عید غدیر خم بر جمیع مسلمین جهان به خصوص سادات معظم

مبارک باد

اعلان عمومى براى سفر حج

در سال دهم هجرت،به دستور الهى آخرین سفر پیامبر صلى الله علیه و آله به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه علیهم السلام آغاز شد.در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آنحضرت را همراهى کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت.

بلافاصله پس از پایان مراسم حج،اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامه‏اى مهم در غدیر خم که کمى قبل از محل جدا شدن کاروانها بود حضور یابند.

سه روز پس از پایان مراسم حج،سیل جمعیت به سوى غدیر حرکت کردند.

اجتماع عظیم در غدیر

با رسیدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله صادر شد و مرکبها از حرکت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر کس جائى براى توقف سه روزه آماده کرد.

به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله،سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار زیر چند درخت کهنسال را آماده کردند و روى درختان،پارچه‏اى به عنوان سایبان قرار دادند.در زیر سایبان،منبرى به بلندى قامت پیامبر صلى الله علیه و آله از سنگها و روانداز شتران ساختند به طورى که حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.

هنگام ظهر،پس از اداى نماز جماعت،پیامبر صلى الله علیه و آله بر فراز منبر ایستادند و امیر المؤمنین علیه السلام را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند .قبل از شروع خطابه،امیر المؤمنین علیه السلام بر فراز منبر یک پله پائین‏تر در طرف راست آنحضرت ایستاده بودند.

سخنرانى پیامبر صلى الله علیه و آله

پیامبر صلى الله علیه و آله نگاهى به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع کنند.سپس سخنرانى تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز کردند.با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانى که دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده مى‏شوند به استقبال سخنان حضرت مى‏رویم که آنرا مى‏توان در یازده بخش ترسیم نمود:

پیامبر صلى الله علیه و آله در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند،و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

در بخش دوم،حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب علیه السلام ابلاغ کنم،و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده‏ام و ترس از عذاب او دارم.

در سومین بخش،حضرت امامت دوازده امام علیهم السلام را تا آخرین روز دنیا اعلام نمودند تا همه طمعها یکباره قطع شود.از نکات مهم در سخنرانى حضرت،اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسانها در طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود،و نیابت تام ائمه علیهم السلام را از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام فرمودند .

براى آنکه هر گونه ابهامى از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد،در بخش چهارم خطبه،پیامبر صلى الله علیه و آله با دستهاى مبارک بازوان امیر المؤمنین علیه السلام را گرفتند و آنحضرت را از جا بلند کردند تا حدى که پاهاى آنحضرت محاذى زانوان پیامبر صلى الله علیه و آله قرار گرفت.در این حال فرمودند:«من کنت مولاه فهذا على مولاه،اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»،«هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده‏ام این على هم نسبت به او صاحب اختیارتر است.خدایا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد،و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد،و یارى کن هر کس او را یارى کند،و خوار کن هر کس او را خوار کند».سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه علیهم السلام اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.

در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند:«هر کس از ولایت ائمه علیهم السلام سرباز زند اعمال نیکش سقوط مى‏کند و در جهنم خواهد بود».بعد از آن شمه‏اى از فضائل امیر المؤمنین علیه السلام را متذکر شدند.

مرحله ششم از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله جنبه غضب الهى را نمودار کرد.حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند:«منظور از این آیات عده‏اى از اصحاب من هستند که مأمور به چشم‏پوشى از آنان هستم،ولى بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است،و چشم‏پوشى از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست».

سپس به امامان گمراهى که مردم را به جهنم مى‏کشانند اشاره کرده فرمودند:«من از همه آنان بیزارم».اشاره‏اى رمزى هم به«اصحاب صحیفه ملعونه»داشتند و تصریح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مى‏کنند و سپس غاصبین را لعنت کردند.

در بخش هفتم،حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام قرار دادند و فرمودند:«اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت علیهم السلام هستند».

سپس آیاتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت کردند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد علیهم السلام تفسیر فرمودند.آیاتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد علیهم السلام معنى کردند.

در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند و آینده‏اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند. در بخش نهم فرمودند:پس از اتمام خطابه شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با على بن ابى طالب علیه السلام دعوت مى‏کنم .پشتوانه این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده‏ام،و على هم با من بیعت نموده است .پس از این بیعتى که از شما مى‏گیرم از طرف خداوند و بیعت با حقتعالى است.

در دهمین بخش،حضرت درباره احکام الهى سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتى بود :از جمله اینکه چون بیان همه حلالها و حرامها توسط من امکان ندارد با بیعتى که از شما درباره ائمه علیهم السلام مى‏گیرم بنوعى حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کرده‏ام.دیگر اینکه بالاترین امر به معروف و نهى از منکر،تبلیغ پیام غدیر درباره امامان علیهم السلام و امر به اطاعت از ایشان و نهى از مخالفتشان است.

در آخرین مرحله خطابه،بیعت لسانى انجام شد.حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه و شرائط غیر عادى زمان و مکان و عدم امکان بیعت با دست براى همه مردم،فرمودند:«خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست،از زبانهاى شما اقرار بگیرم».

سپس مطلبى را که مى‏بایست همه مردم به آن اقرار مى‏کردند تعیین کردند که خلاصه آن اطاعت از دوازده امام علیهم السلام و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسلهاى آینده و غائبان از غدیر بود.در ضمن بیعت با دست هم حساب مى‏شد زیرا حضرت فرمودند :«بگوئید با جان و زبان و دستمان بیعت مى‏کنیم».

