان بیش از تنبیه به تشویق نیاز دارد. تشویق به انسان عشق و امید و انگیزه می دهد و او را برای آینده سر شار از امیدواری می کند و احساس خوب بودن و ارزشمندی را در او بالا میبرد. اما در جامعه ما تشویق جایگاه برتری ندارد و ما بیشتر مایل هستیم از تنبیه و تحقیر استفاده کنیم تا تشویق. همین وضعیت باعث سر خوردگی و ناامیدی فرزندانمان می شود و ما با دست خود فرزندانمان را به سوی احساس حقارت سوق می دهیم و انرژی مثبت را از آنان می گیریم. تشویق اصول و قواعدی دارد که ما باید آن را خوب بدانیم تا بتوانیم خوب هم از آن استفاده کنیم.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چندین ساعت همراه دانش آموزان و در کلاس درس بودن فقط ارتباط آموزشی را شامل نمی شود. معلم و دانش آموز ارتباطی انسانی و اجتماعی با یکدیگر برقرار می کنند که لازم است معلم دارای مهارت های گوناگونی باشد تا بتواند با انواع دانش آموزان با فرهنگ ها و تربیت های مختلف ارتباط برقرار نماید.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳ | ۸:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

رفتار والدین به ویژه مادر نقش بسیار مهمی در سلامت روانی فرزندان در آینده دارد. تحقیقات نشان می دهند کسانی که در دوره کودکی از محبت مادری کافی برخوردار بوده اند در بزرگسالی بهتر می توانند از پس مشکلات و فشارهای روحی برآیند. در آغوش گرفتن و ابراز محبت کلامی به کودکان موجب افزایش مقاومت روحی و عاطفی در بزرگسالی می شود.

برای انجام این تحقیق ۵۰۰ فرد امریکایی از دوره کودکی تا بزرگسالی مورد بررسی قرار گرفتند. رفتار مادران در حوالی ۸ ماهگی کودکان سنجیده شد. سپس در ۳۰ سالگی فرزندان از آنها خواسته شد پرسشنامه ای را درباره شرایط روحی، عاطفی و اجتماعی خود پاسخ دهند.

نتایج نشان داد کودکانی که محبت کافی از مادرانشان دریافت کرده بودند استرس کمتری دارند و این نوع محبت موجب کاهش فشارهای روحی و بهبود مهارت های زندگی و روابط اجتماعی در آنها می گردد. این تحقیق ثابت می کند رفتار والدین به ویژه مادر نقش بسیار مهمی در سلامت روانی فرزندان در آینده دارد، البته نقش سایر عوامل از جمله نحوه تربیت، مدرسه و جامعه را نیز نمی توان نادیده گرفت.

 



تاريخ : شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به نقل از آقای دکتر حسنی

http://baher.blogfa.com

از گذشته های دور منابع به اصطلاح "کمک آموزشی" برای دانش‌آموزان توسط اشخاص یا مؤسسات نوشته می‌شد تا دانش‌آموزان را در فهم محتوای کتاب یاری نماید. رویکرد این کتاب‌ها  عمدتاً حافظه‌محور بود و تلاش می‌شد تا دانش‌آموزان محتوای کتاب را بیش‌تر و بهتر حفظ کنند. بر همین اساس این کتاب‌ها بیش‌تر حاوی پاسخ پرسش‌های کتاب و یا پرسش‌های اضافی، بر اساس متن کتاب بود. یا حداکثر تلاش نویسنده بر این بود تا با ارائه‌ی فعالیت‌های تمرینی و تکراری، دانش‌آموز را در حوزه‌ی مفاهیم کتاب به حد تسلط برساند.

    تردیدی نیست که این رویکرد امروزه مطلوب نیست و با یافته های دانش روان شناسی یادگیری سازگاری ندارد. از سوی دیگر، برنامه‌های درسی و کتاب‌های درسی رویکردهای جدیدی را انتخاب کرده‌اند که با روش این گونه کتاب‌ها سازگار نیست. مثلاً کتاب درسی علوم دوره‌ی دبستان برخلاف کتاب‌های سال‌های پیش در انتهای فصل‌ها پرسش طرح نمی کند. زیرا اعتقاد بر این است که معلم به جای پرسش‌های ساده، باید فعالیت‌های یادگیری و مسئله های متناسب با زندگی روزمره دانش‌آموزان طراحی کند. ازاین رو، امروزه دیگر کتاب‌های کمک آموزشی حاوی پاسخ پرسش‌های کتاب و یا پرسش‌های مبتنی بر متن کتاب، جایگاه خود را از دست داده اند و در آینده بیش‌تر از دست خواهند داد. علی رغم این نگرش تربیتی متاسفانه مشاهده می‌شود که در بازار کتاب، هنوز این گونه کتاب‌ها وجود دارد و برخی والدین و مدارس بر استفاده از آن‌ها تأکید می کنند تا جایی که به تعداد کتاب درسی برای دانش‌آموزان کتاب کمکی تهیه می کنند. بدیهی است که استفاده از این گونه کتاب ها راهبرد آموزشی و تربیتی مناسبی نیست.

 

   با وجود این، جریان جدیدی در تولید این گونه کتاب‌ها مشاهده شده است. به طوری که  امروزه این کتاب‌ها با تغییر در جهت گیری آموزشی خود، تحت عنوان" کتاب‌کار" به بازار عرضه می شوند. منطق "کتاب‌های‌کار" اساساً فراهم آوردن فرصت‌هایی برای بسط تجارب و عمق یادگیری دانش‌آموزان است. این رویکرد با روان‌شناسی یادگیری جدید سازگاری نسبی دارد. پرسش‌ها و فعالیت موجود در آن‌ها با روش های جدید ارزش‌یابی نیز سازگاری بیش‌تری دارند.

 

     با همه‌ی این‌ها  در کاربرد عمومی این کتاب‌های کار با رویکرد جدید  در کلاس درس نیز باید احتیاط و دقت نمود. با کاربرد عمومی این کتاب‌ها در کلاس درس تفاوت‌های فردی و نیازهای آموزشی متفاوت دانش‌آموزان نادیده گرفته می‌شود و یک دسته فعالیت‌های  یادگیری یک‌سان را برای همه دانش‌آموزان پیش‌نهاد می‌کند.در این صورت  دانش‌آموزان باتوانایی یادگیری متفاوت و عملکرد ضعیف و قوی، باید یک نوع فعالیت را انجام  دهند

 

     ازاین رو سفارش کردن یک کتاب کار برای همه‌ی دانش‌آموزان مناسب نیست. اما این به معنای ردّ کلی "کتاب‌کار" خارج از نظام برنامه‌ی درسی رسمی نیست. بلکه معلمان می‌توانند ازاین کتاب‌ها، به عنوان منبعی برای طراحی و تدوین آزمونک‌های فرایندی و آزمون‌های عملکردی استفاده کنند. هم‌چنین می‌تواند منبع الهام بخشی برای طراحی یا انتخاب پرسش‌ها و فعالیت‌های موردی برای دانش‌آموزانی باشد که مشکلات یادگیری یا نیاز آموزشی ویژه دارند. به طور کلی طراحی فعالیت‌های یادگیری در اصل وظیفه‌ی معلم است، زیرا او توانایی و ناتوانی دانش‌آموزان را بهتر می شناسد. این منابع معلم را در تولید فعالیت‌ها و پرسش‌های مناسب کمک کنند. این موضوع در گام چهارم، یعنی تصمیم‌گیری و طراحی تکالیف ترمیمی، عمیق‌تر مورد بحث قرار می‌گیرد.




تاريخ : پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زمانی که شما در حال مطالعه کردن برای امتحانات هستید، یعنی همان چیزی که این روزها همه دانش آموزان و دانش‌جویان را به تکاپو انداخته است، تغذیه سالم هم بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. همان‌طوری که در اطرافمان می‌بینیم، در این دوران، درگیر شدن به عادات غذایی غلطی مانند مصرف مکرر قهوه، محدود کردن وعده‌های غذایی به میان‌وعده‌ها و فست فودها، خیلی بیش‌تر از قبل می‌شود. شاید به این بهانه که بچه‌ها نمی‌خواهند وقت خود را از دست دهند و بیشتر و بیشتر درس بخوانند.

اما دیگر زمان آن رسیده که دانش آموزان ما هم به این باور برسند که تغذیه سلامت، نه‌تنها وقت تلف کردن نیست، بلکه بخش مهمی از موفقیت تحصیلی را فراهم می‌آورد. هرچه مغز شما سوخت بهتری داشته باشد، بهتر شما را در دوران امتحانات یاری می‌کند. پس بیایید با هم چند روش پرورش مغزمان را مرور کنیم:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در شرایطی عملی، والدین یا معلمین ممکن است نشانه‌های زیر را در اختلال ریاضی مشاهده کنند. این نشانه‌ها از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و همه نشانه‌ها در یک فرد دیده نمی‌شود و ممکن است کودک با توجه به نوع اختلال ریاضی، دارای دسته‌ای از این نشانه‌ها باشد.

