ادراک فرایند آگاه شدن از اشیاء ، ویژگی ها و روابط از طریق اندام های حسی و انتقال آن ها به مغز است. ادراک‌ها، افکار و احساسات هر فرد در هر لحظه هشیاری فرد را تشکیل می‌دهند. هر چند که اطلاعات محیط، اندک و خرد خرد به حواس آدمی می‌رسند اما ما آدمیان جهان را به صورت تکه‌های جدا از هم ادارک نمی‌کنیم بلکه با جهانی پر از اشیاء و آدمی روبرو هستیم. آدمیان فقط در شرایط غیر معمول یا در حین نقاشی و طراحی است که از وجود اجزاء و ویژگی‌های جدا از هم در محرک‌ها آگاه می‌شوند. به طور مثال بعد از دیدن یک درخت متوجه اجزاء آن مانند ساق و برگ و... می‌شوند امادر حالت طبیعی خود درخت را یک جا و یک پارچه مانند سایرامور درک می‌کنند.


از این رو، همواره این سوال مطرح بوده‌است که آدمی چگونه احساساتش را یکپارچه می‌کند و به صورت دریافت‌های ادارکی در می‌آورد و بعد از آن، این دریافت های ادارکی را برای شناخت جهان به کار می‌برد؟ در واقع سوالات بسیاری از محققان در این زمینه که دستگاه ادراکی آدمی چگونه کار می‌کند این موارد است که:
1- این شیء چیست؟ مثلاً یک سیب است یا یک میز یا...
2- این شیء در کجا قراردارد؟ به طور مثال در فاصله یک متری یا سمت چپ یا صدها قدم جلوتر و غیره.
این دو مساله در ادراک شنوایی نیز مطرح است مثلاً این که این صدای چیست؟ تلفن است یا زنگ درب است؟ از کدام سمت می آید ؟ و غیره. در سایر حواس نیز این مسایل مطرح است. از این جهت که چون یکی از حواس بسیار مهم آدمی، بینایی است روانشناسی ادراک به این بحث خیلی توجه کرده‌است که بازشناسی شیء یعنی تشخیص شیء چگونه صورت می‌گیرد؟ که این بازشناسی برای زندگی ضروری است زیرا ما غالباً برای پی‌بردن به برخی از ویژگی‌های اساسی شیء ابتدا باید بدانیم آن شیء چیست مثلاً بدانیم سیب است و از این رو در می‌یابیم که خوردنی است یا اگر گرگ است می‌فهمیم که باید از آن دوری کرد، لذا تعیین مکان اشیاء هم برای حیات ضروری است و این که آن چیز کجاست و در چه موقعیتی قرار دارد. علاوه بر این دو مورد یعنی بازشناسی، و مکان‌یابی، هدف دیگر دستگاه ادراکی آدمی، ثبات اداراکی است یعنی ثابت نگه‌داشتن شکل ظاهری اشیاء علی رغم تغییر دایمی تصویر آن‌ها بر روی شبکیه‌ی چشم است. مکان‌یابی، بازشناسی و ثبات ادراکی در همه‌ی حس‌ها در کار است برای مثال در بازشناسی :
1- می‌توان از شنوایی استفاده کرد مانند تشخیص یک موسیقی خاص
2- می‌توان از حس بویایی بهره برد مانند بازشناسی بوی مرغ سوخاری
3- می‌توان از حس لامسه استفاده کرد مثلاً برای بازشناسی یک سکه‌ی 50 ریالی در جیب شلوار
4- می‌توان از حس تنی بهره برد برای بازشناسی این که در اتاقی تاریک ایستاده‌ایم.



تاريخ : یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()