بیعت عمومى

پس از اتمام خطابه پیامبر صلى الله علیه و آله،دو خیمه بر پا شد که در یکى خود آن حضرت و در دیگرى امیر المؤمنین علیه السلام،جلوس فرمودند.مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت مى‏شدند و پس از بیعت و تبریک،در خیمه امیر المؤمنین علیه السلام حضور مى‏یافتند و با آن حضرت بیعت مى‏کردند و تبریک مى‏گفتند.

زنان نیز،با قرار دادن ظرف آبى که پرده‏اى در وسط آن بود بیعت نمودند.به این صورت که امیر المؤمنین علیه السلام دست مبارک را در یک سوى پرده داخل آب قرار مى‏دادند و در سوى دیگر زنان دست خود را در آب قرار مى‏دادند.

وقایع سه روز در غدیر

در طول سه روز توقف در غدیر،پس از ایراد خطابه چند جریان به عنوان تأکید و به نشانه اهمیت غدیر به وقوع پیوست که شرح آن چنین است:

پیامبر صلى الله علیه و آله در این مراسم،عمامه خود راـکه«سحاب»نام داشتـبه عنوان افتخار بر سر امیر المؤمنین علیه السلام قرار دادند.

حسان بن ثابت از پیامبر صلى الله علیه و آله در خواست کرد تا در مورد غدیر شعرى بگوید،و با اجازه حضرت اولین شعر غدیر را سرود.

جبرئیل علیه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود:«پیامبر براى على بن ابى طالب عهد و پیمانى گرفت که جز کافر به خدا و رسولش آنرا بر هم نمى‏زند».

مردى از منافقین گفت:«خدایا اگر آنچه محمد مى‏گوید از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکى بر ما بفرست».در همین لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاک کرد،و این معجزه غدیر تأیید الهى را بر همگان روشن کرد.

پس از سه روز مراسم پر شور غدیر پایان یافت،و آن روزها به عنوان«ایام الولایة»در صفحات تاریخ نقش بست.مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشینان آن حضرت تا روز قیامت،راهى شهر و دیار خود شدند.خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و خداوند بدینگونه حجتش را بر همه مردم تمام کرد.

متن کامل خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم

بسم الله الرحمن الرحیم

1ـ حمد و ثناى الهى

حمد و سپاس خدایى را که در یگانگى خود بلند مرتبه،و در تنهایى وفرد بودن خود نزدیک است .در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است.علم او به همه چیز احاطه دارد در حالى که در جاى خود است،و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد.همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود.

صاحب عظمتى که از بین رفتنى نیست.ابتدا کننده او و باز گرداننده اوست و هر کارى بسوى او باز مى‏گردد.

بوجود آورنده بالا برده شده‏ها(کنایه از آسمانها و افلاک)و پهن کننده گسترده‏ها(کنایه از زمین)یگانه حکمران زمینها و آسمانها،پاک و منزه و تسبیح شده،پروردگار ملائکه و روح،تفضل کننده بر همه آنچه خلق کرده و لطف کننده بر هر آنچه بوجود آورده است.هر چشمى‏زیر نظر اوست ولى چشمها او را نمى‏بینند.

کرم کننده و بردبار و تحمل کننده است.رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.در انتقام گرفتن خود عجله نمى‏کند،و به آنچه از عذابش که مستحق آنند مبادرت نمى‏ورزد.

باطنها و سریره‏ها را مى‏فهد و ضمایر را مى‏داند و پنهانها بر او مخفى نمى‏ماند و مخفى‏ها بر او مشتبه نمى‏شود.او راست احاطه بر هر چیزى و غلبه بر همه چیز و قوت در هر چیزى و قدرت بر هر چیزى،و مانند او شیئى نیست.اوست بوجود آورنده شیئ(چیز)هنگامى‏که چیزى نبود .دائم و زنده است و به قسط و عدل قائم است.نیست خدایى جز او که با عزت و حکیم است.

بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولى او چشمها را درک مى‏کند و او لطف کننده و آگاه است.هیچکس نمى‏تواند به دیدن به صفت او راه یابد،و هیچکس به چگونگى او از سر و آشکار دست نمى‏یابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمایى کرده است.

گواهى مى‏دهم براى او که اوست خدایى که قدس و پاکى و منزه بودن او روزگار را پر کرده است.او که نورش ابدیت را فرا گرفته است.او که دستورش را بدون مشورت مشورت کننده‏اى اجرا مى‏کند و در تقدیرش شریک ندارد و در تدبیرش کمک نمى‏شود.

آنچه ایجاد کرده بدون نمونه و مثالى تصویر نموده و آنچه خلق کرده بدون کمک از کسى و بدون زحمت و بدون احتیاج به فکر و حیله خلق کرده است.آنها را ایجاد کرد پس بوجود آمدند و خلق کرد پس ظاهر شدند.پس اوست خدایى که جز او خدایى نیست،صنعت او محکم و کار او زیبا است،عادلى که ظلم نمى‏کند و کرم کننده‏اى که کارها بسوى او باز مى‏گردد.

شهادت مى‏دهم که اوست خدایى که همه چیز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چیز در مقابل عزت او ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در برابر هیبت او خاضع شده‏اند.

پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاک و مسخر کننده آفتاب و ماه،که همه با زمان تعیین شده در حرکت هستند.شب را بر روى روز و روز را بر روى شب مى‏گرداند که بسرعت در پى آن مى‏رود .در هم شکننده هر زورگوى با عناد،و هلاک کننده هر شیطان سرپیچ و متمرد.