 

  •  مشکل در خواندن و نوشتن اعداد
  •  مشکل در مرتب کردن اعداد به منظور انجام محاسبات
  •  ناتوانی در انجام محاسبات
  •  ناتوانی در فهمیدن مشکل عبارت
  •  مشکل نامیدن واژه‌های ریاضی
  •  فهمیدن مشکلات عبارت
  •  نفهمیدن مفاهیم ریاضی مانند «بزرگ‌تر از» یا «کوچک‌تر از»


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تأثیر مداد سیاه در آینده دو کودک:
اول:دزدی حرفه ای 
واما دومی:مدیربزرگترین خیریه شهرش

1-روزی در دفتر یک وکیل نشسته بودم که با بزرگترین سارق حرفه ای آشنا شدم؛
ازاو پرسیدم چگونه به اینجا رسیدی؟
با تبسمی گفت :سببش مادرم بود, گفتم چگونه؟
گفت: چهارم ابتدایی بودم وروزی از مدرسه بازگشتم در حالی که مداد سیاهم گم شده بود,هنگامی که مادرم فهمید سخت مرا تنبیه کرد ومرا غیر مسوول وبی حواس ووو خطاب کرد آنقدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچ وقت دست خالی به خانه برنگردم؛ ومدادهای دوستانم را بردارم؛
روز بعد نقشه ام را عملی کردم ،وهر روز یک دو مداد کش می رفتم تا اینکه تا پایان ترم از تمامی دوستانم مداد برداشته بودم،ابتدای کار خیلی با ترس اینکار را انجام می دادم ولی کم کم بر ترس غلبه پیدا کردم ،وازنقشه های زیادی استفاده کردم تا جایی که مدادها را از دوستام می دزدیدم وبه خودشان می فروختم،بعد از مدتی اینکار برایم عادی شد تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم وکارم را تا کل مدرسه ودفتر مدیر توسعه دادم،خلاصه آن سال برایم تمرین عملی دزدی حرفه ای بود ..تا اینکه سارق حرفه ای شدم.
2-روزی پسرم دوم دبستان بود روزی از مدرسه بازگشت در حالی که مداد سیاهش را گم کرده بود،
گفت مدادم را گم کردم.گفتم خوب چکار کردی بدون مداد؟
گفت از دوستم مداد گرفتم به او گفتم: خوبه ،دوستت از تو چیزی نخواست؟ خوراکی چیزی ..؟
گفت :نه چیزی از من نخواست.
گفتم: پس او نیکیهای زیادی را سود کرد ،
تو چرا اینقدر نیکی جمع نکنی؟ گفت: چگونه من هم نیکی جمع کنم ؛به او گفتم دو مداد می خریم یکی برای خودت ودیگری برای کسی که ممکن مدادش گم شود وآن را (مداد نیکیها) می نامیم،اون مداد را برای کسی که مدادش گم شود سر زنگ درس می دهی وبعد از پایان درس پس می گیری،پسرم خیلی شادمان شد وشادیش بعد از عملی کردن این پیشنهاد چند برابر شد،طوریکه در کیفش تا شش مداد بر می داشت که به نفرات بیشتر کمک کند وعجیبتر آنکه سطح علمی درسش بسیار رشد کرد وعلاقه اش به مدرسه چند برابر شد وستاره کلاسش شد بطوریکه همه او را صاحب مدادهای ذخیره می شناختند ؛وهمیشه از او کمک می گرفتند.
حالا بزرگ شده واز نظر علمی در سطح عالی قرارگرفته وتشکیل خانواده داده،
واکنون صاحب بزرگترین جمعیت خیریه شهرمان است
پس در تربیت مان خیلی مراقب رفتارمان باشیم وموقعیتهای ناخوش را به خوبی به موقعیت خوب تربیتی تبدیل کنیم.
ببینیم با فرزندانم باید چگونه رفتار کنیم ؟
 


تاريخ : یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خواندن همراه با نوشتن

مطالعه فرآیندی فعال و پویا است و برای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند و در زمان مورد نیاز آن را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یاداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یا دگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز خصوصا قبل از امتحان بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا به خاطر سپرد.

 خط کشیدن زیر نکات مهم

این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر باشد. ولی روش کاملی برای مطالعه نیست زیرا در این روش بعضی افراد به جای این که تمرکز و توجه به یادگیری و درک مطالب داشته باشند، ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد. حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را خواند و مفهوم را کاملا درک کرد و سپس زیر نکات مهم خط کشید نه آنکه در کتاب به دنبال نکات مهم گشت تا زیر آن خط کشید.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ | ٧:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

راهکار تقویت سواد خواندن

با توجه به نکات ذکر شده معلمان باید مهارت اولیه کودکان را در زمینه خواندن ارزیابی کرده و بر این اساس آنان را به ضرورت تقویت سواد خواندن آگاه نمایند. بنابراینالگوهای تدریس و ارزشیابی در مدارس ابتدایی، خصوصاً در درس فارسی باید مبتنی بر درک مطلب باشد. حتی باید درسی تحت عنوان «درس خواندن» به دروس دوره ابتدایی اضافه شود و برای این درس زمان و روش مناسب تدریس ارایه گردد. باید روش‌های سنتی تدریس که در آن‌ها مهارت خواندن دانش آموزان تقویت می‌شود، احیا گردد (خواندن متون درس فارسی به صورت گروهی و آهنگین).

می‌توان از رایانه در افزایش سواد خواندن کودکان استفاده کرد؛ مثلاً در هر هفته حداقل یک بار دانش آموزان مشق خود را تایپ کرده و آن را تحویل معلم دهند؛ مربی نیز حداقل هفته‌ای یک بار در سامانه رایانه‌ای مدرسه، از بچه‌ها بخواهد به جای آن که املا را روی کاغذ بنویسند، در رایانه تایپ کنند. حتی می‌توان از دانش آموزان خواست دیوارنوشته ها را از خانه تا مدرسه پیگیری و آن را در کلاس بازخوانی کنند یا تیتر روزنامه‌های مختلف را جمع آوری کرده و در کلاس بخوانند.

 گفتگو و بحث با دانش آموزان، رفتن به کتابخانه مدرسه، خواندن قصه یا مجله برای کودکان با توجه به شاخص‌های درک مطلب، از دیگر مهارت‌ها جهت تقویت خواندن می‌باشد. افزودن یک نشست آموزش خانواده تحت عنوان تقویت مهارت خواندن و درک مطلب، اختصاص یک روز به منظور هدیه کتاب از سویِ مدرسه به دانش آموزان علاقه‌مند، ارایه راهکار به صورت مستمر برای هدایت معلمان در برطرف ساختن ضعف و بهبود سواد خواندن شاگردان از دیگر موارد موثر است. همچنین استفاده از دانش آموزان ممتاز پایه پنجم و ششم ابتدایی به عنوان معلمِ خواندن، در کلاس‌های پایین تر نیز مناسب می‌باشد. تلفیق درس فارسی با درس‌های مختلفی چون هنر، علوم و ریاضی نیز موثر است؛ مثلاً معلم از بچه‌ها بخواهد سه حیوان پستاندار، دو خزنده و سه پرنده را در جنگل نقاشی کنند، سپس برای نقاشی خود داستانی نوشته و آن را برای همکلاسی ها بخوانند.
۰۰(مریم عرفانیان - تبیان)


تاريخ : دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روش‌های خواندن

روش‌های خواندن متن در دبستان عبارتند از:

  1. خواندن خطابی: در این شیوه، معلم یا یکی از دانش آموزان متن درسی را خطاب به دیگران می‌خواند و آن‌ها ضمن گوش دادن به متن نیز توجه می‌کنند.
  2. همخوانی:در این نوع خواندن، آموزگار یا یکی از شاگردان متن را با صدای بلند خوانده و دانش آموزان دیگر با صدای بلند آن را تکرار می‌کنند. این شیوه بیشتر در کلاس اول کاربرد دارد؛ البته استفاده زیاد از این شیوه موجب کُندخوانی بچه‌ها می‌شود و انرژی زیادی را از آنان می‌گیرد.
     
