اشاره

 جهان پیرامون انسان ها به سرعت و با شتابی چشمگیر در حال تغییر و دگرگونی است. تغییرات سال های اخیر در طول تاریخ بی سابقه بوده و پیش بینی می شود این تحولات در آینده نه چندان دور با شتابی تندتر و خارج از حد انتظار به وقوع بپیوندد. در چنین شرایطی ما باید راه خود را انتخاب کنیم، یا با چشمانی باز و حرکاتی موزون با آن همگام شویم و درباره خواسته های خود تصمیم بگیریم یا به آن اجازه دهیم که هر گونه که می خواهد ما را با خود ببرد، بدون آن که بدانیم کجا می رویم و چرا می رویم؟!

 حال چه باید کرد؟ به جرأت می توان ادعا کرد که درک اهمیت سواد اطلاعات و فناوری اطلاعات – ارتباطات " ICT"، ما را در انتخاب راه درست و چرایی آن یاری خواهد داد. مؤلف در این مقاله سعی دارد ضمن ارائه مفاهیم سواد و فناوری، مفهوم سواد اطلاعات و اهمیت آن در برنامه درسی و نیز تفاوت آن با سواد فناوری اطلاعات، برخی سؤال های مهم و چالش بر انگیز سواد آموزی در عصر اطلاعات را مورد بررسی قرار دهد. 

 

 


مفهوم سواد

 

درابتدای عصر چاپ، سواد به معنای توانایی خواندن، نوشتن و درک کردن بود. در آن روزگار، اطلاعات  مترادف با دانش  بود و دانش عاملی برای کسب قدرت محسوب می شد. از این رو تنها گروهی اندک و عموماً صاحبان قدرت و ثروت می توانستند به این منبع قدرتمند دست یابند. تا آن که در سال 1950 " سواد " به منزله یک حق قانونی، عمومی و جهانی در یونسکو تصویب و به جهانیان عرضه شد. در اعلامیه جهانی یونسکو " سواد " به معنای توانایی لازم برای کاربرد صنعت چاپ در تمام عرصه های زندگی تفسیر شد. به تعبیری دیگر توانایی خواندن و نوشتن برای همه. بنابر این، اگر فردی می توانست نام خود را بنویسد و امضا کند، با سواد تلقی می شد.

 

بریویک وگی اظهار می دارند که اهداف فردی و اجتماعی در طول زمان منجر به وسیع شدن معنای سواد شده اند. به همین دلیل درعصر چاپ به دلیل نیازهای فردی و اجتماعی سواد از انحصار گروه نخبگان و قدرتمندان جامعه خارج شده و برای تمام اقشار جامعه معنا می شود. ازاین رو، از نظر ایشان، سواد آینه توسعه نیازهای اطلاعاتی جامعه است. بدین ترتیب " سواد " مفهومی پویا است. کندی  نیز در سال 1993 می گوید، سواد در واقع با نیازهای اطلاعاتی جامعه در هر زمان، مرتبط است.  با توجه به مفهوم کلی سواد و پویایی آن، ازنظر بروس سواد آموزی و آماده کردن دانش آموزان برای استفاده از فرصت های محیطی، همواره یکی از مهم ترین مسائل مورد توجه دست درکاران تعلیم و تربیت جامعه بوده است.

 

امروزه دسترسی به اطلاعات و توانایی کاربرد مؤثر آن عامل مهمی در دستیابی به موقعیت های مطلوب زندگی است. بدین لحاظ مهارت های کسب اطلاعات به دلیل نیاز افراد و جوامع، درست مانند مهارت های خواندن و نوشتن از جمله شاخص های اصلی با سوادی محسوب می شود. لئو معتقد است که در سال های اخیر ما وارد دورانی شده ایم که شکل و عملکرد سواد به دلیل ظهور فناوری های نو کسب اطلاعات به سرعت و به طور مداوم در حال تغییر است. این در حالی است که تغییرات در آینده با سرعت و شدت بیشتری ادامه خواهد داشت. بنابر این، لازم است که بین سواد و فناوری، همگرایی خاصی ایجاد شود تا افراد بتوانند پاسخگویی نیازهای حال و آینده جامعه باشند. حصول این هدف مستلزم ایجاد تغییر در روش های سواد آموزی است؛ چرا که کودکان و نوجوانان باید بتوانند خود را بااین تغییرات همگام کنند.