براى او ضدى و همراه او معارضى نبوده است.یکتا و بى نیاز است.زائیده نشده و نمى‏زاید و براى او هیچ همتایى نیست.خداى یگانه و پروردگار با عظمت.مى‏خواهد پس به انجام مى‏رساند،و اراده مى‏کند پس مقدر مى‏نماید،و مى‏داند پس به شماره مى‏آورد.مى‏میراند و زنده مى‏کند،فقیر مى‏کند و غنى مى‏نماید،مى‏خنداند و مى‏گریاند،نزدیک مى‏کند و دور مى‏نماید،منع مى‏کند و عطا مى‏نماید.پادشاهى از آن او و حمد و سپاس براى اوست.خیر بدست اوست و او بر هر چیزى قادر است.

شب را در روز و روز را در شب فرو مى‏برد.نیست خدایى جز او که با عزت و آمرزنده است.اجابت کننده دعا،بسیار عطا کننده،شمارنده نفسها و پروردگار جن و بشر،که هیچ امرى بر او مشکل نمى‏شود،و فریاد دادخواهان او را منضجر نمى‏کند،و اصرار اصرار کنندگانش او را خسته نمى‏کند .نگهدارنده صالحین و موفق کننده رستگاران و صاحب اختیار مؤمنین و پروردگار عالمین.خدایى که از هر آنچه خلق کرده مستحق است که او را در هر حالى که شکر و سپاس گویند.

او را سپاس بسیار مى‏گویم و دائما شکر مى‏نمایم،چه در آسایش و چه در گرفتارى،چه در حال شدت و چه در حال آرامش.و به او و ملائکه‏اش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان مى‏آورم.دستورات او را گوش مى‏دهم و اطاعت مى‏نمایم وبه آنچه او را راضى مى‏کند مبادرت مى‏ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم مى‏شوم بعنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او،چرا که اوست خدایى که نمى‏توان از مکر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم(یعنى ظلم نمى‏کند) .

2ـ فرمان الهى براى مطلبى مهم

اقرار مى‏کنم براى خداوند بر نفس خود بعنوان بندگى او،و شهادت مى‏دهم براى او به پروردگارى،و آنچه به من وحى نموده ادا مى‏نمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابى از او بر من فرود اید که هیچکس نتواند آنرا دفع کند هر چند که حیله عظیمى بکار بندد و دوستى او خالص باشدـنیست خدایى جز اوـزیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق على برمن نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‏ام،و براى من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.

خداوند به من چنین وحى کرده است:«بسم الله الرحمن الرحیم،یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربکـفی علی یعنى فی الخلافة لعلی بن ابى طالبـو إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»،«اى پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده درباره على،یعنى خلافت علی بن ابى طالبـو اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده‏اى،و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند».

اى مردم،من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهى نکرده‏ام،و من سبب نزول این آیه را براى شما بیان مى‏کنم:

جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارمـکه او سلام استـ مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپا خیزم و برهر سفید و سیاهى اعلام کنم که«على بن ابى طالب برادر من و وصى من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است.نسبت او بمن همانند نسبت هارون به موسى است جز اینکه پیامبرى بعد از من نیست.و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»،و خداوند در این مورد آیه‏اى از کتابش بر من نازل کرده است:«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»،«صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانى که ایمان آورده و نماز را بپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند»،و على بن ابى طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مى‏کند.اى مردم،من از جبرئیل درخواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد،زیرا از کمى‏متقین و زیادى منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله‏هاى مسخره کنندگان اسلام اطلاع دارم،کسانى که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده استکه با زبانشان مى‏گویند آنچه در قلبهایشان نیست و این کار را سهل مى‏شمارند در حالیکه نزد خداوند عظیم است.و همچنین بخاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده‏اند تا آنجا که مرا«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفى)نامیدند،و گمان کردند که من چنین هستم بخاطر ملازمت بسیار او(على)با من و توجه من به او وتمایل او و قبولش از من،تاآنکه خداوند عز و جل در این باره چنین نازل کرد:«و منهم الذین یؤذون النبى ویقولون هو أذن قل اذنـعلى الذین یزعمون أنه اذنـخیر لکم،یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین...»،«و از آنان کسانى هستند که پیامبر را اذیت مى‏کنند و مى‏گویند او«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفى)است،بگو:گوش استـبر ضد کسانى که گمان مى‏کنند او «اذن» استـو براى شما خیراست،به خدا ایمان مى‏آورد و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام مى‏نماید».

و اگر من بخواهم گویندگان این نسبت(اذن)را نام ببرم مى‏توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم مى‏نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفى کنم مى‏توانم، ولى بخدا قسم من در کار آنان با بزرگوارى رفتار کرده‏ام.

بعد از همه اینها،خداوند از من راضى نمى‏شود مگر آنچه در حق على بر من نازل کرده ابلاغ نمایم.

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ـ فى حق علیـو إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»،«اى پیامبر برسان آنچهـدر حق علىـاز پروردگارت بر تو نازل شده واگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده‏اى،و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند».

3ـ اعلان رسمى ولایت و امامت دوازده امام(ع)

اى مردم،این مطلب را درباره او بدانید وبفهمید،و بدانید که خداوند او رابراى شما صاحب اختیار و امامى‏قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین آنان به نیکى،و بر روستایى و شهرى،و بر عجمى و عربى،و بر آزاد و بنده،و بر بزرگ و کوچک،و بر سفید و سیاه.بر هر یکتا پرستى حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است.هر کس با او مخالفت کند ملعون است،و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهى است.خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است .

