اسلام بیان مى‏کند که زن نیز مانند مرد انسان است، و هر انسانى چه مرد و چه زن فردى است از انسان که در ماده و عنصر پیدایش او دو نفر انسان نر و ماده شرکت و دخالت داشته‏اند، و هیچ یک از این دو نفر بر دیگرى برترى ندارد، مگر به تقوا، همچنانکه کتاب آسمانى خود مى‏فرماید: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثى، و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا، ان اکرمکم عند الله اتقیکم". (1)

بطورى که ملاحظه مى‏کنید قرآن کریم هر انسانى را موجودى گرفته شده و تالیف یافته از دو نفر انسان نر و ماده مى‏داند، که هر دو بطور متساوى ماده وجود و تکون او هستند، و انسان پدید آمده(چه مرد باشد و چه زن)مجموع ماده‏اى است که از آن دو فرد گرفته شده است.

 


قرآن کریم در معرفى زن مانند آن شاعر نفرمود: "و انما امهات الناس اوعیة" (2) ، و مانند آن دیگرى نفرمود:

بنونا بنوا ابناءنا و بناتنا

بنوهن ابناء الرجال الاباعد (3)

بلکه هر فرد از انسان(چه دختر و چه پسر)را مخلوقى تالیف یافته از زن و مرد معرفى کرد، در نتیجه تمامى افراد بشر امثال یکدیگرند، و بیانى تمام‏تر و رساتر از این بیان نیست، و بعد از بیان این عدم تفاوت، تنها ملاک برترى را تقوا قرار داد.

و نیز در جاى دیگر فرمود:

"انى لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثى، بعضکم من بعض" (4)

در این آیه تصریح فرموده که کوشش و عمل هیچکس نزد خدا ضایع نمى‏شود، و این معنا را تعلیل کرده به اینکه چون بعضى از بعض دیگر هستید، و صریحا نتیجه آیه قبلى که مى‏فرمود:

"انا خلقناکم من ذکر و انثى..." (5)

را بیان مى‏کند، و آن این است که مرد و زن هر دو از یک نوع هستند، و هیچ فرقى در اصل خلقت و بنیاد وجود ندارند.

آنگاه همین معنا را هم توضیح مى‏دهد به اینکه عمل هیچ یک از این دو صنف نزد خدا ضایع و باطل نمى‏شود، و عمل کسى به دیگرى عاید نمى‏گردد، مگر اینکه خود شخص عمل خود را باطل کند.و به بانگ بلند اعلام مى‏دارد: "کل نفس بما کسبت رهینة" (6) ، نه مثل مردم قبل از اسلام که مى‏گفتند: "گناه زنان به عهده خود آنان و عمل نیک‏شان و منافع وجودشان مال مردان است!"و ما انشاء الله به زودى توضیح بیشترى در این باره خواهیم داد.

پس وقتى به حکم این آیات، عمل هر یک از دو جنس مرد و زن(چه خوبش و چه بدش)به حساب خود او نوشته مى‏شود، و هیچ مزیتى جز با تقوا براى کسى نیست، و با در نظر داشتن اینکه یکى از مراحل تقوا، اخلاق فاضله(چون ایمان با درجات مختلفش و چون عمل نافع و عقل محکم و پخته و اخلاق خوب و صبر و حلم)است، پس یک زنى که درجه‏اى از درجات بالاى ایمان را دارد، و یا سرشار از علم است، و یا عقلى پخته و وزین دارد، و یا سهم بیشترى از فضائل اخلاقى را دارا مى‏باشد، چنین زنى در اسلام ذاتا گرامى‏تر و از حیث درجه بلندتر از مردى است که هم طراز او نیست، حال آن مرد هر که مى‏خواهد باشد، پس هیچ کرامت و مزیتى نیست، مگر تنها به تقوا و فضیلت.

و در معناى آیه قبلى بلکه روشن‏تر از آن آیه زیر است، که مى‏فرماید: "من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة، و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون" (7) .

و نیز آیه زیر است که مى‏فرماید:

"و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنة، یرزقون فیها بغیر حساب" (8) .

و نیز آیه زیر است که مى‏فرماید:

"و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنة، و لا یظلمون نقیرا" (9)

علاوه بر این آیات که صریحا تساوى بین زن و مرد را اعلام مى‏کند، آیات دیگرى هست که صریحا بى‏اعتنائى به امر زنان را نکوهش نموده، از آن جمله مى‏فرماید:

"و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو کظیم، یتوارى من القوم من سوء ما بشر به، ا یمسکه على هون ام یدسه فى التراب، الا ساء ما یحکمون" (10) .

