معلمان در کلاس هاى درس با طیف وسیعى از دانش آموزان با سطح هوش و استعداد و

علایق متفاوت سر وکار دارند. درس دادن به دانش آموزان علاقه مند و مشتاق که همیشه

رفتار خوبى دارند و بهترین نمره ها را مى گیرند بسیار لذت بخش است. اما تحمل کردن دانش

آموزان تنبل و دردسرساز گاهى آن قدر سخت مى شود که معلمان ترجیح مى دهند آنها را

کاملاً نادیده بگیرند. در واقع توانایى هاى یک معلم در مواجهه با همین دانش آموزان مشکل

ساز محک مى خورد. یک معلم باید بتواند تمام دانش آموزان را با تفاوت هاى فردى و تحصیلى

شان بپذیرد.


اگر در کلاس اوضاع روبه راه نیست و اگر دانش آموزان آن طور که باید درس را یاد نمى گیرند،

نباید قضیه را به گردن کمبود زمان یا بى استعدادى دانش آموزان انداخت. یک معلم در چنین

مواقعى باید به دنبال عواملى باشد که کیفیت تدریس را کاهش داده است. اگر معلم تمام

توانایى هاى خود را وقف آموزش و بالا بردن کیفیت کار کند، مى تواند مانند هنرمندى که

سرگرم آفرینش اثرى هنرى شده است، غرق در لذت و رضایت خاطر شود. یک هنرمند ناامید

معمولاً هیچ وقت نمى تواند یک اثر هنرى کامل و بدون نقص بیافریند.


زیرا همیشه مشکلات و شرایط را بهانه مى کند و یک معلم ناراضى هم معمولاً کم استعدادى

دانش آموزان را به خاطر پائین بودن کیفیت نظام آموزشى مى داند.


معلمان براى بیشینه کردن اثر تدریس خود، باید همیشه در دسترس همه دانش آموزان

باشند و براى تک تک آنها وقت صرف کنند. اگر تدریس فقط به شکل کنفرانس دادن جلوى

دانش آموزان باشد، معلم چطور مى تواند روى تک تک آنها اثرگذار باشد. هنر معلم شناخت

همه دانش آموزان و تحت تأثیر قرار دادن آنها بدون توجه به سطح هوش و استعداد آنها و

تشویق شان به بیشتر و بهتر کار کردن است. در واقع معلم هیچ وقت نمى تواند به تنهایى

علم و دانش را به دانش آموزان منتقل کند، اما با دادن انگیزه به تک تک آنها مى تواند به

دانش آموزان یاد دهد که نه فقط در این کلاس، بلکه در همه سال هاى زندگى شوق یادگیرى

داشته باشند و براى علم آموزى و رسیدن به هدف هایشان تلاش کنند.

(سایت بازیاب)



تاريخ : یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧ | ٤:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()