اى مردم،این آخرین بارى است که در چنین اجتماعى بپا مى‏ایستیم،پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید،چرا که خداوند عز و جل صاحب اختیار شما و معبود شما است،و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده،و بعد از من على صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است،و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزى که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.

حلالى نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان)حلال کرده باشند،و حرامى نیست مگر آنچه خداو و رسولش و آنان(امامان)بر شما حرام کرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده است،و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال وحرامش به من آموخته به او سپرده‏ام .

اى مردم،على را(بر دیگران)فضیلت دهید.هیچ علمى‏نیست مگر آنکه خداوند آنرا در من جمع کرده است و هر علمى‏را که آموخته‏ام در امام المتقین جمع نموده‏ام،و هیچ علمى‏نیست مگر آنکه آنرا به على آموخته‏ام.اوست«امام مبین»که خداوند در سوره یس ذکر کرده است:«و کل شیى‏ء احصیناه فی إمام مبین»،«و هر چزى را در امام مبین جمع کردیم».

اى مردم،از او(على)بسوى دیگرى گمراه نشوید،و از او روى بر مگردانید و از ولایت او سر باز نزنید.اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل مى‏کند،و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مى‏نماید،و در راه خدا سرزنش ملامت کننده‏اى او را مانع نمى‏شود.

او(على)اول کسى است که به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچکس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت.اوست که با جان خود در راه رسول خدا فداکارى کرد.اوست که با پیامبر خدا بود در حالى که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمى‏کرد.اولین مردم در نماز گزاردن،و اول کسى است که با پیامبر خدا بود در حالى که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمى‏کرد.اولین مردم در نماز گزاردن،و اول کسى است که با من خدا را عبادت کرد.از طرف خداوند به او امر کردم تا در خوابگاه من بخوابد،او هم در حالیکه جانش را فداى من کرده بود در جاى من خوابید.

اى مردم، او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است،و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.

اى مردم،او از طرف خداوند امام است،و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه‏اش را نمى‏پذیرد و او را نمى‏بخشد.حتمى‏است بر خداوند که با کسى که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابى شدید تا ابدیت وتا آخر روزگار معذب نماید.پس بپرهیزید از اینکه با او مخالفت کنید و گرفتار آتشى شوید که آتشگیره آن مردم وسنگها هستند و براى کافران آماده شده است.

اى مردم،بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده‏اند، و من بخدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل اسمانها و زمینها هستم.هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است.و هر کس در چیزى از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است،و هر کس در یکى از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است،و شک کننده درباره ما در آتش است.

اى مردم،خداوند این فضیلت را بر من ارزانى داشته که منتى از او بر من و احسانى از جانب او بسوى من است.خدایى جز او نیست.حمد و سپاس از من بر او تا ابدیت و تا آخر روزگار و در هر حال.

اى مردم،على را فضیلت دهید که او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامى که خداوند روزى را نازل مى‏کند و خلق باقى هستند.ملعون است ملعون است،مورد غضب است مورد غضب است کسى که این گفتار مرا رد کند و با آن موافق نباشد.بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را براى من آورده است و مى‏گوید:«هر کس با على دشمنى کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد».هر کس ببیند براى فردا چه پیش فرستاده است.از خدا بترسید که با على مخالفت کنید و در نتیجه قدمى بعد از ثابت بودن آن بلغزد،خداوند ازآنچه انجام مى‏دهید آگاه است.

اى مردم،او(على)«جنب الله»است که خداوند در کتاب عزیزش ذکر کرده و درباره کسى که با او مخالفت کند فرموده است:«ان تقول نفس یا حسرتا على ما فرطت فی جنب الله»،«اى حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و کوتاهى کردم».

اى مردم،قرآن را تدبر نمائید و آیات آن را بفهمید و در محکمات آن نظر کنید و بدنبال متشابه آن نروید.بخدا قسم، باطن آن را براى شما بیان نمى‏کند و تفسیرش را برایتان روشن نمى‏کند مگر این شخصى که من دست او را مى‏گیرم و او را بسوى خود بالا مى‏برم و بازوى او را مى‏گیرم و با دو دستم او را بلند مى‏کنم و به شما مى‏فهمانم که«هر کس من صاحب اختیار اویم این على صاحب اختیار او است».و او على بن ابى طالب برادر و جانشین من است،ولایت او از جانب خداوند عز و جل است که بر من نازل کرده است.

اى مردم،على و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است.هر یک از این دواز دیگرى خبر مى‏دهد و با آن موافق است.آنها از یکدیگر جدا نمى‏شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین‏هاى خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند.

بدانید که من ادا نمودم،بدانید که من ابلاغ کردم،بدانید که من شنوانیدم،بدانید که من روشن نمودم،بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز و جل مى‏گویم،بدانید که امیر المؤمنینى جز این برادرم نیست.بدانید که امیر المؤمنین بودن بعد از من براى احدى جز او حلال نیست.

4ـ معرفى و بلند کردن امیر المؤمنین(ع) بدست پیامبر(ص)

سپس پیامبر(ص)دستش را بر بازوى على(ع)زد و آنحضرت را بلند کرد. و این در حالى بود که امیر المؤمنین(ع) از زمانى که پیامبر(ص) بر فراز منبر آمده بود یک پله پائین‏تر از مکان حضرت ایستاده بود و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مایل بود که گویى هر دو در یک مکان ایستاده‏اند.

