کلمه ی شخصیت (personality ) در اصطلاح فلسفه ی اسلامی – ارسطویی یک مفهوم کاملاًَ ذهنی است ، که از مفهوم عینی شخص که به اصطلاح یک معقول اول است گرفته شده است . چون مفهوم فرد متفاوت است ، مفاهیم شخصیت و فردیت نیز متفاوت هستند.

منظور از " فرد" (Indivndual ) یک انسان بدون وابستگی به گروه اجتماعی و بدون داشتن نقش اجتماعی و تماس فرهنگی با اشخاص دیگر است ؛ مثل یک کودک . ولی " شخص" ، انسانی است در جامعه ، که وابسته به یک یا چند گروه اجتماعی است و در گروه خود ، نقش و پایگاه اجتماعی دارد، که در حال فرهنگ پذیری و جامعه پذیری است ؛ از این نظر است که شخصیت در جامعه شناسی بحث اساسی است .

در تعریف شخصیت نظر قاطع و مانع و جامعی ارائه نشده است . اغلب مردم شخصیت هر فرد انسانی را با عامل هایی مانند رعایت آداب و اصول اخلاقی ، آراستگی و سطح فهم و اطلاعات او ، می سنجند . در نظر آنان هر کس که دارای آن صفت ها باشد "با شخصیت" است . اما در اصطلاح علمی جامعه شناسی ، شخصیت ، مفهوم و تعاریف خاص دارد. از همه ی تعریف های قدیم و جدید درباره ی شخصیت می توان چنین نتیجه گرفت کهشخصیت شامل ترکیبی از ویژگی های بدنی – زیستی ، روانی و اجتماعی است که بر اثر شرایط زیستی – اجتماعی برای شخص ، در اذهان دیگران ایجاد می شود و به فرد نحوه ی رفتار و تطابق خاصی را که همراه با عاطفه و احساس ویژگی های معینی است ، القاء می کند.

روان شناسان اجتماعی ( Social psychology ) ، شخصیت را مجموعه ای از استعدادهای اکتسابی و فطری دانسته اند ، که سبب سازگاری بدیع او با محیط می شود . منظور از سازگاری بدیع ، خاص و بی همتا بودن شخصیت هر کس نسبت به دیگری است . چنان که اشاره شدفرد به معنای انسان عامی نامشخص است ؛ ولیشخص انسانی است مشخص و دارای خصوصیات فرهنگی در گروه اجتماعی مربوط به خود ؛ از این رو ، شخصیت اگر چه مفهومی کاملاً ذهنی است ، ولی صاحب خود را کاملاً از اشخاص دیگر ممتاز و مشخص می کند . بدان جهت هیچ دو شخصی پیدا نمی شود ولو دو قلو که دارای شخصیتی یکسان باشند . در عین حال بعضی شخصیت ها از نظر تیپ و سنخ در گروه اجتماعی شبیه یکدیگرند ، چون محیط فرهنگی یکسانی دارند.

زهره پری نوش- تبیان



تاريخ : جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد:


1 ـ از او امید خیر باشد.

2 ـ از بدى او در امان باشند.

3 ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.

4 ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.

5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.

6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.

7 ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد .

 8 ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد .

 

9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.

10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیزکـارتـــر است.



تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مـؤمـن, مـؤمـن واقعى نیست مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــد:

سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش.


اما سنت پروردگارش, پـوشاندن راز خود است

اما سنت پیغمبرش, مدارا و نرم رفتارى با مردم است

اما سنت امامـش ؛صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است.



تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای خشنودی می‌باشد. امام محمد تقی علیه السلام سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند:

«خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند.»

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است. این توانایی امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد.

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم علیه السلام پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:

حضرت رضا علیه السلام در یازدهم ذیقعدة الحرام سال 148 هجری در مدینه دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ما همواره از فرزندان خود انتظار داریم که خوب درس بخوانند، اتلاف وقت نکنند، و در ساعتی مقرر یادگیری خود را خاتمه دهند و نمرات بالایی هم کسب کنند اما هیچ گاه به آنان نمی آموزیم که اگر چگونه بخوانند نتایج بهتری کسب می کنند و در مدت زمان کمتری بازدهی بالاتری خواهند داشت. در این مقاله در نظر داریم تا خطاب به شما و دانش آموزان نکاتی را برای جلوگیری از افت تحصیلی و افزایش میزان یادگیری ارائه دهیم.

 

 1) مطالبی که در آغاز و در پایان مطالعه می خوانید بهتر در حافظه می مانند و مطالبی که در میان قرار دارند ‚احتمال فراموش کردنشان بیشتر است . پس بخش های میانی مطالعه به تمرین زیادتری نیاز دارند. و مدت زمان مطالعه باید کوتاه در نظر گرفته شود. بهترین زمان مطالعه 50 دقیقه و 10 دقیقه استراحت است. مطالعه برای مدت زمان طولانی و مستمر نه تنها سبب یادگیری بیشتر نمی شود بلکه به علت خستگی از کارایی و تمرکزتان تان نیز کم می شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه

«کریم»، در زبان و فرهنگ اسلامی، نژاد و اصیل1، خوش خوی و خوش روی2، پاکدامن و عفیف،3 جوانمرد و با مروّت، بخشاینده، بلند همّت و بزرگوار، خیرخواه و مهربان، نیکوکار، نیک نفس و نیکونهاد و در یک کلمه، جامع همه ارزشها4 است. و این همه در امام حسن مجتبی علیه‏السلام گرد آمده بود و به حقیقت، دوست و دشمن به او کریم می‏گفتند.5 و در میان شیعیان و پیروان اهل‏بیت به «کریم اهل‏بیت علیهم‏السلام » شهره است.

او، نژاده بود و کریم الطرفین و دارای پدر و مادر و اجداد و عموهایی شرافتمند، بزرگوار و جوانمرد از خاندان هاشم. بیهقی نقل کرده است:

«معاویه روزی نزد جماعتی از اشراف قریش و مردمانی دیگر، گفت:

«اخبرونی بأکرم النّاس اباً و امّاً و عمّاً و عمّةً و خالاً و خالةً و جدّاً و جدّةً؛6 به من خبر دهید کدامین انسان از نظر پدر، مادر، عمو، عمه، دایی، خاله، پدر بزرگ و مادر بزرگ نژاده‏تر و بزرگزاده‏تر است.»

مالک بن عجلان به سوی حسن بن علی علیهما‏السلام اشاره کرد و گفت: او اکرم و اصیل‏ترین مردم است؛ چه، پدرش علی‏بن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، عمویش جعفر طیّار، عمّه‏اش امّ‏هانی دختر ابوطالب، دایی‏اش قاسم فرزند پیامبر، خاله‏اش زینب دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، جدّش رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و جدّه‏اش خدیجه دختر خویلد است.

مردم ساکت شدند و (امام) حسن برخاست و رفت. عمروعاص رو به مالک کرد و گفت: آیا دوستی بنی‏هاشم تو را به سخن باطل واداشت؟

مالک بن عجلان گفت: چیزی جز حقیقت نگفتم و هرکس خرسندی مردم را با ناخرسندی خدا پی‏جوید، به آرزویش در دنیا نرسد و فرجامش به شقاوت انجامد. و بنی‏هاشم تازه‏ترین شاخه‏اند...، آیا چنین نیست ای معاویه!

گفت: به خدا سوگند! چنین است.7



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧ | ٥:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

والدین

از منظر امام حسن مجتبی(ع) پدر و مادر در شکل‏گیری شخصیت فرزندان اساسی‏ترین نقش را دارند به این جهت آن حضرت به مردی که در مورد خواستگاران دخترش از آن حضرت نظرخواهی می‏کرد، به نقش پدر آینده و مدیر خانواده اشاره کرده و فرمود: «زوّجها من رجلٍ تقّیٍ فانّه ان احبّها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛(5) برای همسری دخترت مردی با تقوا و مؤمن برگزین، زیرا اگر او دختر ترا دوست بدارد وی را احترام خواهد کرد و اگر خوشایند او نباشد به وی ظلم نمی‏کند.»

همچنین آن گرامی به اهمّیت نقش مادر پرداخته و هنگامی که با معاویه مناظره می‏کرد در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی از نقش مادرش هند یاد کرده و گفت: معاویه! چون مادر تو «هند» است و مادر بزرگت «نثیله» می‏باشد و تو در دامن چنین زنان فرومایه و پست پرورش یافته‏ای این گونه اعمال زشت از تو سر می‏زند و سعادت ما اهل‌بیت پیامبر(ص) در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه می‏باشد.(6)

دوستان

بدون تردید بعد از خانواده مهمترین عاملی که در خلق و خوی فرزندان تأثیر می‏گذارد رفقا و دوستان وی هستند. حضرت امام مجتبی(ع) در تربیت فرزندان خویش به نقش مهم رفیق توجه داشته و به داشتن دوستانی سالم عنایت ویژه مبذول کرده است. آن حضرت به فرزندش سفارش می‏کند که: فرزندم! با هیچ کس دوستی مکن مگر این که از رفت و آمد (ویژگی‏های روحی، اخلاقی و رفتاری) وی آگاه گردی، هنگامی که دقیقاً بررسی و تحقیق نمودی و معاشرت و دوستی با او را برگزیدی، آن گاه با او بر اساس گذشت و چشم پوشی از لغزش‏ها و یاری کردن در سختی‏ها همراه باش!(7)

