چکیده

    ارزشیابی پیشرفت تحصیلی یکی از عناصر مهم و اساسی برنامه های درسی و نظام های آموزشی پرورشی جهان محسوب  می شود باعنایت به اهمیت این عنصر در روند یادهی یادگیری ارائه شیوه های نوین در این زمینه و ارتقاء سطح نگرش ، دانش و مهارت معلمان و سایر دست اندرکاران تعلیم و تربیت ، ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد . تاکید این مقاله بر آن است که تدریس ، تربیت و سنجش باید رشد بدنی ، فکری و عاطفی ، خردمندی ، عشق ، اخلاق ، ایمان و شور وشوق زندگی و در یک کلام ، تمامیت وجود شاگرد را مورد توجه قرار دهد چنین اهدافی وقتی حاصل می شود که اولاً تدریس و تربیت و سنجش به عنوان یک مجموعه واحد و تفکیک ناپذیر تلقی شود ، ثانیاً هر سنجش  مقدمه تدریس و تربیت و در خدمت آن قرار گیرد و ثالثاً کشف و شکوفا ساختن ظرفیت های انسانی شاگرد هدف اصلی مجموعه این فعالیت ها باشد . اما چالش های پیش روی نظام ارزشیابی تحصیلی ، یکی از مسائل اساسی نظام آموزش می باشد و ضروری است تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران نظام در مواجهه با این مساله چاره جویی نمایند به طوری که نارضایتی از نظام ارزشیابی موجود در محافل تربیتی کاملاً شایع شده است . اهمیت دادن به نظرات معلمان همواره یکی از خواسته های این قشر محسوب می شود . پژوهش حاضر از این حیث می توانند به روشن نمودن
دیدگاه ها ی معلمان در باره ارزشیابی بیانجامد و به تبع آن مبنای مناسبی برای اتخاذ تدابیر مناسب در این رابطه ارائه دهد .

مقدمه


امروزه در بسیاری از نظام های آموزشی ، روش های سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان  در حال تحول و دگرگونی است ( حسنی و احمدی ، 1384) . آموزش وپرورش موفق ، به صورت نهادی تعریف می شود که در یادگیرندگان مهارت های تفکر انتقادی ، حل مسئله و خلاقیت را می پروراند (Newmann 1990) درقرن بیست و یکم دانش آموزان نه تنها باید
مهارت ها و دانش اساسی را بیاموزند ، بلکه همچنین لازم است که از تفکر انتقادی ، قدرت تجزیه و تحلیل اطلاعات ، خلاقیت و توانایی حل مسئله برخوردار باشند
(UNESCO.2002 )

نسل  آینده در دنیایی زندگی خواهد کرد که به طرز تفکر پیچیده و
دقیق تری نیاز دارد تا بتواند خود را با شرایط همواره متحول زمان سازگار سازد . تربیت چنین نسلی مستلزم همگام ساختن اهداف ، محتوا، روشها و ارزشیابی آموزشی با تحولات سریع علمی ، فنی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در سطح جهان است . بنابر این در دنیای امروز، هدف تعلیم و تربیت آن نیست که
دانش آموزان با حفظ کردن مطالب درسی و گذراندن امتحان کسب موفقیت کنند ، بلکه هدف تعلیم و تربیت آن است که دانش آموزان بتوانند درجهان خارج از مدرسه مسائل واقعی زندگی به موفقیت دست یابند . دانش آموزان ما باید به طور فزاینده به دانش ها ، مهارتها و نگرشهایی مجهز شوند که بتوانند خود را با تحولات و تغییرات گیج کننده جامعه بشری درعرصه های مختلف هماهنگ سازند
( جوکار و چلبیانلو، 1382)

جوامع پیشرفته بشری با عنایت به توسعه آموزش وپرورش خود توانسته اند پله های ترقی و توسعه همه جانبه را به پیمایند . در توسعه آموزش وپرورش ملاکها و فاکتوهای متعددی نقش دارند . مهمترین آن نظام ارزشیابی درآموزش می باشد . اصطلاح ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را می توان به سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدف های آموزشی از پیش تعیین شده به منظور
 تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوشش های یادگیری دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده اند و به چه میزانی تعریف کرد ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به عنوان جزیی جدا نشدنی از فرآیند یاددهی
یادگیری محسوب می شود و نقش واقعی آن تعیین میزان دسترسی به اهداف ، مشکلات و ضعف های فرآیند یاددهی
یادگیری و برنامه ریزی برای رفع آن
می باشد
( سیف ، 1375)

