ما به طور پیوسته و به طرق مختلف، حافظه خود را به کار می گیریم. از حافظه خود برای به خاطر آوردن نام دیگران، کارهای روزانه، فهرست خرید و... استفاده می کنیم. از آن برای درس خواندن در مدرسه و به یاد آوردن مسایل مهم در محل کار نیز بهره می بریم. چگونه می توانیم حافظه خود را تقویت کنیم؟ برای این منظور، روش های مختلفی وجود دارد:

 یادداشت برداشتن و به همراه داشتن یک دفترچه، ابزاری است که به حافظه کمک فراوانی می کند. وقتی یادداشت برمی دارید، کاغذ خود را تا کنید تا ستونی در سمت چپ آن ایجاد شود. در سمت چپ، فقط یکی دو کلمه بنویسید که موضوع را شرح دهد و در سمت راست جزییات بیشتر را اضافه کنید. این روش به شما اجازه می دهد که بعداً اطلاعات خاص را پیدا کنید و می توانید با این روش حافظه خود را امتحان کنید.

 دفترچه یادداشت، گزارشی است از زندگی شما، چیزهایی که یاد گرفته اید، افرادی را که ملاقات کرده اید، توانایی شما در دستیابی به هدف، و هر آنچه که برای شما اهمیت داشته است. در پایان روز، مرور ساده آن ها و نوشتن هر چیزی، به یادآوری شما کمک خواهد کرد.

 در بعضی موقعیت های مربوط به حافظه و یادگیری، تکرار و تجسم کردن بسیار سودمند خواهد بود. هر چه بیشتر کاری را انجام دهیم یا چیزی را به صورت شفاهی تکرار کنیم، بهتر آن را به یاد خواهیم آورد. به همین دلیل است که آگهی های بازرگانی آنقدر تکرار می شوند. شما می توانید تقریباً هر مهارتی را تکرار کرده یا هر گونه اطلاعاتی را مکرراً به صورت شفاهی بیان کنید. روش تجسم به شما کمک می کند تا اوج عملکرد خود را به خاطر بیاورید.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱ تیر ۱۳٩٤ | ٩:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در گذشته چنین تصور می‌‌شد که هوش یک توانایی ارثی غیر قابل تغییر است و به همین دلیل آموزش در آن تأثیری نخواهد داشت. این اندیشه حاصل نظریه هایی بود که هوش را تغییر ناپذیر می‌‌دانستند. نظریه های تازه تر که هوش را یک رشته فرآیند ذهنی می‌‌دانند بر تغییر ناپذیری آن اصرار چندانی نمی ورزند و لذا از لحاظ پرورشی نظریه های امیدوار کننده تری هستند .

 

گیج و برلاینر 1992- (Gage & Borliner) در این باره می‌‌گویند:

" ما می‌‌توانیم به برنامه های آموزش حل مسأله ای که رفتار هوشمندانه را افزایش می‌‌دهند بیندیشیم. ما می‌‌توانیم به برنامه هایی بیندیشیم که به دانش آموزان کمک می‌‌کنند تا زمان یادگیری، استراتژی های یادگیری یا توالی مطالب یادگیری خود نظارت کنند. می‌‌توانیم درباره مهارت های رمزگردانی یا مهارت های مقایسه کردن دانش آموزان کار کنیم - اگر فکر می‌‌کنیم مشکل آنان به این قسمت مربوط می‌‌شود - با آگاهی کامل از مفاهیم مربوط به هوش در نظریه های خبرپردازی جاری، می‌‌توانیم درک کنیم که پائین بودن سطح توانایی های کلی ذهنی یک شرایط عمومی فرد نیست بلکه یک الگوی رفتاری قابل اصلاح است."



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نتایج پژوهشهای آموزشی نشان می دهد که بیشتر فراگیران ( شاید بیش از نود درصد آنها) می توانند آنچه را به آنها آموخته می شود بخوبی فراگیرند ، به شرط آنکه روشهای آموزشی مناسبی به کار گرفته شود و وقت یادگیری کافی به آنها داده شود. از طرف دیگر ، تحولات اقتصادی و صنعتی در کشور ما امروزه چنان است که نیروی انسانی ماهر موجود، جوابگوی نیازها نیست و ما ، هر روز ، به مهارتهای پیچیده تری نیاز پیدا می کنیم. در نتیجه دیگر به هیچ وجه نمی توان قبول کرد که تنها معدودی از افراد ماهر و با معلومات بتوانند به نیازهای جامعه پاسخ گویند. بنابر این ، وظیفه اصلی نظام آموزشی، این است که افراد بیشتری را ، با توجه به علایق آنها ، برای کسب مهارتها و معلوماتی که جامعه امروز و فردا بدان احتیاج دارد، به طرز مؤثری آموزش دهد.

 گذشته از آن ، آموزش مداوم درطول زندگی برای حداکثر استفاده از نیروی انسانی و ارضای خواستهای معنوی افراد ، روز به روز ضروری تر جلوه می کند. اگر کسب دانش در سنین نوجوانی ایجاد احساس ناتوانی و ناامیدی کند ، چگونه می توان افراد جامعه را در سنین بالاتر مشتاق آموزش مستمر نمود ؟ برای ایجاد شور و اشتیاق در افراد جامعه نسبت به آموزش مداوم ، آموزش باید موفقیت آمیز و خرسند کننده باشد. آیا اصطلاح " منحنی طبیعی " برایتان آشناست ؟ اصلاً این اصطلاح به گوشتان خورده است ؟ چه این اصطلاح را شنیده و چه نشنیده باشید ، می توانیم با اطمینان بگوییم که این منحنی در دوران تحصیلیتان اثر مهمی روی شما گذاشته است .



تاريخ : جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت در کلاس: 

معلم دوره ابتدایی می باید ذهنی فعال، پویا و اطلا عاتی علمی و به روز و کاربردی داشته باشد. معلم دوره ابتدایی باید یک سلسله اصول و مبانی را در جهت پرورش خلا قیت دانش آموزان در کلاس درس در نظر بگیرد تا بتواند دراین زمینه موفق شود. برخی از این اصول به شرح زیر است:

1-- پرورش خلاقیت در آموزش ابتدایی نیازمند نوگرایی، انعطاف پذیری و تنوع در رفتار، گفتار و تدریس است
2-- اگر معلم ابتدایی پرتکاپو، با انرژی و فعال و با نشاط باشد سبب رشد خلا قیت در دانش آموز خواهد بود.
 
3--اعتماد به نفس معلم در رشد اعتماد به نفس در دانش آموزان ابتدایی سبب افزایش خلا قیت است.
4-- خطر پذیری، بارش فکری، یورش اندیشه برای دانش آموز زمینه فن پرورش خلا قیت است.
5-- میل به تجربه های آموزشی ناشناخته، ترجیح دادن سادگی به پیچیدگی، طرح سوال، تحریک کنجکاوی، آموزش کشف محیط، جهت دهی ذهنی دانش آموز، برای رشد خلا قیت در دوره ابتدایی ضروری است.
6-- فشار نیاوردن، تحمیل نکردن دانسته های خود و تقویت مثبت دانش آموز ابتدایی در پرورش خلا قیت تاثیر بسیار دارد.
7-- بازی و فعالیت های آزاد و انعطاف پذیر کلاس سبب رشد افکار و احساسات خلا قانه می شود.
8-- معلم شوخ طبع، خوش رو و دارای علا یق هنری باعث تحریک در رشد خلا قیت می شود.
9-- پرهیز از دانش جدید، روش های تازه، فکر نو، برنامه های جدید و ابراز وجود مانع رشد خلا قیت است.
10-- گرایش به روش های تکراری، آموزش از روی عادت، پرسش و پاسخ کلیشه ای، روح خلا قیت را در دانش آموز ابتدایی می کشد.
11-- نداشتن تمرکز ذهنی، تحمل نکردن، ابهام و تضاد وابستگی و انجام فکری نشانه نبود خلا قیت است.
12-- رشد علمی، تجربه کلا سی، ارزشیابی مستمر از خود از عوامل رشد خلا قیت است.


تاريخ : یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢ | ٧:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

معلم خلاق و نقش او در پرورش خلا قیت دانش آموزان

بسیار می شنویم می خوانیم و مشاهده می کنیم که همه درباره شیوه های پرورش خلا قیت دانش آموزان بحث می کنند. در حالی که دانش آموزان در مقام فراگیرنده و شکل پذیر آموزش و پرورش به شدت تحت تاثیر رفتار معلم قرار دارد.

در دوره ابتدایی که اثرپذیری، نقش پذیری و انعطاف پذیری بیشتر به چشم می خورد، ضرورت دارد که بیش از پیش از پرداختن به شیوه های پرورش خلاقیت دانش آموزان سعی کنید یک معلم نواندیش، نوآور و خلا ق باشید، زیرا معلم در ابتدای امر آموزش در نظر دانش آموز الگوی قابل اعتمادی است که سبب اثبات یا نفی یادگیری می شود.

اگر معلم آموزش خلاقیت را به دانش آموز به صورت کلا می ارائه دهد، ولی خودش الگوی عملی خلا قیت نباشد برای او تناقض و تضاد شناختی به وجود می آورد.

اگر در گفتار خود شیوه آموزش و نحوه پرسیدن سوال شیوه برقراری ارتباط عاطفی و نحوه ارزشیابی خلا قی را بروز ندهیم و احساس و عاطفه خود را به شکل خلا قانه ای ابراز نکنیم هر چه تلا ش کنیم نمی توانیم به خوبی آموزش عملی باعث پرورش خلا قیت آنها بشویم. در حقیقت معلم باید با رفتار عملی خود به شکل خلاقانه ای اندیشه ها و افکارش را نمایش دهد و با ابراز احساس عاطفه و شکل های گوناگون کلا می و غیرکلامی خلاقیت، فرصت نمونه برداری ادراکی را برای دانش آموز فراهم کند تا او بتواند به خلا قیت و نوآوری دست یابد.

ضروری ترین گام معلم برای پرورش خلا قیت دانش آموزان تلاش و کوشش او در پرورش خلاقیت خود اوست. ولی این حرکت نباید سبب شود که معلم از یاد دانش آموزان غافل شود. در اصل این حرکت دو سویه است و از معلم به شاگرد و از شاگرد به معلم باز می گردد. 

معلمانی که از خود رفتار خلاق نشان می دهند، محیط های کلا س درسی به وجود می آورند که خلاقیت را ارتقا می دهند. این معلمان از موانع حسی و فرهنگی در کلا س خود پرهیز می کنند.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ | ۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تجربیات در روانشناسی نشان میدهد که می توانیم با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را افزایش دهیم.

آموزش و پرورش برای رشد و خلاقیت و نوآوری در معلم و دانش آموز به ویژه در دوره آموزش ابتدایی به منزله زیربنای تعلیم و تربیت باید درک روشن و صریحی از شرایط موجود به دست بیاورد، در گام بعدی باید بکوشد بر مبنای فلسفه تعلیم و تربیت و اهداف اصولی و معیارهای علمی و معتبر تصویر روشنی از شرایط مطلوب پرورش خلاقیت رسم کند. با ارایه این تصویر می توان به خوبی دریافت که شرایط پرورش خلاقیت در کلاس درس، مدرسه، سازمان آموزش، خانواده یا هر محل آموزشی و پرورشی دیگر، باید به چه صورتی باشد. در نتیجه می توان با کمترین صرف وقت، انرژی، انگیزه و سرمایه در مسیر پرورش و شکوفایی خلاقیت و نواندیشی قرار گرفت. اما اگر شرایط مناسب علمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی پرورش خلا قیت را فراهم نیاوریم هر عامل مثبتی در مسیر خلا قیت نه تنها موثر نخواهد بود بلکه به صورت یک مانع عمل خواهد کرد.



تاريخ : یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ | ٧:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت مفهومی پیچیده و در برگیرنده ابعاد مختلف علمی، فرهنگی، سازمانی و فردی است. اگر بخواهند در جامعه ای این مفهوم توسعه یابد و به شکلی پایدار تحقق یابد باید در درجه اول شرایط علمی، فرهنگی، سازمانی و فردی آن را به وجود آورند. زیرا اگر شرایط لازم و مناسب علمی فراهم نیاید هر نوع کوشش از نظر کیفیت و محتوا بی نتیجه خواهد ماند. همچنین اگر نتوانیم شرایط فرهنگی و سازمانی تحقق و توسعه خلاقیت را ایجاد کنیم هر چه بکوشیم و توان علمی خود را افزایش دهیم باز هم نمی توانیم به توسعه ای پایدار دست پیدا کنیم.

 آماده سازی شرایط گام اول پرورش خلاقیت دانش آموزان ابتدایی: اکثر صاحبنظران بر این باورند که اولین گام در پرورش خلاقیت کودکان به وجود آوردن شرایط مناسب در محیط خانوادگی، آموزشی است.

کارل راجرز می گوید:

 واضح است که خلاقیت را نمی توان با فشار به وجود آورد بلکه باید به آن اجازه داد تا ظهور کند. در مورد خلاقیت هم همین وضع صادق است. 

چگونه می توانیم شرایط خارجی را مساعد بسازیم تا شرایط داخلی تسریع شود و خلاقیت پرورش یابد؟



تاريخ : شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک تیم اروپایی طی تحقیقات جدید اعلام کرده میانگین ضریب هوشی مردم در عصر ملکه ویکتوریا از میانگین ضریب هوشی مردم مدرن امروزی بیشتر بوده است.

 آنها ادعای بحث برانگیز خود را براساس زمان پاسخگویی (RT) به محرک های بصری که به صورت آزمایشی روی مردم اواخر قرن 18 میلادی تا روزگار مدرن امروزی انجام شده بنا کرده اند. محققان معتقدند هرچه زمان پاسخگویی به این محرک ها کمتر باشد هوشیاری در سطح بالاتری است.

عصر ویکتوریا به عنوان یکی از عصرهای سازنده در تاریخ بشری همواره از سوی تاریخ نگاران مورد توجه بوده است.

اختراعات، اکتشافات و موسیقی تحسین شده آن زمان، هنوز هم در دوران امروزی متجلی و طنین انداز است.

عصر ویکتوریا، سال های سلطنت او از 1837 تا 1901 یعنی زمان مرگش را در برمی گیرد. البته مقایسه ضریب هوشی مردم آن دوران با مردم امروز شاید غیرممکن بوده و حداقل با روش های سنتی امکان پذیر نباشد. بنابراین محققان زمان واکنش به محرک های بصری را به عنوان روشی جایگزین برای مقایسه سطح ضریب هوشی پیشنهاد کردند.

خود تست ها و آزمون های ضریب هوشی مدت هاست مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته اند، چراکه بسیار یکطرفه عمل می کنند. مثلا سنجش میزان تحصیلات، معیارهای اجتماعی و دیگر عواملی که براحتی تعریف شده نیستند از جمله مواردی است که توسط تست های رایج IQ مورد بررسی قرار می گیرد.

سایر پژوهش ها نشان داده است سلامت کامل، وضع تغذیه و میزان خستگی می تواند نمره IQ را کاملا تحت تاثیر خود قرار دهد.

به همین دلیل تیم پژوهشی از RT به عنوان معیاری برای ارزیابی آنچه هوش عمومی نامیده می شود، استفاده کرده اند هر چند خودشان معتقدند این کار یک اندازه گیری از شناخت اولیه است.

محققان RT را به عنوان سنجه هوش کشف نکرده اند بلکه آنها از ادعاها و کشفیات دیگر پژوهشگران در طول سال ها استفاده کرده اند. پژوهش هایی که اثبات می کند RT راهی است برای اندازه گیری درست هوش حقیقی یک شخص. یک سنجه هوش که متاثر از سطح تحصیلات، بیماری، گذشته شخص و دیگر فاکتورها نیست.

با استفاده از چنین ادعاهایی تیم پژوهشی تست های RT موجود در فاصله زمانی بین سال های 1884 تا 2004 را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند نرخ RT در این بازه زمانی به آرامی افزایش یافته است. برای مردان، این رشد از 183 میلی ثانیه به 253 میلی ثانیه بوده، در حالی که در زنان از 188 میلی ثانیه به 261 میلی ثانیه رسیده است.

پژوهشگران معتقدند این موضوع ثابت می کند مردم در طول زمان کمتر باهوش شده اند. آنها ادعای خود را با ارائه دلیلی برای کاهش هوش تقویت می کنند: مردم باهوش تر فرزندان کمتری نسبت به افراد کمتر هوشمند دارند.

البته به این ادعای تیم محققان اروپایی به عنوان یک ادعای بحث برانگیز نگاه خواهد شد. در ضمن هنوز هیچ اثباتی برای این مدعا که زمان واکنش بدرستی به عنوان یک سنجه هوش عمل می کند یا خیر ارائه نشده است.

همچنین اطلاعات موجود نشان می دهد محققان زمان واکنش مردم را در آزمایش هایی با سوژه های تصادفی اندازه گیری کرده اند. در واقع آنها آزمایش ها را بر مبنای اصول دقیق علمی بنا نکرده اند.

نکته دیگر توجه به اثر فلین است که پژوهشگران بر مبنای آن به این نتیجه رسیده اند که از جنگ جهانی دوم تاکنون میانگین ضریب هوشی افزایش یافته است.

منبع:phys.org 
مترجم: آتنا حسن آبادی(جام جم)



تاريخ : دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ | ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

این مسئله یکی از شایع ترین موانع رشد خلاقیت در دانش آموزان به شمار می رود. هنگامی که دانش آموز احساس کند، تنها چیزی که اهمیت بیشتری دارد و در ارزیابی ها ملاک خوب بودن شمرده می شود نمره بالاست و نه چیز دیگر، در نتیجه کسب نمره بیشتر به خودی خود برای وی حکم مهم ترین هدف را پیدا می کند و بنابراین او تنها برای به دست آوردن آن می کوشد.  

  تأکید زیاد بر نمره دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن

این مسئله یکی از شایع ترین موانع رشد خلاقیت در دانش آموزان به شمار می رود.هنگامی که دانش آموز احساس کند، تنها چیزی که اهمیت بیشتری دارد و در ارزیابی ها ملاک خوب بودن شمرده می شود نمره بالاست و نه چیز دیگر، در نتیجه کسب نمره بیشتر به خودی خود برای وی حکم مهم ترین هدف را پیدا می کند و بنابراین او تنها برای به دست آوردن آن می کوشد. در چنین جوی تلاش برای خلاقیت و نوآوری دانش آموز، معنایی نخواهد داشت.

روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

به کارگیری افراطی روش های سنتی که در آن ها بیشتر معلم نقش محوری را در کلاس ایفا می کند و بیشتر مبتنی بر سخنرانی و استفاده از مهارت های کلامی است، سبب می شود دانش آموز در فرآیند تدریس و یادگیری و ایفای یک نقش فعال فرصت مشارکت کمتری را پیدا کند. دانش آموزی که در این نوع سیستم تحصیل می کند مجالی برای بروز استعدادهای خلاق نمی یابد و به تدریج تحرک و پویایی خود را از دست می دهد.

  عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت

در بسیاری از موارد آشنا نبودن معلم یا مربی با شیوه های پرورش خلاقیت دانش آموزان به تنهایی یک مانع بزرگ در این زمینه محسوب می شود.

 معلمی که شناخت صحیحی از ماهیت خلاقیت، موانع و روشن های پرورش نداشته باشد، بدیهی است نه تنها نمی تواند اقدامی برای بروز استعدادهای خلاق دانش آموزان خود در کلاس انجام دهد، بلکه ممکن است نا آگاهانه و به مرور زمان کلاس درس خود را به محیطی تبدیل کند که در آن خلاقیت دانش آموز سرکوب می شود.

 فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان

هر چند بسیاری از فعالیت های خلاق نیازمند هزینه ها و امکانات خاصی نیست و بیشتر آن ها با اندکی تغییر در روش های تدریس و استفاده بهینه امکانات و فضای آموزشی موجود در مدارس قابل اجراست، اما گاهی فقدان این حداقل امکانات لازم سبب می شود که انجام برنامه های پرورش خلاقیت در کلاس و مدرسه با مانع یا شکست روبه رو شود، این کمبودها در بسیاری از موارد تأثیری مخرب بر علاقه و انگیزه دانش آموزان برای شرکت در این برنامه ها می گذارد.

اهداف و محتوای کتاب های درسی

موضوع اهداف و محتوای درسی مبحثی بسیار گسترده است و از جوانب مختلف قابل بررسی می باشد، اما در این جا تا این حد بدان اشاره می شود که چنانچه در یک نظام آموزشی کتاب درسی به عنوان مهم ترین و تنها منبع تدریس و آموزش مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال در میان اهداف و محتوای آن چیزی به عنوان پرورش خلاقیت منظور نشده باشد، مسلماً دانش آموز آزادی عمل و توانایی لازم را نخواهد داشت که پا را از چارچوب کتاب درسی خود فراتر بگذارد و در نتیجه او می آموزد فقط در محدوده کتاب درسی خود بیندیشد و نه بیشتر.

 عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

در نظر نگرفتن این واقعیت که هر دانش آموز در عین اشتراکاتی که با دیگر دانش آموزان دارد، یک انسان منحصر به فرد است و دارای استعدادها، علایق و کشش های ویژه خود نیز می باشد، سبب می شود معلم دید و نگرشی یکسان نسبت به همه دانش آموزان داشته باشد، این نوع نگرش در حوزه پرورش خلاقیت یک مانع اساسی محسوب می شود و به ویژه سرخوردگی دانش آموزان خلاق را به دنبال خواهد داشت.

عدم پذیرش ایده های جدید

عادت به تفکرات کلیشه ای، راه حل های معمولی و تجربیات تکراری می تواند سبب پدید آمدن نوعی دید انتقادی در معلم و دانش آموزان در کلاس های درس شود که می توان آن را روحیه عدم پذیرش ایده های جدید نامید.

 برای دانش آموزی که از تفکری خلاق برخوردار است و میل به خلق ایده های نو و غیر معمول دارد، بسیار مأیوس کننده خواهد بود که ایده ها و افکارش به خاطر غیر معمولی بودن مورد بی توجهی معلم یا دانش آموزان قرار گیرد.

این دانش آموز به تدریج تحت تأثیر نظر جمع، ممکن است نوگرایی و این نوع فکر خود را دال بر وجود ضعف یا مشکلی در خود تلقی کنند.

احساس غیر عادی بودن در بسیاری از دانش آموزان خلاق ناشی از وجود یک چنین جوی در کلاس است که در نهایت به خود سانسوری منتهی می شود.

 ارائه تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان

معمولاً انجام تکالیف درسی بخش عمده ای از وقت دانش آموزان را به خود اختصاص می دهد. در مواردی که به دانش آموز تکالیف زیادی داده می شود و او به ناچار همه توان و انرژی فکری خود را برای انجام آن تکالیف می کند، در نتیجه دیگر فرصت و همچنین توانایی چندانی برای پرداختن به فعالیت های دیگر نخواهد داشت. به علاوه از آن جا که غالباً انجام زیاده از حد تکالیف درسی برای دانش آموزان چندان خوشایند نیست، این موضوع می تواند سبب بی توجهی و بی میلی آن ها نسبت به فعالیت های دیگر از جمله فعالیت های خلاقانه که بیشتر نیازمند آرامش فکری و روانی است، شود.

استهزاء و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه

در کلاس های درس زیاد اتفاق می افتد که دانش آموزی به دلیل مطرح کردن یک نظر اشتباه، ایده ای نادرست یا عجیب و غریب از طرف معلم یا دانش آموزان هم کلاسی خود مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد.

 برای دانش آموزی که گرایش های خلاقانه دارد، این نوع برخورد دیگران حکم توبیخ و تنبیه را دارد.

در نتیجه احتمال دارد این دانش آموز به تدریج بیاموزد که ایده های خود را از ترس این که ممکن است اشتباه باشد و مورد استهزای دیگران قرار گیرد، به زبان نیاورد و آن را در درون خود سرکوب کند.(تبیان

 



تاريخ : پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ | ۳:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به طور کلی، برای پرورش خلاقیت لازم است روش های تدریس اکتشافی و فعال که مبتنی بر فعالیت دانش آموز است، محور تدریس قرار گیرد تا بتوان به یادگیری توأم با خلاقیت دست یافت.

در واقع هر یک از کلاس های موجود را می توان به طریقی سازمان داد که بتوانند فضایی را که لازمه بروز خلاقیت است برای دانش آموزان فراهم کنند. قراردادن محرکات بصری در کلاس، ترتیب چیدن میز و صندلی ها و اختصاص فضای لازم برای فعالیت دانش آموزان، از جمله مواردی هستند که باید به آن ها توجه کرد.

عامل مهم دیگر، برای فراهم کردن جو فیزیکی کلاس، پیش بینی وسایل است که بتوان از طریق آن ها، آثار دانش آموزان را به معرض نمایش گذاشت. وسایلی نظیر: تخته ماهوتی، میز، قفسه و جعبه مقوایی.

در واقع هر آنچه که بتوان از آن برای مهم تر جلوه دادن نمایش اختراعات و آثار شاگردان استفاده کرد، به تحقق این منظور کمک خواهد کرد. می توان ترتیب چیدن میز و نیمکت ها را بر حسب موضوع درسی کلاس تغییر داد و آن ها را به شکل دایره برای بحث های جمعی یا به شکلی که برای کارهای دو سه نفره مناسب باشد، تنظیم کرد. با توجه به هر برنامه درسی، وسایل کمک آموزشی لازم نیز باید در دسترس دانش آموزان باشد؛ وسایلی به نام قطب نما، نقشه، اطلس، نوار کاست، دایرة المعارف و اسباب بازی.

در دسترس بودن چنین وسایلی، به خصوص هنگامی که به آن ها نیاز است، می تواند تأثیری قطعی و مهم در پرورش رفتار خلاق ایفا کند.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱ | ۸:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
کمتر پدر و مادری را می‌توان یافت که نخواهد فرزندش باهوش و دارای توانی خاص در یادگیری و حل مسائل باشد، اما بسیاری از والدین گمان می‌کنند درصد زیادی از این توانایی‌ها به ذات، سرشت یا خمیره کودکشان ربط دارد و از همین رو آموزش فرزندشان را جدی نمی‌گیرند؛ حال آن‌که با صرف وقت می‌توانند به افزایش میزان هوش و قدرت یادگیری کودکانشان کمکی بایسته و شایسته کنند. اگر می‌خواهید در زمینه پرورش فکری کودکتان، آگاهی‌های مفیدی کسب کنید، بیایید ابتدا با آزمایشی آشنا شوید که دو محقق استرالیایی و آمریکایی انجام دادند.

اهمیت تصاویر

گابریل سیمکاک، محققی از دانشگاه کوئینزلند و جودی دولوش، دانشمندی از دانشگاه ویرجینیا در پژوهشی روی 132 کودک دریافتند تصاویر کتاب‌ها علاوه بر سرگرم کردن جنبه‌ای تقویتی در فرآیند یادگیری کودکان دارد و منبعی مهم از اطلاعات مورد نیاز برای کنش و واکنش در جهان پیرامونشان فراهم می‌آورد.

سیمکاک و دولوش با جمع کردن کودکان بر اساس سنشان، ابتدا گروهی را که کمتر از 30 ماه سن داشتند، به دو دسته تقسیم کردند: به یک گروه کتابی داده شد که نشان می‌داد کودکی توپی پلاستیکی را در ظرفی شیشه‌ای انداخته، سپس با اتصال ظرف به یک قطعه چوب از آن جغجغه ساخته است. آنها با در اختیار گذاشتن وسایل مورد نیاز از کودکان خواستند جغجغه‌ای بسازند. تمامی کودکانی که در گروه اول، از روش ساخت آن در کتاب مطلع شده بودند، توانستند جغجغه را بسازند، اما گروه دوم که کتابی در اختیارشان نبود، به موفقیت کمتری دست یافتند.

نقش بزرگسالان در افزایش توانایی کودکان از همین مرحله بخوبی معلوم است: کودکانی که اطلاعاتی اولیه حتی به شکلی خام و محدود کسب کرده باشند، بهتر از کودکانی می‌توانند یاد بگیرند و موفق شوند که کسی آگاهی‌هایی ولو اندک به آنها نیاموخته است.

اولین قدم‌های آموزش

حتی والدینی که درباره شیوه‌های تربیت و پرورش کودکانشان مطالعه چندانی ندارند، اولین قدم‌های آموزش به آنها را با آموختن کلمات آسانی چون بابا، مامان، یا این چیست و آن چیست برمی‌دارند، اما متأسفانه هر چه سن و سال کودک بیشتر می‌شود، گام‌های آنها نیز در راه آموزش و تقویت هوش فرزندانشان کندتر و محوتر می‌شود.

برای ادامه راه می‌توانید تصاویری آشنا و مناسب کودکان تهیه کنید و با حذف بخش‌هایی از تصاویر، از کودکتان بخواهید کاستی‌های تصویر را حدس بزند. به عنوان مثال تصویر صورتی را بکشید که دهان ندارد. از او بخواهید آنچه را در تصویر نیست، بکشد و حتی رنگ‌آمیزی کند. آنها متوجه کمبود چیزی در تصاویر آشنا می‌شوند و تلاش می‌کنند شکل‌های ساده لب، دهان، دندان و... را شناسایی و بازسازی کنند. بر حسب سن و سال کودک می‌توان این تصاویر را از ساده به پیچیده تبدیل کرد و از اجزای صورت به اشیای پیچیده‌تر دیگر کشاند.

کاربردها

متناسب با سن و سال و درک کودکتان گاهی می‌توانید وسایلی را گردآورید و از او بپرسید کاربرد آن وسیله چیست. مثلا قیچی به چه کار می‌آید؟ با چنگال چه کاری می‌توان انجام داد؟ و... سپس کاربردهای دیگری از همان وسیله را به او نشان دهید. مثلا وقتی کاربرد چنگال در خوردن غذا برای او معلوم شد، می‌توان دو چنگال را طوری در قطعه کوچکی سیب‌زمینی فرو برد و روی سیب‌زمینی صورت حیوانی مثل بز، گوسفند و... را نقاشی کرد که چنگال همانند شاخ یا گوش به نظر برسد. یا کاسه‌ای مدور را طوری روی سر خود قرار دهید که همانند کلاه به نظر برسد.

این امور می‌تواند ذهن کودک را با کاربردهای دیگر وسیله‌ای که همیشه در تصورش یک کاربرد داشته، آشنا کند و زمینه خلاقیت و تقویت هوش او را برای پیدا کردن کاربردهای دیگر یا یافتن راه‌های دیگر در زندگی و تعمیم آن روش در وسایل دیگر فراهم کند.

شباهت در عین تفاوت

می‌توان ترتیبی از اشیا را روی میزی چید و یک بار در این حالت و بار دیگر در حالی با دوربین خانگی از آن اشیا عکس گرفت که تغییراتی جزئی در عکس دوم ایجاد شده باشد. این کار را می‌توان هم با تغییر جای اشیا و هم با تعویض اشیا با اجسام دیگر انجام داد، سپس از کودک خواست موارد اختلاف دو عکس شبیه به هم را پیدا کند. می‌توان برای او بازی‌های فکری در حد سن و سالش ترتیب داد. همچنین می‌توان با گرد‌آوردن میوه‌ها، اشیا و... حتی توجه دادن او به تماشای ابرها از او خواست شباهت‌های دیگری غیر از آنچه را می‌بیند، برایتان بیان کند. مثلا در نگاه به ابرها و حرکتشان، تصاویری بسازد و تصور خود را از شکل آن بیان کند. یا با گاز زدن میوه‌هایی چون سیب به شیوه‌ای متفاوت، با جای دندانش روی آنها چشم و دهان و بینی حک کند.

به خاطر داشته باشید سلامت فکر و رشد ذهنی کودکتان در آینده تا حد زیادی به آموزش او در کودکی بستگی دارد. هر قدر در این سنین نورون‌های ذهن او به فعالیت واداشته شود، نه تنها از نظر فکری سالم‌تر خواهند بود، بلکه از نظر هوش، قوی‌تر و از نظر یادگیری، درک و فهمی سریع‌تر و بهتر هم خواهند داشت.



تاريخ : یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
جوراب ژینا کوچولو نیم‌تنه لباس عروسک مهسا شده است و آن را طوری قیچی کرده که توری ساقش پیش‌سینه عروسک شود. چند تا کاپ کاغذی کیک که از وسایل شیرینی‌پزی مادر فرار کرده به دست مهسا رسیده و تبدیل شده به یک دامن چند‌طبقه باله برای عروسک خانم. این دامن‌ها با چسب به یک روبان چسبیده شده و پشت کمر عروسک گره می‌خورد.

شاید این یک ابتکار ساده باشد، اما خلاقیت زیاد پیچیده نیست و از همین راه‌های ساده جای خود را در زندگی بچه‌ها باز می‌کند.

مثل نادر که با ماشین اسباب‌بازی شکسته خود و عروسک پا از دست داده خواهرش و کمی چیزهای دیگر یک عروسک ویلچرنشین درست کرده است. هر دوی این قطعات قرار بود دور ریخته شود، اما الان نادر و نازنین کوچولو برای گرداندن این عروسک با هم رقابت می‌کنند.



تاريخ : جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱ | ٧:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از بهترین شیوه‌ها برای پرورش خلاقیت کودک، این است که خودتان هم در دنیای تخیلی او حضور داشته باشید و با او همراه شوید. خوشبختانه اغلب بازی‌ها و فعالیت‌هایی که به پرورش خلاقیت کودک کمک می‌کند نیز کارهایی ساده و آسان است. بنابراین از همین امروز شروع کنید و با بازی‌هایی ساده ولی جالب، خلاقیت کودک را پرورش دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ | ٢:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

رابطه بازی با بهره‌وری از خلاقیت بسیار پراهمیت است، چون بازی به کودکان خردسال یاد می‌دهد هنگام تلاش برای حل مشکلاتی که به چشمشان خیلی بزرگ و اساسی جلوه می‌کند، از تفکر خلاق کمک بگیرند یا به کمک تخیل و خلاقیت از تکرار و حرکت‌های یکنواخت در بازی فراتر بروند.

پس اگر تمرکز روی بازی‌هایی که خط پایان ندارند صورت بگیرد، مفید است و از طریق این بازی‌ها کودک انتخاب‌های زیادی را می‌تواند برگزیند. برای مثال خانه‌سازی، بازی با مکعب‌های چوبی، نقاشی، شن‌بازی، فعالیت‌های ریتمی ‌و خمیربازی که ابزار بازی را به هر شکلی می‌توان درآورد.

همچنین می‌توانید با ترکیب و به هم چسباندن مواد بازیافتی و دورریختنی برای ساخت کاردستی‌های جدید استفاده کنید. توجه به این دست بازی‌ها به اعتقاد کارشناسان رشد کودک در کودک انگیزه ایجاد می‌کند تا به عادت‌های تکراری خو نگیرند و رویکردی حفظ‌کردنی به بازی نداشته باشند.



تاريخ : پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

منظور از خلاقیت در کودکان شکلی از تفکر است که ظرفیت آنها را برای ایده‌های نو و کارهای تازه و بدیع بالا می‌برد. آلبرت اینشتین می‌گوید: «تخیل از دانش مهم‌تر است.»

این جمله امروزه معنی بیشتری پیدا کرده است، چون کودکان در کنار کتاب با دنیای اطلاعات از طریق اینترنت و رسانه‌ها احاطه شده‌اند.

آیا این ابزار کودکان را باهوش می‌کند؟ یا استفاده از آن همچون پرسه‌زدن در دایره‌المعارفی پر از اطلاعات، ولی بی‌ارتباط به هم است.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تست هوش یا تست آی کیو (IQ)‌ درحقیقت آزمونی است که توانایی‌های مختلف آدمی را می‌سنجد. در این آزمون، انواع توانایی‌ها مانند توانایی‌های کلامی و غیرکلامی، حافظه، میزان توجه و تمرکز، توانایی سرعت پاسخ‌دهی و دیگر توانایی‌ها مورد سنجش قرار می‌گیرد.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

شاید داستان ادیسون، پسرکی از مدرسه گریزان و پرخاشگر را که یک روز برق را اختراع کرد، شنیده باشید. همه او را‌ خنگ و تربیت‌ناپذیر تصور می‌کردند، اما او فقط متفاوت بود.

تشخیص نوع تفاوتی کهه فرزند شما با دیگران دارد، خیلی مهم است. ممکن است یک کودک تیزهوش یا نابغه، اول به عنوان کودک پرخاشجو و خرابکار شناسایی شود.