مربی ومعلم

حساس‌ترین دوران رشد کودک در مراکز آموزشی و مدرسه سپری می‏شود و مربیان و معلمان با گفتار و رفتار و منش خود صفات و اخلاق روحی و روانی شان را به فرزندان منتقل می‏کنند و دانش‏آموزان بیشترین تأثیر را از اساتید و مربیان خود می‏گیرند بنابراین بخش مهمی از شخصیت فرزندان بستگی به معلمان و اساتید وی دارد. در این راستا امام حسن (ع) تأثیر چشمگیر معلمان و نقش ارزنده آنان در عرصه تربیت را یادآور شده و آنان را به تربیت صحیح دانش آموخته‏گان سفارش کرده و فرمود: کسی که یتیم آل محمد(ص) (دانشجو و دانش‏آموز دینی) را سرپرستی نماید و به جای پدر و اولیاء دلسوزش وی را تحت مراقبت خویش قرار دهد، یتیمی که در ورطه جهل و ناآگاهی فرورفته است. چنانچه او را از جهل برهاند و امور مشتبه و به هم آمیخته را برای او توضیح دهد و به تأمین نیازهای مادی او نیز اقدام نماید فضیلت و بلندی مقام وی (در مقایسه با دیگران) همچون درخشش خورشید به (سُها) و ستاره کم نور است.(8)



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

شادی جزیی از مجموعه احساس ها و رفتارهایی مثل ترس، خشم، محبت، نفرت، حسد، اندوه و غم است. به چه علت شاد می شویم؛ هرگاه انسان به خواسته خودش برسد و به چیزهایی که مورد علاقه اش است دست پیدا کند، در آن فرد حالتی از سرور و وجد به وجود می آید که به آن حالت شادی گفته می شود. حال این خواسته ها ممکن است برای بعضی ها مال، قدرت، نفوذ داشتن، موفقیت در زمینه های مختلف زندگی، چون دستیابی به علم یا افزایش ایمان باشد.

بنابراین شادی هم می تواند منشاء درونی و هم منشاء بیرونی داشته باشد که حاصل آن شادابی است یعنی تغییراتی در دو بعد روانی و جسمانی دارد؛ تغییرات در بعد روانی باعث بالا رفتن روحیه می شود و روحیه بالا، حرکت بدن را افزایش می دهد. و بالعکس حرکات بدنی (ورزش یا کار) اگر افزایش پیدا کند، روحیه فرد بالا می رود و تقویت می شود.

کسی که شاداب است، روحیه اش بالاست و عکس آن نیز صادق است یعنی افراد افسرده، حال و رمق حرکت ندارند چون شاد نیستند. اکثریت مردم در واقع به نوعی عادت کرده اند که با ابزار و امکانات بیرونی خودشان را شاد کنند. به عبارت دیگر این افراد فکر می کنند اگر این امکانات و شرایط را داشته باشند یا به آنها برسند، شاد خواهند شد. البته درست است که ابزار و امکانات بیرونی می توانند شادی آفرین باشند اما یک اشکال عمده در این نوع شادی وجود دارد. کسانی که عادت کرده اند فقط با امکانات بیرونی شاد شوند، با توجه به احتمال تغییر این شرایط و امکانات، احتمال تغییر روحیه وجود دارد. تجربه نشان داده است نگاه این گونه آدم ها به خودشان و زندگی سطحی است و اعتماد به نفس شان هم وابسته به امکانات بیرونی است، یعنی دیگران یا مادیات را مایه خوشبختی یا بدبختی خود می دانند،حالات و روحیه شان دائماً در حال تغییر است، وقتی چیزی را از دست می دهند افسرده می شوند و زمان شادی شان کوتاه خواهد بود. از همه خطرناک تر کسانی هستند که برای شاد شدن به دنبال استفاده از ابزار خطرناک می روند مثل مواد افیونی یا روانگردان، که علاوه بر مصنوعی بودن شادی و کوتاه بودن عمر شادی شان، جان خود را به خطر می اندازند و همین طور شرایط خطرناکی را برای دیگران به وجود می آورند.

اما برعکس کسانی که مشکلات خود را به نحوی درک و راه حل آن را پیدا کرده اند، تصمیم گرفته و اقدام کردند و آنجایی که مشکل حل نشده، با جان و دل آن را پذیرفته اند و چیز دیگری را جایگزین کاستی های خود کردند. اینها افرادی هستند که از درون شاد هستند و با توسل به استعدادها و توانایی های خدادادی درون شان شاد می شوند. نگاه این افراد به خودشان، دنیا و اطرافیان مثبت است و اصالتاً شاد هستند و بر اثر تغییرات پیرامون آن، شادی اصیل را از دست نمی دهند و برای شاد شدن نیازی به ابزارهای مادی و بیرونی ندارند و شادی آنها بادوام تر است و با روحیه بالا زندگی می کنند.

برای اینکه شادی را در درون خود ایجاد کنیم، باید خود را آن طور که هستیم، ببینیم، نکات مثبت و منفی خود را بشناسیم و برای برطرف کردن نکات منفی آن تلاش کنیم. نتایج چنین تلاشی باعث شادی و تقویت آن در نهایت شادابی خواهد بود. داستان پیوست می تواند باعث شود ما بیشتر از رشته های خود لذت ببریم و باعث شادی درون ما شود.

هما معارف---کارشناس ارشد آموزش سلامت

 



تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشنا تر ومانوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. بنابراین تا میتوانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید


 با بکار بستن نکاتی که در زیر می آید مهارت تند خوانی را در خود به هنگام مطالعه متون مختلف تقویت کنید.

1 ـ مکثــها و توقفهای چشمان خود را حین مطالعه سطور کــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این مکثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد.

تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کند خوان به 7 بار در هرسطرمیرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به 3 بار در هر سطر کاهش دهید.

نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.

نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.

نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

"اللّهُمَ ارزُقناحَجَّ بیتِکَ و زیارةَ قبرَ نبیّکَ"

دعای خیر شما بدرقه راه ماست

با کمک تصاویر سه بعدی زیر فاصله های زمینی را برای همیشه بردارید و خود را در فضای مجازی مسجد نبوی حاضر و ناظر ببینید.

 

مدینه منوره 1

مدینه منوره 7

مدینه منوره 2

مدینه منوره 8

مدینه منوره 3

مدینه منوره 9

مدینه منوره 4

مدینه منوره 10

مدینه منوره 5

مدینه منوره 11

مدینه منوره 6

مدینه منوره 12

 

شکوری؛ کارشناس دین و اندیشه



تاريخ : دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آخرین وداع با یاران

صفر

 در یکی از روزهای بیماری در حالی که سرش را با پارچه‌ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین کشیده می‌شد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسیده است که من از میان شما غائب گردم، اگر به کسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر کس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض کرد: چندی قبل به من وعده دادید که اگر ازدواج کنم، مبلغی به من کمک کنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد که مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر کسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار کند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.(1)

در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی که بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد، من اکنون آماده گرفتن قصاصم.

درخواست پیامبر یک تعارف اخلاقی نبود؛ بلکه جداً مایل بود حتی یک چنین حقوقی را که هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شکم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلکه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین کند.

پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص کند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشکبار و گردن‌های کشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند که جریان به کجا خاتمه می‌پذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد می‌شود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شکم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا کرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همانطور که او از پیامبر اسلام در گذشت.(2)

فروغ ابدیت جلد2، صفحات 864- 865 (با اندکی تغییر)

 



تاريخ : یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک عده معلمین برعلاوه داشتن توجه به درس وشاگردان می خواهد که به شاگردان خودرا قدرتمند نشان بدهد وبه دوقسم می باشد:

الف) اقتدار طلب مثبت :

گروهی از معلمانند  که طالب حکمروایی خود در کلاس هستند ولی این موضوع باعث آموزش اخلاقی نادرست دانش آموزان نمی شود؛بلکه در دلهاشیان جایگزین گردیده و از سلوک او الگو پذیری می نمایند.

 آنها وضعیت شاگردان را خوب می شناسند ، لذادر جریان تدریس اعمال زور نمی نمایند ونسبت به ارائه ی   درس جدی می باشند.

 ضمن توجه به روش خویش ؛نسبت به فراگیران محبت داشته بین آنان ؛احترام متقابل وجوددارد.

 

ب ) اقتدارطلب منفی :

این گونه از معلمان ؛ همواره تند خو ودارای رفتاری قهر آمیز هستند.

 تسلط طلبند و این امر موجب می شودکه شاگردان معمولا از آنها حالت مطلوب وخوشایندی نداشته باشند.

به گمان این گونه معلمان؛ صادر کردن احکام خشک توسط آنها طریقه ای خوب وعالی است .

معمولا پرگوئی می کنند و  یک فضای خشک و بی روح را برکلاس حاکم میسازند .



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از عوامل مهم موثر بر هوش ، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر ، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین ، تغذیه دوران کودکی و نوزادی ، شرایط و امکانات محیطی ، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار می‌روند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا می‌دارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم کرد.

تعریف تربیتی هوش

به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد.

