چکیده

بازخورد مثبت و منظم ، بخش ارزشمند فرآیند یاددهی یادگیری است که از طریق ارزشیابی فراهم می آید و اگر رفتار معلم منجر به بهبود یادگیری دانش آموز شود ، مهمترین اقدام را در خصوص تعلیم و تربیت وی انجام داده است آیین نامه امتحانات دو نوبتی با پیش بینی سهم برای فرآیند یادگیری در ارزش گذاری به جریان رشد دانش آموزان رویکردی را به وجود آورده است که از طریق آن می توان هویت فردی دانش آموزان را نیز مورد توجه


جدی قرار داد . نگارنده در
مقاله ای که پیش رو دارید پس از نگارش اهمیت موضوع وبیان مسئله که حول محور  « نحوه استفاده از ارزشیابی در راستای بهبود فرآیند یاددهی
یادگیری و اصلاح برنامه ها و روشها » می باشد ، به ذکر تاریخچه کوتاهی از موضوع فوق پرداخته اصطلاحات وموجود در متن را تعریف کرده است آنگاه کوشش نموده تا با مباحثی تحت عنوانهای « اهداف آموزش وپرورش ولزوم بازنگری در فرآیند یا ددهی یادگیری و ارزشیابی مستمر » ، « یاد دهی و یادگیری به قصد تسلط بر موضوع و نحوه ارزشیابی » ، « ارزشیابی تکوینی برای اصلاح برنامه ها و روشها » ، «نقش ارزشیابی ها در آشکار نمودن اثر بخشی برنامه ها وروشها ، مفهوم مسئول بودن معلم در آموزش »، « ارزشیابی مستمر و رابطه آن با بهبود فرآیند یاد دهی یادگیری »، « فرآیند نمره گذاری و رابطه آن با بهبود فرآیند یاددهی یادگیری »، « کارنامه و رابطه آن با بهبود فرآیند یاددهی یادگیری » و  « آزمونهای استاندارد شده و رابطه آنها با اصلاح برنامه ها » بتواند موضوع  « استفاده از ارزشیابی در بهبود فرآیند یاددهی یادگیری و اصلاح برنامه ها و روشها » را به گونه ای تبیین نماید که خواننده در یابد ارزشیابی  به مفهوم واقعی آن باید علاوه بر هشدار به دانش آموزان ، انگشت اشاره ای  نیز به سمت معلم داشته باشد بدین معنی که چه بسا ناکامی های دانش آموزان در پیشرفت تحصیلی ، ریشه در عدم اثر بخشی فرآیند یاددهی یادگیری و آموزش معلم داشته باشد و اوست که باید برنامه ها و روشهای تدریس خود را اصلاح نماید . در پایان مقاله نیز نتیجه گیری با ارائه راهکارهای پیشنهادی تقدیم شده است . امید است موردرضای حق تعالی قرار گرفته و از رهنمودهای مشفقانه همکاران فرهنگی نیز بهره مند گردد.

مقدمه

    بازخورد مثبت و منظم ، بخش ارزشمند فرآیند یاددهی یادگیری است و به دانش آموزان کمک می کند تا از میزان یادگیری خود آگاه شوند همین که دانش آموز احساس کند بسوی موفقیت پیش می رود ، میزان اعتماد به نفس وی افزایش می یابد و تقویت های بیرونی به تدریج جای خود را به انگیزش درونی می دهد از سوی دیگر معلم نیز نیاز دارد اثر بخشی فرآیند یاددهی یادگیری را در یابد نقاط قوت و ضعف خود را در ارائه آموزش ( تدریس ) بفهمد و اصلاحات لازم را در برنامه آموزشی ( طرح درس ) و روشهای تدریس می دهد در این مقاله به این موضوع پرداخته  می شود که چگونه ارزشیابی می تواند در بهبود فرآیند یاد دهی یادگیری و اصلاح برنامه ها و روشها موثر واقع شود .

بیان مسأله

    ارزشیابی مستمر مفهومی است که مقامات عالی تصمیم گیرنده در آموزش وپرورش پس از سالها بحث و تبادل نظر در نشست های تخصصی برای اهمیت دادن به « چرخه یادگیری ، ارزشیابی » و به عبارتی اعتلای سطح کیفی آموزش و یادگیری به وجود آورده اند . آنها به این توافق رسیدند که با کاهش یک نوبت از امتحانات پایانی ، فرصت های آموزشی بیشتری به معلمان داده خواهد شد تا همزمان با اجرای ارزشیابی ها مستمر سطح کیفی تدریس و یادگیری را افزایش دهند .

