پژوهشگران استرالیایی دریافتند که آسمان ابری و بارانی به دلیل تاثیرمثبتی که برافزایش قدرت حافظه دارد،‌برای مغز مفید می‌باشد.

دیلی تلگراف در گزارشی اعلا‌م کرد که نیمی از دانشجویان دانشکده ‌روان‌شناسی دانشگاه نیو ساوت ولز، طی دو ماه از خریداران مغازه‌ای در سیدنی سوالا‌تی به عمل آوردند و در نهایت به این نتیجه‌گیری دست یافتند که این افراد در زمانی که به دلیل گرفتگی هوا دچار افسردگی می‌شوند، نتایج بهتری را در تست‌های حافظه برای خود به ثبت می رسانند.

نتایج این تحقیق که در مجله روان‌شناسی تجربی به چاپ رسید، تقویت کننده پژوهش‌های قبلی دال بر کسب نمرات بالا‌تر توسط دانش آموزان غمگین در قیاس با دانش آموزان شاد بود.

پژوهشگران اظهار داشتند که شاد بودن به بی خیالی فرد منجرمی شود و وی را از تمرکز برآنچه در اطرافش می‌گذرد باز می‌دارد؛ در حالی که در شرایط افسردگی و غم، ذهن فرد متمرکز می شود.



تاريخ : پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ۸:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

1- همیشه خودجوش و باانگیزه بمانید: کارهایی انجام دهید که بدون برنامه‌ریزی قبلی به نظر برسند ، مثلا به اداره همسرتان بروید و او را برای صرف ناهار با همدیگر دعوت کنید. بدون انتظار برای او هدیه کوچکی بخرید  یا بلیت سینما و  تئاتر به او بدهید.

 

2- محبت خود را نشان دهید: به همسرتان بگوئید که به او فکر می کنید. در طول روز با او تماس بگیرید و سعی کنید به راه های مختلف محبت تان را ابراز کرده و آن را احتکار نکنید.

 

3- به چشم‌های او نگاه کنید: وقتی با همسرتان صحبت می‌کنید، به صورت او نگاه کنید. برخورد نگاه‌ها باعث می‌شود بیشتر ارتباط بین یکدیگر را احساس کنید.خیلی از اوقات شمابا هم صحبت می کنید اما از اطاق مجاور. هر کدام مشغول کار خود هستید و فقط در حد لزوم از اتفاقات روز با هم صحبت می کنید و در آخر اسم آن را می گذارید ارتباط؟

4- حتی برای اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع کنید: از مجادله و بحث با همسرتان پرهیز کنید. وقتی می‌خواهید عدم موافقت خود را اعلام کنید، ابتدا با مناسب‌ترین و آرام‌ترین راه ممکن با جمله «حق با توست» شروع کنید.

 

5- تغییر را همیشه مدنظر داشته باشید: با ظاهر جدید و متفاوت، همسر خود را غافلگیر کنید.در چینش خانه تغییر دهید ،  اگر همیشه برای پیاده روی به محل خاصی می رفتید ،اینبار جای دیگری را امتحان کنید و خلاصه زندگی تان را از روز مرگی نجات دهید.

 

6- یک کار غیرمنتظره انجام دهید: از هوشتان استفاده کنید و با توجه به شناختی که از همسرتان دارید کاری که برای او مطبوع است را انجام دهید.

 

7- همیشه برای محبت و تعهدی که به هم دارید، جشن بگیرید: می‌توانید یک کار نمادین انجام دهید، مثلا گیاه خاصی را که می‌دانید مورد علاقه همسرتان است، خریداری کنید  یا در باغچه بکارید و به او بگویید این کار نمایان‌کننده عشق شماست.

 

8- از رابطه تان مراقبت کنید: با یک کار کوچک که مستقیما به همسرتان نفع می‌رساند، می‌توانید به او ابراز محبت کنید مثلا لباس‌های او را اتو کنید. این کار شاید زمان زیادی نبرد؛ اما به او نشان می‌دهید،  چقدر به فکرش هستید.

 

9- با رقیبتان صمیمی باشید: اگر کسی در زندگی همسرتان وجود دارد که وی را رقیب خود می‌دانید، مانند بهترین دوست یا مادر همسرتان، از بحث کردن درباره آنها پرهیز کنید و در عوض با دعوت کردن آنها برای یک شام دوستانه، همسر خود را غافلگیر کنید.

 

10- گذشته را دوباره زنده کنید: ‌با نگاه کردن به فیلم‌های تعطیلات، تصاویر خانوادگی و عکس‌های جشن ازدواج می‌توانید به استحکام رابطه زناشویی خود با همسرتان کمک کنید.



تاريخ : چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای اینکه انسان، استعدادهایی را که در اطرافیان وجود دارد، شکوفا سازد، باید از نیرویی جهت پیشبرد اهدافش بهره ببرد که همان قدرشناسی و تشویق است. در بعد تربیتی دانش آموزان یک مفهوم به نام «تحسین و تشویق» بیشتر از مفاهیم دیگر خودنمایی می کند و کاربرد فراوان دارد.
همواره دانش آموزان، مخصوصاً کودکان از تشویق کردن خوش شان می آید و باید به این نکته توجه کنیم که تحسین کردن در مقایسه با تنبیه و تحقیر اثرات بهتری به بار می آورد. ما معمولاً به رفتارهای اشتباه دانش آموزان بیشتر توجه می کنیم و به آن دامن می زنیم، بدون اینکه رفتارهای خوب آنان را تقویت بخشیم و تشویق کنیم.
دانش آموزان وقتی در حالت عادی با هم هستند، اگر رفتارشان را نظاره کنیم با یکدیگر رفتار خوبی دارند و کسی نیست آن لحظه آنها را تشویق و به ادامه رفتار خوب ترغیب کند، ولی اگر برخوردی بین آنان پیش آید، وارد دعوای آنان شده و شروع به امر و نهی یا در واقع تنبیه می کنیم و این ضعیف ترین شیوه برخورد است و ما باید به رفتارهای آنان قبل از کشمکش توجه می کردیم و این ما هستیم که با بی توجهی، رفتارهای غلط را کاهش یا افزایش می دهیم.
● استفاده از تحسین ویژه



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

نقش معلمان از تبدیل خاک به طلا باارزشتر است، زیرا هر چند با تبدیل خاک به طلا، ارزش آن افزون میگردد و ظاهرى فریبنده و زیبا پیدا میکند، ولى این ارزشمندى فقط جنبه ى مادى دارد و نمیتواند زمینه ساز ارزش هاى معنوى، انسانى و اخلاقى باشد. برعکس، معلم که مدیر کارگاه عمومى آموزش است، مى تواند با استفاده از فرصت طلایى و استثنایى فراگیرى، یعنى از بدو ورود کودک به مدرسه تا سن هجده سالگى، خمیرمایه ى سرشت او را شکل دهد و نقش آفرین این کارگاه عظیم دوازده ساله باشد. از ابتداى ورود کودکان به دبستان، این معلمان هستند که با آموزش صحیح و تربیتى شایسته، خمیرمایه ى وجود آنها را شکل مى دهند تا افرادى متد یّن، متعهد، مد بّر، با اخلاق و آرمانطلب تحویل جامعه دهند. این اتفاق مهم زمانى روى میدهد که ذهن کودک کاملاً مستعد و آماده ى پذیرش هر تعلیم و تعلمى است. او مى خواهد یاد بگیرد، بنویسد، بخواند و با افقى روشن، پى به دنیاى ناشناخته ها برد. او مى خواهد ساخته شود و بسازد و این معلم است که با شمع وجودش، مسیر راه را برایش روشن میکند و او را به آینده اى سعادتمند رهنمون میسازد. این نقش از تبدیل خاک به طلا با ارزشتر است، زیرا معلمان، انسان تربیت می کنند؛ انسانهایى عاشق میهن، پرهیزگار، مؤمن، خلاق و عالم. چه بسیار گفته ایم  و شنیده ایم که تعلیم، نقش انبیاست. پس معلمان که وارثان انبیا هسند، نه فقط با تدریس خود، بلکه با شخصیت خود، روى دانش آموزان اثر می گذارند و از آنها شخصیتهایى ماندگار و طولانى به جا می گذارند، شخصیتهایى که جامعه را به سوى رشد و ترقى سوق می دهند و براى مردمشان افتخارآفرین خواهند بود. نقش معلمان از پدر و مادر نیز باارزشتر است، زیرا شکل دهندگان اصلى شخصیت انسانها هستند. تمام بزرگان ایران زمین، در عرصه هاى فرهنگ، هنر، سیاست، اجتماع و… که از خود نامى ماندگار بر صفحه ى تاریخ برجا گذاشته اند، همه و همه در سایه ى تربیت و آموزش صحیح همین معلمان دلسوز، پرورش یافته اند. این معلم است که پابه پاى کودک پیش می رود، قلم را در دستان ناتوان او قرار می دهد و الفباى زندگى را به او مى آموزد؛ الفبایى که با واژه ى عشق شروع می شود، با واژه ى امید ادامه می یابد و با واژه ى کمال به پایان میرسد؛ کمالى که همانا ارزش بخشیدن به شخصیت وجودى اوست؛ وجودى اصلاحگر، دیندار، دانشمند و فرهیخته و با تدبیر. اوست که زنگار جهل و نادانى را از وجود انسان می زداید و افق روشن علم و دانایى را در برابر دیدگان او قرار میدهد. این معلم است که با روحى نشأت گرفته از نور خداوندى و قداستى برخاسته از شغل معلمى، وجود انسان را از عشق سیراب میسازد و درس معرفت به او مى آموزد و زلال دانایى را در درونش جارى میسازد تا از او انسان  بسازد؛ انسانى که روح تعهد، خودباورى و اخلاق را در جامعه پرورش دهد. ارزش چنین انسانى از تمام طلاها و جواهرات دنیا بالاتر است، زیرا نه تنها وجود خودش با ارزش است، بلکه می تواند منشأ خیرات و برکات زیادى در جامعه شود. او با فضل و دانش خویش، آینده اى سعادتمند را براى کشورش رقم میزند. در کارگاه عمومى آموزش، تنها میدان دار؛ معلم است که در حساسترین نقطه ایستاده و با هنرمندى خاصى سعى دارد، وجود کودک و نوجوان را به ماده اى با ارزش تبدیل کند؛ ماده ى ارزشمندى که هیچ محک و سنجشى قادر به تعیین ارزش آن نیست. این معلمان هستند که با تربیت صحیح میتوانند، انسانهایى بزرگ پرورش دهند که تاریخ فرداها را بسازند. اگر با چشمانى واقع بینانه به تاریخ پرفراز و نشیب و افتخار آفرین ایران اسلامى بنگریم، خواهیم دید، تمام کسانى که از ارزشهاى پاک انسانى دفاع کرده اند و به طریقى در خدمت مردم و تحقق ارزشهاى اسلامى و دینى بوده اند، همگى تربیت یافتگان معلمانى بزرگ بوده اند که با وجود با ارزش خود، به دیگران ارزش بخشیدند. نمونه ى بسیار زیباى آن، شهیدان انقلاب اسلامى هستند که هر کدام در سایه ى علم و تربیت معلمان شایسته، به خدا راه یافته و لیاقت شهادت نصیبشان شده است. انسانهاى ارزشمندى که از تمام لذات دنیوى چشم پوشیدند و فقط به خاطر رضاى خدا به میدان جنگ شتافتند و با ایثار خون خود، حافظ انقلاب و ارزشهاى مقدس اسلام شدند. اگر هزار سال هم بگذرد و صفحات تاریخ از سرگذشت آیندگان پر شود، باز هم صفحه ى جانبازى و شجاعت شهدا درخشش خاص خود را دارد و هیچ مرکّب سیاهى نمیتواند سرخى خون آنان را کمرنگ کند، زیرا آنان تجلى انسانهاى کمال یافته اى هستند که در سایه ى تعلیم معلمان شایسته، ارزش و قداست یافته اند. آنان با شهادتشان، به جوانان درس ظلم ستیزى و جهاد با دشمن میدهند و همواره الگویى ارزنده براى فرداها خواهند بود. از تمام دلایلى که در ارتباط با ارزشمندى نقش معلمان ذکر شد، میتوان نتیجه گرفت، این نقش از تبدیل خاک به طلا با ارزشتر است و معلمان نه تنها با تربیت انسانهایى شایسته، نسلى متعهد و مسئول بار مى آورند، بلکه این انسانها نیز به نوبه ى خود، انسانهاى دیگر را متأثر میسازند. این سلسله هم چنان ادامه خواهد داشت تا جایى که دیگر »منى « در جامعه وجود نداشته باشد؛ نه من، نه تو، نه او. همه »ما « میشویم و بس؛ »مایى « که معلمانش خدایى، انسانهایش آرمانى و ارزشهایش اسلامى خواهند شد. چنین جامعه اى، نمونه ى والاى جامعه اى است که انسانهایش رو به سوى خدا حرکت میکنند و تنها هدف متعالى، قرب الى الله است.