  3. خواندن اجمالی: هدف از این روش دستیابی به نکته‌ها و مطالب مهم کتاب و مضمون کلی آن در زمان کوتاه و با سرعت زیاد است. در این شیوه، معلم از جزئیات صرف نظر کرده و به نکته‌های کلیدی درباره ساختار مطالب و نکات مهم درس توجه می‌کند.
  4. سریع خوانی: هدف از سریع خوانی، آشنایی کلی با متن است نه درک عمیق آن. در این روش، سرعت خواندن زیاد می‌باشد. تند خوانی، مستلزم حرکت منظم چشم بر روی صفحه کتاب است؛ این نوع خواندن را می‌توان از پایه چهارم ابتدایی آموزش داد.
  5. عبارت خوانی (گروه خوانی) : در این روش، به جای توقف چشم بر روی تک تک کلمات، به گروهی از کلمات توجه می‌شود. روش عبارت خوانی دو سطح دارد: سطح مکانیکی در ارتباط با عادت دادن چشم برای حرکت سریع از طریق توجه به گروهی از کلمات است؛ در سطح ادراکی خواننده بردرک فهم مطالب تاکید خواهد داشت. در پایه اول ابتدایی، خواندن به صورت کلمه به کلمه یا حرف به حرف است ولی از پایه دوم به بعد می‌توان به آموزش گروه خوانی اقدام نمود.
  6. دقیق خوانی: هدف این نوع خواندن، درک کامل مطلب و نگهداری آن به شکل منطقی در حافظه است،به گونه‌ای که امکان بازیابی متن در موقعیت‌های بعدی به آسانی میسر می‌باشد. در این روش، از فنون سازماندهی، حاشیه نویسی، علامت گذاری و خلاصه کردن مطالب استفاده می‌شود. در این شیوه تاکید بر فهم به جای حافظه طوطی‌وار است؛ خواننده از خواندن لذت برده و به سمت آن بیشتر روی می‌آورد. این نوع خواندن، از همان پایه اول ابتدایی باید مورد توجه قرار گیرد.
     
  7. خواندن تجسّسی: هدفِ این نوع خواندن، درک عمیق‌تر، کنجکاوی بیشتر و شرکت فعّالانه در خواندن است. برای رسیدن به هدف مذکور، باید قبل از مطالعه سوال‌هایی از متن انتخاب شود. هدف از خواندن تجسّسی این است که خواننده به یک قضاوت منطقی و درک کامل از متن برسد. در این روش، خواننده از تنگ نظری رهایی یافته و توانایی تشخیص، تحلیل، ارزش‌گذاری، نظم و خلاقیت پیدا می‌کند.
  8. خواندن لذتی: هدف از این نوع خواندن، درک زیبایی‌ها، افزایش آگاهی و لذت بردن از آثار هنری است. این هدف از مطالعه شعر، قصه و ضرب‌المثل قابل وصول است.


تاريخ : شنبه ٦ دی ۱۳٩۳ | ٧:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بهبود و پیشرفت سواد خواندن دانش آموزان از وظایف اصلی نظام‌های آموزشی کشور است. ارتقای این مهارت، باید یکی از نتایج و پیامدهای قطعی نظام‌های آموزش باشد؛ طوری که دیگر نیازمند برنامه‌های تکمیلی بهبود سواد خواندن دانش آموزان نباشیم.

 بر اساس اطلاعات دریافت شده از پرسشنامه مدیران مدارس، درس «خواندن» از پایه اول تا چهارم بیش از سایر موارد درسی در مدرسه مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین بر اساس گزارش معلمان، تدریس روزانه مبتنی بر متن کتاب یا فعالیت‌های مربوط به خواندن همراه با تکالیف و تمرین‌های هفته‌ای بوده است. باید بدانید که رابطه مستقیمی بین «نگرش مثبت» دانش آموزان نسبت به خواندن و «توانایی خواندن» آنان وجود دارد. بچه‌هایی که از نظر «سواد خواندن» در سطح بالاتری قرار داشتند، دارای والدینی بودند که نسبت به مطالعه نگرش مثبتی داشتند و متوسط میزان مطالعه آنان بیش از 6 ساعت در هر هفته بوده است.


تاريخ : پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

توصیه‌هایی برای پرسش در کلاس درس

در این که معلمان آگاه به امر تدریس کاملاً واقف هستند تردیدی نیست؛ ولی ما ذکر نکاتی را ضروری می‌دانیم. پرسش‌های آموزگار معمولاً دو هدف را دنبال می‌کند، یکی میزان تحقق هدف‌ها و دیگری برانگیختن شاگردان به تفکر. پرسش‌های اول را سوال‌های سطح پایین و دیگری را سوال‌های سطح بالا می‌دانند. برای سوال‌های سطح پایین مربی باید پرسش‌ها را واضح و به دور از هر نوع ابهامی طرح کند. او باید بر عناصر کلیدی درس تاکید نماید تا بتواند میزان فهم شاگردان را ارزیابی کند. معلم باید به تعامل میان فردی تاکید بیشتری داشته باشد. اما درباره سوال‌های سطح بالا باید گفت که آموزگار وقت کافی برای اندیشیدن شاگردان را در نظر بگیرد و در صورت لزوم پاسخ را به بچه‌ها گوشزد کند.

 

نهایتاً، معلمان بدانند که سوالات وقتی دارای خصوصیات ذیل باشند، بهترین تأثیر را خواهند داشت: 

  • طراحی شده، منطقی و برای تمام شاگردان کلاس باشد.
  • به صورت گسترده از تمام مفاهیم دروس طراحی شود.
  • تکراری نباشند.
  • با لحن محاوره‌ای و صمیمی پرسیده شوند.
  • بررسی و رسیدگی به پاسخ‌ها قسمت مهمی از روش پرسش و پاسخ است.
  • برای نزدیک‌ترین پاسخ تشویق در نظر گرفته شود.
  • معلم باید آمادگی لازم را جهت بررسی پاسخ‌های نادرست و اثبات پاسخ‌های درست و کاملاً درست داشته باشد.


تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳ | ٧:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
در قسمت قبل درباره پرسش و کارکرد آن در کلاس درس نکاتی را ذکر کردیم. گفتیم که پرسش نقش مهمی در یادگیری و رشد بازی می‌کند؛ لذا معلمان به این امر از بدو ورود دانش آموزان در مدرسه جهت یادگیری موثر استفاده می‌کنند. به حتم پرسش یکی از بهترین راهکارهای احیای کلاس درس و زدودن هر گونه کسالت در شاگردان است؛ ولو این که کلاس در بدترین ساعت‌ها و با بیشترین تعداد دانش آموز برگزار شود.

 

برای همین طرح پرسش و استفاده خوب از آن بسیار اهمیت دارد و مربی باید ضمن آشنایی با انواع پرسش بهترین نوع آن را در کلاس به کار برد و به بچه‌ها کمک نماید تا بهترین پاسخ را به آن ارائه دهند.

بنابراین در این نوشتار دلایل پرسش معلمان و توصیه‌هایی برای پرسش کلاسی مطرح می‌شود.

 

دلایل پرسش معلمان

 

وقتی دانش آموز بودم مدام از خود می‌پرسیدم:« این همه سوال برای چیست؟ بالاخره که یاد می‌گیریم، امتحان می‌دهیم و درس و مدرسه تمام می‌شود...» ولی امروزه دانستم که معلمان برای این سوال می‌کنند تا به میزان آگاهی دانش آموزان پی ببرند. دلایل دیگر پرسش آموزگار عبارتند از: تحریک یادآوری، درک عمیق‌تر، پرورش قدرت تخیل، تشویق برای حل مسئله.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد که اکثر معلمان دلایل پرسش را برانگیختن تفکر و توجه، وارسی درک شاگردان، مرور مطالب و اداره کلاس می‌دانند.

 

دلایل سوال پرسیدن معلمان از این قرار است:

  1. برانگیختن علاقه و کنجکاوی درباره موضوع مورد نظر.
  2. متمرکز کردن توجه شاگرد بر مفهوم یا موضوعی خاص.
  3. اتخاذ رویکرد فعال در یادگیری.
  4. برانگیختن دانش آموز به طرح سوال از خود یا دیگران.
  5. ساختار بخشیدن به تکلیف برای رسیدن به حداکثر یادگیری.
  6. تشخیص دشواری‌هایی که مانع یادگیری شاگردان می‌شود.
  7. در خواست از بچه‌ها جهت مشارکت در فرایند آموزش.
  8. ایجاد شرایط برای درون سازی اطلاعات و اندیشیدن درباره آن‌ها.
  9. واداشتن شاگرد به تأمل در پاسخ‌های همکلاسی ها و معلم و نقد آن‌ها.
  10. فراهم ساختن امکان یادگیری در مباحثه میان فردی.
  11. نشان دادن علاقه به نظر و احساسات دانش آموزان.


