خانواده سالم ( خانواده دمکرات)

 

1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است.

2 - افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند.

3 - افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد.

4 - افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند.

5 - روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند.

6 - زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ثقة الاسلام کلینى در کافى و شیخ مفید در ارشاد نقل مى‏کند: از حسین بن محمد اشعرى و محمد بن یحیى و دیگران که گویند: احمد بن عبیدالله بن خاقان (وزیر معتمد عباسى) و کیل املاک و مستغلات خلیفه در قم و عامل اخذ مالیات از آنها بود، او در عداوت اهل بیت علیهم السلام بسیار شدید بود.
روزى در مجلس او سخن از علویان و اهل بیت و مذهب آنها به میان آمد، احمد گفت: من کسى از علویان را در سیرت و وقار و عفت و نجابت و عزت و شرف مانند حسن بن على بن محمد بن رضا ندیدم، رجال خانواده‏اش و بنى‏هاشم او را برهمه مقدم مى‏داشتند، و میان فرماندهان خلیفه و وزراء و همه مردم مورد احترام و عظمت بود.
روزى بالاى سر پدرم (عبیدالله بن خاقان وزیر اعظم خلیفه) ایستاده بودم که دربانها گفتند: ابن الرضا مى‏خواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: اجازه بدهید تشریف بیاورند، من تعجب کردم که دربانها چطور توانستند پیش پدرم کسى را با کنیه یاد کنند. فقط خلیفه یا ولیعهد خلیفه یا کسى را که خلیفه کنیه مى‏داد، پیش پدرم با کنیه یاد مى‏کردند.
در آن موقع دیدم مردى گندمگون، زیبا قامت، زیبا صورت، با تناسب اندام، جوان، با جلالت و با هیبت وارد شد، پدرم چون او را دید برخاست و به طرف او رفت، من ندیده بودم که پدرم به استقبال کسى از بنى هاشم و فرماندهان برود، چون به او رسید دست به گردن او انداخت، صورت و سینه او را بوسید و دستش را گرفت و او را در مصلاى خود نشانید و خود در کنار او نشست و به او رو کرد و با او سخن مى‏گفت و گاهى مى‏گفت: فدایت شوم، من غرق تعجب بودم.
در این بین دربان آمد و گفت: موفّق (برادر خلیفه) آمد، قرار بر این بود چون موفق نزد پدرم مى‏آمد، دربانان و فرماندهان از اول درب ورودى تا تخت پدرم دو طرف صف مى‏ایستادند، موفق از میان آنها مى‏آمد و مى‏رفت، پدرم همانطور با او صحبت مى‏کرد تا غلامان خاص موفق دیده شدند، در آن وقت پدرم به او گفت: خدا مرا فداى تو کند، اگر مى‏خواهید تشریف ببرید مانعى ندارد. او به پا خاست، پدرم گفت: او را از پشت صفها ببرید تا امیر (موفق) او رإ؛ ک‏ک نبیند، بعد پدرم با او معانقه کرد و چهره او را بوسید و او رفت.
من به دربانان گفتم: واى بر شما! این کیست که پدرم با او با چنین احترامى برخورد کرد؟ گفتند: این مردى از علویان است که حسن بن على معروف به ابن الرضا مى‏باشد. تعجب من زیادتر شد، آن روز همه‏اش در فکر او و کار پدرم نسبت به او بودم پدرم شبها پس از نماز عشاء مى‏نشست و درباره جلسات و کارها و مطالبى که باید به محضر خلیفه برسد بررسى مى‏کرد.
چون از کارش فارغ شد، من رفتم و پیش رویش نشستم، گفت: احمد! کارى دارى؟ گفتم: آرى، پدرجان! اگر اجازه دهى، گفت: اجازه دادم هر چه مى‏خواهى بگو، گفتم: پدرجان! آن مرد کى بود که دیروز آن هم اجلال و اکرام و تبجیل از ایشان نموده و خودت و پدر و مادرت را فداى او مى‏کردى؟
گفت: پسرم! او ابن الرضا و امام رافضه است، بعد از کمى سکوت اضافه کرد: اگر خلافت از بنى عباس برود، کسى از بنى هاشم جز او شایسته نخواهد بود، چون او در فضل، عفاف، وقار، صیانت نفس، زهد، عبادت، اخلاق نیکو و صلاح بر دیگران مقدم است، و اگر پدر او را مى‏دیدى، مى‏دیدى که مردى جلیل، بزرگوار، نیکو کار و فاضل است .
این سخنان بر اضطراب و تفکر و غضب من بر پدرم افزود، بعد از آن، من پیوسته از حالات او مى‏پرسیدم و از کارش جستجو مى‏کردم ولى از هر که از بنى هاشم، فرماندهان، نویسندگان، قضات، فقهاء و دیگر مردم سؤال مى‏کردم، مى‏دیدم که در نزد همه در نهایت تجلیل و تعظیم و مقام بلند و تعریف نیکو و مقدّم بر خانواده و دیگران است و همه‏ى گفتند: او امام رافضه است، لذا مقام وى در نزد من بزرگ شد، زیرا دوست و دشمن درباره او نیکو گفته و ثنا مى‏کردند.
بعضى از حاضران از اشعریها به او گفتند: اى ابابکر! حال برادرش جعفر چگونه بود؟ گفت: جعفر کیست که از او سؤال شود ویا با او یک جا گفته شود؟ جعفر آشکارا گناه مى‏کرد، بى حیاء و شرابخوار بود، کمتر کسى را مانند او دیده‏ام که پرده خویش را بدرد، احمق و خمار و کم ارزش بود، به خدا قسم او در وقت وفات حسن بن على پیش سلطان آمد که تعجب کردم و فکر نمى‏کردم که چنین کند.
چون ابن الرضا مریض شد، فوراً به پدرم خبر فرستاد که او مریض است، بعد بلافاصله به خانه خلیفه آمد و با پنج نفر از خادمان و خواص خلیفه از جمله نحریر (مسؤول باغ وحش) برگشت و آنها را گفت که در خانه حسن بن على باشند و حالات او را زیر نظر بگیرند و به چند نفر پزشک گفت که شب و روز از او دیدار کنند... جریان این طور بود که او چند روز از ربیع الاول گذشته در سال دویست و شصت از دنیا رفت، سامراء یکپارچه ضجه شد، همه مى‏گفتند: «ابن الرضا از دنیا رفت»... پس از آن جعفر نزد پدر من آمد و گفت: مقام پدر و برادرم را به من واگذار کن، در عوض هر سال بیست هزار دینار به تو مى‏دهم، پدرم او را طرد کرد و گفت: احمق! خلیفه شمشیر و تازیانه‏اش را به دست گرفت تا مردم را از امامت پدرت و برادرت برگرداند، مقدور نشد و نتوانست و تلاش کرد که آن دو را از امامت براندازد، موفق نشد، اگر در نزدغ شیعه پدر و برادرت امام بودى، لازم نبود که سلطان و غیر سلطان تو را در جاى آنها قرار بدهد.
و اگر آنها به امامت تو قائل نباشند با نصب خلیفه به امامت نخواهى رسید، پدرم او را تحقیر کرد و گفت اجازه ندهند که نزد او بیاید... رجوع شود به کافى: ج 1 ص 503 باب مولد ابى محمد الحسن بن على، ارشاد مفید: ص 318 حالات امام عسکرى (ع) ،کمال الدین صدوق: ج 1ص 40 - 43 ما روى فى وفات العسکرى (ع)، شیخ طوسى در فهرست در ترجمه احمد بن عبیدالله بن خاقان و نیز نجاشى در ترجمه وى به این مجلس اشاره فرموده‏اند.



تاريخ : پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روانـشـنـاسـان معتقدند: " بیاموزید چگونه به قلمروی درونتان وارد شوید. در این صورت، به پناهگاه مخصوصی ‌وارد شده‌اید که همیشه در دسترس تان است ." ‌

بی‌تردید بسیاری از افرادی که از بی حوصله بودن، بی حالی ، بی رمقی و بی هدفی و مــشـــــــکـــــل مــبــهــــم جـــــــسـمـــی شــکــایـــت ‌مـی‌کـــنــنـــد، در هماهنگی روحی و سرور درونی مشکل دارند و از این مسئله غافلند که در روان آدمی، دروازه‌ای به ‌سوی جهان معجزات واقعی وجود دارد.

اگر این دروازه باز شود ، نخستین چیزی که تحت تاثیر قرار می‌گیرد ، جسم و قوای بیرونی است. الفبای نخست ‌ورود به ایـــن وادی، ســـه کــلــمــه اســت: امـیــد ، بــاور و حرکت.

رهاورد این کلمات برنامه است. چون انسان امیدوار برنامه دارد تا به باورهای خود جامه عمل بپوشاند. بسیاری از مردم در انتظار معجزه‌اند درحالی که خودشان باید خالق معجزه باشند. در این مسیر و برای استفاده بهتر و کامل‌تر از قوای روانی و جسمی باید تصمیم بگیریم و برای روان و جسم خود ‌برنامه بیولوژیک طراحی کنیم . این برنامه هفت گام دارد: ‌

گام اول:

 ‌برای از میان برداشتن ذهنیت‌هایی که به ناتوانی و فقر و کمبود گرایش دارد، نخستین گام ،سپاس در برابر ‌داشته‌هاست و عبادت و نیایش بهترین راه آن به شمار می‌آید.

‌گام دوم:‌

 توانمندی‌ها، ویژگی‌های مثبت و تجارب موثر خود را بشناسیم و از آنها بهره بگیریم ، زیرا شناخت آنها روحیه ما ‌را شاداب‌تر و جسم ما را برای برنامه ریزی بیولوژیک آماده می‌کند.

گام سوم:

‌در زندگی یک فرد ، زمانی معجزه روی می‌دهد که باور کند هیچ چیز غیر ممکن نیست . پس اجازه دهیم جادوی ‌دانستن و توانستن را تجربه کنیم . ‌

گام چهارم:‌

اولویت‌های آرمانی و آرزوهای خود را بر شماریم و خود را مقید کنیم از میان انگیزه‌های متنوعی که هر یک ما را ‌به سمتی فرا می‌خواند ، بهترین را برگزینیم . ‌

گام پنجم:‌

 در کنار امور جدی، علایق هنری، استراحت، تفریح و مطالعه را در برنامه‌ها بگنجانیم . ‌

گام ششم:

‌توفیقات خود را یادداشت کرده، دلایل شکست‌ها را بررسی کنیم و دوباره پیشقدم شویم .


گام هفتم:‌

با اندیشه‌های بزرگ مانوس شوید . امروزه روانشناسان معتقدند برای تربیت روان و جسم، بهترین روش، بالابردن ‌انگیزه‌هاست و شناخت‌حیات و تلاش اندیشه‌های بزرگ و شخصیت‌های مهم پیشین از عوامل بالا بردن انگیزه می باشد. (بازیاب)



تاريخ : پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اشاره

 جهان پیرامون انسان ها به سرعت و با شتابی چشمگیر در حال تغییر و دگرگونی است. تغییرات سال های اخیر در طول تاریخ بی سابقه بوده و پیش بینی می شود این تحولات در آینده نه چندان دور با شتابی تندتر و خارج از حد انتظار به وقوع بپیوندد. در چنین شرایطی ما باید راه خود را انتخاب کنیم، یا با چشمانی باز و حرکاتی موزون با آن همگام شویم و درباره خواسته های خود تصمیم بگیریم یا به آن اجازه دهیم که هر گونه که می خواهد ما را با خود ببرد، بدون آن که بدانیم کجا می رویم و چرا می رویم؟!

 حال چه باید کرد؟ به جرأت می توان ادعا کرد که درک اهمیت سواد اطلاعات و فناوری اطلاعات – ارتباطات " ICT"، ما را در انتخاب راه درست و چرایی آن یاری خواهد داد. مؤلف در این مقاله سعی دارد ضمن ارائه مفاهیم سواد و فناوری، مفهوم سواد اطلاعات و اهمیت آن در برنامه درسی و نیز تفاوت آن با سواد فناوری اطلاعات، برخی سؤال های مهم و چالش بر انگیز سواد آموزی در عصر اطلاعات را مورد بررسی قرار دهد. 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هر پدر و مادری آرزو دارد کودکانش خوابی همراه با آرامش و شادی داشته باشند تا روزی با نشاط آغاز نمایند اگر خوب دقت کنیم خواب واقعاً بخشی از زندگی ماست. بله خواب واقعاً بخش بسیار مهمی از زندگی من و شماست. شاید در عمرمان یک سوم تا یک چهارم آن به خواب بگذرد.

