یادگیری همکارانه(گروه بندی دانش آموزان)

      انسان دوست  دارد درجمع شرکت کند  و مورد  پذیرش دیگران  قرار گیرد . کودکانی که مورد پذیرش  قرار نگیرند  با  استفاده ازمکانیسم های دفاعی متعددی  احساس نامطلوب  خود را  بروز می دهند . طرد شدن و مورد  قبول  دیگران قرار نگرفتن نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان رانیز ناراحت ونگران می سازد .


پژوهش  نشان  می دهد که  با  ترتیب  دادن همکاری محصلان به شکل دو نفری یادرگروه های کوچک به هنگام کارکردن روی فعالیت ها یا  تکالیف ، غالباً نتایج بسیارمثبتی به دست می آید . یادگیری  همکارانه ، مزایای عاطفی و اجتماعی ، مانند  علاقه ی فزونتربه  موضوع درس و ارزشگذاری  بیشتر بدان راترویج می کند ونگرش های مثبت و تعاملات اجتماعی در بین آنان راکه ازنظرجنسیت،نژاد،قومیت،سطوح موفقیت وسایرخصوصیات متفاوت هستند ، افزایش می دهد.یادگیری همکارانه ضمناً   با در گیرکردن محصلان دربحث وگفتگو  ظرفیتی برای تحصیل امتیازات شخصی و فرا شناختی به وجود می آوردکه مستلزم آن است تاپردازش اطلاعات مرتبط باتکالیف وراهبرد های حل مسئله راوضوح ببخشند.محصلان وقتی که دربعضی اشکال یادگیری همکارانه ،  به عنوان  جایگزین تکمیل انفرادی تکالیف محوله،درگیرمی شوند،به احتما ل قوی نتایج بهتری بروز می دهند .

         ویژگی رویکرد های سنتی  به  تدریس عبارتست ازدروسی برای کل کلاس که دنباله اش ،صرف وقت برای کاردرجا و نشستنی  است . در طول  این  مدت  ، دانش آموز به  تنهایی روی  تکالیف  تعیین  شده  کار می کند . رویکرد های یادگیری همکارانه  دروس کل کلاس را محفوظ نگه  می دارد ،  ولی  جای  یک بخش از وقت کارانفرادی نشستنی رابه فرصت هایی می دهد که محصلان  دو  به  دو  یا در گروه های کوچک ، در تمرین ها و فعالیت های کاربردی  به کار بپردازند . یادگیری همکارانه می توانددرفعا لیت هایی به کاررود  که  دامنه ی  آنها ازتمرین ومشق تایادگیری داده ها ومفاهیم ، و بحث و حل مسئله  وسعت دارد . شاید بالاترین ارزش یادگیری همکارانه این  باشد که  راهی است برای  متعهدکردن  محصلان به یاد- گیری سودمندوجدی که باوظایف و تکالیف اصیل در یک محیط اجتماعی همراه است .

   محصلان در حالت دو به دو یادرگروه های کوچک ، شانس بیشتری  برای  حرف زدن  دارند  تا در فعالیت هایی که به کل کلاس مربوط می شوند .ضمناً احتما ل بیشتری هست که محصلان  کمرو  و خجالتی خود را  در بیان آراء  و نظریات در این محیط های خود مانی تر ، راحت تر احساس  کنند . برخی از شکل های  یادگیری  همکارانه   ایجاب  می کنند که  شاگردان  یکدیگر را در دستیابی فردی به اهداف یادگیری یاری  دهند و برای مثال این مهم را بابحث در باره ی نحوه ی پاسخ گویی به تکالیف محوله ، وارسی تکا لیف  انجام  شده ، یا ارائه پس خور یا کمک مربی  به  انجام  رسانند  . سایر  اَشکا ل  یادگیری همکارانه  مستلزم  آنند که شاگردان بایکدیگر برای  محقق  کردن  یک  هدف گروهی ، با روی گذاشتن  توان ها و امکا نات  خود و سهیم  شدن  در کار همکاری کنند .

 الگو های یادگیری  همکارانه که  مستلزم کارکردن  شاگردان  با یکدیگر برای  تولید یک  محصول گروهی هستند غالباً این ویژگی را دارندکه نوعی تقسیم کاردربین افرادمشارکت کننده درگروه را عملی می کنند .

