مدتی است گسترش علم روانشناسی و جامعه شناسی به این نتیجه منتهی شده که کودکان و نوجوانان نیازمند فضاهای آموزشی شاد هستند. به ویژه این که با گسترش شهرنشینی خانه ها بیش از پیش کوچک شده، شکل آپارتمانی پیدا کرده اند و امکان حرکت و بازی را از بچه ها گرفته اند. در نتیجه کمبودهای آنها را با شاد کردن فضای مدارس و ایجاد امکان برای ورزش و بازی، استفاده از فضای سبز و یا رنگ های شاد می توان جبران کرد.
علاوه بر آن فضاهای آموزش و پرورش بر کارایی برنامه های آموزشی اثر می گذارد.
محترم شجاعی کارشناس تکنولوژی آموزشی می گوید:«مدتها است در جهان برنامه های آموزشی و به دنبال آن فضاهای آموزشی تغییر زیادی کرده اند. به عنوان مثال امروزه از هر فضایی در مدرسه برای آموزش دانش آموزان به بهترین وجه بهره برداری می شود. به طوری که فضای کلاس ها و حتی حیاط مدرسه انباشته از وسایل و تصاویر کمک آموزشی است. بچه های امروزی دیگر محکوم نیستند ساعت های ثابت در نیمکت ها بنشینند. بلکه در صندلی های تک نفره ای می نشینند که سطح میز آنها برای استفاده از وسایل آزمایشگاهی و کمک آموزشی صاف است. با وجود این صندلی ها، معلمان می توانند متناسب با هر فعالیتی نحوه آرایش کلاس را تغییر دهند