نکته قابل توجه این است که متاسفانه در تعریفی که در آیین نامه امتحانات از ارزشیابی مستمر به عمل آمده به مرزهای بین ارزشیابی تراکمی و تکوینی اشاره ای نشده است . به دلیل ابهامات موجود در آیین نامه ، کلیه ارزشیابی های به عمل آمده در مدارس کشور به عنوان مستمر و پایانی از نوع تراکمی است اجرای امتحانات کتبی و شفاهی حتی اگر بلافاصله بعد از تدریس اجرا شوند همسو با اهداف محتوی و ساختار ارزشیابی تراکمی بوده مغایر وناهمسو با شاخص های ارزشیابی تکوینی هستند . ارائه یک تعریف روشن از ارزشیابی مستمر که هدف از آن اعتلای سطح کیفی یاددهی یادگیری است ، تغییرات اساسی در ماده های آیین نامه امتحانات را سبب می شود با توجه به موارد ذکر شده می توان ارزشیابی مستمر را به معنای  « اجرای مستمر ارزشیابی تکوینی با توجه به شاخص های آن در کلاس » تعریف کرد . پیشنهاد می شود به موازات تغییرات آیین نامه زمینه های آموزش ساخت ، اجرا و شیوه های ارزش گذاری ابزارهای سنجش ارزشیابی تکوینی نیز برای معلمان فراهم شود . اگر مقایسه ای بین نظام آموزش مکتبخانه ای آموزش نوین صورت گیرد ، در می یابیم که در نظام مکتبخانه ای معلم به شیوه های گوناگون و برای تک تک دانش آموزان تدریس می کرد و از تک تک دانش آموزان به صورتی متفاوت ارزشیابی به عمل می آمد در صورتی که آموزش کنونی ما به صورت یک نواخت ارائه می شود در مدارس اگر هر دانش آموز با خودش مقایسه شود ، رشد خواهد کرد و به توانایی های خود واقف شده و از آنچه که هست لذت می برد و این احساس لذت منجر به احساس شادمانی از حضور در مدرسه خواهد بود . در نظام ارزشیابی مستمر هر دانش آموز با خودش مقایسه می شود و قیاس او با سایر همکلاسانش مد نظر نیست این نوع ارزشیابی می تواند باعث پیشرفت وافزایش کیفیت جریان یاددهی یادگیری شود .

اهمیت موضوع

    موضوع استفاده از ارزشیابی در جهت بهبود فرآیند یاددهی یادگیری و اصلاح برنامه ها و روش ها از این لحاظ حائز اهمیت است که مبحث یادگیری مهمترین رکن در آموزش وپرورش است و چنانچه رفتار معلم منجر به بهبود یادگیری دانش آموز شود مهمترین اقدام در خصوص تعلیم و تربیت وی انجام شده است . آیین نامه امتحانات دونوبتی با پیش بینی سهم برای فرآیند یادگیری در ارزش گذاری به جریان رشد دانش آموزان رویکردی را به وجود آورده است که ازطریق آن می توان هویت فردی دانش آموزان را نیز مورد توجه جدی قرار داد .

«در عصر فناوری اطلاعات ، دانش آموزان برنامه درسی را خود تعیین می کنند و معلمان با شناخت هدفها و رویکردهای جدید یاددهی یادگیری و آشنایی با اصول روانشناسی ، ارزشیابی و سنجش آموزش به آنان کمک می کنند تا به قدر توان وظرفیت خود ، مهارتهای دانستن برای زیستن با دیگران را یاد بگیرند . معلمان
 می توانند با پروراندن مفاهیم اساسی و نگرش های لازم آنها را در کلاس درس اجرا کنند و مورد ارزیابی قرار دهند و پیشنهاد های اصلاحی را به استادان ، صاحبنظران و کارشناسان برنامه ریزی درسی در سطح ملی ارائه  دهند .»

 (مشایخ 1381)

    دانش آموزان  از رهگذر ارزشیابی تکوینی به شرکت فعال در یادگیری تشویق می شوند و با ارائه بازخورد ، می توان نقاط ضعف و قوت عملکرد آنها را منعکس نمود و از بعد دیگر معلم نیز می تواند با توجه به نتایج ارزشیابی های تکوینی در شیوه های تدریس خود ، بازنگری و آنها را اصلاح کند و در عین حال میزان آگاهی او از تفاوتهای فردی دانش آموزان نیز افزایش می یابد . ماحصل استفاده از این نوع ارزشیابی در فرآیند ارزشیابی به عنوان جزیی از فرآیند آموزش به فعالیت هایی منجر خواهد شد که مراحل بعدی آموزش را برای معلم تسهیل می نماید این نوع ارزشیابی قابل استفاده در کلیه دروس بوده به کارگیری آن در فعالیتهای کلاسی باعث سهیم شده دانش آموازن در فرآیند یادگیری شده توان آنها را خود ارزیابی ارتقاء می دهد .

به طور کلی در مورد ضرورت و اهداف ارزشیابی می توان گفت ارزشیابی انجام می شود تا میزان پذیرش ، توجیه و تحقق هدف ها مشخص شود ، برای تصمیم گیرندگان معلم و دانش آموزان بازخورد فراهم نماید ، نقاط قوت وضعف را نشان داده و زمینه را برای تجدید نظر مهیا کند ، به مقایسه پرداخته شود ، نیازهای آتی را پیش بینی کند ، اطلاعاتی در باره آنچه باید باشد فراهم کند شرایط اجرا را تبیین کند مقاومت در مقابل تغییرات را به فعالیت مولد تبدیل کند ، به طبقه بندی بپردازد مشارکت افراد ذینفع را ایجاد کند و ابزار نظارت و هدایت باشد . ( فضلی خانی و دیگران 1383)