(زهره حاجی بابایی--- بازیاب)



تاريخ : دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وقتی درباره امنیت کودک فکر می‌کنیم باید بر آنچه درون او و خانواده‌اش می‌گذرد توجه کنیم؛ چرا که حالت درونی او بشدت از روابطش با والدین، خواهر و برادر و دیگران تاثیر می‌پذیرد. اصولا بعضی از ارکان اساسی و مهم امنیت کودک در سال‌های اولیه رشد پایه‌ریزی می‌شود. اگر این پایه‌ها درست بنا نشوند، به احتمال زیاد کودک در سال‌های رشد با مشکلات گوناگونی مواجه می‌شود و احساس امنیت کودک در سال‌های رشد و شکل‌گیری شخصیت کم و زیاد می‌شود، بنابراین اگر شالوده‌ای محکم و استوار بنا شود، رشد عاطفی حال و آینده و امنیت درونی فرد براساس آن شکل می‌گیرد. زمانی‌که کودک از همدلی اعضای خانواده برخوردار نباشد و به نیازهای پرورشی او رسیدگی نشود، احساس ناامنی می‌کند. اما پاسخ دادن به نیازهای کودک و راه همدلی با او چگونه است؟ ما در این نوشتار شما را با چگونگی فراهم کردن محیطی امن برای کودکان در خانه آشنا می‌کنیم.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

129- زمانی که از کسی اشتباهی سر می‌زند، با رفتار صحیح و منطقی او را شرمنده کنید، نه با توهین و ناسزا.
130- به اندازه کافی استراحت کنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند.
131- هر از چند گاهی جلسه‌ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتیب دهید تا از صحبت عملکرد و برنامه‌های آنان مطمئن شوید.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

97- ریسک‌‌پذیر باشید.
98- نحوه استفاده از نرم‌افزارهای مرتبط با کار خود را بیاموزید.
99- برای ثبت ایده‌های درخشانی که ناگهان به ذهن می‌رسند، همیشه یک قلم و کاغذ به همراه داشته باشید.
100- کتابخانه سازمان را به روز کنید و اسامی کتابهایی را که اضافه می‌شود به صورت لیست منتشر شده در اختیار کارمندان قرار دهید.
101- مطمئن شوید ابراز رضایت شغلی افراد به سبب ترس از توبیخ مسئولین و سرپرستان نیست.
102- به واسطه مدیر بودن خود، از دیگران توقع بیجا نداشته باشید.
103- در اولین فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورتهایی که بین کارمندان پیش می‌آید، حکمیت کنید و برقرار کننده صلح و آشتی باشید.
104- در مصاحبه‌ استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه و به خاطر داشته باشید کارمند موفق کارنامه‌ای پربار به همراه دارد.
105- از انحصاری کردن خدمات رفاهی سازمان پرهیز کنید و اجازه دهید همه سطوح از این خدمات بهره‌مند شوند.
106- زمان دقیق پیاده‌سازی تصمیمات اخذ شده را پیدا کنید، چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب، در زمان نامناسب با شکست روبه‌رو شود.
107- برای حفظ اطلاعات سازمانی، از بهترین و پیشرفته‌ترین سیستم حفاظتی استفاده کنید.
108- زبده‌ترین کادر بازاریابی را گردآوری کنید و حتی زمانی که سوددهی سازمان در وضع مناسبی قرار دارد، از آنان بخواهید ریتم فعالیت‌های خود را کند نکرده و همچنان به صورت جدی ادامه دهند.
109- به منظور جلوگیری از تک‌روی و رقابت‌های ناسالم، روحیه انجام کار گروهی در سازمان را تقویت کنید.
110- از عنوان کردن فرامین غیرقابل اجرا و غیرمنطقی احتراز جویید، زیرا جز خدشه‌دار کردن شخصیت حرفه‌ای شما پیامدی ندارد.
111- عملکرد افراد را در زمان اضافه‌کاری کنترل کنید تا بدینوسیله از سوء استفاده افراد ناشایست که به عنوان اضافه‌کاری در سازمان به انجام کارهای شخصی یا اتلاف وقت می‌پردازند، جلوگیری شود.
112- از نگارش واژه‌ای که از صحت املای آن اطمینان ندارید، پرهیز کنید و برای حصول اطمینان از نگارش صحیح لغاتی که فراموش کرده‌اید، همیشه یک فرهنگ لغت در دسترس داشته باشید.
113- وقتی در مورد موضوعی محرمانه صحبت می‌کنید، مراقب استراق سمع دیگران باشید.
114- اموال مهم سازمان را بیمه کنید.
115- در سلام کردن و ایجاد ارتباط دوستانه پیشقدم باشید.
116- مراقب سلامتی خود باشید و هرگز از یاد مبرید عقل سالم در بدن سالم است.
117- مطمئن شوید کادر مالی شما به موقع در پرداخت صورت حساب‌ها اقدام می‌کنند و پرداختها بنا به دلایل غیرموجه، به تعویق نمی‌افتد. چون تأخیر در پرداخت‌ها به اعتبار مالی شما لطمه جبران‌ناپذیری وارد می‌کند.
118- عیب‌جو و بهانه‌گیر نباشید و اجازه ندهید این دو خصلت در شما به عادت مبدل شود.
119- هرگز از خاطر نبرید انسان، اشرف مخلوقات است و با درایت و پشتکار می‌تواند برای هر مشکلی، راه حل مناسبی پیدا کند.
120- برخی از بازنشستگان پس از بازنشستگی تمایل به ادامه کار دارند، اگر می‌خواهید این افراد را به کار بگیرید توجه داشته باشید توانایی و انرژی و یا انگیزه‌ کافی جهت نیل به اهداف سازمانی در این افراد وجود داشته باشد و درخواست کار آنها صرفاً به دلیل رفع نیاز مالی نباشد.
121- همواره هوشیار باشید کسی در سازمان جهت حفظ عنوان شغلی و موقعیت خود به عنوان ترمز برای نیروهای فعال و پرانرژی عمل نکند.
122- از اشتباهات خود درس بگیرید و آن را به دیگران نیز درس بدهید.
123- حتی وقتی موردی پیش آمده که به شدت ترسیده‌‌اید، اجازه ندهید اطرافیان از این حس شما مطلع شوند.
124- افراد متخصص سازمان را برای اخذ نشریه‌های تخصصی آبونه کنید.
125- هیچکس را دست کم نگیرید.
126- حامی ضعیفان باشید و اجازه ندهید حق کسی ضایع شود.
127- اگر در جمعی هستید که موضوع مورد بحث را نمی‌دانید و روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد، لازم نیست با اظهار نظر در مورد آن، عدم آگاهی خود را عیان سازید. می‌توانید سکوت کنید تا در اولین فرصت به تکمیل اطلاعات خود بپردازید.
128- آرام و شمرده صحبت کنید.



تاريخ : شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ | ٢:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

65- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، زیرا به طور یقین، انگیزه آنها برای تلاش از بین می‌رود.
66- سعی کنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایده‌های درخشانی روبه‌رو شوید.
67- به کارمندان ساعی و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفید هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.
68- هیچگاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند.
69- به شایعات بی‌اساس بی‌توجه باشید و در مورد زیردستان از روی دهن‌بینی قضاوت نکنید.
70- خشکی جلسات طولانی را با شوخ‌طبعی قابل تحمل کنید.
71- از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنید.
72- برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامه‌رسانها احترام قائل شوید.
73- از منشی خود بخواهید روز تولد کارمندان، کارت تبریکی را که توسط شما امضا شده است، برایشان ارسال کند.

74- در موقع امضا کردن نامه‌‌ها و مکتوبات آنها را به دقت مطالعه کنید و از امضا کردن آنها، زمانی که حوصله و تمرکز ندارید پرهیز کنید.
75- خوش‌‌ژست و خوش‌بیان باشید و در جمع با انرژی و اشتیاق حاضر شوید.
76- با قدردانی به موقع از کارمندان، انرژی کاری آنان را افزایش دهید و حسن خلاقیت را در آنان تقویت کنید.
77- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنید و همیشه متبسم باشید.
78- هرگز برای پیشبرد اهداف کاری خود، دیگران را با وعده‌های بی‌اساس فریب ندهید.
79- سعی کنید اسامی کارمندان را به خاطر بسپارید و در حین صحبت کردن با آنان، اسمشان را به زبان بیاورید.
80- همواره به خاطر داشته باشید به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمی‌کاهد.
81- اشتباهات زیردستان را بیش از حد لازم به آنها گوشزد نکنید.
82- امین و رازدار افراد باشید.
83- روی اشتباهات خود پافشاری نکنید و بی‌تعصب خطاهای خود را بپذیرید.
84- با عبارات کنایه‌آمیز و نیشدار به دیگران درس عبرت ندهید.
85- با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنید و برای صرفه‌جویی در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنید.
86- روش محاسبات مالی را تا حدی یاد بگیرید تا قادر به تجزیه و تحلیل‌های گزارشات مالی سازمان باشید.
87- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنید.
88- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنید.
89- تا صحت و سقم مسأله‌ای روشن نشده، کسی را مؤاخذه نکنید.
90- معاشرین چاپلوس خود را جدی نگیرید.
91- نکات جالب و پندآموز کتابهایی را که می‌خوانید، در دفتری یادداشت کنید و در موارد مناسب آنها را به کار ببرید.
92- انعطاف‌پذیر باشید.
93- بدون توهین به عقاید دیگران، با آنها مخالفت کنید.
94- نسبت به قول خود پایبند باشید.
95- در موقعیت‌های بحرانی بر خود مسلط باشید و نگذارید زیردستان از اضطراب شما آگاه شوند.
96- برای حرف زدن زیباترین و خوش‌آهنگ‌ترین الفاظ را انتخاب کنید.



تاريخ : جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

33- زمان پیاده‌سازی تصمیم‌گیری‌ها، به اندازه اخذ تصمیمات، مهم است. چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شکست روبه‌رو شود.


34- در مورد چیزی که نمی‌دانید، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی‌دانم، هراسی نداشته باشید.


35- با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید.


36- بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهید.


37- نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که افراد فراموش نکنند در محل کارشان هستند و نباید بیش از حد مجاز باز هم به گفت‌و‌گو بپردازند.

 
38- حرفه‌ای‌ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید.


39- به مشکلات مالی افراد توجه کنید و درخواستهای موجه اخذ وام آنان را به تعویق نیندازید.


40- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت بر شکوه شما می‌افزاید.


41- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد، تأثیر شگفت‌انگیزی بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت‌پذیری می‌دهد.


42- سامانه‌ای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید که در کمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی می‌کنید.


43- مطمئن شوید که حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می‌شود.


44- چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت‌وگوی رودررو با کارمندان اختصاص دهید.


45- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شرکت کنید.


46- در کمک رسانی‌های مراسم خیریه پیشقدم باشید.


47- با درایت و زیرکی همیشه در کمین شکار فرصتهای طلایی باشید.


48- صبر و حوصله را از مهمترین ارکان موفقیت تلقی کنید.


49- مسئولیت‌پذیر باشید.


50- به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.


51- چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنید.


52- تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت‌تر از پیدا کردن چاره‌ای برای تغییر آنچه عنوان شده می‌باشد.