اما به هنگام خواب، این روح و جان را باید به جانان سپرد تا در خواب از آن خدای بزرگ هم بیاموزد و هم با یاد او بیاساید. خواب آرام در تنهایی یافت نمی شود پس حقیقتاً خواب راحت با یاد خدا ضامن خوشبختی روزانه ی ماست بنابراین قبل از خواب می خوانیم:

1- سوره توحید (3 مرتبه)

2- آیت الکرسی (1 مرتبه)

3- تسبیح حضرت زهرا علیها السلام

سلطانی - تبیان


تاريخ : چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای شکل‌گیری «فرآیند مدیریت» مثلثی با سه رکن انسان، مدیریت و سازمان لازم است. تعامل و ارتباط این سه در عرصه عمل تا اندازه‌ای است که تفکیک و جدایی میان آنها غیرممکن است.  از آنجا که مهمترین مسائل سازمان‌ها مسائل مربوط به انسان است، در نتیجه اگر بگوییم «مدیریت یعنی فرآیندی برای حل مسائل انسانی سازمان» گزاف نگفته‌ایم. زیرا تجربه نشان می‌دهد سازمان‌هایی که مشکلات پرسنلی کمتری داشته‌اند، در مجموع موفق‌تر بوده‌اند. انسان به طور بالقوه دارای حس همکاری، سخت کوشی و قابلیت اعتماد است و تعداد اندکی نیز هستند که به نظر می‌رسد هیچ انتظاری را آن‌طور که باید و شاید تامین نمی‌کنند. متاسفانه وضعیت‌هایی به چشم می‌خورد که در آن حتی کسانی که کارکنان خوبی نیز هستند، کار را درست انجام نمی‌دهند یا اصلا کاری انجام نمی‌دهند و در یک کلام انتظار مدیران را تامین نمی‌کنند. آیا تاکنون به این موضوع توجه شده  که «چرا کارکنان انتظارات مدیران را تامین نمی‌کنند؟» و یا «عوامل موثر بر تامین انتظارات مدیران چیست؟»

در سازمان و محل کار، به موضوع انتظار از نقشی که افراد باید ایفا کنند، معمولا از دیدگاه قراردادهای روانی نگریسته می‌شود.  این قرارداد، نوعی قرارداد نانوشته‌ است که بین کارکنان و کارفرما در هر سازمان منعقد می‌شود و درآن انتظارات متقابلی که افراد از نظر رفتاری از یکدیگر دارند تعیین می‌شود. کارکنان انتظار دارند که مدیریت سازمان، رفتاری عادلانه داشته و مدیریت سازمان نیز انتظار دارد که کارکنان نگرش خوبی به سازمان داشته باشند. از سوی دیگر پژوهش‌ها و مطالعات نشان می‌دهد که تعیین نقش کارکنان از سوی مدیران بسیار حائز اهمیت بوده و عدم تحقق انتظارات مدیران معمولا از حالت‌های زیر نشأت می‌گیرد: کارکنان از نقش خود ، چگونگی و یا اهمیت آن بی‌اطلاع بوده و یا دلیل ایفای آن نقش را نمی‌دانند و هیچ پیامد منفی در قبال عدم ایفای نقش خود دریافت نمی‌کنند.

گذشته از طرز تلقی کارکنان از نقش خود و چگونگی ایفای آن، سبک‌ها و نظریه‌های مدیریتی در تامین انتظارات مدیران موثر است.

(همشهری)



تاريخ : دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ارشمیدس از حکماى هفتگانه ی یونان است وعقیده دارد که اهرم امید و باور، جسم را قدرتى مافوق تصور بشر مى‏بخشد. به گونه‏اى که در یک لحظه ، بدون تامل و محاسبه ، مى‏توان کارى چنین سترگ را انجام داد . بسیارى از مردم در انتظار معجزه‏اند در حالى که خودشان باید خالق معجزه باشند .

در این مسیر و براى استفاده بهتر و کامل‏تر از قواى روانى و جسمى باید تصمیم بگیریم و براى روان و جسم خود برنامه بیولوژیک طراحى کنیم . این برنامه هفت گام دارد:

 

گام اول:

براى از میان برداشتن ذهنیت‏هایى که به ناتوانى و فقر و کمبود گرایش دارد . نخستین گام سپاس در برابر داشته‏ها است و عبادت و نیایش بهترین راه آن به شمار مى‏آید .

گام دوم:

 توانمندى‏ها، ویژگى‏هاى مثبت و تجارب مؤثر خود را بشناسیم و از آن‏ها بهره بگیریم زیرا شناخت آن‏ها روحیه ما را شاداب‏تر و جسم ما را براى برنامه ریزى بیولوژیک آماده مى‏کند .

گام سوم:

در زندگى یک فرد ، زمانى معجزه روى مى‏دهد که باور کند هیچ چیز غیر ممکن نیست . پس اجازه دهیم جادوى دانستن و توانستن را تجربه کنیم .

گام چهارم:

اولویت‏هاى آرمانى و آرزوهاى خود را بر شماریم و خود را مقید کنیم از میان انگیزه‏هاى متنوعى که هر یک ما را به سمتى فرا مى‏خواند ، بهترین را برگزینیم .

گام پنجم:

در کنار امور جدى، علایق هنرى و استراحت و تفریح و مطالعه را در برنامه‏ها بگنجانیم .

گام ششم:

توفیقات خود را یادداشت کرده، دلایل شکست‏ها را بررسى کنیم و دوباره پیشقدم شویم .

نکته مهمى که در گام ششم نهفته است، یافتن انرژى مضاعف براى برنامه ریزى مجدد است . وقتى آدمى دلیل‏هاى عدم موفقیقت را بررسى مى‏کند ، انرژى اى مضاعف جهت‏برنامه ریزى مجدد که اصطلاحا برنامه ریزى جبرانى خوانده مى‏شود ، مى‏یابد .

گام هفتم:

با اندیشه‏هاى بزرگ مانوس شوید . امروزه روان شناسان معتقدند براى تربیت روان و جسم، بهترین چیز بالابردن انگیزه‏ها است و شناخت‏حیات و تلاش اندیشه‏هاى بزرگ و شخصیت‏هاى مهم پیشین از عوامل بالا بردن انگیزه است . بزرگی مى‏گوید: «موفقیت‏خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا (اندیشه‏ها و تلاش‏هاى آنان) شما را به پیش برند و موجب حداکثر ترقى شما شوند .»

بدن و روان تابع اندیشه‏هاى مایند . « روح و روان انسان نه دیدنى است نه لمس کردنى ولى در صورت صیقل خوردن خواهد درخشید .»

 

منبع : پرسمان---- نویسنده : حسین خنیفر - دکتراى مدیریت آموزشى



تاريخ : دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نوشتن را تجربه ای روزانه، سازمان یافته و معنادار بسازید

بیش تر کودکان وقتی در زندگی روزانه با کلمات نوشته شده، روبه رو می شوند، به خواندن آن ها تمایل پیدا می کنند. به اتفاق فرزندتان، صورت خریدی از خواروبار فروشی تهیه کنید، نام هر جنس را با حروف بزرگ و سیاه بنویسید و تصویر هر مورد را نیز نزدیک کلمهء مربوط به آن بکشید؛ به طوری که فرزندتان خودش بتواند صورت را بخواند.

وقتی کودکان تفکرات خود را به صورت نوشته شده مشاهده می کنند، به خود می بالند.

نوشتن آن چه فرزند شما هنگام نقاشی یا گفتن یک داستان به زبان می آورد، شیوه مؤثری برای افزایش توجه او به کلمات و تشخیص آن هاست.

در مهارت تسلسل یابی به او کمک کنید

توانایی سازمان دادن ایده ها در یک توالی منطقی از مؤلفه های مهم خواندن است. از جریان رفتن به کتابخانه یا ملاقات با یک دوست، تعدادی عکس سلسله وار تهیه کنید و از فرندتان بخواهید آن ها را به ترتیب کنار هم بچیند. دفترچه مناسبی تهیه کنید و به او اجازه دهید کتاب عکس بدون کلمه خودش را تألیف کند.

بچه ها را به خواندن تشویق کنید

فرزندتان را تشویق کنید زمانی را برای مطالعه کتاب های مورد علاقه خود اختصاص دهد. شور و شوق مطالعه کتاب و داستان را در او تقویت کنید تا او یک خواننده همیشگی کتاب تبدیل شود. اگر راجع به کتاب یا داستانی با شما سخن می گوید، به سخنان او توجه کنید. به این ترتیب به او می فهمانید که کار مهمی انجام می دهد.

خواندن اشتراکی را تجربه کنید

وقتی متنی را برای فرزندتان می خوانید، با انگشتان خود کلمات را دنبال کنید تا او بفهمد در کجای متن هستید. خواندن اشتراکی، یک مفهوم پایه و ضروری را به او می آموزد؛ یعنی یاد می گیرد که متن را از راست به چپ دنبال کند و بداند، هر کلمه ای که خوانده می شود با یک کلمه نوشته شده، مطابقت دارد.

با خواندن، تفریح کنید

بچه ها ریتم و قافیه را دوست دارند. آواز بخوانید، شعرهای " در پیتی " را از حفظ بخوانید و کلمات و عبارات "من در آوردی " بسازید. با این کار، مهارت های شنیداری فرزندتان را برای فرق گذاشتن و تمیز قائل شدن بین کلمات مشابهی که برای خواندن اهمیت دارند، تقویت می کنید.

 

محیطی که از لحاظ زبان و ادبیات غنی است، به پیشرفت فرزند شما برای تبدیل شدن از " خواننده ای مقدماتی" به " خواننده ای جدی"، کمک می کند. مهیج و دور از تحمیل و اجبار باشد. به خاطر داشته باشید کودکان همان طور که چگونه صحبت کردن را می آموزند، با سرعت های متفاوتی درک کلمات نوشته شده را شروع می کنند. کلید موفقیت در این است که با نوشتن کلمات در فرزندتان شورو شوق خواندن ایجاد کنید؛ به نحوی که خواندن یکی از زمینه های طبیعی کنجکاوی اوو کار لذت بخش برای پرکردن وقت های آزادش باشد.

(تبیان)



تاريخ : یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بعضى افراد سعى مى کنند به خیال خودشان با مهارت هرچه تمام تر طورى صحبت کنند که افکار و نیات قلبى و درونى شان مشخص نشود. مثلاً نزدیک به یک ساعت از دوستى، محبت و یکرنگى صحبت مى کنند اما کوچکترین آشنایى با آن ندارند!

اما با کمى دقت و منطق به راحتى مى توان تفاوت بین یک صحبت صادقانه و غیردوستانه را دریافت. اگر زبان در خدمت افکار نادرست قرار گیرد سایر اجزاى بدن نمى توانند چندان فریب دهنده باشند. براى تک تک ما، بارها و بارها پیش آمده است که بگوییم: «حرف قشنگى زد، اما نمى دانم چرا به دلم ننشست؟!»

فقط نباید اجازه داد احساس روى عقل سایه بیندازد. در غیر این صورت منطق و عقل به همراه تجربه به راحتى مُهر تأیید یا رد بر رفتارها و سخنان دیگران مى زند. یک نگاه دوستانه تأثیرى از خود بر جاى مى گذارد که با زبان بى زبانى مى تواند از بیان مثنوى 70 من کاغذى که بدون صمیمیت و صفا و صداقت نوشته و خوانده مى شود بهتر عمل کند.

در حقیقت «زبان بدن» پیام ها و حرف هاى زیادى براى گفتن دارد که بعضى از افراد سعى مى کنند با مهارت آن را هم مخفى کنند. براى همین در یک مکالمه تلفنى موفق تر از ملاقات رو در رو عمل مى کنند.

اما شاید براى این گروه تعجب آور باشد اگر بدانند که یک محقق انگلیسى به نام پرفسور به نام CHRIS IDZIKOWSKI اعتقاد دارد از روی نوع خوابیدن افراد هم مى توان پى به شخصیت آنان برد!  او حالات مختلف بدن در هنگام خواب را به شش گروه تقسیم مى کند و براساس آن نوع شخصیت فرد را بررسى و بیان مى کند.

