مقدمه:

همه ما با امتحان آشنا هستیم؛ وقتی دانش آموز بودیم مکرر در امتحان شرکت کرده ایم، زمانی که دانشجو بودیم نیز در امتحان شرکت می کردیم؛ وقتی می خواستیم استخدام شویم باز در امتحان ورودی شرکت کرده ایم و موارد فراوان دیگر. آیا براستی خود امتحان هدف است یا امتحان وسیله ای است برای تشخیص ویژگی ها، توانمندی ها، تغییر ها، تفاوت ها، پیشرفت ها، موفقیت ها و ... ؟

آیا باز صرفاً تشخیص مواردی که ذکر شدند هدف است یا انتخاب برترین ها، توانمند ترین ها، کمک به رفع نیازها، پاسخگویی به احتیاجات، ارایه رهنمودها توجه به تفاوت ها و در آموزش و پرورش کمک به رشد، تعالی و پیشرفت از طریق یادگیری؟

 

 


واقعیت امتحانات فعلی ورسالت اصلی آن:

آیا امتحاناتی که در حال حاضر وجود دارد، خود به هدف تبدیل نشده اند؟

 آیا این امتحانات اطلاعات لازم در ابعاد مختلف را به ما می دهند؟

و آیا این اطلاعات در زمینه های مورد نیاز، برای تصمیم گیری جامع و معتبر هستند؟

 اینجا نیز پاسخ ها می تواند متفاوت باشد. اما هیچ یک از ما نمی توانیم مشکلاتی را که اینگونه امتحانات داشته و دارند را انکار کنیم.

 آیا چاره کار در این است که امتحان را حذف کنیم؟

 یا باید نگاه خودمان و روش های برگزاری امتحان و استفاده ای که از نتایج آن می شود را تغییر دهیم؟

بله درست است، ما برای اینکه به دانش آموز کمک کنیم تا بهتر یاد بگیرد و از یادگیری لذت ببرد و آن را در زندگی به کار گیرد، نیازمند شناخت او هستیم،

بنا براین به روش هایی نیاز مندیم که بتوانند این شناخت را فراهم نمایند.

 ارزشیابی تحصیلی این کار را انجام می دهد.

 یعنی معلم با انجام ارزشیابی، اطلاعات مورد نیاز خود را برای کمک به دانش آموزان و اطلاع والدین با استفاده از امتحان گرفتن، تکلیف دادن، کار عملی خواستن، پرسش کردن و ... بدست می آورد تا براساس آن وظیفه خود را که همان فراهم کردن زمینه رشد پیشرفت و تعالی در ابعاد مختلف است، انجام دهد.

 بنابر این امتحان بکی از روش هایی است که معلم انجام می دهد تا دانش آموز را بشناسد و البته نباید تنها روش جمع آوری اطلاعات باشد. روشهای دیگری نیز باید توسط معلم برای شناخت همه جانبه دانش آموزان انجام گیرد که به آنها سنجش و ارزشیابی می گویند.



تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ | ۸:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()