یکی از پدیده های کم و بیش رایج در جامعه ی ما، «فرار از یادگیری» یا «یادگیری گریزی» است. با وجود این همه توصیه و تأکید بر ضرورت و جایگاه یادگیری، گاهی شرایطی پیش می آید که خواسته یا ناخواسته دانسته یا ندانسته، از یادگیری فرار می کنیم. اگر دلایل متعددی برای چرایی یادگیری وجود دارد، فرار از یادگیری هم با دلایلی مرتبط است. با نگرش فرهنگی به یادگیری، باید در مورد پدیده ی مقابل هم، به تحلیل های فرهنگی پرداخت. چرا جامعه ی ما میل و رغبت کمتری به یادگیری دارد؟


چرا بین حرف و عمل در مورد یادگیری، این همه فاصله موجود است؟ چرا یادگیری گریزی در سطوح مختلف جامعه دیده می شود؟ یافتن پاسخ همه ی این سؤال ها، مستلزم تحلیل های چند عاملی مبتنی بر فرهنگ است. آن چه در بحث حاضر اهمیت دارد، شناخت و پذیرش موضوع است. همان گونه که در ابتدای مقاله آمد، گاهی آن قدر سرگرم بیان ضرورت و اهمیت یک موضوع هستیم که فراموش می کنیم همین موضوع به ظاهر بدیهی، چه مصداق ها و کارکردهای عینی در زندگی ما و دیگران دارد. مانند آن که درباره ی محاسن و ضرورت های راست گویی سخن بگوییم، بدون آن که در عمل بدان پای بند باشیم. یادگیری گریزی، پدیده ای است که تک تک افراد جامعه باید درباره ی آن بیندیشند و به آن حساس باشند. به طور حتم، اهمیت این موضوع در تربیت رسمی و غیر رسمی بسیار بیشتر است. ورود پدیده ی فرار از یادگیری به عرصه ی تربیت، هشدار و خطری جدی برای نظام اجتماعی ماست. مسائل عمده ی تربیت رسمی (آموزش و پرورش) ایران، مانند مشکلات انگیزشی، اُفت تحصیلی، ضعفِ روش های یادگیری و غیره، بر مبنای پدیده ی یادگیری گریزی قابل تبیین و تحلیل است.

 شکوفه باصری به نقل از رشدتکنولوژی آموزشی



تاريخ : چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٩ | ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()