ایجاد رقابت سالم در دانش آموزان

ایجاد رقابت، همکاری گروهی، انجام پروژه های دسته جمعی و پذیرش مسئولیت در مدرسه توسط دانش آموزان، اعتماد به نفس آنان را افزایش خواهد داد، چرا که در رقابتهای سالم و جهت دار هر دانش آموزی با توجه به توانایی ها، استعدادها و ظرفیت وجودی خویش سعی می کند موفقیت را نصیب خویش سازد و در این فرآیند، زمینه شکوفایی استعدادها و اعتقاد به خود فراهم می شود.
علاوه بر این در فعالیتهای گروهی هر فردی علاوه بر اینکه نقاط ضعف خود را کاهش می دهد، سعی می کند نقاط ضعف دیگران را نیز رفع نماید.در فعالیت و رقابت گروهی این حقیقت به وضوح نمایان می شود که افراد قوی هم ، مواضع ضربه پذیر دارند ،بنا بر این دلیلی ندارد که دانش آموزان ضعیف و متوسط توانائیهای بالقوه خود را نادیده بگیرند معلمان با ایجاد چنین فضایی به نحوه مطلوب می توانند اعتماد به نفس را در دانش آموزان خود پرورش دهند.

بر انگیختن حس کنجکـاوی:

یکی از رسالتهای مهم آموزش و پرورش خلاق، برانگیختن حس کنجکاوی و نوجویی دانش آموزان نسبت به خویشتن، جهان هستی و جامعه است. معلم موفق باید آرامش ذهنی دانش آموزان را بر هم زند، در حقیقت «سیال سازی ذهن» دانش آموز یکی از وظایف معلمان اندیشمند است. به عنوان سؤال می توان از دانش آموز پرسید که اگر برخی از شرایط زندگی آنها تغییر کند، چه اثری بر آنها خواهد گذاشت؟ ویا اگر می توانستید ذهن مردم را بخوانید و یا آینده راپیش بینی کنید، یا اگر بال در می آوردید و اگر درجه حرارت به صفر برسد و… چه اتفاقی می افتاد؟
معلم باید دائما عقاید کنونی دانش آموز را با مورد سؤال و تردید قرار دهد، برای این منظور، معلم بایستی پیوسته، دانش آموز را با شواهدی روبرو سازد که با اطلاعات قبلی او در تعارض باشد. برانگیختن حس کنجکاوی و نوجویی باعث می شود که دانش آموزان از استعدادها و توانایی های نهفته و بالقوه خود استفاده نموده و آنها را در عالم خارج به فعلیت برسانند.

تشویـق سخت کوشـی و پشت کـار:


اعتماد به نفس علاوه بر شرایط ذهنی و روانی، شرایط عینی و بیرونی هم دارد. یکی از شرایط مهم عینی، تلاش، پشتکار، سخت کوشی، نظم پایدار در میدان عمل است. نوجوانان و جوانان باید بیاموزند که اعتماد به نفس بدون تلاش و جدیت صرفا روحیه ای ذهنی است و در مقام عمل ارزش چندانی ندارد. فردی که می تواند سرمایه های عظیمی از استعدادها و خلاقیت در اختیار دارد، اما هیچکدام از این استعدادهای خدادادی را بکار نمی گیرد هیچ فرقی با یک انسان فاقد استعداد نمی کند. بایستی معلمان این نکته مهم را به دانش آموزان بیاموزند که انسانهای موفق خلاق و کارآمد در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی و دینی با تلاش و جدیت به کمال و شکوفایی رسیده اند. بدین ترتیب دانش آموزان پی می برند که آفریده های مهم و اساسی، خلق الساعه شکل نگرفته اند، بلکه محصول کار سخت، پیگیر، آزمون مداوم و استفاده درست از موفقیتهای دیگران است.

خـود شکوفایـی:


یکی از وظایف بسیار مهم نظام آموزش جامعه، ایجاد خود شکوفایی در ذهن نوجوانان و جوانان است. خود شکوفایی را می توان «بروز خود بعنوان یک شخصیت بی همتا دانست.» خود شکوفایی، نیازمند خود آگاهی است. مدارس، دبیرستان ها و دانشگاه ها باید دانش آموزان و دانشجویان رانسبت به توانایی ها واستعدادشان آگاه سازند. آنان در آغاز تحصیل باید این حقیقت مهم را بدانند که خود بی همتایی را می سازند وآینده بی همتایی را هم خواهند داشت. همین که دانش آموزان بالغ شد، باید اساس بی همتا شدن را در او عمیق و کامل کرد. او بایستی از همان سال اول مدرسه، به بی همتایی هر یک از اطرافیان خود نیز پی ببرد.
بدون اعتقاد به زیستن برای خود شکوفایی و یاری دیگران در شکوفا سازی خویش، تلاش برای پرداختن به خود، به نوعی انحطاط ناسالم خود پرستی منجر می شود. خود خلاق برای شکوفایی درست، به خودهای دیگر نیازمند است.
نکته دیگری که به عنوان حسن ختام این بخش از نوشته، می توان مطرح نمود این است که تمامی مواردی که شرحشان رفت، زمانی مفید فایده خواهند بود که معلمان، دبیران، مربیان و اساتید خودشان عملا آنها را درونی نموده و بدانها پایبند باشند. مربیان بایستی خلاق، مبتکر، کنجکاو، محقق، با اعتماد به نفس، سخت کوش و خود شکوفا باشند، در غیر اینصورت رهنمودهای تربیتی بلا اثر خواهند بود.

 

 

 

 

 

یادداشتهای یک معلم نویسنده

اقتباس از



تاريخ : شنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٥ | ٤:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()