   روش های یادگیری همکارانه بنابربیشترین احتمال ، باعث تقویت نتایج  یادگیری  می شوند، البته  به  شرط آن که اهداف جمعی را بامسئولیت فردی درهم آمیزند.این بدان معنی است که هرعضوگروه به سهم خوددرقبال تحقق اهداف یادگیری ، جوابگو  و مسئول  باشد . محصلان می دانند که از هر عضو گروه ممکن است خواسته شود که به هر یک از پرسش های گروه پاسخ دهد ، یا ممکن است  از فرد فرد آنها درموردآنچه یاد می گیرند امتحان شود .فعالیت هایی که دراَشکال و شیوه های یادگیری همکارانه مورد استفاده قرارمی گیرندبایدباخوداین شیوه ها تناسب داشته باشند. بعضی فعالیت ها درطبیعی ترین شکل خود به وسیله ی  افراد  و به  تنهایی  انجام می شوند . فعالیت های دیگری  هستند که شاگردان دوبه دو روی آنها کار می کنندوبالاخره باز هم فعالیت های  دیگری  وجود دارند  که  به وسیله ی گروه های  کوچک سه تا شش نفری محصلان به انجام می رسند .در  زمان هایی که محصلان دارند دو به دو و یا درگروه های کوچک کارمی کنندوظیفه ی  معلم این است که بچرخدو بر پیشرفت  کارها نظارت کند ، اطمینان یابد گروه ها دارند کارخود را به شکل ثمربخشی انجام می دهند وهر  گونه کمک لازم را در اختیارشاگردان قراردهد .

 در گروه چون قدرت و زور و اجباری در کار نیست،راه عملی توسط افراد انتخاب می شود .یکی ازمحاسن گروه آن  است که اعضاء  گروه  می توانند  انتظارات ، امیدها ترس هایشان  را مبادله کنند و در ضمن تلاش و فعالیت  متوجه  می شوند که   دیگران هم  مانند او مشکلاتی دارند ، اگراعضای گروه به هم اعتماد کنند و همدیگر راقبول بنمایند یادگیری از طریق بحث وتجزیه وتحلیل انجام خواهد گرفت .

 پژوهشگران اظهار داشته اند که یادگیری یک فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یک قالب یا چهارچوب آموزشی است که در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.
هدف: هدف نهایی از کاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید:
همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تکرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد که یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون کارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم کار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود که دانش آموز در گروه های یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت بپردازند.
امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به کار می برند ولی مراحل اساسی اجرای الگو به صورت
مراحل اجرای الگو
1- ابتدا گروه ها شکل می گیرند. گروه های ناهمگن که دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث کارآمدشدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید که یکی از هدف های یادگیری از طریق همیاری این است که دانش آموزان یادبگیرند با هر کسی کار کنند.
(اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده کرد) پس از تشکیل گروه ها معلم به کمک دانش آموزان قوانینی را تدوین می کنند که بهتر است تعداد آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون)
کلاس باید در مورد این قوانین توافق کند. این قوانین را می توان در تابلوی کلاس نصب کرد.
نمونه های این قوانین عبارتند از:
- گروه های مختلف نمی توانند با همدیگر صحبت کنند.
- همه عضوی
 از گروهند و در کارها همه باید شرکت کنند و سهیم شوند.
- اول سؤالات خود را از
 اعضای گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال کنید.
2- در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی که از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس که نیاز به توضیح دارد صحبت می کند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی عکس مطرح نمود)
3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود که در یک زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی که در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و کار کنند. تنظیم و کنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در
 گروه های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از کار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
4- در این مرحله نتایج کار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش کار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یک زمان مشخص و کوتاه نتایج کار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است که هر گروه نتایج کار خود را روی یک برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار کلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
5- در آخرین مرحله که مرحله ی ارزشیابی است معلم کار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چک لیست هایی که در اختیار دارد استفاده کند و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان از گروه ها کمک گرفت و با کمک گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از کار خود (خودارزشیابی) بپردازند. 



تاريخ : یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩ | ٦:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()