معلم آگاه، قبل از هر نوع آموزش، باید چارچوب کار خود را بر اساس یک سلسله اصول شناخته شده تربیتی بنا نهد و با رویکردی منطقی، با ثبات و جامع بداند که یادگیرنده ها چگونه یاد می گیرند و او چگونه می تواند به بهترین وجه یادگیری آنها را هدایت و تسهیل کند. به عبارت دیگر، باید اصول و نظریه های یادگیری را به خوبی بشناسد. معلم باید در شناخت این اصول و نظریه ها رویه ای پویا و همیشه در حال پیشرفت داشته باشد و پیوسته خود را در مرکز اطلاعات، ارتباط و یافته های علمی قرار دهد. از جانب دیگر، بخش دیگری از ساخت چارچوب، شناخت دقیق یادگیرنده هاست و این که آنها دارای چه ویژگیهایی هستند، چه قدر از پیش نیازهای لازم برای هر نوع یادگیری را دارا هستند و سطح انگیزش و رغبت آنها برای آموختن موضوعی خاص چیست؟ هر معلم بدون در دست داشتن اطلاعات یادشده، نمی تواند فنون خاصی را برای آموزش برگزیند. البته شناخت دقیق عوامل دیگری چون کلیت برنامه آموزشی، هدف های آموزش موضوع یا درسی خاص و متغیرهای مدیریتی نیز در ساخت چارچوب دخالت دارند.


این مقاله با فرض بر این که معلم از چنان آگاهی هایی برخوردار بوده و چنین چارچوبی را شکل داده است، به بحث فنون  آموزش می پردازد و ضمن بازنگری مفهومی، به تاریخچه آن اشاره می کند و انواع آن را بر می شمرد.

بسیاری افراد مفهوم فن را در آموزش، با مفاهیم وظیفه، فعالیت، روند، تمرین، رفتار، تکرار و حتی راهبرد معلمان همسنگ قلمداد می کنند. از این رو، ضروری می نماید که مفاهیم مزبور به روشنی تعریف شود تا بتوان فن را از هر یک از آنها متمایز و فصل مشترک آنها را مشخص کرد.

 

وظیفه

 

وظیفه معمولاً به شکل خاصی از فن یا مجموعه ای از فنون اطلاق می شود که دارای ارتباط بسیار نزدیک با برنامه های درسی هستند و از این رو باید حداقل دارای اهداف ارتباطی باشند .حلقه پیوند همه تعاریف وظیفه، تأکید همه آنها بر کاربرد زبان به مثابه عامل معتبر و معنی دار برقراری ارتباط ورای کلاس درس است.

 

فعالیت

 

فعالیت عبارتی بسیار متداول در متون مربوط به برنامه های درسی است و عملاً هر آن چه را که دانش آموزان در کلاس انجام می دهند، شامل می شود. زمانی که عبارت فعالیت کلاسی به مفهوم خاص آن را بکار می بریم، منظور ما مجموعه همسان و وحدت یافته ای از رفتارهای دانش آموزان است که در چاچوب معین زمانی، بر اساس دستورالعمل معلم و با هدفی خاص انجام می شود. فعالیت ها شامل رفتارهایی مانند بازی های کلاسی، تبادل اطلاعات در گروه های کوچک، تصحیح نوشته های سایر دانش آموزان و ایفای نقش های گوناگون است. از آن جا که هر نوع فعالیت معلم باید موجبات عملکرد فعال دانش آموزان را فراهم کند، مواردی مانند تکرار گفتن صبح به خیر یا چشم در چشم دانش آموزان دوختن یا نوشتن فهرستی از واژه ها یا مسائل بر روی تخته سیاه جزء فعالیت های معلم محسوب نمی شوند.