 

بروس اظهار می دارد که ماهیت سواد تحت تأثیر چهار منبع اصلی تغییر پذیر است:

1. تغییرات فناوری که به دنبال خود نیازهای جدیدی را برای فرد و جامعه می آفرینند.

 

2. ذهنیت و انتظارات جدید سواد آموزان و کاربران فناوری های نو؛ به این معنا که تأثیر فناوری اطلاعات – ارتباطات بر سواد در یک خیابان یک طرفه اتفاق نمی افتد. به عبارتی هم تغییرات فناوری بر مفهوم سواد تأثیر می گذارند و هم سواد قادر به ایجاد تغییر در فناوری است. در واقع، این پدیده، سوادی دوطرفه است. برای مثال افرادی که فناوری های نو را به کار می گیرند، عموماً در تصور راه ها و شیوه های نوی برای کابرد مؤثر آن هستند و در ذهن خود ماهیت و مفهوم سواد را تغییر می دهند و این تصورات چشم انداز نوی را برای فناوری های نو می گشاید که می تواند منشأ تغییرات آتی آن باشد.

 

3. همگرایی سواد آموزی با فناوری های اطلاعاتی – ارتباطی؛ این همگرایی موجب سرعت بخشیدن به تغییر مفهوم سواد می شود و میزان کاربرد فناوری های اطلاعاتی – ارتباطی را در مدارس افزایش می دهد.

 

4. کاربرد وسیع فناوری های اطلاعاتی – ارتباطی در محیط های آموزشی.

 

باید اذعان داشت که تغییر در ماهیت سواد یکی از مهم ترین مسائلی است که با چالش های متعددی در سال های اخیر مواجه بوده است. باید باور داشته باشیم که سوادی که امروزه به دانش آموزان ارائه می دهیم، به مفهوم سواد آینده نیست. تغییرات سریع و شتابان فناوری های نو در آینده یقیناً مفهوم سواد را بارها و بارها تغییر خواهد داد.

 

مفهوم فناوری

 

در معنای گسترده، فناوری فرایندی است که از طریق آن انسان قادر به رفع نیازها و تأمین خواسته های خود می شود. بیشتر مردم، فناوری را مترادف با تولیداتی مانند رایانه ها، نرم افزارها و... می دانند. در حالی که دانش و فرایند تولید و کابرد این محصولات، مهارت های فنی مورد نیاز برای ساخت و فرایند طراحی – مهندسی این فناوری ها نیز از اهمیت خاصی بر خوردارند. فناوری در واقع محصول مشترک علم و مهندسی است. علم به طور کلی از دو بخش تشکیل شده است:

 

1. بدنه دانش که به ماهیت جهان مربوط است و فرایند جست و جوگری که خود به تولید دانش منتهی می شود.

امروزه دسترسی به اطلاعات و توانایی کاربرد مؤثر آن عامل مهمی در دستیابی به موقعیت های مطلوب زندگی است. بدین لحاظ مهارت های کسب اطلاعات به دلیل نیاز افراد و جوامع، درست مانند مهارت های خواندن و نوشتن، از جمله شاخص های اصلی باسوادی محسوب می شود.

امروزه دسترسی به اطلاعات و توانایی کاربرد مؤثر آن عامل مهمی در دستیابی به موقعیت های مطلوب زندگی است. بدین لحاظ مهارت های کسب اطلاعات به دلیل نیاز افراد و جوامع، درست مانند مهارت های خواندن و نوشتن از جمله شاخص های اصلی با سوادی محسوب می شود. 

 

 

2. فرایند حل مسئله

علم وفناوری به گونه بسیار نزدیکی به یکدیگر پیوسته اند. از یک سو درک علمی از ماهیت جهان، اساس توسعه فناوری در عصر حاضر است. برای مثال چیپ های رایانه، بر پایه درک و شناخت دقیق و علمی از خاصیت الکتریکی سیلیکون ها طراحی شده است. از سوی دیگر فناوری اساس بخش وسیع و مهمی از تحقیقات علمی را تشکیل می دهد. در واقع، می توان گفت مرز بین علم و فناوری بسیار باریک و نامحسوس است، ولی به هر حال قابل تمایز است. برای مثال، زمانی که آپولو " نیل آرمسترانگ " و" بازآلدرین" را بر روی کره ماه پیاده کرد، بسیاری از مردم آن پدیده را موفقیتی برای علم تعبیر کردند. در حالی که مورد فوق یک پیروزی عظیم برای فناوری نیز محسوب می شد. کاربرد مهارت ها، دانش و فنون خاصی که کاملاً با ماهیت علم متفاوت بود گواه بر این ادعا است.

