1 - اجبار به همنوایى:

اگر فرزندان به اطلاعات و دنباله‏روى از روش‏هاى متداول و قواعد خشک و انعطاف‏ناپذیر مجبور و ملزم باشند، به طور چشمگیرى خلاقیت در آنان نقصان مى‏یابد. والدین مسلط و قدرت‏طلب، معلمان و مدیرانى که نظم و انضباط افراطى را بر بچه‏ها تحمیل مى‏کنند، به طور نادانسته و ناخواسته زمینه‏ساز زوال خلاقیت مى‏شوند.

2 - نکوهش:

ابراز عقیده و ابراز راه حل‏هاى غیر معمول و خارق‏العاده یکى از نشانه‏ها و مؤلفه‏هاى خلاقیت است. بنابراین نکوهش و تمسخر بچه‏هاى خلاق باعث خواهد شد که احساس ارزشمندى آنان کاهش یابد و حالت وسواسى به خود بگیرد. با نکوهش ابراز عقاید بچه‏ها، آنها را مجبور خواهیم کرد که از بیان افکارشان دست برداشته و رفتار جرات‏ورزانه‏شان را کاهش دهند.

 3 - انتظار پیروزى:

انتظار پیروزى همیشگى و مدام و توقع زیادى والدین، آفت پیشرفت و ترقى بچه‏ها خواهد بود. انتظار پیروزى از هر کوشش، اغلب باعث خواهد شد که بچه‏ها از شکست‏هایشان دلسرد شده و به دنبال راه حل‏هاى نو و بدیع نروند. از طرف دیگر، انتظار تشویق و پاداش زیاد نیز باعث افزایش توقع بچه‏ها در هر بار موفقیت خواهد شد. در بلندمدت این امر دید را از شناسایى واقعیت‏ها تحریف کرده و قدرت خلاق ذهن بچه‏ها را از بین مى‏برد.

 4 - عدم تحمل والدین:

خلاقیت به عبارتى نوعى بازى بیان عقاید و راه حل‏ها، همراه با تمایل به خیال‏پردازى، ادعا، جسارت‏ورزى و دستکارى در مفاهیم پذیرفته شده است. اغلب بچه‏هاى خلاق حالتى کودکانه دارند و کارهایشان توأم با ریخت و پاش است اما اینها تنها ظاهر قضیه است.



تاريخ : چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()