تاریخچه

    ارزشیابی مستمر به گونه ای که منجر به بهبود فرآیند یاددهی یادگیری و اصلاح برنامه ها و روشها شود ، مفهومی نوپاست . به ویژه پس از آنکه براساس مصوبه شورای عالی آموزش وپرورش مقرر گردید از سال تحصیلی 81-80 امتحانات پایانی ( تراکمی ) کلیه ی مدارس ابتدایی و راهنمایی تحصیلی به جای سه نوبت در دو نوبت برگزار شود ، دو محور اصلی ارزشیبای مستمر و فعالیت های خارج از کلاس در این آیین نامه مطرح شده که البته بازهم «براساس تحقیقات و بررسی به عمل آمده قربانیان اصلی این طرح نوین ارزشیابی نیز دو محور ذکر شده است . تعبیر بسیاری از معلمان از ارزشیابی مستمر ، برگزاری امتحانات مکرر بوده و این دیدگاه باعث افزایش اضطراب حاصل از امتحان در دانش آموزان می باشد [1]»

در طی این 5 سال نقاط قوت و ضعف طرح دو نوبتی شدن امتحانات مشخص شده است . نتایچ پژوهشها نشان داد که  امتحانات دو نوبتی در مقایسه با امتحانات سه نوبتی بستری مناسب برای افزایش کیفی یادگیری و فراهم کردن فرصت های آموزشی است از جمله موارد نقاط ضعف طرح نیز اجرای ناقص ارزشیابی مستمر به لحاظ وجود برخی ابهامات در آیین نامه امتحانات بوده است . ( اسدی 1382)


تعریف اصطلاحات

  • ارزشیابی : اصطلاح ارزشیابی [2]  یا ارزیابی به طور ساده در تعیین ارزش[3] برای هر چیز یاد آوری ارزشی[4] کردن گفته می شود .
  • ارزشیابی به یک فرآیند نظام دار برای جمع آوری ، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته می شود به این منظور که تعیین می شود آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا درحال تحقق هستند و به چه میزانی .
  • ارزشیابی پیشرفت تحصیلی : ارزشیابی پیشرفت تحصیلی [5]عبارت است از سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهای آموزش از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیتهای آموزشی معلم و کوشش های یادگیری دانش آموزان یا دانشجویان به نتایج مطلوب انجامیده اند وبه چه میزانی .
  • ارزشیابی تکوینی : آنچه عمدتاً به منظور کمک به اصلاح موضوع مورد ارزشیابی ، یعنی برنامه یا روش آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد ، ارزشیابی تکوینی [6] نام دارد ( سیف 1375)
  • فرآیند : مسیر و جریانی است که طی می شود تا ورودی ها به خروجی ها تبدیل شوند . در این مسیر عملیات وفعالیتهایی اتفاق می افتد تا بر ورودی ها اثر گذاشته و آنها را معطوف و مرتبط به هدف و نتیجه که همان خروجی یا برون داد سیستم نام دارد برساند . هر آنچه که در این مسیر اتفاق می افتد تا بهترین محصول نصیب سازمان یا موسسه شود ، فرآیند[7] نام دارد . ( تورانی 1382)

*اهداف آموزش وپرورش و لزوم بازنگری در فرآیند یاددهی یادگیری و ارزشیابی مستمر

    فرآیند یاددهی یادگیری برای تحقق اهداف شناختی آموزش وپرورش صورت می گیرد وارزشیابی ها نیز میزان تحقق اهداف شناختی را ارزیابی می کنند . آن هم به گونه ای که از 6 سطح حیطه شناختی به حیطه کاربردو ارزشیابی در اکثر موارد نمی توان رسید اهداف عاطفی ، اجتماعی و  .... فراموش شده اند . توجه به کار گروهی ، مشارکت ، همکاری و پذیرش دیگران ، اساس فعالیت های آموزشی در بعد تربیت اجتماعی است اما در عمل چندان توجهی به آن نمی شود همچنین بررسی مشکلات جسمانی دانش آموزان خصوصاً دختران در سن بلوغ حکایت از غفلت در پرورش صحیح و مطلوب وضعیت جسمانی آنها دارد در مدارس به بهداشت جسمانی شاگردان توجهی نمی شود و اندازه میز و نیمکت ها ، وضعیت سالم بودن آنها و .... مهم نیست و تنها کسب نمرات بیست مد نظر بوده و ملاک ارتقای دانش آموزان می باشد . ماحصل آموزشهای ما کنکور و تست است و
سایه ی سنگین این امر به دوره راهنمایی ( به صورت آزمونهای تیز هوشان ) و ابتدایی ( حفظ مفاهیم و نکات اصلی دروس ) نیز تسری یافته است .

تحقیقات نشان می دهند که بین هوش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه ای وجود ندارد دانش آموزان با بهره هوشی 80 تا 90 هم می توانند در امتحانات نمره 20 کسب نمایند . فراگیران با آگاهی از نحوه طراحی سئوالات معلمان به نکات مورد توجه آنها پی برده و فقط در خصوص همان نکات به تکرار و تمرین
 می پردازند و به راحتی به نمره ی 20 دست می یابند .

در امتحانات کنکور سراسری نیز کسانی موفق هستند که بتوانند به خوبی تست بزنند . در صورتی که در آزمونهایی نظیر آزمون تیمز در بین 42 کشورجهان ، دانش آموزان ما همیشه در رتبه های آخر قرار داشته اند توجه به اثرات فوق ، لزوم بازنگری در فرایند یاددهی یادگیری و سیستم ارزشیابی را ثابت می کند .