پس پیامبر(ص)با دستش او را بلند کرد و هر دو دست را به سوى آسمان باز نمود و على(ع)را از جا بلند نمود تا حدى که پاى آنحضرت موازى زانوى پیامبر(ص)رسید.سپس فرمود:

اى مردم،این على است برادر من و وصى من و جامع علم من، و جانشین من در امتم بر آنان که به من ایمان آورده‏اند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عز و جل و دعوت به آن، و عمل کننده به آنچه او را راضى مى‏کند، و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستى کننده بر اطاعت او و نهى کننده از معصیت او. اوست خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثان و قاسطان و مارقان به امر خداوند.

خداوند مى‏فرماید:«ما یبدل القول لدی»،«سخن در پیشگاه من تغییر نمى‏پذیرد»، پروردگارا، به امر تو مى‏گویم:«خداوندا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس على را دشمن بدارد.و یارى کن هر کس على را یارى کندو خوار کن هر کس على را خوار کند،و لعنت نما هر کس على را انکار کندو غضب نما بر هر کس که حق على را انکار نماید».

پروردگارا،تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن على در این روز این آیه را درباره او نازل کردى:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا» .«و من یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین».«امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضى شدم»،«و هر کس دینى غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود».پروردگارا، تو را شاهد مى‏گیرم که من ابلاغ نمودم.

5ـ تأکید بر توجه امت به مسئله امامت

اى مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانى که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عز و جل،چنین کسانى اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمى خواهند بود.عذاب از آنان تخفیف نمى‏یابد و به آنها مهلت داده نمى‏شود.

اى مردم،این على است که یارى کننده‏ترین شما نسبت بمن و سزاوارترین شما به من و نزدیک‏ترین شما به من و عزیزترین شما نزد من است.خداوند عز و جل و من از او راضى هستیم. هیچ آیه رضایتى در قرآن نازل نشده است مگر درباره او، و هیچگاه خداوند مؤمنین را مورد خطاب قرار نداده مگر آنکه ابتدا او مخاطب بوده است،و هیچ آیه مدحى در قرآن نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره«هل اتى على الإنسان...»شهادت به بهشت نداده مگر براى او و این سوره را درباره غیر او نازل نکرده و با این سوره جز او را مدح نکرده است.

اى مردم،او یارى دهنده دین خدا و دفاع کننده از رسول خدا است،و اوست با تقواى پاکیزه هدایت کننده هدایت شده.پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصى و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.

اى مردم،نسل هر پیامبرى از صلب خود او هستند ولى نسل من از صلب امیر المؤمنین على است .

اى مردم،شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون کرد.مبادا به على حسد کنید که اعمالتان نابود شود و قدمهایتان بلغزد.آدم بخاطر یک گناه بزمین فرستاده شد در حالیکه انتخاب شده خداوند عز و جل بود،پس شما چگونه خواهید بود در حالیکه شمائید و در بین شما دشمنان خدا هستند .

بدانید که با على دشمنى نمى‏کند مگر شقى و با على دوستى نمى‏کند مگر با تقوى، و به او ایمان نمى‏آورد مگر مؤمن مخلص. بخدا قسم درباره على نازل شده است سوره«و العصر»:«بسم الله الرحمان الرحیم، و العصر،ان الإنسان لفی خسر»،«قسم به عصر،انسان در زیان است» مگر على که ایمان آورد و به حق و صبر توصیه کرد.

اى مردم،من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم،و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزى نیست.اى مردم از خدا بترسید آنطور که باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید.

6ـ اشاره به کارشکنیهاى منافقین

اى مردم،«ایمان آورید به خدا و رسولش و به نورى که همراه او نازل شده است،قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهى را و آن صورتها را به پشت بر گردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم». بخدا قسم، از این آیه قصد نشده است مگر قومى‏از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان مى‏شناسم ولى مأمورم که از آنان پرده پوشى کنم.پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به على مى‏یابد.

اى مردم،نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در على بن ابى طالب و بعد در نسل او تا مهدى قائم که حق خداوند و هر حقى که براى ما باشد مى‏گیرد،چرا که خداوند عز و جل ما را بر کوتاهى کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالمیان حجت قرار داده است.

اى مردم،شما را مى‏ترسانم و انذار مى‏نمایم که من رسول خدا هستم و قبل از من پیامبران بوده‏اند،آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب گرد مى‏نمائید؟هر کس به عقب برگردد به خدا ضررى نمى‏رساند،و خدا بزودى شاکرین و صابرین را پاداش مى‏دهد.بدانید که على است توصیف شده به صبر و شکر و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین‏اند.

اى مردم،با اسلامتان بر من منت مگذارید،بلکه بر خدا منت نگذرارید، که اعمالتان را نابود مى‏نماید و بر شما غضب مى‏کند و شما را به شعله‏اى از آتش و مس (گداخته) مبتلا مى‏کند،پروردگار شما در کمین است.

اى مردم،بعد از من امامانى خواهند بود که به آتش دعوت مى‏کنند و روز قیامت کمک نمى‏شوند .اى مردم،خداوند و من از آنان بیزار هستیم.اى مردم،آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پائین‏ترین درجه آتش‏اند و چه بد است جاى متکبران. بدانید که آنان«اصحاب صحیفه»هستند،پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.

راوى مى‏گوید:وقتى پیامبر(ص)نام«اصحاب صحیفه»را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام را نفهمیدند و برایشان سؤال انگیز شد و فقط عده کمى‏مقصود حضرت را فهمیدند.

