روش ها و راهبردهای آموزشی ساختن گرایان، به کمک به دانش آموز برای بررسی موضوع
ها و شرایط پیچیده و تفکر در زمینه های یادگیری معطوف است. بنابراین، از یادگیرنده
خواسته می شود تا از طریق تعامل های اجتماعی، به ساختن درک فردی خود از موضوع
یادگیری اقدام کند. در این رویکرد، محتوای آموزش از پیش تعیین نمی شود و دست یابی
به منابع متفاوت مورد تأکید است.

 

اصول طراحی برنامه ی درسی و آموزشی

برخی از اصول طراحی در این رویکرد عبارت اند از:

1. تأکید بر مشخص کردن زمینه هایی که مهارت های کسب شده در آن ها کاربرد معنادار
خواهد داشت.

2. تأکید بر کنترل قابل اعمال از سوی دانش آموز و کار او روی اطلاعات (به
کارگیری فعال آموخته ها).

3. ارائه ی اطلاعات از راه های متنوع و متفاوت (برخورد با اطلاعات در زمان ها و
زمینه ها و با هدف های متفاوت و از دیدگاه های گوناگون).

4. مبتنی کردن ارزش یابی بر انتقال دانش ها و مهارت ها (در شرایطی که با وضعیت
مورد استفاده در زمان آموزش متفاوت باشد).

الف) از طریق کاوش، دستکاری، حل مسئله و فعالیت های آزمایشگاهی، به تجربه های
جدیدی در یادگیری ریاضی دست یابند (تجربه).

ب) پروژه ها و طرح هایی را برای استفاده از مفاهیم جدیدی که فرا می گیرند، اجرا
کنند (کاربرد).

ج) با دیگر دانش آموزان به صورت گروهی به حل تمرینات و فعالیت های یدی بپردازند
(هم یاری).

د) دانش کسب شده را در موقعیت های جدید و نا آشنا به کار گیرند (انتقال).

آن چه در پی می آید پنج ویژگی ارتباط، تجربه، کاربرد، هم یاری و انتقال
در فرایند یاددهی –  یادگیری را توضیح می دهد و برنامه ریزی درسی را در
موقعیت محیطی مناسب برای به کارگیری اصول اساسی ساختن گرایی مورد توجه قرار می دهد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ساختن گرایی یکی از نظریه های یاددهی – یادگیری و مبتنی بر این منطق است که یادگیری نتیجه ی ساخت ذهن است. بنابراین نظریه، دانش آموزان با مرتبط کردن اطلاعات جدید با آن چه از قبل آموخته اند، یاد می گیرند. ساختن گرایان معتقدند، یادگیری از زمینه های فکری، هم چنین باورها و نگرش های دانش آموزان تأثیر می پذیرد. بر اساس این نظریه: اطلاعات از راه های ارتباطی یا حواس و به طور غیر فعال دریافت نمی شود، بلکه در ذهن درک کننده به طور فعال ساخته می شود. به علاوه، جایگاه ادراک، انطباق پذیری و سازمان دهی دنیای تجربی، همه در ذهن است. در این مقاله، ضمن بر شمردن دیدگاه های نظریه ی ساختن گرایی، جلوه های این نظریه در برنامه های درسی  معرفی می شوند. نظریه ی یادگیری ساختن گرایی در امر آموزش بیشتر به عنوان یک رویکرد مطرح است. کاربرد این رویکرد، در شیوه ها و فرایند یاددهی و یادگیری از آن جهت مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است که در عمل می توان از آن برای فعال کردن یادگیری دانش آموزان، درک عمیق مفاهیم درسی، اظهار نظر درباره ی موضوع مورد مطالعه و پیوند آموخته های قبلی و جدید استفاده کرد. در مقاله بعدی با اصول طراحی برنامه طبق این نظریه می پردازیم.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱ | ۸:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1. تغییر نگرش کلی نظام آموزش و پرورش با رویکردی نو و مطلوب

2. ایجاد تغییرات کلیدی و مرتبط با نیازها در کتاب های درسی

3. تقویت مهارت استنباط و تجزیه و تحلیل در راستای تقویت روحیه ی نقد و پرسشگری

4. تقویت مهارت تفسیر اطلاعات

5. پرورش مهارت مشاهده

6. شرکت دادن دانش آموزان در بحث های کلاسی

7. گسترش روحیه ی کار گروهی

8. عملیاتی کردن تلاش ها و شیوه های آموزشی دانایی محور به جای حافظه محور

9. ایجاد تحولی بنیادین به منظور ترویج و تحکیم جنبش نرم افزاری و...