ارزشیابی پیشرفت تحصیلی همیشه ناظر بر هدف های آموزشی است
( شعبانی ، 1383) به طور کلی دو اقدام اساسی در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ضروری است :

1 -  تعیین هدف های آموزشی

2 سنجش اندازه گیری عملکرد یادگیرندگان

اطلاع از طبقه بندی انواع هدف های آموزشی ، معلم را یاری می دهند تا
هدف های رفتاری ( دقیق ، عینی ، جزیی و آموزشی ) متنوعی را برای درس خود تهیه کند . این طبقه بندی در تهیه آزمون های پیشرفت تحصیلی اهمیت دارد
( سیف،1384). هدف های دقیق آموزشی برخاسته از اهداف کلی هستند ، عملکرد یادگیرندگان با توجه به این گونه هدف های دقیق سنجش می شود ، ملاک قضاوت موفقیت معلمان و یادگیرندگان نیز همین هدفها هستند .

    ارزشیابی هدف های آموزشی به وسیله گروهی از متخصصان آموزش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تهیه شده و به نام بنجامین اس .بلوم که سرپرستی این گروه رابه عهده داشته ، معروف گشته است اینان سعی کردند تا هدف های رفتاری هر برنامه درسی را در حیطه های سه گانه شناختی ، عاطفی و روانی حرکتی در سطوح مختلف ، طبقه بندی کنند تا براساس آنها ارزشیابی فرآیند یاد دهی یادگیری و به تبع آن ارزشیابی عملکرد دانش آموزان و بازده برنامه درسی به آسانی ممکن شود ( سیف 1382) . طبقه بندی اهداف در سه حیطه با دلیل تاکید بر
جنبه های خاص هدفهای مختلف است ، نه متمایز کردن آنها به صورت طبقات مطلقاً مجزا و نامربوط به هم ، زیرا در فعالیت های آموزشی به هیچ وجه نمی توان مرز مشخصی بین سه حیطه مذکور تعیین کرد . آزمون های مورد نیاز برای  سنجش هدف های حوزه شناختی ، آزمون های تواناییهای شناختی هستند که غالباً به صورت  کتبی و در غالب آزمون های متداول پیشرفت تحصیلی تهیه و اجرا
می شوند . آزمون های توانایی ( تشریحی ، کوتاه پاسخ و بسته پاسخ ) عمدتاً برای اندازه گیری هدف های آموزشی و بازده های یادگیری حوزه شناختی ، یعنی
هدف های دانش ، فهمیدن ، بکار بستن ، تحلیل ، ترکیب و ارزشیابی مناسب اند
( شعبانی ،1383).در حالی که وسایل اندازه گیری هدف های حوزه عاطفی و روانی
حرکتی کمتر با آزمون های معمولی پیشرفت تحصیلی و بیشتر با آزمون های عملکرد سنجش می شوند . معلمانی که در آزمون های متناسب با سنجش
هدف های گوناگون طبقه های مختلف حوزه شناختی عمل می کنند . مسلماً باعث ارتقاء بهبود فرآیند یاددهی
یادگیری در دانش آموزان می شود ( سیف ، 1384)

    بخش اعظم فعالیت های آموزشی معلمان و کوشش های یادگیری
 دانش آموزان در رابطه با وظایف آنان در دوران مختلف تحصیل آموزشگاهی به حوزه شناختی ارتباط دارد . هر چند که معلمان در ضمن آموزش هدفهای حوزه شناختی ، چه مستقیم و چه غیر مستقیم در آموزش هدف های حوزه عاطفی نیز
می کوشند ، با این حال چون محتوی برنامه های درسی را بیشتر هدف های حوزه شناختی تشکیل می دهند کاربرد حوزه عاطفی و روانی حرکتی

 در سطح
آموزشگاه ها به اندازه کاربرد آن حوزه شهرت نیافته است اگر چه این هدف ها در فعالیت های آموزشی مدارس کمتر مورد توجه قرار گرفته اند ، اما در فرآیند آموزش از اهمیت خاصی برخور دارند
( سیف 1384 ؛ شعبانی ، 1383)




تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()