اى مردم،من امر خلافت را بعنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه مى‏سپارم،و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کسانى که حضور دارند یا ندارند،بدنیا آمده‏اند یا نیامده‏اند.پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

و بزودى امامت را بعد از من بعنوان پادشاهى و با ظلم و زور مى‏گیرند.خداوند غاصبین و تعدى کنندگان را لعنت کند.و در آن هنگام استـاى جن و انسـکه مى‏ریزد براى شما آنکه باید بریزد و مى‏فرستد بر شما شعله‏اى از آتش و مس(گداخته)و نمى‏توانید آنرا از خود دفع کنید .

اى مردم،خداوند عز و جل شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه خبیث را از پاکیزه جدا کند،و خداوند شما را بر غیب مطلع نمى‏کند.

اى مردم،هیچ سرزمین آبادى نیست مگر آنکه در اثر تکذیب(اهل آن آیات الهى را)خداوند قبل از روز قیامت آنها را هلاک خواهد کرد و آنرا تحت حکومت حضرت مهدى خواهد آورد،و خداوند و عده خودرا عملى مى‏نماید.

اى مردم،قبل از شما اکثر پیشینیان هلاک شدند،و خداوند آنها را هلاک نمود و اوست که آیندگان را هلاک خواهد کرد.خداى تعالى مى‏فرماید«ألم نهلک الأولین،ثم نتبعهم الاخرین،کذلک نفعل بالمجرمین،و یل یومئذ للمکذبین»،«آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم؟آیا در پى آنان دیگران را نفرستادیم؟ما با مجرمان چنین مى‏کنیم.واى برمکذبین در آن روز».

اى مردم،خداوند مرا امر و نهى نموده است،و من هم به امر الهى على را امر و نهى نموده‏ام،و علم امر و نهى نزد اوست.پس امر او را گوش دهید تا سلامت بمانید،و او را اطاعت کنید تا هدایت شوید و نهى او را قبول کنید تا در راه درست باشید،و به سوى مقصد ومراد او بروید و راههاى بیگانه،شما را از راه او منحرف نکند.

7ـ پیروان اهل بیت(ع)و دشمنان ایشان

اى مردم،من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به تبعیت آن امر نموده،و سپس على بعد از من،و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت‏اند،به حق هدایت مى‏کنند و بیارى حق به عدالت رفتار مى‏کنند.

سپس حضرت چنین خواندند:«بسم الله الرحمان الرحیم،الحمد لله رب العالمین...»تا آخر سوره حمد و سپس فرمودند:

این سوره درباره من نازل شده،و بخدا قسم درباره ایشان(امامان)نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است.ایشان دوستان خدایند که ترسى بر آنان نیست و محزون نمى‏شوند،بدانید که حزب خداوند غالب هستند.

بدانید که دشمنان ایشان سفهاء گمراه و برادران شیاطین‏اند که اباطیل را از روى غرور به یکدیگر مى‏رسانند.

بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانى‏اند که خداوند در کتابش آنان را یاد کرده و فرموده است:«لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آبائهم او ابنائهم او إخوانهم او عشیرتهم،اولئک کتب فی قلوبهم الایمان...»تا آخر آیه،«نمى‏یابى‏قومى‏را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند،و در عین حال با کسانى که با خدا و رسولش ضدیت دارند روى دوستى داشته باشند،اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا فامیلشان باشند.آنان‏اند که ایمان در قلوبشان نوشته شده است...»

بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانى‏اند که خداوند عز و جل آنان را توصیف کرده و فرموده است:«الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الأمن و هم مهتدون»«کسانى که ایمان آورده‏اند و ایمانشان را با ظلم نپوشانده‏اند،آنان‏اند که بر ایشان امان است و آنان هدایت یافتگان‏اند».

بدانید که دوستان ایشان کسانى‏اند که ایمان آورده‏اند و به شک نیفتاده‏اند.

بدانید که دوستان ایشان کسانى‏اند که با سلامتى و در حال امن وارد بهشت مى‏شوند و ملائکه با سلام به ملاقات آنان مى‏آیند و مى‏گویند:«سلام بر شما پاکیزه شدید،پس براى همیشه داخل بهشت شوید».

بدانید که دوستان ایشان کسانى هستند که بهشت براى آنان است و در آن بدون حساب روزى داده مى‏شوند.

بدانید که دشمنان ایشان (اهل بیت) کسانى‏اند که به شعله‏هاى آتش وارد مى‏شوند،بدانید که دشمنان ایشان کسانى‏اند که از جهنم در حالى که مى‏جوشد صداى وحشتناکى مى‏شوند و شعله کشیدن آنرا مى‏بینند.

بدانید که دشمنان ایشان کسانى‏اند که خداوند درباره آنان فرموده است«کلما دخلت امة لعنت اختها...»تا آخر آیه،«هر گروهى که داخل(جهنم)مى‏شود همتاى خود را لعنت مى‏کند...».

بدانید که دشمنان ایشان کسانى‏اند که خداوند عز و جل مى‏فرماید:

«کلما القى فیها فوج سألهم خزنتها الم یأتکم نذیر،قالوا بلى قد جاءنا نذیر فکذبنا و قلنا ما نزل الله من شیى‏ء،ان انتم الا فی ضلال کبیر... فسحقا لأصحاب السعیر»،«هر گاه گروهى(از ایشان)را در جهنم مى‏اندازند خزانه داران دوزخ از ایشان مى‏پرسند:آیا ترساننده‏اى براى شما نیامد؟مى‏گویند:بلى،براى ما نذیر و ترساننده آمد ولى ما او را تکذیب کردیم و گفتیم:خداوند هیچ چیز نازل نکرده است،و شما در گمراهى بزرگ هستید...پس دور باشند اصحاب آتش».

بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانى هستند که در پنهانى از پروردگارشان مى‏ترسند و براى آ نان مغفرت و اجر بزرگ است.