 

روند

 

واژه روند به رفتارها، تمرین ها و فنونی اطلاق می شود که هر لحظه در کلاس به نوعی ظهور می کند و مبتنی بر روش خاصی از تدریس است. از این منظر، روند ها اگرچه فنون را شامل می شوند، اما مولف این نوشته ترجیح می دهد که تعریف مستقلی از آنها به دست دهد.

 

فن

 

فن عبارتی فراگیر است که فعالیت های گوناگون معلم و دانش آموزان را در کلاس شامل می شود. به دیگر سخن، فنون شامل کلیه وظایف و فعالیت ها هستند. فنون تقریباً در همه موارد، اموری برنامه ریزی شده و از پیش سنجیده شده اند .فنون، حاصل انتخاب معلم و اجزا یا ارکان هر جلسه آموزش هستند. معلم می تواند هر درس را در بردارنده شماری از فنون بداند. فنونی که می توانند معلم مدار، دانش آموز مدار، یا تولید مدارو یا ادراک مدار باشند و یا حتی با یکدیگر ترکیب شوند تا بتوانند یک وظیفه را شکل دهند.

 

تاریخچه طبقه بندی فنون

 

نگاهی گذرا به کتاب های درسی و سایر کتاب های مربوط به فعالیت های معلم نشان می دهد که فنون بسیار زیادی وجود دارد که می توان از آنها برای آموزش مهارت های گوناگون بهره گرفت. برای مثال، در حیطه آموزش زبان فنون متعددی وجود دارد که در فهرست های گوناگون شامل 167 فن برای آموزش زبان خارجی به کودکان، 123 فن برای تمرین های ارتباطی و 78 فن برای آموزش تعامل زبانی گنجانده شده است.

 

این انبوه فنون را چگونه می توان طبقه بندی کرد؟ در طی سالیان دراز چندین طبقه از فنون به شرح زیر ارائه شده است.

از دستکاری تا ارتباط

فنون در طیفی بسیار وسیع قرار دارند که نقطه آغاز آن فنون از نوع دستکاری در حد کمال و در نقطه پایان آن فنون از نوع کاملاً ارتباطی قرار دارند. در سمت کاملاًدستکاری شده این طیف فنونی قرار دارند که کاملاً در مهار معلم است و مستلزم پاسخ پیش بینی شده از جانب دانش آموزان است. تکرار جمعی عبارت ها و جمله ها و جایگزینی واژه ای با واژه ای دیگر در جمله در زمان تکرار، نمونه هایی از تمرین شفاهی است که در این مقوله می گنجد. نمونه های دیگر آن املا یا خواندن مطالب با صدای بلند است. در سمت ارتباطی فنون، پاسخ های دانش آموزان کاملاً آزاد و از این رو، پیش بینی ناپذیر است. این فنون شامل داستان گویی، سیال سازی ذهن ( ذهن انگیزی گروهی )، ایفای نقش، بازی، و نظایر آن است.

در این بخش از طیف، معمولاً نقش مهار کننده معلمان کاهش می یابد و دانش آموزان آزادند تا به پرسش ها خلاقانه پاسخ دهند و با سایر دانش آموزان تعامل برقرار کنند. با وجود این، باید به خاطر داشت که همواره اندکی از اعمال مهار آشکار یا پنهان معلم ضرورت دارد.

 

مدت ها این تصور اشتباه در آموزش مهارت های زبان در زبان آموزی وجود داشت که برای افراد مبتدی باید از فنون دستکاری شده یا بی معنا و فارغ از قوه ابتکار استفاده کرد و فقط در مراحل پیشرفته تر فنون ارتباطی را به کار گرفت. بر عکس، در روش ارتباطی برای آموزش مهارت از همان آغاز بر استفاده از فنون ارتباطی برای آموزش تاکید می شود.

میزان استفاده از فنون ارتباطی به سطح مهارت و توانایی دانش آموزان کلاس بستگی دارد. فنون ارتباطی برای افراد مبتدی در بر دارنده فعالیت در حجم محدود و تکرار الگوها برای کسب مهارت( مانند مهارت های زبانی ) است.