آنها به راحتی نمی‌توانند خود را در چارچوب‌های تعیین شده برای سن و سالشان حبس کنند و عاشق تجربه کردن و بروز خلاقیت‌هایشان هستند، همین است که گاهی سبب ناسازگاری شان می‌شود. ‌ کلاسی که فرزند شما همه مطالب آن را پیشاپیش آموخته‌ و مسائلی که برای کودکان دیگر تازه است، برای او تکراری است به سختی می‌تواند کودک شما را پا‌یبند کند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ | ۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

جلیل فتح آبادی( 1385 )بررسی تأثیر ارزشیابی توصیفی- کیفی در تحقق هدف‌های شناختی، عاطفی و روانی- حرکتی دوره ابتدایی دراستان مرکزی، شورای تحقیقات آموزشی سازمان آموزش و پرورش استان مرکزی

هدف پژوهش بررسی تأثیر طرح ارزشیابی توصیفی- کیفی در تحقق هدف‌های شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی دوره ابتدایی در استان مرکزی بود. برای انجام این پژوهش تمامی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی مدارس مجری طرح ارزشیابی و به همین تعداد از کلاس‌های مدارس غیر مجری طرح، جمعا به تعداد 328 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پنج آزمون پیشرفت تحصیلی برای حیطه‌های شناختی و روانی حرکتی و سه پرسشنامه برای حیطه عاطفی بود. جمع آوری داده‌ها پس از اتمام دروس و قبل از شروع امتحانات پایانی و با کمک معلمین کلاس‌های شرکت کننده در پژوهش انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری و در صورت معنی دار بودن اثر از آزمون‌های یک متغیری تحلیل واریانس و برای بررسی تفاوت زیرگروه‌ها از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت‌های معنی داری بین گروه‌های آزمایش و گواه در پیشرفت تحصیلی ریاضی،‌علوم تجربی، زبان فارسی و املا فارسی وجود دارد. نمرات دانش آموزان تحت پوشش طرح ارزشیابی توصیفی درمتغیرهای حوزه شناختی از قبیل دانش ریاضی, علوم تجربی، زبان فارسی و املا بالاتر از دانش‌ آموزان پایه سوم ابتدایی مدارس عادی همسان یا معادل با آنهاست .



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

طاهره امیری (1385) بررسی میزان اثر بخشی طرح ارزشیابی توصیفی در پایه‌های اول، دوم وسوم ابتدایی و مقایسه آن با ارزشیابی کمی در استان چهار محال بختیاری سال تحصیلی 85- 1384 شورای تحقیقات آموزشی سازمان آموزش و پرورش استان چهار محال بختیاری

 

ارزشیابی تحصیلی یکی از عناصر مهم و اساسی برنامه‌های درسی و نظام‌های آموزش پرورش جهان محسوب می‌شود. در دو دهه اخیر، همگام با تحول در عناصر نظام آموزشی از جمله برنامه درسی، روشهای تدریس و منابع یادگیری، ضرورت تحول درشیوه‌های سنجش آموخته‌ها نیز احساس شده است.

 

تاریخچه نظام تعلیم و تربیت تطبیقی نشان می‌دهد که تحول بسیاری از کشورها از نظام ارزشیابی آغاز و به دیگر مؤلفه‌ها سرایت کرده است. از این رو، نگاه مجدد به ارزشیابی، بازنگری و باز تعریف آن و ایجاد ارزشیابی نوین، ضرورتی قطعی و یقینی است.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
  • 1- مدل دهی یا الگو دهی
  • 2- لیاقت پروری و خودشناسی
  • 3- ترغیب به طرح سؤال
  • 4- ترغیب به تعریف و باز تعریف مسئله
  • 5- ترغیب ایده پردازی و تصویر سازی ذهنی


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

توانایی تحلیلی

این توانایی در واقع بخشی از توانایی تفکر انتقادی است. فردی که از توانایی تحلیلی برخوردار است، به خوبی می تواند ایده ها را تحلیل و ارزیابی کند و از این توانایی، برای خلق ایده های نو بهره ببرد. فرد خلاق هم چنین، با استفاده از همین توانایی، حتی درمرحله ی انجام کار مبتکرانه ی خود نیز به آزمون ایده ی خودش می پردازد.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ | ٧:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

داشتن این توانایی یعنی توانایی ترکیب و تولید، لازمه ی اولیه ی انجام هر نوع کار نو و ابتکاری است. این ویژگی عبارت است از توانایی تولید ایده های نو و جالب با استفاده از آموخته های پیشین. افراد خلاق می توانند به خوبی میان مؤلفه ها، ابعاد و زویای گوناگون پدیده ها ارتباط معنا دار پیدا کنند و از ترکیب آن ها به ایده های نو دست یابند. اشخاص غیر خلاق، به طور معمول و خود انگیخته، از عهده ی چنین کاری بر نمی آیند.



تاريخ : یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در کل، خلاقیت را می توان در حوزه ی «گرایش» قلمداد کرد تا مقوله ای از «توانایی». شاهد این مدعا، کار کودکان به ویژه نقاشی و کاردستی آن ها در سنین قبل از دبستان است. بچه ها در این سنین، به ادامه ی کارهای ابتکاری گرایش دارند.

در کاربرد رنگ ها، ترسیم اشکال و تصاویر، و درست کردن کاردستی، کاملاً خلاق اند و دوست دارند به تصاویر ذهنی زیبای خود جامه عمل بپوشانند. همین کودکان، در سنین بالاتر، وقتی به طور مستمر در معرض بکن نکن های بزرگ ترها قرار می گیرند و خود را با سدهای تجویزی آموزشی مواجه می بینند، تغییر گرایش می دهند و تلاش های خود را بیشتر مصروف تحقق هدف های پیش ساخته ی بزرگ ترها می کنند. برای فراهم کردن زمینه های خلاقیت، باید گرایش به کسب سه نوع توانایی به شرح زیر را ترغیب کرد. ویژگی شاخص خلاقیت، گرایش به برقرار کردن تعادل میان این سه نوع توانایی است.


تاريخ : شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به گزارش ایرنا محققان دانشگاه سوربن با ارایه 10 روش ساده موفق به افزایش هوش افراد شدند. در این آزمایش هزار نفر مورد بررسی قرار گرفتند و آزمونی برای سنجش هوش آنها به‌عمل آمد.

پس از آن محققان این 10 مورد را مطرح کردند و از افراد خواستند که تعدادی از این موارد را در امور روزانه به‌کارگیرند. چند ماه بعد از آن یک تست سنجش هوش به عمل آمد که نتیجه آن کاملاً حیرت آور بود چراکه میزان هوش افراد به میزان قابل توجهی افزایش یافته بود.

محققان معتقدند که عوامل بسیاری مانند عوامل ژنتیکی، تغذیه، محیط پرورش و نظایر آن در میزان هوش افراد موثر است ولی این 10 مورد در افزایش هوش تاثیر بسزایی دارد.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ | ٥:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

* هرگز کودک را تحقیر نکنیم. کودکی که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقیّت نمی‌زند. 

* محیطی مناسب برای انجام کارهای خلاق آنها فراهم نمایید.

* امکانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به کمک آنها خلاقیت های خود را ابراز نمایند. به عنوان مثال وسایل موسیقی، نقاشی و طراحی و ...

*کارهای خلاق کودکان را تشویق کنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری کنید.

* به عنوان بزرگسال، خود به انجام کارهای خلاق بپردازید و اجازه دهید کودکان شما شاهد کارهای خلاق تان باشند.

* به شیوه های آموزشی در خانواده خود توجه داشته باشید.

* برای کارهای خلاق دیگران ارزش قائل شوید.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ | ۳:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

- تاکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه کودک

- ایجاد رقابت میان کودکان

- تاکید افراطی بر جنسیت کودک 

- قرار دادن قوانین خشک و دست و پا گیر در منزل

- عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

- انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

- بیهوده شمردن تخیلات کودک

- عدم شناسایی علائق درونی کودک

- عدم وجود حس شوخ طبعی در محیط منزل

- تحمیل نقش بزرگسال به کودک



تاريخ : یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ | ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

*کودکان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف می زنند. ذکر جزییات یک ماجرا  و به تفضیل سخن گفتن  می تواند نشانه قدرت  خیال و تصور زیاد باشد.

* دقت و توجه شدید در گوش  دادن، مشاهده کردن یا انجام دادن  کاری دارند.

* شور و نشاط و مشغولیتهای  شدید جسمانی دارند.

* در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

* عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

* با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

* اشتیاق به صحبت کردن درباره کشفیات با دیگران دارند.

* توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

*کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

* در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

* سئوالات عجیبی طرح می نمایند.



تاريخ : شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩ | ۸:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت بزرگترین و اثر گذار ترین قسمت از وجود هر انسان است که خدا در وجودش قرار داده است. رشد و تکامل جوامع زائیده انسان های خلاق جهان در طول تاریخ می باشد. خلاقیت عرصه گسترده ای دارد. از ساده ترین نقاشی گرفته تا ماهواره های پیش رفته ای که به فضا پرتاب می شوند. خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کارشناسان تربیت کودک معتقدند، بازی وسیله‌ای است که باید کودک را برای ورود به دنیای بزرگ‌تر آماده کند و اشتباه است که والدین آن را به عنوان سرگرمی بچه‌ تلقی کنند.اسباب‌بازی باید با سن، علایق و توانایی‌های کودک تناسب داشته باشد، زیرا اگر بازی با اسباب‌بازی خاصی خارج از توان کودک باشد اثرات منفی و مخربی بر ذهن کودک می‌گذارد.ویژگی دیگر اسباب‌بازی هماهنگی آن با فرهنگ جامعه است، زیرا از آن طریق کودک واقعیت‌های اطراف را به‌طور ملموس تجربه می‌کند.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

با به کارگیری 30 شیوه ساده از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی افزون بر رشد جسمانی مناسب، زمینه های افزایش بهره هوشی کودکان را تقویت کنید.

بنابر گزارش گروه پزشکی و سلامت واحد مرکزی خبر از آنجا که پایه ریزی و شکل گیری رشد جسمانی و ذهنی کودکان از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی است، به کارگیری این 30 شیوه به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب کودک کمک می کند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که بازی و اسباب بازی برای کودکان بسیار مهم تلقی می شود به طوری که آنها بیشترین ساعات بیداری خود را به بازی و فعالیت می پردازند. از طرفی کودکان زمان بازی را بسیار دوست دارند و این زمان را بر هر چیز دیگری مقدم می دانند. البته انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند بهترین و مناسب ترین اسباب بازی برای کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی، اسباب بازی های آموزشی است چرا که این گروه از اسباب بازی ها موجب پرورش تفکر، تخیل، سرگرمی، لذت و مهمتر از همه یادگیری در کودک می شود و او را با مفاهیم و دنیای پیرامون آشنا می کند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩ | ۳:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخى از کارشناسان فراتر از این مى روند و توصیه مى کنند که آموزش کارآفرینى از سنین کودکى شروع شود چرا که کارآفرینى از تجربیات زندگى در محدوده ی خانواده و فرهنگ سرچشمه مى گیرد.

 یکی ازکارشناسان ارشد کارآفرینى مى گوید: «زمانى تصور مى شد افراد، کارآفرین به دنیا مى آیند چون خصوصیات آنها به قدرى نادر و به خصوص بود که در هر جایى یافت نمى شد. در حالى که امروزه شواهد کافى وجود دارد که نشان مى دهد، صفات کارآفرینى مى تواند در نتیجه ی آموزش هاى دوران کودکى و استقلال و اتکا ء به خود و نیز در نتیجه ی ارزش هاى فرهنگى مرتبط با کار و صنعت پرورانده شود.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آلبرت انیشتین در خاطراتش مى گوید: «نظریه ی نسبیت نمى توانسته در دوران بزرگسالى من شکل گرفته باشد زیرا آدمى در بزرگسالى فرصتى براى اندیشیدن به فضا و زمان ندارد. اینها چیزهایى است که وقتى کودک بودم به آنها فکر کرده ام.»

 به این ترتیب پرورش خلاقیت کودکان تأثیر مهمى در آینده ی آنها دارد. بسیارى از کودکان تیزهوش اند ولى در بزرگسالى هرگز متناسب با هوش شان پیشرفت نمى کنند. این موضوع به نحوه ی آموزش و پرورش آنها برمى گردد.

   دکتر معصومه رفیقى روان شناس کودکان مى گوید: «جان لاک مى گفت بچه ها طبیعت منفعلى دارند. با پاداش و تنبیه باید رفتار آنها را تقویت کرد. بعدها روسو گفت بچه طبیعتاً فعال است. خودش اکتشاف مى کند و اگر مانعى مقابلش ایجاد نشود، خلاق مى شود. الآن نظریه ی روسو غلبه دارد. به طور کلى سن 5سالگى سن جهش سریع در خلاقیت است. خلاقیت هم در آزادى شکل مى گیرد. هر بچه اى به نوعى استعدادهاى خودش را نشان مى دهد. آزادى به خلاقیت امکان بروز مى دهد و محدودیت مانع بروز آن مى شود. بازدید از مکان هاى مختلف هم خلاقیت را تقویت مى کند. محیطى که باید خانواده ها براى بروز خلاقیت ایجاد کنند محیطى است که بچه ها آزادانه فکر کنند. همچنین خانواده ها باید براساس رشد و نیاز بچه، اسباب بازى در اختیارش قرار دهند. به قول «اولین شارپ» بازى تفکر کودک است. بچه ها در سنین پیش از دبستان با بازى آموزش مى بینند و با محیط اطرافشان مواجه مى شوند و تطبیق پیدا مى کنند.»

(تبیان)



تاريخ : دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روان شناسان مى گویند: بیشتر کودکان زیر 5 سال ایرانى خلاق اند ولى فقط تعداد کمى از آنها بعد از 5 سالگى خلاقیت شان را حفظ مى کنند. این به معناى آن است که نحوه ی آموزش و پرورش کودکان ما صحیح نیست. ما در خانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پیش تعیین شده پر مى کنیم و این رویه را تا پایان دوران مدرسه ادامه مى دهیم. به این ترتیب کودکان و نوجوانان ما توانایى کشف، اختراع، استنتاج و نیز قوه ی خلاقیت شان را از دست مى دهند. در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه ی تولد کودک با توانمندى هاى او و امکانات بالقوه ی کشور مطابقت ندارد. به این ترتیب نمى توانیم چنان که باید افراد کارآفرین پرورش دهیم.

یکی از کارشناسان مى گوید: «در نسل هاى پیشین در کشور ما مثل جوامع و خانواده هاى غربى کنونى، فرزندان به خصوص پسران از سنین کودکى و نوجوانى با مفهوم کار و درآمد آشنا مى شدند. به طورى که حتى در خانواده هاى ثروتمند نیز شاگردى فرزند و یادگیرى کار، مذموم شناخته نمى شد.»

به این ترتیب لازم است که خانواده هاى ایرانى نگرش خود را یک بار دیگر تغییر دهند. این تغییر هم با آموزش ممکن است.



تاريخ : یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تجربه نشان مى دهد که براى پرورش انسان هاى کارآفرین باید مفاهیم مربوط به کارآفرینى به شکل پررنگى در کتاب هاى درسى گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته ی کارآفرینان نشان مى دهد که آنها از خانواده هایى که ارزش خاصى براى استقلال و اتکاى به خود قائل هستند، بیرون مى آیند. مدتهاست کشورهاى پیشرفته به این نتیجه رسیده اند که براى این که نسل بزرگسال کارآفرینى پرورش دهند، باید آموزش کارآفرینى را از دوران کودکى و نوجوانى آغاز کنند. به این ترتیب کودکى که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا مى شود، در آینده نیز انسانى خلاق خواهد بود.

 ژاپن نخستین کشورى بود که آموزش کارآفرینى را از مدرسه شروع کرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنى در دبیرستان هاى این کشور آموختند که چگونه باید در حین تحصیل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتى کشورشان کمک کردند.



تاريخ : یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1 - اجبار به همنوایى:

اگر فرزندان به اطلاعات و دنباله‏روى از روش‏هاى متداول و قواعد خشک و انعطاف‏ناپذیر مجبور و ملزم باشند، به طور چشمگیرى خلاقیت در آنان نقصان مى‏یابد. والدین مسلط و قدرت‏طلب، معلمان و مدیرانى که نظم و انضباط افراطى را بر بچه‏ها تحمیل مى‏کنند، به طور نادانسته و ناخواسته زمینه‏ساز زوال خلاقیت مى‏شوند.

2 - نکوهش:

ابراز عقیده و ابراز راه حل‏هاى غیر معمول و خارق‏العاده یکى از نشانه‏ها و مؤلفه‏هاى خلاقیت است. بنابراین نکوهش و تمسخر بچه‏هاى خلاق باعث خواهد شد که احساس ارزشمندى آنان کاهش یابد و حالت وسواسى به خود بگیرد. با نکوهش ابراز عقاید بچه‏ها، آنها را مجبور خواهیم کرد که از بیان افکارشان دست برداشته و رفتار جرات‏ورزانه‏شان را کاهش دهند.

 3 - انتظار پیروزى:

انتظار پیروزى همیشگى و مدام و توقع زیادى والدین، آفت پیشرفت و ترقى بچه‏ها خواهد بود. انتظار پیروزى از هر کوشش، اغلب باعث خواهد شد که بچه‏ها از شکست‏هایشان دلسرد شده و به دنبال راه حل‏هاى نو و بدیع نروند. از طرف دیگر، انتظار تشویق و پاداش زیاد نیز باعث افزایش توقع بچه‏ها در هر بار موفقیت خواهد شد. در بلندمدت این امر دید را از شناسایى واقعیت‏ها تحریف کرده و قدرت خلاق ذهن بچه‏ها را از بین مى‏برد.

 4 - عدم تحمل والدین:

خلاقیت به عبارتى نوعى بازى بیان عقاید و راه حل‏ها، همراه با تمایل به خیال‏پردازى، ادعا، جسارت‏ورزى و دستکارى در مفاهیم پذیرفته شده است. اغلب بچه‏هاى خلاق حالتى کودکانه دارند و کارهایشان توأم با ریخت و پاش است اما اینها تنها ظاهر قضیه است.



تاريخ : چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

موضوع «خلاقیت» همواره موضوعى جالب توجه و گیرا براى مردم بوده است. از یک طرف همه، خلاقیت را ارزش و نوعى امتیاز مى‏دانیم و از سوى دیگر، مردم در زمان خود ، رفتار مناسبى با افراد خلاق نداشته‏اند. این امر شاید به دلیل خلاقیت و ویژگى غیر عادى و غیر معمولى «خلاقیت» باشد.

 به راستى خلاقیت چیست و خلاق کیست؟

بچه‏هایى که راه حل‏هاى جدید و مناسب پیدا مى‏کنند، بچه‏هایى خلاق هستند. اما باید دانست که خلاقیت هوش نیست. بسیارى از بچه‏هاى باهوش خلاق نیستند، اما گاهى با بچه‏هایى سر و کار داریم که به ظاهر بازیگوش و معمولى‏اند، اما اندیشه‏هاى خلاقى دارند. این دسته از بچه‏ها بر خلاف ظاهرشان ذهن پیچیده‏اى دارند.

 خلاقیت سه ویژگى دارد:

1 - بچه‏هاى خلاق آمادگى دارند که در پى راه حل‏هاى غیر معمول باشند؛

2 - آنان از ابراز عقاید و مفاهیم جدید لذت مى‏برند؛

3 - آنان از اشتباه کردن نمى‏ترسند.

 بچه‏هاى خلاق به تمسخرى که ممکن است متعاقب اشتباه‏شان پیش بیاید، بى‏اعتنا بوده و مشتاقند راه‏حل‏هایى که احتمال شکست در آن زیاد است را بیاموزند.