راستى شما چگونه مى خوابید؟!



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سده های 20 و 21 بر پایه خلاقیت و نوآوری استوارند. اگر ایده ها و راهکارهای خلاقانه نبودند، معلوم نبود که امروزه انسان کره زمین با چه دشواری هایی سر در گریبان می شد. حل بخش عظیمی از دشواری های زندگی، بدون خلاقیت ناممکن است.گستره حیات آدمی، محیط های متفاوتی را برای فعالیت فراهم کرده است. از این رو، هرکس در محیط عمل خود، در کارخانه، در تجارتخانه، در آموزش و پرورش و... باید دست به خلق ایده ها و راهکارهای نوین بزند. در این نوشته، تلاش شده است، الگویی بر این تفکر خلاق ارائه شود و راه های حصول خلاقیت بر شمرده شوند. همه افکار خلاق آدمی از الگوی خاصی پیروی می کنند. اما باید توجه داشت که نمی توان از این الگو به صورت یک فرمول و قالب انعطاف ناپذیر، بهره گرفت و به دلخواه خود از یک مرحله به مرحله دیگر تفکر خلاق گذر کرد. آشنایی با الگوی حاضر، به شما کمک می کند که متوجه شوید، ذهن فعال شما به کدام مرحله از تخیل خلاق رسیده است. احتمال رسیدن آن به کدام مرحله دیگر وجود دارد. در ادامه، مراحل متفاوت ذهن اندیشنده که هر کدام از آن ها راه دست یابی به ایده ها و راهکارهای خلاقانه را هموار می سازند تشریح می شوند.

 

مرحله نخست، آمادگی:

 در این مرحله، باید مشکل یا مسأله را تیین کنید و طرح خلاقه را مشخص سازید برای این منظور، حافظه، توانایی، استدلال و مهارت های ذهنی دیگر را به کار گیرید و مشکل خود را با دقت تعریف و مشخص کنید. درباره مسأله و طرح و راهکار خود به جمع آوری واقعیت ها و اطلاعات مفید دیگر بپردازید. پیش از اقدام به هر عملی، این اطلاعات و واقعیت ها را به بخش های قابل فهمی تقسیم و آن ها را تجزیه و تحلیل کنید.

 

مرحله دوم، ایده سازی:

 در این مرحله، ایده هایی خلاق و حیاتی به ذهنتان می رسند و احتمال دست یابی به راه حل مشکل بیش تر می شود. در ضمن، می توانید به راه حل های متفاوتی بیندیشید و آن ها را به ترتیبی که به ذهنتان می رسند، در دفترچه ای یادداشت کنید. وقتی درباره این راه حل ها به قضاوت و داوری می پردازید، دقت کنید که جریان ایده سازی متوقف نشود.

 

مرحله سوم، راه حل آفرینی:

 پس از گذراندن مراحل فوق، به جایی می رسید که از تعداد ایده هایی که به ذهنتان می آید، کاسته می شود و به تدریج دیگر ایده جدیدی به ذهن شما نمی رسد. در این مرحله، می توانید به دفترچه خود مراجعه کنید و راه حل هایی را که یادداشت کرده اید، غربال کنید. بدین صورت که راه حل های حائز اهمیت را نگه دارید و بقیه را خط بزنید. از راه حل های باقی مانده، راه حل های مشابه را کنار هم بگذارید و از آن ها راه حل واحدی بسازید. همچنین، توجه خود را بر راه حل هایی که نیاز به تصریح دارند، متمرکز کنید. برای مشخص کردن راه حل می توانید به مطالعه و گردآوردی اطلاعات بپردازید . سپس، سعی کنید راه حل هایی را که خلاقانه می دانید، استخراج کنید.

 

مرحله چهارم، ارزشیابی:

 در این مرحله که آخرین مرحله الگو هم هست، باید درباره راه حل هایی که برگزیده اید، قضاوت کنید. برای ارزشیابی و نقد ایده ها و راه حل های خود، می توانید از سؤال هایی بهره بگیرید که بیش تر با " چ" آغاز می شوند، مانند: چرا، چگونه ، چه طور و چه زمان. پاسخ به مجموعه سؤال ها، ماهیت راه حل ها و میزان کارآیی آن ها را برای شما مشخص می کند. توجه داشته باشید که نمی توان این چهار مرحله را خلاصه و یا یکی از آن ها را حذف کرد؛ اگر چه ذهن با ظرافت از یک مرحله به مرحله دیگر گذر می کند. هر فرد باید رعایت ترتیب این مراحل به ایده سازی خلاق بپردازد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

الف- هدف ارزشیابی:

١-ارزیابی عملکرد فراگیر از طریق اندازه گیری کمیت یا کیفیت رفتارهای بیرونی

٢-سنجش ووارزیابی رفتار از طریق مشاهده ی طبیعی

ب- ابزار ارزشیابی:

امتحانات کلاسی (سراسری - نهایی )

آزمونهای پیشرفت تحصیلی با انواع سوالات عینی

ج- نقش اساسی ارزشیابی در فرایند یادگیری:

تمرین وتکرار

د- نحوه ی ارزشیابی در هر جلسه ی تدریس:

معلمان رفتار گرا در هر جلسه ی تدریس با دریافت پاسخهای مناسب به یک محرک شناخته شده وتمرین آنها وبا تاکید بر پاسخهای صحیح ؛موجب تقویت یادگیری می گردند.



تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اصول تربیت از منظر امام علی (ع)

اگر تربیت بر اصولی محکم پایه گذارى شود ، نتیجه ی آن مطلوب تر و سریع تر عاید مى شود. در این مقاله به 4 اصل و در مقاله ی بعد به چند اصل دیگر اشاره می کنیم که به کارگیرى آنها هنگام تربیت ، زمینه ی پذیرش بهتر را فراهم مى سازد .

 والدین و مربیان عزیز با ما همراه باشید و به امید اینکه با به کار گیری این اصول در تربیت نسل آینده موفق تر باشید:

 

1- اصل اعتدال

رفتارها و عملکردهاى تربیتى ، در صورتى به ما کمک مى رساند که تابع اعتدال باشد. تربیت خردمندانه ، تربیتى است که مبتنى بر حفظ اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در همه امور باشد. چنانچه حضرت علی علیه السلام مى فرمایند:

لاترى الجاهل الا مفرطا اءو مفرطا ؛ (1)

نادان را نبینى جز این که کارى را از اندازه فراتر کشاند و یا بدان جا که باید نرساند.

البته در تربیت اندازه شناختن ، امرى دشوار است و جز با خردورزى در تربیت ، نمى توان اندازه ها را دریافت .

حضرت على علیه السلام مى فرمایند:

خیر الاءعمال اعتدال الرجاء و الخوف  (2)

بهترین کارها، اعتدال امید و بیم است .

در این که راه اعتدال ستوده است ، جاى هیچ شک و شبهه اى نیست . حضرت مى فرمایند:

من اءخذ القصد حمدوا الئه طرقه و بشروه بالنجاه ، و من اءخذ یمینا و شمالا ذموا الئه الطریق و حذروه من الهلکه  (3)

آن که راه میانه راپیش گیرد ، ستایشش کنند و به نجات مژده اش دهند. آن که راه راست یا چپ را پیش گیرد ، روش وى را زشت شمارند و از تباهى بر حذرش دارند.

سیرت و سنت ائمه اطهار علیه السلام بر اعتدال بود چنان که امام على علیه السلام درباره این راه و رسم مى فرمایند:

طریقتنا القصد ؛ (4)

راه و روش ما، میانه روى است .

 

2- اصل تدرج و تمکن 

هر حرکت تربیتى باید با توجه به اختلاف استعدادها و نیازها و به صورت تدریجى و مرحله به مرحله بر اساس توانایى ها صورت پذیرد.

حضرت امیر علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر چنین آموزش داده اند: ایاک و العجله بالاءمور قبل اءوانها، اءو التساقط فیها عند امکانها، اءو اللجاجه فیها اذا تنکرت اءو الوهن عنها اذا ستوضحت ، فضع کل اءمر موضعه و اءوقع کل عمل موقعه ؛ (5)

بپرهیز از شتابزدگى در کارهایى که وقت انجام دادنشان نرسیده است و از اهمالگرى در کارهایى که وقت انجام دادنشان فرارسیده است و از لجاجت کردن در امورى که مبهم است و از سستى نمودن در کارها ، آن هنگام که راه عمل روشن شده است ، پس هر دو چیز رادر جاى آن بدار و هر کارى را به هنگام آن بگزار.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

«ارایه بلیت نشانه شخصیت شماست!»

البته احتمالا غیر از دادن بلیت، موارد دیگری را هم می‌توان پیدا کرد که نشان‌دهنده شخصیت شما باشد، مواردی از قبیل اینکه وقتی به دیگران می‌رسید چگونه رفتار می‌کنید، یا موقع عصبانیت چه‌ طور واکنش نشان می‌دهید، یا مثلا وقتی کسی به شما محبت می‌کند، از رفتار او چه برداشتی می‌کنید و چگونه به آن پاسخ می‌دهید، همگی با نوع شخصیت شما ارتباط دارد.

پس به عبارت دیگر می‌توان گفت که شخصیت ما مجموعه‌ای از افکار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واکنش‌ها است که از نوجوانی و جوانی در ما شکل می‌گیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبه‌های زندگی سایه می‌افکند و در طول زندگی‌مان تقریبا الگوی ثابتی دارد.

اما شخصیت سالم واقعا چگونه است، چه خصوصیاتی دارد یا باید چه کیفیتی داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است دوباره به تعریف شخصیت در بالا نگاهی بیندازیم و به چند نکته دقت کنیم:

1- فراگیر بودن و تاثیرگذاری بر جنبه‌های مختلف زندگی، از شرایط اصلی شخصیت است، به این معنا که شخصیت یک فرد تقریبا بر همه برخوردها و شرایط زندگی او تاثیرگذار است.

2- ثبات نسبی این خصوصیات در طول زندگی است، به این صورت که پس از شکل‌گیری در اوایل جوانی، ادامه می‌یابند و با گذشت سال ها تفاوت کمی می‌کنند. به همین علت است که نمی‌توان انتظار داشت افراد پس از ازدواج، زیاد تغییر کنند.

3- شخصیت هم شامل افکار، عقاید و برداشت‌های فرد است و هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم توانایی کنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1 -Id ، اید ، نهاد

فروید در سال 1923 مدل ساختاری دستگاه روانی را با اید و ایگو معرفی نمود. از نقطه نظر ساختاری دستگاه روانی به سه حوزه تقسیم می شود: اید، الگو و سوپر ایگو، که اعمالِ متفاوتی دارند.

اید محل سائق ( انگیزه ) های غریزی است و تحت سلطه فرآیند اولیه (primary process) است، بنابراین بر اساس اصل لذت و بدون توجه به واقعیت عمل می کند. فروید نهاد را یک منبع انرژی کاملاً بی سازمان ابتدایی فرض می کرد که از غرایز مشتق شده و تحت سلطه فرآیند اولیه است. به عقیده او ، کودک در زمان تولد فقط دارای نهاد است که با سائق های غریزی ، مدام در تلاش اقناع ( ارضا ) شدن است. نوزاد توانایی کنترل یا تعدیل ( متعادل ) این سائق ها را ندارد و در سازگاری با محیط خارج کاملاً به افراد دیگر متکی است.

2 -ego، ایگو ، خود، من

ایگو، نماینده ی سازمانی منطقی تر است که کار آن اجتناب از درد و ناراحتی است و برای تطابق با تقاضاهای خارج، تخلیه سائق های غریزی را تعدیل نموده یا مهار می کند. بر اساس رابطه بین حس و ادراک و کار عضلانی، کسی که در مرحله ایگو قرار دارد ،  دارای حرکت ارادی و مستقل است ؛ ایگو وظیفه حفاظت از خود را در برابر حوادث بیرونی برعهده دارد. فعالیت ایگو با توجه به تنش ناشی از تحریکات تعدیل می شود ؛ خواه این تنش ها درونساز بوده یا از خارج وارد شوند. فروید روی نقش غریزه ها  در رشد ایگو تأکید می کند، بخصوص بر نقش تعارض . در ابتدا تعارض بین اید و دنیای خارج است، بعدها این تعارض بین اید و خود ایگو ظاهر می گردد. ( نوزادان در ابتدا قادر به تفکیک جسم خود از دنیای خارج نیستند. رشد ایگو زمانی شروع می شود که کودک به مجزا بودن جسم خود از دنیای خارج واقف می گردد.)