53- وقتی می‌خواهید کاری را به کسی محول کنید، روشی را برای عنوان کردنش انتخاب کنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود.


54- علت شکست‌های سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست، از تکرار آن جلوگیری کنید.


55- با بی‌اهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان، زحمات آنان را بی‌ارزش نکنید.

 
56- با انجام ورزشهای فکری، قابلیت‌های ذهنی خود را تقویت کنید.


57- به هر کس فراخور فعالیت و بازده کاری‌اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی، حرکت افراد شایسته گروه را کند نکنید.


58- با به کارگیری مشاورین کارآزموده و متعهد، موقعیت بازار کار را تحلیل کنید و استراتژی به کار بگیرید که همیشه یک گام از رقبا جلوتر باشید.


59- اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی‌کفایت و کند بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درک این بی‌عدالتی انگیزه خود را از دست می‌دهند.


60- دانش حرفه‌ای خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کلیه سؤالات حرفه‌ای حاضر جواب باشید.


61- زمان استخدام، افراد علاوه بر تست‌های مقرر شده، تست‌هایی انجام دهید که مطمئن شوید کسی را که به کار می‌گمارید، تنبل نیست! زیرا افراد تنبل فشار کاری دیگران را بیشتر می کنند.


62- هنگام دست دادن، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید.


63- وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیم‌گیری نکنید.


64- همیشه وقت‌شناس باشید. برای حضور به موقع، می‌توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید.



تاريخ : پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

قسمت اول

 
قسمت دوم



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یکی از ویژگی‌های دوران معاصر، سرعت و شتابی است که زندگی و کار به خود گرفته است. براساس ویژگی‌های این دوره، حتی ادبیات، روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی نیز تغییراتی کرده ‌است. به عبارت دیگر در حوزه داستان‌نویسی، پس از رمان‌های چند جلدی دهه‌های نخست قرن بیستم، شاهد ظهور داستان‌های مینی مالیستی و کوتاه هستیم، در حوزه روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی هم، خبرنویسی و ارائه اطلاعات با کمترین حجم و بیشترین اطلاعات از پیامدهای روزگار معاصر است. در این ارتباط، 160 نکته کاربردی و اجرایی در مدیریت را برای مطالعه مدیران، سرپرستان و کلیه افرادی که به طور مستقیم با انسانها سروکار دارند، ارائه کرده‌ایم که می‌تواند چکیده دهها کتاب و اثر علمی مدیریتی در این خصوص باشد.


۱- در انجام کارها روی شیوه‌ای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاه‌تر و بهتری شما را به مقصد برساند.


2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین می‌شود، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی و استثنایی خلق کرد.


3- از هر فرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.


4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.


6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.


7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.


8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشید.


9- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهره‌وری آنان، کلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم کمک آموزشی بهره گیرید.


10- دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.


11- مطمئن شوید مأمور خریدی که برای سازمان در نظر گرفته‌اید، علاوه بر کاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سلیقه نیز هست و همان‌گونه که بر قیمت کالاها توجه دارد، بر زیبایی و کیفیت آنها نیز اهمیت می‌دهد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٤:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

با عنایت به نامه ی شماره ی ۶۴/٢۴۵/٢٢٠--- ٩/١/٨٨ دفتر آموزش وپرورش وزارت متبوع

سوال( ریاضی ورسم سوم راهنمایی تحصیلی) در خردادماه ٨٨ به صورت

 هماهنگ کشوری

با سوال وبرنامه ی یکسان برگزار خواهد شد.



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٤:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

والدین گرامی ، می توانید توصیه های عمومی زیر را به تدریج به فرزندانتان آموزش دهید تا بتوانند به خوبی آنها را به کار گیرند:

1-درایام امتحان ، بیشتر مواظب سلامتی خود باشید تا در معرض سرما خوردگی ، گرما زدگی ، مسمومیت ها ی غذایی و اختلالات هضم قرار نگیرید و از خوردن غذا ،  بیرون از خانه جدا خودداری کنید. غذای خود را خوب بجوید و آرام میل کنید.

2-همیشه ، به خصوص در ایام امتحانات مزاج خود را مرتب نگاه دارید : اگر دچار یبوست هستید، شبها قبل از خواب حدود 10 عدد انجیر خیسانده و 10 عدد آلوی خیسانده میل کنید.

3-در طول روز ( اما نه همراه  غذا ) آب کافی بیاشامید ( بیش از نیم ساعت قبل از غذا و یکی دوساعت بعد از غذا اشکالی ندارد ) آشامیدن آب و نوشیدنیها در وسط غذا سبب اختلال هضم و ایجاد نفخ می شود.

4-ازخوردن قهوه و چای پر رنگ ، خودداری کنید. چای کم رنگ مفید است.

5-اگر احساس خستگی می کنید کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک . لذا مصرف قهوه را به منظور بیدار ماندن توصیه نمی کنیم.

6-ماست و دوغ ترش ، خواب آور است اما خوردن  ماست شیرین اشکالی ندارد.

7-نرمش و ورزش سبک را در برنامه روزهای هفته ، به خصوص ایام امتحانات قراربدهید.

8-اگر درصبحانه پنیر می خورید آن را همراه گردو میل کنید - اما خوردن پنیر هنگام  شب باعث خواب آرام می شود.

9-مصرف سبزیهای تازه ( البته بعد از ضد عفونی کردن ) و میوه های تازه توصیه می شود.

10- شب امتحان حتما به قدر کافی بخوابید.

11- سعی کنید شب ها زودتر بخوابید و صبح زودتر از خواب برخیزید- هرگز نزدیک غروب آفتاب نخوابید.

12- خواب نیم ساعتی ِ نزدیک ظهر نیرو بخش و نشاط آور است ، اما خواب بعد از طلوع آفتاب و هنگام غروب کسالت آورمی باشد. ( درباره این مطلب توضیحات علمی کافی با توجه به تغییر سطح هورمونها در خون وجود دارد.)

13-  بعد از صرف ناهار، اگر می توانید به پشت دراز بکشید در حالیکه پای راست را بر روی پای چپ قرار داده اید ، مدت 15 تا 20 دقیقه استراحت کنید . ( خوابیدن را توصیه نمی کنیم ) .

14- در موقع مطالعه از خوردن تنقلات و چیزهای دیگر خودداری کنید.

15- توصیه به خواب ، در اوایل شب به معنای زیاد خوابیدن نیست . توصیه ما این است که خواب را در زمان مناسب داشته باشید تا حداکثر استفاده از آن را ببرید برای مثال 5/4 ساعت خوابی که از اوایل شب شروع  شود، بیش از خوابی که از آخر شب شروع شود.، به شما رضایت  و نشاط می بخشد.

16- آرامش روحی خود را با یاد خدا و انجام به موقع نمازها کامل تر کنید.

17- برخی تحقیقات علمی ( از جمله تحقیقات دکتر پولیت ارائه شده درکنگره ی تغذیه ژنو)  نشان می دهد تغذیه متعادل و متنوع  شامل غلات ، سبزیجات ، لبنیات، گوشت و میوه ها باعث کاهش استرس امتحان می شود.

18- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کاملتر میل کنید.

19- امید و شادابی را به خودتان تلقین کنید تا موفقیت های شما بیشترشود.

به امید اینکه همه شما عزیزان ایامی سرشار از موفقیب و کامیابی داشته باشید.



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ایام برگزاری امتحانات و حتی مدتی قبل از آن ، شور وهیجان خاصی جوانان و نوجوان را فرا می گیرد . همین موضوع گاهی موجب تغییراتی در تغذیه ، خواب و بهداشت آنها می شود . از طرف دیگر این سؤال برای آنها و خانواده ها یشان مطرح می شود که مناسب ترین شیوه تغذیه و بهترین نحوه برخورد با آنان چگونه است ؟

در اینجا به صورت مختصر، اما کاربردی مطالبی را بیان می کنیم که هم برای خانواده ها و هم برای فرزندان آنها خواهد بود .

اضطراب در ایام امتحان و آزمون

نگرانی های دانش آموزان در ایام امتحانات ، گاهی با فشار خانواده ها بیشتر می شود، در حالیکه باید با این مساله خیلی عاقلانه و منطقی برخورد کرد.

دانش آموز باید در طول سال ، درس بخواند تا درایام نزدیک به امتحان ، مجبور نشود با بیخوابی و نگرانی و در شرایط روحی نامطلوب بیش از حد توان خود فعالیت کند . کم خوابی های شب امتحان ، سبب خستگی زود هنگام، کاهش بازده، فراموشی ، افزایش نا آرامی و اشتباه  در جلسه امتحان می شود.

اگر توجه داشته باشیم که استعداد همه افراد یکسان نیست ، دانش آموز را به خاطر آنکه نمره امتحانی اش از نمره دانش آموز دیگری کمتر شده ، ملامت نخواهیم کرد بلکه به عکس به خاطر وظیفه شناسی او برای درس خواندن و انجام تکالیفش احساس رضایت و امتنان خواهیم داشت.

هر امتحان ، در واقع آزمونی است که به صورت مسابقه برگزار می شود. بنابراین موفقیت در کنکور یا سایر امتحانات فقط به میزان فعالیت داوطلب ارتباط ندارد بلکه به فعالیت داوطلبان دیگر و استعدادهای آنها نیز ارتباط دارد. لذا به هیچ عنوان منطقی نیست که خانواده ها روی فرزندان خود فشار روحی بی جا وارد کنند و آنها را گرفتار نگرانیهای مضاعف و آزار دهنده نمایند .

به طور خلاصه وظیفه دانش آموز یا داوطلب کنکور، درس خواندن ، تلاش کردن و جدیت است ؛ اما اگر وظیفه خود را به خوبی انجام داده اما  نتیجه امتحان یا کنکور باب میل  او نیست ، نباید این موضوع وسیله ای برای سرزنش او قرار گیرد.

توکل و تواکل

" توکل " نشانه ایمان ، منطق واندیشه درست است، اما " تواکل " حرکتی نا مطلوب، بی فایده و زیان بخش است. توکل این است که انسان در جایگاه بنده خدا، وظایف خود را خوب و کامل انجام دهد اما کار خدایی را به خدا واگذار کند، ولی تواکل یعنی کار خود را درست انجام ندادن و آن را به عهده دیگری ( حتی به عهده خدا ) واگذار کردن .

استفاده ای که از این مطلب می شود این است که در زمینه درس خواندن، امتحان دادن یا شرکت در آزمون ، باید روح توکل بر انسان حاکم باشد نه روح تواکل. در این صورت فرزندان در انجام وظیفه و تلاش علمی خود کوتاهی نمی کنند ، از خداوند برای موفقیت خود کمک می خواهند و با آرامش خاطر در امتحان یا کنکور شرکت می نمایند.

غرور موفقیت

به همان دلایلی که اشاره شد هیچگاه موفقیت در امتحانات یا کنکور نباید سبب غرور کسی شود، بلکه به جای غرور باید شکرگزاری کرد.

به خصوص اینکه شکل کنکوردر زمان ما به گونه ای نیست که عمق و وسعت معلومات را نشان دهد، بلکه نقش سرعت عمل و مهارت های ویژه در تست زدن شاید اهمیت زیادتری داشته باشد.

اگر در کنار موفقیت در امتحانات و کنکورها، به این نکته فکر کنیم که این ، تنها ما نبودیم که چنین توفیقی را در سایه تلاش و دانش خود به دست آوردیم، بلکه عوامل متعددی به ما کمک کرده اند یا اگر آن ها که چنین توفیقی را بدست نیاورده اند، به جای ما بودند و از امکانات ( مثل محیط آموزشی، نقش خانواده، استعداد فردی و غیره ) ما برخوردار بودند  شاید بیش از ما توفیق حاصل می کردند . دراین صورت چه جایی برای غرور است؟ بلکه تنها جای شکرگزاری و حمد پروردگار می باشد.