تاريخ : چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳ | ٧:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کارکردهای پرسش

  حتماً از خود می‌پرسید که بالاخره کارکردهای پرسش معلمان چیست؟ شاید بگویید اگر شاگردی نخواهد درس بخواند معلم هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد و برای چنین بچه‌هایی هم مهم نیست که چه نمره‌ای بگیرند. دانش آموزی هم که درس می‌خواند نیاز به پرسش ندارد چون خودش درس خواندن را دوست دارد و نمرات خوبی هم می‌گیرد!؟

 ولی معلمان می‌توانند با ایجاد جوی صمیمی در کلاس و حس رقابتی دوستانه همه دانش آموزان را مشتاق پاسخ دادن به سوالات نمایند. چرا که یکی از راه‌های مهم برای یادگیری مطالب درسی طرح پرسش است، این گونه درس مرور می‌شود و شاگردان با اِشکال درسی یکدیگر آشنا می‌شوند؛ چه بسا چنین مُشکلات درسی برای اکثر آنان پیش آمده و قادر به پرسیدن نشده باشند. پرسش دقت دانش آموزان را بالا می‌برد، با نمونه سوالات آشنا می‌شوند و...

بنابراین، می‌توان کارکردهای پرسش در کلاس درس را بدین شرح مطرح ساخت:

  1. کسب اطلاع از مطالعه روزانه دانش آموزان.
  2. کنترل تعامل بین معلم و شاگرد.
     
  3. ایجاد علاقه و تحریک حس کنجکاوی بچه‌ها.
  4. تشخیص مشکلات درسی دانش آموزان.
  5. به حداکثر رساندن فعالیت کلاسی بین شاگردان.
  6. ارزیابی میزان اطلاعات پاسخ دهندگان از آموزه‌های درسی.
  7. تقویت تفکر دانش آموزان.
  8. تشویق بچه‌ها به مشارکت در بحث‌های کلاسی و ارزشمند بودن شرکت آنان.
  9. جلب توجه دانش آموزان و افزایش تمرکز آن‌ها با طرح سوالات ناگهانی.
  10. تشویق شاگردان برای ارزیابی دیدگاه‌های همکلاسی ها.
  11. مرور دروس گذشته و آشنایی با مباحث دروس بعد.


تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳ | ٧:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اهمیت پرسش

تمام تدریس و یادگیری، در هنر سوال کردن نهفته است. (هامیلتون)

پرسش یکی از ساده‌ترین و رایج‌ترین مهارت‌ها در تعامل‌های اجتماعی است؛ پرسش نوعی مطالبه اطلاعات می‌باشد. کودکان برای شناخت اطراف خود و نیز کشف پدیده‌های مختلف از پرسش استفاده می‌کنند؛ همچنین معلم‌ها برای ارزیابی تحصیلی شاگردان از پرسش بهره می‌برند. پرسش نقش مهمی در یادگیری و رشد بازی می‌کند؛ لذا معلمان به این امر از بدو ورود دانش آموزان در مدرسه جهت یادگیری موثر استفاده می‌کنند. مهم‌ترین عامل موفقیت معلم این است که به تمامی جوانب موضوع مورد تدریس خود به طور کامل مسلط و در تدریس صاحب نظر باشد. در صورتی آموزگار این شرط اساسی را دارا باشد می‌توان امیدوار بود که تمامی نقایص دیگر را برطرف می‌نماید و یک معلم نمونه می‌گردد. اما در صورت فقدان یا نقصان این شرط اساسی به هیچ وجه نمی‌تواند کار تعلیم را به سطح مطلوبی برساند. لازم به ذکر است که مطالعه کتاب‌ها، مجلات و مطالب مختلف مربوط به درس و کمک گرفتن از معلمین با تجربه‌ای که همان درس را قبلاً تدریس کرده‌اند می‌تواند در این زمینه بسیار موثر باشد.

اما، یکی از مهم‌ترین دلایل بی رغبتی بچه‌ها به سوال معلم ناشی از ترس در مقابل واکنش‌های منفی همکلاسی ها می‌باشد. باید دانست، در کلاس به علت آن که پرسشگر پاسخ سوال را می‌داند استرس شاگردان افزایش می‌یابد و اضطراب زیاد می‌تواند به فرایند یادگیری و نگرش دانش آموز نسبت به معلم آسیب برساند؛ در چنین شرایطی ممکن است تعامل شکل عادی خود را از دست بدهد. بنابراین معلم باید به این مسئله هنگام پرسش از شاگردان توجه نماید و با ایجاد جوی صمیمی و دوستانه، تعامل با بچه‌ها را افزایش دهد.



تاريخ : دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

گوش دادن مهارتی اساسی و پایه‌ای محسوب می‌شود؛ می‌توان آن را فرایند کشف معنای گفتار دیگران دانست و با «شنیدن» کاملاً متفاوت است. «شنیدن» عمل فیزیولوژیکی و غیر ارادی است که به صورت خودکار انجام می‌شود و به دنبال آن کشف معنایی از گفتار دیگران حاصل نمی‌شود و این امر نیازی به آموزش ندارد. در حالی که گوش دادن مهارتی است آموختنی، ارادی و ذهنی که مستلزم احساس، تفسیر، ارزیابی، ذخیره سازی و پاسخ دادن به پیام‌های شفاهی می‌باشد. به عبارت دیگر، با گوش می‌شنویم و با مغز گوش می‌دهیم،



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگر کودکان از خواندن کتاب های خوب محروم شوند و اگر رابطه آنها با کتاب پس از ترک مدرسه قطع شود ضرری که از این رهگذر می‌رسد بسیار سنگین و چه بسا جیران‌ناپذیر است. مدرسه، تنها، محل یادگیری خواندن و نوشتن و حساب کردن نیست بلکه جایی است که کودکان و نوجوانان مهارت های زیادی، از جمله مهارت‌های اجتماعی لازم برای ورود به جامعه فردا را می‌آموزند.

آموزش و پرورش را می‌توان زیربنایی‌ترین نهاد هر جامعه به شمار آورد چرا که آینده جوامع بشری توسط نظام تعلیم و تربیت رقم زده می‌شود. کودکان خود مستعد هر نوع یادگیری می باشند و این مسئله به دست معلم و نظام آموزشی می باشد که آنها را در مسیری درست قرار دهد.

 

روش های آموزشی سنتی و معلم – محور برخاسته از این اصل اثبات گری هستند که دانش عینی در حکم واقعیتی مستقل از انسان وجود دارد و معلم می تواند آن را به کمک زبان به دانش آموزان انتقال دهد.

در این دیدگاه معلم در ارتباطی یک جانبه با دانش آموزان، انتقال دهنده ی دانش و دانش آموز دریافت کننده ی آن است. مشخص کردن موضوع آموزش، انتقال اطلاعات، ارزشیابی از میزان یادگیری دانش آموزان و تقویت رفتارهای مطلوب بر عهده ی آموزگار است.

در روش های آموزشی نوین (مانند هم آموزی) دانش آموزان با هم می آموزند، ساختارهای شناختی خود را در تعامل با دیگران (همسالان و آموزشیار) می سازند، اعضای گروه به همدیگر وابسته اند و آموزشیار و هم آموزان از همدیگر حمایت می کنند.

روش های آموزشی متفاوت، که ریشه در نظریه های آموزشی گوناگون دارند، پیامدهای آموزشی متفاوتی را پدید می آورند که می توان آنها را سنجید.

مشکلات خواندن شامل حوزه های بسیاری، از قبیل بازشناسی کلمه و درک معنای آن، سیالی خواندن شفاهی و درک مطلب اشیا می باشد. توانایی خواندن به طور موفقیت آمیز در هر یک از حوزه های فوق، مستلزم مهارت های متعدد مانند یادداشت برداری دقیق از جزییات، شناسایی ایده ی اصلی، دنبال کردن توالی رویدادها یا مراحل، نتیجه گیری و استنتاج، سازمان دهی ایده ها و به کار بستن متن خوانده شده است.

ممکن است دانش آموزان در هر یک از این حوزه های مهارتی سطح بالا مشکلاتی را داشته باشند، اگر چه مهارت های اساسی خواندن بی نقص باشند.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کودک در کنار همسال خود، بهتر تربیت می‌شود

خیلی از پدرها و مادرها به مشاوران و روان‌شناسان مراجعه می‌کنند و در زمینه تربیت فرزندانشان اظهار ناتوانی می‌کنند. این مسئله برای آدم‌های باسواد و تحصیل‌کرده هم مطرح است. توصیه همیشگی ما به این پدر و مادرها این است که تربیت کودکشان را با همسالان کودک تنظیم کنند. به عبارت دیگر، کودکان با همسالان خود، به ویژه برادر و خواهر تنظیم می‌شوند.

این کار باعث یک تربیت خودبه‌خودی در کودکان می‌شود که والدین تنها نقش هدایت کلی و نظارت بر رفتار آنان را خواهند داشت. متأسفانه در خانواده‌هایی که کودکشان در خانه از ارتباط با یک همسال برخوردار نیست و تنها در مهدکودک با همسالان خود ارتباط برقرار می‌کند، کودک به لحاظ تربیتی تنظیم نمی‌شود؛ به خصوص که ارتباط در مهد و مدرسه، تحت یک انضباط آموزشگاهی قرار دارد و عملاً حالت ارتجالی و خودبه‌خودی در تربیت کودک به وجود نمی‌آید.