تعریف تحلیلی هوش

بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

تعریف کاربردی هوش

در تعاریف کاربردی ، هوش پدیده‌ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

فراموشی چیست؟

همه ما در زندگی روزمره خود مواردی را سراغ داریم که نتوانسته باشیم مطلب ، اسم فرد یا مکان خاص و یا اطلاعات دیگری را یادآوری کنیم. شاید بسیار پیش آمده باشد که مدتها به دنبال دسته کلید یا وسائل شخصی دیگر خود گشته باشیم و خیلی موراد دیگر. همه اینها مواردی جزئی از اختلال در عملکرد حافظه را نشان می‌دهد که تحت تاثیر عوامل مختلف ممکن است بوجود بیاید. این عوامل هرچه باشد، آنچه که برای ما پیش آمده این است که نتوانسته‌ایم به اطلاعاتی که مطمئن از دانستن آنها هستیم، دست پیدا کنیم. به عبارتی حافظه نتوانسته به اطلاعاتی که قبلا ذخیره کرده‌ایم، دسترسی پیدا کند. پدیده‌ای که همه آن را با عنوان فراموشی می‌شناسیم که در بسیاری موارد هم نتایج ناگواری به بار می‌آورد، مثل کم شدن نمره امتحانی.

علل فراموشی

فراموشی به علل مختلفی ممکن است اتفاق بیافتد. اکثر فراموشی‌های عادی روزمره مربوط به مراحل حافظه می‌باشند. وجود مشکل در هر یک از مراحل ، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه خواهد ساخت. نظریات جدید حافظه به این مطلب تاکید دارند و فراموشی را ناشی از احتمال خطا در یک یا چند مرحله از مراحل سه گانه حافظه می‌دانند. مراحل حافظه رمز گردانی ، اندوزش و بازیابی را شامل می‌شود و می‌دانیم که در مرحله رمز گردانی سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق می‌افتد. در مرحله اندوزش نگهداری اطلاعات در حافظه و در مرحله بازیابی فراخوانی اطلاعات از حافظه. خطای حافظه در هر یک از این مراحل مشکل فراموشی را به بار خواهد آورد.

  • چنانچه خطایی در مرحله رمزگردانی یا سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق بیافتد، در واقع به این معنی است که حافظه شرائط لازم برای رمزگردانی اطلاعات به نحو مناسب نداشته است. ممکن است کمبود توجه در حین سپردن اطلاعات به حافظه عامل این خطا باشد. ما زمانی که می‌خواهیم مطلبی را به حافظه خود بسپاریم، به آن توجه می‌کنیم. توجه ما رمزگردانی و سپردن آن را به حافظه امکان‌پذیر می‌سازد. ما خیلی از مطالبی را که می‌شنویم، اما به آن توجه نمی‌کنیم، فراموش می‌کنیم. به عبارتی تنها مطالبی که مورد توجه ما قرار می‌گیرد، به حافظه سپرده می‌شود. در غیر این صورت حافظه ما در هر لحظه در مقابل سیلی از اطلاعات قرار می‌گرفت که چندان ضرورتی هم برای ما نداشتند.


  • زمانی که خطا در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد، به این معنی است که اطلاعات به شیوه درست و کاملی ذخیره نشده‌اند و یا در جای مناسب خود قرار نگرفته‌اند. یکی از عواملی که اندوزش اطلاعات را میسر می‌سازد، مرور ذهنی است. مرور ذهنی به نیرومند شدن اطلاعات در حافظه کمک می‌کند و دوام آنها را در حافظه طولانی‌تر می‌سازد. بنابراین بدون مرور ذهنی اطلاعات از حافظه محو شده و دسترسی به آنها ناممکن می‌گردد.

    عامل دیگر که در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد و فراموشی را سبب می‌شود، جانشینی است، زمانی که اطلاعات جدید جای اطلاعات قدیمی را می‌گیرد و علت آن اغلب به گنجایش حافظه به خصوص در
    حافظه کوتاه مدت مربوط است. گنجایش حافظه کوتاه مدت معمولا محدود است و برای استفاده حداکثر از آن شگردهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، مثل روش تقطیع. در هر زمانی که اطلاعاتی که قصد اندوزش آنها را داریم، فراتر از گنجایش حافظه باشد، ذخیره نخواهد شد یا ناچارا اطلاعات قبلی را از بین خواهد برد.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روش تقطیع و فراخنای حافظه

در مورد اکثر افراد گنجایش حافظه کوتاه مدت نمی‌تواند به بیش از 2±7 افزایش یابد. با وجود این می‌توان اندازه قطعه‌ها را افزایش داد و از این راه بر تعداد ماده‌ها در فراخنای حافظه افزود. به عنوان مثال برای یادآوری 12 رقم 92-318-1499-231 می‌تواند آنها را در سه دسته چهارتایی دسته بندی کرد: 1892-4993-2311 و به راحتی 12 رقم را یادآوری کرد.

روش تصویر سازی ذهنی و رمز گردانی

هر وقت یک جفت واژه با یک تصویر ذهنی به هم ربط داده شوند، یادآوری آنها ، آسانتر می‌شود. هنگامی که ما دو واژه پروانه و کتاب را با یک تصویر ذهنی به هم ربط می‌دهیم، احتمالا یک پیوند معنادار بین آن دو برقرار می‌کنیم. این اصل عمده زیربنای بسیاری از نظامهای یادیار است. روش مکانها و روش واژه کلید از انواع نظامهای معروف یادیار هستند.

روش مکانها

این روش به ویژه در مواردی موثر است که با ردیف منطقی از ماده‌های دلبخواهی مانند واژه‌های نامربوط به یکدیگر سروکار داشته باشید. گام نخست این است که ردیف منظمی از مکانهای مختلف را به خاطر بسپارید. مثلا مکانهایی که ضمن قدم زدن در خانه خود با آنها برخورد می‌کنید. پس از این که توانستید قدم زدن ذهنی را راحت انجام دهید، شروع می‌کنید به ساخت یک تصویر ذهنی که در آن اولین واژه با اولین مکان ربط داده شده است و دومین واژه با دومین مکان و الی آخر.

روش واژه کلید

در یادگیری واژگان زبان خارجی می‌توان از این روش سود جست. برای مثال فرض کنید می‌خواهید یاد بگیرید که واژه اسپانیایی Caballo به معنی horse انگلیسی (اسب) است. روش واژه کلید دو مرحله دارد:

  • مرحله اول یافتن بخشی از واژه اسپانیایی است که با یک واژه انگلیسی هم صدا است. از آنجا که Caballo به صورت Cab-eye-yo تلفظ می‌شود، eye می‌تواند به عنوان واژه کلید بکار رود.
  • مرحله دوم ساختن یک تصویر ذهنی است که واژه کلید را به معادل انگلیسی واژه اصلی پیوند می‌دهد. مثلا یک اسب که بر یک چشم (eye) بسیار بزرگ لگد می‌زند. این تصویر ذهنی یک رابطه معنادار بین انگلیسی و معادل اسپانیایی آن برقرار می‌کند که برای به یاد آوردن آن ابتدا واژه eye و سپس تصویر ذهنی ذخیره شده که رابط eye و horse است، را بازیابی می‌کند.

روش بسط معنایی در بهسازی حافظه

هرچه معنای ماده‌ها بیشتر بسط بدهیم، آنها را بهتر به خاطر می‌آوریم. به سخن دیگر هرچه پیوندهای بیشتری بین ماده‌ها ایجاد کنیم، بر تعداد راههای بازیابی افزوده می‌شود. اگر می‌خواهید چیزی را به یاد آورید، معنای آن را بسط دهید. برای بسط دادن به یک مطلب می‌توانید سوالات متعددی برای خود مطرح کنید و به آنها پاسخ دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تمایز روانشناختی

مراحل سه‌ گانه حافظه (رمز گردانی ، اندوزش ، ارزیابی) در هر دو نوع حافظه وجود دارند. اما تفاوتی که وجود دارد اینست که کار‌کرد و فرایند این سه مرحله در هر دو موقعیت یکسان نیست. برای مثال حافظه کوتاه مدت رمز‌گردانی را به صورت «شنیداری و دیداری» انجام می‌دهد، در حالیکه رمزگردانی حافظه بلند مدت به صورت «معنایی و پیوندهای معنی‌دار است».

تمایز زیست‌شناختی

حافظه کوتاه مدت و بلند از لحاظ ساختار مغزی نیز متفاوت هستند. پژوهش‌ها معلوم ساخته است که «هیپوکامپ» (Hippocampus) که ساختاری در زیر قشر مخ و نزدیک به مغز است، فقط در حافظه بلند مدت نقش دارد، ولی در حافظه کوتاه مدت تاثیر ندارد. این در حالی است که مناطق پیشانی قشر مخ (قطعه پیشانی) در حافظه کوتاه مدت دخالت دارند.
(رشد)



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آیا بین حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت رابطه‌ای وجود دارد؟ این دو نوع حافظه از چه راهی با یکدیگر مرتبط می‌شوند؟ اینها سوالاتی هستند که نظریه‌های مختلفی در پاسخ آنها ارائه شده است. بر اساس یکی از این نظریه‌ها که به نظریه حافظه دوگانه معروف است، اطلاعات برای اینکه در حافظه دراز مدت ذخیره شوند، باید از حافظه کوتاه مدت به آنجا منتقل شوند. بنابراین اطلاعاتی که از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل می‌شوند، پایدار می‌مانند و در غیر این صورت بطور کامل از بین می‌روند.

از مهمترین راههایی که انتقال مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت را سبب می‌شود، ایجاد پیوند بین مطالب موجود در حافظه کوتاه مدت با مطالبی است که از قبل در حافظه بلند مدت وجود دارد و روش دیگر مرور ذهنی است. مرور ذهنی تحکیم و انتقال اطلاعات را به حافظه بلند مدت با سهولت انجام می‌دهد.



