بیرق‌ها و پرچم‌های سبز و سرخ و مشکی، کتیبه‌های پر خاطره‌ی "باز این چه شورش است" و هزاران نشانه‌ی دیگر، از آغاز شور و عشقی جاودانه خبر می‌دهد؛ مُحرم.

و برای ورود عاشقانه به مُحرم، باید مَحرم اسرار باشی.

دانستن کم و زیاد این سِّر و مَحرم بودن، به دل است و نه به ظاهر، که چه زیادند مَحرمانی که مُحرم، منتظرشان است برای عشق‌بازی.

و چه بسا هستند یا هستیم! مُحرَم دوستانی، که مَحرم اسرار نیستند و یا نیستیم!

اما حسین(ع) همه را یک‌جا می‌خرد، چه مَحرمان اسرار و چه نامحرمان را.

اما مَحرمان با دل و جان درک می‌کنند، آن شور و عشق را و نامحرمان، ریزه‌خوار سفره‌ی مُحرَم می‌شوند و قطره‌ای از دریای دلداگی آن‌را می‌چشند.

خدایا؛ دلمان را مَحرم سِّری کن تا درک کنیم مُحرم را.

تا درک کنیم "قتیل العبرات" را.

تا بفهمیم خون خدا که بود، چه کرد و چرا تا قیامت، داغ و مصیبتش عالم‌گیر خواهد ماند.



تاريخ : شنبه ٧ دی ۱۳۸٧ | ۱:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()