در دهه‌های گذشته، وضع بزرگ شدن فرزندان طوری بود که وقتی بچه‌ای با دیگر بچه‌ها بازی می‌کرد، در حین بازی، تعامل و ارتباط خوبی را با همسالان برقرار می‌کرد. گاهی او را هل می‌دادند و گاهی او دیگران را هل می‌داد، گاهی او با دیگری درگیر می‌شد و گاهی دیگری با او درگیر می‌شد.

همین برخوردها و کنش‌ها و واکنش‌ها، بچه‌ها را از نظر تربیتی تنظیم می‌کرد که چگونه باید عمل کنند و چگونه باید رفتار خود و دیگران را اصلاح کنند. شرایط امروز ما کمتر اجازه این‌گونه تربیت را به والدین و بچه‌ها می‌دهد که باید برای آن فکری کنیم. ما خانواده‌های بسیاری را دیده‌ایم که شش یا هفت بچه داشته‌اند که همه‌شان موفق هستند. شما اگر یک بررسی پیمایشی انجام دهید، می‌بینید مادرانی که بچه‌های بیشتری دارند، به لحاظ تربیت فرزندان، از مادرانی که یک یا دو بچه دارند، راحت‌ترند. مثالی هم بین خودشان می‌زنند که بچه دوم و سوم، دیگر خودش بزرگ می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳ | ٧:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در نوشتار دانش آموزان مخصوصاً مقطع ابتدایی، مشکلات فراوانی مانند کند نویسی، کج نویسی، پر فشار نویسی و موارد بسیار دیگری وجود دارد که مجموع این مشکلات بد نویسی نام می‌گیرد. یکی از اصلی‌ترین چنین مشکلاتی کند نویسی است. کند نویسی سبب بروز مشکلات فراوانی در درس املا می‌شود و کودک را در انجام تکالیف ناتوان می‌سازد. اگر کند نویسی در سنین پایین درمان نگردد، در بزرگسالی باعث به وجود آمدن مشکلات دیگری می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ آبان ۱۳٩۳ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زمان گذشت و همه چیز تغییر کرد؛ دفتر مشق همان سیاه مشق عشق دهه‌ی شصتی‌ها، حالا نام دفتر تلاش به خود گرفته است، دیگر از تصمیم کبری و کوکب خانم خبری نیست؛ اما اگر نامش عوض شده و درسش، درس فناوری اطلاعات گشته است، باز هم برای دانش آموزان همان تکلیف شب است. گر چه کم ولی باید مشق شب را نوشت. هنوز هم خارج از ساعت مدرسه درسی باید آموخت؛ چرا که ساعات مدرسه کافی نیست و باید بیشتر از این‌ها تمرین کرد.

گویی دنیا، دنیای کمتر از دقیقه گشته است؟ اگر لحظه‌ای درنگ کنی عقب خواهی افتاد! پس باید تلاش کرد و هر چه بیشتر آموخت.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱ آبان ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فرزندان برای انجام تکالیف درسی باید دارای محیط آرامی باشند، آنان نمی‌توانند تکالیف خود را جلوی تلویزیون یا هنگامی که با تلفن صحبت می‌کنند انجام دهند. یا وقتی که حواسشان توسط خواهر و برادرهایشان مشغول می‌شود نمی‌توانند تکلیف خود را انجام دهند. بنابراین با رعایت نکات ذیل می‌توانید آنان را به انجام دادن تکالیف علاقه‌مند سازید.

 محل انجام تکالیف باید دارای نور کافی باشد و از حواس پرتی کودک هنگام انجام تکالیف خودداری کنید چون برای تمرکز حواس وقت لازم است.

  • میز تحریر فرزندتان را به آنچه برای انجام تکالیف نیاز دارد تجهیز کنید (مداد، خودکار، نوار چسب، قیچی، خط کش، گونیا، پرگار، کاغذ چک نویس، فرهنگ لغت، تقویم رومیزی و...) تا برای پیدا کردن وسایل مورد نیازش دست از کار نکشد.
  • تکلیف درسی باید به موقع انجام شود؛ درگیر شدن شما در برنامه ریزی جهت انجام تکالیف بسیار مهم است و کودک باید در انجام کارهای درسی و غیردرسی نظم پیدا کند.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ | ٧:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 بخش مهمی از وظایف والدین نسبت به فرزندانشان رسیدگی به امور تحصیلی آن‌هاست. بعضی والدین به تنهایی قادرند در انجام تکالیف درسی به فرزندانشان کمک کنند؛ برخی دیگر تا مقطعی از دوران تحصیلی می‌توانند کنار او باشند و عده‌ای هم به علت مشغله فراوان اصلاً وقت ندارند به این امور رسیدگی کنند.

  هنگامی که بچه‌ها به مقاطع بالاتر درسی می رسند و درس‌ها سخت‌تر و پرحجم تر می‌شود و چون هر یک از اعضا خانواده به نوعی درگیر مشکلات و مسائل روزمره خود هستند، در چنین شرایطی اختصاص بخشی از بودجه خانواده جهت آموزشی مازاد بر آنچه که هست و به صورت جداگانه، می‌تواند محرکی مناسب برای جبران ضعف‌های درسی دانش آموز باشد. این کار همچنین موجب افزایش شور و شوق یادگیری و احساس رضایتمندی در فرزند شما خواهد شد. به نظرتان چه عواملی تعیین کننده این نیاز در فرزند شماست؟

 نشانه های  نیازدانش‌آموزان به معلم خصوصی

 

1- نارضایتی والدین یا فرزند خانواده از کارنامه تحصیلی

 چنانچه توانایی فرزند خود را در زمینه درسی بیش از آنچه که کارنامه تحصیلی‌اش نشان می‌دهد می‌دانید، اگر متوجه افت تدریجی یا ناگهانی درس‌هایش شده‌اید، ابتدا به دیدن معلم فرزندتان بروید و با او صحبت کنید. معلم قطعاً می‌تواند نقاط ضعف درسی او را به شما بگوید و دقیقاً مشخص کند در چه درسی مشکل دارد و علت آن را برایتان توضیح دهد. مثلاً اگر فرزند شما در ریاضی نمره خوب گرفته ولی با فارسی و روخوانی مشکل دارد می‌تواند علت این باشد که بیشتر وقت خود را صرف تمرکز روی درس ریاضی کرده و در نتیجه نپرداختن به موضوع روخوانی، در این درس دچار ضعف شده باشد. همچنین شما از طریق معلم مطلع می‌شوید که آیا فرزندتان هنگام تدریس، توجه کافی به درس داشته، حواسش پرت بوده، یا به هر دلیل دیگری به اندازه کافی درس را فرا نگرفته. با روشن شدن علت واقعی افت تحصیلی به راحتی می‌توانید با کمک معلمی خانگی وضع درسی او را سر و سامان دهید.

2-  دانش آموز وقت کشی می‌کند

 گاهی متوجه می‌شوید فرزندتان به انجام تکالیف مدرسه‌اش اهمیت نمی‌دهد و آن را مرتب به تأخیر می‌اندازد. در این صورت شاید او قادر نیست به تنهایی خود را با افزایش درس‌ها و میزان تکالیفش تطبیق دهد. اگر این پشت گوش اندازی ها گهگاه باشد تا حدی قابل قبول است ولی تنبلی دائمی می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل بزرگ‌تر باشد. به خصوص اگر او به تذکرات مکرر والدین و مربیان خود بی اعتنا باشد. در امر تحصیل دانش آموزان هوشیاری، درایت و تیزبینی پدر و مادرها برای شناسایی هرگونه ناهنجاری تحصیلی بسیار موثر خواهد بود. اگر آن‌ها متوجه افت درسی فرزند خود در یک درس به خصوص یا تمام دروس شدند یا گاهی شک کنند که شاید در یادگیری ناتوانایی هایی دارد، با کمک گرفتن به موقع از یک معلم شایسته می‌توانند این خلأ آموزشی را برای فرزندشان پرکنند. معلم خصوصی توانا می‌تواند کمک و حامی خوبی برای ارتقای عادات پسندیده تحصیلی، خودانگیختگی، شوق انجام تکالیف محوله و آمادگی برای امتحانات دانش آموز ضعیف باشد.

