با نگاهی اجمالی به نحوه یاددهی - یادگیری در مدارس در می یابیم که گفتن، شنیدن و حفظ کردن، ارکان فعالیت های یاددهی – یادگیری را تشکیل می دهد. این مؤلفه ها با نام های مختلف از سوی صاحب نظران تعبیر شده است. رویکرد بانکی، رویکرد نتیجه محوری،پاسخ محور، معلم محور، غیر فعال و ... . در رویکرد حافظه محور، مطالب یک طرفه از سوی معلم به دانش آموزان ارائه می شود، غافل از این که این شیوه، خود، مانع یادگیری و خلاقیت است. همان طور که پیاژه گفته است، آموزش مانع خلاقیت است. باکمی تأمل در می یابیم که یادگیری به شیوه یاد شده، خلاف فطرت دانش آموزان در فرایند یاددهی – یادگیری است، چرا که دانش آموزان دوست دارند علاوه بر شنیدن، مشاهده ، لمس، سوال و جستجو کنند و تفکر، کاوشگری، آزمایش و پژوهش داشته باشند و به نوعی تفسیر و قضاوت کنند.


به عبارت دیگر، باید در فرایند تدریس فرصتی ایجاد شود تا دانش آموزان نحوه یادگیری را تمرین کنند و روش یادگیری را یاد بگیرند. این نوع یادگیری با نظریه فراشناخت در ارتباط است. آگاهی، کنترل و هدایت سازمان شناختی خود را فراشناخت می گویند. خود آغازگری، خود رهبری، خود تنظیمی، خودانگیزی، خود یادگیری، خود اندیشی، خود باوری، اعتماد به نفس، خود ارزیابی، تفکر انتقادی، تفکر خلاق، نقطه عطف نگرش یادگیری بر اساس نظریه فراشناخت است و کشف خود، در درون، درباره مطالبی که یاد می گیریم و تجربه و به کار بستن آموخته ها در زندگی، از جمله اصول نظریه فراشناخت هستند. پیام یونسکو در خصوص یادگیری نیز، بیانگر این نوع آموختن است که یادگیری را دانستن، انجام دادن، هم زیستی و زیستن تعبیر کرده است. این نوع یادگیری، متناسب با پیشرفت های فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) است.

 

با توجه به این نکات می توان اذعان داشت که یادگیری اساساً ماهیتی علمی و پژوهشی دارد و کلاس درس، محلی است که باید دانش آموزان به شیوه علمی، مفاهیم را کشف کنند. بر اساس رویکرد علمی و پژوهشی، موضوعات درسی از سوی معلم یا داشن آموز به صورت مسأله طرح می شود. دانش آموزان برای کشف مفاهیم و بررسی محتوا به صورت گروهی یا فردی تشویق می شوند. آنها به جمع آوری اطلاعات می پردارند و جواب ها و نظریات خود را مطرح می کنند و سپس به ارزیابی جواب ها می پردازند و در نهایت بهترین جواب را ارئه می دهند. برخورد با مساله، تعریف مساله، ارائه فرضیه، آزمایش فرضیه و نتیجه گیری،  مراحل روش علمی را تشکیل می دهند. پژوهش و روش علمی در اکثر موارد مترادف به کار می رود. ولی پژوهش رسمی تر و دارای فرایند وسیع تری است و معمولا منجر به ثبت گزارش می شود. با توجه به نکات یاد شده، تعریف فرایند یاددهی – یادگیری عبارت است از: مواجهه عمدی معلم و شاگرد در یک فضای آموزشی به منظور تحقق هدفهای معین. عناصر اصلی این الگو مراحل توالی فعالیت معلم و شاگرد، نقش معلم، نقش دانش آموز و نحوه ارتباط معلم و شاگرد را تشکیل می دهند.

 

عنصر اصلی برای تحقق فرایند یاددهی – یادگیری با رویکرد پژوهش محوری، معلم است . تبدیل روشهای تدریس نتیجه محور به فرایند محور، مساله محور، پژوهش محور، پاسخ محور به سوال محور و استفاده از روشهای نوین تدریس، مانند تدریس به روش مشارکتی، بارش مغزی و بدیعه پردازی سرآغاز موفقیت در این مسیر است. تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد تغییر در محتوای کتابهای درسی و آموزش نحوه تدریس با رویکرد فعال به ویژه در درس علوم دوره ابتدایی به طور نسبی موفق بوده است. آنچه مسلم است در کوتاه مدت، امکان زمینه سازی در همه امور برای تحقق پژوهش محوری میسر نیست. لذا بیشترین سرمایه گذاری باید در خصوص معلم باشد. تجربه نگارنده که خود مدرس کارگاههای مشارکتی در طرح غنی سازی مدرسه در شهر تهران است، گواه این مطلب است که وقتی کلاس های مدراس به روش کارگاهی و مشارکتی تشکیل و فرصتی فراهم شود که معلمان از تجربیات هم استفاده کنند و مانند پژوهشگر مسائل را مورد بررسی قرار دهند، با حداقل آموزش، توانایی، قابلیت و انگیزه لازم را برای اجرای روش های تدریس فعال کسب خواهند کرد .بنابر این، می توان انتظار داشت که با رفع بعضی تنگناهای مالی و رفاهی که در انگیزه و رضایت شغلی موثر است، امیدوار بود که موفقیت در این مسیر فرارویمان قرار گیرد.

 

منبع:عظیم محبی--- کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()