همچنین فناوری ارتباط بسیار نزدیکی با نو آوری دارد. منظور از نو آوری فرایند انتقال یک نظریه به تولید محصولی مفید و جدید است. نوآوری نه تنها به افرادی خلاق نیاز دارد، بلکه دارا بودن استعداد علمی، مهندسی و فناوری را نیز طلب می کند. فناوری و نوآوری در کنار هم از خاصیت هم افزایی مطلوبی برخوردارند.

 

سواد فناوری

 

همانند سواد خواندن، ریاضیات، علوم یا تاریخ ... هدف از سواد فناوری، آماده کردن افراد برای مشارکت هوشمندانه و اندیشمندانه در فعالیت های محیطی است. به طور کلی سواد فناوری دارای سه بعد مرتبط با یکدیگر شامل دانش، روش فکر، عمل کردن و توانمندی است. فرد باسواد از منظر فناوری دارای این خصوصیات است:

 

1. شکل های گوناگون فناوری را می شناسد و می داند که فناوری در بسیاری از لایه های جامعه امروزی نفوذ کرده است.

2. مفاهیم و واژه های اصلی و مهم فناوری مانند سیستم و... را به خوبی درک می کند.

3. از قابلیت فناوری در تغییر و تحولات محیطی در طول تاریخ آگاه است، مانند آگاهی از دوران های گوناگون تاریخی که نشأت گرفته از فناوری های آن زمان است، اعصاری نظیر عصر پارینه سنگی، عصر آهن، عصر برنز، عصر صنعت و عصر اطلاعات.

4. از تأثیر جامعه بر شکل گیری فناوری آگاه است. به این معنا که فناوری نتیجه خواست انسان است نه نیرویی خارج از او.

5. می داند که تولید و کابرد هر فناوری تا حدودی با خطر پذیری همراه است.

6. می داند که توسعه و کاربرد فناوری متضمن توازن بین هزینه و فایده است.

7. از مهارت های تفکر منطقی برخوردار است.

8. از مهارت های لازم برای کاربرد فناوری مانند کار با رایانه برخوردار است.

9. درباره فناوری های نو که بر زندگی او تأثیر گذار است، کنجکاو و برای شناخت آن پیگیر است.

آشنا کردن دانش آموزان با مفاهیم فناوری ( دانش، روش های تفکر، عمل و توانمندی ) و به طور کلی ارتقای سواد فناوری را باید از مدرسه آغاز کرد. با عنایت به این نکته که معلم عامل مهم و تأثیر گذار اصلی در موفقیت برنامه های درسی، مواد آموزشی، ارزیابی عملکرد دانش آموزان و.... است، آموزش معلمان به مثابه یکی از اساسی ترین ارکان حصول به اهداف یاد شده مطرح است. تمام معلمان باید با استفاده از راهبردهای مناسب یادگیری و طراحی پروژه، یادگیری مبتنی بر فناوری را تشویق و تقویت کنند.

 

سواد اطلاعات

 

مفهوم سواد اطلاعات به وسیله بسیاری از صاحب نظران مورد بررسی قرار گرفته است. دویل معتقد است سواد اطلاعات به معنای توانای دسترسی، ارزیابی و کاربرد منابع گوناگون است. بر اساس نظر برنهین  سواد اطلاعات عبارت است از تشخیص نیاز به اطلاعات، توانایی دستیابی، ارزیابی و کاربرد اثر بخش آن . لنوکس و والکر می گویند اطلاعات از هر منبعی که به دست آید، اعم از رایانه، کتاب، منابع اطلاع رسانی دولتی، فیلم  مکالمات روزمره، عکس و پوستر و ... زمانی به سواد اطلاعات تبدیل می شوند که با توانایی انتخاب، تجزیه و تحلیل و درک آنچه در صفحه کاغذ، صفحه تلویزیون، عکس و پوستر دیده شده است توأم شود.

 

سواد اطلاعات، انسان های طالب حقیقت را توانمند می کند تا با استناد به روش علمی تحقیق و تفحص و استفاده از دانش و مدارک موجود به تأیید یا رد نظریات صاحبان علم و اندیشه بپردازند.

با توجه به چنین معنایی افراد به درک و این توانایی ها دست خواهند یافت:

1. نیازهای اطلاعاتی خود را تشخیص می دهند.

