آنچه را بیش از توان اوست، نخواهیم

آمارها نشان می‌دهد بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل آن که تحت فشار خانواده و یا اولیای مدرسه قرار گرفته‌اند؛ به سرعت ترک تحصیل کرده و یا به لجبازی، آن‌طور که باید روند آموزش و پرورش‌شان را پی نگرفته‌اند.

روانشناسان معتقدند یکی از شاخص‌ترین علل موفقیت یا شکست دانش‌آموزان، شناخت توانایی‌ها و علایق آنها توسط والدین، آموزگار و اولیای مدرسه و مهمتر از همه خود او است؛ که پس از این شناخت، تنها پرورش استعدادها و توانایی‌های او می‌تواند دانش‌آموز را به سرمنزل مقصود برساند.

به تغییرات حساس باشیم

آموزگار نخستین شخصی است که از تغییرات، چه مثبت و چه منفی مطلع می‌شود. بنابراین می‌تواند به عنوان حس‌گری فعال و هوشیار وضعیت درسی - رفتاری دانش‌آموزش‌اش را شناخته و کاستی‌ها را برطرف و توانایی‌ها را تقویت کند.

به عقیده روانشناسان به هر میزان آموزگار ارتباط صمیمانه‌تری با دانش‌آموزان داشته باشد، به همان میزان شناسایی ضعف‌ها و قوت‌ها آسان‌تر و سریع‌تر بوده و امکان یافتن راه‌حلی برای رفع ضعف‌ها محتمل‌تر است.

تمرکز دقیق آموزگار برروی رفتار دانش‌آموزان حین تدریس نخستین گام برای شناسایی وضعیت دانش‌آموزان است. حرکت‌های نابه‌جا، حواس‌پرتی، خستگی و کلافگی، عصبانیت و بی‌تفاوتی، شیطنت و بی‌نظمی و... همگی رفتارهای غیرارادی است که در زمان تمرکز دانش‌آموز در حین تدریس آموزگار به خوبی نمایان می‌شود.

حساسیت به تغییرات به راحتی آموزگار را برای شناسایی و حل مسایل و مشکلات دانش‌آموز راهنمایی می‌کند.

با والدین ارتباط تنگاتنگ و صمیمی داشته باشیم

اگر چه جلسه‌های انجمن اولیا و مربیان جلسه‌هایی است که با هدف رفع معضلات آموزشی - پرورشی برگزار می‌شود، اما در اغلب موارد آن‌طور که باید کارا نیست. بنابراین لازم است تا آموزگار با برنامه‌ریزی، از والدین دانش‌آموزان دعوت کند تا با تمرکز و فرصت کافی درباره هر یک از دانش‌آموزان بحث و گفت وگو کند.

ارتباط دایمی و صمیمی والدین و آموزگار به صورت هفتگی یا ماهیانه می‌تواند بسیاری از مشکلات آموزشی- پرورشی دانش‌آموزان را برطرف کند.

نکته مهم آن است که والدین و آموزگار باید با دیدی مثبت در جلسه‌های خصوصی حضور یابند تا تبادل‌نظر و شناسایی نقاط قوت و ضعف به خوبی انجام شود.

مشکلات رفتاری دانش‌آموز را جدی بگیریم

بروز رفتارهای نابه‌جا، نشان از آشفتگی‌ها است. دقت در رفتار تک‌تک دانش‌آموزان اعم از رفتارهای ناهنجار، شیطنت‌های نابه‌جا، ترس در رفتار و حرکات، غیبت‌های بی‌دلیل و زیاد، عدم تمرکز در کلاس درس، بی‌قراری و ناآرامی که به اضطراب ختم شود؛ افت درسی، بی‌علاقگی به حضور در فعالیت‌های جمعی اعم از فعالیت‌های درسی و غیردرسی و... همه نشان دهنده آشفتگی ذهنی‌ دانش‌آموز است.

بروز این رفتارها گاه برای جلب توجه آموزگار، دانش‌آموز دیگر و یا حتی والدین است؛ اما در مواردی نیز شیوه‌ای برای منحرف کردن تمرکز آموزگار و اولیای مدرسه و والدین از ناکامی‌ها و ناتوانایی‌های آموزشی- رفتاری او است.

بنابراین لازم است تا آموزگار به دقت رفتارهای دانش‌آموزان را زیر نظر گرفته و به سرعت تغییرات را شناسایی کرده و در صدد رفع آنها برآید.

از الگوهای رفتاری و شیوه‌های تصحیح رفتارها آگاه باشیم

آگاهی و تسلط آموزگار به رفتارهای دانش‌آموزان و رده‌های سنی مختلف به ویژه رده سنی که عهده‌دار تعلیم و تربیت آن است نه تنها باعث می‌شود تا آموزگار عملکرد و رفتاری منطقی در مقابل دانش‌آموزان داشته باشد، بلکه باعث می‌شود تا به سرعت کج رفتارها را شناسایی کرده و الگوی صحیحی را برای تصحیح رفتارها برگزیند.

روانشناسان تسلط آموزگار بر روانشناسی و رفتارشناسی کودکان، نوجوانان و جوانان را ضروری دانسته و معتقدند هر قدر آموزگار به روانشناسی کودکان، نوجوانان آگاه‌تر باشد، به همان میزان در امر تعلیم و تربیت موفق‌تر خواهد بود. رعایت این نکته برای والدین و اولیای مدرسه نیز بسیار ضروری است.

با نگاهی اجمالی به بحث می‌توان به راحتی به نقش تأثیرگذار آموزگار و اولیای مدرسه در تعلیم و تربیت صحیح دانش‌آموزان پی برد؛ تأثیری که شاید بتوان اثر آن را مؤثرتر از عملکرد و رفتار والدین دانست.



تاريخ : چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()