 3-دائماً گیج و سر در گم است

گاهی متوجه می‌شوید بعضی از بچه‌ها با وجود تلاش نتیجه مطلوب دریافت نمی‌کنند، علت این است که آن‌ها به راحتی مطالب درسی را متوجه نمی‌شوند. برای درک مفاهیم خیلی ساده، واضح و روشن گیج شده و سطح درسی‌شان مطابق با میزان هوششان نیست یا حتی شاید دیرآموزتر از دیگران هستند. بنابراین از بقیه بچه‌ها عقب مانده، بی انگیزه شده، از تن دادن به این شرایط طفره می‌روند و هنگام اعتراض والدین و معلم حالت دفاعی به خود می‌گیرند. در چنین وضعی حضور معلم خصوصی می‌تواند تا حد زیادی مثمر ثمر باشد.

4-  فاقد اعتماد به نفس است

 طبیعی است وقتی دانش آموزی در حال یادگیری مطلب جدیدی است دچار شک و تردید شود و در عین حال بسیار خوب است که دانش آموز خود اعتراف می‌کند در مدرسه زمان تدریس مطالب جدید، نمی‌تواند خیلی خوب درس را یاد بگیرد. وقتی او از این وضع ناراضی است و می‌گوید تمرکز کافی ندارد و از دیگران عقب می‌ماند این اعتراض نشان دهنده تمایل وی به یادگیری و رقابت با سایر همکلاسی هایش است و می‌خواهد به طور مستقیم یا غیرمستقیم از شما در خواست کمک کند. اگر فرزندتان چنین حسی داشته باشد و به او کمک نشود اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد. اگر خود به هر دلیلی نمی‌توانید وی را حمایت کنید از معلمی خصوصی بخواهید ساعاتی را در امر آموزش درس‌ها به او کمک کند. بزودی متوجه خواهید شد که تشویش و نگرانی او از بین رفته و اعتماد به نفس تازه‌ای در فرزندتان شکل می‌گیرد. این کار همان چیزی است که دانش آموز برای پشت سر گذاشتن ضعف‌های تحصیلی و مشارکت در بحث‌های کلاسی به شدت نیازمند آن است.

 5- فقدان نظارت کافی والدین

 گاهی شرایطی وجود دارد یا پیش می‌آید که والدین نمی‌توانند خود مستقیماً بر روند تحصیلی فرزندشان نظارت کافی داشته باشند. اشتغال هر دو والدین، مشکلات موجود میان اعضای خانواده، افزایش سن دانش آموز و سخت‌تر شدن مطالب درسی، تغییر شیوه‌های آموزشی و... از عواملی است که باعث می‌شود رابطه میان فرزند و والدین کم رنگ‌تر شده و بعضاً موجب بروز افت تحصیلی در دانش آموز شود.

 در چنین شرایطی می‌توان این مسئولیت را به فردی مطمئن در خارج از منزل واگذار کرد. کمک گرفتن از فردی دیگر برای نظارت بر روند تحصیلی فرزندتان می‌تواند چاره ساز باشد. در واقع با این کار به نوعی می‌توانید کنترل بر یادگیری او داشته و نیز رابطه‌ای غیرمستقیم با دانش آموزتان برقرار کنید. پس یاری گرفتن از معلم خانگی در شرایطی که پدر و مادر کنار فرزندشان نیستند یک ایده عالی است.

 6- برخی از ناتوانی‌های جسمی

 بعضی از ناهماهنگی‌ها از قبیل ADHD یا بیش فعالی، واژه کوری (ناتوانی فرد در خواندن بعضی کلمات)، کم بینایی، کم شنوایی و دیرآموزی می‌تواند باعث شود دانش آموز دارای این مشکلات نسبت به سایر همسالان و همکلاسی های خود یادگیری و پیشرفت سخت‌تر و کندتری داشته باشند. خوشبختانه برای چنین بچه‌هایی نیز معلمان کار آزموده، با تجربه و متخصصی وجود دارند که توانایی کمک کردن به این نوع دانش آموزان خاص را داشته و می‌توانند به آنان آموزش دهند و یادگیری را در وجود آن‌ها نهادینه و پایدار کنند.

 یک معلم با تجربه در این زمینه می‌تواند اطلاعات درسی را با روش آسان‌تر و قابل فهم تر به این قبیل دانش آموزان منتقل کند.

 

مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: مرتضی عرفانیان

 

تنظیم: علی سرمدی



تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۳ | ٩:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()



تاريخ : چهارشنبه ٩ مهر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به جرات می توان گفت، هیچ محدودیت سنی در استفاده از اینترنت وجود ندارد و همه اقشار موجود در جامعه با اهداف متفاوت از اینترنت استفاده می کنند. در ادامه به تاریخچه ای در رابطه با اینترنت و مزایا و معایب پیدایش آن می پردازیم.

در ابتدا قصد بر این بود که شبکه‌ای بسازند که در آن داده‌ها به صورت اتوماتیک بین مبدا و مقصد حتی در صورت از بین رفتن بخشی از مسیرها جابه‌جا و منتقل شوند. هدف ایجاد یک شبکه اینترنتی نبود! فقط یک اقدام احتیاطی در مقابل حمله احتمالی موشک‌های اتمی دوربرد بود. به این ترتیب زمینه ایجاد اینترنت فراهم شد.

در سال 1966، شخصی به نام Baran که در موسسه ARPA فعالیت داشت، دو کامپیوتر را در شرق و غرب آمریکا به هم متصل کرد و انقلابی در نحوه صدور اطلاعات در دنیای ارتباطات رخ داد که نتیجه آن را امروز همه ما تجربه می کنیم.

 

اما اینترنت و استفاده از آن مزایای بیشتری دارد یا معایب بیشتری؟

اینترنت جایگزین تمام روش های سنتی شده است به گونه ای که امروزه می توان امور مرتبط با بانکداری، تحصیل، ارسال نامه، کتاب و تحقیقات، خواندن روزنامه، فیلم و موسیقی و ... را بواسطه اینترنت انجام داد. به این ترتیب شما در خانه می نشینید و کارهای خود را به وسیله اینترنت انجام می دهید و در زمان و هزینه صرفه جویی کرده و به امور دیگر می پردازید.

 

اما  همیشه هم این فناوری مفید نبوده به طور مثال اگر در مورد کودکان بررسی کنیم به این موارد برخورد خواهیم کرد که:

کودکان علاوه بر خطر اعتیاد به بازی‌های اینترنتی در معرض آموزش بسیاری از مسائل غیراخلاقی نیز قرار می‌گیرند. در واقع عدم محدودیت در دنیای اینترنت و استفاده از آن و جاری نبودن قوانین محدود‌کننده خاص بر اینترنت، در رشد و آینده آنها تاثیر دارد. از طرف دیگر بسیاری از کودکان با جست و جو در اینترنت از موضوعات علمی آگاهی پیدا کرده و از فناوری های روز اطلاع پیدا کرده و زمینه های رشد علمی آن فراهم می گردد.

استفاده از اینترنت برای نوجوانان نیز دارای مزایا و معایبی است که با توجه به سن حساس این دوره از زندگی باید در نظر گرفته شود. از مزایای استفاده برای این گروه سنی می توان به انجام تحقیقات درسی و کسب اطلاعات مرتبط با زمینه های درسی که موجب می شود افراد مطالب درسی را بهتر درک کنند و خود به دنبال یادگیری باشند می توان اشاره کرد. حتی در این زمینه مدارس مجازی نیز ایجاد شده است.

از طرف دیگر اینترنت دسترسی به سایت هایی را فراهم میکند که دارای اطلاعاتی است که مناسب برای همه سنین نیست و نوجوان با مشاهده آن ها به بلوغ زودرس و مشکلات دیگری دچار می شود.

در سوی دیگر دانشجویان می باشند که با استفاده از اینترنت در هر کجا و در هر مکانی می توانند به امور مرتبط با تحصیل خود بپردازند و از اینترنت به عنوان منبع و کتاب خانه ای که همیشه باز است، استفاده کنند. اما معایبی هم دارد که فرد را وابسته به جست وجو های غیر حضوری کرده و کیفیت کاری را پایین می آورد.

در زمینه های اداری نیز، امروزه تمام ادارات و سازمان ها دارای سایت هایی هستند که امکانات خود را در سایت برای افراد به نمایش گذاشته و افراد را قادر می سازد که بسیاری از کارها را به صورت غیر حضوری انجام دهند. به این ترتیب تعداد مراجعین به سازمان ها کاهش یافته و زمان کمتری برای انجام کارها نیاز می باشد. حتی مدیران می توانند بدن نیاز به حضور در شرکت و کارخانه ، سازمان خود را کنترل و مدیریت کنند، با افراد به صحبت بپردازند و دستورات لازم را صادر کنند.

 

اینترنت برای آن دسته از افرادی که به دلیل های مختلف مانند بیماری های واگیردار، معلولیت و یا زندگی در نقاط دور از شهر و ... هستند نیز مفید بوده و افراد می توانند به راحتی از دنیا و تمام اتفاقات باخبر باشند. همچنین افراد بواسطه اینترنت می توانند بدون نیاز به شرکت در کلاس های حضوری، در دانشگاه های مجازی به تحصیل بپردازند.