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مطالبی را که یادآوری می‌کنیم با توجه به زمان یادآوری می‌تواند مربوط به دو نوع مختلف حافظه باشد. دانش آموزی را تصور کنید که در کلاس درس مطالبی را در مورد موضوعی یاد می‌گیرد، مثلا نام یک آتشفشان یا پایتخت یک کشور و ... . زمانی که بلافاصله و در همان کلاس درس سوالاتی از این مطالب از وی می‌شود، در پاسخگویی به آن از حافظه کوتاه مدت خود استفاده می‌کند، ولی زمانی که سوالات در جلسه بعد و چند روز دیگر از او پرسیده می‌شود و او پاسخ می‌دهد، در واقع از حافظه دراز مدت خود استفاده کرده است. وقتی ما مطلبی را بلافاصله بعد از شنیدن آن به خاطر می‌آوریم، یادآوری آن کار آسانی خواهد بود و به سهولت انجام خواهد گرفت، اما زمانی که مدتی از شنیدن مطلب می‌گذرد و تلاش می‌کنیم آن را یاد بیاوریم، با مشکل بیشتری روبرو خواهیم شد.

زمانی که ما بلافاصله مطالب را یادآوری می‌کنیم، در واقع از دانش فعال خود که هنوز در سطح هشیاری ما قرار دارد، استفاده می‌کنیم، ولی زمانی که مدتی بعد از شنیدن مطالب قصد یادآوری آنها را می‌کنیم، دانشی که از آن استفاده می‌کنیم، نافعال است. با این توصیف در تقسیم بندیهایی که از حافظه به عمل آمده، آن را به دو نوع حافظه کوتاه مدت و دراز مدت تفسیم بندی کرده‌اند. تفاوت این دو نوع حافظه عمدتا به مدت زمان نگهداری اطلاعات مربوط می‌شود. هرچند تفاوتهای دیگری نیز با یکدیگر دارند.

مطالعات نشان داده‌اند که آدمی انواع مختلفی از حافظه (Memory) را دارد. اینکه «اطلاعات برای مدت زمان کوتهی ذخیره می‌شوند یا برای مدت زمان بلند» باعث تقسیم حافظه به انواع «حافظه کوتاه ‌مدت» (Short-Term Memory) و حافظه بلند ‌مدت (Long-Term Memory) شده است. با وجود این تقسیم آنها برای ذخیره کردن اطلاعات مراحل سه‌گانه حافظه را اجرا می‌کنند، البته به شیوه‌ها و ساختارهای مختلف این کار را انجام می‌دهند. نکته دیگر آنکه در بعضی از مطالعات و منابع از حافظه نوع سومی نیز به نام «حافظه حسی» (Sensory Memory) صحبت می‌شود.

حافظه کوتاه مدت (S.T.M)

مهمترین ویژگی این نوع حافظه ، گنجایش محدود آن است که بطور متوسط بین هفت ماده به اضافه یا منهای دو ماده (2±7) است. بعضی افراد تنها 5 ماده و برخی تا 9 ماده را در حافظه کوتاه مدت خود نگه می‌دارند، اما بطور متوسط گنجایش حافظه کوتاه مدت اکثریت افراد 7 ماده است. این رقم فراخنای حافظه نامیده می‌شود.

ویژگی دیگر حافظه کوتاه مدت آن است که اطلاعات در آن به صورت صوتی ، دیداری (عمدتا به صورت صوتی)
رمزگردانی می‌شوند، مثلا شخصی که مجموعه حروف RLBKSJ را شنیده و آن را به صورت صوتی رمزگردانی کرده است، در یادآوری ممکن است به جای حرف B ، حرف T را که صدای مشابهی با حرف B دارد، بیان کند.

بازیابی در این حافظه کم و بیش عاری از خطاست، بطوری که اگر مطلبی در حافظه باشد، حتما قابل دسترسی است.

یک آزمایش ساده برای تعیین فراخنای حافظه

از دوست خود بخواهید فهرستی از کلمات مثل اسامی افراد ، مکانها یا ارقام را تهیه کند و برای شما بخواند. بعد از آن ببینید از فهرست خوانده شده ، چند نام یا رقم را می‌توانید به ترتیب به یاد بیاورید. رقمی که بدست می‌آورید، احتمالا بین 5 و 9 خواهد بود که فراخنای حافظه شما را نشان می‌دهد. در واقع حافظه کوتاه مدت مثل جعبه هفت خانه‌ای است. زمانی که این هفت خانه پر شود، به ناچار باید برخی از خانه‌ها خالی شوند تا اطلاعات جدید بتوانند در آنها قرا بگیرند. این مساله یکی از علل فراموشی است.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای مشاهده ی سوالات وپاسخ آنها؛ روی هر صفحه کلیک نموده واز امکانات گوشه ی سمت چپ(بالا) برای ذخیره نمودن وبرای بزرگنمایی ومشاهده ی کامل ازآیکون گوشه سمت راست(پائین) استفاده نمایید.

 شناسه

 صفحه١سوالات 

 صفحه٢سوالات     صفحه٣سوالات

 صفحه۴سوالات

 صفحه۵سوالات     صفحه۶سوالات

 صفحه٧سوالات



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای مشاهده ی سوالات وپاسخ آنها؛ روی هر صفحه کلیک نموده واز امکانات گوشه ی سمت چپ(بالا) برای ذخیره نمودن وبرای بزرگنمایی ومشاهده ی کامل ازآیکون گوشه سمت راست(پائین) استفاده نمایید.

شناسه

 صفحه١سوالات          صفحه٢سوالات      صفحه٣سوالات

 صفحه۴سوالات   
صفحه۵سوالات

 صفحه۶سوالات

 صفحه٧سوالات



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای مشاهده ی سوالات وپاسخ آنها؛ روی هر صفحه کلیک نموده واز امکانات گوشه ی سمت چپ(بالا) برای ذخیره نمودن وبرای بزرگنمایی ومشاهده ی کامل ازآیکون گوشه سمت راست(پائین) استفاده نمایید.

شناسه


صفحه١سوالات          صفحه٢سوالات

 صفحه٣سوالات    صفحه۴سوالات

صفحه۵سوالات   صفحه۶سوالات

 صفحه٧سوالات



تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مهم‌ترین فعالیتی که پس از اجرای برنامه‌های آموزشی صورت می‌گیرد ارزیابی از دانش آموزان است. ارزیابی فرآیندی است که بوسیله آن میزان دست یابی به اهداف آموزشی برای معلم و شاگرد تعیین می‌گردد. برای این که عملکرد دانش آموز بطور شایسته معین شود معلم بر اساس ملاکهای خاص خود و میزان تغییری که در رفتار شاگرد پدید آمده است داوری می‌کند. در واقع ارزیابی آخرین مرحله از فعالیتهای آموزشی معلم و تکمیل کننده سایر فعالیتهای اوست.

تصویر

در این مرحله معلم با استفاده از روشها و فنون مختلف اندازه گیری و ارزشیابی بازده یادگیری دانش آموزان و دانشجویان را سنجش می‌کند و میزان توفیق آنان را در دستیابی به اهداف آموزشی تعیین می‌نماید. همچنین معلم با انجام این کار میزان موفقیت و شکست خود را در پیاده کردن مراحل مختلف طرح آموزشی تعیین می‌کند. او با بهره‌گیری از نتایج حاصل از ارزشیابی بازده یادگیری دانش آموزان و دانشجویان می‌تواند مراحل پیشین طرح آموزشی خود را وارسی کند، اشکالات کار را تشخیص دهد و در رفع آنها بکوشد.

انواع ارزیابی

ارزیابی ممکن است در پایان دوره آموزشی صورت بگیرد که به آن ارزیابی نهایی یا تراکمی گفته می‌شود و منظور از آن تعیین نوع عملکردها یا هدفهای نهایی است. معلم به کمک این ارزیابی معلوم می‌کند که یاد گیرندگان تا چه میزانی به اهداف اصلی درس دست یافته‌اند و پیشرفت کلی آنان چه وضعی دارد. علاوه بر این نوع ارزیابی ، ارزیابی دیگری وجود دارد که نه در پایان دوره آموزشی بلکه در طول دوره آموزشی اجرا می‌شود و هدف از آن این است که از نحوه یادگیری و پیشرفت دانش آموزان اطلاع حاصل گردد و به رفع مشکلات و ضعفهای اجتماعی پرداخته شود.

به این نوع ارزیابی ، ارزیابی تکوینی گفته می‌شود چون زمانی اجرا می‌شود که یادگیری هنوز در حال تکوین و شکل گیری است. با استفاده از نتایج حاصل از این ارزشیابی معلم می‌تواند در زمانی که هنوز یادگیری در جریان است و امکان رفع مشکلات یادگیری دانش آموزان و برطرف کردن نواقص روش آموزشی معلم میسر است به انجام چنین کاری اقدام کند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اثر ارتباط معادل فارسی لغت Cormmunication است و به معنای پیوند دادن ، ربط دادن و نیز به معنای پیوند و رابطه بکار می‌رود. در فرایند آموزشی ، ارتباط عبارت است از برقراری رابطه بین دو فرد ، دو موضوع ، دو اندیشه یا بیشتر و به عبارت بهتر عبارت است از تفاهم و اشتراک فکر و اندیشه بین معلم و فراگیر یا فراگیران.

کلمه ارتباط بیشتر ، در علوم ارتباطات استعمال می‌شود و مفاهیم گوناگونی نظیر انتقال و انتشار آگاهی‌ها ، اندیشه‌ها ، ایجاد پیوستگی اجتماعی ، اشتراک فکری و همکاری عمومی را در بر می‌گیرد. ارتباط در فرایند آموزشی شامل تفاهم در سطح دانش ، فرهنگ و ارزشهای حاکم بر دو فردی که باهم ارتباط برقرار می‌کنند، می‌شود.

