الف- از نظر رهبری وبرنامه ی استراتژیک:

● فلسفه اداره مدرسه غیرقابل تغییر است؛ حتی در شرایطی که مدیر مدرسه و مدیران ارشد تغییر کنند.


● متولیان بر عملیات بلندمدت( و نه روزانه) تمرکز دارند.


● همه افراد، هر روز با چشم‌انداز مدرسه سازگار شده، با آن زندگی می‌کنند.

 

 

از نظر یادگیری:

● بهبود مستمر از پایین به بالا، بخشی از فرهنگ مدرسه است.

● برنامه‌های یادگیری توسط همگان اجرا می‌شود.
● سازگاری با فرهنگ مدرسه، یکی از پیش نیازهای هر نیروی جدیدی است که به مدرسه وارد می‌شود.

ازنظر نوآوری:

●بر نوآوری و خلاقیت کارکنان مدرسه، از سوی مدیر تمرکز می‌شود.


● همواره جریان خروشانی از نوآوری‌ها و فرایندهای جدید برای بهبود مسیر یاددهی- یادگیری، در مدرسه به چشم می‌خورد.

از نظر افراد:

● ارتباطات مدیر مدرسه با کارکنان و مدیران ارشد، دوطرفه و متعادل است.
● مدرسه، از همه توانمندی‌های همه کارکنان، دانش ‌آموزان و اولیای خود، به طور کامل استفاده می‌کند.

● افراد، به طور خودانگیخته کار می‌کنند و جابجایی کارکنان، مگر در موارد اضطرار، صورت نمی‌پذیرد

از نظر مشتریان:

● تعامل با مشتریان به بالاترین حد خود می‌رسد تا هدف‌های مدرسه تأمین می‌شود.


● مدیر مدرسه به دنبال آن است که مشتریان، با خودانگیختگی کامل، به سوی مدرسه وی روی‌ بیاورند.


● به طور مستمر، نیازهای مشتریان توسط مدرسه پیش‌بینی می‌شوند و برنامه‌هایی برای آنها به اجرا در می‌آید

 

 

از نظر امور عملکردی:

●در مدرسه علاوه بر توجه به کمیت و کیفیت و ایجاد شناخت در فراگیران، راه‌های رسیدن به شناخت هم مورد عنایت قرار می‌گیرد (معرفت و شناخت نسبت به خود و جهان هستی).


● تمامی معیارهای عملکردی مدرسه، به طور مستقیم رقابتی و در مقایسه با وضع حال و آینده مدرسه‌های جهان است.

 

 

 



تاريخ : شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()