حتی اگر نخواهیم حرف های تکراری و کلیشه ای بزنیم، باز هم ناچاریم که بر ضرورت و اهمیت یادگیری تأکید کنیم. اما این جا، مخاطبان افراد فرضی نیستند. جامعه ی یادگیرنده، نیازمند انسان هایی است که تک به تک، جایگاه و نقش یادگیری در زندگی را درک کنند و مهم تر از آن، برای یادگیری و یادگیری های بیشتر، به اقدامات عملی روی آورند. یادگیری، ضرورتی کاملاً فردی و شخصی هم به حساب می آید؛ چرا که نیازی درونی، ذاتی و اصیل است. حتی اگر فرض شود که در دنیایی خالی از سکنه و بدون انسان های دیگر زندگی می کنیم، باز هم این ضرورت پا برجا خواهد بود. داستان معروف رابینسون کروزوئه که زندگی فردی تنها در جزیره ای غیرمسکونی را توصیف می کند، نمونه ای از پیوستگی مستمر یادگیری و زندگی است. شاید لازم نباشد همیشه درباره ی یادگیری، انسان یادگیرنده، خانواده ی یادگیرنده، مدرسه ی یادگیرنده، سازمان یادگیرنده و جامعه ی یادگیرنده، بحث کنیم یا بنویسیم؛ اما لازم است همیشه یادگیرنده باشیم. این بیشتر از همه به نفع خودمان است. هر چه از یادگیری فاصله بگیریم، از اصول زندگی و موهبت های آن دور شده ایم.

(افسانه باصری-- تبیان)



تاريخ : یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()