 مجله رشد –نویسنده: الله نظر یعقوبی (تبیان)

 



تاريخ : شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٩ | ٦:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در کودکان پرسش کردن آغاز تفکر و آگاهی است. بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت عقیده دارند، پرسش خوب و درست، نصف پاسخ است. برخی نیز معتقدند، پایه و اساس هر اکتشافی، یک پرسش اساسی و بنیادی است. با توجه به اهمیت و ضرورت پرسش در فرایند یاددهی و یادگیری، اینک درباره ی تقویت روحیه ی پرسشگری در دانش آموزان رهنمودهایی ارائه می دهیم.

 تعریف پرسشگری

پرسشگری از جمله مهارت های مؤثری است که راه به پاسخ و یقین می برد و نهادینه کردن این رسم نکو، به معنای دست گیری مخاطبان برای رسیدن به سر منزل مقصود در جاده ی تعلیم و تربیت است.

 هم سؤال از علم خیزد هم جواب،        همچو خار و گل که از خاک است و آب

به راستی اگر ما بتوانیم فرزندانمان را به مهارت پرسشگری مجهز کنیم و به آن ها بیاموزیم که طرح پرسش، کلید دست یابی به پاسخ های بزرگ است، راه پر پیچ و خم آموختن را برایشان هموار کرده ایم. زیرا داشتن پرسش، به واقع مجهز کردن ایشان به چراغی است که با آن می توانند کوره راه های نادانستن را آسوده تر در نوردند. پرسش چراغی است در دست دانش آموزان برای عبور از کوچه های تاریک نادانی تا رسیدن به صبح روشن دانایی. این اعتبار تا بدان جا رسیده است که منزلت آدمیان را به پرسش هایی می دانند که در دل و دیده اش موج می زند، نه فقط پاسخ هایی که در ذهن دارد! بنابراین، این حکمت مشهورکه «علاج دانایی پرسش است»، جای بسی تأمل دارد. واژه ی «علاج» در حکمت فوق به معنای راه چاره است. بدین مفهوم که چاره ی دانایی، پرسش کردن است. بنابراین باید «پرسید» تا به کامروایی «دانستن» رسید.

(تبیان)



تاريخ : یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩ | ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فراشناخت مفهوم مهمی در تئوری شناختی و شامل دو فرآیند اساسی است که هم زمان با هم اتفاق می افتد:

(یادداشت کردن پیشرفت در حین یادگیری))و دیگر((ایجاد تغییر در روشهای یادگیری))،در صورتی که مطلب خوب یاد گرفته نشود.

فراشناخت شامل خود سازماندهی،خودپاسخ دهی و ابتکار است.مهارتهای شناختی عبارتند از:



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

راهبردهای متعددی برای آموزش مهارتهای تفکر انتقادی ارائه شده است.  در مقاله حاضر، از میان انواع این راهبردها که عموما به راهبردهای شناختی ( کلان و خرد ) و عاطفی تقسیم می شوند، به ارائه 9 راهبرد عاطفی قابل استفاده در آموزش مهارت های تفکر انتقادی می پردازیم:

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸ | ۸:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از کسانی که در زمینه تفکر انتقادی قلم می زنند، بر این باورند که آغاز تفکر انتقادی به عصر فیلسوفان تاریخ تفکر می رسد؛ به متفکرانی چون :سقراط، آکوئیناس، اراسموس، مور، بیکن، دکارت، هابز، لاک، نیوتن و کانت. برخی همچون لیپمن  بر این عقیده اند که « جنبش توجه به تفکر انتقادی »، به نویسندگان دهه 1950 بر می گردد. و رویکرد جدید به تفکر انتقادی  در شکل امروزی اش از دهه 1980 آغاز شده است؛ یعنی دهه ای که تدوین کنندگان مجله  رهبری آموزشی  از متخصصان دعوت ک مقالاتی در زمینه تفکر انتقادی تالیف کنند. از میان کسانی که به دعوت مجله رهبری آموزشی پاسخ مثبت دادند، می توان به بیر و کاستا اشاره کرد .

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مدیریت جدید در آموزش و پرورش، همانند مدیریت در حوزه های گوناگون نظیر تجارت و ... بر پرورش منابع انسانی سازمان تاکید دارد. مدرسه به مثابه سازمانی که تحت نظر مدرسه است، برای حصول به اهداف تعیین شده به فعالیت منابع انسانی خود نیاز دارد. اهداف، زمانی برآورده خواهد شد که در کنار فراهم آیی امکانات مادی، فضای کار، بودجه و ... منابع انسانی مدرسه هم رشد مطلوبی داشته باشند. رشد و بالندگی منابع انسانی مدرسه،افزون بر کوشش های فردی منابع انسانی، برای ایجاد فرصت جهت بالندگی به درایت و تدبیر نیاز دارد.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸ | ۸:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش معلم

 

معلم در اعطای توانایی به ابنای بشر، همان نقش طبیعت مهربان را ایفا می کند. با مهرورزی های آهسته و آرام و رهنمودهای در خور و شایسته، توانمندیهای بالقوه و نهادینه هر کودک و نوجوان را پالایش می دهد، جلوه و جلا می بخشد و هر یک را به وادی توانایی رهنمون می سازد.