اى مردم،چقدر فاصله است بین شعله‏هاى آتش و بین اجر بزرگ!اى مردم،دشمن ما کسى است که خداوند او را مذمت و لعنت نموده،و دوست ما آن کسى است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.

اى مردم،بدانید که من نذیر و ترساننده‏ام و على هدایت کننده است.

اى مردم،من پیامبرم و على جانشین من است.

اى مردم،بدانید که من پیامبرم و على امام و وصى بعد از من است،و امامان بعد از او فرزندان او هستند.بدانید که من پدر آنانم و آنها از صلب او بوجود مى‏آیند.

8ـ حضرت مهدى عجل الله فرجه

بدانید که آخرین امامان،مهدى قائم از ماست.اوست غالب بر ادیان،اوست انتقام گیرنده از ظالمین،اوست فاتح قلعه‏ها و منهدم کننده آنها،اوست غالب بر هر قبیله‏اى از هل شرک و هدایت کننده آنان.

بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونى از اولیاء خدا.اوست یارى دهنده دین خدا.

بدانید که اوست استفاده کننده از دریایى عمیق.اوست که هر صاحب فضیلتى را بقدر فضلش و هر صاحب جهالتى را بقدر جهلش نشانه مى‏دهد.اوست انتخاب شده و اختیار شده خداوند.اوست وارث هر عملى و احاطه دارنده به هر فهمى.

بدانید که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالابرنده آیات الهى.اوست هدایت یافته محکم بنیان.اوست که کارها به او سپرده شده است.

اوست که پیشینیان به او بشارت داده‏اند،اوست که بعنوان حجت باقى مى‏ماند و بعد از او حجتى نیست.هیچ حقى نیست مگر همراه او،و هیچ نورى نیست مگر نزد او.

بدانید او کسى است که غالب بر او نیست و کسى بر ضد او کمک نمى‏شود.اوست ولى خدا در زمین و حکم کننده او بین خلقش و امین او بر نهان و آشکارش.

9ـ مطرح کردن بیعت

اى مردم،من برایتان روشن کردم و به شما فهمانیدم،و این على است که بعد از من به شما مى‏فهماند.

بدانید که من بعد از پایان خطابه‏ام شما را به دست دادن با من بعنوان بیعت با او و اقرار به او،و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مى‏خوانم.

بدانید که من با خدا بیعت کرده‏ام و على با من بیعت کرده است،و من از جانب خداوند براى او از شما بیعت مى‏گیرم(خداوند مى‏فرماید:)«ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله،ید الله فوق ایدیهم،فمن نکث فانما ینکث على نفسه،و من أوفى بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما»،«کسانى که با تو بیعت مى‏کنند در واقع با خدا بیعت مى‏کنند،دست خداوند بر روى دست آنان است.پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضرر خود اوست،و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمى‏عنایت خواهد کرد».

10ـ حلال و حرام،واجبات و محرمات

اى مردم،حج و عمره از شعائر الهى هستند،(خداوند مى‏فرماید:)«فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما»تا آخر آیه،«پس هر کس به خانه خدا بعنوان حج یا عمره بیاید براى او اشکالى نیست که بر صفا و مروه بسیار طواف کند».

اى مردم،به حج خدا بروید.هیچ خاندانى به خانه خدا وارد نمى‏شوند مگر آنکه مستغنى مى‏گردند و شاد مى‏شوند،وء هیچ خاندانى آنرا ترک نمى‏کنند مگر آنکه منقطع مى‏شوند و فقیر مى‏گردند .اى مردم،هیچ مؤمنى در موقف(عرفات،مشعر،منى)وقوف نمى‏کند مگر آنکه خداوند گناهان گذشته او را تا آن وقت مى‏آمرزد،و هر گاه که حجش پایان یافت اعمالش را از سر مى‏گیرد.

اى مردم،حاجیان کمک مى‏شوند و آنچه خرج مى‏کنند به آنان بر مى‏گردد،و خداوند جزاى محسنین را ضایع نمى‏نماید.

اى مردم،با دین کامل و با تفقه و فهم به حج خانه خدا بروید و از آن مشاهد مشرفه جز با توبه و دست کشیدن از گناه بر مگردید.

اى مردم،نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید همانطور که خداوند عز و جل به شما فرمان داده است و اگر زمان طویلى بر شما گذشت و کوتاهى نمودید یا فراموش کردید،على صاحب اختیار شما است و براى شما بیان مى‏کند،او که خداوند عز و جل بعد از من بعنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است.او از من است و من از اویم.

او و آنانکه از نسل من‏اند از آنچه سؤال کنید به شما خبر مى‏دهند و آنچه را نمى‏دانید براى شما بیان مى‏کنند.

بدانید که حلال و حرام بیش از آن است که من همه آنها را بشمارم و معرفى کنم و بتوانم در یک مجلس به همه حلالها دستور دهم و از همه حرامها نهى کنم.پس مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینکه قبول کنید آنچه از طرف خداوند عز و جل درباره امیر المؤمنین على و جانشینان بعد از او آورده‏ام که آنان از نسل من و اویند،(و آن موضوع)امامتى است که فقط در آنها بپا خواهد بود،و آخر ایشان مهدى است تا روزى که خداى مدبر قضا و قدر را، ملاقات کند.

اى مردم،هر حلالى که شما را بدان راهنمایى کردم و هر حرامى‏که شما را از آن نهى نمودم،هرگز از آنها برنگشته‏ام و تغییر نداده‏ام.این مطلب را بیاد داشته باشید و آنرا حفظ کنید و به یکدیگر سفارش کنید،و آنرا تبدیل نکنید و تغییر ندهید.