هر قدر جلوه اشتراک بیشتر باشد ، برقراری ارتباط سهل‌تر و مطلوب‌تر خواهد بود. همچنینی ارتباط یک جریان است یعنی مجموعه‌ای از اعمال متداوم‌دار که نتیجه خاصی را در پی دارد یا موقعیت جدیدی را بوجود می‌آورد. در واقع ارتباط عبارت است از وقایع و روابط پویا ، جاری ، مستمر و پیوسته در حال تغییر ، نه رویدادی ثابت.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

علت ترس و اضطراب از ارزشیابی ، بیشتر ناشی از عملکردهای غلط معلمان و روشهای نادرست ارزشیابی است. گاهی معلم نقش خود را فراهم کردن موقعیت و امکانات مناسب آموزشی و پرورشی هدایت فعالیتهای موزشی شاگردان به منظور رشد همه جانبه آنان است، فراموش می‌کند و تنها به انتقال حقایق علمی و اندازه‌گیری آن حقایق ضبط شده توسط فراگیران به منظور عبور آنان از کلاسی به کلاس دیگر می‌پردازند، در حالی که ارزشیابی همچون سایر فعالیتهای آموزشی است.

جدای از زندگی مدرسه‌ای شاگردان وظیفه همه معلمان است که ارزشیابی را از وجه ناآگاهانه به شکل آگاهانه درآورند و بدانند که ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگرد به کلاس بالاتر نیست. در کنار ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی فراگیران باید کارایی معلمان در امر تدریس نیز مورد ارزیابی قرار گیرد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت معلمان همراه با عوامل موثر در آن مشخص شود معلم باید پس از بررسی میزان پیشرفت تحصیلی شاگردان و تعیین عوامل موثر در آن ، برای رفع نواقص و اشکالات موجود ، اقدامات لازم را به عمل آورد در واقع او باید به اصلاح طرح اجرا و ارزشیابی کل فرایند تدریس و یادگیری بپردازد. برای نیل به این هدف معلم نیازمند شناخت ویژگیهای بدنی ، روانی ، اجتماعی ، عاطفی و همچنین تواناییهای علمی ، استعدادها و نارساییهای شاگردان خود است.

زیرا هدف آموزش و پرورش تنها انتقال معلومات و حقایق علمی نیست بلکه برآوردن نیازهای همه جانبه شاگردان است به طریقی که همه آنان بتوانند استعدادهای خود را از قوه به فعل درآورند. معلم در ارزشیابی مستمر از فرایند آموزش موظف است از یک طرف به رشد گروهی و پیشرفت همه افراد کلاس توجه کند و از طرف دیگر متوجه کمبودهای آموزشی و نقایص پیشرفت تک تک فراگیران باشد و به کشف و برطرف کردن عواملی که سبب چنین کمبودها و نقایصی شده است، بپردازد.
(رشد)



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امتحان چیست؟

در روشهای سنتی آموزش و پرورش امتحان به عملی گفته می‌شد که در پایان هر یک از سه ماهه یا نیمسال تحصیلی برای اندازه‌گیری میزان آموخته‌های شاگردان و تعیین قبول شدگان و مردودان به منظور ارتقای شاگردان از کلاسی به کلاس دیگر یا از واحدی به واحد دیگر انجام می گرفت. در روشهای جدید آموزش مفهوم امتحان دارای نقش و اهمیتی به مراتب بالاتر از مفاهیم فوق است و برای هدفهای مهمتر و گسترده‌تری بکار می‌رود.

در اصطلاح جدید ، مفهوم امتحان و ارزشیابی یکی است زیرا هر دو به اندازه‌گیری آموخته‌های شاگردان مربوطند. بنابراین امتحان نیز همچون ارزشیابی احتیاج به اطلاعات دارد. اطلاعات از طریق اندازه‌گیری بدست می‌آید و اندازه‌گیری هر چیزی احتیاج به یک وسیله دارد، بنابراین باید اندازه‌گیری را تعریف کنیم.

اندازه‌گیری چیست؟

اگر معلمی توانایی یا یکی دیگر از ویژگیهای شاگردان را بوسیله آزمونی به کمیت تبدیل کند و آنها را به صورت اعداد نشان دهد گفته می‌شود که عمل اندازه‌گیری انجام داده است. به عبارت دیگر اندازه‌گیری در آموزش و پرورش عبارت است از بدست آوردن اندازه‌ها و اطلاعات مربوط به یک رفتار یا ویژگی خاص به صورت کمیت. در واقع اندازه‌گیری نشان می‌دهد که چه مقدار از یک صفت در یک شی یا شخص مورد نظر وجود دارد.

آزمون چیست و چه فرقی با اندازه‌گیری دارد؟

آزمون یکی از وسایل اندازه‌گیری فعالیتهای آموزشی و پیشرفت تحصیلی شاگردان است. اگر چه آزمون یکی از وسایل اندازه‌گیری آموخته‌های شاگردان در جریان فعالیتهای آموزشی است. نمی‌توان آن را کاملا با مفهوم اندازه‌گیری یکی دانست. زیرا آزمون ویژگی یا صفتی را مستقیما اندازه‌گیری نمی‌کند، بلکه فقط نمونه‌ای از تغییرات بالفعل را اندازه می‌گیرد. بنابراین مفهوم آزمون از اندازه‌گیری محدودتر است و معمولا به سوالاتی اطلاق می‌شود که در اختیار شاگردان قرار می‌گیرد تا به آنها پاسخ دهد.

ارزشیابی چیست؟

توجه به تعریف اندازه‌گیری ممکن است این سوال مطرح شود که اگر بدست آوردن اطلاعات اندازه‌گیری است، پس ارزشیابی چیست؟ اگر معلمی پس از اندازه‌گیری و بدست آوردن اطلاعات ، کیفیت یا اطلاعات بدست آمده را مورد توجه قرار دهد و به تحلیل آن بپردازد گفته می‌شود که او عمل ارزشیابی انجام داده است. مثلا هر گاه به توانایی کسی نمره بدهیم و این نمره را یادداشت کنیم، توانایی وی را اندازه‌گیری کرده‌ایم. ولی هر گاه نمرات را تفسیر کنیم یعنی آنها را با معیارهای ویژه یا ضوابط معینی مقایسه کنیم، دیگر تنها عمل اندازه‌گیری انجام نداده‌ایم بلکه توانایی پیشرفت شاگردان را ارزیابی کرده است.

پس ارزشیابی نوعی داوری در مورد فرد است. ارزشیابی پیشرقت تحصیلی عبارت است از فرایندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدفهای آموزشی. از این رو نمی‌توان مشاهدات بی‌نظم و ترتیب رفتار شاگردان و پیشداوری‌های معلمان را ارزشیابی دانست.
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی همیشه ناظر بر هدفهای آموزشی است. ارزشیابی از اندازه‌گیری جامع‌تر است.



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

از چهار نوع یادگیری مشخص می‌توان گفتگو کرد.

این چهار گروه شامل :

خوگیری ، شرطی سازی کلاسیک ، شرطی سازی عامل و یادگیری پیچیده است که هر کدام را بطور مختصر توضیح می‌دهیم.

خوگیری

خوگیری ساده ترین نوع یادگیری است و آن عبارت از نادیده گرفتن محرکی است که با آن مانوس شده‌ایم، یا پیامد مهمی برای ما ندارد. به عنوان مثال ما به صدای تیک تک ساعت عادت کرده‌ایم لذا یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازه‌ای را نشنویم نمونه‌ای از خوگیری است.

شرطی سازی کلاسیک

شرطی سازی کلاسیک یعنی پیوند دادن دو محرک در اثر مجاورت. پس از آن که محرک خنثی (محرک شرطی) چند بار با محرک غیر خنثی (محرک غیر شرطی) ، محرکی که بطور طبیعی و ثابت پاسخی ایجاد می‌کند، همراه شد، از خنثی بودن ساقط می‌شود و می‌تواند به تنهایی همان پاسخ را ایجاد کند. مثلا نوزاد یاد می‌گیرد که دیدن پستان مادر ، چشیدن شیر را در پی دارد.

شرطی سازی عامل

طبق نظریه شرطی شدن عامل ، ارگانیسم یاد می‌گیرد که رفتار تقویت شده را تکرار کند. اولین پاسخهای درست با کوشش و خطایی تصادفی یا با راهنمایی فیزیکی یا کلامی حاصل می‌شود. رفتارهای تقویت شده ، با فراوانی بیشتر ظاهر می‌شوند. مثلا کودک می‌آموزد که کتک زدن خواهر یا برادر سرزنش والدین را به دنبال دارد.

یادگیری پیچیده

این نوع یادگیری متضمن چیزی بیش از تشکیل پیوندها است. مثلا بکار گیری راهبرد معینی برای حل یک مسئله یا طراحی یک نقشه ذهنی از محیط خود.

اساس عصبی یاد گیران

پژوهشگران عقیده دارند که اساس عصبی یادگیری را باید در تغییرات ساختاری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب بیش از پیش به بررسی این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی پرداخته‌اند.

(رشد)



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت می‌دهند تا پرورش شاگرد.

تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند.

گروه درس‌نگر ، به شاگردان و تفاوت‌های فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمی‌کنند.

به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند.

به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده می‌سازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد.

گروه درس نگر را نیز می‌توان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.

درس نگر علمی

گروه درس نگر علمی بیشتر به رشته‌های علمی علاقه‌مند هستند و می‌کوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند.