آیا می توان خلاقیت را به کودکان آموزش داد؟ معلمان چگونه می توانند دانش آموزانی خلاق بپرورانند؟ برای این که یادگیری به خلاقیت منجر شود، باید چگونه عمل کنند؟ معلمان با چه روش هایی می توانند کلاسی فعال، پویا و خلاق داشته باشند؟

اخیراً پژوهش های بسیاری در زمینه خلاقیت انجام گرفته‏اند تا مشخص شود که آیا می توان خلاقیت را آموزش داد و اگر می توان، چگونه؟ و نتیجه اکثرشان این بوده است که خلاقیت را می توان هم آموزش و هم پرورش داد.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش مدرسه

 

مدرسه نقش بسیار مهمی در شکوفایی و باروری خلاقیت دانش آموزان ایفا می کند. مدرسه می تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشگر، آفریننده، نوآور و مولد، تربیت کند. مدرسه به عنوان واحد عملیاتی نظام آموزشی و به عنوان مکانی که تعلیم و تربیت رسمی در آن جریان دارد، می تواند قدرت اندیشه و مهارت ذهنی دانش آموزان خود را چنان تقویت کند که به راحتی بتوانند برای دست یافتن به راه حل های مناسب و واقع بینانه، به خلق ایده های نو بپردازند،یا می تواند، با ارائه تکلیف و نیز عدم توجه به تفاوت های فردی و عدم شناخت یا بی توجهی به ویژگی های دانش آموزان، سبب شود که قدرت خلاقیت آنان به تدریج کاهش یابد.

 

به طور کلی فلسفه دیدگاهها و روش هایی که در مدرسه استفاده می شوند و جو یا شرایطی که بر آن ها حاکم است، تأثیر زیادی بر تفکر خلاق دارد. در این خصوص نکته بسیار با اهمیت، اعتقاد و آمادگی مربیان و معلمان برای پذیرش مطالب و مسائل جدید است. مدرسه ها طبق سنت و عادت بیش تر بر حافظه افراد تکیه می کنند و معلمان تکرار پاسخ های از قبل داده شده را بر فکر کردن ترجیح می دهند.

 

متأسفانه مدرسه های ما بیش تر دنبال اصل « قطعیت» هستند. اصل قطعیت بر این تفکر استوار است که برای هر پرسش تنها یک پاسخ درست وجود دارد و بقیه پاسخ ها غلط هستند. بدین دلیل آموزش و تدریس به صورت امری تجویزی و تحمیلی در می آید که در فضایی محدود و بسته مطرح می شود، از امکان حرکت و تلاش بسیار می کاهد و در نهایت به کاری خسته کننده تبدیل می شود.

 

یک مدرسه که برنامه مرتب، اعضای متعهد و معلمان مسؤل دارد، بهترین محیط برای پرورش خلاقیت دانش آموزان است. یک مدرسه خوب که می تواند زمینه ساز تفکر خلاق در دانش آموزان باشد، دارای خصوصیات زیر است:

1- محیطی دوستانه که در آن از زحمات هر فرد کوشا قدر‏دانی می شود؛

2- فضایی مملؤ از امنیت‏خاطر وآزادی عمل حاکم بر آن؛

3- محیطی که در آن فرصت یادگیری و مسؤلیت پذیری مهیاست؛

4- محیطی دارای فرصت هایی برای تصمیم گیری؛

5- وجود امکانات لازم برای ارزشیابی همگانی در آن.

به طور کلی فراهم آوردن زمینه ها و شرایطی که به تقویت تفکر خلاق در مدرسه منجر می شود، دامنه وسیعی دارد که از تغییر در نگرش ها تا روش امتداد می یابد.

 

برای این که مدرسه بیش ترین نقش را در پرورش خلاقیت کودکان داشته باشد، روان شناسان پیشنهاد کرده اند مسائلی که در مدرسه به یادگیرندگان ارائه می کنند، طبقه بندی شوند و دستاوردهای خلاق آنان مورد تشویق قرار گیرد. همچنین امکان تدریس عملی برای هر درس فراهم شود تا دانش آموزان بتوانند نو آوری های خود را در مدرسه و جامعه به کار گیرند.