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به نمره دادن و صدور گواهینامه خلاصه نمی شود بلکه یکی از اهداف اصلی آن کمک به معلم در شیوه های آموزشی خود و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان است، در صورتی که ارزشیابی صحیح و مناسبی صورت نگیرد، تبعاتی همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی، افزایش نرخ مردودی و تکرار پایه، اختلال در رشد عاطفی دانش آموزان، از میان رفتن خلاقیت و... را در پی خواهد داشت. بنابراین مشاهده دانش آموزان در کلاس  درس، آزمایشگاه و سایر موقعیت های پرورشی، استفاده از گفت وگوهای غیررسمی و مصاحبه، بررسی کارهای علمی دانش آموزان، اجرای آزمون های مختلف و... از مهمترین فعالیت های آموزشی معلمان قلمداد می شود.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به عنوان معلم باید عمیقا باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ما آن ابزار سنتی را که بدون توجه به تفاوت های فردی، به دنبال یافتن نقطه ضعف هاست، رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی های او را شناسایی کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس این باور عمل کند که آموزش و ارزشیابی فرایندهایی در هم تنیده اند.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

به راستی در امتحان  گرفتن از بچه ها، چه هدفی را دنبال می کنیم؟ چه کسی را ارزیابی می کنیم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشی یا هر سه را؟ آیا به راستی آن که در جریان یک آزمون کتبی دو ساعته، بالاترین امتیاز را می آورد، همان است که هدف های آموزشی در مورد او بیشتر تحقق پیدا کرده است؟ آیا به واقع با این شیوه آنچه را باید اندازه گیری کنیم، اندازه می گیریم؟
ما معلمان زمانی دانش آموز بوده ایم. در آن زمان خیلی خوب احساس می کردیم و باور داشتیم که بسیاری از ارزش های خوب همان هایی هستند که قابل اندازه گیری نیستند، ولی امروز آن باور را فراموش کرده ایم. واژه  ارزشیابی به معنای یافتن ارزش هاست. یافتن آنچه نه در زمان محدود، بلکه در فرایند آموزش و تلاش برای یادگیری و آموختن حاصل می شود
.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آیا هرگز به اثرها و فایده های شادی فکر کرده اید؟ آیا می دانید که شادی نیز مانند تمام داروهای دنیا، شفادهنده است؛ با این تفاوت که عارضه های جانبی ندارد.

دانشمندان دریافته اند که شادی موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود. افراد غمگین به طور معمول از نقص کارکرد دستگاه گوارش رنج می برند و مرتب در معرض آلودگی های میکروبی و ویروسی قرار می گیرند. شادی، عامل تقویت کننده سیستم اعصاب انسان است و از بروز افسردگی جلوگیری می کند. آیا هرگز فرد شادی را دیده اید که لبخند بر لب، لطیفه های شیرین تعریف کند و بگوید: اعصابم خیلی ضعیف است.

شادی، انسان را زیبا می کند

شاید باور نکنید، ولی شادی با شفافیت پوست درخشش چشم و استحکام مو، رابطه? مستقیم دارد. در موارد زیادی مشاهده شده که ریزش مو، بر اثر غم و غصه? شدید یا استرس در افراد رخ داده است و بالاخره شادی، محیط خانواده را گرم و لذتبخش می نماید. مشاوران و روانشناسان خانواده دریافته اند که خانه هائی که در آن صدای خنده و شادی شنیده شود، فرزندان موفق و باهوشی خواهند داشت. محیط گرم و صمیمی، مانع از فرار جوانان از خانه می شود. فرزندان با خیال آسوده و اعصاب راحت، می توانند به وظیفه های اصلی خود که یکی از آنها، درس خواندن است، رسیدگی نمایند. در این نوع خانواده ها، سایه طلاق بر سر افراد خانواده نمی افتد و آسودگی و امنیت خاطر، در همه اعضای آن وجود دارد. 

شادی نیز مانند تمام فعل و انفعالهای درونی و بیرونی دیگر، خصوصیتهائی دارد. 4 مورد از مهمترین خصوصیتهای شادی عبارتند از:

1)شادی را نمی توان احتکار کرد : شادی را باید مانند یک رود، رها کنید تا جریان پیدا کند. اگر آن را راکد نگه دارید، می گندد.

2) توکل به خدا، کلید شادی است: شادی واقعی، در جائی وجود دارد که پشتوانه آن، نیروی عظیم الهی باشد. شادی که متکی به لذتهای زودگذر و خواهش نفس باشد، دوام نخواهد داشت.

3) تعادل شادی را حفظ کنید: شادی، اگرچه امری لازم و حیاتی است، اما در احساس و بروز آن، باید حد میانه را نگه داشت. زیاده روی در شادمانی، احساس سبکسری را به طرف مقابل، القاء می کند.

4) شادی را در جای جای زندگی بجوئید : شادی، امری نیست که فقط در مکان یا شرایط خاص بروز کند. در هر شرایطی، شاد باشید.

دکتر فرهاد الوردی



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

پژوهشگران می گویند مصرف حلیم به عنوان وعده غذایی صبحانه، بازده تحصیلی کودکان را در مدرسه افزایش می دهد.
    نتایج یک تحقیق جدید نشان داده است دانش آموزانی که صبحانه حلیم می خورند معمولانمرات آنها در آزمون ها و امتحانات مدرسه بهتر می شود. این پژوهش که از سوی محققان کالج میدل بری انجام گرفته حاکی است؛ کودکانی که این رژیم غذایی را تا پیش از سومین سال تولدشان داشته باشند، در دوران مدرسه در امتحانات روخوانی و حل مساله نمرات بهتری دریافت می کنند.
    گفتنی است، در تحقیقات گذشته نیز نشان داده شد که مصرف مواد غذایی غنی از چربی های امگا 3 مانند ماهی می تواند توانایی های روخوانی، نوشتن و هجی کردن را در کودکان بهبود بخشد. این تحقیقات تاکید می کند که ارتباط مهمی بین نوع غذا و نیروی مغزی وجود دارد. همچنین تحقیق جدید مشخص می کند که 3 سال نخست زندگی فرصتی مناسب برای تعیین برنامه های تغذیه ای است.
(جام جم)



تاريخ : دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

محققان می گویند: شکل و وضع مغز افراد تفاوت دارد و با بررسی مغز می توان شخصیت آنها را تشخیص داد.
به گزارش شبکه خبر به نقل از عرب آنلاین، محققان انگلیسی با بررسی مغز 85 داوطلب دریافتند: مقدار و چگونگی بافت های
مغزی در برخی مناطق مغز با ویژگی های شخصیتی افراد مرتبط است.

به گفته محققان افرادی که از نظر شخصیتی نوگرا هستند منطقه مغزی بالای چشمان آنها بزرگ تر از دیگران است.

بر اساس این تحقیقات، افرادی هم که کار کردن را دوست دارند ،
منطقه جلوی مغزشان بافت های کمتری دارد.



تاريخ : دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

والدین امروز، مثل ماه و خورشید و فلک در کارند، تا آینده ی بهتری را برای فرزندان خود رقم بزنند. آنها در پی تهیه ی مواد و امکانات بهتر، آن‌چنان تمام انرژی خود را صرف می‌کنند که فراموش می‌کنند کودکی کودکشان را.  والدین امروز، فراموش کرده‌اند که نام کودک، امروز است. برای فرداهای خیلی دور، موفقیت در دانشگاه، کار بهتر، کودکان را تشویق می‌کنند در حالیکه در این چنبره ی درس خواندن‌ها، برای کودک خبری جز خاطرات تلخ از امتحان و اضطراب نمره و انبوهی از مطالب سخت و خشک و پراکنده ی بدون کاربرد عملی باقی نمی‌ماند. ما گمان می‌بریم ورزش و یا کتاب‌خوانی مانع موفقیت است در حالیکه هر دو می‌توانند، به عنوان تسهیل دهنده، دیدی وسیع‌تر و جسمی‌ سالم‌تر به کودک بدهد. عادت به مطالعه باید از کودکی آغاز شود.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روز

تاریخ

نام درس

 

ساعت شروع

پنج شنبه

31اردیبهشت88

قرآن

8 صبح

شنبه

2خرداد88

زبان انگلیسی

8صبح

یک شنبه

3خرداد88

حرفه وفن

8 صبح

دو شنبه

4خرداد88

اجتماعی

8 صبح

 سه شنبه

5خرداد88

دفاعی

8 صبح

چهار شنبه

6خرداد88

املاء وانشای فارسی

8 صبح

شنبه

9خرداد88

ریاضی ورسم(هماهنگ کشوری)

10 صبح

دو شنبه

11خرداد88

جغرافی

8 صبح

چهار شنبه

13خرداد88

علوم تجربی

8 صبح

شنبه

16خرداد88

عربی

8 صبح

دو شنبه

18خرداد88

تاریخ

8 صبح

چهار شنبه

20خرداد88

دینی

8 صبح

سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان

معاون آموزش ونوآوری

کارشناسی سنجش وارزشیابی تحصیلی وتربیتی



تاريخ : شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

"وقتی به خانه می‌رسد فورا به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و شروع به صحبت کرد‌ن ‌های تلفنی با دوستانش می‌کند". از این موضوع ناراحتید و نمی‌دانید... نمی‌دانید چگونه می‌توانید رابطه‌ای صمیمی با فرزندتان ایجاد کنید؟ راهکارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم تا موفق‌تر از پیش باشید.

 

1) شناخت شخصیت نوجوان



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اختلال در خواندن» یکی از اختلالات ویژه است. متاسفانه تا مدت های طولانی دانش آموزانی را که در یادگیری یک یا چند درس مشکلات جدی داشتند با اصطلاحات معلول ادراکی، آسیب دیده مغزی و آسیب دیده عصبی معرفی می کردند و به بسیاری از این دانش آموزان برچسب کودن، کم ذهن، عقب مانده و امثال آن می زدند که هیچ کدام صحیح نیست. در واقع این افراد به علت مشکلی که در خواندن دارند نمی توانند کتاب های درس علوم، ریاضی و امثال آن را بخوانند و بنابراین در آن درس ها نیز با مشکلاتی روبه رو می شوند. امروزه همه بررسی ها نشان می دهد این اختلال قابل درمان است و آموزگاران و حتی والدین اگر به دانش و حوصله لازم مجهز باشند، می توانند این مشکل را حل کنند و حتی ممکن است بسیاری از این دانش آموزان در زمینه های متعدد به پیشرفت های چشمگیری دست یابند.
مشکلات یادگیری کودکان، ارتباط تنگاتنگی با مسائل فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی، تغذیه، بهداشت و مسائل مربوط به محیط آموزشی و... دارد. وقتی دانش آموز یا والدینش برای درمان مراجعه می کنند، مطمئناً از چیز یا چیزهایی رنج می برند. ممکن است والدین احساس گناه کنند، فکر کنند وظایفشان را در مورد فرزندشان به خوبی انجام نداده اند، ممکن است فکر کنند در دوران بارداری فرزندشان غفلت های زیادی کرده اند، ممکن است تصور کنند مردم آنان را به خاطر مشکل یادگیری فرزندشان تحقیر می کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ | ۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

زمانی که کودکی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران کاری را آغاز کند و بکوشد تا آن را به اتمام برساند ، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد. کودک از همان ابتدا که شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌کند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.

هنگامی که کودک به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد که بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود ، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد که قادر به انجام کارهای بی‌شماری است.

یکی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر کودک در خانواده‌ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشکلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی که اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر کودک ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی کسب کند، ترسو، کم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

قابلیّت اعتماد ممکن است همیشه، مسئله ی مرگ و زندگی نباشد امّا برای توفیق هر گروهی ضروری است. معنای این حرف را وقتی می فهمیم که کسی را در تیم خود بیابیم که نتوان روی او حساب کرد. آدم قابل اعتماد را نیز می شناسیم.

به نظر من، پایه های اعتماد این ها هستند:

 انگیزه های اصلی

ارسطو معتقد بود:" هر کاری که می کنیم در جستجوی چیزی دیگر هستیم." یعنی که معتقد بود به انگیزه های اشخاص نمی توان اعتماد کرد. من با این موافق نیستم. بیشتر وقت ها راه را بر شکّ دیگران باز می گذارم. سعی می کنم انگیزه های خود را در چارچوبی درست قرار دهم و اعضای گروه را نیز تشویق می کنم که همین کار را بکنند. حال، اگر کسی باشد که پیوسته مصلحت خویش را بر مصلحت تیم مقدّم بدارد قابل اعتماد نخواهد بود. انگیزه ها در کار تیمی مهمّ هستند.