    امید  است طرح جایگزینی ارزشیابی توصیفی به جای ارزشیابی کمی بتواند برخی نقصانها را کاهش یا برطرف نماید در این طرح که نمره حذف می شود ، شاخص های بالاتر از حد انتظار  ، کمتر از حد انتظار و نیاز به تلاش بیشتر دارد ، جایگزین آن می شود این شاخص ها تنها به حیطه شناختی و دروس عملی اختصاص ندارد بلکه شامل سه حیطه عاطفی ، اجتماعی و جسمانی نیز می باشد .

    اگر دانش آموزی در طول یک سال تحصیلی در کلیه ی حیطه ها عملکردی ضعیف داشته باشد با رای و نظر شورای معلمان در همان پایه باقی می ماند و اگر از عملکرد خوبی بهره مند باشد ، می تواند به پایه بالاتر ارتقاء یابد در طرح مذکور هر دانش آموز یک پرونده تحصیلی دارد و امتحان جایگاه خاص خود را خواهد یافت .

*یاددهی و یادگیری به قصد تسلط بر موضوع و نحوه ارزشیابی

اگر چه معلمان آزمون را فرصتی تلقی می کنند تا دانش آموزان تسلط خود را بر محتوای درسی نشان دهند ، اما برای دانش آموزان ، امتحان تجربه ناراحت کننده ای است که به عنوان بخشی از فرایند آموزش و پرورش به آنها تحمیل شده است اغلب دانش آموزان آزمون را تحت فشار انجام می دهند درصد کمی از دانش آموزان از امتحان به عنوان فرصتی برای نشان دادن آنچه می دانند و چالشهایی که باید با آن روبرو شوند ، استقبال می کنند .

بنجامین بلوم ، توماس هاستینگز و جرج مادوس در بحث مربوط به یادگیری برای تسلط به وضوح شرایط فلسفی سنجش را روشن می کنند ، معلم هر دوره درسی را به این امید آغاز می کند که حدود یک سوم دانش آموزان آنچه را تدریس می کند به طور کامل فرا گیرند یک سوم دانش آموزان مردود شوند یا به طور مرزی این درس را بگذرانند و سرانجام یک سوم باقی مانده مقدار زیادی از مطالب تدریس شده را بیاموزند .

این انتظار ، هم با سیاست های مدرسه و هم با نمره دادن های مکرر به دانش آموزان منتقل شده است این تفکر بی فایده ترین مخرب ترین جنبه نظام آموزش وپرورش است . اغلب دانش آموزان ( شاید بیش از 90درصد ) توانایی تسلط بر آنچه را که آموزش دیده اند ، دارند وظیفه اصلی ما این است که مشخص کنیم منظور ما از « تسلط بر موضوع » چیست  و مواد آموزشی و روشهایی را بیابیم که بخش اعظم دانش آموزان قادر به کسب این تسلط باشند . اگر معلمان به قصد تسلط درس بدهند و دانش  آموزان به قصد تسلط یاد بگیرند ، بنابر این نظام سنجش باید تسلط را بیازماید و شیوه ملاک مدار کاربرد پیدا می کند . ( احمدی و شهابی 1379)

بلوم ، هاستینگز و مادوس معلمان را تشویق می کنند تا هر موضوع درسی را به قسمت های کوچکتر تجزیه کنند ودر پایان هر قسمت ، ارزشیابی تکوینی را اجرا نمایند . ( همان ) اگر چه بسیاری از معلمان این روش را اجرا می کنند اما اغلب در همین نقطه توقف می کنند و از نتایج این آزمونها فقط به عنوان بخشی از نمره پایان ترم دانش آموز استفاده مینمایند بلوم ، هاستینگز و مادوس انجام آزمونهای مکرر را برای اطمینان از تسلط یادگیرنده مفید می دانند و آن را توصیه می کنند آنها بر اهمیت استفاده از آزمونهای تکوینی برای تشخیص مشکلات یادگیری تشریح نیازهای دانش آموزان و غلبه براین مشکلات تاکید کرده اند .

* ارزشیابی تکوینی برای اصلاح برنامه ها و روشها

    هدف عمده ارزشیابی تکوینی و پایانی فراهم نمودن باز خورد برای طراحی مجدد الگوی آموزشی است ارزشیابی تکوینی برای تجدید نظر در  اهداف و روشهای آموزشی در دست اجرا و ارزشیابی پایانی برای تجدید نظر و اصلاحات بعدی بازخورد فراهم می کند ( همان ) . نمره ارزشیابی پایانی نه تنها نشان دهنده درجه پیشرفت یادگیرنده است بلکه تغییراتی را که باید در تدریس و آموزش کلاس بعدی صورت گیرد ، نیز نشان می دهد . متخصصان ارزشیابی و آموزش معتقدند فرآیند ارزشیابی زمانی می تواند اثر بخش  باشد که معلم بتواند تعیین کند آیایاد گیرنده بر موضوع تسلط یافته است یا خیر و این موضوع با شرایط ذیل به وقوع می پیوندد :

1 اهداف اختصاصی آموزش قبلاً مشخص شده باشد .

2 -  معلم تا پایان آموزش برای تهیه سئوالهای آزمون صبر نکند .

3 -  سئوالهای آزمون به طور مستقیم به اهداف ارتباط داشته و سئوالات ضعیفی طرح نشوند .

4 -  نتایج ارزشیابی تکوینی در جهت اصلاح آموزش مورد استفاده قرار گیرد .