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | ٩:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عامل فکری-عقلانی

 

به طور کلی ساختار فکری کلاس زمانی می تواند موجب رشد خلاقیت دانش آموزان شود که نیروی تفکر و اندیشه را در آن ها تقویت کند. به این منظور، معلم باید مسائلی را در کلاس طرح کند که به تحقیق و تأمل نیاز داشته باشند. جو عقلانی مطلوب آن است که بتواند دانش آموز را بر انگیزد. در واقع، انگیزه هایی که به دانش آموزان یک کلاس داده می شود، در آغاز حتماً باید به موفقیت بینجامد، از این طریق، دانش آموز وادار می شود به کوشش های خود ادامه دهد، ریسک کند، تجربه کند و در رویارویی با مسائل پیچیده، شور و اشتیاق بیشتری به خرج دهد.

 

عامل عاطفی

 

ساختار عاطفی مناسب در کلاس درس، می تواند توانایی خلاقیت را در همه دانش آموزان شکوفا سازد. جو عاطفی، آن است که دانش آموزان در آن احساس امنیت کنند و قادر باشند نسبت به محرکهای فیزیکی و عقلانی ارائه شده از طرف معلم و همسالان، واکنشی مطلوب از خود نشان دهند. یکی از اساسی ترین قدم ها در این زمینه، پرورش حس کنجکاوی است. از نمودهای اساسی کنجکاوی، سوال کردن و یافتن پاسخ است. برای تقویت کنجکاوی، ایجاد فرصت تجربه و تحقیق ضروری است. دانش آموز باید بتواند به مشاهده، آزمایش و جستجوی محیط و اشیای اطراف خویش بپردازد. به طور کلی برای پرورش رفتار خلاق، جو عاطفی کلاس باید شرایطی فراهم آورد که دانش آموزان ضمن آن بتوانند احساس ارزش، تعلق و قدرت کنند. آن ها باید در این محیط، اعتماد به نفس کسب کنند.

 

سرگرم شدن و بازی و در گیری با پیچیدگی، جنبه دیگری از جو عاطفی به شمار می رود که لازمه ظهور خلاقیت است. بدون درگیری و غرق شدن در کار و مواجهه با ابهامات و اشکالات، دلیلی برای به وجود آمدن افکار خلاق وجود ندارد. بنابراین، معلمان بایدبا طرح مسائل و مفاهیمی که به تدریج مشکل می شوند، زمینه درگیری فکری را برای دانش آموزان فراهم آورند و آن ها را به تلاش و پشتکار برای حل مسائل و ابهامات تشویق کنند.

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به طور کلی، برای پرورش خلاقیت لازم است روش های تدریس اکتشافی و فعال که مبتنی بر فعالیت دانش آموز است، محور تدریس قرار گیرد تا بتوان به یادگیری توأم با خلاقیت دست یافت.

در واقع هر یک از کلاس های موجود را می توان به طریقی سازمان داد که بتوانند فضایی را که لازمه بروز خلاقیت است برای دانش آموزان فراهم کنند. قراردادن محرکات بصری در کلاس، ترتیب چیدن میز و صندلی ها و اختصاص فضای لازم برای فعالیت دانش آموزان، از جمله مواردی هستند که باید به آن ها توجه کرد.

 

عامل مهم دیگر، برای فراهم کردن جو فیزیکی کلاس، پیش بینی وسایل است که بتوان از طریق آن ها، آثار دانش آموزان را به معرض نمایش گذاشت. وسایلی نظیر: تخته ماهوتی، میز، قفسه و جعبه مقوایی.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقاله ی مذکور توسط دکتر روشن علی زاده ارائه گردیده است.

مقایسه ساخت گرایی وعینیت گرایی

 
معیارهای ساخت گرایی

 
ساختهای تجربی

 
چکیده ومنابع



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

الف- هدف ارزشیابی:

١-ارزیابی فرایند ساخته شدن محصول وتولید دانش

٢- عنایت به چگونگی رسیدن دانش آموزان  به ساختن دانش

ب- ابزار ارزشیابی:

چک لیست

مشاهده ی فراگیر در حین ساختن یک محصول

انجام تحقیق وهمکاری وهمیاری با هم کلاسی در گرد آوری اطلاعات

ارزشیابی پوشه ای

فعالیتهای پروژه ای

ج- نقش اساسی ارزشیابی در فرایند یادگیری:

آینه ای برای نمایاندن مهارتهای عالی تفکر مانند :تجزیه وتحلیل ؛قضاوت وآفریدن

د- نحوه ی ارزشیابی در هر جلسه ی تدریس:

معلمان برای فعالیتهای پروژه ای اهمیت زیادی قائلند واز فراگیران می خواهند؛نمایشگاهی از عملکردهای خود را در معرض دید سایرین قرار دهند.این کار به طرق گوناگون نشان می دهد که دانش آموزان چه می دانند وقادر به انجام چه کاری هستند.