با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درس‌های فلسفی و اجتماعی را ندارند، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته‌های علمی دارند، می‌توانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند.

تاثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان می‌گذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آنهاست.

چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشته‌های علمی و مواد درسی است تا شاگردان ،
دلبستگی آنها به علم باعث می‌شود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.

درس نگر فلسفی

گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی می‌پردازند، کلاسشان گیرا می‌باشد.

 شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند.

این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع می‌شوند.

چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمی‌کنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها می‌شوند.

و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا می‌کنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمی‌دهند.



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

(تودی لینک)



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

معلم شاگرد نگر

این گروه از معلمان ، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می‌دهند.

آنان را محور اصلی فعالیت‌های آموزشی می‌دانند.

آنان فعالیت و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر می‌گیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار می‌برند.

این گروه به طور کلی ، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند.

بلکه می‌توان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران ، شاگردان را در نظر می‌گیرند و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونه‌ای است که توجه هر مشاهده کننده‌ای را در نخستین برخورد به خود جلب می‌کنند.

 گروه شاگرد نگر را می‌توان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.

شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی

شاگرد نگر فردی به ویژگی‌های فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردی‌اش رفتار می‌کند.

در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد.

این گروه از معلمان با استفاده از روان‌شناسی پرورشی و روان‌شناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش می‌کنند.

 رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمی‌تر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواست‌های شاگردان توجه ندارند.



تاريخ : پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مدتی است گسترش علم روانشناسی و جامعه شناسی به این نتیجه منتهی شده که کودکان و نوجوانان نیازمند فضاهای آموزشی شاد هستند. به ویژه این که با گسترش شهرنشینی خانه ها بیش از پیش کوچک شده، شکل آپارتمانی پیدا کرده اند و امکان حرکت و بازی را از بچه ها گرفته اند. در نتیجه کمبودهای آنها را با شاد کردن فضای مدارس و ایجاد امکان برای ورزش و بازی، استفاده از فضای سبز و یا رنگ های شاد می توان جبران کرد.
علاوه بر آن فضاهای آموزش و پرورش بر کارایی برنامه های آموزشی اثر می گذارد.
محترم شجاعی کارشناس تکنولوژی آموزشی می گوید:«مدتها است در جهان برنامه های آموزشی و به دنبال آن فضاهای آموزشی تغییر زیادی کرده اند. به عنوان مثال امروزه از هر فضایی در مدرسه برای آموزش دانش آموزان به بهترین وجه بهره برداری می شود. به طوری که فضای کلاس ها و حتی حیاط مدرسه انباشته از وسایل و تصاویر کمک آموزشی است. بچه های امروزی دیگر محکوم نیستند ساعت های ثابت در نیمکت ها بنشینند. بلکه در صندلی های تک نفره ای می نشینند که سطح میز آنها برای استفاده از وسایل آزمایشگاهی و کمک آموزشی صاف است. با وجود این صندلی ها، معلمان می توانند متناسب با هر فعالیتی نحوه آرایش کلاس را تغییر دهند



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بسیاری از افراد تحت تاثیر استرس شدید، توانایی خود را در تصمیم‌گیری‌ها از دست می‌دهند و نمی‌توانند اولویت‌های خود را در زندگی ارزشیابی کنند و در نتیجه شدیدا حواس‌پرتی پیدا می‌کنند. این موضوع یکی از موارد به زانو درآمدن به شمار می‌رود.

هنگامی که فرد در مواجهه با استرس‌ها و مشکلات زندگی به زانو درمی‌آید، اغلب نوعی حس بی‌توجهی، بی‌اعتنایی و رفتارهای خطرناک در او بروز می‌کند. این حس در تمام انسان‌ها، از افراد مشهور و معروف گرفته تا افراد عادی، به وضوح قابل مشاهده است.

اختلالی موسوم به مسئولیت‌پذیری مزمن، یکی از عارضه‌های جانبی به زانو درآمدن است. افراد مبتلا در این حالت، از نظر ذهنی و بدنی، از زندگی و فشار کاری خود به تنگ می‌آیند و دیگر برای لحظه‌ای هم حاضر نیستند آن را تحمل کنند. علایم این اختلال اغلب با گفته‌هایی از این دست همراه است: «خیلی کار روی سرم ریخته و هیچ‌کس دیگری جز خودم نمی‌تواند آنها را به درستی انجام دهد.»

این مشکل به طور بارز در کارهای طاقت‌فرسا به وجود می‌آید و افراد سخت‌کوشی که از نظر عاطفی یا بدنی خسته می‌شوند، به ناچار چنین مشکلی را متحمل می‌شوند.

بنابراین هنگامی که نتوانید در برابر تعهدات و مسئولیت‌های جدید جواب «نه» بدهید یا اینکه برای مدت زمان طولانی‌ تحت فشار کاری قرار گرفته باشید، احتمال زیادی وجود دارد که به زانو درآیید.

اگر شما هم با خواندن این مطلب احساس می‌کنید که در معرض خطر «از پا در آمدن» قرار دارید، راهکارهای زیر به شما کمک می‌کند تا بتوانید خود را با شرایط موجود وفق دهید و به شرایط مطلوب نزدیک شوید:

1- اهداف خود را از نو ارزیابی کنید و آنها را دوباره اولویت‌بندی کنید.

2- خواسته‌های خودتان را سازمان‌دهی کنید و ببینید کدام یک از ‌آنها برای رساندن شما به اهداف‌تان از اهمیت بیشتری برخوردار است.

3- توانایی‌های خود را برای آسان‌تر کردن هر چه بیشتر مسیر یا همان رسیدن به خواسته‌هایتان معین کنید.

4- عوامل استرس‌زا در زندگی، محیط کار و خانواده را شناسایی کنید. برای این کار می‌توانید از حمایت دوستان، اعضای خانواده و مشاور برخوردار شوید و استرس خود را کاهش دهید.

5- مطمئن شوید که شیوه زندگی سالمی را دنبال می‌کنید، بنابراین به اندازه کافی بخوابید و آنقدر استراحت کنید تا سطح انرژی بدن را در حد مطلوب‌ نگه دارید. همچنین غذا‌های سالم مصرف کنید و رژیم غذایی متعادلی را دنبال کنید، زیرا رژیم غذایی ناسالم موجب می‌شود تا احساس خوبی نداشته باشید. فعالیت‌های متعدد مانند تفریحات آرام‌بخش را تجربه کنید تا جسم و ذهن‌تان از مشکلات برای مدت زمانی هر چند کوتاه دور شود.

6- اگر در یک مدت زمان معین، انگیزه‌های خود را بیش از اندازه درباره کاری که انجام می‌دهید از دست داده‌اید، یک وقفه موقتی به خودتان بدهید و برای مدتی دست از کار بکشید.

7- اگر در مراحل آخر خستگی قرار دارید و بیش از پیش از پای درآمده‌اید و احساس بی‌انگیزگی شما بسیار زیاد شده است و هیچ تمایلی به کار خود ندارید، از روان‌شناس یا روان‌پزشک کمک بگیرید.

دکتر محمدمهدی قاسمی (همکار تبیان) - روانپزشک


تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خواب یکی از نیاز‌های مهم جسمی و روانی ماست. یعنی اگر ما بخشی از شبانه‌روز خود را به خواب اختصاص ندهیم، در کارکرد جسم و روانمان اختلال به‌وجود می‌آید. استراحت و خواب، فرصت مناسبی برای تجدید قوا، رفع خستگی عمومی و تسکین سلسله اعصاب است. با این‌که خواب عکس بیداری است، اما در موارد مختلفی با هم اشتراک دارند.

در حالت خواب، میزان فشار خون پایین می‌آیدو ضربان قلب کاهش می‌یابد. در حالت خواب ما به انواع صدا، نور، سرما و گرما حساسیم.

ما در خواب حتی فکر هم می‌کنیم و حافظه ما چیزهایی را ضبط و نگهداری می‌کند. خواب علاوه بر این‌که در تنظیم حرارت، ایجاد و ذخیره انرژی اهمیت حیاتی دارد، برای تعادل جسمی و روانی نیز حائز اهمیت است و محرومیت از آن موجب مشکلات اساسی، ادراکی، گفتاری، فکری، خلقی، ظاهری و به طور کلی شخصیتی می‌شود. فعالیت مستمر بدون استراحت کافی، دفع سموم ناشی از انقباض عضلات را با مشکل روبه‌رو می‌کند، سلامت جسمی و روحی را مختل کرده و موجب مشکلات مختلفی از جمله خستگی جسمی و فکری، کاهش هوشیاری، تحریک‌پذیری و افسردگی میشود و زمینه را برای ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها آماده می‌کند. افراد پرخواب، کم و بیش افسرده و مضطرب و از نظر اجتماعی معمولا کناره گیرند. برعکس، افراد کم‌خواب افرادی با کفایت، و از نظر اجتماعی مسلط و راضی از خود هستند. میزان خواب مورد نیاز در اشخاص مختلف بر حسب مقدار فعالیت، سن و شرایط جسمی  روحی آنها متفاوت است، ولی میانگین 8 ساعت خواب و استراحت برای بیشتر افراد، مناسب است. مهم این است به قدری بخوابیم که هنگام بیداری، احساس نشاط و شادابی کنیم تا آمادگی کامل جهت انجام فعالیت‌های روزمره را داشته باشیم. رعایت این موارد کمک می‌کند تا زمان خواب و استراحت بهتری داشته باشید.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
اربعین، فاش کننده رازهاى سربه مهر عاشورا و یادآور زخم هاى حادثه کربلا یک بار دیگر فرا رسید و پیشانى آسمان ، آنجا که با خط سبزى نوشته شده «ان الحسین مصباح الهدى و سفینة النجاة» از درخشندگى تابناک است.
 
