هر وقت که خدا توفیق دهد؛در موضوعات گوناگون ؛شعر می سرایم.

قطعه ی ارائه ی شده ی ذیل از قطعاتی است که توفیق سراییدن آن را در اردیبهشت ماه٨٧داشته ام.

امشب این دل را هوایی دیگر است    سوز وآهی؛غم نوایی دیگر است

باز هم دم از محرم می زند

باز با ماتم هم آوایی کند

گوئیا بغض محرم کرده است          حسرت یک جرعه ماتم برده است

بغض بگشا ای دل شوریده حال

از غم ودرد درون خود بنال

دست یاری سوی چشمان کن دراز   با تمنا ؛خواهش وراز ونیاز

تا که اشک از دیدگان جاری شود

بهر سوز داغ تو ؛کاری شود

خوب دانم یاد مولا کرده ای   یاز بغض کربلا را کرده ای

از عتشهای حسین وآل او

سوز او ؛یا رب او؛با ما بگو

از عتش اندر خیامش همهمه   نعش عباس جوان در علقمه

اصغر خونین به روی دست اوست

آخرین تقدیمی او بهر دوست

از شهیدان دگر چون گویمش  قاسم رعنا جوان یا اکبرش

زینب   ام المصائب  را نگر

زین همه داغ ومصیبت ؛خون جگر

بس کن ای زاهد که رفت صبرم زدست    تاقیامت سوز این آلام هست



تاريخ : پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()