در بسیاری از کشورها اینترنت در سیاست نیز دخیل شده و انتخابات به صورت مجازی انجام شده است. با توجه به مطالب گفته شده اینترنت در تمام مراحل کاری در زندگی روزمره حضور دارد و می توان بسیار از آن سود برد. گرچه بواسطه اینترنت تمام کارها را می توان انجام داد، اما این امر باعث کاهش فعالیت های بدنی شده و فرد را به مرور بی تحرکی می کند که این خود در آینده نه چندان دور به یک مشکل حاد تبدیل خواهد شد.

(فائزه سید خاموشی)



تاريخ : چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ | ٧:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از دغدغه‏های انسان‌ها به ویژه مدیران و کارآفرینان، زمان‌بندی و برنامه‌ریزی صحیح است. مدیری را در نظر بگیرید که به دلیل مشغله فراوان، قرارهای ملاقات و یا تلفن‌های کاری متعددی را در برنامه کاری خود دارد و همیشه اتفاقات غیر منتظره مثل یک قرار ملاقات ناگهانی یا یک جلسه اضطراری در کمین مدیران است. یک مدیر برای آنکه بتواند در سمت خود به موفقیت دست یابد، باید برنامه‌ریزی دقیقی برای امور روزانه، هفتگی و حتی ماهانه خود داشته باشد تا خودش را در برابر بی‌برنامگی‌ها در امان بدارد.

1- اهدافتان را واقعی و دست‌یافتنی انتخاب کنید و بر اهدافتان تمرکز کنید.

اهداف شما مانند چراغی است که مسیر تاریک روبرویتان را روشن می‌کند تا در رسیدن به آنچه می‌خواهید، موفق گردید. اطمینان حاصل کنید که اهدافتان دست یافتنی و دور از دسترس نیست. همیشه اهدافتان را در جلوی رویتان تصور کنید تا فراموششان نکنید و بر روی آن‌ها تمرکز کنید.

2- یک تقویم داشته باشید و از آن نگهداری کنید، همیشه!

مهم نیست یک تقویم قدیمی رومیزی داشته باشید یا یه یک سررسید ساده یا یک برنامه تقویم که با همه دستگاه‏های شما همگام (sync) شده باشد، مهم این است که از تقویمتان مداوم استفاده کنید.

3- اولویت‌های خود را در ابتدای روز مشخص کنید.

در ابتدای هر روز کاری، 20 دقیقه را به اولویت بندی کارهای خود اختصاص دهید. این زمان را فقط برای خودتان و تنها خودتان قرار دهید؛ تلفن‌هایتان را روی منشی تلفنی انتقال دهید، صندوق پست الکترونیک خود را ببندید و به طور کلی تمام مشغله‌ها و برنامه‌هایتان را فراموش کنید. مهم‌ترین برنامه شما در حال حاضر، اولویت بندی است. اگر فکر می‌کنید این 20 دقیقه را نمی‌توانید برای خودتان در ابتدای صبح فراهم کنید، هر روز یک قرار ملاقات 20 دقیقه‏ای با خودتان در محل تقویمتان تنظیم کنید!

4- اولویت‌هایتان را اولویت بندی کنید.

کارهای با اولویت بالا را اول و کارهای با اولویت پایین‌تر را در انتها قرار دهید. شاید این کار کمی اضافی به نظر برسد؛ اما حقیقت آن است که انسان‌ها تمایل دارند کارهای راحت‌تر را در ابتدا انجام دهند و کارهای سخت را به بعداً موکول کنند؛ اما بعداً هیچ وقت وجود ندارد! بنابراین کارهایی که پراهمیت‌تر و زمان‌برتر هستند را ابتدا انجام دهید. فراموش نکنید که انرژی اول وقت خیلی بیشتر از سایر اوقات است.

5- در پایان هر روز، کارهای ناتمام خود را به پایان برسانید.

در پایان وقت کاری خود، 20 دقیقه را برای پایان دادن به کارهای ناتمام جزئی، مثل چک کردن پست الکترونیک، گوش دادن به پیغام‌های صوتی و یا ارجاع دادن پرونده‌ها و نامه‌ها به دیگر همکارانتان، اختصاص دهید. کارهای ناتمام و جزئی که اغلب تعدادشان زیاد است، بیشتر از کارهای بزرگ، ذهن ما را درگیر می‌کند. این تکنیک کمک می‌کند تا ذهنمان را از دغدغه کارهای جزئی پاک کنیم و به کارهای بزرگ، بهتر و بیشتر بیندیشیم.

6- محیط کاریتان را مرتب کنید.

مطمئناً در یک محیط نامرتب و کثیف، نمی‌توان به خوبی تمرکز کرد. نمود محیط کاری و حتی محتویات درون کیف شما، در ذهن شما آشکار خواهد شد. اگر همه چیز مرتب و سر جایش باشد، ذهن شما هم مرتب‌تر و راحت‌تر درگیر مسائل می‌شود، تا اینکه دغدغه ذهن شما یافتن یک خودکار در بین انبوهی از کاغذهای روی میزتان باشد! در پایان هر روز، محیط کاری خود را مرتب کنید تا روز بعد را با یک حس توأم با پاکیزگی و انرژی مثبت آغاز کنید.

چرا باید به برنامه ریزی بها دهیم؟

زیرا بسیاری از بحران‌ها، موارد اضطراری و مواردی که سخت قابل کنترل هستند، همیشه وجود دارند و یک مدیر باید بتواند با برنامه ریزی صحیح، از عهده کارهای قابل کنترل بربیاید تا زمان بیشتری را برای مواردی که سخت قابل کنترل هستند صرف نماید. برنامه ریزی، به دسته بندی صحیح دغدغه‏های ذهنی و مواجهه با آن‌ها کمک می‌کند.

(انجمن مدیریت وموفقیت)



تاريخ : شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بی شک باز های رایانه ای کامپیوتری از تفریحات و سرگرمی های بسیاری از افراد در کشور ما و تمام دنیا است و گدشته از تاثیرات فرهنگی و اجتماعی که بر روی افراد سرگرم با ان میتواند داشته باشد تاثیراتی بر روی ذهن و روان او دارد از طرفی با پیشرفت سخت افزار های مختلف در این زمینه پیش بینی ها به سمتی میرود که میل و رغبت به بازی های رایانه ای هم در بین افراد مختلف بیشتر شود.
اما همیشه این سوال مطرح بوده است که ایا بازی های کامپیوتری و رایانه ای بر روی مغز افراد تأثیر منفی میگذارد یا اینکه باعث تقویت و روند مثبت ذهن میشود؟
در ادامه این پست پاسخ کوتاه و کاملا" علمی این سوال به همراه ذکر اثرات مثبت و منفی بازی های رایانه ای امده است همچین اشاراتی شده است به اینکه کدام بازی ها مفید و کدام بازی ها مخرب اند .

ایا بازی های کامپیوتری بر روی مغز افراد تأثیر منفی میگذارد یا اینکه باعث تقویت و روند مثبت ذهن میشود؟
درواقع هر دو و ان بستگی به نوع بازی دارد که افراد انجام میدهند .
نوع بازی ها به همراه تاثیران ان عبارتند از:

1) بازی هایی که در انها اعمال تکراری انجام میشودسلول های ارتباطی که با حافظه و یادگیری در ارتباط هستند را  تقویت میکنند.
2) بازی هایی که نیازمند عملکرد لحظه ای میباشند قسمت قشر جداری مغز را فعال میکنند و وظیفه این قسمت از مغز کنترل حرکات حساس است.
3) بازی هایی که تنها جنبه ویدیویی دارند تنها به تقویت لب جلویی مغز منجر میشوند.
4) بازی های رایانه ای که نیازمند تعقل هستند قسمت قشر پشت استخوان پیشانی را تقویت میکنند که کار این قسمت تصمیم گیری است.
5) بازی هایی که در انها پاداش گیری نیز مطرح است باعث ترشح دپامین در مغز میگردد.
6) شعاع قشر کمربندی قدامی مغز دقیقا" پس از تیر اندازی به وسیله یک اسلحه فعالیت بیشتری مییابد که مخصوص برنامه ریزی و امور ادراکی است.

اثرات بازی های رایانه ای :

1) اثرات مثبت بازی های کامپیوتری:
بازی های کامپیوتر میتواند دید محیط ,مهارتهای یافتن راه,چرخش ذهنی و هماهنگی دست و چشم را بهبود ببخشد.
بازی های رایانه ای میتواند توانایی های فرد را برای حل کردن مشکلات و پیدا کردن جواب ها بهبود ببخشد که البته این امر جدای از دانش پیشین فرد است.
بازی هایی کامپیوتری که برای کمک به کودکان برای مدیریت بیماری هایی همچون اسم طراحی شده اند از قرص های پزشکان بسیار موثر ترند.
بازی هایی که نیازمند کار تیمی هستند میتوانند به توسعه مهارت های گروهی فرد کمک کنند.