و اینکه مى‏فرماید خود را از شرمسارى از مردم پنهان مى‏کند، براى این است که ولادت دختر را براى پدر ننگ مى‏دانستند، و منشا عمده این طرز تفکر این بود که مردان در چنین مواقعى تصور مى‏کردند که این دختر به زودى بزرگ خواهد شد، و ملعبه و بازیچه جوانان قرار خواهد گرفت، و این خود نوعى غلبه مرد بر زن است، آن هم در یک امر جنسى که به زبان آوردن آن مستهجن و زشت است، در نتیجه، ننگ زبان زد شدنش به ریش پدر و خاندان او مى‏چسبد.

همین طرز تفکر، عرب جاهلیت را واداشت تا دختران بى گناه خود را زنده زنده دفن کنند.سبب دیگر قضیه را که علت اولى این انحراف فکرى بود در گذشته خواندید، و خداى تعالى در نکوهش از این عمل نکوهیده، تاکید کرده و فرمود:

"و اذا الموؤدة سئلت، باى ذنب قتلت". (11)

از بقایاى اینگونه خرافات بعد از ظهور اسلام نیز در بین مسلمانان ماند، و نسل به نسل از یکدیگر ارث بردند، و تاکنون نتوانسته‏اند لکه ننگ این خرافات را از صفحه دل بشویند، به شهادت اینکه مى‏بینیم اگر زن و مردى با یکدیگر زنا کنند، ننگ زنا در دامن زن تا ابد مى‏ماند، هر چند که توبه هم کرده باشد، ولى دامن مرد ننگین نمى‏شود، هر چند که توبه هم نکرده باشد، با این که اسلام این عمل نکوهیده را هم براى زن ننگ مى‏داند، و هم براى مرد، هم او را مستحق حد و عقوبت مى‏داند و هم این را، هم به او صد تازیانه مى‏زند و هم به این.


1. هان اى مردم، ما یک یک شما را از نر و ماده آفریدیم، و شما را شعبه و قبیله‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، و بدانید که گرامى‏ترین شما نزد خدا باتقواترین شما است."سوره حجرات، آیه 13"

2. مادران تنها و تنها صدف و ظرف پیدایش انسانها هستند.

3. فرزندان پسران ما، فرزندان خودمان هستند و اما فرزندان دختران ما، فرزند مردمى بیگانه‏اند.

4. من عمل هیچ عامل را ضایع و بى نتیجه نمى‏کنم چه مرد و چه زن، بعضى از شما از بعضى دیگر هستید."سوره آل عمران، آیه 195"

5. سوره حجرات، آیه 13

6. هر کسى در گرو عمل خویش است."سوره مدثر آیه 38"

7. هر آن کس که عمل صالح بجا آورد، چه مرد باشد و چه زن، به شرطى که عملش توام با ایمان گردد، بر او زندگى طیب و پاکى داده و اجرشان بر طبق بهترین عملى که مى‏کردند مى‏دهیم."سوره نحل، آیه 97"

8. و هر کس عملى صالح کند، چه مرد باشد و چه زن، به شرط اینکه ایمان داشته باشد، چنین کسانى داخل بهشت مى‏شوند و بدون حساب روزى خواهند داشت."سوره مؤمن، آیه 40"

9. و کسى که عملى را از اعمال صالحه انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، البته به شرط آنکه داراى ایمان باشد، چنین کسانى داخل بهشت مى‏شوند و به اندازه خردلى ستم نمى‏شوند."سوره نساء، آیه 124"

10. و هر گاه یکى از آنان اطلاع حاصل مى‏کند که خداوند دخترى به او داده، صورتش شروع به سیاه شدن مى‏کند و این در حالى است که مالامال از خشم است و خود را از شرمسارى، از مردم پنهان نموده، فکر مى‏کند، آیا پیه و روغن این ذلت را بر خود بمالد و دخترش را نگهدارد و یا براى رهائى از این ننگ، او را زنده زنده در خاک کند، آگاه باشید که در این طرز تفکر سخت‏خطا کرده‏اند."سوره نحل، آیه 59"

11. روزى که از دختر زنده به گور شده مى‏پرسند به چه گناهى کشته شد."سوره تکویر، آیه 9"

ترجمه تفسیر المیزان جلد 2 صفحه 406



تاريخ : سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()