من سخن خود را تکرار مى‏کنم:نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و به کار نیک امر کنید و از منکرات نهى نمائید.

بدانید که بالاترین امر بمعروف آنست که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانى که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهى نمائید،چرا که این دستورى از جانب خداوند عز و جل و از نزد من است،و هیچ امر بمعروف و نهى از منکرى نمى‏شود مگر با امام معصوم.

اى مردم،قرآن به شما مى‏شناساند که امامان بعد از على فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم که آنان از نسل من و از نسل اویند.

آنجا که خداوند در کتابش مى‏فرماید:«و جعلها کلمة باقیة فی عقبه»،«آن(امامت)را بعنوان کلمه باقى در نسل او قرار داد»،و من نیز به شما گفتم:«اگر به آن دو(قرآن و اهل بیت)تمسک کنید هرگز گمراه نمى‏شوید».

اى مردم،تقوى را تقوى را.از قیامت بر حذر باشید همانگونه که خداى عز و جل فرموده:«إن زلزلة الساعة شیى‏ء عظیم»،«زلزله قیامت شیئ عظیمى‏است».

مرگ و معاد و حساب و ترازوهاى الهى و حسابرسى در پیشگاه رب العالمین و ثواب و عقاب را بیاد آورید.هر کس حسنه با خود بیاورد طبق آن ثواب داده مى‏شود،و هر کس گناه بیاورد در بهشت او را نصیبى نخواهد بود.

11ـ بیعت گرفتن رسمى

اى مردم،شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید،و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم در باره آنچه منعقد نمودم براى على امیر المؤمنین و امامانى که بعد از او مى‏آیند و از نسل من و اویند،چنانکه بشما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.

پس همگى چنین بگوئید:

«ما شنیدیم و اطاعت مى‏کنیم و راضى هستیم و سر تسلیم فرود مى‏آوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت بما رساندى درباره امر امامت اماممان على امیر المؤمنین و امامانى که از صلب او بدنیا مى‏آیند.بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت مى‏کنیم.بر این عقیده زنده‏ایم و با آن مى‏میریم و(روز قیامت)با آن محشور مى‏شویم.تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمى‏کنیم و شک نمى‏کنیم و انکار نمى‏نمائیم و تردید به دل راه نمى‏دهیم و از این قول بر نمى‏گردیم و پیمان را نمى‏شکنیم.

تو ما را به موعظه الهى نصیحت نمودى درباره على امیر المؤمنین و امامانى که گفتى بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند،یعنى حسن و حسین و آنانکه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.

پس براى آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد،از قلبهایمان و جانهایمان و زبانهایمان و ضمائرمان و دستهایمان.هر کس توانست با دست بیعت مى‏نماید و گر نه با زبانش اقرار مى‏کند.هرگز در پى تغییر این عهد نیستیم و خداوند(در این باره)از نفسهایمان دگرگونى نبیند.

ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان مى‏رسانیم،و خدا را بر آن شاهد مى‏گیریم.خداوند در شاهد بودن کفایت مى‏کند و تو نیز بر این اقرار ما شاهد هستى».

اى مردم،چه مى‏گوئید؟خداوند هر صدایى را و پنهانى‏هاى هر کسى را مى‏داند.پس هر کس هدایت یافت بنفع خودش است و هر کس گمراه شد به ضرر خودش گمراه شده است،و هر کس بیعت کند با خداوند بیعت مى‏کند،دست خداوند بر روى دست آنها(بیعت کنندگان)است.

اى مردم،با خدا بیعت کنید و با من بیعت نمائید و با على امیر المؤمنین و حسن و حسین و امامان از ایشان در دنیا و آخرت،بعنوان امامتى که در نسل ایشان باقى است بیعت کنید .خداوند غدر کنندگان(بیعت شکنان)را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار مى‏دهد.و هر کس بیعت را بشکند به ضرر خویش شکسته است،و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا کند خداوند به او اجر عظیمى‏عنایت مى‏فرماید.

اى مردم،آنچه به شما گفتم بگوئید(تکرار کنید)،و به على بعنوان«امیر المؤمنین»سلام کنید و بگوئید«شنیدیم و اطاعت کردیم،پروردگارا مغفرت تو را مى‏خواهیم و بازگشت بسوى توست» .و بگوئید:«حمد و سپاس خداى را که ما را به این هدایت کرد،و اگر خداوند هدایت نمى‏کرد ما هدایت نمى‏شدیم...».

اى مردم،فضائل على بن ابى طالب نزد خداوندـکه در قرآن آنرا نازل کردهـبیش از آن است که همه را در یک مجلس بشمارم،پس هر کس درباره آنها بشما خبر داد و معرفت آنرا داشت او را تصدیق کنید.

اى مردم،هر کس خدا و رسولش و على و امامانى را که ذکر کردم اطاعت کند به رستگارى بزرگ دست یافته است.

اى مردم،کسانى که براى بیعت با او و قبول ولایت او و سلام کردن بعنوان«امیر المؤمنین»با او،سبقت بگیرند آنان رستگارانند و در باغهاى نعمت خواهند بود.

اى مردم،سخنى بگوئید که بخاطر آن خداوند از شما راضى شود،و اگر شما و همه کسانى که در زمین هستند کافر شوند بخدا ضررى نمى‏رسانند.

خدایا،بخاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مؤمنین را بیامرز،و بر منکرین که کافرند غضب نما،و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.



تاريخ : پنجشنبه ٦ دی ۱۳۸٦ | ۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()