 

آرى، حسین(ع) کشتى نجات سرگشتگان زمین است. هم او که همچون نوح، ناجى جان هاى درمانده و توفان زده است و کشتى نجات را در روشناى برق چشمان به اشک نشسته، به سوى ساحل زلال و امن فطرت رهنمون مى شود.
در روز حشر، باب الحسین (ع) یکى از فراخ ترین درهاى بهشت است؛ درى که همواره مفتوح است.
براى اهل زمین، آسمان ملکوتى است مملو از نور و حیات اما در روز عاشورا زمین، ملکوت آسمانیان مى شود؛ آنگاه که پاره هاى وجود ثارالله و یارانش همچون ستاره هاى آسمان مى درخشند و اربعین یادآور لحظات ملکوتى زمین است؛ لحظاتى که هماره در آوندهاى تاریخ فریاد «انا قتیل العبرات» و «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بر مى آورد.


فرارسیدن اربعین حسینى(ع) بر عموم مسلمانان بویژه شیعیان جهان
 تسلیت باد.
(ایران)



تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

١- آسان سازی فرایند ساخت دانش است.

٢- چون یادگیرنده در مرکز یادگیری قرار دارد ؛معلم نقش راهنما وتسهیل کننده را بازی

می کند.

٣- به فراگیر اجازه می دهد؛تا دانش را بسازد ونه اینکه دانش از طریق آموزش به او ارائه شود.

۴-با آگاهی از نظرات وتجارب قبلی فراگیران ؛،موقعیتهایی(پروژه ؛تهیه ی گزارش ؛کارورزی و...) را طراحی می کند که آنها بتوانند به بازسازی وبسط دانش خود بپردازند.

۵- بخش مهمی از نقش معلم در فضای ساختن گرا ؛سوال کردن است.زیرا طرح سوال به عنوان داربست یادگیری ؛مورد استفاده قرار می گیرد.

۶- نوع سوالات معلم ؛تحلیل ؛ترکیب وقضاوت توام با ارزیابی را به همراه دارد.سوالاتی مانند:

*آیا مطلب تازه ای دیده ای؟

* آیا می توانید راه دیگری بیابید؟

* چه اتفاقی می افتد اگر.....

٧- معلم دانش آموز را در کشف توانایی ها وعلایق یاری می کند؛ چون می داند هیچ

 انگیزه ای  قوی تر از علاقه ی عمیق ووادارنده نیست.

٨- معلم در این روش تفاوتهای فردی را به عنوان (گنجینه های دانش ) به حساب

می آورد؛که می تواند برای غنی سازی وتقویت یادگیری فراگیر مورد استفاده قرار گیرد.

٩- از دید معلم ساختن گرا ؛ دانش آموز متفکری است که نظریه پرداز آینده خواهد بود.

١٠-......

 



تاريخ : یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

١- هدف انتقال معلومات نیست ؛بلکه استفاده از  رویکردهای اکتشافی ؛همیاری ؛حل مساله وفعالیتهایی مانند :فعالیتهای مشاهده ای ؛گردش علمی و... برای فراهم نمودن زمینه  تولید دانش توسط فراگیران هدف اصلی تدریس خواهد بود.

٢- نو ع مواد آموزشی مورد استفاده ؛ به گونه ای است که فراگیران بتوانند با آنها به دست ورزی پرداخته ویا از آنها برای برقراری تعامل با محیط بهره گیرند.

٣- در این تدریس ؛کنترل ونظارت بر فرایند یادگیری به دانش آموز سپرده می شود. در واقع یادگیرندگان با راهنمایی معلم ؛فرصت کشف فعال ؛کاوشگری ؛بحث وگفت و گو ؛ارزیابی نقطه  نظرات واستدلال وتبادل عقیده پیدا می کنند.

۴- یادگیری مشا رکتی وجمعی مورد حمایت وتشویق این نوع تدریس قرار دارد.

۵- کلاسهای درس ساختن گرا غالبا  حالتی مانند کارگاه آموزشی دارند.

۶- در تدریس ساختن گرا ؛دانش آموز  از گروه می آموزد وبه گروه یاد می دهد وتعاون وهمکاری را به عنوان یک اصل مسلم در یادگیری می پذیرد.

٧-.....

 



تاريخ : شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ | ٢:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

حرکت از شام

پس از هفت روز که اهل بیت در شام بودند، به دستور یزید، نعمان بن بشیر(1) وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهى مردى امین آنان را روانه مدینه منوره کرد.(2)

در هنگام حرکت، یزید امام سجاد(علیه‏السلام) را فراخواند تا با او وداع کند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند! اگر من با پدرت حسین ملاقت کرده بودم، هر خواسته‏اى که داشت، مى‏پذیرفتم! و کشته شدن را به هر نحوى که بود، گرچه بعضى از فرزندانم کشته مى‏شدند از او دور مى‏کردم! ولى همانگونه که دیدى شهادت او قضاى الهى بود!! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار یافتى، پیوسته با من مکاتبه کن و حاجات و خواسته‏هاى خود را براى من بنویس!(3) (که اینهم نیرنگی دیگر از عوامفریبی یزید بود.)

آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و براى رعایت حال و حفظ آبروى اهل بیت به او سفارش کرد که شب‌ها اهل بیت را حرکت دهد و در پیشاپیش آنان خود حرکت کند و اگر على بن الحسین(علیهماالسلام) در بین راه حاجتى بود برآورده سازد؛ و نیز سى سوار در خدمت ایشان مأمور ساخت؛ و به روایتى خود نعمان بن بشیر را و به قولى دیگر بشیر بن حذلم را با آنان همراه کرد.(4)

همانگونه که یزید سفارش کرده بود کاروان به آهستگى و مدارا طى مسافت کردند و به هنگام حرکت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گرداگرد آنان را مى‏گرفتند، و چون در مکانى فرود مى‏آمدند از اطراف آنان دور مى‏شدند که به آسانى بتوانند وضو سازند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧ | ٧:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به طور حتم شما هم در جمع خانواده، فامیل و دوستان با پدر و مادرهایی برخورد داشته اید که به خاطر کوچک ترین عمل خطای فرزندشان، وی را در مقابل جمع به شدت سرزنش می کنند، گوش کودک را می پیچانند، به او سیلی می زنند و یا با کلمات نامناسب و توهین آمیز مورد خطاب قرار می دهند، وی را با همسالان به ظاهر مؤدبش مقایسه می کنند و بی ادب و بی عرضه لقبش می دهند! و در مقابل کودک نیز بیش از پیش لجبازی، عصیان گری و پرخاشگری می کند!
آیا تا به حال به عکس العمل های خود در مقابل اشتباه های فرزند کوچکتان فکر کرده اید؟ وقتی از کودک شما خطایی سر می زند، به طور معمول به عنوان والدین و کسانی که مسئول تربیت او هستند، در همان لحظه چه می کنید؟ داد می زنید؟ تنبیه می کنید؟ و یا از افعال منفی یا رفتارهای اشتباه دیگری که در فرهنگ ما رایج است استفاده می کنید تا بذر بدی، خشونت و عصبانیت را در باغچه کوچک دل او بپاشید؟



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ | ۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یاددهی موفق، به کاربرد شیوه های آموزشی متنوع و متناسب با نیازهای دانش آموزان بستگی دارد. درگیر کردن والدین در آموزش دانش آموزان مستلزم استفاده از رویکردهای بسیاری است.

از جمله آنها 8 نکته ای است که در ادامه می آید.

 « در هیجده سال اول زندگی، دانش آموزان فقط 9 درصد وقت خود را صرف امور مدرسه می کنند و 91 درصد بقیه وقت آنان در ارتباط با منزل و محیط بیرون می گذرد که تأثیر فوق لعاده ای روی یادگیری آنان می گذارند. ما نمی توانیم دانش آموزانمان را در خلا آموزش دهیم؛ تعلیم و تربیت باید تلاشی مشترک بین خانه و مدرسه باشد.»

معمولاً مدرسه ها در جذب والدین ضعیف عمل می کنند. شواهد جدید نشان می دهند خانواده در موفقیت تحصیلی دانش آموزان نقش حیاتی دارد.و شرکت خانواده در آموزش، عامل اساسی در موفقیت دانش آموز محسوب می شود. اگر مدرسه ها به والدین بها ندهند یا تاثیر آنها را در آموزش منفی بدانند یا آن ها را از تعلیم و تربیت فرزندانشان کنار بگذارند، نگرش هایی در خانواده ها بوجود می آید که از موفقیت دانش آموزان در مدرسه ممانعت به عمل می آورند. والدینی که از مدرسه کودک خود کنار گذاشته می شوند، پیاپی و به صورت پنهانی به فرزندان خود القا می کنند که این مدرسه ارزش آن را ندارد که وقتم را صرفش کنم، پس چرا تو وقتت را آن جا تلف می کنی.