مسئولیّت پذیری

دیگر صفت کسی که بتوان در کار تیمی بر او اعتماد کرد ، احساس مسئولیّت است. بزرگی می گوید:"  در تحلیل نهایی، صفت مشترک همه ی آدم های موفّق مسئولیِت پذیری آنهاست." انگیزه به ما می فهماند که چرا اشخاص قابل اعتماد هستند ، امّا احساس مسئولیّت اشخاص نشان می دهد که می خواهند قابل اعتماد باشند.اعضای قابل اعتماد گروه به انجام هر کاری که از آن ها برآید اشتیاق دارند.

 فکر کردن

جین مارین، سردبیر بلفونتاین اگزامینر، گزارشگری تازه کار را فرستاد که از بازی مهمّی گزارشی تهیّه کند، امّا جوان تازه کار دست خالی برگشت.

- مارین پرسید:" چرا دست خالی برگشتید؟"

- گزارشگر جواب داد" بازی انجام نشد."

- " انجام نشد؟ چه شد پس؟"

- " استادیوم فرو ریخت."

- " پس کو گزارشگر فروریختن استادیوم؟"

- " ببخشید برای این کار که نرفته بودم"

فرصت انتشار خبری دست اوّل از دست رفته بود ، فقط برای اینکه آن جوان فکر خود را به کار نینداخته بود.

قابلیّت اعتماد فراتر از مسئولیِت پذیری است. مسئولیّت پذیری باید با فکر همراه باشد تا بدرد تیم بخورد.

 پایداری

آخرین ویژگی عضو قابل اعتماد تیم، پایداری اوست. اگر نتوان بر یاران تیمی همیشه اعتماد کرد، هیچ گاه نمی توان اعتماد کرد. پایداری فراتر از استعداد است، مَنشی را می طلبد که به رغم دشواری ها جا نزند. کافی نیست که تمام سعی خود رابکنیم. گاه باید کاری را که از ما خواسته اند با هر سختی به سرانجام برسانیم.

برای اینکه بیش از پیش قابل اعتماد باشید...

 انگیزه های خود را بشناسید

اگر هدف های خود را روی کاغذ نیاورده اید ، همین حالا این کار را بکنید. اکنون این هدف ها را مرور نمایید. کدامیک از این هدف ها منافع تیم شما را تامین می نماید؟-تیم ممکن است خانوادهء شما باشد، سازمانی باشد که در آن کار می کنید، یارانی باشند که به اتّفاق کاری داوطلبانه انجام می دهید، یا همبازی های تیم فوتبال یا والیبال باشند. کدامیک فط منافع شما را تامین می کنند؟ حال، بکوشید تا منافع خود و تیم خویش را هماهنگ سازید. هدفی که برای تما نفع شخصی داشته باشد اما به ضرر خانواده تان باشد ، اگر درست فکر کنید به ضررتان خواهد بود.

  آیا به نظر دیگران حرف تان حرف است؟

از پنج نفر از نزدیکان بپرسید:" وقتی می گویم فلان کار را می کنم، چقدر به حرف من اطمینان می کنید؟ در مقیاس 1 تا 10 چه نمره ای به من می دهید؟" اگر ممکن باشد یکی از پنج نفر را از زیردستان و یکی دیگر را از بالادستان برگزینید. اگر نمره ی مورد انتظار خود را نگرفتید از خود دفاع نکنید. اگر میانگین نمره ها کمتر از 9 یا 8 بود فاصله حرف و عمل را کمتر کنید.

 اگر یاری باشد که به شما کمک کند بهتر نتیجه می گیرید. کسی را بیابید که مورد احترام شما باشد و از او بخواهید مراقب باشد که همیشه به قول خود عمل کنید.

 و البته فراموش نکنید که وفای به عهد یکی از ملموس ترین ویژگی های یک مسلمان باید باشد.پس اگر تا به حال انسان قابل اعتمادی نبوده اید ،از امروز دست به کار شوید...

 منبع:

کتاب «17 اصل مهم در کار تیمی» - با تغییر و تلخیص



تاريخ : دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بانوى بزرگوار ، حضرت فاطمه معصومه (س) دختر امام هفتم موسى بن جعفر (ع) ، چنان شخصیت و عظمتی دارد که حرم مطهّر و مرقد منوّرش که حرم ائمه (ع) است . کانون تجمّع علماى دین وشیفتگان معنویت است .

در طول سال ، از همه جا زائرانى به افتخار زیارت بارگاه این بانو نائل مى شوند و بهره ها و توشه هاى معنوى مى برند .

در این نوشته کوتاه ، سعى شده تا گوشه اى از جلالت ومقام آن حضرت براى علاقه مندان وى، بویژه زائران گرانقدر حرمش ترسیم شود . (1)

امید است که توفیق زیارت این مرقد نورانى ،‌ به همه آرزومندان نصیب گردد و زیارت عارفان زائران ، مقبول پیشگاه خداوند و اولیاء دین و ذخیره آخرت قرار گیرد .



تاريخ : دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک انسان موفق بیش از آن که از خود بگوید از دیگران می‌گوید.

یک  انسان موفق  همیشه شادی‌هایش را با دیگران و غم آن‌ها را با خود قسمت می‌کند.

یک انسان موفق  بیشتر از آنکه بخواهد دیگران برای وی کار کنند، مشتاق است تا برای دیگران کار کند.

 یک انسان موفق  بیشتر از آنکه خود را باور دارد دیگران را باور می‌کند.

 یک انسان موفق  بیشتر از خود به دیگران می‌اندیشد.

یک انسان موفق  بیشتر از راحتی خود به راحتی دیگران می‌اندیشد.

یک انسان موفق  بیشتر از پیروزی خود به پیروزی دیگران می‌اندیشد.

یک انسان موفق  بیش از منافع خود به منافع دیگران می‌اندیشد.

یک  انسان موفق  موفقیت دیگران را موفقیت خود می‌داند.

بزرگترین رمز موفقیت آن است که بدانیم می‌توانیم. ظرف موفقیت انسان در روحیات او نهفته است. از صفات بارز افراد موفق داشتن هدف است.

طاعونی خطرناک‌تر از تفکر منفی برای انسان وجود ندارد. تفکر منفی به مانند موریانه‌ها پایه‌های زندگی را نابود می‌کند.

 بهتر است بدانیم:

تفکر مثبت آهن‌ربایی ‌است که همه خوبی‌ها را به خود جذب می‌کند.

راستگویی به اعتبار و ثروت شما می‌افزاید. صمیمیت شاهراه موفقیت است.

با نگاهی به مقاله ی مربوطه در تبیان)



تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ | ۳:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک روز که در مهمانی شرکت کرده بودیم یکی از اقوام نزدیک من در مورد مشکلی که در ارتباط با فرزندانش بود سؤال کرد که چگونه او را مجبور به انجام دادن تکالیف درسی‌اش بکنم و من راه‌هایی را به او پیشنهاد کردم که نمی‌دانم مؤثر بود یا نه.

سارا در سال سوم درس می‌خواند، او کمی بازی گوش بود وضعیت درسی‌اش خوب بود و تنها مشکل او این بود که حوصله‌ی اینکه تکالیفش را کامل و به موقع انجام بدهد را نداشت به خاطر همین مادرش باید در تمام کردن تکالیف به او کمک می کرد و مادر تکالیف ناتمام او را به پایان می‌رساند، این بود که من بعد از اینکه در کلاس اقدام پژوهی شرکت کردم تصمیم گرفتم در رابطه با این مشکل که چگونه می‌توان فرزندان را به انجام تکالیف درسی تشویق کرد، که مشکل خیلی از والدین و مربیان است تحقیق کنم.

در کشور ما تکالیف درسی بچه‌ها نسبتاً سنگین است و چون فضای آموزشی کافی نداریم و گاهی از این محل یک مدرسه، دو یا احتمالاً سه گروه دانش‌آموز استفاده می‌کنند؛ در نتیجه بچه‌ها فرصت نمی‌یابند که قسمتی از تکالیف درسی‌شان را در مدرسه انجام دهند و اجباراً تمام تکالیف را به منزل می‌آورند. اینجاست که مشارکت بیش از حد پدر یا مادر لازم به نظر می‌رسد.

برای یک برنامه‌، روزی دو ساعت و تقریباً سالی نه ماه، یک برنامه‌ریزی دقیق و اجرای دقیق توأم با انضباط، لازم به نظر می‌رسد.


شواهد نوع(1) 

بعضی از والدین به اهمیت تکالیف درسی پی‌نبرده و متأسفانه تصور می‌کنند تکلیف درسی چیزی است که معلم‌ها تکلیف می‌کنند و بچه‌ها انجام می‌دهند و والدین تحمل می‌کنند، ما والدین در بهترین حالت تکالیف درسی را لازم  و مسلم فرض می‌کنیم و بدترین برداشت آن است که آن را مایه‌ی جبهه‌گیری‌ها و کشمکش‌های شبانه‌ای تلقی می‌کنیم که با گریه خاتمه می‌یابد.

در این مقاله را هکارهایی به والدین ارائه می‌شود تا برای انجام تکالیف درسی فرزندان محیط سازنده و هدایتگر به وجود آید:

* مشکل فرزندان شما اینست که فرزندان شما به طور نامرتب و غیرکامل به تکلیف درسی خود می‌پردازند 

* فرزندان شما فراموش می‌کنند دستور معلم در مورد تکلیف درسی را به خانه بیاورند

* کودک تکلیفش را به تنهایی انجام نمی‌دهد

* کودک تمام سعی خود را در انجام تکالیف به طور دقیق به کار نمی‌گیرد

فرزندان شما نمی‌توانند در یک محیط آشفته تکالیفشات را انجام دهند. اولین گامی که باید بردارید تا فرزندانتان تکالیفشان را به صورت موفقیت‌آمیز انجام دهند آن است که محیط مطالعه‌ی مناسبی برای انجام کارشان به وجود آورید. این مسؤولیت شماست که به فرزندانتان کمک کنید تا محلی مناسب برای انجام تکالیف درسی، پیدا کند. به وجود آوردن محل مطالعه‌ی مناسب، کار مشکلی نیست. آنچه آنها بدان نیاز دارند، یک محل راحت، آرام و دارای نور کافی است که در آن تمام مایحتاج لازم در دسترس باشد. به محض اینکه آنها عادت کنند تا در یک محیط مناسب کار کنند نگرش آنها در مورد تکالیف درسی تغییر خواهد کرد.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه:

در عصر ارتباطات و دنیای رسانه‌ها، ما هنوز نیازمند ارتباط‌های دوستانه و سنتی خویش هستیم و آن‌چه مسلم است آشنایی با روش‌های صحیح ایجاد ارتباط، سازگاری در شرایط و موقعیت‌های خاص، گذشت و فداکاری، حس همدلی و وفاداری برای تحکیم بخشیدن و توسعه‌ی هرچه بیشتر این روابط لازم است. چه خوب است این نیاز را ابتدای کودکی به شکلی کاملاً اصولی و مطابق با هنجارهای جامعه به فرزندانمان بیاموزیم، تا آنها در این راستا دچار مشکل نشوند.

در این مقاله مطالبی درباره‌ی روانشناسی ارتباط جمع‌آوری شده است که امیدوارم برای خواننده مفید باشد.