به عبارتی در عصر جدید فضاهای آموزشی خودشان مانند کتاب درسی، معلم و شیوه ارزشیابی یکی از اصول برنامه ریزی درسی به شمار می آیند. تا حدی که متناسب با برنامه های درسی فضای آموزشی مناسب آن به وجود می آید».
در روش های سنتی آموزش، معلمان گوینده و دانش آموزان شنونده بودند. به عبارتی آموزش بر مبنای سخنرانی بود و در نتیجه معلم بر دانش آموزان احاطه داشت. در نتیجه نیمکت های دو یا سه نفره پشت هم چیده می شدند و امکان حرکت و مانور دانش آموزان و معلم کم بود. اما با مطالعه بر روی شیوه های مختلف آموزش مشخص شده یکی از بهترین شیوه های آموزشی که می تواند به نحو مؤثری بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی رابطه ایجاد کند آموزش گروهی است. از جمله مزایای آموزش گروهی نیز طرح ایده های نو و ترغیب دانش آموزان به صحبت کردن است. این روش که اینک در جهان به طور گسترده به کار گرفته می شود اقتضا می کند که فضای آموزشی متناسب با آن تدارک دیده شود. همچنین در شیوه های آموزشی سنتی و چیده شدن نیمکت ها پشت سر هم بسیاری از بچه هایی که قدبلندی دارند به ناچار به ته کلاس رانده می شوند و از ناحیه معلم به آنها توجه نمی شود. در حالی که اگر بچه ها به جای این که پشت هم بنشینند به شکل دایره ای بنشینند به طور یکسان مورد توجه معلمان قرار می گیرند.
به این ترتیب با نگاه جدید به نظام آموزشی صندلی های تکی اهمیت پیدا می کند. این صندلی ها امکان جابجایی دارند. سطح آنها طوری درست شده که می توان وسایلی را به راحتی روی آنها قرار و آزمایشاتی انجام داد. با این صندلی ها امکان این وجود دارد که دانش آموزان به گروه های چند نفره تقسیم شوند و کارهای گروهی انجام دهند. به این ترتیب معلم هم به جای این که در جلوی کلاس تک گو باشد، بین صندلی ها می گردد و دیگر نقش سخنران را ایفا نمی کند بلکه در نقش راهنما ظاهر می شود.
در نظام های پیشرفته آموزشی حتی دانش آموزان بر حسب دروس مختلف در کلاس های مختلف می گردند و دروس تخصصی در کلاس های مختلف و همراه با امکانات متناسب با آن دروس تدریس می شود. مدارسی که در کشورمان کوشیده اند از چنین تجاربی استفاده کنند به نتایج خوبی دست یافته اند.
● تغییرات زیاد با هزینه های اندک
به کار بستن روش های جدید برای تحول در فضاهای جدید و خارج کردن محیط های آموزشی از حالت کسالت بار بیشتر از آن که هزینه بر باشد، نیازمند تغییر نگرش در مسئولان و معلمان مدارس است.
در گام اول برای این که مدارسمان را جذاب تر کنیم و نتایج بهتری از آنها بگیریم، لازم است مشخص کنیم که دقیقاً می خواهیم چه شیوه آموزشی ای را در مدارسمان اجرا کنیم و به عبارتی می خواهیم در مدارسمان چگونه به دانش آموزان آموزش دهیم. آیا همچنان شیوه های سنتی آموزشی را می پسندیم یا به دنبال نظریه های آموزشی جدیدی هستیم. آیا قرار است در مدارس ما دانش آموزان مبتکر و با جرأت بار بیایند یا تنها به کتاب های درسی بسنده می کنیم و می خواهیم که آنها تنها درسخوان باشند
از اظهار نظرهای مسئولان آموزش و پرورش مشخص است که آنها به درستی فضاهای آموزشی کنونی را نمی پسندند. این که وزیر آموزش و پرورش می گوید نیازمند مدرسه ای هستیم که وسیع و دارای فضای مناسب برای تفریح و دویدن دانش آموزان، شاداب و باطراوت و دارای فضای سبز، به دور از آلودگی صوتی و آب و هوایی زیبا، مقاوم، شکیل و دارای روح باشد یعنی نظام آموزش و پرورش نیاز به تغییر را ضروری می داند.
واقعیت هم این است که وقتی بسیاری از دانش آموزان از تعطیلی مدارس شاد می شوند این را باید به پای این گذاشت که مدارس را جذاب نمی بینند.
جالب است که ظاهراً فضاهای آموزشی گذشته ما به شیوه های نوین آموزشی دنیا نزدیک تر بودند. بسیاری از مدرسه چهار باغ اصفهان به عنوان نمونه ای از مدارس مربوط به چند صد سال پیش مثال می آورند که هم دارای محیطی زیبا و جذاب و هم با امکان بحث و کار جمعی بوده است. هر چند که نمی توان در شرایط کنونی به طور کامل از این مکان ها الگوبرداری کرد ولی این نمونه ها نشان می دهد که ما براساس تجربیات گذشته مان امکان و توان تغییر شرایط و پویاتر کردن فضاهای آموزشیمان را داریم. اگر به رویکرد مناسبی در زمینه نظام آموزشی دست یابیم هم ساختمان ظاهری و هم محیط داخلی مدارسمان را می توانیم به شیوه ای جذاب سامان دهیم.
البته این تغییرات تنها به معماری منحصر نمی شود. به عنوان مثال ما می توانیم بیشتر از روانشناسی رنگ ها در فضاهای آموزشیمان استفاده کنیم.
سیمین عفیفی روانشناس می گوید:«هر رنگی احساس خاصی در بیننده ایجاد می کند. اگر می خواهیم دانش آموزانی پویا داشته باشیم می توانیم از رنگ های ویژه ای استفاده کنیم که شادی و امید و حرکت ایجاد کنند.
همچنین رنگ ها بر فرایند یادگیری تأثیر مستقیم دارند. رنگی که در کلاس به کار می رود، نوعی کارایی دارد، رنگ راهروها نوعی دیگر و رنگ و مصالحی که در حیاط مدرسه به کار می رود نیز تأثیر دیگری به جا می گذارد. به عنوان مثال رنگی که در حیاط مدرسه به کار می رود می تواند بچه ها را به نشاط و تفریح وا دارد و یا موجب شود آنها تجدید قوا کنند».
وجود فضای سبز در حیاط مدرسه، مدرسه را زیبا می کند و اضطراب را کاهش می دهد.
شجاعی می گوید:«از تمام این امکانات می توان به عنوان وسایل کمک آموزشی نیز استفاده کرد. دانش آموزان می توانند نقشی در ایجاد فضای سبز داشته باشند و ضمن همکاری در کاشت و نگهداری از آنها درباره گیاهان آموزش ببینند. هم اینک در جهان وجود فضای سبز در مدارس چنان ضروری تلقی می شود که کشورهایی نظیر آلمان مدرسه هایشان را به باغ مدرسه تبدیل کرده اند. با تصاویر زیبا و گلدان ها می توان مدرسه را زینت داد و از آنها به عنوان وسیله کمک آموزشی نیز استفاده کرد. با به روز کردن کتاب های کتابخانه و محیط خلاق می توان دانش آموزان را به کتاب خوانی علاقه مند کرد و به طور کلی همه این ابزار به شکوفایی استعداد دانش آموزان کمک می کند.
حتی می توان هنر را نیز وارد فضاهای آموزشی کرد و با گذاشتن نقاشی ها و مجسمه های زیبا حس زیبایی شناسی دانش آموزان را تقویت کرد و در عین حال به آنها در زمینه فرهنگی و هنری به ویژه فرهنگ ملی و هنر بومی آموزش داد».
پژوهش هایی که در امریکا انجام شده حاکی از این است که بین فضای آموزشی ای که دانش آموز در آن درس می خواند و سطح یادگیری او رابطه ای مستقیم وجود دارد. بنابراین لازم است به بهترین وجه بکوشیم از فضاهای آموزشیمان برای افزایش یادگیری استفاده کنیم.
 
( گزارش:ایران به نقل از سایت بازیاب)
 



تاريخ : چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()