کلید مشارکت و همکاری موفق با اولیا، استفاده درست معلم از روابط عمومی مؤثر، مهارت در حل مشکلات و مذاکره است. مقاله حاضر شامل چند بخش درباره روابط عمومی مؤثر معلم با اولیا و چند روش برای دستیابی به آن است.

 همراه شدن با اولیا دانش آموزان

 به محض اطلاع از مشکل آموزشی یا رفتاری کودک، بدون توجه به این که روز اول یا هفته اول باز شدن مدرسه است، باید با والدین او ارتباط برقرار کرد. این مسأله، هسته اصلی همکاری موفق با خانواده هاست. گاهی معلمان برای دوری از درگیری و ترس از به توافق نرسیدن و یا ناخشنودی والدین، درباره مشکلات یادگیری و رفتاری دانش آموزان با آن ها صحبت نمی کنند. حتی ممکن است از برقراری جلسه مشترک با خانواده کودک و تقاضای کمک از آن ها نیز طفره بروند؛ به این امید که دانش آموز پس از گذشت زمان، خود به خود بهبود پیدا کند یا مشکلش حل شود.


با این حال، اگر رفتار کودک به همان شکل باقی بماند، معلم ممکن است از وضعیت، شکایت نیز داشته باشد و حتی با وجود این که از والدین کودک کمک نخواسته است، آن ها را در این مورد مقصر بداند.معلم در مثال زیر کاملاً دلخور است و تقصیر ها را به گردن دیگران می اندازد.

 معلم :من تلاشم را کرده ام. سه ماه است که با این بچه درگیر بوده ام. هیچ تغییری نکرده است. با یک کلاس بزرگ چه کار می توانم بکنم. هیچ کمکی هم از طرف پدر و مادرش صورت نگرفته است. حتی یک بار هم نشده است که به مدرسه بیایند و از وضعیت کودکشان سؤال کنند. اگر آن ها هیچ اهمیتی نمی دهند، چرا من باید اهمیت بدهم.

 چند دلیل برای تماس وصحبت با والدین در اولین برخورد با مشکل وجود دارد.

اول، در صورتی که شما خانواده را دربرنامه ریزی برای حل مشکل رفتاری دانش آموز شرکت ندهید، ممکن است احساس کنید والدین آن ها قدر زحمات شما را نمی دانند و از میزان فعالیت شما آگاهی ندارند( البته آن ها چه طور می توانسته اند به شما کمک کنند، در حالی که از آنچه انجام داده اید، بی خبر مانده اند).

 دوم، با همکاری والدین در اولین فرصت برای برنامه ریزی، ممکن است متوجه شوید که عوامل خانوادگی دیگری نیز وجود دارند که در عملکرد رفتاری کودک تأثیر گزار هستند مانند: طلاق، فوت والدین یا دیگر اعضای خانواده یا برخی بحران های دیگر خانوادگی .اطلاع از وضعیت خانوادگی خاص کودک ممکن است در بررسی دقیق رفتار او ) و خانواده اش) به شما کمک کند و بتوانید راه حل هایی برای افزایش احساس امنیت خاطر در دانش آموز، در مقابل آنچه می توانید یک وضعیت غیر قابل پیش بینی در خانه بنامید، پیدا کنید.

 سوم، اگر شما برای صحبت کردن با والدین دانش آموز، بیش از حد فرصت را از دست بدهید، هنگامی که سرانجام با یکدیگر ملاقات می کنید، از دست آنها عصبانی هستید. آن ها نیز ممکن است به این علت که مشکل را به مدت طولانی از آن ها پنهان کرده اید، از شما ناراضی باشند. این حالت می تواند تلاش شما را برای جلب مشارکت آن ها در آینده، تحت تأثیر قرار دهد. مطمئناً بیش ترین شکایت های والدین از این بابت است که معلم ها خیلی دیر وجود مشکل را به اطلاع آن ها می رسانند.

 گاهی یک معلم ممکن است از ترس شماتت والدین و این که فکر کنند معلم موفقی نبوده است، با آن ها تماس نگیرد. چنین معلمانی ممکن است تصور کنند، ارتباط با والدین و استمداد از آنها جهت حل مشکل دانش آموز، نشانه عدم کفایت و نوعی اظهار عجز است و این که معلم برای حل مشکل دانش آموز به کمک آن ها احتیاج دارد را نشان ضعف می دانند. آن ها ممکن است به افسانه " معلم خوب" اعتقاد داشته باشند. معلم افسانه ای، معلمی است که به تنهایی و بدون کمک پدر و مادر ها تمام مشکلات دانش آموزان را حل می کند. اما برداشت درست و واقعی کاملاً عکس این مطلب است. یعنی معلم موفق کسی است که از همان شروع مشکل دانش آموز، پدر و مادر او را در یک برنامه ریزی برای حل آن شریک کند.

 دعوت از والدین و تنظیم قرار ملاقات

 

اولین کار در صورت وجود مشکل، تماس با والدین و ترتیب دادن یک قرار ملاقات با آن هاست. هر گونه تلاش ممکن را برای ارتباط و تماس با آن ها به کار ببرید و از یک یا دوبار شکست نا امید نشوید. اگر نتوانستید با تلفن با آن ها تماس بگیرید، سعی کنید برایشان نامه بفرستید و از آن ها بخواهید با شما تماس بگیرند. اگر هیچکدام مؤثر نبود، سعی کنید در محل کار آن ها تماس را برقرارکنید. در نظر بگیرید که این تماس یک امر لازم در راستای حرفه شماست ( یک پزشک آیا در تماس با والدین کودک بیمار تردید می کند؟)

هنگامی که به آن ها دسترسی پیدا کردید، برخوردی مثبت و مسؤولانه داشته باشید. برایشان شرح دهید که تماستان به خاطر احساس وظیفه نسبت به فرزندشان است. خیلی خلاصه شرح دهید که چرا خواسته اید آن ها را ملاقات کنید. مثلاً بگویید:" من به این خاطر با شما تماس گرفتم، چون متوجه برخی مسائل در نحوه ارتباط فرزندتان با بقیه دانش آموزان شده ام."