2. اطلاعات دقیق و کامل را اساس تصمیم گیری هوشمندانه می دانند.

3. راهبردهای جست و جوی هوشمندانه را توسعه می دهند.

4. در استفاده و دسترسی به منابع کسب اطلاعات مانند رایانه و سایر فناوری ها توانمند هستند.

5. اطلاعات به دست آورده را ارزیابی می کنند.

6. اطلاعات به دست آورده را برای کاربرد خاص سازماندهی می کنند.

7. اطلاعات ارزیابی شده را پردازش می کنند ، به این معنی که اطلاعات جدید را با بدنه دانش موجود خود تلفیق می کنند.

8. برای اتخاذ تصمیمات مناسب با استفاده از تفکر خلاق و انتقادی و روش حل مسئله از اطلاعات پردازش شده استفاده می کنند.

 

انجمن رسانه های آموزشی کلورادو در گزارش خود در مورد باسوادی به مفهوم سواد اطلاعاتی آورده است که دانش آموزان با سواد ( اطلاعات ) به یادگیرندگان شایسته، توانمند، غیر وابسته به منابع محدود مدرسه و محیط آموزشی، خود کنترل، ارزیاب و تحلیل گر اطلاق می شود. برای آماده کردن رهبران آینده جامعه، معلمان و مدیران باید به نحوی آموزش را سازماندهی کنند که دانش آموزانی با تفکر خلاق و انتقادی، مشاهده گرانی کنجکاو و با خرد، ارزیابی کننده، تحلیگر، سازمان دهنده، پردازشگر، تولید کننده و استفاده کننده اطلاعات باشند. لنوکس و والکر  معتقدند برای نیل به اهداف فوق توجه به موارد زیر ضروری است:

 

1. بپذیریم که اطلاعات به طور مداوم در حال جابجایی و حرکت است. این تحرکات بر فرایند آموزش در مدرسه تأثیر می گذارد و یادگیری یک طرفه به معنای ارائه دانش و اطلاعات از سوی معلم به دانش آموز را به فرایند دو سویه و تعاملی معلم و دانش آموز تبدیل می کند.

2. تفاوت های فردی، نژادی و فرهنگی دانش آموزان را بپذیریم و از آن استقبال کنیم.

3. تفکر یادگیری مادام العمر را تقویت کنیم.

4. فرایند یادگیری، کتاب های درسی، کتاب های کمک آموزشی، جزوات و مطالب درسی باید بر اساس روش حل مسئله و استفاده از منابع اطلاعاتی قابل دسترس دوباره سازی شوند.

 سواد، در واقع با نیازهای اطلاعاتی جامعه در هر زمان ، مرتبط است .

 

سواد اطلاعات چارچوبی عقلانی برای درک، دریافت، ارزیابی و کاربرد اطلاعات است که تأکید آن بر اطلاعات است نه فناوری اطلاعات.

 

کاستلز می گوید : "در عصری که اطلاعات همیشه و همه وقت در دسترس دانش آموزان است، مفهوم یادگیری تغییر یافته است. آنچه باید در محیط آموزشی مورد توجه و تأکید قرار گیرد، یاددادن چگونه یاد گرفتن به دانش آموزان ( آموزش یادگیری ) است.

 

به این معنا که دانش آموزان به طور دقیق اطلاعات مورد نیاز خود را تشخیص دهند و از مهارت لازم برای تصمیم گیری و انتخاب آن برخوردار باشند. آنها باید بتوانند به سرعت اطلاعات را جست و جو کنند و پس از پردازش، از آن استفاده کنند. به عبارت دیگر، یادگیری نو بر توسعه توانایی دانش آموزان و تبدیل اطلاعات به دانش کاربردی تأکید دارد".  رایت با توجه به نظریات کاستلز معتقد است که آموزش نه تنها باید مهارت های خاص در رشته های گوناگون درسی را در اختیار دانش آموزان قرار دهد، بلکه باید آنها را برای کاربرد مداوم و اثر بخش اطلاعات، منابع اطلاعاتی و سیستم های اطلاعات آماده کند.  مهارت های ذکر شده فرد را قادر می کند تا برای دستیابی به اهداف درسی، آموزشی و فردی از فناوری های موجود مانند رایانه، نرم افزارهای کاربردی، پایگاه های اطلاع رسانی و... استفاده لازم را به عمل آورد.

  

 منبع:مجله رشد تکنولوژی آموزشی، شماره 4 (طیبه امام جمعه کارشان )



تاريخ : چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()