تاريخ : سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش والدین در تعلیم و تربیت کودکان تیزهوش و با استعداد

 شناسایی تیزهوشی و استعداد به طرق زیر:

1- تیزهوشی کودک را برای خود مسلم سازند و بگذارند آنها بدانند که والدین قابلیت های آنان را درک می کنند.

2-  با آنان در سطحی از توانایی که قادر به ابراز ان باشند، رفتار کنند. همواره سن، تجربه، رشد بدنی، نیازهای روانی و اجتماعی را مدنظر داشته باشند.

3- به چنین کودکانی کمک کنند تا توانایی های شان را به عنوان صفات مطلوبی بپذیرند که باید پرورش یابند نه اینکه مخفی شوند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاصه ای از نظریات مربوط به تیزهوشان

 تفکر پیرامون افراد تیزهوش و با استعداد، سابقه طولانی دارد و احتمالاً به زمانی برمی گردد که انسان متوجه تفاوت فردی شد، در یونان قدیم افلاطون عقیده داشت که کودکان باهوش باید در سنین کودکی انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصی علوم و فلسفه تعلیم داده شود. او می گفت سرآمد افراد باید فرمانروا باشد. بقای دموکراسی یونان بستگی به توانایی آن کشور در آموزش و پرورش افراد برجسته و با استعداد دارد. طرز تفکر و آداب و رسوم جوامع نقش مؤثری در شناسایی و تعلیم و تربیت کودکان سرآمد دارد. در یونان عقیده این بود که تیزهوشی موهبتی الهی است و دریچه ای به جهان نامتناهی. مفهوم نبوغ و استعداد همیشه نسبی بوده و در طول تاریخ در بین جوامع مختلف به یک معنی نبوده است. تفاوت های جوامع در طول تاریخ همیشه در تغییر و تکامل بوده و ترغیب و تشویق افراد سرآمد دستخوش تحولات گوناگونی بوده است. به طور مثال بعد از ظهور مسیحیت و گرایش های مذهبی در جوامع غربی، مردم افراد سرآمد را پیامبران و بعد رهبران مذهبی، کشیش ها و کسانی می دانستند که قدرت بیشتری در تفسیر روشن احکام الهی و چگونگی بهشت و دوزخ داشتند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ | ۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
والدین از آنجا که همیشه بهترین‌ها را برای فرزندان خود می‌خواهند و دوست دارند آنها در آینده قهرمان یا نابغه شوند فرزندان‌شان‌ را در کلاس‌ها یا فعالیت‌هایی که خودشان صلاح می‌دانند ثبت نام می‌کنند و امیدوارند که آنها این دوره را پشت سر بگذارند، اما گاهی فرزندان دوره را بخوبی تمام نمی‌کنند یا این‌که پیشرفت چندانی در مهارت‌ها ندارند.

متخصصان هشدار می‌دهند چنانچه بدون توجه به علایق و استعدادهای فرزندانتان برای آنها برنامه‌ریزی کنید، نه تنها باید به امید موفقیت‌های حداقل آنها باشید بلکه ممکن است اعتماد به نفس آنها نیز تضعیف شود. در پایان دوره، آنها به جای شادابی و سرزندگی و آمادگی برای سال جدید تحصیلی ممکن است خسته و کسل باشند و در نهایت احتمال بروز افسردگی نیز در آنها بعید به نظر نمی‌رسد.

در بسیاری از پرونده‌های نوجوانان و کودکان مضطرب در مطب‌ پزشکان، فرزندانی دیده می‌شوند که برنامه‌ریزی فعالیت‌ها و حتی تفریحاتشان صرفا توسط والدین و بدون دخالت نظر آنها انجام شده است که این امر برای افرادی در این مرحله سنی به منزله یک فشار روحی تلقی می‌شود.

گاهی اوقات نیز فرزندان به ظاهر تسلیم امر والدین هستند و مخالفتی ندارند، اما به صورتی کاملا منفعل و بی‌تفاوت در برنامه‌ها شرکت می‌کنند و هیچ‌گونه ذوق و شوقی ندارند و فقط حضوری تصنعی و ظاهری در کلاس‌ها و برنامه‌های ورزشی دارند.

انیتا کرتز، یکی از مربیان موسیقی که در تحقیقات شرکت داشته می‌گوید حتی این امر در کلاس‌های موسیقی نیز به وضوح دیده می‌شود و شاگردانی که با علاقه و تمایل خود وارد کلاس می‌شوند، بهتر و بیشتر تمرین می‌کنند و در پایان دوره نیز بازده بهتری دارند.

البته برنامه‌ریزی برای برنامه‌های فوق برنامه و جلوگیری از به بطالت گذشتن اوقات فرزندان خوب است، اما بهتر است این کار با مشورت خودشان و در نظر گرفتن ایده‌های آنها انجام شود.

به این ترتیب وقتی آنها ببینند برنامه‌ای را که خودشان دوست دارند برایشان ترتیب داده شده علاوه بر لذت استفاده، احساس تعهد و مسوولیت بیشتری نیز خواهند کرد و احتمال موفقیتشان نیز بیشتر خواهد بود.

منبع: examiner.com--جام جم



تاريخ : چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ | ٧:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عمل به راهکارهای زیر می تواند هوش منطقی - ریاضی شما را افزایش دهد :
- با دوستان یا خانواده خودتان بازی های منطقی - ریاضی ترتیب دهید .
- استفاده از چرتکه را یاد بگیرید.
- روی پازلها یا بازی های فکری پیچیده کار کنید .
- برای محاسبه مسائل ریاضی روزمره از ماشین حساب جیبی استفاده کنید .
- نوعی زبان رایانه ای را یاد بگیرید .
- آزمایش های علمی را انجام دهید .
- در باره علوم ریاضی و مفاهیم علمی با دوستان یا اعضای خانواده خود بحث کنید .
- مسائل ساده ریاضی را ذهنی حل کنید .
- در مورد یافته های ریاضی و علمی مطالعه کنید .
- از یک موزه علمی ، افلاک نما ، آکواریوم یا یک مرکز علمی بازدید به عمل آورید .
- در یک گروه علمی به انجام تحقیقات علمی مرتبط به درسهایتان شرکت کنید .
- فیلم های مستند علمی را به دقت ببینید و درباره محتوای آنها گفتگو کنید .
- در ضمن مطالعه دور مفاهیم علمی خط بکشید .
- یکی از نشریه های علمی را مشترک شوید .
- در آموزش مفاهیم علمی به دیگران تلاش کنید .
- از یک آزمایشگاه علمی دیدن کنید .



تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عمل به راهکارهای زیر می تواند هوش درون فردی شما را افزایش دهد :
- الگوهای خود را که در متون روان شناختی ارائه شده است ، مطالعه کنید
- مراقبه را فرا بگیرید
- زندگینامه خود را بنویسید
- به نوارهای برانگیزنده سمعی و بصری گوش کنید
- مرتبا رویاهای خودتان را ثبت کنید و روی آنها کار نماید
- کتاب های خود یاری را مطالعه کنید
- چیزهای جدیدی از قبیل یک مهارت ، یک زبان ، یا یک بخش علمی را در زمینه ای که مورد علاقه شماست به خودتان بیاموزید
- برای خودتان کار کنید
- نوعی گرایش و سرگرمی که شما را از مردم عادی جدا کند ، در خودتان پرورش دهید
- در یک کلاس تعلیم شجاعت و تقویت اعتماد بنفس شرکت کنید
- برای خودتان اهداف کوتاه و دراز مدتی را تعیین کنید و سپس آنها را دنبال کرده و به انجام برسانید
- در سمینارهای آموزش خود شرکت کنید
- زندگینامه افراد بزرگ را مطالعه کنید
- حداقل یک بار در روز کاری را انجام دهید که آسایش خاطر شما را فراهم کند
- الگوی خودتان را انتخاب نمایید و از رفتارهای او الهام بگیرید
- هر شب به مدت ده ددقیقه ، افکار و احساسات مختلفی را که در طول روز داشته اید ، در ذهن خود مرور کنید
- اوقات خود را با کسانی سپری کنید که درک قوی و خوبی از خود دارند



تاريخ : شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٩ | ٧:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()


با بکاربستن راهکارهای زیر می توانید هوش میان فردی خودتان را افزایش دهید :
- به یکی از گروه های داوطلب اجتماعی بپیوندید
- هر روز 15 دقیقه با دقت به صحبت های اعضای خانواده گوش دهید
- گروه حمایتی خود را تشکیل دهید
- یک میهمانی برگزار کنید و حداقل سه نفر را که خیلی خوب نمی شناسید ، دعوت کنید
- با یک یا چند نفر روی طرحی کار کنید که منافع ۀن نیز مشترک باشد مانند دوخت و دوز و...
- با خواندن کتابی در زمینه آداب معاشرت و بحث در مورد مطالب آن با فردی که فکر می کنید به امور اجتماعی اشراف دارد ، هنر رفتار اجتماعی مناسب را یادبگیرید
- در گردهم آیی های خانواده ،‌مدرسه یا محل کارتان شرکت کنید
- عملکرد خود را هر وقت که فرصت دارید مورد بررسی قرار دهید
- از طریق مطالعه زندگینامه ها ، فیلمها و سایر رسانه های عمومی ، زندگی افرادی را که در زمینه های اجتماعی کارآمد و معروف هستند را مورد مطالعه قرار دهید



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی از روش های ارتقای هوش بدنی به این شرح است :
- در یک کلاس ورزشی ثبت نام کنید و بخشی از اوقات خود را به ورزش مورد علاقه تان بپردازید.
- در منزل به تمرینات بدنی بپیردازید .
-نوعی صنایع دستی مانند صنایع چوبی ، بافندگی ، و نظایر آن را یاد بگیرید .
- در کلاس های هنرهای دستی که در فرهنگسراها برگزار می شود ، شرکت کنید .
- به بازی هایی که نیازمند واکنش بدنی هستند ، بپردازید .
- اگر دوست دارید به یادگیری زبان ناشنوایان اقدام کنید .
- چشم خود را ببندید و به لمس اشیا بپردازید .
- برا ی تقویت حس تعادل بر روی جدول جوی خیابان راه بروید .
- به تمرین هایی بپردازید که منجر به هماهنگی چشم و دست شما بشود .
- برای دوستان خودتان پانتومیم اجرا کنید .



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای ارتقای هوش موسیقایی خوتان می توانید به روش های زیر عمل کنید :
- زیر دوش یا به هنگام راه رفتن ، آواز بخوانید .
- با دوستان خود به بازی نام آن آهنگ را بگو بپردازید .
- به کنسرت موسیقی بروید .
- به نوارهای صوتی مورد علاقه خود گوش بدهید .
- به یادگیری یک ساز بپردازید .
- یک دوره آواز خوانی خانوادگی برپا کنید .
- در کلاس های موسیقی ثبت نام بکنید .
- در روزنامه ها و ... مطالب مربوط به موسیقی را مورد مطالعه قرار دهید .
- در حین کار یا مطالعه و ... به موسیقی گوش بدهید .
- با دوستانتان درباره موسیقی به گفتگو تبادل نظر بپردازید .
- درباره زندگی آهنگ سازان مطالعه کنید .
- به ملودیها و ریتم ها طبیعی مانند صدای آب ، صدای آبشار ، آواز پرنده ، صدای ماشین لباسشویی و ... گوش کنید .
- خودتان آهنگ بسازید .
- خواسته های خودتان را با آهنگ برای اعضای خانواده بازگو کنید .



تاريخ : چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٩ | ۸:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اسباب بازی

وقتی قرار است برای کودکی هدیه جشن تولد بخرید، معمولا چه کادویی انتخاب می‌کنید؟ لباس؟ اسباب‌بازی؟ بازی‌های هوش؟ اسباب‌بازی‌ جزو پرطرفدارترین هدیه‌هاست؛ اما برای انتخاب آن باید به چه مسایلی توجه کرد: بی‌خطر بودن؟ زیبا بودن؟ کارآمد بودن؟ یا مطابق سن کودک بودن؟ این نوشته قرار است به همین پرسش‌ها پاسخ بدهد...

توجه به سلیقه کودکان، هر چند بچگانه باشد، مهم است. انتخاب اسباب‌بازی‌ای که مورد علاقه او نیست، هر چند زیبا باشد یا جزو اسباب‌باز‌ی‌های مورد علاقه دوران بچگی شما باشد، بی‌فایده است.

سن کودک را مدنظر داشته باشید

اگر فکر می‌کنید با خرید اسباب‌بازی‌های مربوط به سنین بالاتر به رشد سریع‌تر فرزندتان کمک می‌کنید در اشتباهید. خرید این‌گونه اسباب‌بازی‌ها نه تنها به موفقیت او کمک نمی‌کند بلکه برای او جذاب نبوده و حتی چون نمی‌تواند از آنها استفاده کند ممکن است تاثیر منفی بر روان او بگذارد. به این نکته هم توجه کنید که گروه سنی درج شده روی بسته‌بندی تنها ملاک انتخاب نیست بهتر است برحسب IQ و قدرت ذهنی کودک اسباب‌بازی انتخاب کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٩ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اعمال زیر می توانند به تقویت هوش فضایی شما کمک کنند :
- بازی های تجسمی را انجام دهید .
- معماهای دیداری را حل کنید .
- یک برنامه نرم افزاری گرافیکی بخرید و به طراحی ، نقاشی و کشیدن تصاویر رایانه ای بپردازید .
- فیلم ها و نمایش های تلویزیونی را تماشا کنید و به طور همزمان به کاربرد نور ، حرکت دوربین ، رنگ و سایر عوامل سینمایی توجه کنید .
- دکور فضای داخلی منزلتان را تغییر بدهید یا به زیبا سازی فضای بیرونی بپردازید .
- از تصاویر مورد علاقه خود در مجلات و روزنامه ها ، یک کتابخانه عکس درست کنید .
- برای گردش در طبیعت ، مهارتهای جهت یابی با قطب نما را یاد بگیرید .
- به مطالعه هندسه بپردازید .
- در کلاس طراحی ، مجسمه سازی ، نقاشی ، عکاسی ، ویدئو ، طراحی گرافیکی یا هنرهای تجسمی دیگر در یک آموزشگاه محلی شرکت کنید .
- از زبان علائم تصویری در محاورات روزمره استفاده کنید .
- برای ایده های مبتکرانه یا سایر پروژه های مورد نظر خود ، مدل های سه بعدی بسازید .
- طریقه کاربرد و تفسیر نمودارهای گردشی ، تصمیم گیری از اشکال درختی ، نمودارها و سایر اشکال نمایش تجسمی دیداری دیگر را بیاموزید .
- یک فرهنگ لغات مصور بخرید و طریقه کارکرد معمولی دستگاه ها و سایر اشیا را مطالعه کنید .
- با یک چشم بند ، چشمتان را ببندید و در حالی که از دوستی می خواهید شما را در منزل یا حیاط هدایت کند ، به کاوش در محیط اطرافتان بپردازید .
- نگاه کردن به تصاویر و اشکال ابرها ، شکاف های بین دیوار یا سایر پدیده های طبیعی یا دست ساز بشری را تمرین کنید .
- برای یادداشت برداری از نمادهای دیداری بیشتری مانند فلش ، دایره ، ستاره و ... استفاده کنید .
- همراه خانواده یا دوستان زمانی را برای فعالیت های هنری صرف کنید .
- نقشه های شهری و نظایر آن را مورد مطالعه قرار دهید .
- خطاهای باصره را مورد مطالعه قرار دهید .
- در نوشته های خود از تصویر ، عکس ، نقاشی و ... استفاده کنید .



تاريخ : یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی از روش های ارتقای هوش زبان شناختی عبارتند از :
- به عضویت کتابخانه محلی در آیید.
- بخشی از وقت خود را صرف بازی با کلمات کنید .
- گروه کتاب خوانی تشکیل دهید .
- در مراسم معرفی کتاب و یا معرفی نویسندگان شرکت کنید .
- صدای خود را ضبط کرده و دوباره به آن گوش دهید .
- به طور مرتب روزنامه و کتاب بخوانید .
- نحوه کار با پردازشگر کلمات را یاد بگیرید .
- خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید .
- به روش های کلامی متنوع افراد متفاوت که در یک روز عادی می بینید ، توجه کنید .
- به ساختن لطیفه ، معما و ایهام بپردازید .
- متون نظم یا نثر مورد علاقه خود را به یاد بسپارید .
- معنای کلماتی را که نمی دانید را از فرهنگ لغات پیدا کنید .
- در محاورات یا مکلمات روزمره خود حداقل یک کلمه تازه را وارد کنید .

(شبکه رشد)
- برای اعضای خانواده خودتان داستان و ... بخوانید .