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هویت اجتماعی و شخصیت هر شخص در جامعه ، در کنش متقابل اجتماعی

(Social interaction ) - یعنی در نتیجه ی تماس با اشخاص دیگر در گروه های اجتماعی – به تدریج تکوین می یابد ، رشد می کند و طی زمان در محیط فرهنگی و اجتماعی و زیستی تحقق می یابد و این جریان تحت تأثیر ده ها پدیده ی فرهنگی صورت می گیرد و هر یک از آنها در رفتار و عاطفه ی او ظاهر می شود . این پدیده های فرهنگی متنوعند ، مانند هنرها ، ادبیات عامیانه ، ارزش ها و عقاید مذهبی و ملی و بسیاری از آداب و رسوم و عادات اجتماعی و فرهنگ مادی ، که هر یک در تکوین و تشکیل شخصیت اجتماعی شخص تأثیر مثبت می گذارد . این پدیده های فرهنگی همواره در سراسر زندگی شخص باعث رشد شخصیت می شوند .

به عبارت دیگر فرد در جریان عمل متقابل با دیگران دارای شخصیت می شود و عکس العمل های دیگران نسبت به کارهایی که فرد می کند پیوسته در پرورش شخصیت تأثیر می گذارد.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کلمه ی شخصیت (personality ) در اصطلاح فلسفه ی اسلامی – ارسطویی یک مفهوم کاملاًَ ذهنی است ، که از مفهوم عینی شخص که به اصطلاح یک معقول اول است گرفته شده است . چون مفهوم فرد متفاوت است ، مفاهیم شخصیت و فردیت نیز متفاوت هستند.

منظور از " فرد" (Indivndual ) یک انسان بدون وابستگی به گروه اجتماعی و بدون داشتن نقش اجتماعی و تماس فرهنگی با اشخاص دیگر است ؛ مثل یک کودک . ولی " شخص" ، انسانی است در جامعه ، که وابسته به یک یا چند گروه اجتماعی است و در گروه خود ، نقش و پایگاه اجتماعی دارد، که در حال فرهنگ پذیری و جامعه پذیری است ؛ از این نظر است که شخصیت در جامعه شناسی بحث اساسی است .

در تعریف شخصیت نظر قاطع و مانع و جامعی ارائه نشده است . اغلب مردم شخصیت هر فرد انسانی را با عامل هایی مانند رعایت آداب و اصول اخلاقی ، آراستگی و سطح فهم و اطلاعات او ، می سنجند . در نظر آنان هر کس که دارای آن صفت ها باشد "با شخصیت" است . اما در اصطلاح علمی جامعه شناسی ، شخصیت ، مفهوم و تعاریف خاص دارد. از همه ی تعریف های قدیم و جدید درباره ی شخصیت می توان چنین نتیجه گرفت کهشخصیت شامل ترکیبی از ویژگی های بدنی – زیستی ، روانی و اجتماعی است که بر اثر شرایط زیستی – اجتماعی برای شخص ، در اذهان دیگران ایجاد می شود و به فرد نحوه ی رفتار و تطابق خاصی را که همراه با عاطفه و احساس ویژگی های معینی است ، القاء می کند.

روان شناسان اجتماعی ( Social psychology ) ، شخصیت را مجموعه ای از استعدادهای اکتسابی و فطری دانسته اند ، که سبب سازگاری بدیع او با محیط می شود . منظور از سازگاری بدیع ، خاص و بی همتا بودن شخصیت هر کس نسبت به دیگری است . چنان که اشاره شدفرد به معنای انسان عامی نامشخص است ؛ ولیشخص انسانی است مشخص و دارای خصوصیات فرهنگی در گروه اجتماعی مربوط به خود ؛ از این رو ، شخصیت اگر چه مفهومی کاملاً ذهنی است ، ولی صاحب خود را کاملاً از اشخاص دیگر ممتاز و مشخص می کند . بدان جهت هیچ دو شخصی پیدا نمی شود ولو دو قلو که دارای شخصیتی یکسان باشند . در عین حال بعضی شخصیت ها از نظر تیپ و سنخ در گروه اجتماعی شبیه یکدیگرند ، چون محیط فرهنگی یکسانی دارند.

زهره پری نوش- تبیان



تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد:


1 ـ از او امید خیر باشد.

2 ـ از بدى او در امان باشند.

3 ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.

4 ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.

5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.

6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.

7 ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد .

 8 ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد .

 

9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.

10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیزکـارتـــر است.



تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مـؤمـن, مـؤمـن واقعى نیست مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــد:

سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش.


اما سنت پروردگارش, پـوشاندن راز خود است

اما سنت پیغمبرش, مدارا و نرم رفتارى با مردم است

اما سنت امامـش ؛صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است.



تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای خشنودی می‌باشد. امام محمد تقی علیه السلام سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند:

«خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند.»

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است. این توانایی امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد.

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم علیه السلام پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:

حضرت رضا علیه السلام در یازدهم ذیقعدة الحرام سال 148 هجری در مدینه دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ما همواره از فرزندان خود انتظار داریم که خوب درس بخوانند، اتلاف وقت نکنند، و در ساعتی مقرر یادگیری خود را خاتمه دهند و نمرات بالایی هم کسب کنند اما هیچ گاه به آنان نمی آموزیم که اگر چگونه بخوانند نتایج بهتری کسب می کنند و در مدت زمان کمتری بازدهی بالاتری خواهند داشت. در این مقاله در نظر داریم تا خطاب به شما و دانش آموزان نکاتی را برای جلوگیری از افت تحصیلی و افزایش میزان یادگیری ارائه دهیم.

 

 1) مطالبی که در آغاز و در پایان مطالعه می خوانید بهتر در حافظه می مانند و مطالبی که در میان قرار دارند ‚احتمال فراموش کردنشان بیشتر است . پس بخش های میانی مطالعه به تمرین زیادتری نیاز دارند. و مدت زمان مطالعه باید کوتاه در نظر گرفته شود. بهترین زمان مطالعه 50 دقیقه و 10 دقیقه استراحت است. مطالعه برای مدت زمان طولانی و مستمر نه تنها سبب یادگیری بیشتر نمی شود بلکه به علت خستگی از کارایی و تمرکزتان تان نیز کم می شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه

«کریم»، در زبان و فرهنگ اسلامی، نژاد و اصیل1، خوش خوی و خوش روی2، پاکدامن و عفیف،3 جوانمرد و با مروّت، بخشاینده، بلند همّت و بزرگوار، خیرخواه و مهربان، نیکوکار، نیک نفس و نیکونهاد و در یک کلمه، جامع همه ارزشها4 است. و این همه در امام حسن مجتبی علیه‏السلام گرد آمده بود و به حقیقت، دوست و دشمن به او کریم می‏گفتند.5 و در میان شیعیان و پیروان اهل‏بیت به «کریم اهل‏بیت علیهم‏السلام » شهره است.

او، نژاده بود و کریم الطرفین و دارای پدر و مادر و اجداد و عموهایی شرافتمند، بزرگوار و جوانمرد از خاندان هاشم. بیهقی نقل کرده است:

«معاویه روزی نزد جماعتی از اشراف قریش و مردمانی دیگر، گفت:

«اخبرونی بأکرم النّاس اباً و امّاً و عمّاً و عمّةً و خالاً و خالةً و جدّاً و جدّةً؛6 به من خبر دهید کدامین انسان از نظر پدر، مادر، عمو، عمه، دایی، خاله، پدر بزرگ و مادر بزرگ نژاده‏تر و بزرگزاده‏تر است.»

مالک بن عجلان به سوی حسن بن علی علیهما‏السلام اشاره کرد و گفت: او اکرم و اصیل‏ترین مردم است؛ چه، پدرش علی‏بن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، عمویش جعفر طیّار، عمّه‏اش امّ‏هانی دختر ابوطالب، دایی‏اش قاسم فرزند پیامبر، خاله‏اش زینب دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، جدّش رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و جدّه‏اش خدیجه دختر خویلد است.

مردم ساکت شدند و (امام) حسن برخاست و رفت. عمروعاص رو به مالک کرد و گفت: آیا دوستی بنی‏هاشم تو را به سخن باطل واداشت؟

مالک بن عجلان گفت: چیزی جز حقیقت نگفتم و هرکس خرسندی مردم را با ناخرسندی خدا پی‏جوید، به آرزویش در دنیا نرسد و فرجامش به شقاوت انجامد. و بنی‏هاشم تازه‏ترین شاخه‏اند...، آیا چنین نیست ای معاویه!

گفت: به خدا سوگند! چنین است.7



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧ | ٥:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

والدین

از منظر امام حسن مجتبی(ع) پدر و مادر در شکل‏گیری شخصیت فرزندان اساسی‏ترین نقش را دارند به این جهت آن حضرت به مردی که در مورد خواستگاران دخترش از آن حضرت نظرخواهی می‏کرد، به نقش پدر آینده و مدیر خانواده اشاره کرده و فرمود: «زوّجها من رجلٍ تقّیٍ فانّه ان احبّها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛(5) برای همسری دخترت مردی با تقوا و مؤمن برگزین، زیرا اگر او دختر ترا دوست بدارد وی را احترام خواهد کرد و اگر خوشایند او نباشد به وی ظلم نمی‏کند.»

همچنین آن گرامی به اهمّیت نقش مادر پرداخته و هنگامی که با معاویه مناظره می‏کرد در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی از نقش مادرش هند یاد کرده و گفت: معاویه! چون مادر تو «هند» است و مادر بزرگت «نثیله» می‏باشد و تو در دامن چنین زنان فرومایه و پست پرورش یافته‏ای این گونه اعمال زشت از تو سر می‏زند و سعادت ما اهل‌بیت پیامبر(ص) در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه می‏باشد.(6)

دوستان

بدون تردید بعد از خانواده مهمترین عاملی که در خلق و خوی فرزندان تأثیر می‏گذارد رفقا و دوستان وی هستند. حضرت امام مجتبی(ع) در تربیت فرزندان خویش به نقش مهم رفیق توجه داشته و به داشتن دوستانی سالم عنایت ویژه مبذول کرده است. آن حضرت به فرزندش سفارش می‏کند که: فرزندم! با هیچ کس دوستی مکن مگر این که از رفت و آمد (ویژگی‏های روحی، اخلاقی و رفتاری) وی آگاه گردی، هنگامی که دقیقاً بررسی و تحقیق نمودی و معاشرت و دوستی با او را برگزیدی، آن گاه با او بر اساس گذشت و چشم پوشی از لغزش‏ها و یاری کردن در سختی‏ها همراه باش!(7)

مربی ومعلم

حساس‌ترین دوران رشد کودک در مراکز آموزشی و مدرسه سپری می‏شود و مربیان و معلمان با گفتار و رفتار و منش خود صفات و اخلاق روحی و روانی شان را به فرزندان منتقل می‏کنند و دانش‏آموزان بیشترین تأثیر را از اساتید و مربیان خود می‏گیرند بنابراین بخش مهمی از شخصیت فرزندان بستگی به معلمان و اساتید وی دارد. در این راستا امام حسن (ع) تأثیر چشمگیر معلمان و نقش ارزنده آنان در عرصه تربیت را یادآور شده و آنان را به تربیت صحیح دانش آموخته‏گان سفارش کرده و فرمود: کسی که یتیم آل محمد(ص) (دانشجو و دانش‏آموز دینی) را سرپرستی نماید و به جای پدر و اولیاء دلسوزش وی را تحت مراقبت خویش قرار دهد، یتیمی که در ورطه جهل و ناآگاهی فرورفته است. چنانچه او را از جهل برهاند و امور مشتبه و به هم آمیخته را برای او توضیح دهد و به تأمین نیازهای مادی او نیز اقدام نماید فضیلت و بلندی مقام وی (در مقایسه با دیگران) همچون درخشش خورشید به (سُها) و ستاره کم نور است.(8)



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

شادی جزیی از مجموعه احساس ها و رفتارهایی مثل ترس، خشم، محبت، نفرت، حسد، اندوه و غم است. به چه علت شاد می شویم؛ هرگاه انسان به خواسته خودش برسد و به چیزهایی که مورد علاقه اش است دست پیدا کند، در آن فرد حالتی از سرور و وجد به وجود می آید که به آن حالت شادی گفته می شود. حال این خواسته ها ممکن است برای بعضی ها مال، قدرت، نفوذ داشتن، موفقیت در زمینه های مختلف زندگی، چون دستیابی به علم یا افزایش ایمان باشد.