    بنابر این باید در مرحله قبل از تدریس ابتدا اهداف اختصاصی آموزش در طرح درس مشخص گردد . سپس سئوالهای آزمون به گونه ای که بطور مستقیم با اهداف ارتباط داشته باشند و سئوالهای ضعیفی نباشند ، تهیه شوند  پس از اجرای آزمون نیز نتایج آن درجهت اصلاح آموزش مورد استفاده قرار گیرد به این ترتیب همه مراحل طراحی اجرا و ارزشیابی درست و اصولی انجام می شود در عین حال ازنتایج ارزشیابی برای بهتر شدن طراحی برنامه جدید ( برنامه اصلاح شده ) و بکار گیری روشهای جدید ( روشهای اصلاح شده ) استفاده می شود .

* نقش ارزشیابی ها در آشکار نمودن اثر بخشی برنامه ها و روشها ، مفهوم مسئول بودن معلم در امر آموزش

    معمولاً ارزشیابی  ها برای آگاهی دانش آموزان از میزان پیشرفت در موضوع درسی ، ایجاد مبنایی برای نمره ، تعیین ارتقای دانش آموزان و نیز ارسال گزارش پیشرفت یا افت دانش آموزان برای والدین انجام می گیرد .

اما فرآیند ارزشیابی میزان دست یابی به اهداف آموزش را نیز مشخص می کند بدین علت که پیشرفت یا عدم پیشرفت دانش آموزان ، اثر بخشی برنامه و روشهای آموزش را برای معلم روشن می سازد هنگامی که دانش آموزان در رسیدن به اهداف شکست بخورند فرضیه های متعددی برای این شکست ایجاد می شود .

    اگر از معلمان پرسیده شود که چرا امتحان می گیرند ؟ عده ای ممکن است بگویند برای اینکه دانش آموزان به آنچه می دانند آگاهی یابند ، بفهمند بهترین دانش آموزان کلاس چه کسانی هستند مشخص شود ضعیف ترین دانش آموزان کلاس کدامند و اطلاعات لازم به منظور اعلام نمرات ترم و آگاهی والدین از وضعیت تحصیلی فرزندانشان جمع آوری شود .

عده ای دیگر شاید بگویند برای اینکه برای مطالعه انگیزه فراهم شود ابزاری برای تسلط برای کلاسهای بی نظم داشته باشند و به دانش آموزان کمک شود تا مهارت خود را در انجام آزمونها افزایش دهند حال اگر معلمان بگویند برای اینکه مشخص شود آیا دانش آموزان به اهداف دست یافته اند مشکلات یادگیری دانش آموزان کدامند و همچنین اثر بخشی آموزش و معلم مورد ارزیابی واقع شود آنگاه می توان کمی امیدوار شد که ارزشیابی به سوی هدف واقعی خود پیش می رود . پاسخ های اخیر مفهوم « مسئول بودن معلم در امر آموزش » را به ذهن متبادر می سازد . مفهومی که چندان جای خود را باز نکرده است . زیرا از گذشته تا کنون هرگاه دانش آموزان در پیشرفت تحصیلی شکست می خورده اند همیشه خود آنها را مقصر قلمداد کرده اند و گفته اند :  « مطالعه نمی کنند ، تنبل هستند ، انگیزه ندارند و زمینه تحصیلی آنها خوب نیست » امروزه مردم به این باور رسیده اند که پیشرفت یاد گیرنده رابطه مستقیمی با اثر بخشی معلم دارد وباید در باره ی اثر بخشی معلمان قضاوت شود مسئول بودن شاید بدین معنی باشد که اگر دانش آموزان مردود شوند معلمان هم به اندازه ی یادگیرنده ها و شاید بیشتر از آنها مسئول هستند . البته معلمان در مقابل این طرز تفکر مقاومت می کنند و توجیه آنها این که همه متغیرهایی که بر پیشرفت یاد گیرندگان تاثیر دارد در اختیار آنها نیست . فشارهای خارج از مدرسه وبی توجهی های گذشته عوامل هستند که حتی از کنترل بهترین مربیان آموزشی خارج است . اما در هر حال مفهوم مسئول بودن معلم را نمی توان کاملاً نادیده گرفت . امروزه اعتقاد بر این است که همانند دانش آموزان نا موفق ، معلمان ناموفق وجود دارند و این یک واقعیت در دنیای آموزش وپرورش است .

اگر اهداف آموزش ، روشن و واقعی باشند ، اگر محتوای درسی و روش ها مستقیماً در ارتباط با دست یابی به اهداف باشد و اگر آزمونها برای سنجش دست یابی یادگیرنده ها به اهداف طراحی شده باشند . تعداد کمی از دانش آموزان عملکرد ضعیفی خواهند داشت . بلوم ، هاستینگز و مادوس به این نتیجه گیری تاکید کرده اند که اغلب دانش آموزان می توانند آنچه را به آنها می آموزیم در حد تسلط فراگیرند « بنابر این تاکید می شود که با داشتن وقت کافی وکمکهای مناسب 95 درصد دانش آموزان می توانند یک موضوع رابا درجه بالایی از تسلط بیاموزند . به عبارت دیگر اعتقاد بر این است که اگر نمره ( الف ) شاخص تسلط بر یک موضوع محسوب شود ، بالاتر از 95 درصد دانش آموزان کلاس تحت شرایط مناسب
می توانند به آن دست یابند ( احمدی و شهابی 1379)

