الف-از نظر رهبری وبرنامه ی استراتژیک:

● تصمیم‌گیری‌ها تفویض شده‌ است.
● مدیر مدرسه در طراحی چشم‌اندازها دخالت دارد.
● مدیر مدرسه و مدیران ارشد وی، به منزله تیم رهبری مدرسه‌ها کار می‌کنند.

ب-از نظر یادگیری:

● نظارت مستمر وجود دارد.
● درک ‌واضحی نسبت به این موضوع وجود دارد که تمام تغییرات مثبتی که در مدرسه صورت می‌گیرند، بر محور یادگیری هستند.
● تأکید واضح بر یادگیری همگانی، به منزله روش‌کلیدی و مهارت دستیابی به موفقیت است.

ج-از نظر نوآوری:

● مدیر مدرسه و مدیران ارشد، وظیفه خود را برای حمایت از طرح‌ها و ایده‌های مبتنی بر نوآوری می‌شناسد و فرهنگ سئوال پرسیدن را تشویق می‌کند.
● روش‌های دریافت و اجرای ایده‌های جدید در مدرسه نهادینه شده‌اند.

د-از نظر افراد:

● کارکنان مدرسه، نسبت به نقش خود در فرآیندها آگاه هستند.
● بر اندازه‌گیری عملکردها تأکید چندانی نمی‌شود و این مسئله در مغایرت با فرهنگ سازمانی و فرآیندها است.
● از افتادن در ‌دام‌ اعداد و ارقام جلوگیری می‌شود.

ه-از نظر مشتریان:

●مشتریان، بی‌بروبرگرد در تصمیم‌گیری‌ها دخالت دارند.
● به طور مستمر و معمول، از مشتریان بازخورد گرفته می‌شود.
● از طرف مدرسه، به طور دائم، به مشتریان پیشنهادهایی ارائه می‌شود.

و-از نظر امور عملکردی:

● مدرسه به دنبال آن است که علاوه بر آن که کمیت و کیفیت را با هم پی‌گیری می‌کند، در ایجاد شناخت در فراگیران خود هم کوشش کند.



تاريخ : دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()