 

فنون مکانیکی ( قالبی و عاری از ابتکار ) ، معنادار، و ارتباطی

در دهه های 1940 تا 1960 فنون آموزش، به ویژه آموزش زبان فقط بر تکرار تکیه داشت ولی امروزه، خوشبختانه آموزش از فنونی بهره می گیرد که تکرار را به حداقل رسانده است. فنون مشترک آموزش را می توان به سه دسته تقسیم کرد: تمرین های عاری از ابتکار و کاملا کنترل شده، تمرین های تا حدودی قابل کنترل و تمرین های کاملاً آزاد. این تمرین ها خصوصاً در آموزش زبان مصداق دارند .

 

شاید بتوان تمرین را فنی دانست که به تعداد اندکی از وجوه یک مهارت از رهگذر تکرار معطوف است. این تمرین ها در آموزش زبان عموماً به طور شفاهی ( تکرار همه دانش آموزان ) یا به طور فردی صورت می گیرد.

 

تمرین الگوهایی مانند الگوهای دستوری زبان بر سه نوع است. تمرین های مکانیکی و عاری از ابتکار، تمرین های معنادار و تمرین های ارتباطی. تمرین های عاری از ابتکار فقط دارای یک پاسخ درست است و فاقد ارتباط ضمنی با واقعیت است. مثلاً تمرین از نوع تکرار مستلزم آن است که دانش آموزان کلمه یا عبارتی را تکرار کنند، صرف نظر از آن که معنای آن برای آنان مشخص باشد .تمرین معنادار دارای یک پاسخ قابل پیش بینی یا مجموعه محدودی از پاسخ های ممکن است؛ اما با شکلی از واقعیت های بیرونی ازتباط دارد. تمرین ارتباطی به دانش آموزان امکان می دهد تا پاسخ های آزاد ارائه کنند و به انتقال معانی بپردازند .

 

فنون مهار شده و آزاد

 

شاید سودمند ترین طبقه بندی فنون برای معلمان فنونی باشد که در طیفی قرار بگیرد که در آن معلم به درجات متفاوت، فعالیت های یادگیری را مهار می کند. آگاهی از مفهوم مهار در این جا، اهمیت دارد. در فهرست زیر ویژگیهای این دو نوع فن مورد مقایسه قرار گرفته است.

فنون قابل مهار                                      فنون آزاد                  

معلم مدار                                            دانش آموز مدار

دستکاری شده                                     ارتباطی

سازمند                                                  آزاد

پاسخ پیش بینی شده                            پاسخ پیش بینی نشده

هدف از پیش تعیین شده                        هدف مبتنی بر مذاکره

برنامه درسی ثابت                                  برنامه درسی مبتنی بر همکاری و مشارکت

 

بدیهی است که تصویر واقعی از این دو نوع فن کاملاً به صورت سیاه و سفید نیست .برای مثال، بسیاری از فنون قابل مهار، قابل دستکاری هم هستند و بسیاری از آنها هم چنین دارای عناصر ارتباطی هم هستند. تمرین های شبه ارتباطی وجود دارد که بسیار مهار شده است؛ زیرا معلم پرسش های ثابتی را مطرح می کند و هر دانش آموز مدت کوتاهی وقت دارد تا به آنها پاسخ دهد. با وجود این، به دانش آموزان امکان داده می شود تا در صورت لزوم از این قالب درآیند و جلوه ای ارتباطی به تمرین بدهند. بنابراین، باید توجه داشت که با این تعمیم ها نمی توان این دو نوع فن را کاملا از یکدیگر متمایز کرد.

 

منبع   :داگلاس براون --ترجمه: ضیاء تاج الدین-مجله رشد تکنولوژی آموزشی شماره 6 



تاريخ : دوشنبه ٦ مهر ۱۳۸۸ | ٩:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()