* ارزشیابی مستمر و رابطه آن بهبود فرآیند یاددهی یادگیری

ارزشیابی  مستمر یکی از قواعد بهبود فرآیند یاددهی یادگیری است . اطیایی ( 1384) در مقاله ای تحت عنوان « هفت قاعده کلی برای بهبود آموزش » یکی از این قواعدرا  «ایجاد بازخورد سریع » معرفی کرده است به طور کلی علم به اینکه چه می دانیم یا چه چیزی را نمی دانیم بر یادگیری موثر است دانش آموزان برای اینکه بتوانند استعدادها و دانش خود را ارزیابی کنند نیاز به کمک دارند برای اینکه بتوانند پیشرفت کنند نیاز به فرصت های زیادی در کلاس برای پذیرش القائات و به اجرا در آوردن آنها دارند . همین طور به فرصت هایی نیاز دارند تا آموخته های خود آن چیزهایی که هنوز لازم است بدانند و چگونگی ارزیابی خودشان در کلاس را منعکس سازند و این همان معنای بازخورد است «در مدل سیستمی که نظام آموزش و پرورش را به عنوان یک سیستم کلی در نظر می گیرد باز خورد به معنای آن است که یک سازمان با کسب اطلاعات در باره نتایج کار خود در فرا گرد فعالیت های خود تجدید نظر به عمل می آورد تا خود را با نیازها و تغییرات سازگار سازد » ( علاقه بند 1375) این اطلاعات از طریق دانش آموزان در کلاس درس وعکس العمل های آنها به جریان آموزش با استفاده از ارزشیابی مستمر حاصل می شود با استفاده از ارزشیابی مستمر می توان هفت قاعده کلی را در چرخه یاددهی یادگیری نهادینه نمود و از این طریق گامهای موثری در راه بهبود این فرآیند برداشت در اینجا به نظر می رسد اگر اشاره ای به هریک از قواعد مذکور شود ورابطه آنها با ارزشیابی مستمر بیان گردد مناسب باشد لذا جدول صفحه بعد پیشنهاد می شود .

جدول شماره 1   رابطه قواعد بهبود آموزش ( فرآیند یاددهی یادگیری ) با ارزشیابی مستمر

ردیف

قاعده

ارتباط با ارزشیابی مستمر

1

تشویق تعامل میان معلم و دانش آموزان

درطول تدریس ، به مشارکت دانش آموزان در فعالیت های آموزشی امتیاز داده شود

2

گسترش همکاری بین دانش آموزان

در طول تدریس یا تمرین ، دانش آموزان گروه بندی شده و گروههایی که بیشترین همکاری در بین اعضای آنها وجود دارد امتیاز بیشتری دریافت کنند ( هریک از اعضا از این امتیاز گروهی بهره مند می شود )

3

تشویق و توسعه  یادگیری فعال

زمانی که یادگیرنده به خاطر سپرده و فراگیری مطالب را همراه با طبقه بندی و پاسخ گویی به سئوالا ت انجام می دهد ، آموخته های خود را بیان می کند ، در مورد آنها می نویسد و آنها را به گذشته ربط می دهد از امتیاز بیشتری برخوردار شود.

4

ایجاد بازخورد سریع

با انجام ارزشیابی مستمر و ارائه نتایج آن به دانش آموز بازخود سریع فراهم شود .

5

تاکید بر استفاده درست از زمان

دانش آموزانی که تکالیف و تمرینهای کلاس یا خارج از کلاس رابه موقع ارائه می دهند امتیاز بیشتری بگیرند

6

افزایش سطح انتظارات از

 دانش آموزان

با داشتن انتظارات بالا از همه دانش آموزان ، شاهد تلاش بیشتر هریک از آنان بوده و متناسب با پیشرفت خودشان( براساس ارزشیابی های مستمر ) تقویت شوند

7

پذیرش استعدادهای گوناگون و روشهای یادگیری

معلم با شناخت استعدادها و مدل های مختلف یادگیری دانش آموزان خود پیشرفت هریک را باتوجه به استعداد ( براساس ارزشیابی  های مستمر ) مورد توجه قرار می دهد .

 