بنابراین شادی هم می تواند منشاء درونی و هم منشاء بیرونی داشته باشد که حاصل آن شادابی است یعنی تغییراتی در دو بعد روانی و جسمانی دارد؛ تغییرات در بعد روانی باعث بالا رفتن روحیه می شود و روحیه بالا، حرکت بدن را افزایش می دهد. و بالعکس حرکات بدنی (ورزش یا کار) اگر افزایش پیدا کند، روحیه فرد بالا می رود و تقویت می شود.

کسی که شاداب است، روحیه اش بالاست و عکس آن نیز صادق است یعنی افراد افسرده، حال و رمق حرکت ندارند چون شاد نیستند. اکثریت مردم در واقع به نوعی عادت کرده اند که با ابزار و امکانات بیرونی خودشان را شاد کنند. به عبارت دیگر این افراد فکر می کنند اگر این امکانات و شرایط را داشته باشند یا به آنها برسند، شاد خواهند شد. البته درست است که ابزار و امکانات بیرونی می توانند شادی آفرین باشند اما یک اشکال عمده در این نوع شادی وجود دارد. کسانی که عادت کرده اند فقط با امکانات بیرونی شاد شوند، با توجه به احتمال تغییر این شرایط و امکانات، احتمال تغییر روحیه وجود دارد. تجربه نشان داده است نگاه این گونه آدم ها به خودشان و زندگی سطحی است و اعتماد به نفس شان هم وابسته به امکانات بیرونی است، یعنی دیگران یا مادیات را مایه خوشبختی یا بدبختی خود می دانند،حالات و روحیه شان دائماً در حال تغییر است، وقتی چیزی را از دست می دهند افسرده می شوند و زمان شادی شان کوتاه خواهد بود. از همه خطرناک تر کسانی هستند که برای شاد شدن به دنبال استفاده از ابزار خطرناک می روند مثل مواد افیونی یا روانگردان، که علاوه بر مصنوعی بودن شادی و کوتاه بودن عمر شادی شان، جان خود را به خطر می اندازند و همین طور شرایط خطرناکی را برای دیگران به وجود می آورند.

اما برعکس کسانی که مشکلات خود را به نحوی درک و راه حل آن را پیدا کرده اند، تصمیم گرفته و اقدام کردند و آنجایی که مشکل حل نشده، با جان و دل آن را پذیرفته اند و چیز دیگری را جایگزین کاستی های خود کردند. اینها افرادی هستند که از درون شاد هستند و با توسل به استعدادها و توانایی های خدادادی درون شان شاد می شوند. نگاه این افراد به خودشان، دنیا و اطرافیان مثبت است و اصالتاً شاد هستند و بر اثر تغییرات پیرامون آن، شادی اصیل را از دست نمی دهند و برای شاد شدن نیازی به ابزارهای مادی و بیرونی ندارند و شادی آنها بادوام تر است و با روحیه بالا زندگی می کنند.

برای اینکه شادی را در درون خود ایجاد کنیم، باید خود را آن طور که هستیم، ببینیم، نکات مثبت و منفی خود را بشناسیم و برای برطرف کردن نکات منفی آن تلاش کنیم. نتایج چنین تلاشی باعث شادی و تقویت آن در نهایت شادابی خواهد بود. داستان پیوست می تواند باعث شود ما بیشتر از رشته های خود لذت ببریم و باعث شادی درون ما شود.

هما معارف---کارشناس ارشد آموزش سلامت

 



تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشنا تر ومانوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. بنابراین تا میتوانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید


 با بکار بستن نکاتی که در زیر می آید مهارت تند خوانی را در خود به هنگام مطالعه متون مختلف تقویت کنید.

1 ـ مکثــها و توقفهای چشمان خود را حین مطالعه سطور کــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این مکثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد.

تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کند خوان به 7 بار در هرسطرمیرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به 3 بار در هر سطر کاهش دهید.

نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.

نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.

نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

"اللّهُمَ ارزُقناحَجَّ بیتِکَ و زیارةَ قبرَ نبیّکَ"

دعای خیر شما بدرقه راه ماست

با کمک تصاویر سه بعدی زیر فاصله های زمینی را برای همیشه بردارید و خود را در فضای مجازی مسجد نبوی حاضر و ناظر ببینید.

 

مدینه منوره 1

مدینه منوره 7

مدینه منوره 2

مدینه منوره 8

مدینه منوره 3

مدینه منوره 9

مدینه منوره 4

مدینه منوره 10

مدینه منوره 5

مدینه منوره 11

مدینه منوره 6

مدینه منوره 12

 

شکوری؛ کارشناس دین و اندیشه



تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آخرین وداع با یاران

صفر

 در یکی از روزهای بیماری در حالی که سرش را با پارچه‌ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین کشیده می‌شد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسیده است که من از میان شما غائب گردم، اگر به کسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر کس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض کرد: چندی قبل به من وعده دادید که اگر ازدواج کنم، مبلغی به من کمک کنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد که مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر کسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار کند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.(1)

در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی که بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد، من اکنون آماده گرفتن قصاصم.

درخواست پیامبر یک تعارف اخلاقی نبود؛ بلکه جداً مایل بود حتی یک چنین حقوقی را که هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شکم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلکه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین کند.

پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص کند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشکبار و گردن‌های کشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند که جریان به کجا خاتمه می‌پذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد می‌شود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شکم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا کرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همانطور که او از پیامبر اسلام در گذشت.(2)

فروغ ابدیت جلد2، صفحات 864- 865 (با اندکی تغییر)

 



تاريخ : یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک عده معلمین برعلاوه داشتن توجه به درس وشاگردان می خواهد که به شاگردان خودرا قدرتمند نشان بدهد وبه دوقسم می باشد:

الف) اقتدار طلب مثبت :

گروهی از معلمانند  که طالب حکمروایی خود در کلاس هستند ولی این موضوع باعث آموزش اخلاقی نادرست دانش آموزان نمی شود؛بلکه در دلهاشیان جایگزین گردیده و از سلوک او الگو پذیری می نمایند.

 آنها وضعیت شاگردان را خوب می شناسند ، لذادر جریان تدریس اعمال زور نمی نمایند ونسبت به ارائه ی   درس جدی می باشند.

 ضمن توجه به روش خویش ؛نسبت به فراگیران محبت داشته بین آنان ؛احترام متقابل وجوددارد.

 

ب ) اقتدارطلب منفی :

این گونه از معلمان ؛ همواره تند خو ودارای رفتاری قهر آمیز هستند.

 تسلط طلبند و این امر موجب می شودکه شاگردان معمولا از آنها حالت مطلوب وخوشایندی نداشته باشند.

به گمان این گونه معلمان؛ صادر کردن احکام خشک توسط آنها طریقه ای خوب وعالی است .

معمولا پرگوئی می کنند و  یک فضای خشک و بی روح را برکلاس حاکم میسازند .



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از عوامل مهم موثر بر هوش ، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر ، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین ، تغذیه دوران کودکی و نوزادی ، شرایط و امکانات محیطی ، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار می‌روند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا می‌دارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم کرد.

تعریف تربیتی هوش

به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد.

تعریف تحلیلی هوش

بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

تعریف کاربردی هوش

در تعاریف کاربردی ، هوش پدیده‌ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فراموشی چیست؟

همه ما در زندگی روزمره خود مواردی را سراغ داریم که نتوانسته باشیم مطلب ، اسم فرد یا مکان خاص و یا اطلاعات دیگری را یادآوری کنیم. شاید بسیار پیش آمده باشد که مدتها به دنبال دسته کلید یا وسائل شخصی دیگر خود گشته باشیم و خیلی موراد دیگر. همه اینها مواردی جزئی از اختلال در عملکرد حافظه را نشان می‌دهد که تحت تاثیر عوامل مختلف ممکن است بوجود بیاید. این عوامل هرچه باشد، آنچه که برای ما پیش آمده این است که نتوانسته‌ایم به اطلاعاتی که مطمئن از دانستن آنها هستیم، دست پیدا کنیم. به عبارتی حافظه نتوانسته به اطلاعاتی که قبلا ذخیره کرده‌ایم، دسترسی پیدا کند. پدیده‌ای که همه آن را با عنوان فراموشی می‌شناسیم که در بسیاری موارد هم نتایج ناگواری به بار می‌آورد، مثل کم شدن نمره امتحانی.

علل فراموشی

فراموشی به علل مختلفی ممکن است اتفاق بیافتد. اکثر فراموشی‌های عادی روزمره مربوط به مراحل حافظه می‌باشند. وجود مشکل در هر یک از مراحل ، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه خواهد ساخت. نظریات جدید حافظه به این مطلب تاکید دارند و فراموشی را ناشی از احتمال خطا در یک یا چند مرحله از مراحل سه گانه حافظه می‌دانند. مراحل حافظه رمز گردانی ، اندوزش و بازیابی را شامل می‌شود و می‌دانیم که در مرحله رمز گردانی سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق می‌افتد. در مرحله اندوزش نگهداری اطلاعات در حافظه و در مرحله بازیابی فراخوانی اطلاعات از حافظه. خطای حافظه در هر یک از این مراحل مشکل فراموشی را به بار خواهد آورد.

  • چنانچه خطایی در مرحله رمزگردانی یا سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق بیافتد، در واقع به این معنی است که حافظه شرائط لازم برای رمزگردانی اطلاعات به نحو مناسب نداشته است. ممکن است کمبود توجه در حین سپردن اطلاعات به حافظه عامل این خطا باشد. ما زمانی که می‌خواهیم مطلبی را به حافظه خود بسپاریم، به آن توجه می‌کنیم. توجه ما رمزگردانی و سپردن آن را به حافظه امکان‌پذیر می‌سازد. ما خیلی از مطالبی را که می‌شنویم، اما به آن توجه نمی‌کنیم، فراموش می‌کنیم. به عبارتی تنها مطالبی که مورد توجه ما قرار می‌گیرد، به حافظه سپرده می‌شود. در غیر این صورت حافظه ما در هر لحظه در مقابل سیلی از اطلاعات قرار می‌گرفت که چندان ضرورتی هم برای ما نداشتند.


  • زمانی که خطا در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد، به این معنی است که اطلاعات به شیوه درست و کاملی ذخیره نشده‌اند و یا در جای مناسب خود قرار نگرفته‌اند. یکی از عواملی که اندوزش اطلاعات را میسر می‌سازد، مرور ذهنی است. مرور ذهنی به نیرومند شدن اطلاعات در حافظه کمک می‌کند و دوام آنها را در حافظه طولانی‌تر می‌سازد. بنابراین بدون مرور ذهنی اطلاعات از حافظه محو شده و دسترسی به آنها ناممکن می‌گردد.

    عامل دیگر که در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد و فراموشی را سبب می‌شود، جانشینی است، زمانی که اطلاعات جدید جای اطلاعات قدیمی را می‌گیرد و علت آن اغلب به گنجایش حافظه به خصوص در
    حافظه کوتاه مدت مربوط است. گنجایش حافظه کوتاه مدت معمولا محدود است و برای استفاده حداکثر از آن شگردهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، مثل روش تقطیع. در هر زمانی که اطلاعاتی که قصد اندوزش آنها را داریم، فراتر از گنجایش حافظه باشد، ذخیره نخواهد شد یا ناچارا اطلاعات قبلی را از بین خواهد برد.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روش تقطیع و فراخنای حافظه

در مورد اکثر افراد گنجایش حافظه کوتاه مدت نمی‌تواند به بیش از 2±7 افزایش یابد. با وجود این می‌توان اندازه قطعه‌ها را افزایش داد و از این راه بر تعداد ماده‌ها در فراخنای حافظه افزود. به عنوان مثال برای یادآوری 12 رقم 92-318-1499-231 می‌تواند آنها را در سه دسته چهارتایی دسته بندی کرد: 1892-4993-2311 و به راحتی 12 رقم را یادآوری کرد.