2) اثرات منفی بازی های رایانه ای:
بازی های خشن سرکوب واکنش های عاطفی و واکنش های تهاجمی را افزایش میدهد ,همچنین از دلایل داشتن روحیه پرخاشگری در افراد است.
بازی های رایانه ای در کل خطر حملات ناگهانی ,بیماری سرع و اختلالات ناشی از حساسیت به نور را افزایش میدهد.
بازی های طولانی مدت ممکن است منجر به چاقی ,حواس پرتی و ضعف عملکرد در تحصیل و کار شود.

تحقیقات نشان داده است مغز مردان به دلیل فعالیت بیشتر قسمت مزوکورتیوکلومبیک موفقیت بیشتری نسبت به زنان در بازی های کامپیوتری دارد.

در پایان میتوان اینگونه نتیجه گرفت که بازی های فکری و بازی هایی که به نوعی به چالش کشنده ذهن افراد هستند مفید تر از بازی های کامپیوتر است که فرد صرفا" در انها ینها به شلیک گلوله اقدام میکند.

برگرفته از وبلاگ :یک بنویس



تاريخ : دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳ | ٦:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از مشکلات مادران، لجبازی کودکان است و به همین دلیل، برخورد مناسب با این مشکل می‌تواند روند تربیت را در مسیر درست قرار دهد. اولین نکته این است که با استفاده از روش‌های ساده و سرگرم‌کننده می‌توانیم کودک لجباز خود را آرام کرده و برای دقایقی او را وادار کنیم با ما همکاری کند. در نظر بگیریم وقتی که می‌خواهیم دندان‌های فرزندانمان را مسواک بزنیم، دهانش را باز نمی‌کند. در موقع ناخن گرفتن، بی‌قراری می‌کند و اگر کودکمان پارک را ترک نکند، ما دیر به محل کارمان می‌رسیم ولی او همچنان از تاب بازی دست بر نمی‌دارد.

معمولاً کودکان 3-4 ساله کمی ناسازگارند؛ به ویژه هنگامی که پدر و مادرشان به طور جدی کاری را از آن‌ها می‌خواهند، مخالفت می‌کنند. دلیل مخالفت آن‌ها این است که می‌خواهند استقلال خود را نشان دهند. حرف زدن در این مورد با آن‌ها بی‌فایده است. برای مطیع کردن کودکان، نباید فریاد زد و یا آن‌ها را تهدید کرد.

برگرفته از سایت تبیان



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳ | ٦:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
 باید به دانش آموزانی که بیش از حد توانشان درس می‌خوانند کمک کرد تا تغییراتی را در روش کار اعمال کنند. باید به آنان راه دیگری برای دستیابی به هدف نشان داد. باید کارها و درس‌ها را به چند بخش کوچکتر تقسیم کرد و چنین دانش آموزانی را آگاه ساخت که نمره هجده نیز کافی است و نیازی به این همه زجر برای گرفتن بیست ندارند.

 «هنوز قیافه آرمان، همان پسر درس خوان کلاس را به خاطر دارم؛ با آن عینک ته استکانی و موهای ماشین شده، خیلی دلم خنک می‌شد وقتی سرش توی کتاب بود و من تعمدی به او تنه‌ای می‌زدم و تمام ورقه‌ها و کتاب‌هایش پخش زمین می‌شد. ولی برایش مهم نبود؛ ورقه‌هایش را جمع می‌کرد؛ گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و دوباره به مطالعه ادامه می‌داد. یعنی بعد از گذشت بیست سال او الآن چه کاره شده؟ اصلاً هدفش از این همه درس خواندن چه بود؟ آیا بعد از جدا شدن هم‌کلاسی‌ها، باز هم همان قدر درس خوان بود؟ شاید خانواده مجبورش می‌کردند و یا ...»

1- آنان که بیش از حد توانشان درس می‌خوانند.

2- آنان که در حد توانشان هم درس نمی‌خوانند.

 که با توجه به مشکل چنین دانش آموزانی باید با همکاری اولیای خانه و مدرسه این مسئله برطرف گردد.

 با دانش آموزانی که بیش از حد توانشان درس می‌خوانند؛ چه باید کرد؟

 به دانش آموزی که بیش از حد توانش درس می‌خواند، کمک کنید تا از لحاظ تحصیلی در سطح معقول‌تری قرار گیرد. ممکن است سوال پیش بیاید که چه اشکالی دارد، فرزندمان بسیار موفق و شاگرد اول باشد؟ شاید بگویید : «ما فکر می‌کردیم آدم هر چه بیشتر تلاش کند موفق‌تر خواهد بود.» اما، اشکال در این جا پیش می‌آید که بعضی کودکان، چنان خود را تحت فشار قرار می‌دهند، که یا آنقدر خسته می‌شوند که از ادامه مسیر باز می‌مانند و به اصطلاح (می‌برند) و یا این که یادشان می‌رود که در زندگی تفریح هم لازم است به قول معروف : «رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.»

 اگر کودک، در سطح مناسبی که برایش راحت است درس بخواند، باز هم می‌تواند به اهدافش دست یابد. با این تفاوت که آن قدر انرژی برایش باقی می‌ماند که هر زمان به هدفش رسید، سوی هدف دیگری حرکت کند. والدین در مقابل چنین کودکی باید توقعات خود را کمتر و معقول‌تر سازند. به ویژه اگر احساس کنند فرزندشان را بیش از حد تحت فشار گذاشته‌اند. نمره‌ها، ارزش‌های زندگی نیستند و پرداختن به تفریح و بازی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. اولیای دانش آموزان باید وضعیت خودشان را در مدرسه به یاد بیاورند.

 حال این سوالات مطرح می‌شود که: آیا بین نمره بیست و موفقیت در زندگی آینده ارتباط نزدیکی وجود دارد؟

آیا کودک، پدر یا مادر سخت کوشی را که به هیچ کاری جز درس و تحصیل نپرداخته‌اند، الگو قرار می‌دهند؟

پدر و مادرها باید دانش آموز را تشویق نمایند تا در کنار فعالیت‌هایی که برای دست یابی به هدفشان انجام می‌دهند تفریح، بازی و سرگرمی هم داشته باشند. باید عادت‌های وسواس انگیز بهتر خواهی را در آنان از بین ببرند. درس خواندن تا پاسی از شب و بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب اصلاً عادت خوبی نیست. مخصوصاً این که بیشتر دانش آموزان هنگام امتحانات به همین شیوه درس می‌خوانند!

 باید برای دانش آموزان هدف واقع‌گرایانه‌ای را در رابطه با درس خواندن تعیین کرد. پس اولیا، درباره نقاط قوت و ضعف کودکان با آنان صحبت کنند و کمک نمایند تا وی تصمیم بگیرد که با درس خواندن دقیقاً به چه هدفی می ‌خواهد برسد. با کودک صحبت کنید و به او بفهمانید که چه نمره‌ای برایش مناسب‌ تر است. مثلاً شاید لازم نباشد فرزند شما در درس علوم تجربی به چندین مرجع خارج از کتاب مراجعه و آن‌ها را مطالعه کند.

 به او بفهمانید که همان مطالب کتاب درسی برایش کافی است، مگر در صورتی که به موردی علاقه خاص داشته باشد و برای زیاد شدن معلوماتش آن هم به عنوان نوعی سرگرمی به مطالعه کتاب‌های غیر درسی بپردازد. دانش آموزی که دچار وسواس فکری و درس خواندن بیش از حد می‌شود با گرفتن نمره هجده خود را سرزنش می‌کند، باید به او قبولاند که این نمره هم خوب است.

 در نهایت:

اگر می‌بینید فرزندتان زمان خیلی زیادی را صرف درس مطالعه می‌کند، اصرار کنید که برنامه‌اش را طوری دیگر تنظیم کند. طوری که زمان بیشتری به تفریح و فعالیت‌های غیر درسی اختصاص دهد. به او کمک کنید که زمینه‌های مناسبی مثل ورزش، سرگرمی‌های فرهنگی، تفریح و ... را نیز به فعالیت‌هایش اضافه نماید. دانش آموز را ترغیب کنید تا دوستانش را به منزل دعوت کند و ساعتی با آنان درس بخواند یا تفریح کند. میان امتحانات گاهی او را برای گردش بیرون از منزل ببرید. تلاش کنید چنین فعالیت‌هایی در برنامه دانش آموز گنجانده شود، آن وقت این‌گونه تفریح برایش به صورت یک عادت و اصل درمی آید.

 



تاريخ : شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۳ | ۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()