* فرآیند نمره گذاری و رابطه آن با بهبود فرآیند یاد دهی یادگیری

    نمره گذاری مفهوم فرآیندی است که معلمان آزمونها را اجرا ، اطلاعات را جمع آوری و داده ها را از نظر آماری بررسی می کنند و سرانجام نمره می دهند . فرآیند  نمره گذاری یکی از جدی ترین مسائلی است که معلمان و دانش آموزان با آن درگیرند . اغلب دانش آموزان از روزی که پا به مدرسه می گذارند در مقابل قضاوت معلم و نمرات شرطی می شوند . هم معلمان وهم والدین ، دانش آموزان را وادار می کنند تا در حد امکان نمرات بالایی بگیرند . والدین معمولاً برای هر نمره 20 که فرزندانشان می گیرند جایزه ای به آنها می دهند لذا یکی از عوامل تضاد بین دانش آموزان و والدین نمره های ضعیف است ، به ویژه اگر والدین کم حوصله باشند و مشکلات فرزندانشان را درک نکنند . معلمان ، دانش آموزان و والدین همگی ، پاداشهای قابل مشاهده و غیر قابل مشاهده را ناشی از نمرات بالا می دانند به همین دلیل نمره ها به عنوان انگیزه ای برای بسیاری از دانش آموزان دارای نمرات بالا و برعکس منشاء محرومیت و نا امیدی برای دانش آموزانی هستند که نتوانسته اند به حداقل معیارهای قابل قبول دست یابند . مسئولیت نمره گذاری قدرتی است که معلم در مقابل یادگیرنده دارد . معلمان با وجدان در طول کار تدریس و آموزش د رمورد نمره هایی که به دانش آموزان می دهند لحظات پر اضطرابی را می گذرانند آنها فشار وارده ناشی از نمره را به دانش آموزان تشخیص می دهند و همه تلاش خود را به کار می برند تا نمره های پایین را به حداقل برسانند و احساس پیشرفت را افزایش دهند . اما بدون در نظر گرفتن اینکه فرآیند نمره گذاری تا چه حد علمی باشد نمره ها بهترین برآورد پیشرفت تحصیلی هستند . متاسفانه امتیاز دادن به نمره ها باعث شده که خود نمرات برای دانش آموزان مهمتر از پیشرفت تحصیلی باشند . معلمان باید نکات ذیل را در مورد نمره گذاری رعایت کنند تا فرآیند نمره گذاری باعث بهبود فرآیند یاددهی یادگیری شود :

  • نمره ها باید در حد امکان نشان دهنده سطح تسلط باشند .
  • موفقیت یا شکست در یک درس یا برنامه نباید فقط مبتنی بر یکی دو امتحان باشد . باید روشهای ارزیابی متعددی را به کاربرد و فرصتهای مکرری را برای یادگیرنده فراهم کرد تا پیشرفت تحصیلی او مشخص شود .
  • هر عاملی که در تعیین نمره در نظر می گیرد باید مشخص و تعریف شده باشد .
  • نمره یک موضوع درسی باید نشان دهنده پیشرفت در آن درس باشد رفتارهای اضافی خوب یابد کلاس یا بیرون کلاس باید با وسایلی غیر از نمره مشخص شود . اما در اغلب موارد عدول از این اصل مهم مشاهده
    می شود .
  • معلمان باید از تمام راهها و مجموعه های متعارف سنجش و ارزشیابی استفاده کنند تا ترس دانش آموز از نمره را از بین ببرند .

* کارنامه و رابطه ی آن با بهبود فرآیند یاددهی یادگیری

کارنامه وسیله ای جهت انتقال اطلاعات در مورد پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به والدین آنهاست . کارنامه عملاً اطلاعات کمی در مورد پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارائه می دهند مثلاً در مورد اینکه معلم به کمک چه فرآیندی در باره نمره تصمیم گرفته است و یا اینکه چرا نمرات دانش آموزی پایین است و یا دانش آموز چه کند تا نمرات بالاتری بگیرد ، اطلاعاتی در اختیار والدین قرار نمی دهد در هر حال به کمک  راههای زیر می توان از طریق کارنامه گامهایی در راستای بهبود فرآیند یاددهی یادگیری برداشت :

  • معلمان اطلاعات محدود کارنامه را با گزارشی مبسوطی از پیشرفت دانش آموز همراه کنند.
  • مدرسه به طور منظم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را برای والدین گزارش دهد نه اینکه تا انتهای نوبت صبر کند .
  • باید به طور مرتب با دانش آموزان در مورد کارشان مشاوره کرد ، با آنها توصیه های لازم را ارائه نمود وبه مشکلات احتمالی آنها گوش فراداد .

آزمونهای استاندارد شده و رابطه آنها با اصلاح برنامه ها

معلم باید از آزمونهای استاندار شده استفاده کند زیرا آنها ابزارهای مناسبی برای سنجش اهداف آموزشی هستند برای معلم مفید است که بداند دانش آموزانش در مقایسه با گروههای دیگر چه عملکردی داشته اند . اطلاعات بدست آمده معلم را راهنمایی می کند تا بداند در طراحی برنامه چه محتوایی را بگنجاند . از نظر روابط عمومی هم خوب است مقاله ای در روزنامه ی محلی چاپ شود وبه مردم نشان دهد که دانش آموزان در مقایسه با دانش آموزان سایر نقاط کشور خوب کار کرده و رقابت می کنند مردم هنگامی که فرزندانشان از معیارهای کشوری جلوتر باشند خوشحال می شوند معلمانی که علاقه مندند با آزمونهای استاندارد شده سرو کار داشته باشند باید بدانند ، چگونه می توانند یک آزمون استاندارد شده پیشرفت تحصیلی را انتخاب و اجرا نموده سپس نمره بدهند .

نتیجه گیری

    با توجه به آنچه در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفت نکات کاربردی زیر در خصوص استفاده از ارزشیابی در بهبود فرآیند یاددهی یادگیری و اصلاح برنامه ها و روشها پیشنهاد می شود .

سنجش و ارزشیابی به عنوان بخش جدایی ناپذیر فرآیند یاددهی یادگیری باید به شیوه ای برنامه ریزی شده ، منطبق با هدفهای برنامه و هماهنگ یا راهبردهای تدریس و یادگیری و به صورت مستمر انجام شود .

برای انجام ارزشیابی به تناسب ماده درسی و هدفهای هر درس از انواع مختلف ابزارها ، فنون و راهبردهای سنجش استفاده شود .