روش تصویر سازی ذهنی و رمز گردانی

هر وقت یک جفت واژه با یک تصویر ذهنی به هم ربط داده شوند، یادآوری آنها ، آسانتر می‌شود. هنگامی که ما دو واژه پروانه و کتاب را با یک تصویر ذهنی به هم ربط می‌دهیم، احتمالا یک پیوند معنادار بین آن دو برقرار می‌کنیم. این اصل عمده زیربنای بسیاری از نظامهای یادیار است. روش مکانها و روش واژه کلید از انواع نظامهای معروف یادیار هستند.

روش مکانها

این روش به ویژه در مواردی موثر است که با ردیف منطقی از ماده‌های دلبخواهی مانند واژه‌های نامربوط به یکدیگر سروکار داشته باشید. گام نخست این است که ردیف منظمی از مکانهای مختلف را به خاطر بسپارید. مثلا مکانهایی که ضمن قدم زدن در خانه خود با آنها برخورد می‌کنید. پس از این که توانستید قدم زدن ذهنی را راحت انجام دهید، شروع می‌کنید به ساخت یک تصویر ذهنی که در آن اولین واژه با اولین مکان ربط داده شده است و دومین واژه با دومین مکان و الی آخر.

روش واژه کلید

در یادگیری واژگان زبان خارجی می‌توان از این روش سود جست. برای مثال فرض کنید می‌خواهید یاد بگیرید که واژه اسپانیایی Caballo به معنی horse انگلیسی (اسب) است. روش واژه کلید دو مرحله دارد:

  • مرحله اول یافتن بخشی از واژه اسپانیایی است که با یک واژه انگلیسی هم صدا است. از آنجا که Caballo به صورت Cab-eye-yo تلفظ می‌شود، eye می‌تواند به عنوان واژه کلید بکار رود.
  • مرحله دوم ساختن یک تصویر ذهنی است که واژه کلید را به معادل انگلیسی واژه اصلی پیوند می‌دهد. مثلا یک اسب که بر یک چشم (eye) بسیار بزرگ لگد می‌زند. این تصویر ذهنی یک رابطه معنادار بین انگلیسی و معادل اسپانیایی آن برقرار می‌کند که برای به یاد آوردن آن ابتدا واژه eye و سپس تصویر ذهنی ذخیره شده که رابط eye و horse است، را بازیابی می‌کند.

روش بسط معنایی در بهسازی حافظه

هرچه معنای ماده‌ها بیشتر بسط بدهیم، آنها را بهتر به خاطر می‌آوریم. به سخن دیگر هرچه پیوندهای بیشتری بین ماده‌ها ایجاد کنیم، بر تعداد راههای بازیابی افزوده می‌شود. اگر می‌خواهید چیزی را به یاد آورید، معنای آن را بسط دهید. برای بسط دادن به یک مطلب می‌توانید سوالات متعددی برای خود مطرح کنید و به آنها پاسخ دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تمایز روانشناختی

مراحل سه‌ گانه حافظه (رمز گردانی ، اندوزش ، ارزیابی) در هر دو نوع حافظه وجود دارند. اما تفاوتی که وجود دارد اینست که کار‌کرد و فرایند این سه مرحله در هر دو موقعیت یکسان نیست. برای مثال حافظه کوتاه مدت رمز‌گردانی را به صورت «شنیداری و دیداری» انجام می‌دهد، در حالیکه رمزگردانی حافظه بلند مدت به صورت «معنایی و پیوندهای معنی‌دار است».

تمایز زیست‌شناختی

حافظه کوتاه مدت و بلند از لحاظ ساختار مغزی نیز متفاوت هستند. پژوهش‌ها معلوم ساخته است که «هیپوکامپ» (Hippocampus) که ساختاری در زیر قشر مخ و نزدیک به مغز است، فقط در حافظه بلند مدت نقش دارد، ولی در حافظه کوتاه مدت تاثیر ندارد. این در حالی است که مناطق پیشانی قشر مخ (قطعه پیشانی) در حافظه کوتاه مدت دخالت دارند.
(رشد)



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آیا بین حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت رابطه‌ای وجود دارد؟ این دو نوع حافظه از چه راهی با یکدیگر مرتبط می‌شوند؟ اینها سوالاتی هستند که نظریه‌های مختلفی در پاسخ آنها ارائه شده است. بر اساس یکی از این نظریه‌ها که به نظریه حافظه دوگانه معروف است، اطلاعات برای اینکه در حافظه دراز مدت ذخیره شوند، باید از حافظه کوتاه مدت به آنجا منتقل شوند. بنابراین اطلاعاتی که از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل می‌شوند، پایدار می‌مانند و در غیر این صورت بطور کامل از بین می‌روند.

از مهمترین راههایی که انتقال مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت را سبب می‌شود، ایجاد پیوند بین مطالب موجود در حافظه کوتاه مدت با مطالبی است که از قبل در حافظه بلند مدت وجود دارد و روش دیگر مرور ذهنی است. مرور ذهنی تحکیم و انتقال اطلاعات را به حافظه بلند مدت با سهولت انجام می‌دهد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مطالبی را که یادآوری می‌کنیم با توجه به زمان یادآوری می‌تواند مربوط به دو نوع مختلف حافظه باشد. دانش آموزی را تصور کنید که در کلاس درس مطالبی را در مورد موضوعی یاد می‌گیرد، مثلا نام یک آتشفشان یا پایتخت یک کشور و ... . زمانی که بلافاصله و در همان کلاس درس سوالاتی از این مطالب از وی می‌شود، در پاسخگویی به آن از حافظه کوتاه مدت خود استفاده می‌کند، ولی زمانی که سوالات در جلسه بعد و چند روز دیگر از او پرسیده می‌شود و او پاسخ می‌دهد، در واقع از حافظه دراز مدت خود استفاده کرده است. وقتی ما مطلبی را بلافاصله بعد از شنیدن آن به خاطر می‌آوریم، یادآوری آن کار آسانی خواهد بود و به سهولت انجام خواهد گرفت، اما زمانی که مدتی از شنیدن مطلب می‌گذرد و تلاش می‌کنیم آن را یاد بیاوریم، با مشکل بیشتری روبرو خواهیم شد.

زمانی که ما بلافاصله مطالب را یادآوری می‌کنیم، در واقع از دانش فعال خود که هنوز در سطح هشیاری ما قرار دارد، استفاده می‌کنیم، ولی زمانی که مدتی بعد از شنیدن مطالب قصد یادآوری آنها را می‌کنیم، دانشی که از آن استفاده می‌کنیم، نافعال است. با این توصیف در تقسیم بندیهایی که از حافظه به عمل آمده، آن را به دو نوع حافظه کوتاه مدت و دراز مدت تفسیم بندی کرده‌اند. تفاوت این دو نوع حافظه عمدتا به مدت زمان نگهداری اطلاعات مربوط می‌شود. هرچند تفاوتهای دیگری نیز با یکدیگر دارند.

مطالعات نشان داده‌اند که آدمی انواع مختلفی از حافظه (Memory) را دارد. اینکه «اطلاعات برای مدت زمان کوتهی ذخیره می‌شوند یا برای مدت زمان بلند» باعث تقسیم حافظه به انواع «حافظه کوتاه ‌مدت» (Short-Term Memory) و حافظه بلند ‌مدت (Long-Term Memory) شده است. با وجود این تقسیم آنها برای ذخیره کردن اطلاعات مراحل سه‌گانه حافظه را اجرا می‌کنند، البته به شیوه‌ها و ساختارهای مختلف این کار را انجام می‌دهند. نکته دیگر آنکه در بعضی از مطالعات و منابع از حافظه نوع سومی نیز به نام «حافظه حسی» (Sensory Memory) صحبت می‌شود.

حافظه کوتاه مدت (S.T.M)

مهمترین ویژگی این نوع حافظه ، گنجایش محدود آن است که بطور متوسط بین هفت ماده به اضافه یا منهای دو ماده (2±7) است. بعضی افراد تنها 5 ماده و برخی تا 9 ماده را در حافظه کوتاه مدت خود نگه می‌دارند، اما بطور متوسط گنجایش حافظه کوتاه مدت اکثریت افراد 7 ماده است. این رقم فراخنای حافظه نامیده می‌شود.

ویژگی دیگر حافظه کوتاه مدت آن است که اطلاعات در آن به صورت صوتی ، دیداری (عمدتا به صورت صوتی)
رمزگردانی می‌شوند، مثلا شخصی که مجموعه حروف RLBKSJ را شنیده و آن را به صورت صوتی رمزگردانی کرده است، در یادآوری ممکن است به جای حرف B ، حرف T را که صدای مشابهی با حرف B دارد، بیان کند.

بازیابی در این حافظه کم و بیش عاری از خطاست، بطوری که اگر مطلبی در حافظه باشد، حتما قابل دسترسی است.

یک آزمایش ساده برای تعیین فراخنای حافظه

از دوست خود بخواهید فهرستی از کلمات مثل اسامی افراد ، مکانها یا ارقام را تهیه کند و برای شما بخواند. بعد از آن ببینید از فهرست خوانده شده ، چند نام یا رقم را می‌توانید به ترتیب به یاد بیاورید. رقمی که بدست می‌آورید، احتمالا بین 5 و 9 خواهد بود که فراخنای حافظه شما را نشان می‌دهد. در واقع حافظه کوتاه مدت مثل جعبه هفت خانه‌ای است. زمانی که این هفت خانه پر شود، به ناچار باید برخی از خانه‌ها خالی شوند تا اطلاعات جدید بتوانند در آنها قرا بگیرند. این مساله یکی از علل فراموشی است.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای مشاهده ی سوالات وپاسخ آنها؛ روی هر صفحه کلیک نموده واز امکانات گوشه ی سمت چپ(بالا) برای ذخیره نمودن وبرای بزرگنمایی ومشاهده ی کامل ازآیکون گوشه سمت راست(پائین) استفاده نمایید.

 شناسه

 صفحه١سوالات 

 صفحه٢سوالات     صفحه٣سوالات

 صفحه۴سوالات

 صفحه۵سوالات     صفحه۶سوالات

 صفحه٧سوالات



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای مشاهده ی سوالات وپاسخ آنها؛ روی هر صفحه کلیک نموده واز امکانات گوشه ی سمت چپ(بالا) برای ذخیره نمودن وبرای بزرگنمایی ومشاهده ی کامل ازآیکون گوشه سمت راست(پائین) استفاده نمایید.

شناسه

 صفحه١سوالات          صفحه٢سوالات      صفحه٣سوالات

 صفحه۴سوالات   
صفحه۵سوالات

 صفحه۶سوالات

 صفحه٧سوالات



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای مشاهده ی سوالات وپاسخ آنها؛ روی هر صفحه کلیک نموده واز امکانات گوشه ی سمت چپ(بالا) برای ذخیره نمودن وبرای بزرگنمایی ومشاهده ی کامل ازآیکون گوشه سمت راست(پائین) استفاده نمایید.

شناسه


صفحه١سوالات          صفحه٢سوالات

 صفحه٣سوالات    صفحه۴سوالات

صفحه۵سوالات   صفحه۶سوالات

 صفحه٧سوالات



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مهم‌ترین فعالیتی که پس از اجرای برنامه‌های آموزشی صورت می‌گیرد ارزیابی از دانش آموزان است. ارزیابی فرآیندی است که بوسیله آن میزان دست یابی به اهداف آموزشی برای معلم و شاگرد تعیین می‌گردد. برای این که عملکرد دانش آموز بطور شایسته معین شود معلم بر اساس ملاکهای خاص خود و میزان تغییری که در رفتار شاگرد پدید آمده است داوری می‌کند. در واقع ارزیابی آخرین مرحله از فعالیتهای آموزشی معلم و تکمیل کننده سایر فعالیتهای اوست.