تاريخ : یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩ | ٧:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از آفت‌هایی که نظام آموزشی و خانواده‌ها را در رابطه با دانش‌آموزان تهدید می‌کند، هدف شدن نمره و نمره‌گرایی است و بارها توسط کارشناسان تعلیم و تربیت این خطر گوشزد شده است. متاسفانه حفظ کردن درس‌ها اگر بر «یادگیری پژوهش‌محور» ارجحیت داشته باشد، آسیب‌های روحی و روانی را برای دانش‌آموزان به دنبال خواهد داشت. در برخی مدارس توسط اولیای آموزشی و خانواده‌ها به حدی بر نمره 20 تاکید می‌شود که تمام نکات مثبت فعالیت‌های دانش‌آموز و پیشرفت‌های او نادیده گرفته شده و آنان را به افرادی که اعتماد به نفس ندارند، توسری‌خور، خسته و رنجور، ناامید و شکست‌خورده تبدیل کرده است. معلمان موفق و دلسوز خوب می‌دانند که کلاس و مدرسه و نظام آموزشی فقط و فقط برای نمره‌گذاری تاسیس نشده است و حتی فعالیت دانش آموز برای پیشرفت، آنقدر مهم است که از دید معلمان کارا و موثر پنهان نمانده و با دست گذاشتن روی آن نقطه قوت، مایه پیشرفت‌های بعدی دانش‌آموز شده و اگر به آن فعالیت به عنوان یک کار بی‌ارزش که 20 به همراه نداشته، نگریسته می‌شد چه بسا سرنوشت دانش‌آموز به سمت فنا پیش می‌رفت. یکی از آثار مخرب توجه زیاد به نمره 20، تضعیف قدرت ابراز وجود و اعتماد به نفس دانش‌آموز و سرزنش پی در پی اوست. به خاطر همین معضلات بهتر است برنامه‌ریزان آموزشی و مدیران واحدهای آموزشی برای این معضل بسیار بزرگ و به ظاهر ساده، تدبیری بیندیشند



تاريخ : چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩ | ٤:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
والدین همواره خواهان داشتن فرزندانی متفکر و باتدبیر هستند، اما بسیاری از آنها تصور می‌کنند این گونه مهارت‌ها باید در مدرسه به فرزندانشان آموزش داده شود.از طرفی بسیاری افراد معتقدند آموزش برخی مطالب به کودکان بسیار راحت‌تر از این است که به آنها یاد بدهیم خودشان فکر کنند، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد می‌توان به کودکان فکر کردن آموخت. فکر کردن به کودکان یاد می‌دهد که بتوانند ارزیابی کنند، تصمیم بگیرند و کار را هدایت کنند و در واقع منجر به موفقیت در زمینه‌های متعدد زندگی می‌شوند.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩ | ٧:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ما در دنیای رنگها زندگی می‌کنیم و تا حد بسیار زیادی به رنگها خو گرفته‌ایم. رنگی بودن جهان یکی از بزرگترین موهبتهای الهی است که باعث شادی و نشاط انسانها شده و موجب رسیدن به امید و آرامش در آنان می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ | ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اعتقاد دوبونو بر این است که تقسیم بندی دو نیمکره ی مغز و عملکرد متفاوت آنها منجر به اشتباهاتی مبالغه آمیز شده است . عباراتی از قبیل : طرف زیادی منطقی است فلان فرد را آوردیم تا از دید عاطفی هم موضوع را برسی کند و غیره از این گونه خطاهاست . نیمکره ی چپ یک فرد راست دست ، از نیمکره دیگر پرورش یافته تر است . فرد با آن قسمت زبان می آموزد، نمادها و نشانه ها را می شناسد و بسیاری از امور دیگر را با آن انجام می دهد اما نیمکره راست او ، نه تعلیم دیده ، نه پرورش یافته و نه چیزی یاد گرفته است و در نتیجه در کارهایی مثل نقاشی ، موسیقی و امثال آن در نیمکره ی راست هیچ اتفاقی
نمی افتد .یعنی آنها را یاد نمی گیرد و خیلی ساده با آنها برخورد می کند . مثلاً فردی می تواند اشیاء را آن گونه که واقعاً می بیند به تصویر در آورد نه آن گونه که فکر می کند.باید باشد یعنی حالتهای دیگر را نمی سازد .در آنجا همه چیز کلی بررسی می شود نه نکته به نکته یا جزء به جزء.
در زمانی که فردی در حال تفکر خلاق است هر دو نیکره ی چپ و راست مغزش فعالیت همزمان دارند نه این که بر خلاف نظر خیلی ها برای خلاق شدن باید فعالیت نیمه ی چپ مغز را کاهش و نیمه ی راست را افزایش دهیم .



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩ | ٥:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ادراک فرایند آگاه شدن از اشیاء ، ویژگی ها و روابط از طریق اندام های حسی و انتقال آن ها به مغز است. ادراک‌ها، افکار و احساسات هر فرد در هر لحظه هشیاری فرد را تشکیل می‌دهند. هر چند که اطلاعات محیط، اندک و خرد خرد به حواس آدمی می‌رسند اما ما آدمیان جهان را به صورت تکه‌های جدا از هم ادارک نمی‌کنیم بلکه با جهانی پر از اشیاء و آدمی روبرو هستیم. آدمیان فقط در شرایط غیر معمول یا در حین نقاشی و طراحی است که از وجود اجزاء و ویژگی‌های جدا از هم در محرک‌ها آگاه می‌شوند. به طور مثال بعد از دیدن یک درخت متوجه اجزاء آن مانند ساق و برگ و... می‌شوند امادر حالت طبیعی خود درخت را یک جا و یک پارچه مانند سایرامور درک می‌کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

گفته می‌شود که در غرب، به خلاقیت به صورت جهش کلی یا معنایی نگاه می‌شود ولی خلاقیت در ژاپن به اصلاحات همراه با جهش‌های کوچک توجه دارد تا محصولات جدیدی را بدون تغییرات پیش بینی نشده‌ی ناگهانی تولید کند. در خلاقیت‌های توام با جهش‌های کوچک، ارزش‌هایی وجود دارد که غربی‌ها آن را نادیده می‌گیرند چرا که آنها خود بزرگ بینی دارند و می‌خواهند جهان را تحت تاثیر قرار دهند، آنها به خاطر دلبستگی به نبوغ خود، گاهی خلاقیت عملی را نادیده می گیرند .جهش‌‌های کوچک، اغلب شکل تغییراتی اصلاحی، موثر و ترکیبی از امور را به خود می گیرند و چه بسا که ارزش کامل فکری جدید، به خلاقیت همراه با جهش های کوچک بستگی داشته که چکیده و مختصری از نوآوری های متعدد باشد . دوبونو معتقد است که جهش‌های کوچک منجر به جهشی بزرگ نمی شود و جهش بزرگ معمولاً، تغییر در الگو یا مفهومی جدید است که از یک مجموعه یا رشته جهش‌های کوچک بر نمی‌آید. او می گوید که خلاقیت کوچک و بزرگ هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند و برای جهش‌های بزرگ، جهش های کوچک لازم است. اما اگر ما خلاقیت را فقط خلاقیتی توام با جهش بزرگ تعریف کنیم در آن صورت چنین کاری فقط متناسب حال دانشمندان خواهد بود.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩ | ٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تمام مباحثی که به این رابطه اشاره دارد ، به نوعی به نقش تسهیل کننده ی هوش هیجانی مثبت و بالا برای بروز خلاقیت تاکید دارند اما هوش هیجانی بالا الزاماً موجب خلاقیت نمی‌شود. هوش هیجانی، مسیر زندگی را تسهیل می‌کند و در روابط بین فردی و درون فردی بسیار موثر است. فرد باهوش هیجانی بالا م یتواند زندگی سالم تری از لحاظ روانی و درونی داشته باشد و در روابط با دیگران و رویارویی با مشکلات ، واکنش بهتری از خود نشان دهد اما افرادی که از هوش هیجانی پایینی برخوردارند الزاماً ناموفق نیستند به طور مثال افرادی که پرخاشگرند یا تحمل کمی دارند یا روابط مناسبی با دیگران برقرار نمی‌کنند، حتماً افراد ناموفقی در تحصیل و شغل و زندگی نیستند و به خوبی با کارهایشان کنار می‌آیند. بسیاری از این افراد، مدیرانی هستند که با زیر دستان خود ، برخورد تندی دارند اما در انگیزه دادن به خود برای به انجام و اتمام رساندن کارهایشان، بسیار مهارت دارند . شاید آن ها نتوانند رفتار خود را با دیگران به خوبی کنترل کنند اما می‌توانند کارهای سخت و کسل‌کننده و یکنواخت را با انرژی بسیار و با سرعت انجام دهند. این یکی از جنبه‌های هوش هیجانی است که خصوصی است.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از موارد بحث انگیز به ویژه هنگامی که این نظریه ارائه شد و به تبع آن در سطح افکار عمومی به آن پرداخته‌شد، این موضوع بود که اگر ناهشیاری، ظرفیت بالایی برای درک مفاهیمی که در عالم بیداری و هشیاری قابل ادراک نیستند را دارد بنابراین زمانی که آدمی به خواب می‌رود طبعاً قدرت خلاقه‌اش می‌باید افزایش چشمگیری داشته‌باشد و از این منظر بود که هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی و پدیده‌ی خواب دیدن و رویاها مورد اقبال عموم قرار گرفت.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩ | ٧:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به نظر ترزا آمابلی amabile و teresa این ویژگی‌ها به شرح ذیل می‌باشند که گروهی از روانشناسان در یک بررسی بلند مدت درباره‌ی خانواده‌های کودکان خلاق به عمل آوردند. این تحقیق در ایالت کالیفرنیای آمریکا انجام شده‌است.
روش‌هایی که پدران و مادران خلاق به کار می‌برند:

1- من برای عقاید فرزند خود احترام قایل هستم و او را تشویق به بیان آن‌ها می‌کنم.
2- من احساس می‌کنم یک کودک باید برای فکرکردن، رویا دیدن و حتی وقت خود را به بطالت گذراندن، فرصت داشته‌باشند.
3- من اجازه می‌دهم فرزندم بسیاری از تصمیم‌ها را خودش اتخاذ کند.
4- من و فرزندم اوقات صمیمانه و گرمی را با یکدیگر می‌گذارنیم.
5- من، فرزندم را تشویق می‌کنم که کنجکاو باشد و درباره‌ی چیزها، کاوش و سوال کند.
6- اطمینان دارم که فرزندم می‌داند آن‌چه او آزمایش نموده و یا انجام می دهد موردتایید من می باشد.
آنچه این پدران و مادران برای آموختن کاری به فرندان خود انجام می دهند:

1- کودک را تشویق می‌کردند.
2- رفتاری گرم و حمایت‌کننده داشتند.
3- عکس العمل آن‌ها نسبت به کودک، رفتاری برای بالا بردن روحیه‌ی او بود.
4- به نظر می‌رسید از آن موقعیت لذت می‌برند.
5- از بودن با کودک خود مشعوف و خوشحال هستند.
6- حامی و مشوق کودک بودند.
7- کودک را تحسین می‌کردند.
8- قادر به برقراری روابط خوب کاری با کودک بودند.
9- کودک را تشویق به انجام کار به طور مستقل می‌کردند.



تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برخی از صاحب‌نظران در حیطه‌ی تعلیم و تربیت مانند جودیت ریچ هریس Judith rich harris معتقدند که والدین، هیچگونه اثر بلند مدتی بر روی شخصیت یا هوش فرزندان خود ندارند . به نظر او ، والدین کودک ، نقش اساسی در دوران کودکی فرزند خود دارند اما هیچگونه تاثیر بلند مدت بر هوش یا شخصیت یا شیوه ی رفتا رفرزند خود، در شرایطی که کنار او نیستند ، بر جا نمی گذارند .



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۸:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از مهمترین عوامل بازدارندهی خلاقیت ، ارزشیابی از کار و نتیجه ی عمل افراد خلاق است که توسط دیگران صورت می گیرد به این معنا که اظهار نظر سایرین حتی اگر به شکل مثبت هم باشد از این جهت که فرایند ارزشیابی در مورد آن عمل را در پی دارد، به عنوان مانعی در راه افراد خلاق خواهد بود زیرا شخص به نوعی تحت فشار نظر دیگران قرار می گیرد . از این رو در ذیل به پاره ای از عوامل محدود کننده ی خلاقیت از نظر ترزا آمابلی teresa amabile پرداخته می شود:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۳:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کودکان یا دانش آموزان خلاق ویژگی هایی را از خودنشان داده اند که مورد توجه کارشناسان و محققان قرار گرفته است و در اغلب نوشته ها به چنین ویژگی هایی اشاره شده است .
-آن ها ایده ها و نظرات و عقاید خود را بدون ترس در کلاس مطرح می کنند .
-این افراد برای مسایل گوناگون راه حل ها و پاسخ های متفاوتی را بیان می دارند و به یک را اکتفا نمی کنند
-آنها به فعالیت هنری علاقه زیادی دارند .
-غالباً ایده ها و نظرات بیشتری نسبت به سایر همسالان خود در خصوص یک موضوع دارند .
-این اشخاص ، قادرند با طنز پردازی و شوخی هایشان ، دیگران را به خنده اندازند .
-در کلاس درس ، سوالات غیر عادی یا عجیبی مطرح می کنند .
- علاقه زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارند .
-آن ها انتقاد گرند و به راحتی هر چیزی را نمی پذیرند
-این دانش آموزان ، قوه ی تخیل خوبی دارند.
-آن ها نظرات و ایده های خود را با جزییات بیان می کنند .
-تمایل زیادی به تغییر نظرات درباره ی مطالب کتاب ها یا معلمان خود دارند .
-این افراد قوه ی تخیل خوبی دارند .
-ایده ها و نظرات خود را به راحتی تغییر نمی دهند و تحت تاثیر دیگران قرار نمی گیرند .
-دارای ابتکار هستند و پاسخ های منحصر به فرد بیان می کنند .
-حساس و باریک بین هستند .
-به تجربه و آزمایش علاقه زیادی دارند.
-در نفوذ و تاثیر گذاری بر دوستان و اطرافیان خود توانا هستند .
-آمادگی طرد شدن دارند و اگر مورد تایید قرار نگیرند ، خیلی تحت تاثیر قرار نمی گیرند.
-به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند هستند .
-از اطلاعات خوبی برخوردارند .



تاريخ : پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٧:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

گرچه نشانه ی اصلی انگیزه ی درونی علاقه است اما نشانه ی دیگران شایستگی است .

کودکان ، فعالیت هایی را انتخاب می کنند که احساس مسلط بودن به آن راداشته باشند و در این صورت است که مدت ها وقت صرف آن می کنند و از آن بیشتر هم لذت می برند . هنگامی که به کودکان گفته می شود یا نشان داده شود که یک کار مبارزه طلبانه را به خوبی انجام داده اند . انگیزه ی درونی آن ها افزایش می یابد. دومین جنبه از انگیزه درونی ، استقلال در تصمیم گیری یا این احساس است که شما به دلایل خاص خودتان و نه به خاطر شخص دیگری ، بر روی موضوعی کار می کنید . کودکان نیز نه تنها نیار به احساس موفقیت در انجام کاری را دارند بلکه احتیاج دارند احساس کنند آن کار ، انتخاب خودشان بوده است .

این که چگونه می توان متوجه شد که برای انجام کاری آیا انگیزه درونی وجود دارد یا نه چند شاخص مهم دارد که اولین آن ها عشق به کار است . و اغلب افراد موفق نیز از آن بهره مند هستند و البته گاهی جنبه ی افراطی به خود می گیرد به این معنا که چیزهایی وجود دارند که آن ها به شدت مایل به انجام دادن آن هستند و وقت بسیار زیادی صرف آن می کنند . دومین عامل تعهد است یعنی تلاش ، انضباط و پشتکار و سومین جنبه از تجربه ی انگیزه درونی ، ترکیب بازی و کار می باشد به این معنا که کار کردن برای این افراد ، ایجاد خستگی نمی کند چرا که برای آن ها به نوعی بازیو لذت تبدیل می شود .چهارمین عامل ، متمرکز بودن بر روی خود فعالیت است و نه بر روی سایر عوامل

 تشخیص علایق درونی کودکان مشکل به نظر می رسد . اما با مشاهده می توان به آن پی برد زیرا انگیزه درونی چیز مرموزی نیست بلکه به آسانی در علایق اساسی کودکان مشهود است



تاريخ : دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۸:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آگاهی  معلمان از موارد مهم ذیل وعنایت ویژه به آن ،می تواند فضای کلاس را برای بروز خلاقیت دانش آموزان ،آماده سازد:


*یادگیری بسیار مهم و تفریحی است .کودکان به عنوان افراد منحصر به فرد قابل احترام ومحبت هستند .

*کودکان باید یادگیرنده ی فعال باشند .باید آن ها را ترغیب نمود که علائق ، تجارب ، ایده ها و وسایل خود را به کلاس درس به آن ها باید اجازه داده شود که درباره ی هدف های کار روزانه ی خود با مربیان بحث نموده و به آن ها استقلال کاری داده شود تا تصمیم بگیرند آن هدف ها را به انجام برسانند .

*کودکان باید در کلاس درس خود، احساس آسایش و تشویق کنند و تنش و فشار نباید وجود داشته باشد .

*کودکان باید دارای حس مالکیت و غرور درباره کلاس درس خود باشند .آنها باید در سر و سامان دادن کلاس و نگهداری آن دخالت داشته باشند .باید تشویق شوند وسایلی را از منزل به کلاس بیاورند و از آن ها در فعالیت های آموزشی استفاده گردد .مربیان باید بگویند : این کلاس درس من نیست ، این کلاس درس ما است !

*مربیان منبع اطلاعات و هدایت هستند نه ساکت کننده ی کلاس

*کودکان باید برای مربیان احترام قایل شوند اما در ضمن در حضور آن ها احساس راحتی بنماید .
*مربیان باهوش هستند اما باید بدانند که افراد کامل با صفات عالی و بی نقص یستند .

*کودکان باید برای بحث درباره ی مسایل با مربی یا همکلاسی های خود احساس آزادی نمایند .این کلاس درس آنهاست و در مسوولیت برای کمک به حفظ آرامش آن شریک هستند .

*همکاری همیشه بر رقابت ارجحیت دارد .

*تجارب یادگیری باید حتی الامکان به تجارب دنیای واقعی کودکان نزدیک باشد .باید در کلاس درس ،هم قدرت و هم مسوولیت داشته باشند.



تاريخ : شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بخشی از وظایف یک مربی یا معلم به حیطه ی آموزشی و بخشی از آن به حیطه ی تربیتی و روانشناختی باز می گردد . مربی الگوی عینی و عملی دانش آموزان است .گرچه نمی توان انتظار داشت که مربیان همواره با نشاط و پر انرژی و پر انگیزه باشند اما با راه کارهایی می توانند به همان اهداف ویژه ی خود نایل گردند . 

 ابزار و امکانات موجود در مدارس و سایر عوامل ، متغیر های مهمی هستند که باید لحاظ شوند اما مربیان هوشمند و دلسوز می توانند در دو زمینه ی آموزشی و تربیت دانش آموزان ، با حد اقل امکانات ، بهره های فراوان تری ببرند به طو رمثال در عرصه روانشناختی ، با تکنیک هایی می توانند از مقبولیت خوبی نزد دانش آموزان برخوردار شوند و این مقبولیت جز اساسی ترین شاخص های موفقیت معلمان خواهد بود .

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ترزا آمابلی در خصوص شرایط کلاس درس و وظایف معلمان  می گوید :

بر خلاف روش ها یا ساختار سنتی کلاس درس ، ساختار باز به خصوص از دهه 1960 به بعد مورد توجه واقع شد و عده ای معتقد بودند که برای ترویج یادگیری و خلاقیت قابل ملاحظه ، باید از این روش استفاده کرد .

نیازی به توضیح نیست که در کلاس های سنتی ، دانش آموزان اجازه ی انتقاد و نظر دهی و... ندارد و می باید آنچه را که از وی می خواهند انجام دهد و کلاس های باز، آزادی عمل دانش آموزان خیلی بالاست و روابط صمیمانه و دوستانه با نقد و بررسی و... در کلاس حاکم است .

 به نظر ترزا آمابلی چون این تحقیق ها در آمریکا انجام شده است این احتمال وجود دارد که طی پانزده سال گذشته، روش سنتی فعلی به تدریج بازتر شده تا جایی که تفاوت بین این دو سبک ، بیش از پیش کم شده است و به تدریج اکید بیشتری بر روی استقلال داخلی دانش آموز، محدودیت های کمتر و ساختارهای قابل انعطاف تر انجام گرفته است .