 

به والدین بگویید که از قبل برنامه ای برای حل مشکل فرزند آن ها پیاده کرده اید، خیلی مشتاق هستید که صحبت هایشان را درباره هر موردی که ممکن است به او کمک کند، بشنوید و به آنها اطمینان بدهید که با کمک همدیگر می توانید مشکل را حل کنید. زمان های مختلفی ( در وقت کار یا خارج از آن ) پیشنهاد کنید که برای این که آن ها بتوانند در آن زمان ها به دیدار شما بیایند. در خانواده هایی که خیلی نگران و تحت فشار هستند، ممکن است ملاقات در خانه آن ها مناسب تر باشد.

 به والدین خوش آمد بگویید

 

نحوه خوشامدگویی شما به والدین هنگام اولین ملاقات، کلیه موفقیت شما به حساب می آید. جلسه را رأس ساعت شروع کنید و از فرصتی که در اختیار شما گذاشته اند، تشکر کنید. مطمئن شوید، زمانی را که به جلسه اختصاص داده اید برای آن ها نیز مناسب است. مثلاً بگویید: " خیلی خوشحالم که توانسته اید به این جلسه بیایید تا با هم ملاقات داشته باشیم. به نظر من یک ساعت وقت برای این گفت وگو مناسب است. آیا شما هم موافقید؟"

 در پیام های خود از کلمه "من" به جای کلمه " شما" استفاده کنید

جملاتی که در آن ها از کلمه " من" استفاده می شود، نشان دهنده احساسات معلم و خواسته های او هستند، در حالی که کمله "شما" در جمله نشان دهنده تقصیر، شماتت و یا قضاوت است و معمولاً عصبانیت یا سر افکندگی ایجاد می کند. اگر خود را جای والدین قرار دهید و شنونده جملات زیر باشید، خواهید دید که چرا " من " گفتن در جملات، تأثیر بیش تری در برقراری ارتباط دارد.

 - کودک شما همیشه دیر به مدرسه می رسد. خیلی از روزها هم نیست. موضوع چیست؟ چرا شما نمی توانید اور ابه موقع به مدرسه برسانید. در این عبارت کلمه " شما" بر مقصر جلوه دادن ولی دانش آموز تأکید دارد.

جملات جایگزین:من نگران دیر آمدن ها و غیبت های بیش از حد فرزند شما هستم. می خواستم سؤال کنم که آیا می توانیم با کمک یکدیگر او را ترغیب کنیم سر وقت به مدرسه بیاید.

در این عبارت کمله " من " روی احساس معلم و علاقه او به تغییر وضعیت و حل مشکل دانش آموز تأکید دارد.

 فرزند شما یک مشکل مجسم است. او بچه های دیگر را می زند. والدین بچه ها از این مسأله شکایت دارند. او وحشی و خرابکار است و بی مسؤولیت. من اصلاً نمی توانم برنامه درسی ام را اجرا کنم. او در خانه چه مشکلی دارد؟

کلمه " شما" در این جملات بر شماتت کودک تأکید دارد.

جملات جایگزین: من نگران دعواهای فرزند شما در کلاس هستم. خیلی دوست دارم که با کمک هم، برنامه ای بریزیم تا به او یاد بدهیم، چگونه در ارتباط با بچه های دیگر رفتار کند.

کمله " من" بر نگرانی و خواسته معلم تأکید دارد.

 با نشان دادن نگرانی و توجه به وضعیت دانش آموز شروع کنید.

در آغاز جلسه به والدین نشان دهید که چه قدر نگران وضعیت هستید و این که خوشبختی کودک مهم ترین دلواپسی شماست. این شروع، وضعیت و فضای جلسه را در حالتی مناسب قرار خواهد داد.

نظر والدین را جویا شوید

گاهی شما اطمینان ندارید که والدین منظور و دیدگاه شما را فهمیده اند، یا خیر. در این صورت بهتر است از آن ها بپرسید که: " آیا توانسته ام منظورم را برسانم."

این کار نسبت به از این شاخه به آن شاخه پریدن، تأثیر بیش تری دارد و والدین می فهماند که درک کامل آن ها از موضوع مورد بحث اهمیت زیادی دارد.

 قدم های برداشته شده برای حل مشکل را توضیح دهید.

 اطلاع والدین از این که شما قبلاً قدم های مثبتی برای حل مشکل برداشته اید، بسیار مهم است. آن ها متوجه خواهند شد که مسؤولیت حل مشکل را به دوش آن ها نینداخته اید. برای مثال، ممکن است بگویید:" من جلسه ای با پسرتان داشته ام. به او گفتم که فریاد زدن کار خوبی نیست و فحش دادن در کلاس دور از ادب است. ما با هم قوانین کلاس و طرح های انضباطی را مرور کردیم. از این به بعد به او توجه بیش تری نشان خواهم داد. در صورت رفتار مؤدبانه، تشویق خواهد شد. در عین حال خوشحال خواهم شد که از جانب شما هم کمکی داشته باشم و با یکدیگر طرحی برای رفتار او در خانه پیاده کنیم".

 

 منبع:مجله رشد معلم ، شماره 8 -- ایوب ملا احمد



تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۸ | ٥:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()