بخشی از وظایف یک مربی یا معلم به حیطه ی آموزشی و بخشی از آن به حیطه ی تربیتی و روانشناختی باز می گردد . مربی الگوی عینی و عملی دانش آموزان است .گرچه نمی توان انتظار داشت که مربیان همواره با نشاط و پر انرژی و پر انگیزه باشند اما با راه کارهایی می توانند به همان اهداف ویژه ی خود نایل گردند . 

 ابزار و امکانات موجود در مدارس و سایر عوامل ، متغیر های مهمی هستند که باید لحاظ شوند اما مربیان هوشمند و دلسوز می توانند در دو زمینه ی آموزشی و تربیت دانش آموزان ، با حد اقل امکانات ، بهره های فراوان تری ببرند به طو رمثال در عرصه روانشناختی ، با تکنیک هایی می توانند از مقبولیت خوبی نزد دانش آموزان برخوردار شوند و این مقبولیت جز اساسی ترین شاخص های موفقیت معلمان خواهد بود .

 


زمانی که گفته می شود که اگر معلمان باید به دانش آموزان خود احترام بگذارند ، این بدان معنا نیست که از عبارات احترام آمیز خاصی می باید استفاده کنند یا با سبک خاصی سخن بگویند بلکه گوش دادن به حرف های دانش آموز، با حوصله بودن در مواقعی که او نیاز دارد و فرضاً به واسطه ی نفهمیدن و درک نکردن درس به کارهای دیگری می پردازد یا تایید انسانی او به خاطر پیشرفتی که او در درون خود حس می کند و ممکن است از دید مربی ، این پیشرفت چندان قابل توجه نباشد و غیره ، همه و همه باعث می شوند که دانش آموز احساس احترام را تجربه کند و به این باور برسد که رفتار یا اعمال و پیشرفت او به هر نوعی که باشد مورد توجه مربی است و این به معنای احترام بی قید و شرط و انسانی است .

 گاهی یک تشویق کلامی یا تایید با تکان دادن سر ، ممکن است از هر نوع پاداشی برای دانش آموز جذاب تر باشد و او را برای کنجکاوی های بیشتر ترغیب کند . حتی عبارتی مانند این : موضوع جالبی است ، روی آن فکر می کنم آن چنان تاثیرات شگرفی بر او خواهد گذاشت که ممکن است برای ما قابل درک نباشد .

اهمیت دادن به آنچه که آن ها انجام داده اند مانند کارهای عملی یا مواردی از این دست ،به ویژه هنگامی که با دقت به آن ها نگریسته شود و در جهت ارتقا آن نظراتی ارائه شود ممکن است اثرات بسیار طولانی مدت بر روی علاقه دانش آموز گذاشته و در نتیجه شرایط بروز خلاقیت را فراهم نماید .

توجه به کارهای عملی در سنین پایین تر ، آثار ماندگاتری بر جا می گذارد .دانش آموزان نباید به هر دلیلی احساس طرد یا بی توجهی حتی اگر وموقتی باشد را از سوی مربی خود تجربه کنند .اگر آن ها مربی خود را صبور و آگاه بیابند و اگر مربی بر روی دانش پیرامون درس نیز همت گمارد و از کسب دیگر یا مطالب جذاب حاشیه ای استفاده کند ، شوق یادگیری د رآن ها را به وفور افزایش خواهد داد .

 آزادی بیان نیز از جمله موارد ضروری برای بروز خلاقیت است اگر مربی با روی باز و صبر و حوصله به آنچه که دانش آموزان می گویند گوش فرا دهد ، طبعاً می تواند نظرات آن ها را جهت داده ومسیر دست یابی به حل مساله را با همراهی آنان تسهیل نماید .

او می تواند با دادن تکالیفی که در حدود امکانات هر دانش آموز می باشد ، مسیر مذکور را باز و باز تر کند .

 توجه به امکانات واقعی بسیار مهم است چرا که اگر دانش آموزی فرضاً امکان دست یابی به کتابخانه یا اینترنت و یا سایر امکانات آموزشی را به هر دلیلی نداشته باشد ، تمام زحمات قبلی مربی ممکن است با یک اشتباه به هدر برود و دانش آموز در فضای رودربایستی یا محدودیت های واقعی اش ، گرفتار جبر و سختی شده و بدین طریق ، جلسات بعد برا ی او حکم کابوسی پیدا کند . تکالیف جمعی گاهی مخربند و لازم است برای هر دانش آموزی ، تکالیفی مناسب انتخاب شود حتی در مسایل درسی می توان از دانش آموز ضعیف تر درخواست کرد که فرضاً چند مساله را حل کرده و یا حتی برای ٢ مساله تلاش نماید. تا اگر می تواند راه دیگری بیابد و برای دیگری تکالیف دشوارتر یا آسان تری معین کرد به شرط آن که این کار با مهارت انجام شود که در بین اذهان آنان ، احساس تبعیض رخنه نکند.

تمام این موارد و موضوعاتی به مراتب بیش از آن چه که گفته شد ، از جمله مباحثی هستند که مربی هوشمند با آگاهی از اوضاع و جو کلاس و شناخت ویژگی شخصیتی دانش آموزان خود می تواند به کار ببرد و با حد اقل امکانات موجود ، به اهداف بزرگتری ورای آن چه که وظایف عرفی و یا قانونی تعیین کرده اند دست یابد .

در این صورت است که دانش آموز برای کلاس درس مربی تلاش خواهد کرد و کلاس درس را جزئی از زندگی خود به حساب خواهد آورد .احساس آزادی کردن د رکلاس درس به معنای احساس آرامش و امنیت و دل سپردگی به کلاس و درس و مربی است و در این صورت است که از آزادی های دیگر مانند بی نظمی ها و غیره سر باز می زند چرا که دیگر دلیلی برای آن نمی یابد .

اگر تصور مربی از کلاس درس ، سکوت باشد ، از همان ابتدا در بروز موارد فوق ، شکست خورده خواهد بود .روش های سنتی به ویژه آن چه در کشور ما رایج است ، به واقع از عمده ترین موانع بروز خلاقیت هستند که تغییر در این روش ها نه تنها الزامی بلکه اخلاقی و انسانی است .



تاريخ : جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()