در سنجش و ارزشیابی ، نه تنها بازده و نتیجه یادگیری بلکه فرآیند و راهبردهای یادگیری دانش آموزان و نیز روشهایی که برای رسیدن به نتایج یادگیری به کار برده می شود مورد توجه قرار گیرد .

در فرآیند سنجش و ارزشیابی ، تفاوتهای فردی دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد وبه جای مقایسه بایکدیگر باید عملکرد هر دانش آموز در ارتباط با عملکردهای قبلی مورد قضاوت قرار گیرد .

در فرآیند ارزشیابی معلم باید مسایل و اطلاعات موجود در کتابها را به زندگی واقعی پیوند زند تا دانش آموزان دریابند آنچه را فرا گرفته اند مشکلی از مشکلات زندگی و مسئله ای را در دنیای واقعی حل می کند .

در سنجش و ارزشیابی به جای تاکید بر رقابت فردی باید همکاری گروهی و رشد مهارتهای اجتماعی مورد توجه قرار گیرد .

در راستای توجه به ابعاد اجتماعی شخصیت دانش آموزان ، تکالیف گروهی در نظر گرفته شود هر گروه یک پوشه ی مجموعه کار داشته باشد و مسئله مورد نظر خود را از نگاه علوم مختلف مورد بررسی قرار دهند به عنوان مثال مسئله ی انرژی
 هسته ای را از لحاظ ریاضی ، هنر ، بهداشت ، اقتصاد ، پزشکی و  ... بررسی نماید دانش آموزان در انتخاب مسئله و افراد هم گروه دارای آزادی عمل باشند .

به موازات تغییرات آیین نامه امتحانات ، زمینه های آموزش ساخت ، اجرا و
 شیوه های ارزش گذاری ابزارهای سنجش ارزشیابی تکوینی نیز برای معلمان فراهم شود .

با آموزشهای ضمن خدمت کارگاههای آموزشی ، همایشها و  .... باید این باور در معلمان ایجاد شود که آنان نیز به اندازه یاد گیرنده ها و شاید بیشتر از آنها در قبال مردودی یا افت تحصیلی دانش آموزان مسئول هستند .

معلمان بدانند که 95 درصد دانش آموزان با داشتن وقت کافی برای مطالعه و کمکهای مناسب ، می توانند یک موضوع را با درجه بالایی از تسلط بیاموزند .

معلمان اطلاعات محدود کارنامه را باگزارش مبسوطی از پیشرفت دانش آموز همراه کنند .

مدرسه به طور منظم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را برای والدین گزارش دهد نه اینکه تا انتهای نوبت صبر کند .

باید به طور مرتب با دانش آموزان در مورد کارشان مشاوره کرد ، به آنها توصیه های لازم را ارائه نمود وبه مشکلات احتمالی آنها گوش کرد .

در راستای شناخت عملکرد دانش آموزان در مقایسه با گروههای دیگر پیشنهاد می شود معلم از آزمونهای استاندار شده استفاده نماید .

معلمان سعی کنند با به حداقل رساندن نمره های پایین ، احساس پیشرفت را در دانش آموزان افزایش دهند .

معلمان توجه داشته باشند که برای تعیین نمره دانش آموزان فرصتهای مکرری را برای آنها فراهم نمایند و تعیین پیشرفت یا عدم پیشرفت تحصیلی نباید فقط مبتنی بر یکی دو امتحان باشد .

معلمان متوجه باشند که نمره یک موضوع درسی باید نشان دهنده ی پیشرفت در آن درس باشد و رفتارهای خوب یا بد در کلاس یا بیرون از کلاس نباید در نمره درس تاثیر گذار باشد .

معلمان به قصد تسلط درس بدهند ، دانش آموزان به قصد تسلط یاد بگیرند ، نظام سنجش ، تسلط را بیازماید و شیوه ملاک مدار کاربرد پیدا کند .

معلمان ، اهداف اختصاصی آموزش را از قبل مشخص کنند ، برای تهیه سئوالهای آزمون تا پایان آموزش صبر نکنند ، سئوالات آزمون به طور مستقیم با اهداف مرتبط باشند سئوالات ضعیفی طرح نکنند واز نتایج ارزشیابی تکوینی در جهت اصلاح آموزش استفاده کنند .

تنگناها :

در راستای مطالعه ، تحقیق و تدوین مقاله حاضر ، کمبود وقت مهمترین تنگنا محسوب می شود اگر فرصتهایی مانند تعطیلات عید نوروز یا تابستان برای این مورد در نظر گرفته شود مناسب تر خواهد بود .

پیشنهادها :

پیشنهاد می شود موضوع های « تاثیر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بر ارتقای یادگیری دانش آموزان » و «تاثیر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بر بهبود فرآیند یاددهی یادگیری درکلاس درس»از سوی فرهنگیان استان مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد .



[1] - بخشی از سخنرانی سید محمد رضا موسوی زاهد درهمایش نقش ارزشیابی مستمر و فعالیتهای خارج از کلاس در تحقق اهداف آموزش وپرورش دوره عمومی ( مجموعه مقالات برتر همایش ) سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان 1382 صفحه 18

Evaluation-[2]

Value-[3]

Value Judgement-[4]

Academic(scholastic)achievement evaluatio-[5]

Formative evaluation- [6]

process-[7]



تاريخ : شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧ | ۱:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()