الف- از نظر  رهبری وبرنامه ی استراتژیک:

● تنها مدیر مدرسه و نیز مدیران بالاتر از او می‌خواهند نقش‌‌‌‌آفرین و الگو باشند.

● عمده بحث‌های استراتژیک در سطح مدیران صورت می‌پذیرد و معلمان نقشی در طراحی هدف‌ها و برنامه‌ها ندارند.

ب- از نظر یادگیری:

● معمولاً بر روی آموزش و یادگیری به عنوان یک امر مهم بحث می‌شود.

● تنها می‌توان تغییرات معدودی در یادگیری سازمانی پیدا کرد.

ج- از نظر نوآوری:

● به نوآوری، به عنوان یک امر ضروری برای ایجاد روش‌های کاری جدید نگاه می‌شود، ولی هنوز راه سامان یافته‌ای برای بروز نوآوری به چشم نمی‌خورد.

د- از نظرافراد:

● ارتباط بالا به پایین و رسمی در مدرسه حاکم است.


●رضایت‌مندی کارکنان، به انحای گوناگون مورد توجه مدیر است و سعی در اندازه‌گیری آن به چشم می‌خورد.

ه -از نظر مشتریان:

● بر حفظ وضع موجود تأکید می‌شود و سعی می‌شود در اولیا، معلمان و دانش ‌آموزان به عنوان مشتری نارضایتی ایجاد نشود و به صورت غیررسمی، نوعی وفاداری سنتی به این سه گروه مشتری به چشم می‌خورد.

و- ازنظر امور عملکردی:

● مدرسه، به دنبال آن است که وضعیت خود را با متوسط استاندارد منطقه‌ای که در آن واقع شده، مقایسه کند.

● سعی می‌شود در مصرف هزینه‌ها هم، استانداردها رعایت شود.


● علاوه برسیستم‌های قانونی، آیین‌نامه‌های داخلی گوناگونی هم وضع شده‌ است.



تاريخ : یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()