روانشناسی ادارک در این راستا به وجود آمد که تشخیص دهد که آدمی جهان را چگونه می‌بیند و درک می‌کند لذا به دنبال پی‌بردن به قوانین ادراکی آزمایش‌ها و پژوهش‌های بسیاری انجام شد و قوانین ادراکی تدوین شدند. به طور مثال سازمان دهی ادراکی، به مجموعه‌ای از قوانینی اشاره دارد که می‌خواهد بداند که آدمی چگونه مکان اشیاء را دریافته، آن‌ها را از هم تفکیک کرده و سپس به صورت گروه‌هایی سازمان می‌دهد


مانند قوانین زمینه و شکل، اصول مجاورت و شباهت و غیره که برای اطلاع یافتن از جزئیات آن‌ها می‌توانید به انجمن روانشناسی یا به کتاب زمینه‌ی روانشناسی هیلگارد مراجعه نمائید. به این معنا که دستگاه ادراکی آدمی تمایل دارد تا جهان بیرونی خود را سازمان دهد به طور مثال اگر رنگ یک برگ درخت در خیابان آلوده متمایل به قهوه‌ای یا سیاه می‌شود، این دستگاه ادراکی به دنبال ثبات می‌گردد و تمایل دارد که آن را هم چنان به رنگ سبز ببیند یا تصاویر ناقص را در ذهن تکمیل کند و غیره. این‌گونه قوانین و مباحث ادراکی برخی از افراد را دچار این خطا کرده است که ماهیت دستگاه ادراکی آدمی، ماهیتی بازدارنده و ثابت است و به نوعی تمایل به حفظ جهان موجود و ادراک آن به صورت غیر قابل تغییر و بی انعطافی را دارد. در بسیاری از نوشته‌ها، به موضوعاتی مانند عوامل انسدادی ادراکی بر می‌خوریم که به غلط بر این باور هستند که در روانشناسی ادراک، به خلاقیت توجه نشده‌است و قوانین ادراکی موانع اصلی خلاقیت و موجب خطاهای ادراکی در آدمی هستند. در صورتی که روانشناسی ادراک بر این نکات تاکید دارد که انسان به دنبال درک جهان خود است و هنگامی که آن را ناتمام و یا ناکافی می‌بیند، به طور ناخودآگاه تلاش می‌کند تا نقایص را در جهت کمال، یک پارچه کند. اگر فردی از نظر ما دورتر می‌شود و فاصله‌ی او باعث کوچکتر شدن او می‌گردد، دستگاه ادراکی متمایل است تا اندازه ای ادارکی را ثابت نگه دارد و به یک معنا شما درک درستی از وی خواهید داشت یا وقتی که به ریل قطار می‌نگرید تمایل بر آن است تا خطوط آن ریل را در دوردست هم چنان با فاصله از هم ببینیم نه این که دو ریل در انتها به هم چسبیده‌باشند به این معنا که گویی خطوط ریل هم چنان به همان صورت فعلی ، در دوردست نیز تفاوتی نمی‌کنند (برای نمونه‌ها و تصاویر به منابع مربوطه مراجعه نمایید.) ادراک آدمی به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده‌است که به طور فعال دست به انتخاب می‌زند و به طور مثال، در یک محیط شلوغ هر صدایی را نمی‌شنود و در حضور محرک‌های متعدد آن محرکی را که تمایل دارد و یا جستجو می‌کند را درک می‌کند مانند تشخیص صدای دوستی در بین صداهای گوناگون و ناآشنا. دستگاه ادراکی منفعل و بی‌تحرک و متاثر از شرایط محیطی صرف نیست بلکه برای درک روابط اجزاء، فعالانه در تلاش است تا قوانین محیط را دریابد و ارتباط معناداری بین آن‌ها بیابد به طور مثال در ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین شکل سازماندهی ادراکی که بحث شکل و زمینه مطرح می‌شود یعنی اگر محرکی دو یا چند بخش مجزا داشته باشد، معمولاً قسمتی از آن را شکل و بقیه‌ی آن را زمینه می‌بینیم که سازماندهی شکل – زمینه، گاهی مبهم است و این دو طرح به تناوب در ذهن هشیار جانشین یکدیگر می‌شوند و این امر نشان می‌دهد که سازمان‌دهی شکل و زمینه در ذهن ما وجود دارند نه در محرک به این معنا که ذهن از چنان انعطاف و چرخشی برای ادراک برخوردار است که می‌تواند خلاقانه، ترکیب‌های جدیدی از شکل و زمینه فراهم کند و در تمام موارد متعدد دیگر که گشتالتی ها مطرح می‌کنند و امکان پرداختن به هر یک از آن‌ها نیست چنین انعطاف ذهنی و ادراکی و خلاقانه‌ای یافت می‌شوند و این مسیر، مسیر گرایش ادراکات به سمت طرح‌های ادارکی تازه و نو دیدن است نه این که بازدارنده باشند. افراد خلاق البته طبقات ادراکی گسترده‌تری از محیط می‌گیرند و در مبحث شناختی، سانسور شناختی در آن‌ها نیز کمتر است. این افراد محیط و اجزاء آن را آن‌گونه که هست درک می‌کنند و به خاطر عوامل روانی و جز آن، بخش‌هایی از واقعیت را نادیده نمی گیرند. آن‌ها توجه گسترده به محیط دارند و طبعاً در عادات خود انعطاف‌پذیرتر هستند و لذا ادراک صفات مثبت در وجود آن‌ها می‌تواند موجب رشد خلاقانه‌ی افراد نیز بشود.



تاريخ : دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩ | ٧:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()