افراد خلاق را در مدارس کشور چگونه باید شناخت؟ گاهی محصول کار افراد می تواند یکی از معیارهای اساسی باشد. چنین معیاری در مورد هنرمندان، اندیشمندان و دانشمندان که گذشت زمان بر عظمت آثار آنان صحه گذاشته است، شاید معیار مناسبی باشد.


معیار دیگر می تواند شهرت علمی و هنری افراد باشد. گاهی میدان کار و فعالیت جدی و حرفه یی افراد به عنوان معیار آفرینندگی انتخاب می شود. حال این سوال مطرح است کسانی که هنوز اختراع و اکتشافی نداشته اند یا دانش آموزانی که در مدارس، مشغول به تحصیل هستند و احتمال خلاقیت نیز در آنها می رود، چگونه باید مورد شناسایی قرار گیرند؟

حسن شناسایی این دسته از دانش آموزان در این است که می توان اقدامات موثر در راستای تربیت آنان و ایجاد محیط مساعد کار و فعالیت به عمل آورد.

مسلم است که هر گاه بخواهیم استعداد آفرینندگی را در فراگیران پرورش دهیم باید وجود آن را در سنین پایین کودکان تشخیص دهیم.

اگر نظام آموزشی مدارس به طور فراگیر و مستمر به گونه یی شایسته در خدمت نونهالان هوشمند قرار گیرد و ضوابط مربوطه اجرا شود، پیدا کردن این سرمایه های انسانی در مسیر تعلیم و تربیت مقدور و امکان پذیر خواهد بود.

در غیر این صورت ممکن است بر حسب تصادف تعداد انگشت شماری از نظر خلاقیت شناسایی و بقیه استعدادها در زیر خاکستر کم توجهی پنهان و سرد و خاموش شوند.

بنابراین آموزشگاه ها و متولیان امور (مدیران، مربیان و همه کارکنان) می توانند به طرق زیر به وجود ثروت های عظیم الهی و ارزش آنها پی ببرند.

1- نوگرایی

2- با گذشت زمان طرح ها و راه حل های مناسب ارائه کنند.

3- یکپارچه عمل کردن به کار و مسوولیت ها

4- پیگیری و تحقیق طولانی مدت با دیدی باز روی مسائل مورد مطالعه و مربوطه

5- جدیت و قاطعیت و الگو بودن در راستای پیشرفت و ایجاد انگیزه در مسیر سالم و آگاهانه

به این طریق دانش آموزان توانا و مبتکر، نسبت به آنچه در اطراف و پیرامون آنها وجود دارد با وسعت نظر پیگیری کرده و آن امور را با آنچه در درون شان می گذرد، تطبیق داده و ترکیب می کنند.

در این روند، تعاون و عزم راسخ و مستمر اولیا و مربیان بیش از هر زمان دیگری لازم است. پس این راه به تعامل دوجانبه و سازنده نیازمند است. اما راه های پرورش خلاقیت ها بسیار است.

1- تجربه؛ غنی ترین سوخت و محرک برای به حرکت درآوردن موتورهای نو در مدارس عبارت است از تجربه. استادان می توانند تجارب گرانبهای خود را در اختیار کودکان و سرمایه های خلاق بگذارند.

مسافرت و اردو یک نوع تجربه است. ارزش خلاقیت مسافرت بستگی به تلاشی دارد که در مورد آن به کار می بریم. خانه به دوشی و آوارگی بسیاری از دانش آموزان ما را خلاق کرده است.

2- بازی های فکری، حل معما و جدول؛ برخی از بازی ها به پرورش قدرت تصور کمک می کنند البته همه بازی ها این قدرت را ندارند. در ضمن خلاقیت به مقدار زیادی هم بستگی به طرز بازی کودکان ما دارد. توماس ادیسون مخترع برق و دانشمند بزرگ امریکایی به حل معما به عنوان تمرین در خلاقیت اعتقاد زیادی داشت.

3- سرگرمی ها و هنرهای زیبا؛ جمع آوری اشیا، قوه تفکر و خلاقیت نونهالان ما را شکوفا می کند و منجر به بالا بردن دانش و اندیشه می شود.

کارهای دستی خلاقیت را افزون و فکر را تنوع می دهد. اگر خود دانش آموز در این راستا خلاق و خالق باشد، می توان به امید فردایی بهتر معتقد بود. ارسطو می گوید؛ «باید چیزی را به عرصه وجود آورد.»

نقاشی باعث تحرک و پویایی فکری و آفرینندگی می شود. هر حرکت قلم مو یا مداد می تواند فکر را مانند الکتریسیته به همه جا به جریان بیندازد.

4- خلاقیت همراه با مطالعه؛ چنانچه انسان خلاق بتواند همگام با فکر بلند دنبال دانش نو و نوین برود و به مقدار ضرورت آن را کسب کند، مسلماً درونش پربار و ثمر خواهد شد. دانشمندان بزرگ اعتقاد دارند طرز صحیح خواندن، سرشار از ویتامین است زیرا انرژی جلو برنده و تکامل دهنده را در فراگیران افزایش و رونق می دهد.

5- نویسندگی به عنوان یک تمرین و خلاقیت؛ به وسیله نوشتن و مقاله می توان به نحو بارزی قدرت تصور را پرورش داد. آزمایش های علمی، روان بودن در نویسندگی را به عنوان یک شاخص اساسی پرورش استعدادها و خلاقیت ارزیابی می کند.

عده یی از متخصصان تاکید دارند «تمرین نویسندگی جزء لاینفک هر کوشش حقیقی برای بهره وری مغز و روان است.»

6- تمرین در حل مسائل پیچیده؛ کوتاه ترین و مستقیم ترین روش برای پرورش خلاقیت همان پرداختن به مسائل فکری و ارائه راه حل در جهت حل این مسائل است. کنفرانس در حضور معلم و دانش آموزان می تواند سرشار از قدرت تخیل و حفظ درایت و تقویت هوشمندی و سخنوری باشد. تحقیقات کلاسی که به صورت انفرادی یا گروهی انجام می پذیرد، نوع دیگری از فرانگری و بهتر زیستن را به ارمغان می آورد.

سیده سیمین میرضیایی(بازیاب)



تاريخ : چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()