در کلاس های باز، آموزش افراد مورد توجه بیشتری واقع شده است .اگر سطح و سرعت برنامه های درسی متناسب با نقاط ضعف و قوت دانش آموز باشد، آن ها بهتر قادر به یادگیری خواهند بود .بهترین شکل آموزش فردی این است که بر مبنای مجموعه ای از علایق و تجارب منحصر به فرد هر یک از دانش آموزان استوار باشد . اگر دانش آموزان در گروه هایی با سطح توانایی و سبک های شخصیتی متفاوت قرار گیرند ، احتمال بیشتری وجود دارد که د رآینده ، انعطاف پذیر تر شوند .آن ها با برخورداری از حمایت مناسب مربیان این نکته را درمی یابند که هر فرد، دارای نقاط ضعف و قوت خاصی می باشد .

آنان هم چنین یاد می گیرند که راه های متفاوت انجام کارها می تواند ارزش های مساوی داشته باشد .مطلوب تر از همه که آن ها تحمل و تنوع و متفاوت بودن را یکی از خصوصیات مهم انسان های خلاق است را می آموزند .

کلاس درس می باید تا حد امکان از نظر بصری و یابینایی ، بر انگیزنده باشد و دانش آموز بتواند به اطراف نگاه کند و به وفور ، محصول کارها، وسایل و صحنه ها را ببیند که توسط خود آنان ایجاد شده است .باید مقالات ، طراحی ها و.. که توسط آنان انجام شده است در آن جا وجود داشته باشد و در صورت تمایل آن را تغییر دهند .

 وسایل آموزشی گوناگون باید به وفور در سراسر کلاس درس در دسترس باشد .به ویژه برای کودکان خردسال یک مرکز بازی که بتوانند در آن با وسایل مختلف بازی و تجربه کنند می تواند مرکز آموزشی مهمی باشد مثلاً می توان یک هفته آهن رباهایی را بر روی میز بازی قرار داد تا آنان بتوانند قبل از آن که آموزشی درباره نیروی آهن رباها را آغاز کنند ، با آن ها به طور عینی بازی و آن را تجربه کنند و هر هفته یک ابزار دیگر را به کار برد .می توان از آن ها خواست تا وسایل ابداعی با چیزهایی که در خانه در دسترسشان است را بیاورند و در مورد آن بحث کنند.



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

پاداش های عینی و ناملموس
نمره ها نه تنها به عنوان وسایل ارزشیابی در کلاس درس بلکه به صورت پاداش یا تنبیه عمل می کنند سایر منابع پاداش که به طور معمول مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از تقدیرنامه، برچسب های نشان دار ، جوایز و سایر امتیازهای خاص که کودکان در هر سنی چنین پاداش هایی را دوست دارند و بعضی مواقع برای به دست آوردن آن ها هر کاری را انجام می دهند و مشکل ا زهمین جا آغاز می شود .

تحقیق در موارد بسیاری نشان داده است که وقتی فکر کودکان بر روی پاداش به عنوان دلیلی برای انجام کاری متمرکز شود انگیزه ی درونی خلاقیت آن ها تضعیف می گردد . بهترین پاداش ها برای کارهای خوب در سر کلاس، کارهای غیر ملموس می باشد مانند یک لبخند یا تکان دادن سر به نشانه ی تایید یا زدن به شانه ی کودک (به عنوان تائید)یا یک کلمه تشویق آمیز و... این ها کارهایی هستند که اگر همه من جمله خود معلم معتقد باشند که یادگیری ، امری هیجان انگیز ، جالب و تفریحی است ، این کارها به عنوان پاداش محسوب خواهد شد .

پاسخ گویی به سوالات یا مسایلی که کودکان مایل به دانستن آن ها هستند و البته ممکن است جزیی از درس نباشد یا به سایر موارد دیگر مربوط باشد نیز از جمله پاداش های غیر ملموس است که منجر به پویایی جو کلاس می شود .

از موارد دیگر این است که آن ها اجازه یابند تا با  افتخار ، کارهای خود را بیان کنند و با دیگران در میان بگذاند مانند پیدا کردن یک راه حل جدید برای یک مساله یا یک موضوعی که مورد توجه او یا دیگران است و بحث پیرامون آن جزیی از این پاداش ها خواهد بود .حتی پاداش های ملموس و عادی می تواند به نحوی به کار گرفته شوند که دانش آموز انتظار دریافت آن را نداشته است یا این که در آن لحظه برای او یا دیگران قابل پیش بینی نباشد .وقتی که پاداش می دهید یا به خاطر خلاقیت و هم چنین انجام کار صحیح باشد . به این طریق ، آنها به وضوح این پیام رادریافت می کنند که در کلاس درس ، خلاقیت مجاز است و به خاطر آن تشویق شده و حتی جایزه ای ممکن است دریافت کند .پاداش ها می توانند متناسب با سن هر دانش آموز و البته توقعات آن ها نیز انتخاب شوند.



تاريخ : چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۸:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در کلاس درس یا در منزل یا در مکان های دیگر د رهر جا که امکان دارد ، باید به کودکان و دانش آموزان حق انتخاب و آزادی اعطا شود مثلاً یک درس علوم باید حاوی تعداد مختلفی از موضوعات برای آزمایش باشد .یک فعالیت هنری باید تا حد امکان ، انواع بسیار متفاوتی از راه ها و امکانات را ارائه دهد . برای نویسندگی ، کودکان باید موضوعات خود را انتخاب کنند. اگر برای انجام کاری ، فقط یک راه مخصوص به کودکان ارائه شود، آن ها نیز بر طبق عادت ، راه ساده و مستقیم و غیر خلاق را انتخاب خواهند کرد .کلید کار ، داشتن آن نوع فعالیت های یادگیری می باشد که بی ساختار اما در درون یک ساختار باشد . لازم است که کودکان به ویزه کوچکترها ، احساس هدفمند بودن داشته باشند .آن ها نیاز به محدودیت هایی دارند و اغلب یک طرح کلی از طرز انجام آن کار مورد نیازشان است . در درون آن محدودیت ها ، هر چه امکان انتخاب آن ها در مورد طرز انجام کار و زمان انجام یک هدف بیشتر باشد ،



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

این که خلاقیت از کجا سرچشمه می گیرد و چه عواملی در بروز و ظهور آن دخیل هستند اتفاق نظری وجود ندارد هر یک از نظریه ها ، منشا و عوامل و فرایندهای مختلفی رادر این امر دخیل می دانند . به همین دلیل است که ارزشیابی ، ممکن است بر روی آن چیزی که فرد برای تولید خلاق انجام می دهد یا صفات خاص و مشخصات ویژه ی شخصیتی فرد یا بر روی ارزشیابی محصول این فرایند خلاقیت متمرکز گردد و یا ممکن است عوامل محیطی را نشان دهند که در آن ، کنش و اعمال فرد تعیین می کنند که چگونه و چرا خلاقیت رخ می دهد یا نمی دهد. تعاریفی که بر روی فرایند تاکید می کنند از تعاریف خیلی کلی تا جزیی را شامل می شود به طور مثال :گایسلین (1952 ghiselin) از تحول بینش یا بصیرت برای تولید یک ایده یا محصول خلاق و جدید تاکید دارد یا بارچیلیون ( barchilon 1961) از تحول انباره ی اطلاعات و ایجاد سریع ایده ها در روش های جدید سخن می گوید، گیلفور(Guilford 1956)از حساس بودن دربرابر مشکلات می گوید و... تمام این تعاریف که مربوط به فرایند هستند ، بر تولید تفکر واگرا تمرکز دارند . در نظر گیلفورد ، توانایی خلاق به معنی توانایی حس مشکلاتی است که نیازمند راه حل هستند و او افزایش احتمالی خلق و تولید راه حل ها را مد نظر داشت .لذا عملکرد خلاق وابسته به تفکر واگرا به ویژه کاربرد آن می باشد .تورن (Torrance e, paul)مشخصه ی اصلی فرد خلاق را عشق به کاری می داند که او مشغول انجام دادن آن است و به نظر می رسد که تمام صفات دیگر شخصیتی مانند پشتکار ، کنجکاوی ، جرات و غیره را در بر می گیرد .بسیاری از پژوهشگران سالیان سال است که پیوسته در جستجوی مشخصه های افراد خلاق هستند و بدین منظور ، فهرست هایی گرد آوری کرده اند که به نوبه ی خود می توانند برای تعیین توان خلاق افراد به کار روند . البته تک تک مشخصه های معین شده نمی توانند سبب بروز خلاقیت گردند . از سوی دیگر ، برخی به پیشرفت های قبلی فرد یعنی فرآورده یا محصول خلاق وی توجه دارند و تاکید می کنند که اگر این اتفاق ها قبلاً رخ داده باشد طبعاً می توان در آینده انتظار داشت که چنین فرایند خلاقی ادامه یابد .از این رو همان گونه که ملاحظه می شود ، اتفاق نظری در این خصوص که خلاقیت از کجا سرچشمه می گیرد وجود ندارد زیرا این مبحث ، مبحث نوپایی است .(رشد)



تاريخ : جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٧:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از قوی ترین مغزهای علمی که متعلق به انیشتین بود توسط یک پاتولوژیست به نام «پرینستون توماس» برای تحقیقات به 240 بخش تقسیم شد. تنها 7 ساعت پس از مرگ انیشتین در سال 1955 این اتوپسی روی مغز وی انجام شد. در گزارش توماس آمده است که نقطه شاخصی در مغز وی وجود ندارد و مغز با افزایش سن وی اندکی کوچکتر شده است واز اندازه متوسط مغزاندکی کوچکتر است! به رغم این بررسی، وی این مغز را به دقت تقسیم کرد و ازآن عکسبرداری نمود. او این بافت شگفت انگیز را در فرمالین نگهداری کرد تا به کمک علوم آینده بتوان این ماده خاکستری شگفت را مورد بررسی دقیق تر قرار داد.
در اوایل دهه 80 میلادی، یک متخصص مغز و اعصاب به نام «ماریان دیاموند» از دانشگاه برکلی کالیفرنیا، شروع به تحلیل عکس های گرفته شده از بخش های پری فرونتال و آهیانه ای مغز انیشتین نمود. این مناطق بخش هایی از «قشر ارتباطی»(7) بودند. او این عکس ها را با مغز 11 فرد دیگر به عنوان شاهد مورد مقایسه قرار داد. او متوجه شد که مغز انیشتین نسبت به مغز سایر افراد دارای نسبت بالاتری از سلولهای گلیا به نورون ها بوده است. تا همین اواخر این اعتقاد وجودداشت که سلولهای گلیا فقط وظیفه محافظت، تهیه انرژی و منابع را برای سلولهای عصبی بر عهده دارند، اما اکنون این سلول ها را در فرآیندهای عصبی و انتقال پیام هم دخیل می دانند. اندازه گیری دقیق این نسبت به علت فرآیند حفاظتی و نگهداری که روی آن انجام شده بود مشکل بود، اما می توان گفت که مغز انیشتین در بخش آهیانه ای چپ نسبت سلولهای گلیا را به میزان دو برابر میزان طبیعی داشت!



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آموزش و پرورش با قرار گرفتن در عرصه تحولات پرشتاب جهان امروز، دستخوش تغییرات وسیعی شده است. لازمه ماندگاری در این عصر توجه به کیفیت نظام آموزشی است
نظامی که در مسیر سفری به مقصد رشد، بالندگی، ارتقاء دانش و مهارت علمی سرمایه‌های این مرز و بوم قرار گرفته است و هرچه در این سفر به جلو می‌رود، تصمیم‌گیریها سریع‌تر، تعداد دانش‌آموزان زیادتر و دگرگونی‌ها در یافته‌های علمی و نیاز‌های علمی فراوان‌تر می‌شود.

ما با انفجار دانش رو به رو هستیم و باید همسفران خود را نو‌آور، خلاق و دارای استقلال فکری بار آوریم و آنها را در محیطی قرار دهیم که آنها را خلاق بار آورد‌. این سرمایه‌ها هستند که منجر به ‌نوآوری، رشد و توسعه جامعه خواهند شد. بدین‌منظور پنجره دانش را باید باز کرد و به تربیت نسلی خلاق پرداخت.

خلاقیت عبارت است از به کار‌گیری توانایی‌های ذهنی به منظور دستیابی به یک اندیشه‌ نو و تفکر جدید در هر زمینه‌ای، که این امر خود پایه و اساس رسیدن به نوآوری در آن زمینه می‌باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸ | ٦:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بیشتر مهارت ها بر اثر تعلیم و تربیت توسعه می یابد. هوش هیجانی به وسیله رشد مهارت های هیجانی قابل رشد توسعه است. هوش هیجانی مفهومی ، قابل یادگیری است. بر خلاف بهره هوشی که در طول زندگی سطح آن تقریبا" ثابت است، هوش هیجانی را می توان افزایش داد.

·         قبل از هر چیز والدین باید در باره احساسات و هیجانات اطلاعات بیشتری پیدا کنند و در باره انواع هیجان مثل شادی و غم، شجاعت و ترس، صبر و بی حوصلگی، عشق و تنفر و.... اطلاعات سازنده ای داشته باشند.

·         با ایجاد یک محیط امن عاطفی کودکان می توانند با آزادی در باره احساساتشان با والدین گفت و گو کنند.

·         مهلت های هوش هیجانی با تعامل خوب والدین و کودک آغاز می شود . والدین به کودکان یاد می دهند که هیجان های خود را تشخیص دهند و آنها را نامگذاری کنند. به عنوان مثال : احساس ناامیدی می کنم، احساس شادی می کنم، الان عصبانی هستم و ... پس وقتی از رفتار دوستش شکایت می کند و می گوید من اصلا" او را دوست ندارم، می توان جمله او را به این صورت تصحیح کرد: به نظر می رسد از دست دوستت عصبانی هستی، با بیان این جمله، هم نشان داده اید احساس فرزندتان را درک کرده اید و هم الگوی مناسبی برای بیان احساسات فراهم ساخته اید.

·         به جای نامگذاری روی فرزندان با صفاتی چون دست و پا چلفتی، بی عرصه، ترسو، کودن و .... احساسات آنها را نامگذاری کنید: مثلا" (( الان احساس خجالت می کنی، به نظر می آید احساس ترس می کنی و .... )

·         به حرف های فرزندان خود با دقت گوش دهید و همزمان از زبان بدن (حالات و حرکات اعضای بدن و صورت ) استفاده کنید. این روش به شما کمک می کند ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید و او را بهتر بشناسید.

·         متخصصان باور دارند که آموزش طبیعی هیجانی که همراه با هنرهای آزاد است از اهمیت بیشتر برخوردار است. در درسهایی که داستان های مهیج وجود دارد، کودکان در مورد احساسات قهرمانان شروع به یادگیری می کنند و خود را به جای قهرمان داستان می گذارند و با نحوه برخورد یا مقابله با احساساتی چون خشم، ترس، شادی، غم و ... آشنا می شوند.

·         آموزش مهارت های اجتماعی ار راه های افزایش هوش هیجانی است. این آموزش شامل برنامه کنترل خشم وعصبانیت، همدلی، پی بردن به تفاوت ها و شباهت های مردم، حل مسائل و مشکلات ، برقراری ارتباط موثر، ارزیابی خطرات، تصمیم گیری، تقویت روحیه افراد گروه، ابتکار و مدیریت تغییر، استفاده از روشهای گوناگون برای متقاعد کردن دیگران و ... است.



تاريخ : چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸ | ٧:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روان شناسان عقیده دارند می توان هوش هیجانی را در کودکان و حتی افراد بالغ افزایش داد. ممکن است این سئوال مطرح شود که چرا پرورش و رشد هوش هیجانی مهم است؟

1.ایجاد حس مسئولیت پذیری :

هوش هیجانی به ما کمک می کند که فرد مسئولیت پذیری در جامعه باشیم، برای رسیدن به این مرحله باید به کودکان آموزش های لازم را بدهیم. ابتدا با آموزش کودکان ، به آنان یاد دهیم به جای آنکه دیگران احساسات شان را در دست گیرند، مسئولیت احساسات و هیجان های خود را بپذیرند، به عنوان مثال : به جای اینکه بگوید" شما باعث خوشحالی من شدید " از جمله " من احساس خوشحالی       می کنم " استفاده کند. همچنین به آنها بیاموزیم در مقابل احساسات خود حق انتخاب دارند، انتخاب هایی چون استفاده از مهارت های کلامی و غیر کلامی ، تغییر دادن، اقدام کردن و ..... همه ما می توانیم بر هیجان های خود تسلط داشته باشیم و آن را تحت کنترل خود بگیریم و این امر با تقویت هوش هیجانی میسر می شود وقتی هیجان ها و احساسات ما کنترل شود، رفتار مناسب تری را هم تجربه خواهیم کرد و این رفتار خوب باعث ایجاد احساس خوب و بالا رفتن اعتماد به نفس و تقویت ارتباط اجتماعی می شود.

2.ایجاد زندگی شاد و با نشاط :

تحقیقات نشان داده است هر چه افراد شاد و خوشحال باشند از سلامت بیشتری برخوردارند و هر چه از هوش هیجانی بیشتری برخوردار باشند، افرادی مسئولیت پذیر و اجتماعی تر هستند و بالا بودن هوش هیجانی به آنان کمک می کند که شادتر باشند و غم واندوه را از خود دور کنند.

3.برخورد با موقعیت های خطرناک : 

 تحقیقات نشان می دهد کودکانی که از هوش هیجانی بیشتری برخوردارند، زودتر موقعیتهای خطرناک را تشخیص داده و عکس العمل نشان میدهند و در دوران حساس نوجوانی کمتر امکان دچار شدن به انحراف اخلاقی را دارند و کمتر جذب دوستان ناباب می شوند.

4.ایجاد روحیه همکاری و کمک به دیگران :

 کودکان که از هوش هیجانی بالاتری برخوردار باشند از احساسات دیگران آگاهی کامل دارند و  در گروه سعی می کنند عضو سازنده باشند و نیازهای دیگران را درک می کنند و حداقل با همدلی به آنان کمک می کنند. با پرورش هوش هیجانی کودکان پی می برند وقتی احساس بهتری نسبت به زندگی دارند که با یکدیگر همکاری داشته و به هم کمک کنند. تحقیقات نشان داده کودکانی که از نظر هوش هیجانی در سطح بالاتری هستند ویژگی های زیر را دارند: یاد گیرندگان بهتری هستند، مشکلات رفتاری کمتری دارند، هیجان های خود را به خوبی بیان می کنند، به حرف های دیگران خوب گوش  می کنند، ا زخود خشونت کمتری نشان می دهند، دوستان زیادی پیدا می کنند، خوشحال و با نشاط هستند، اگر در زندگی آنان مشکلی پیش آید، در حل مشکل خوب عمل می کنند و تحمل مشکلات در این کودکان بیشتر است، بیشتر از دیگران هیجان ها و تکانه های خود را کنترل می کنند،در باره اطرافیان خود احساس خوبی دارند.



تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به چند نفر از موفق‌ترین افراد در زندگی تان فکر کنید و به خصیصه‌‌های مشترکی که آنها با یکدیگر دارند. بی‌شک ، دایره دوستان این افراد بزرگ و متنوع است. ارتباطات شخصی‌شان قوی و زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و کامیابی است. آنها نسبت به دیگران ، حتی نسبت به کسانی که تازه ملاقات می‌کنند، علاقه نشان می‌دهند. آنها رضایت بیشتری از شغل خود دارند، احترام همسالانشان را برمی‌انگیزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئولیت شغلی‌شان ، از سرپرست خود امتیاز و ترفیع می‌گیرند. آنها عواطفشان بدون ریاکاری ، احساساتشان بدون نخوت ، و اعتماد به نفسشان عاری از هر خودنمایی است.

  هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست .

بطور خلاصه هوش هیجانی یعنی : داشتن ظرفیتی برای شناخت احساسات و هیجان های خود و دیگران و استفاده از این هیجان ها به بهترین نحو برای برقراری ارتباط با خود و دیگران



تاريخ : دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸ | ۸:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1.    هوش گفتاری:

 توانایی برای صحبت کردن و فرمان زبانی ماست.

2.    هوش ریاضیاتی:

 هوشی است که برای اندازه گیری بهره هوشی استفاده می شود و توانایی استفاده
    ماهرانه از اعداد ( چهار عمل اصلی ) ماست. 

3.    هوش فیزیکی:

 توانایی کاربرد زمان بندی و هماهنگ در حرکات بدنی ماست.

4.     هوش موسیقی:

 توانایی خلق موزیک در سطوح برجسته

5.    هوش بصری ـ فضایی:

 توانایی دیدن و بوجود آوردن شکل ها ـ فرم ها و الگوها.  

6.    هوش میان فردی:

 توانایی برای ارتباط، مذاکره،تأثیر و متقاعد کردن افراد دیگر.

7.    هوش درون فردی:

 توانایی آگاهی یافتن از خود.که هستید، که نیستید، چه می خواهید، چه نمی خواهید و …

8.    هوش کارآفرینی:

 توانایی دیدن فرصت های داد و ستد.

9.     هوش درون یافتنی:

 توانایی برای حس درستی یا نادرستی یک موقعیت، قضاوت کردن مردم به طور سریع و
    صحیح.

       10.    هوش انتزاعی:

       بدست آوردن ایده یا تصویر ناگهانی که به شکل یک ترکیب جدید از چند عامل باشد.



تاريخ : یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸ | ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

رابرت استرن برگ، روان‌شناس، هوش را بدین صورت تعریف می‌کند: «فعالیت ذهنی، در جهت انطباق هدفمند با محیط واقعی مربوط به زندگی شخص یا انتخاب و شکل دهی آن» (استرن برگ، 1985). با وجودی که او با گاردنر موافق است که هوش، بسیار فراتر از یک قابلیت منفرد و عمومی است، امّا عقیده دارد که برخی از انواع هوش‌های گاردنر، بهتراست به عنوان استعدادهای فردی در نظر گرفته شوند. آنچه استرن برگ «هوش موفق» نامیده از سه عامل متفاوت تشکیل شده است:

  • هوش تحلیلی: این مؤلفه به قابلیت‌های حل مسأله اشاره می‌کند.
  • هوش مولّد: این جنبه از هوش شامل قابلیت برخورد با شرایط جدید با استفاده از تجربیات گذشته و مهارت‌های فعلی است.
  • هوش عملی: این عنصر به قابلیت انطباق و وفق‌پذیری با یک محیط در حال تغییر اشاره می‌کند.


تاريخ : شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ | ٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از جدیدترین ایده‌ها، نظریه  هوش چندگانه  هاوارد گاردنر است. گاردنر به جای تمرکز بر تحلیل امتیاز آزمون‌ها، عقیده دارد که مقدار عددی هوش انسان، بیانگر دقیق و کامل توانائی‌های او نیست. نظریه  او 8 هوش مختلف را بر پایه  مهارت‌ها و توانائی‌هایی که در فرهنگ‌های مختلف ارزش گذاری شده‌اند، توصیف می‌کند.
این 8 هوش عبارتند از:

  • هوش تصویری – فضایی
  • هوش کلامی - زبانی
  • هوش اندامی – جنبشی
  • هوش منطقی – ریاضی
  • هوش میان فردی
  • هوش موسیقیائی
  • هوش درون فردی
  • هوش طبیعت‌گرا


تاريخ : شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ | ٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

لوئیس تورستون (1955-1887)، روان‌شناس، نظریه  متفاوتی را درباره  هوش ارائه کرده است.

 

نظریه  او به جای در نظر گرفتن هوش به عنوان یک قابلیت منفرد و عمومی، بر 7 قابلیت اولیه  ذهنی تمرکز دارد (تورستون 1938). قابلیت‌هایی که او تشریح کرده عبارتند از:

  • درک کلامی
  • استدلال
  • سرعت ادراک
  • توانایی عددی
  • سیالی واژگانی (بیان سلیس)
  • حافظه  تداعی
  • تجسّم فضایی


تاريخ : شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ | ۸:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چارلز اسپیرمن (1945-1863)، روان‌شناسی انگلیسی، به تشریح مفهومی پرداخته است که آن را هوش عمومی یا «عامل g » نامیده است. او پس از استفاده از روشی به نام «تحلیل عوامل» برای بررسی تعدادی از آزمون‌های استعداد روانی، متوجه شد که امتیاز این آزمون‌ها به نحو قابل ملاحظه‌ای به یکدیگر شبیه هستند. کسانی که نتایج خوبی در یک آزمون شناختی کسب کرده بودند، در سایر آزمون‌ها نیز نتایج خوبی به دست آورده بودند و برعکس. اسپیرمن نتیجه‌گیری کرد که هوش یک قابلیتِ شناختی عمومی است که قابل ارزیابی و کمّی‌شدن می‌باشد. (اسپیرمن، 1904)



تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸ | ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش معلم

 

معلم در اعطای توانایی به ابنای بشر، همان نقش طبیعت مهربان را ایفا می کند. با مهرورزی های آهسته و آرام و رهنمودهای در خور و شایسته، توانمندیهای بالقوه و نهادینه هر کودک و نوجوان را پالایش می دهد، جلوه و جلا می بخشد و هر یک را به وادی توانایی رهنمون می سازد.

آیا می توان خلاقیت را به کودکان آموزش داد؟ معلمان چگونه می توانند دانش آموزانی خلاق بپرورانند؟ برای این که یادگیری به خلاقیت منجر شود، باید چگونه عمل کنند؟ معلمان با چه روش هایی می توانند کلاسی فعال، پویا و خلاق داشته باشند؟

اخیراً پژوهش های بسیاری در زمینه خلاقیت انجام گرفته‏اند تا مشخص شود که آیا می توان خلاقیت را آموزش داد و اگر می توان، چگونه؟ و نتیجه اکثرشان این بوده است که خلاقیت را می توان هم آموزش و هم پرورش داد.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش مدرسه

 

مدرسه نقش بسیار مهمی در شکوفایی و باروری خلاقیت دانش آموزان ایفا می کند. مدرسه می تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشگر، آفریننده، نوآور و مولد، تربیت کند. مدرسه به عنوان واحد عملیاتی نظام آموزشی و به عنوان مکانی که تعلیم و تربیت رسمی در آن جریان دارد، می تواند قدرت اندیشه و مهارت ذهنی دانش آموزان خود را چنان تقویت کند که به راحتی بتوانند برای دست یافتن به راه حل های مناسب و واقع بینانه، به خلق ایده های نو بپردازند،یا می تواند، با ارائه تکلیف و نیز عدم توجه به تفاوت های فردی و عدم شناخت یا بی توجهی به ویژگی های دانش آموزان، سبب شود که قدرت خلاقیت آنان به تدریج کاهش یابد.

 

به طور کلی فلسفه دیدگاهها و روش هایی که در مدرسه استفاده می شوند و جو یا شرایطی که بر آن ها حاکم است، تأثیر زیادی بر تفکر خلاق دارد. در این خصوص نکته بسیار با اهمیت، اعتقاد و آمادگی مربیان و معلمان برای پذیرش مطالب و مسائل جدید است. مدرسه ها طبق سنت و عادت بیش تر بر حافظه افراد تکیه می کنند و معلمان تکرار پاسخ های از قبل داده شده را بر فکر کردن ترجیح می دهند.

 

متأسفانه مدرسه های ما بیش تر دنبال اصل « قطعیت» هستند. اصل قطعیت بر این تفکر استوار است که برای هر پرسش تنها یک پاسخ درست وجود دارد و بقیه پاسخ ها غلط هستند. بدین دلیل آموزش و تدریس به صورت امری تجویزی و تحمیلی در می آید که در فضایی محدود و بسته مطرح می شود، از امکان حرکت و تلاش بسیار می کاهد و در نهایت به کاری خسته کننده تبدیل می شود.

 

یک مدرسه که برنامه مرتب، اعضای متعهد و معلمان مسؤل دارد، بهترین محیط برای پرورش خلاقیت دانش آموزان است. یک مدرسه خوب که می تواند زمینه ساز تفکر خلاق در دانش آموزان باشد، دارای خصوصیات زیر است:

1- محیطی دوستانه که در آن از زحمات هر فرد کوشا قدر‏دانی می شود؛

2- فضایی مملؤ از امنیت‏خاطر وآزادی عمل حاکم بر آن؛

3- محیطی که در آن فرصت یادگیری و مسؤلیت پذیری مهیاست؛

4- محیطی دارای فرصت هایی برای تصمیم گیری؛

5- وجود امکانات لازم برای ارزشیابی همگانی در آن.

به طور کلی فراهم آوردن زمینه ها و شرایطی که به تقویت تفکر خلاق در مدرسه منجر می شود، دامنه وسیعی دارد که از تغییر در نگرش ها تا روش امتداد می یابد.

 

برای این که مدرسه بیش ترین نقش را در پرورش خلاقیت کودکان داشته باشد، روان شناسان پیشنهاد کرده اند مسائلی که در مدرسه به یادگیرندگان ارائه می کنند، طبقه بندی شوند و دستاوردهای خلاق آنان مورد تشویق قرار گیرد. همچنین امکان تدریس عملی برای هر درس فراهم شود تا دانش آموزان بتوانند نو آوری های خود را در مدرسه و جامعه به کار گیرند.



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | ٩:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عامل فکری-عقلانی

 

به طور کلی ساختار فکری کلاس زمانی می تواند موجب رشد خلاقیت دانش آموزان شود که نیروی تفکر و اندیشه را در آن ها تقویت کند. به این منظور، معلم باید مسائلی را در کلاس طرح کند که به تحقیق و تأمل نیاز داشته باشند. جو عقلانی مطلوب آن است که بتواند دانش آموز را بر انگیزد. در واقع، انگیزه هایی که به دانش آموزان یک کلاس داده می شود، در آغاز حتماً باید به موفقیت بینجامد، از این طریق، دانش آموز وادار می شود به کوشش های خود ادامه دهد، ریسک کند، تجربه کند و در رویارویی با مسائل پیچیده، شور و اشتیاق بیشتری به خرج دهد.

 

عامل عاطفی

 

ساختار عاطفی مناسب در کلاس درس، می تواند توانایی خلاقیت را در همه دانش آموزان شکوفا سازد. جو عاطفی، آن است که دانش آموزان در آن احساس امنیت کنند و قادر باشند نسبت به محرکهای فیزیکی و عقلانی ارائه شده از طرف معلم و همسالان، واکنشی مطلوب از خود نشان دهند. یکی از اساسی ترین قدم ها در این زمینه، پرورش حس کنجکاوی است. از نمودهای اساسی کنجکاوی، سوال کردن و یافتن پاسخ است. برای تقویت کنجکاوی، ایجاد فرصت تجربه و تحقیق ضروری است. دانش آموز باید بتواند به مشاهده، آزمایش و جستجوی محیط و اشیای اطراف خویش بپردازد. به طور کلی برای پرورش رفتار خلاق، جو عاطفی کلاس باید شرایطی فراهم آورد که دانش آموزان ضمن آن بتوانند احساس ارزش، تعلق و قدرت کنند. آن ها باید در این محیط، اعتماد به نفس کسب کنند.

 

سرگرم شدن و بازی و در گیری با پیچیدگی، جنبه دیگری از جو عاطفی به شمار می رود که لازمه ظهور خلاقیت است. بدون درگیری و غرق شدن در کار و مواجهه با ابهامات و اشکالات، دلیلی برای به وجود آمدن افکار خلاق وجود ندارد. بنابراین، معلمان بایدبا طرح مسائل و مفاهیمی که به تدریج مشکل می شوند، زمینه درگیری فکری را برای دانش آموزان فراهم آورند و آن ها را به تلاش و پشتکار برای حل مسائل و ابهامات تشویق کنند.

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به طور کلی، برای پرورش خلاقیت لازم است روش های تدریس اکتشافی و فعال که مبتنی بر فعالیت دانش آموز است، محور تدریس قرار گیرد تا بتوان به یادگیری توأم با خلاقیت دست یافت.

در واقع هر یک از کلاس های موجود را می توان به طریقی سازمان داد که بتوانند فضایی را که لازمه بروز خلاقیت است برای دانش آموزان فراهم کنند. قراردادن محرکات بصری در کلاس، ترتیب چیدن میز و صندلی ها و اختصاص فضای لازم برای فعالیت دانش آموزان، از جمله مواردی هستند که باید به آن ها توجه کرد.

 

عامل مهم دیگر، برای فراهم کردن جو فیزیکی کلاس، پیش بینی وسایل است که بتوان از طریق آن ها، آثار دانش آموزان را به معرض نمایش گذاشت. وسایلی نظیر: تخته ماهوتی، میز، قفسه و جعبه مقوایی.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

افراد خلاق را در مدارس کشور چگونه باید شناخت؟ گاهی محصول کار افراد می تواند یکی از معیارهای اساسی باشد. چنین معیاری در مورد هنرمندان، اندیشمندان و دانشمندان که گذشت زمان بر عظمت آثار آنان صحه گذاشته است، شاید معیار مناسبی باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اختلال در خواندن» یکی از اختلالات ویژه است. متاسفانه تا مدت های طولانی دانش آموزانی را که در یادگیری یک یا چند درس مشکلات جدی داشتند با اصطلاحات معلول ادراکی، آسیب دیده مغزی و آسیب دیده عصبی معرفی می کردند و به بسیاری از این دانش آموزان برچسب کودن، کم ذهن، عقب مانده و امثال آن می زدند که هیچ کدام صحیح نیست. در واقع این افراد به علت مشکلی که در خواندن دارند نمی توانند کتاب های درس علوم، ریاضی و امثال آن را بخوانند و بنابراین در آن درس ها نیز با مشکلاتی روبه رو می شوند. امروزه همه بررسی ها نشان می دهد این اختلال قابل درمان است و آموزگاران و حتی والدین اگر به دانش و حوصله لازم مجهز باشند، می توانند این مشکل را حل کنند و حتی ممکن است بسیاری از این دانش آموزان در زمینه های متعدد به پیشرفت های چشمگیری دست یابند.
مشکلات یادگیری کودکان، ارتباط تنگاتنگی با مسائل فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی، تغذیه، بهداشت و مسائل مربوط به محیط آموزشی و... دارد. وقتی دانش آموز یا والدینش برای درمان مراجعه می کنند، مطمئناً از چیز یا چیزهایی رنج می برند. ممکن است والدین احساس گناه کنند، فکر کنند وظایفشان را در مورد فرزندشان به خوبی انجام نداده اند، ممکن است فکر کنند در دوران بارداری فرزندشان غفلت های زیادی کرده اند، ممکن است تصور کنند مردم آنان را به خاطر مشکل یادگیری فرزندشان تحقیر می کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ | ۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سه عامل باعث می شوند که فکر بکری به ذهن فرد خطور کند:

اولاً، وجود مشکل شغلی مبرم یا آزاردهنده ای که باید حل شود؛ یعنی در خلأ نمی شود خلاق بود.

ثانیاً، فکر در محیطی که به سر می برد، ممکن است " سرگردان باشد و در خواب و خیال و رؤیاهای خود به سر برد." این وضعیت در مورد هر شخصی نسبت به شخص دیگر متفاوت است. اما مواردی از این گونه وضعیت هستند که بین همه اشخاص مشترکند. از جمله، هنگام پیمودن مسیر بین خانه و محل کار، دوش گرفتن، خوابیدن یا از خواب بیدار شدن و پیاده روی. نکته اصلی در تمام این فعالیت ها این است که به فرد امکان می دهند، حول وحوش موضوع بچرخد، بدون این که آن را کانون اصلی توجه خود قرار دهد.

ثالثاً، فکر بکر، هنگامی که فرد در حالت سرگشتگی قرار دارد، از ادراکات یا نقطه نظراتی که اغلب با کار ارتباطی ندارند، نشأت می گیرد. پیشرفت ها و اکتشافات مهم هنگامی رخ می دهند که افراد مشکل شغلی مشترکی را از منظری متفاوت بنگرند. مثال های رایج در این زمینه، بینش های مثبت از سیستم های ارتباطی شبکه ای حرفه ای یا شخصی، حضور در کنفرانس ها یا کارگاه ها، مطالعات شخصی، فعالیت های شخصی در اوقات فراغت، فعالیت های جمعی، و زندگی خانوادگی در بر می گیرند.

 



تاريخ : یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت و نوآوری می تواند در همه حوزه ها و زمینه ها روی دهد . برحسب موضوع و نوع حوزه انواع خلاقیت و نوآوری را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود :

خلاقیت و نوآوری علمی

خلاقیت و نوآوری در هر یک از رشته های علم را می توان خلاقیت و نوآوری علمی نامید . کشفیات و نظریه های علمی مانند نظریه های علوم فیزیک ، شیمی ، روانشناسی ، اقتصاد ، مدیریت و غیره خلاقیت ها و نوآوری های علمی محسوب می شوند . بنابراین برحسب این که کدام رشته علمی درنظر گرفته شود انواع خلاقیت و نوآوری وجود دارد . مثلا منظور از خلاقیت و نوآوری فیزیک خلاقیت و نوآوری در حوزه علمی فیزیک و یا خلاقیت و نوآوری روانشناسی خلاقیت و نوآوری در حوزه علم روانشناسی می باشد .

به همین ترتیب، خلاقیت و نوآوری شیمی ، خلاقیت و نوآوری مدیریت ، خلاقیت و نوآوری ریاضی و سایر موارد وجود دارند . بنابراین علوم مختلف در واقع تشکیل شده از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های علمی در سطوح مختلف (خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه و خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه) می باشند .

خلاقیت های علمی اولیه یا بزرگ عبارت از آن دسته از خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که شامل خلق مفاهیم جدطد علمی ، کشفیات متحول کننده و ایجاد پارادایم علمی نوین می باشد . نظریه مکانیک کوانتومی پلانک ، نظریه نسبیت انیشتین ، نظریه های رفتارگرائی واتسون و اسکینز ، نظریه شناختی پیاژه از جمله خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه یا بزرگ می باشند که باعث ایجاد تحولات عمیق علمی و شروع رویکردهای جدید شده اند .

خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه یا کوچک عبارت از آن دسته خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که در پی خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه بروز می کنند و شامل بسط و توسعه مفاهیم آنها می باشند . موضوعات تکمیلی وابسته به نظریات ذکر شده فوق خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه یا کوچک محسوب می شوند .

به عنوان مثال علم فیزیک عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه فیزیک ، علم ریاضی عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه ریاضی و علم روانشناسی عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه روانشناسی می باشد بنابراین خلاقیت و نوآوری علمی عامل پیدایش و رشد و تکامل علوم است و دانشمندان رشته های مختلف علمی از طریق انجام مطالعات و پژوهش های علمی درصدد دستیابی به خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه علمی هستند .

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت و نوآوری اولیه:

 عبارت از آن دسته از خلاقیت ها و نوآوری ها ست که شامل ایجاد و توسعه اصول و مفاهیم جدید و خلق پارادایم نوین می باشند . خلاقیت و نوآوری اولیه به عنوان منشاء کشف جدید ، نوعی واقعی و اندیشه هائی متفاوت با آنچه تا به حال وجود داشته مانند نظریه های متحول کننده علمی و اختراعات بنیادی می باشد .

خلاقیت و نواوری ثانویه :

آن دسته خلاقیت ها و نوآوری هایی هستند که شامل کاربرد جدید و متفاوتی از اصول و مفاهیم شناخته شده قبلی و تکمیل و بسط خلاقیت های اولیه هستند . دستاوردهای علمی پژوهشگران که مبتنی بر نظریه های بزرگ علمی است از موارد خلاقیت ثانویه می باشند .



تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای اینکه خلاقیتی ایجاد و پرورش یابد بایستی فنون و تکنیک هایی رعایت گردد. محققان مختلف فنونی را ذکر کرده اند که به مهمترین آنها اشاره می شود:

1- طوفان مغزی (BRAIN STORMING): این تکنیک را نخستین بار دکتر الکس، اس، اسبورن مطرح کرد و چنان مورد استفاده واستقبال مردم و سازمانها  قرار گرفته که جزئی از زندگی آنها شده است، یورش فکری در واژه نامه بین المللی وبستر چنین تعریف شده است:

اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده هایی که در جا به وسیله اعضا ارائه می گردد بیابند. عنی هیچ انتقـادی از هیچ ایده ای جایز نیست. به هر ایده ای هرچند نامربوط خوش آمد گفته می شود.

هرچه تعداد ایده ها بیشتر باشد بهتر است. کیفیت ایده ها بعـداً مورد توجه قرار می گیرد افـراد به ترکیـب کردن ایده ها تشویق می شوند و از آنها خواسته می شود که نسبت به ایده های دیگران اشراف پیدا کنند.

2- الگوبرداری از طبیعت (BIONICS) : یکی از تکنیک های خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته تکنیک تقلید و الگوبرداری از طبیعت است. ابداعاتی که در زمینه علم ارتباطات و کنترل در دهه های اخیر شکل گرفته اند. برنامه ریزی های رایانه و موضوع هوش مصنوعی همه با الگوبرداری و تقلید از فعالیتهای مغز آدمی انجام شده اند و روند فعالیتها به گونه ای است که در آینده با ادامه این کار فنون و ابزارهای بدیع و جدیدی ساخته خواهند شد.   بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی از جمله علوم و فناوری هایی هستند که بیشترین الگوبرداری را از طبیعت و فرایندهای زیستی در تولید ابداع ها و فنون برای تولید انواع محصولات و ارائه خدمات جدید عرصه های مختلف داشته است.

3- تکنیک گروه اسمی (NOMINAL GROUPING) گروه اسمی نام تکنیکی است که نیز تا حدودی در صنعت رواج یافته است. فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:

اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛

هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛

هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند‍؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.



تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اول – تفکر نیازمند محیطی ارام است. 

دوم- از روش طوفان مغزی استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید  در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید

سوم - همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های  یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود.

چهارم- هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر  ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم  شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد  قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید.

پنجم - مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را  بر روی یک کاغذ یا دفترچه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید.

ششم - اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی  شما به تحرک واداشته شوند.

هفتم- تلویزیون نگاه نکنید، زیرا  ذهن شما توسط  برنامه های  تلویزیون اشغال می شود و دیگر  قادر  نیستید  خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون  مغز  شما  از گوش  ها  و چشم  های شما  نشت  کرده و خارج می  شود .

هشتم- از  مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی  از افراد  برای تقویت  خلاقیت  خود از  داروهای خاص  استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد  تنها نظیر افرادی  هستند که وابستگی دارویی دارند.

نهم - تا می توانید درباره  هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه  کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه  سبب  الهام  در ذهن شما می  شود  بلکه  آن را انباشته  از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد  شد ، سلولهای  مغزی  شما با یکدیگر راحت تر  ارتباط  برقرار کرده و زمینه برای  خلق  ایده های  نو پدید آید.

دهم - مغز شما نیز همانند بدن  شما نیازمند ورزش  کردن است  تا به خوبی  فعالیت نماید.در صورتی  که مغز ورزش نکند ، به مرور  سست  و بی فایده  می شود.شما از طریق  مطالعه کردن  ، بحث کردن  با افراد  باهوش  می  توانید  سلولهای  مغزی خود  را وادار به ورزش کنید. گفتگو  با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای  ذهن  شما خوب  است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران  است .

نویسنده: دکتر علی  کرمی



تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

با علم واعتقاد به انچه که در پی می اید، با عمل به انها  و با مداومت در انجام، هر انسانی حتی با نازل ترین درجة خلاقیت قادر است جرقة مقدس را شعله ور ساخته وخلاقیت خفته را پیدا سازد.

باید پذیرفت و باور داشت که این گوهر نفیس و گران بها در وجود همة ما از ابتدای خلقت تعبیه گردیده ، چرا که خداوند ما را نمایندگان خود در روی زمین نامیده است. این فلسفه و این ایمان منشا بیداری اندیشه، فکر و پیدایش خلاقیت است. خداوند در قران کریم از اموزش اسما به انسان سخن می گوید و ارزش ساعتی تفکر را بیش از سالها عبادت می داند. ارزش اندیشه و تفکر در ادیان الهی بخصوص دین اسلام چنان والاست که در قران و کاحادیث بخش های خاصی به این موضع و در اهمیت اندیشه عمیق، تفکر خلاقانه و جستجوگرانه در خلقت موجودات زمین و اسمانهاست.

تفکر  و اندیشه همراه با عبادت و ذکر سبب ارامش قالب و گشایش دریچه های ایده ها و تخیلات انسانی است. چیزی که بزرگان و اندیشمندان نابغه اسلامی در زندگی خود بسیار بدان پرداخته اند و برای خلاقیت و نوآوری می توان از ان بهره جست.

اگر چنین است زمان برنامه ریزی است، زمان ایجاد تصویر ذهنی سالمی است که اساس زندگی خلاق است، زمان شروع و شروع هرگز دیر نیست.



تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آیا افراد خلاق دارای ویژگیهای خاصی هستند؟ بررسی ها نشان می دهد که هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند،اما برای اینکه فرد بسیار خلاق باشد ضرورتا نباید نابغه باشد.

افراد خلاق تازگی و بدیع بودن را ترجیح می دهند، پیچیدگی مسائل توجه آنان را جلب می کند و به قضاوتهای مستقل می پردازند(بارون هارنیگتون ). علاوه بر آن توانایی تمام کردن، کامل کردن و یکی کردن افکار گوناگون در این افراد بیش از دیگران است .

علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ویژگیهای دیگری نیز دارند که آنها را از سایر افراد متمایز می کند این ویژگیها عبارتند از:

 1-افراد خلاق، بخش عمده ای از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می کنند و از این طریق سوژه های جدیدی برای فکر کردن پیدا می کنند.

2-افراد خلاق بسیار کنجکاو بوده و به طور مستمر در جستجوی موضوعات پیچیده ،جدید و ناشناخته و عجیب هستند. به همین سبب آنها در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری برخوردار هستند، سوالات بیشتر و پیچیده تری را مطرح می کنند.این ویژگی را به سادگی در بچه ها می توان تشخیص داد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقاله ی حاضر توسط سرکار خانم فیروزه ی فروز بخش ؛ترجمه شده است:

         

  صفحه١       صفحه٢       صفحه٣



تاريخ : شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

با توجه به نظرات هوارد گاردنر ،هوشهای چندگانه هفت راه مختلف برای نشان دادن قابلیت فکری هستند.

 انواع هوش چندگانه کدامند؟

هوش دیداری / فضایی

این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات ،نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می‌آید.

مهارت های آنها شامل موارد زیر است:

ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره‌ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس

 

هوش کلامی/ زبانی

این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده‌ها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر می‌کنند.

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم

 

هوش منطقی / ریاضی

هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده‌ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می‌کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می‌کنند. آنهاا همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی می‌پرسند و دوست دارند آزمایش کنند.

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربردن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی

رشته های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :

دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان

 

هوش بدنی/جنبشی

 این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرنده‌ها خودشان را از طریق حرکت بیان می‌کنند. آنها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

رقص، هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن

شغل های مورد علاقه آنها عبارتند از :

ورزشکار، معلم تربیت بدنی، رقصنده، هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بطور کلی تعاریف متعددی از هوش صورت گرفته است و بر این اساس طبقات مختلفی از انواع هوش نیز مطرح شده است. ثوراندیک ، اسپیرمن ، ترستون استرن برگ ، گاردنر افرادی هستند که

انواع هوش از دیدگاه ثرندایک

ثرندایک رفتار هوشمندانه را متشکل از توناییهای خاص گوناگون می‌داند. او از سه نوع صحبت می‌کند که افراد مختلف در هر یک از این انواع می‌توانند متفاوت باشند.

  • هوش انتزاعی: این نوع از هوش با اندیشه و نهادها سروکار دارد. در ک روابط اجزا و پدیده‌ها با این نوع از هوش ارتباط دارد. توان درک نظریه‌ها ، ریاضیات و ... به این نوع هوش مرتبط است.
  • هوش مکانیکی: به ویژگیهایی ارتباط دارد که به بهره‌گیری موثر از ابزارها و انجام اعمال و فعالیتها مربوط می‌شود. افرادی که از نظر انجام فعالیتها و مهارتهای عملی بازده خوبی دارند، از هوش مکانیکی بالایی برخورداند.
  • هوش اجتماعی: به توناییهای فرد که ایجاد روابط اجتماعی مناسب را میسر می‌سازد اطلاق می‌شود.

انواع هوش از دیدگاه اسپیرمن

اسپیرمن معتقد است که در همه کارکردهای روانی یک حامل کلی هوشی (g) و شماری از عوامل اختصاصی هوشی (s) وجود دارد. به عبارتی او هوش را به یک نوع هوش کلی و تعدادی هوش اختصاصی تقسیم می‌کند. 
انواعی از هوش را بر اساس تعاریفی که از آن ارائه کرده ساخته‌اند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از عوامل مهم موثر بر هوش ، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر ، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین ، تغذیه دوران کودکی و نوزادی ، شرایط و امکانات محیطی ، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار می‌روند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا می‌دارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.
با توجه به نمرات حاصل از اجزای آزمونهای هوشی و تعیین بهره هوشی ، افراد در طبقات مختلفی قرار می‌گیرند. در طبقه بندیهای گذشته افراد دارای هوش پایین در طبقات کودن ، کانا و کامیو قرار می‌گرفتند. امروزه دیگر این طبقه بندی رایج نیست و از طبقه بندی عقب مانده ذهنی ، بهره هوشی پایین ، متوسط و بالا استفاده می‌شود.



تاريخ : جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مساله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسانها موجب می‌شود، از دیرباز مورد توجه بوده است. زمینه توجه به عامل هوش را در علوم مختلف می‌توان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان ، هوش را به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار داده‌اند. فلاسفه بر اندیشه‌های مجرد به عنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت ، بر توانایی یادگیری تاکید داشته‌اند.

در مقاله‌ای معتبر که در سال 1904 منتشر شد، « چارلز اسپیرمن » ، روان شناس بریتانیایی ، نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با روشهای تجربی و کمی تشریح کرد. پیدایش مقیاس هوشی بینه سیمون ، در سال 1905 و به دنبال آن تهیه و استاندارد شدن مقیاس استنفرد _ بینه ، در سال 1916 در امریکا ، از فعالیتهای اولیه به منظور تهیه ابزار اندازه گیری هوش بوده است. البته در سال 1838 « اسکیرول » به منظور تهیه ضوابطی برای تشخیص و طبقه بندی افراد عقب مانده ذهنی ، روشهای مختلفی را آزمود و به این نتیجه رسید که مهارت کلامی فرد بهترین توانش ذهنی اوست. جالب آن که بعدها نیز مهارت کلامی از عوامل اساسی توانش ذهنی شناخته شد و امروز نیز محتوای اکثر تستهای هوش را مواد کلامی تشکیل می‌دهد.

ترستون ، ثرندایک ، سیریل برت ، گیلفورد ، فیلیپ ورنون ، از دیگر افرادی بودند که در زمینه هوش به تحقیق و بررسی پرداختند.



تاريخ : جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تعریف هوش

بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم کرد.

تعریف تربیتی هوش

به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد.

تعریف تحلیلی هوش

بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

تعریف کاربردی هوش

در تعاریف کاربردی ، هوش پدیده‌ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد

(رشد)



تاريخ : جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

صفحه١       صفحه٢

 



تاريخ : جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سده های 20 و 21 بر پایه خلاقیت و نوآوری استوارند. اگر ایده ها و راهکارهای خلاقانه نبودند، معلوم نبود که امروزه انسان کره زمین با چه دشواری هایی سر در گریبان می شد. حل بخش عظیمی از دشواری های زندگی، بدون خلاقیت ناممکن است.گستره حیات آدمی، محیط های متفاوتی را برای فعالیت فراهم کرده است. از این رو، هرکس در محیط عمل خود، در کارخانه، در تجارتخانه، در آموزش و پرورش و... باید دست به خلق ایده ها و راهکارهای نوین بزند. در این نوشته، تلاش شده است، الگویی بر این تفکر خلاق ارائه شود و راه های حصول خلاقیت بر شمرده شوند. همه افکار خلاق آدمی از الگوی خاصی پیروی می کنند. اما باید توجه داشت که نمی توان از این الگو به صورت یک فرمول و قالب انعطاف ناپذیر، بهره گرفت و به دلخواه خود از یک مرحله به مرحله دیگر تفکر خلاق گذر کرد. آشنایی با الگوی حاضر، به شما کمک می کند که متوجه شوید، ذهن فعال شما به کدام مرحله از تخیل خلاق رسیده است. احتمال رسیدن آن به کدام مرحله دیگر وجود دارد. در ادامه، مراحل متفاوت ذهن اندیشنده که هر کدام از آن ها راه دست یابی به ایده ها و راهکارهای خلاقانه را هموار می سازند تشریح می شوند.

 

مرحله نخست، آمادگی:

 در این مرحله، باید مشکل یا مسأله را تیین کنید و طرح خلاقه را مشخص سازید برای این منظور، حافظه، توانایی، استدلال و مهارت های ذهنی دیگر را به کار گیرید و مشکل خود را با دقت تعریف و مشخص کنید. درباره مسأله و طرح و راهکار خود به جمع آوری واقعیت ها و اطلاعات مفید دیگر بپردازید. پیش از اقدام به هر عملی، این اطلاعات و واقعیت ها را به بخش های قابل فهمی تقسیم و آن ها را تجزیه و تحلیل کنید.

 

مرحله دوم، ایده سازی:

 در این مرحله، ایده هایی خلاق و حیاتی به ذهنتان می رسند و احتمال دست یابی به راه حل مشکل بیش تر می شود. در ضمن، می توانید به راه حل های متفاوتی بیندیشید و آن ها را به ترتیبی که به ذهنتان می رسند، در دفترچه ای یادداشت کنید. وقتی درباره این راه حل ها به قضاوت و داوری می پردازید، دقت کنید که جریان ایده سازی متوقف نشود.

 

مرحله سوم، راه حل آفرینی:

 پس از گذراندن مراحل فوق، به جایی می رسید که از تعداد ایده هایی که به ذهنتان می آید، کاسته می شود و به تدریج دیگر ایده جدیدی به ذهن شما نمی رسد. در این مرحله، می توانید به دفترچه خود مراجعه کنید و راه حل هایی را که یادداشت کرده اید، غربال کنید. بدین صورت که راه حل های حائز اهمیت را نگه دارید و بقیه را خط بزنید. از راه حل های باقی مانده، راه حل های مشابه را کنار هم بگذارید و از آن ها راه حل واحدی بسازید. همچنین، توجه خود را بر راه حل هایی که نیاز به تصریح دارند، متمرکز کنید. برای مشخص کردن راه حل می توانید به مطالعه و گردآوردی اطلاعات بپردازید . سپس، سعی کنید راه حل هایی را که خلاقانه می دانید، استخراج کنید.

 

مرحله چهارم، ارزشیابی:

 در این مرحله که آخرین مرحله الگو هم هست، باید درباره راه حل هایی که برگزیده اید، قضاوت کنید. برای ارزشیابی و نقد ایده ها و راه حل های خود، می توانید از سؤال هایی بهره بگیرید که بیش تر با " چ" آغاز می شوند، مانند: چرا، چگونه ، چه طور و چه زمان. پاسخ به مجموعه سؤال ها، ماهیت راه حل ها و میزان کارآیی آن ها را برای شما مشخص می کند. توجه داشته باشید که نمی توان این چهار مرحله را خلاصه و یا یکی از آن ها را حذف کرد؛ اگر چه ذهن با ظرافت از یک مرحله به مرحله دیگر گذر می کند. هر فرد باید رعایت ترتیب این مراحل به ایده سازی خلاق بپردازد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشنا تر ومانوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. بنابراین تا میتوانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید


 با بکار بستن نکاتی که در زیر می آید مهارت تند خوانی را در خود به هنگام مطالعه متون مختلف تقویت کنید.

1 ـ مکثــها و توقفهای چشمان خود را حین مطالعه سطور کــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این مکثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد.

تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کند خوان به 7 بار در هرسطرمیرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به 3 بار در هر سطر کاهش دهید.

نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.

نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.

نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از عوامل مهم موثر بر هوش ، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر ، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین ، تغذیه دوران کودکی و نوزادی ، شرایط و امکانات محیطی ، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار می‌روند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا می‌دارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()