 

ارتباط:

هر کس به دوستانی نیاز دارد، اما همه‌ی افراد نمی‌دانند چگونه دوستانی پیدا کنند و آن‌ها را نگه دارند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

                                       تجزیه و تحلیل خودتان

توجه کردن به سخنان خود

درک مسائل احساسی (عاطفی)

اهمیت و توجه به خانواده

اختصاص دادن زمانی برای اوقات فراغت

استفاده کارآمد از زمان

ساده زندگی کردن

مرتب کردن محیط کار

ایجاد تغییر

کنترل فشار روانی

این نکته را از یاد نبرید که در زندگی شما هیچ چیز ارزشمندتر از شادمانی و آرامش و رضایت خاطر نیست و درواقع کار و تلاش طاقتفرسا برای دستیابی به این موهبت‌هاست. به هر حال هرگاه از جاده اعتدال منحرف شوید و در فعالیت‌های شغلی خود طریق افراط را در پیش گیرید ، تردید نکنید که یک قربانی تمام‌عیار هستید.



تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگر شخصیت خود را با فعالیت‌های شغلی خویش می‌سنجید ، پس وقتی کار نمی‌کنید فاقد شخصیت هستید.امروزه یکی از بزرگ‌ترین گرفتاری‌ها فرهنگ مشغول بودن است. مشکل اصلی در این فرهنگ این است که مشغولیت، کار واقعی را پنهان می‌کند.

 مشغول بودن باعث می‌شود تلاش دایمی با اثربخشی واقعی اشتباه گرفته شود. زندگی شما شبیه یک معماست که از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است. اطمینان حاصل کنید که زمانی را برای هر جنبه مهم از زندگی‌تان در نظر بگیرید.

در دنیای امروزی نتایج بسیاری از عوامل براساس سرعت اندازه‌گیری می‌شود اگرچه ممکن است شما هم از زندگی در یک مسیر پرشتاب لذت ببرید ، ولی به یاد داشته باشید که برای سلامتی و رفاه باید هزینه‌هایی را بپردازید؛ چرا که فعالیت مستمر دامی است که به اثربخشی کار و زندگی آسیب می‌رساند.

اعتیاد به کار برخی از افراد ، فرار از زندگی از طریق کار است. این رفتاری است که می‌‌تواند باعث تضعیف اثربخشی، رنجاندن خانواده و تحلیل سلامتی شود.

رفتار این افراد به مرور زمان منجر به عدم تعادل و خستگی مفرط شده و باعث کناره‌گیری از خانواده و دوستان می‌شود. سعی کنید وفاداری را با بردگی اشتباه نگیرید. شما می‌توانید ضمن پایبند بودن به وظایف حرفه‌ای از استقلال شخصیت خود نیز حراست کنید. اجازه ندهید کسب و کار حکمران شما شود و بر تمام شؤون زندگی‌تان تاثیر گذارد.

برای لذت بردن از تعادل سالم بین کار و زندگی نقش‌هایتان را تعریف کنید.

آگاه باشید در صورتی که همیشه کارتان را بالاتر از خانواده‌تان اولویت‌بندی کنید، نقش‌هایتان به عنوان پدر یا مادر می‌تواند آسیب ببیند یا نقشتان به عنوان یک زن یا شوهر می‌تواند دچار اشکال شود ، اگر زمان و انرژی بسیار زیادی روی مسیر شغلی و یا فرزندانتان صرف کنید. پس از نقش‌هایتان آگاهی کامل داشته باشید و نسبت به آنها انعطاف‌پذیر باشید.

(تلخیص از جام جم آنلاین)



تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

                              خستگی‌ها را با خود به خانه نبرید

اگر تصور کرده‌اید که تنها با انتخاب همسری مناسب و ازدواج با عشق و علاقه ،خوشبختی‌تان تضمین شده است لطفاً تجدید نظر بفرمایید.

قبل از هر چیز بدانید که هر حرکت، رفتار و گفتار شما بر روی مسیر زندگی و خوشبختی‌تان تأثیر می‌گذارد.

شاید این سوال برایتان پیش بیاید که آن همه علاقه و محبت برای چه محو می‌شود؟


یکی از دلایل اصلی آن را برایتان بیان می‌کنیم:

وقتی شما تصور کنید که پس از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، صرفاً باید وظایف و مسئولیت‌های محوله را انجام دهید. برای مثال تامین غذا و نظافت منزل را بر عهده بگیرید یا اینکه به‌عنوان مرد خانه به تامین مخارج بپردازید.پس هرگز انتظار نداشته باشید که عشق و علاقه ی نخستین، در خانه شما جا خوش کند.

زیرا آنچه شما نمی‌دانید این است که زندگی نیاز به توجه به علایق و احساسات طرفین دارد.

اگر به رفتار مادران با فرزندانشان نگاه کنید در خواهید یافت که مادر، علاوه بر مسئولیت‌ها و وظایف مادری در نگهداری و تربیت کودکان به آنها توجه و محبت نشان می‌دهد و همین امر موجب وابستگی روحی فرزند به مادر می‌شود.

نکته ی قابل توجه در این قضیه هم این است که در چنین شرایطی طرفین احساس خواهند کرد که آزادی‌شان در زندگی مشترک محدود شده است و پس از مدتی نیز از کنار هم بودن لذّت نخواهند برد.

زیرا صرفاً به کار و انجام مسئولیت می‌پردازند و احساس می‌کنند در قبال آنچه در زندگی انجام می‌دهند چیزی نمی‌گیرند پس احساس قربانی بودن و عدم توجه کرده و ادامه زندگی برایشان دشوار خواهد شد.

بدین ترتیب با کمترین اختلاف و مشکلی ،احساس ناکامی و شکست کرده و انگیزه‌ای برای تلاش و حل مشکل در خود نمی‌بینند.

گاهی اوقات برخی از زوجین برای عدم توجه و محبت، بهانه‌های زیادی می‌آورند. از قبیل اینکه: ما برای تامین خوشبختی و رفاه خانواده کار می‌کنیم پس وقتی برای اعضای خانواده و همسرمان نداریم.


آیا این بهانه‌ از نظر خودتان منطقی است؟

وقتی خستگی کار بیرون را به منزل می‌آورید و بی‌حوصله هستید، پس از مدتی استرس بیشتری نیز در فضای خانه حکم‌فرما می‌شود و به دنبال آن حرف کمتری نیزبرای تبادل با همسرتان دارید. پس فاصله ی میان شما به تدریج بیشتر می‌شود.

به یاد داشته باشید که خانه باید همواره محلی برای آرامش و راحتی اعضای خانواده باشد تا در آن استرس کار، جای خود را به احساس امنیت و شادی بدهد.




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امام حسن بن علی عسکری (ع) یازدهمین امام شیعیان، در سال 232 هجری به دنیا آمد و در هشتم ربیع الاول سال 260 رحلت کرد. آن حضرت پس از رحلت پدر، در سال 254، عهده‏دار امامت‏شد و در سن بیست و هشت‏سالگی رحلت کرد.

زمانی که متوکل عباسی، امام هادی (ع) را به سامرا آورد، خانواده آن حضرت نیز همراه وی بودند. در تمام این مدت، امام عسکری (ع) نیز در سامرا بود و هم چنان تا رحلت در همین شهر زندگی می‏کرد. آن حضرت در این مدت تحت نظر حکومت‏بوده و به ایشان توصیه شده بود که همچون افراد تبعید شده، حضور مداوم خود را به اطلاع حکومت‏برساند. افزون بر آن، بر وی بود تا هر دوشنبه و پنجشنبه در دار الخلافه حاضر شود.

ارتباط شیعیان با امام، بیشتر در میانه راه و یا از طریق خادمان ایشان صورت می‏گرفت. به شیعیان، توصیه شده بود که به صورت آشکار با امام تماسی نداشته باشند. امام به دلیل موقعیت‏خانوادگی و علمی خود، مورد احترام و علاقه مردم بودند. با این حال، این مانع از آن نبود که حکومت مزاحم ایشان نشود. یک بار در سال 256 در زمان مهتدی و بار دیگر در زمان معتز(به احتمال در سال 258) امام عسکری (ع) زندانی شدند. خبر دیگر حاکی است که امام در سال 259 هجری نیز در زندان بوده است.

اشاره کردیم که در این دوره، نظام وکالت، شیعیان بلاد مختلف را با امام مرتبط کرده بود. در برخی شهرها، عالمان برجسته‏ای بودند که خود هادی مردم بوده مشکلات فکری آنها را حل می‏کردند. در این زمان، یکی از شناخته شده ترین چهره‏ها، فضل بن شاذان نیشابوری بود که مقام ارجمندی میان اصحاب ائمه و علمای شیعه داشت. شیعیان مشکلات علمی خود را به کمک آنها حل می‏کردند و در صورتی که نیاز به نظر امام بود، وکلای حضرت در هر منطقه آماده بودند تا از راه‏هایی که می‏شناختند، نظر امام را جویا شوند. یکی از وکلای امام در ایران، علی بن مهزیار اهوازی بود که خود از محدثان بنام شیعه است. امام، به طور معمول، ضمن نامه‏ای به شیعیان، وکیل خویش را معرفی می‏کرد و اگر کسی از وکلا، مرتکب خطایی می‏شد، شخص دیگری را به جای وی معین می‏کردند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

«گفتن و شنیدن »، دو خط ارتباطى با مردم است. به تعبیر دیگر، دونعمت بزرگ الهى، قدرت گویایى و شنوایى است که سهم مهمى درایجاد ارتباط هاى انسانى دارد و براى داشتن روابطى سالم و سودمند ، نیازمند آنیم که شیوه ی صحیح استفاده از « زبان » و « گوش » را مورد توجه قرار دهیم.

وقتى دیگرى سخن مى گوید ، ما گوش فرا مى دهیم و از این رهگذر، نکاتى مى آموزیم یا باخبر مى شویم. « هنر گوش دادن » در ارتباط فرزندان و اولیاء، شاگردان و معلمان، شنوندگان برنامه هاى رادیویى و مجریان، مستمعان و خطیبان، به کار مى آید. حتى در مساله یادگیرى که بخش عمده اى از عمر ما را فرا مى گیرد ، خوب گوش دادن و رعایت ادب و آداب آن، مهم و حیاتى است. نحوه بهره ورى از این « نعمت خدایى » نیز بستگى به میزان درایت و آداب دانى و مراعات حقوق و حدود دارد. در یکى از دعاها آمده است:

«اللهم متعنا باسماعنا و ابصارنا و قوتنا»؛ (1) .

خدایا ما را از گوش ها و چشم ها و نیروی مان برخوردار و بهره مند بگردان.

در قلمرو آداب اجتماعى

 در مباحث معاشرتى، نحوه استفاده از قدرت شنوایى و به تعبیردیگر خوب شنیدن و درست گوش دادن، نقش مهمى دارد. بى اعتنایى به حرف هاى گوینده ، نشان بى ادبى است. بر عکس، حسن توجه و ابرازعلاقه، علامت ادب و تربیت اجتماعى و بها دادن به موقعیت انسانى مخاطب و گوینده به شمار مى آید.

رسول خدا(ص) به حرف هاى دیگران گوش مى داد ، حتى به سخن آنان که بیماردل بودند و روى اغراض شوم، حرفهایى مى زدند. پیامبر(ص)، دو گوش شنوا براى آنان بود تا حدى که آنان به ستوه مى آمدند و از روى طنز مى گفتند: «او گوش است ». خداوند دستورمى دهد که به آنان بگو اگر گوش هم هست، براى شما گوش خوبى است، به خدا ایمان دارد و به حرفهاى مؤمنین نیز باور دارد:

«یقولون هو اذن، قل اذن خیر لکم، یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین.» (2) .

آنان از روى آزار، لقب « گوش» به پیامبر(ص) مى دادند ، تا او راخوش باور، ساده لوح و سطحى قلمداد کنند. ولى پیامبر(ص)، این شیوه را براى جلوگیرى از فتنه انگیزى آنان و دستیابى به سوژه هاى تبلیغاتى براى معارضه و مبارزه اتخاذ کرده بود. شاید اینگونه سکوت کردن و گوش دادن، بهترین شیوه خنثى کردن توطئه هایى باشد که مى خواهند حرف بکشند و سوژه درست کنند.

آیه قرآن، ضمن اینکه از اخلاق خوش پیامبر اسلام ستایش مى کند ، اعتماد او را تنها نسبت به حرفهاى مؤمنان بیان مى دارد.