تصویر

در این مرحله معلم با استفاده از روشها و فنون مختلف اندازه گیری و ارزشیابی بازده یادگیری دانش آموزان و دانشجویان را سنجش می‌کند و میزان توفیق آنان را در دستیابی به اهداف آموزشی تعیین می‌نماید. همچنین معلم با انجام این کار میزان موفقیت و شکست خود را در پیاده کردن مراحل مختلف طرح آموزشی تعیین می‌کند. او با بهره‌گیری از نتایج حاصل از ارزشیابی بازده یادگیری دانش آموزان و دانشجویان می‌تواند مراحل پیشین طرح آموزشی خود را وارسی کند، اشکالات کار را تشخیص دهد و در رفع آنها بکوشد.

انواع ارزیابی

ارزیابی ممکن است در پایان دوره آموزشی صورت بگیرد که به آن ارزیابی نهایی یا تراکمی گفته می‌شود و منظور از آن تعیین نوع عملکردها یا هدفهای نهایی است. معلم به کمک این ارزیابی معلوم می‌کند که یاد گیرندگان تا چه میزانی به اهداف اصلی درس دست یافته‌اند و پیشرفت کلی آنان چه وضعی دارد. علاوه بر این نوع ارزیابی ، ارزیابی دیگری وجود دارد که نه در پایان دوره آموزشی بلکه در طول دوره آموزشی اجرا می‌شود و هدف از آن این است که از نحوه یادگیری و پیشرفت دانش آموزان اطلاع حاصل گردد و به رفع مشکلات و ضعفهای اجتماعی پرداخته شود.

به این نوع ارزیابی ، ارزیابی تکوینی گفته می‌شود چون زمانی اجرا می‌شود که یادگیری هنوز در حال تکوین و شکل گیری است. با استفاده از نتایج حاصل از این ارزشیابی معلم می‌تواند در زمانی که هنوز یادگیری در جریان است و امکان رفع مشکلات یادگیری دانش آموزان و برطرف کردن نواقص روش آموزشی معلم میسر است به انجام چنین کاری اقدام کند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اثر ارتباط معادل فارسی لغت Cormmunication است و به معنای پیوند دادن ، ربط دادن و نیز به معنای پیوند و رابطه بکار می‌رود. در فرایند آموزشی ، ارتباط عبارت است از برقراری رابطه بین دو فرد ، دو موضوع ، دو اندیشه یا بیشتر و به عبارت بهتر عبارت است از تفاهم و اشتراک فکر و اندیشه بین معلم و فراگیر یا فراگیران.

کلمه ارتباط بیشتر ، در علوم ارتباطات استعمال می‌شود و مفاهیم گوناگونی نظیر انتقال و انتشار آگاهی‌ها ، اندیشه‌ها ، ایجاد پیوستگی اجتماعی ، اشتراک فکری و همکاری عمومی را در بر می‌گیرد. ارتباط در فرایند آموزشی شامل تفاهم در سطح دانش ، فرهنگ و ارزشهای حاکم بر دو فردی که باهم ارتباط برقرار می‌کنند، می‌شود.

هر قدر جلوه اشتراک بیشتر باشد ، برقراری ارتباط سهل‌تر و مطلوب‌تر خواهد بود. همچنینی ارتباط یک جریان است یعنی مجموعه‌ای از اعمال متداوم‌دار که نتیجه خاصی را در پی دارد یا موقعیت جدیدی را بوجود می‌آورد. در واقع ارتباط عبارت است از وقایع و روابط پویا ، جاری ، مستمر و پیوسته در حال تغییر ، نه رویدادی ثابت.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

علت ترس و اضطراب از ارزشیابی ، بیشتر ناشی از عملکردهای غلط معلمان و روشهای نادرست ارزشیابی است. گاهی معلم نقش خود را فراهم کردن موقعیت و امکانات مناسب آموزشی و پرورشی هدایت فعالیتهای موزشی شاگردان به منظور رشد همه جانبه آنان است، فراموش می‌کند و تنها به انتقال حقایق علمی و اندازه‌گیری آن حقایق ضبط شده توسط فراگیران به منظور عبور آنان از کلاسی به کلاس دیگر می‌پردازند، در حالی که ارزشیابی همچون سایر فعالیتهای آموزشی است.

جدای از زندگی مدرسه‌ای شاگردان وظیفه همه معلمان است که ارزشیابی را از وجه ناآگاهانه به شکل آگاهانه درآورند و بدانند که ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگرد به کلاس بالاتر نیست. در کنار ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی فراگیران باید کارایی معلمان در امر تدریس نیز مورد ارزیابی قرار گیرد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت معلمان همراه با عوامل موثر در آن مشخص شود معلم باید پس از بررسی میزان پیشرفت تحصیلی شاگردان و تعیین عوامل موثر در آن ، برای رفع نواقص و اشکالات موجود ، اقدامات لازم را به عمل آورد در واقع او باید به اصلاح طرح اجرا و ارزشیابی کل فرایند تدریس و یادگیری بپردازد. برای نیل به این هدف معلم نیازمند شناخت ویژگیهای بدنی ، روانی ، اجتماعی ، عاطفی و همچنین تواناییهای علمی ، استعدادها و نارساییهای شاگردان خود است.

زیرا هدف آموزش و پرورش تنها انتقال معلومات و حقایق علمی نیست بلکه برآوردن نیازهای همه جانبه شاگردان است به طریقی که همه آنان بتوانند استعدادهای خود را از قوه به فعل درآورند. معلم در ارزشیابی مستمر از فرایند آموزش موظف است از یک طرف به رشد گروهی و پیشرفت همه افراد کلاس توجه کند و از طرف دیگر متوجه کمبودهای آموزشی و نقایص پیشرفت تک تک فراگیران باشد و به کشف و برطرف کردن عواملی که سبب چنین کمبودها و نقایصی شده است، بپردازد.
(رشد)



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امتحان چیست؟

در روشهای سنتی آموزش و پرورش امتحان به عملی گفته می‌شد که در پایان هر یک از سه ماهه یا نیمسال تحصیلی برای اندازه‌گیری میزان آموخته‌های شاگردان و تعیین قبول شدگان و مردودان به منظور ارتقای شاگردان از کلاسی به کلاس دیگر یا از واحدی به واحد دیگر انجام می گرفت. در روشهای جدید آموزش مفهوم امتحان دارای نقش و اهمیتی به مراتب بالاتر از مفاهیم فوق است و برای هدفهای مهمتر و گسترده‌تری بکار می‌رود.

در اصطلاح جدید ، مفهوم امتحان و ارزشیابی یکی است زیرا هر دو به اندازه‌گیری آموخته‌های شاگردان مربوطند. بنابراین امتحان نیز همچون ارزشیابی احتیاج به اطلاعات دارد. اطلاعات از طریق اندازه‌گیری بدست می‌آید و اندازه‌گیری هر چیزی احتیاج به یک وسیله دارد، بنابراین باید اندازه‌گیری را تعریف کنیم.

اندازه‌گیری چیست؟

اگر معلمی توانایی یا یکی دیگر از ویژگیهای شاگردان را بوسیله آزمونی به کمیت تبدیل کند و آنها را به صورت اعداد نشان دهد گفته می‌شود که عمل اندازه‌گیری انجام داده است. به عبارت دیگر اندازه‌گیری در آموزش و پرورش عبارت است از بدست آوردن اندازه‌ها و اطلاعات مربوط به یک رفتار یا ویژگی خاص به صورت کمیت. در واقع اندازه‌گیری نشان می‌دهد که چه مقدار از یک صفت در یک شی یا شخص مورد نظر وجود دارد.

آزمون چیست و چه فرقی با اندازه‌گیری دارد؟

آزمون یکی از وسایل اندازه‌گیری فعالیتهای آموزشی و پیشرفت تحصیلی شاگردان است. اگر چه آزمون یکی از وسایل اندازه‌گیری آموخته‌های شاگردان در جریان فعالیتهای آموزشی است. نمی‌توان آن را کاملا با مفهوم اندازه‌گیری یکی دانست. زیرا آزمون ویژگی یا صفتی را مستقیما اندازه‌گیری نمی‌کند، بلکه فقط نمونه‌ای از تغییرات بالفعل را اندازه می‌گیرد. بنابراین مفهوم آزمون از اندازه‌گیری محدودتر است و معمولا به سوالاتی اطلاق می‌شود که در اختیار شاگردان قرار می‌گیرد تا به آنها پاسخ دهد.

ارزشیابی چیست؟

توجه به تعریف اندازه‌گیری ممکن است این سوال مطرح شود که اگر بدست آوردن اطلاعات اندازه‌گیری است، پس ارزشیابی چیست؟ اگر معلمی پس از اندازه‌گیری و بدست آوردن اطلاعات ، کیفیت یا اطلاعات بدست آمده را مورد توجه قرار دهد و به تحلیل آن بپردازد گفته می‌شود که او عمل ارزشیابی انجام داده است. مثلا هر گاه به توانایی کسی نمره بدهیم و این نمره را یادداشت کنیم، توانایی وی را اندازه‌گیری کرده‌ایم. ولی هر گاه نمرات را تفسیر کنیم یعنی آنها را با معیارهای ویژه یا ضوابط معینی مقایسه کنیم، دیگر تنها عمل اندازه‌گیری انجام نداده‌ایم بلکه توانایی پیشرفت شاگردان را ارزیابی کرده است.

پس ارزشیابی نوعی داوری در مورد فرد است. ارزشیابی پیشرقت تحصیلی عبارت است از فرایندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدفهای آموزشی. از این رو نمی‌توان مشاهدات بی‌نظم و ترتیب رفتار شاگردان و پیشداوری‌های معلمان را ارزشیابی دانست.
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی همیشه ناظر بر هدفهای آموزشی است. ارزشیابی از اندازه‌گیری جامع‌تر است.



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از چهار نوع یادگیری مشخص می‌توان گفتگو کرد.

این چهار گروه شامل :

خوگیری ، شرطی سازی کلاسیک ، شرطی سازی عامل و یادگیری پیچیده است که هر کدام را بطور مختصر توضیح می‌دهیم.

خوگیری

خوگیری ساده ترین نوع یادگیری است و آن عبارت از نادیده گرفتن محرکی است که با آن مانوس شده‌ایم، یا پیامد مهمی برای ما ندارد. به عنوان مثال ما به صدای تیک تک ساعت عادت کرده‌ایم لذا یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازه‌ای را نشنویم نمونه‌ای از خوگیری است.

شرطی سازی کلاسیک

شرطی سازی کلاسیک یعنی پیوند دادن دو محرک در اثر مجاورت. پس از آن که محرک خنثی (محرک شرطی) چند بار با محرک غیر خنثی (محرک غیر شرطی) ، محرکی که بطور طبیعی و ثابت پاسخی ایجاد می‌کند، همراه شد، از خنثی بودن ساقط می‌شود و می‌تواند به تنهایی همان پاسخ را ایجاد کند. مثلا نوزاد یاد می‌گیرد که دیدن پستان مادر ، چشیدن شیر را در پی دارد.

شرطی سازی عامل

طبق نظریه شرطی شدن عامل ، ارگانیسم یاد می‌گیرد که رفتار تقویت شده را تکرار کند. اولین پاسخهای درست با کوشش و خطایی تصادفی یا با راهنمایی فیزیکی یا کلامی حاصل می‌شود. رفتارهای تقویت شده ، با فراوانی بیشتر ظاهر می‌شوند. مثلا کودک می‌آموزد که کتک زدن خواهر یا برادر سرزنش والدین را به دنبال دارد.

یادگیری پیچیده

این نوع یادگیری متضمن چیزی بیش از تشکیل پیوندها است. مثلا بکار گیری راهبرد معینی برای حل یک مسئله یا طراحی یک نقشه ذهنی از محیط خود.

اساس عصبی یاد گیران

پژوهشگران عقیده دارند که اساس عصبی یادگیری را باید در تغییرات ساختاری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب بیش از پیش به بررسی این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی پرداخته‌اند.

(رشد)



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت می‌دهند تا پرورش شاگرد.

تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند.

گروه درس‌نگر ، به شاگردان و تفاوت‌های فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمی‌کنند.

به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند.

به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده می‌سازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد.

گروه درس نگر را نیز می‌توان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.

درس نگر علمی

گروه درس نگر علمی بیشتر به رشته‌های علمی علاقه‌مند هستند و می‌کوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند.

با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درس‌های فلسفی و اجتماعی را ندارند، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته‌های علمی دارند، می‌توانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند.

تاثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان می‌گذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آنهاست.

چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشته‌های علمی و مواد درسی است تا شاگردان ،
دلبستگی آنها به علم باعث می‌شود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.

درس نگر فلسفی

گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی می‌پردازند، کلاسشان گیرا می‌باشد.

 شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند.

این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع می‌شوند.

چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمی‌کنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها می‌شوند.

و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا می‌کنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمی‌دهند.



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

(تودی لینک)



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

معلم شاگرد نگر

این گروه از معلمان ، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می‌دهند.

آنان را محور اصلی فعالیت‌های آموزشی می‌دانند.

آنان فعالیت و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر می‌گیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار می‌برند.

این گروه به طور کلی ، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند.

بلکه می‌توان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران ، شاگردان را در نظر می‌گیرند و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونه‌ای است که توجه هر مشاهده کننده‌ای را در نخستین برخورد به خود جلب می‌کنند.

 گروه شاگرد نگر را می‌توان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.

شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی

شاگرد نگر فردی به ویژگی‌های فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردی‌اش رفتار می‌کند.

در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد.

این گروه از معلمان با استفاده از روان‌شناسی پرورشی و روان‌شناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش می‌کنند.

 رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمی‌تر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواست‌های شاگردان توجه ندارند.



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مدتی است گسترش علم روانشناسی و جامعه شناسی به این نتیجه منتهی شده که کودکان و نوجوانان نیازمند فضاهای آموزشی شاد هستند. به ویژه این که با گسترش شهرنشینی خانه ها بیش از پیش کوچک شده، شکل آپارتمانی پیدا کرده اند و امکان حرکت و بازی را از بچه ها گرفته اند. در نتیجه کمبودهای آنها را با شاد کردن فضای مدارس و ایجاد امکان برای ورزش و بازی، استفاده از فضای سبز و یا رنگ های شاد می توان جبران کرد.
علاوه بر آن فضاهای آموزش و پرورش بر کارایی برنامه های آموزشی اثر می گذارد.
محترم شجاعی کارشناس تکنولوژی آموزشی می گوید:«مدتها است در جهان برنامه های آموزشی و به دنبال آن فضاهای آموزشی تغییر زیادی کرده اند. به عنوان مثال امروزه از هر فضایی در مدرسه برای آموزش دانش آموزان به بهترین وجه بهره برداری می شود. به طوری که فضای کلاس ها و حتی حیاط مدرسه انباشته از وسایل و تصاویر کمک آموزشی است. بچه های امروزی دیگر محکوم نیستند ساعت های ثابت در نیمکت ها بنشینند. بلکه در صندلی های تک نفره ای می نشینند که سطح میز آنها برای استفاده از وسایل آزمایشگاهی و کمک آموزشی صاف است. با وجود این صندلی ها، معلمان می توانند متناسب با هر فعالیتی نحوه آرایش کلاس را تغییر دهند



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از افراد تحت تاثیر استرس شدید، توانایی خود را در تصمیم‌گیری‌ها از دست می‌دهند و نمی‌توانند اولویت‌های خود را در زندگی ارزشیابی کنند و در نتیجه شدیدا حواس‌پرتی پیدا می‌کنند. این موضوع یکی از موارد به زانو درآمدن به شمار می‌رود.

هنگامی که فرد در مواجهه با استرس‌ها و مشکلات زندگی به زانو درمی‌آید، اغلب نوعی حس بی‌توجهی، بی‌اعتنایی و رفتارهای خطرناک در او بروز می‌کند. این حس در تمام انسان‌ها، از افراد مشهور و معروف گرفته تا افراد عادی، به وضوح قابل مشاهده است.

اختلالی موسوم به مسئولیت‌پذیری مزمن، یکی از عارضه‌های جانبی به زانو درآمدن است. افراد مبتلا در این حالت، از نظر ذهنی و بدنی، از زندگی و فشار کاری خود به تنگ می‌آیند و دیگر برای لحظه‌ای هم حاضر نیستند آن را تحمل کنند. علایم این اختلال اغلب با گفته‌هایی از این دست همراه است: «خیلی کار روی سرم ریخته و هیچ‌کس دیگری جز خودم نمی‌تواند آنها را به درستی انجام دهد.»

این مشکل به طور بارز در کارهای طاقت‌فرسا به وجود می‌آید و افراد سخت‌کوشی که از نظر عاطفی یا بدنی خسته می‌شوند، به ناچار چنین مشکلی را متحمل می‌شوند.

بنابراین هنگامی که نتوانید در برابر تعهدات و مسئولیت‌های جدید جواب «نه» بدهید یا اینکه برای مدت زمان طولانی‌ تحت فشار کاری قرار گرفته باشید، احتمال زیادی وجود دارد که به زانو درآیید.

اگر شما هم با خواندن این مطلب احساس می‌کنید که در معرض خطر «از پا در آمدن» قرار دارید، راهکارهای زیر به شما کمک می‌کند تا بتوانید خود را با شرایط موجود وفق دهید و به شرایط مطلوب نزدیک شوید:

1- اهداف خود را از نو ارزیابی کنید و آنها را دوباره اولویت‌بندی کنید.

2- خواسته‌های خودتان را سازمان‌دهی کنید و ببینید کدام یک از ‌آنها برای رساندن شما به اهداف‌تان از اهمیت بیشتری برخوردار است.

3- توانایی‌های خود را برای آسان‌تر کردن هر چه بیشتر مسیر یا همان رسیدن به خواسته‌هایتان معین کنید.

4- عوامل استرس‌زا در زندگی، محیط کار و خانواده را شناسایی کنید. برای این کار می‌توانید از حمایت دوستان، اعضای خانواده و مشاور برخوردار شوید و استرس خود را کاهش دهید.

5- مطمئن شوید که شیوه زندگی سالمی را دنبال می‌کنید، بنابراین به اندازه کافی بخوابید و آنقدر استراحت کنید تا سطح انرژی بدن را در حد مطلوب‌ نگه دارید. همچنین غذا‌های سالم مصرف کنید و رژیم غذایی متعادلی را دنبال کنید، زیرا رژیم غذایی ناسالم موجب می‌شود تا احساس خوبی نداشته باشید. فعالیت‌های متعدد مانند تفریحات آرام‌بخش را تجربه کنید تا جسم و ذهن‌تان از مشکلات برای مدت زمانی هر چند کوتاه دور شود.

6- اگر در یک مدت زمان معین، انگیزه‌های خود را بیش از اندازه درباره کاری که انجام می‌دهید از دست داده‌اید، یک وقفه موقتی به خودتان بدهید و برای مدتی دست از کار بکشید.

7- اگر در مراحل آخر خستگی قرار دارید و بیش از پیش از پای درآمده‌اید و احساس بی‌انگیزگی شما بسیار زیاد شده است و هیچ تمایلی به کار خود ندارید، از روان‌شناس یا روان‌پزشک کمک بگیرید.

دکتر محمدمهدی قاسمی (همکار تبیان) - روانپزشک


تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خواب یکی از نیاز‌های مهم جسمی و روانی ماست. یعنی اگر ما بخشی از شبانه‌روز خود را به خواب اختصاص ندهیم، در کارکرد جسم و روانمان اختلال به‌وجود می‌آید. استراحت و خواب، فرصت مناسبی برای تجدید قوا، رفع خستگی عمومی و تسکین سلسله اعصاب است. با این‌که خواب عکس بیداری است، اما در موارد مختلفی با هم اشتراک دارند.

در حالت خواب، میزان فشار خون پایین می‌آیدو ضربان قلب کاهش می‌یابد. در حالت خواب ما به انواع صدا، نور، سرما و گرما حساسیم.

ما در خواب حتی فکر هم می‌کنیم و حافظه ما چیزهایی را ضبط و نگهداری می‌کند. خواب علاوه بر این‌که در تنظیم حرارت، ایجاد و ذخیره انرژی اهمیت حیاتی دارد، برای تعادل جسمی و روانی نیز حائز اهمیت است و محرومیت از آن موجب مشکلات اساسی، ادراکی، گفتاری، فکری، خلقی، ظاهری و به طور کلی شخصیتی می‌شود. فعالیت مستمر بدون استراحت کافی، دفع سموم ناشی از انقباض عضلات را با مشکل روبه‌رو می‌کند، سلامت جسمی و روحی را مختل کرده و موجب مشکلات مختلفی از جمله خستگی جسمی و فکری، کاهش هوشیاری، تحریک‌پذیری و افسردگی میشود و زمینه را برای ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها آماده می‌کند. افراد پرخواب، کم و بیش افسرده و مضطرب و از نظر اجتماعی معمولا کناره گیرند. برعکس، افراد کم‌خواب افرادی با کفایت، و از نظر اجتماعی مسلط و راضی از خود هستند. میزان خواب مورد نیاز در اشخاص مختلف بر حسب مقدار فعالیت، سن و شرایط جسمی  روحی آنها متفاوت است، ولی میانگین 8 ساعت خواب و استراحت برای بیشتر افراد، مناسب است. مهم این است به قدری بخوابیم که هنگام بیداری، احساس نشاط و شادابی کنیم تا آمادگی کامل جهت انجام فعالیت‌های روزمره را داشته باشیم. رعایت این موارد کمک می‌کند تا زمان خواب و استراحت بهتری داشته باشید.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
اربعین، فاش کننده رازهاى سربه مهر عاشورا و یادآور زخم هاى حادثه کربلا یک بار دیگر فرا رسید و پیشانى آسمان ، آنجا که با خط سبزى نوشته شده «ان الحسین مصباح الهدى و سفینة النجاة» از درخشندگى تابناک است.
 
 

آرى، حسین(ع) کشتى نجات سرگشتگان زمین است. هم او که همچون نوح، ناجى جان هاى درمانده و توفان زده است و کشتى نجات را در روشناى برق چشمان به اشک نشسته، به سوى ساحل زلال و امن فطرت رهنمون مى شود.
در روز حشر، باب الحسین (ع) یکى از فراخ ترین درهاى بهشت است؛ درى که همواره مفتوح است.
براى اهل زمین، آسمان ملکوتى است مملو از نور و حیات اما در روز عاشورا زمین، ملکوت آسمانیان مى شود؛ آنگاه که پاره هاى وجود ثارالله و یارانش همچون ستاره هاى آسمان مى درخشند و اربعین یادآور لحظات ملکوتى زمین است؛ لحظاتى که هماره در آوندهاى تاریخ فریاد «انا قتیل العبرات» و «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بر مى آورد.


فرارسیدن اربعین حسینى(ع) بر عموم مسلمانان بویژه شیعیان جهان
 تسلیت باد.
(ایران)



تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

١- آسان سازی فرایند ساخت دانش است.

٢- چون یادگیرنده در مرکز یادگیری قرار دارد ؛معلم نقش راهنما وتسهیل کننده را بازی

می کند.

٣- به فراگیر اجازه می دهد؛تا دانش را بسازد ونه اینکه دانش از طریق آموزش به او ارائه شود.

۴-با آگاهی از نظرات وتجارب قبلی فراگیران ؛،موقعیتهایی(پروژه ؛تهیه ی گزارش ؛کارورزی و...) را طراحی می کند که آنها بتوانند به بازسازی وبسط دانش خود بپردازند.

۵- بخش مهمی از نقش معلم در فضای ساختن گرا ؛سوال کردن است.زیرا طرح سوال به عنوان داربست یادگیری ؛مورد استفاده قرار می گیرد.

۶- نوع سوالات معلم ؛تحلیل ؛ترکیب وقضاوت توام با ارزیابی را به همراه دارد.سوالاتی مانند:

*آیا مطلب تازه ای دیده ای؟

* آیا می توانید راه دیگری بیابید؟

* چه اتفاقی می افتد اگر.....

٧- معلم دانش آموز را در کشف توانایی ها وعلایق یاری می کند؛ چون می داند هیچ

 انگیزه ای  قوی تر از علاقه ی عمیق ووادارنده نیست.

٨- معلم در این روش تفاوتهای فردی را به عنوان (گنجینه های دانش ) به حساب

می آورد؛که می تواند برای غنی سازی وتقویت یادگیری فراگیر مورد استفاده قرار گیرد.

٩- از دید معلم ساختن گرا ؛ دانش آموز متفکری است که نظریه پرداز آینده خواهد بود.

١٠-......

 



تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.