شناسایی افکار
 

همواره هر هیجان و عاطفه ای که بر اثر وقایع زندگی در شما پدیدار می شود ، با فکری همراه است . این فکر را می توانید به شکل یک تصویر ذهنی درونی ، به شکل یک صدا ، یا یک جمله خطاب به خود ، در وجودتان بیابید . به طور مثال ، ممکن است با خود بگویید ` من از این مصاحبه می ترسم ` ، : او از دست من عصبانی است : یا : شرط می بندم که قطار این بار هم با تاخیر حرکت می کند `. فکر می تواند درباره چیزی باشد که هم اینک در حال وقوع است ، یا نوعی یادآوری از حادثه ای باشد که در گذشته روی داده است ، یا یک پیش بینی درباره آینده باشد . راهکار اصلی برای مثبت اندیشی تاکید بر جنبه های مثبت و کنار گذاشتن جنبه های منفی این افکار است . همین که افکارتان را تغییر بدهید ، به طور خودکار ، هیجان ها و عواطف شما هم تغییر می کنند و به این طریق اعمالتان سمت و سوی متفاوتی پیدا می کند .
شناخت باورها
 

باورها زیر بنای افکار هستند . باورها ، گمانه هایی ریشه دارند و در نتیجه تجربه های افراد ، شکل می گیرند . منظور از باورها ، لزوما و منحصرا اعتقادات مذهبی نیست . بلکه باورها ، کلیه نگرش های ما درباره زندگی را شامل می شوند . یعنی عقاید راسخی که جهان بینی ما را معنا می بخشند . افکار نسبی هستند ولی باورها کلملا درست ، غیر قابل انکار و مطلق به نظر می رسند . یک باور منفی می تواند خوشی های زندگی را از بین ببرد . اما به علت آن که باورها ، زیر بناو مبنای تفکر هستند ، اگر یک باور منفی را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهید و آن را بع باوری مثبت تبدیل کنید ، دید و نظر کلی تان نسبت به زندگی سرشار از اعتماد و اطمینان می شود .

به زبان آوردن باورها
 

برای شناسایی باورهایی که زیر بنای افکار شما هستند به بررسی این نکته بپردازید که کدام افکار منفی به طور مکرر به ذهنتان خطور می کنند . وقتی که تصویر واضحی از این افکار به دست آوردید ، از خود بپرسید :` این فکر ، چه معنایی برای من دارد ؟ ` پاسخ های خود را به این پرسش به این شکل بنویسید : معنای این فکر این است که ...........` همین طور به این کار ادامه بدهید تا زمانی که به یک عبارت قطعی مثل : من ضعیف النفس ام ، آدم ها بی ارزش هستند یا دنیا محل درد و رنج است ، برسید . این گونه عبارت های قطعی ، باورهای اصلی شما درباره خودتان و جهان هستند . شناسایی این باورها به شما کمک می کند تا با آنها به مبارزه برخیزید .
اندازه گیری مثبت گرایی
 

در زندگی ، چقدر فرد مثبتی هستید ؟ برای آگاهی از این موضوع ، در جمله های زیر ، پاسخی را که نشان دهنده تجربه و حالت شماست ، علامت بزنید . تا آنجا که می توانید با صداقت پاسخ دهید . اگر جوابتان هیچ وقت ، گاهی اوقات ، بیشتر وقت ها و همیشه است به ترتیب به خودتان نمره 1 تا 4 بدهید . بعد از پاسخ دهی ، نمره های حاصل را با هم جمع کنید و برای ما ارسال دارید تا میزان مثبت بودن شما را اعلام و مورد تفسیر قرار دهیم .
1- برای من ، مثبت بودن سخت است .
2- حس می کنم که زندگیم ، آن طور که من می خواستم نشده است .
3- وقتی حوادث و وقایع بدی اتفاق می افتند ، از پا می افتم .
4- فکرهایم، احساسات منفی در ذهنم ایجاد می کنند .
5- همیشه بدترین وضعیت را تصور می کنم .
6- متوجه شده ام که با خودم به شکل منفی صحبت می کنم .
7- احساس بی ارزشی می کنم .
8- دیگران ، انظارات مرا برآورده نمی سازند .
9- فکر می کنم که دنیا ، محل پر خطری است .
10- خاطرات دردناکی دارم .
11- پذیرفتن تعریف و تمجید دیگران ، برایم سخت است .
12- معتقدم که آدم چندان خوبی نیستم .
13- در احساسات بد غوطه ور هستم .
14- غالبا احساس می کنم که خیلی عصبانی هستم .
15- نمی توانم به آنچه که در زندگی می خواهم ، برسم .
16- درباره کارهای مختلف ، مضطرب و نگران می شوم .
17- دیگران می گویند که من آدم بدبینی هستم .
18- لذت بردن از خودم برایم سخت و مشکل است .
19- اعتماد به نفس ندارم .
20- هیچ انگیزه ای برای انجام دادن کارها ندارم .
21- زندگیم ، بی معنا و مقصود است .
22- با اطرافیانم راحت نیستم .
23- اغلب اوقات ، احساس ناخوشایندی دارم .
24- دیگران از من حمایت نمی کنند .
25- سبگ زندگیم طوری است که همواره تحت فشارم .
26- حس می کنم که زندگی ام تحت کنترل خودم نیست .
27- زندگی عاشقانه و عاطفی ام رضایت بخش نیست .
28- کارم ارضا کننده نیست .
29- فکر می کنم که چندان موفق نبوده ام .
30- یک روز بد ، واقعا می تواند باعث شود که من پریشان شوم و به هم بریزم .
31- در زندگی ، همواره از یک بحران به دامن بحران دیگر می افتم .
32- تا الان که به این سن رسیده ام ، خوشبخت و شادکام نبوده ام .


تاريخ : چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()