اینک به چند نمونه از این موارد اشاره مى کنیم؛ که در روایات ماهم از این مقوله با عنوان «حسن الاستماع » -خوب گوش دادن - یاد شده است :

1- با گوینده

نسبت به سخنان هر گوینده باید تحمل و صبورى نشان داد و به آن گوش داد ، تا کلامش به پایان برسد. بریدن حرف دیگرى شیوه اى ناپسند و دلیل کم ظرفیتى و بى ادبى است.

در سیره اخلاقى حضرت رسول(ص) و مجلس آن حضرت، آمده است که :

«من تکلم، انصتوا له حتى یفرغ »؛ (3) .

کسى که سخن مى گفت، به او گوش مى دادند، تا سخنش به پایان برسد.

2- با استاد

امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق، مى فرماید:

«و حق سائسک بالعلم، التعظیم له و التوقیر لمجلسه وحسن الاستماع الیه »؛ (4)

حق آن کس که عهده دار آموزش تو است، آن است که احترامش کنى، مجلس او را بزرگ و گرامى بدارى و به او خوب گوش دهى.

شنونده نباید خود را داناتر از گوینده و استادش فرض کند و به گفته هاى او گوش ندهد ، یا بى اعتنایى کند ، یا تصور کند هر چیز رامى فهمد و نیازى به شنیدن و گوش دادن ندارد.

3- با نصیحت گر

هر کس به موعظه و پند و راهنمایى دیگرى مى پردازد ، دوست دارد شاهد حسن توجه و گوش دادن او باشد و علایم پذیرش و تاثیر وقبول را در او ببیند.

امام سجاد(ع) در باره حق نصیحتگر بر نصیحت شونده مى فرماید:

«و حق الناصح ان تلین له جناحک و تصغى الیه بسمعک »؛ (5) .

حق ناصح (بر تو) آن است که بال تواضع خویش را براى او نرم سازى و با گوش خود به سخن او گوش فرا دهى. این شیوه، جامعه ومردم را بهتر به سمت برخوردارى از راهنمایی هاى دلسوزانه وانتقادهاى سالم و سازنده پیش مى برد.

4- با درد و دل کننده

خیلی ها دلهاى آکنده از غم و خاطرات تلخ و مشکلات ونابسامانی هایى دارند که آنان را در فشار روحى قرار مى دهد. در پى دو گوش شنوایند که با آنها درد دل کنند و با بازگویى دردمندی های شان سبک شوند. آنکه عاطفه نشان مى دهد و به شکوه ها و غمنامه هاى یک دردمند گوش مى سپارد و خود را علاقه مند به شنیدن نشان مى دهد، با اونوعى همدردى کرده است. این روحیه خوب و بزرگ، ستودنى است.

على علیه السلام فرموده است:

«من السؤدد الصبر لاستماع شکوى الملهوف »؛ (6) .

از بزرگوارى و آقایى است که انسان براى گوش سپردن به شکوه و ناله دردمند ، تحمل و صبر داشته باشد. 

5- پرهیز از پرحرفى

در وصایاى حضرت خضر، چنین آمده است:

«اى جویاى دانش! گوینده کمتر از شنونده خسته و ملول مى شود. پس هیچ یک از همنشینانت را (با پرحرفى) خسته مکن.» (7) .

6- بى اجازه گوش ندادن

از آداب اجتماعى مربوط به گوش دادن، رعایت اذن و اجازه است.اگر کسانى با هم صحبت مى کنند و مایل نیستند دیگرى سخنانشان را بشنود ، نباید به صورت فضولى گوش دهد. یا باید از محل سخن آنان بیرون رفت، یا خود را به کارى دیگر مشغول ساخت که حرفهای شان به گوش نرسد. حداقل آنکه بى تفاوت باشد ، نه حساس براى گوش دادن و پى بردن به محتواى مکالمات آنان. فرقى نمى کند که صحبت های شان حضورى باشد ، یا تلفنى. به ویژه اگر انسان بفهمد که آنان علاقه مندند که دیگرى حرف ها را نشنود؛ چون گاهى حرفها خصوصى است و راضى نیستند دیگران آگاه شوند.

 

پی نوشت ها :

1) بحارالانوار، ج 2، ص 63

2) توبه، آیه 61.

3) مکارم الاخلاق، طبرسى، ص 15، سنن النبى، علامه طباطبایى، ص 18.

4) همان، ج 2، ص 42، و من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 620.

5) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 625.

6) غررالحکم، چاپ دانشگاه، ح 9443.

7) بحارالانوار، ج 1، ص 227.

 

منبع : کتاب " اخلاق معاشرت " – نویسنده : علی اکبر مظاهری



تاريخ : جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بدنبال رای مردم در ‪ ۱۲‬فروردین ۵۸‬ ؛معمار بزرگ انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) در پیامی خطاب به مردم فرمودند:

"خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستکبرین غلبه دهد و آنها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند، چنان که تاکنون غلبه کردند... من از عموم ملت ایران تشکر می‌کنم که در این رفراندوم شرکت کردند و رای قاطع خودشان را که باید گفت ‪ ۱۰۰‬درصد پیروزی بوده است، دادند و به جمهوری اسلامی هم رای دادند... جمهوری اسلامی است که احکام مترقی او به تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتب هاست تقدم دارد. "



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

انشا و نویسندگی یکی از مقوله های آموزش زبان فارسی است. دقت نظر در امر آموزش انشا، بازنگری عمیق در آموزش زبان و ادبیات فارسی را ضروری می سازد.

درس انشا را باید از چارچوب یک کار کار تفننی خارج کرد. شاید نظر غالب این باشد که قرار نیست همه تحصیل کردگان و اهل سواد و دانش، مهارت و توانایی نوشتن پیدا کنند، بلکه این اهل ذوق و علاقه مندان واقعی هستند که چنین مهارتی را خارج از محدوده آموزش رسمی فرا می گیرند. اما چنین نیست. همه کسانی که تحصیل می کنند، کم و بیش به نوشتن نیاز دارند. این نیاز می تواند از ساده ترین کارهای نگارشی شخصی تا پیشرفته ترین و پیچیده ترین نمونه های آثار ادبی و هنری را در بر گیرد.

بنابراین جایگاه و ضرورت آموزش انشا، باید در اذهان و برای برنامه ریزان و کارشناسان آموزشی روشن شود. بی توجهی به قانونمندی های اصولی در برنامه ریزی آموزش انشا و نیز تفننی تلقی کردن آن، از همین طرز فکر ناشی می شود. در حالی که نقش اساسی نوشتن در حیات، تفکر، تعلیم و تربیت، هستی شناسی و معرفت شناسی بر کسی پوشیده نیست. شاید بتوان گفت که رمز اساسی پیشی گرفتن فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران های گذشته و موفقیت های فرهنگی و علمی دنیای غرب در عصر حاضر، ناشی از توجه به چنین پشتوانه فرهنگی بوده است. اگر آموزش و پرورش ما، امروز به چنین امری توجه نکند، فردا بسیار دیر خواهد بود.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگر از آن معلم هایی هستید که فکر می کنند کلاس، جایی است که بچه ها باید در آن با لذت کار کنند، قصه گفتن در کلاس را می پسندید. امتحان اش کنید. لذت بخش خواهد بود؛ هم برای شما و هم برای بچه ها.

 

اما اگر فکر می کنید شادی برای بچه ها آب و نان نمی شود، خوب است بدانید که هواردگاردنر که خیلی روان شناسی آموزشی بلد است می گوید: " یکی از راه های ایجاد توانایی راهبری در بچه ها، این است که مجبورشان کنیم با صدای بلند یک قصه تعریف کنند. به این ترتیب، آن ها افق دیدشان را گسترش می دهند، تخیل شان را تقویت می کنند، و خودشان را برای زندگی پیش رویشان آماده می کنند.

 

آموزه های دینی هم، از داستان های استعاری استفاده می کنند تا مجموعه ی امکانات و محدودیت های یک ذهن هوش مند را هم آهنگ کنند.

داستان ها، تنها وسیله ی سرگرمی نیستند. آن ها می توانند تجربه های ما را اصلاح کنند و به تغییر و رشد ما کمک کنند.

 

چطور در کلاس مان قصه های جذاب تعریف کنیم؟

 

هر معلمی شیوه هایی شخصی برای قصه گویی دارد. بعضی از معلم ها دوست دارند با حرکات سر و دست داستان تعریف کنند. عالی است. اما اگر داستان ها را سر راست و بی ادا و اصول هم تعریف کنیم می توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهید " ترس از نمایش بازی کردن " جلوی کارتان را بگیرد. نگران نباشید که شاید بچه ها به شما بی توجهی کنند یا بی نزاکت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشید و از کارتان لذت ببرید، بچه ها هم به شور و اشتیاق شما پاسخ خواهند گفت و به آن ها هم خوش خواهد گذشت.

 

چند ایده برای امتحان کردن

 

1- یک داستان ساده را انتخاب کنید، داستانی که دوست اش دارید و خوب بلدید.

برای بیش تر معلم ها،داستان های واقعی دوران کودکی شان، راحت ترین و دوست داشتنی ترین داستان هایی هستند که می شود تعریف کرد. بچه ها خیلی دوست دارند داستان هایی درباره ی وقتی که معلم شان کوچک بود بشنوند. می توانید داستان خود را با چنین عبارت هایی شروع کنید: " یه بار وقتی که " یا " وقتی من کوچیک بودم " یا مثلاً " تا حالا درباره عروسکم چیزی براتون تعریف کرده ام؟ "

 

2- تلاش های اول تان را در حد سه تا پنج دقیقه، کوتاه و مختصر کنید. اگر گروه تان ظرفیت توجه بیش تر و طولانی تری داشت، همیشه بعداً می توانید جزئیات بیش تری اضافه کنید.

 

3- داستان هایی بر مبنای کتاب های مصور و محبوب بچه ها برایشان تعریف کنید. یک کتاب انتخاب کنید که هر سال برای کلاس بخوانید. جزئیات طرح داستانی و سرعت تعریف کردن داستان را از پیش مرور کنید. به این ترتیب، وقتی قصه می گویید، به بچه ها می فهمانید که شما می خواهید برایشان قصه ای تعریف کنید نه این که یک داستان را از رو بخوانید. بعضی از بچه ها تعجب خواهند کرد که شما کتاب تان را کجا پنهان کرده اید، و وقتی شما داستان را از حفظ می گویید آنها شیفته ی این کار خواهند شد. گروه را ترغیب کنید که به شما بپیوندند. بیش تر مواقع این کار موفقیت تان را تضمین می کند.

 

4- خودتان را به وقت قصه گویی محدود نکنید. در طول روز فرصت های زیادی برای شما و بچه هاتان هست که در زمان گروهی، در گوشه ی آپارتمان، یا در یک مکان اجراهای نمایشی قصه بگویید.

