همگرایی بین فناوری، فرهنگ و محیط منجر به آفرینش موقعیت هایی می شود که فوریت صنعتی نو به نام صنعت ذهن افزار را با هدف توسعه ی خدمات و محصولاتی نو، برای افزایش امکان بالقوه ی یادگیری ذهن انسان ایجاب می کند.

از پژوهش های بین المللی مربوط به نو آوری و فناوری، چنین بر می آید که توسعه ی پایدار مبتنی بر دانایی محوری، به توانایی های یک یک ما انسان ها، سازمان ها و جامعه، در یادگیری سریع و اثر بخش و به کار بستن آن یادگیری ها متناسب با موقعیت موجود، بستگی دارد. همچنین، برای مواجهه با چالش های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در فرهنگ و اقتصاد جهانی نیازمند نو آوری های اساسی در یادگیری هستیم.

  طراحی و سازمان دهی یادگیری از طریق چرخه ی زندگی در مدارس، سازمان ها و اجتماعات، موضوعی در مقیاس تحول انتقالی است؛ همچنان که در دهه های گذشته نیز از این دست انتقالات در جامعه ی آموزشی داشته ایم. برای پشتیبانی از این انتقال، ما به بخش جدید صنعتیِ ذهن افزار، به منظور تولید محصولات و خدماتی که، به طور معنا داری، فهم ما را از فکر بشر و امکان بالقوه ی یادگیری فردی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسعه می دهد، نیاز داریم. ذهن افزار پنج حوزه ی فرهنگ، یادگیری، فناوری، ذهن و سازمان را در بر می گیرد. اقتصاد جهانی قرن 21 با دانش و یادگیری و نو آوری در سازمان های اجتماعی، فعالیت های اقتصادی و بخش های علمی و فرهنگی احاطه و رمز نگاری شده است.

با افزایش وابستگی های جدید اقتصادی و زیستی، به یک معماری جدید یادگیری نیاز داریم. به این ترتیب خواهیم توانست منافع بسیاری از شاهراه های اطلاعاتی جدید را که با ابزار های چند رسانه ای تعاملی و سرویس های رایانه های شخصی گسترده شده اند، به دست آوریم.



تاريخ : پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩ | ۸:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()