 مدرسه های راهنمایی و دبیرستان نسبت به این پدیده بسیار آسیب پذیر هستند؛ چون بسیاری از والدین تا پایان دوره ابتدایی، به چگونگی تحصیل فرزندان خود توجهی ندارند. برخی از بررسی ها نشان می دهند، در جوامع حاشیه شهرها که آموزش و تعلیم و تربیت به آنها بسیار اهمیت دارد، در حدود 40 درصد والدین هرگز مدرسه راهنمایی یا دبیرستان فرزندان خود را ندیده اند. از این رو، مربیان، خصوصا در سطح راهنمایی، نمی توانند انتظار داشته باشند، گردهمایی های اجباری والدین که تلاشی است برای ارتباط با آن ها ، کافی باشد. آن ها باید مبتکر ترفندهایی باشند که والدین را به همکاران اصلی تعلیم و تربیت پسران و دخترانشان تبدیل کند.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧ | ٦:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اختلال کاستی توجه" که در این مقاله آن را " بی توجهی" می نامیم، یک عارضه کلی روانی دوران کودکی است که بصورت ناتوانی شدید در توجه کردن و بی اختیاری در رفتار و حرکات ظاهر می شود.

حالت عمومی این عارضه، وجود حرکت های اضافی یا " فزونکاری" در کودک است که به طور معمول پس از دوره بلوغ کاهش می یابد، ولی مشکلات بی توجهی و بی اختیاری همچنان باقی می مانند. گفته می شود که علت این عارضه، نوعی ضایعه خفیف مغزی است.

 

بی توجهی به شکل خالص خود بندرت رخ می دهد، بلکه با سایر مسائل از قبیل ناتوانی های یادگیری یا مسائل روحی همراه است. بی توجهی تغییر پذیر، نا پایدار و غیر قابل پیش بینی بوده، درمان آن دشوار است و به صرف وقت طولانی نیاز دارد. راه حل آسان و یکسانی برای مواجهه با بی توجهی دانش آموزان در کلاس و خانه وجود ندارد. اثر بخشی هر اقدامی برای درمان این اختلال در مدرسه به دانش و مداومت کوشش های معلم بستگی دارد.

 

در این مقاله رهنمودهایی علمی برای برخورد معقول و منطقی با کودکانی که به " اختلال کاستی توجه" دچارند برای معلمان، مدیران و والدین ارائه می کنیم. این رهنمودها ویژه برای کلیه معلمان و دانش آموزان در سنین متفاوت در نظر گرفته شده اند. برخی از آنها برای کودکان خردسال و بعضی دیگر برای کودکان بزرگ تر به کار می روند. با وجود این، اصول اساسی آنها از حیث ساختار، تعلیم و تربیت و ایجاد رغبت برای کودکان در سنین گوناگون عمومیت دارند. مخاطبان این رهنمودها معلمان هستند:

•  در وهله نخست اطمینان حاصل کنید که مشکل دانش آموز بطور قطع و یقین از نوع" اختلال کاستی توجه" است. تشخیص این عارضه با معلم نیست. اما معلم می تواند و باید علایم احتمالی آن را شناسایی کند. برای حصول اطمینان، کودک باید از حیث شنوایی و بینایی آزمایش شود واز نظر تندرستی مورد معاینه قرار گیرد همچنین معلم باید وضع درسی دانش آموز را ارزشیابی کند. این نوع بررسی های وضع ِ دانش آموز باید تا آنجا که ممکن است ادامه یابد تا با قطع و یقین معلوم شود که دانش آموز به این اختلال دچار است. مسؤولیت برخی از این معاینات و بررسی ها برعهده والدین است، اما معلم می تواند با آنان همکاری داشته باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧ | ٥:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 پیشداوری های معلم

مهارت معلم
ارزیابی نادرست معلم از عملکرد دانش آموزان
کنترل نامناسب کلاس
عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیازها وعلائق
 دانش آموزان
 
شرایط آموزشی وامکانات تحصیلی
چگونگی روابط معلم ودانش آموز
تقویم وساعات آموزشی
کتابهای درسی ومواد آموزشی
انتظارات مدرسه
تعویض مکرر معلمان
شرایط فیزیکی کلاس


تاريخ : دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ | ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 1- شرایط عاطفی خانواده

2- اشتغال کودکان
 
3- تعداداعضای خانواده
 
 4- اشتغال مادران
 
5- فقر مالی خانواده
 
6- فقر فرهنگی وبیسوادی یا کم سوادی والدین
 
7- محروم ماندن از غذای سالم وکافی
 
8- فقدان والد یا والدین
 
9- مشاجره وناسازگاری میان والدین
 
10- نحوه ی برخورد وارتباط دانش آموز با برادران  وخواهران


تاريخ : دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ | ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای اطلاع از متن بخشمامه بر روی متن ذیل کلیک نمایید:

متن بخشنامه ی ارسالی به مناطق



تاريخ : دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 مطالعات نشان داده است درصد بسیار اندکی(10درصد) از موارد افت تحصیلی به علت ناتوانی ذهنی فرد است.

سایر عوامل فردی :
هدف ؛عزت نفس ؛ انگیزه ؛عدم توجه به معلم ومواد درسی؛
روش ومیزان مطالعه ؛ هوش ؛برنامه ریزی ؛ مشکلات جسمانی ؛ شرایط عاطفی وروانی ؛ غیبت از مدرسه؛ اضطراب امتحان


تاريخ : دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ | ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

 افت تحصیلی نوعی کاهش عملکرد تحصیلی ودرسی دانش آموزان از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب محسوب می شود. بهترین شاخص برای تعیین افت تحصیلی دانش آموزان؛ مقایسه و سنجش عملکرد تحصیلی آنان با میزان توان واستعداد بالقوه ی آنان است.



تاريخ : یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کلیک نمائید



تاريخ : شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کلیک نمایید



تاريخ : شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کلیک نمایید



تاريخ : شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سنجش و اندازه گیری  خلاقیت شیوه های متعددی دارد  .  متداول ترین آنها  اندازه گیری خلاقیت بر اساس میزان اندیشه واگراست.
طی دهه 1950  گلیفورد و همکارانش  آزمون هایی  برای اندازه گیری تفکر واگرا تهیه  کردند  در  همه این آزمونها از آزمودنی  خواسته میشود  که  صرفا به دادن یک َپاسخ اکتفا نکند .َ

گلیفورد به عنوان یکی از محققان در زمینه ی خلاقیت و سنجش توانایی های آفریننده معتقد است که شیوه های تفکر افراد دو گونه است:

1_ شیوه ی تفکر واگرا    2_ شیوه ی تفکر همگرا

در ساخت ذهنی هم تفکر واگرا و هم تفکر همگرا نقش اساسی دارد  اما تفاوت آنها در این است که در تفکر همگرا  نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک جواب ( درست)  یا ( غلط ) وجود دارد  اما در تقکر واگرا  جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب وجود دارد  که از نظر  منطقی ممکن است  هر کدام از جواب ها به گونه ای درست باشد.
گلیفورد  معتقد است که در  تفکر  واگرا  3 ویزگی یا  3  عنصر  دخالت دارند :
1_ انعطاف  پذیری یا نرمش  اندیشه
                                                          2_  اصالت  اندیشه
                                                                                             3_  سیالی اندیشه
یعنی  هر  چه  تفکری  انعطاف پذیر تر . اصیل تر و سیال تر باشد واگرایی آن بیشتر است  و  در نتیجه این  نوع  تفکر  خلاق  تر است.

آزمون گلیفورد برای اندازه گیری انعطاف پذیری تفکر ((  آزمون استفاده های غیر معمول )) نام دارد   برای مثال به آزمون شونده کلمه آجر داده میشود و از او خواسته میشود  تا در مدت 8  دقیقه  تمام موارد استفاده آجر  را بیان کند .
پاسخ  یکی از دانش آموزان این گونه بوده است : " ساختن خانه / ساختن طویله / ساختن مدرسه / ساختن کلیسا / ساختن دودکش / ساختن اجاق و.... "  چنانچه ملاحظه میشود  همه ی این پاسخ ها طبقه ی  واحدی از استفاده از آجر  یعنی ساختن مربوط می شود و نشان دهنده ی انعطاف پذیری و واگرایی  کمی میباشد .  دانش آموز دیگری این پاسخ ها را داده است : " گذاشتن جلو در / زدن به یک سگ / درست کردن قفس کتاب /غرق  کردن یک گربه / کوفتن به میخ / درست کردن دروازه های فوتبال و.... " به اعتقاد گیلفورد  این پاسخ ها انعطاف پذیرند و نشان دهنده واگرایی بیشتر تفکر اند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ | ۳:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

هنگام درس خواندن به مدت طولانی در یک حالت نمانید هر چند دقیقه حرکات کشش انجام دهید یا بلند شوید و یک دور کوتاه بزنید و دوباره برگردید

خودتان را بین کتاب ها زندانی نکنید . همیشه با انگیزه درس بخوانید.

زمانی که برای مطالعه در نظر گرفته اید فقط درس بخوانید و اجازه ندهید افکار دیگر ذهن شما را مشغول کند . بدون تمرکز درس نخوانید .

مطالعه نیاز به هوشیاری دارد . وقتی خوابتان می آید درس نخوانید 

 

بعضی مواقع ما برای انجام ندادن تکالیف مدرسه به دیدن برنامه های تلوزیونی پناه می بریم و ساعت ها پای تلوزیون می نشینیم و هی برنامه پشت برنامه حتی اگر مناسب سنمان هم نباشد همه را تماشا می کنیم. در این جور مواقع بهتر است اول تکالیفمان را انجام بدهیم و در تماشای تلوزیون هم زیاده روی نکنیم .

اگر هر شب حداقل بیست دقیقه مطالعه آزاد داشته باشید و کتاب هایی با موضوعات مورد علاقه تان را مطالعه کنید . هم دامنه اطلاعاتتان بالا می رود و هم در درس ها موفقیت بیشتری کسب می کنید.  

(تبیان)



تاريخ : شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.