تاريخ : پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

١- آسان سازی فرایند ساخت دانش است.

٢- چون یادگیرنده در مرکز یادگیری قرار دارد ؛معلم نقش راهنما وتسهیل کننده را بازی

می کند.

٣- به فراگیر اجازه می دهد؛تا دانش را بسازد ونه اینکه دانش از طریق آموزش به او ارائه شود.

۴-با آگاهی از نظرات وتجارب قبلی فراگیران ؛،موقعیتهایی(پروژه ؛تهیه ی گزارش ؛کارورزی و...) را طراحی می کند که آنها بتوانند به بازسازی وبسط دانش خود بپردازند.

۵- بخش مهمی از نقش معلم در فضای ساختن گرا ؛سوال کردن است.زیرا طرح سوال به عنوان داربست یادگیری ؛مورد استفاده قرار می گیرد.

۶- نوع سوالات معلم ؛تحلیل ؛ترکیب وقضاوت توام با ارزیابی را به همراه دارد.سوالاتی مانند:

*آیا مطلب تازه ای دیده ای؟

* آیا می توانید راه دیگری بیابید؟

* چه اتفاقی می افتد اگر.....

٧- معلم دانش آموز را در کشف توانایی ها وعلایق یاری می کند؛ چون می داند هیچ

 انگیزه ای  قوی تر از علاقه ی عمیق ووادارنده نیست.

٨- معلم در این روش تفاوتهای فردی را به عنوان (گنجینه های دانش ) به حساب

می آورد؛که می تواند برای غنی سازی وتقویت یادگیری فراگیر مورد استفاده قرار گیرد.

٩- از دید معلم ساختن گرا ؛ دانش آموز متفکری است که نظریه پرداز آینده خواهد بود.

١٠-......

 



تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

١- هدف انتقال معلومات نیست ؛بلکه استفاده از  رویکردهای اکتشافی ؛همیاری ؛حل مساله وفعالیتهایی مانند :فعالیتهای مشاهده ای ؛گردش علمی و... برای فراهم نمودن زمینه  تولید دانش توسط فراگیران هدف اصلی تدریس خواهد بود.

٢- نو ع مواد آموزشی مورد استفاده ؛ به گونه ای است که فراگیران بتوانند با آنها به دست ورزی پرداخته ویا از آنها برای برقراری تعامل با محیط بهره گیرند.

٣- در این تدریس ؛کنترل ونظارت بر فرایند یادگیری به دانش آموز سپرده می شود. در واقع یادگیرندگان با راهنمایی معلم ؛فرصت کشف فعال ؛کاوشگری ؛بحث وگفت و گو ؛ارزیابی نقطه  نظرات واستدلال وتبادل عقیده پیدا می کنند.

۴- یادگیری مشا رکتی وجمعی مورد حمایت وتشویق این نوع تدریس قرار دارد.

۵- کلاسهای درس ساختن گرا غالبا  حالتی مانند کارگاه آموزشی دارند.

۶- در تدریس ساختن گرا ؛دانش آموز  از گروه می آموزد وبه گروه یاد می دهد وتعاون وهمکاری را به عنوان یک اصل مسلم در یادگیری می پذیرد.

٧-.....

 



تاريخ : شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ | ٢:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یادگیری ساختن گرا؛فرایندی پویا ودرونی است که طی آن ؛فراگیران به شکلی فعال وبا

ارتباط دادن اطلاعات جدید به آن چه که قبلا آموخته اند؛دست به (ساخت دانش)

می زنند.

هدف نهایی ساختن گرایی ؛حمایت از دانش آموزان است تا آنها را به متفکرانی خلاق

وحل کننده ی مسائل تبدیل نماید

دانش آموزی فکور که قدرت شناخت واستفاده از آموخته های خود را دارا باشد.



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ساختن گرایی (Constructivism) نوعی فلسفه ی یادگیری است که به موجب آن؛ انسان با بهره گیری از تجارب قبلی؛شناخت خودرا از جهان پیرامونش می سازد.اصول ساختن گرایی بر آگاهی از یادگیری استوار استوپیام اصلی آن اینست که ؛دانش به یادگیرندگان منتقل نمی شود ؛بلکه یادگیرندگان ؛دانش را برای خود می سازند.



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()