 

5- شما هم شکوفا شوید! هر چه احساس راحتی بیش تری کنید، آزادتر خواهید بود تا قصه گویی تان را بهتر و طولانی تر کنید. می توانید صدایتان را عوض کنید و شخصیت ها و حالت های مختلف را اجرا کنید؛ یا از صحنه سازی کمک بگیرید. مثلاً یک تکه پارچه را موج دار تکان بدهید تا توفان را نشان بدهید؛ و صداهای خاصی از خودتان در بیاورید که حوادث را در داستان به هم ربط بدهید. بچه ها را تشویق کنید که در همه ی کارها مشارکت کنند.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در کتاب وسائل ، در ابواب مقدمات نکاح چگونگى انتخاب همسر را شرح داده‏اند.با توجه به روایات درمى‏یابیم که اسلام به مسؤولیت پدر(به خصوص) در تربیت و تادیب فرزندان چه اندازه اهمیت مى‏دهد ، حتى به خصوصیاتى که از طریق عوامل وراثتى به فرزندانتقال مى‏یابد توجه نموده، تا چه رسد به تربیت‏هاى پس از ولادت. (1)

پیغمبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در اهمیت نقش پدر و مادر در تربیت فرزند مى‏فرمایند:

 

کل مولود یولد على الفطرة حتى یکون ابواه یهودانه وینصرانه ویمجسانه؛ (2)

هر نوزادى بر فطرت الهى و توحید متولد مى‏شود و والدین او هستند که او را یهودى، نصرانى‏یا مجوس مى‏کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سازمان آموزشی یکی از انواع سازمان های بسیار پیچیده و متنوعی است که بعد از قرن بیستم و انقلاب صنعتی در سطح بسیار گسترده ای در جوامع مختلف ظهور پیدا کرد.
این سازمان ها در زمره موسسات خدماتی است که به علت ماهیت انسانی، تربیتی و معنی آن، تعداد اهداف، پیچیدگی ارزشیابی، حرفه ای بودن کارکنان آن از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
این ویژگی ها سازمان های آموزشی را نیازمند الگو و سبک مدیریت و رهبری خاصی می نماید که برای رسیدن به اثربخشی، کارایی و افزایش بهره وری مستلزم شیوه های رهبری اثربخش و مستمر است.
در میان سازمان های آموزشی، دوره متوسطه به دلیل شرایط خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نوجوانی و جوانی، شکل گیری شخصیت، استقلال طلبی، گروه گرایی، تربیت شغلی، آمادگی ورود به جامعه و به عهده گرفتن مسئولیت زندگی از خصوصیات مهم این دوره است که آن را می توان پلی میان آموزش و زندگی تلقی کرد.
مهمترین عامل در تحقق این اهداف استفاده مطلوب و بهینه از منابع انسانی و امکانات مدیران مدارس است که باید شیوه های خود را همواره بهبود بخشند.
رفتار و عملکرد مدیر یک مدرسه مانند هر فرد دیگری تحت تاثیر نگرشها، مهارت ها، آگاهی ها و توانایی های اوست. تعیین رفتار بر اساس نگرشها در روانشناسی و مشاوره بسیار مرسوم است.
طبق این نظریات، نگرش ها تعیین کننده رفتار انسانها هستند و می توان از آنها در تبیین، پیش بینی و تشخیص رفتارها استفاده نمود. نگرشها را فرد با خود به سازمان می آورد. این نگرشها عامل سازگاری یا عدم سازگاری فرد با محیط خواهد بود و بر عملکرد فرد در سازمان اثر می گذارد.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تحقیقات نشان دهنده این واقعیت هستند که داشتن کودکانی شایسته بسیار مهم است اما این مسئله که چگونه کودک شما این احساس شایستگی را بدست آورد مستلزم دارا بودن آگاهی هایی است که در اینجا نکاتی را برای شما بازگو خواهیم کرد تا کودکانی شاد، مطمئن از خود و موفق داشته باشید.

از کودک خود تعریف و تمجید کنید

بچه‌های کوچک واقعا به تشویق شما نیازمندند. در تمام مراحل رشد از چهار دست و پا رفتن گرفته تا دویدن و توپ بازی و نقاشی کردن، چشمان کنجکاو کودک شما در جست‌وجوی تشویق‌ها و ابراز احساسات کلامی و فیزیکی شماست. بچه‌ها همه چیز را بخوبی درک می‌کنند، ‌آنها از لحن کلام شما متوجه می‌شوند که چه مقدار تعریف در آنها گنجانده شده است. حتی یک جمله  کوتاه «چه کار خوبی» می‌تواند به اندازه «من تا بحال چنین کاردستی خوبی ندیده‌ام» تاثیرگذار باشد، مشروط بر اینکه از لحن کلامی مناسبی استفاده کنید.البته توجه داشته باشید که در قبال انجام وظایف روزانه این‌کار را نکنید. به‌طور مثال پس از مسواک زدن دندان‌ها و یا قراردادن لباس‌ها در کمد فقط به یک «متشکرم» ساده اکتفا کنید.

کودکتان را نجات ندهید

خیلی طبیعی است که شما به عنوان یک مادر یا پدر دلسوز نگران کودکتان باشید تا اتفاقی برایش نیفتد، احساس ناامیدی نکند و در کارهایش دچار اشتباه نشود. اما بهتر است بجای نگرانی موقعیت‌هایی را فراهم کنید تا فرزندتان با شرایطی مواجه شود که احتمال شکست در آنجا وجود داشته باشد تا این درک در او بوجود بیاید که احساس عصبانیت، ناراحتی و ناامیدی حس‌هایی کاملا ‌طبیعی هستند که می‌تواند کاملاً عادی باشد و نباید از مواجه با آنها بترسد. او باید یاد بگیرید خودش از پس مشکلات بر بیاید نه اینکه انتظار داشته باشد تا شما تمام سنگ‌ها را از جلوی پایش بردارید و مسیر را هموار کنید. باید اعتماد به نفس بچه‌های کوچک را طوری تقویت کنید که بدون نگرانی از شکست و سرزنش‌های شما ریسک کنند و شانس بازی در نقش‌های جدید را داشته باشند. حتی بد نیست اگر عمدا در کارهای خود اشتباهات کوچکی را بگنجانید و با خونسردی نحوه اصلاح آنها را به کودکتان نشان دهید تا احساس بهتری از مواجه با مشکلات در او ایجاد شود.

اجازه دهید خودش تصمیم بگیرد

وقتی فرزند شما از همان سال‌های اولیه زندگی شانس تصمیم‌گیری و انتخاب را داشته باشد، به مرور برای نشان دادن قضاوت‌ها و تصمیمات خود اعتماد به نفس لازم را بدست خواهد آورد. برای اینکار شرایطی را فراهم کنید تا کودکتان چند گزینه برای انتخاب کردن در اختیار داشته باشد. برای مثال قدرت انتخاب او را بین دو غذای مختلف مورد آزمایش قرار دهید.

همیشه نیمه پر لیوان را ببینید

اگر تصور می‌کنید فرزند شما خیلی زود ناامید می‌شود، به او کمک کنید تا نسبت به مسائل خوش بین باشد. البته افزایش میزان خوش‌بینی کاملا با خوش‌بینی کاذب تفاوت دارد. به‌جای اینکه با استفاده از الفاظ و کلمات زیبا او را فقط به دیدن جنبه‌های مثبت قضیه تشویق کنید بهتر است او را به تفکر درباره راه‌هایی جدید برای حل مشکلات و نزدیک شدن به ایده آل‌هایش تشویق نمایید. مثلا اگر در مسابقه نقاشی به نتیجه دلخواه نرسید، لازم نیست با تعریف و تمجیدهای بیجا از او یک پیکاسو بسازید، بلکه با پیشنهاد یک برنامه ساده و عملی سعی در افزایش مهارت‌های وی داشته تا در دفعات بعدی شانس برنده شدن او را افزایش دهید.(تبیان)



تاريخ : یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سه عامل باعث می شوند که فکر بکری به ذهن فرد خطور کند:

اولاً، وجود مشکل شغلی مبرم یا آزاردهنده ای که باید حل شود؛ یعنی در خلأ نمی شود خلاق بود.

ثانیاً، فکر در محیطی که به سر می برد، ممکن است " سرگردان باشد و در خواب و خیال و رؤیاهای خود به سر برد." این وضعیت در مورد هر شخصی نسبت به شخص دیگر متفاوت است. اما مواردی از این گونه وضعیت هستند که بین همه اشخاص مشترکند. از جمله، هنگام پیمودن مسیر بین خانه و محل کار، دوش گرفتن، خوابیدن یا از خواب بیدار شدن و پیاده روی. نکته اصلی در تمام این فعالیت ها این است که به فرد امکان می دهند، حول وحوش موضوع بچرخد، بدون این که آن را کانون اصلی توجه خود قرار دهد.

ثالثاً، فکر بکر، هنگامی که فرد در حالت سرگشتگی قرار دارد، از ادراکات یا نقطه نظراتی که اغلب با کار ارتباطی ندارند، نشأت می گیرد. پیشرفت ها و اکتشافات مهم هنگامی رخ می دهند که افراد مشکل شغلی مشترکی را از منظری متفاوت بنگرند. مثال های رایج در این زمینه، بینش های مثبت از سیستم های ارتباطی شبکه ای حرفه ای یا شخصی، حضور در کنفرانس ها یا کارگاه ها، مطالعات شخصی، فعالیت های شخصی در اوقات فراغت، فعالیت های جمعی، و زندگی خانوادگی در بر می گیرند.

 



تاريخ : یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت و نوآوری می تواند در همه حوزه ها و زمینه ها روی دهد . برحسب موضوع و نوع حوزه انواع خلاقیت و نوآوری را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود :

خلاقیت و نوآوری علمی

خلاقیت و نوآوری در هر یک از رشته های علم را می توان خلاقیت و نوآوری علمی نامید . کشفیات و نظریه های علمی مانند نظریه های علوم فیزیک ، شیمی ، روانشناسی ، اقتصاد ، مدیریت و غیره خلاقیت ها و نوآوری های علمی محسوب می شوند . بنابراین برحسب این که کدام رشته علمی درنظر گرفته شود انواع خلاقیت و نوآوری وجود دارد . مثلا منظور از خلاقیت و نوآوری فیزیک خلاقیت و نوآوری در حوزه علمی فیزیک و یا خلاقیت و نوآوری روانشناسی خلاقیت و نوآوری در حوزه علم روانشناسی می باشد .

به همین ترتیب، خلاقیت و نوآوری شیمی ، خلاقیت و نوآوری مدیریت ، خلاقیت و نوآوری ریاضی و سایر موارد وجود دارند . بنابراین علوم مختلف در واقع تشکیل شده از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های علمی در سطوح مختلف (خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه و خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه) می باشند .

خلاقیت های علمی اولیه یا بزرگ عبارت از آن دسته از خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که شامل خلق مفاهیم جدطد علمی ، کشفیات متحول کننده و ایجاد پارادایم علمی نوین می باشد . نظریه مکانیک کوانتومی پلانک ، نظریه نسبیت انیشتین ، نظریه های رفتارگرائی واتسون و اسکینز ، نظریه شناختی پیاژه از جمله خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه یا بزرگ می باشند که باعث ایجاد تحولات عمیق علمی و شروع رویکردهای جدید شده اند .

خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه یا کوچک عبارت از آن دسته خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که در پی خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه بروز می کنند و شامل بسط و توسعه مفاهیم آنها می باشند . موضوعات تکمیلی وابسته به نظریات ذکر شده فوق خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه یا کوچک محسوب می شوند .

به عنوان مثال علم فیزیک عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه فیزیک ، علم ریاضی عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه ریاضی و علم روانشناسی عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه روانشناسی می باشد بنابراین خلاقیت و نوآوری علمی عامل پیدایش و رشد و تکامل علوم است و دانشمندان رشته های مختلف علمی از طریق انجام مطالعات و پژوهش های علمی درصدد دستیابی به خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه علمی هستند .

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت و نوآوری اولیه:

 عبارت از آن دسته از خلاقیت ها و نوآوری ها ست که شامل ایجاد و توسعه اصول و مفاهیم جدید و خلق پارادایم نوین می باشند . خلاقیت و نوآوری اولیه به عنوان منشاء کشف جدید ، نوعی واقعی و اندیشه هائی متفاوت با آنچه تا به حال وجود داشته مانند نظریه های متحول کننده علمی و اختراعات بنیادی می باشد .

خلاقیت و نواوری ثانویه :

آن دسته خلاقیت ها و نوآوری هایی هستند که شامل کاربرد جدید و متفاوتی از اصول و مفاهیم شناخته شده قبلی و تکمیل و بسط خلاقیت های اولیه هستند . دستاوردهای علمی پژوهشگران که مبتنی بر نظریه های بزرگ علمی است از موارد خلاقیت ثانویه می باشند .



تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای اینکه خلاقیتی ایجاد و پرورش یابد بایستی فنون و تکنیک هایی رعایت گردد. محققان مختلف فنونی را ذکر کرده اند که به مهمترین آنها اشاره می شود:

1- طوفان مغزی (BRAIN STORMING): این تکنیک را نخستین بار دکتر الکس، اس، اسبورن مطرح کرد و چنان مورد استفاده واستقبال مردم و سازمانها  قرار گرفته که جزئی از زندگی آنها شده است، یورش فکری در واژه نامه بین المللی وبستر چنین تعریف شده است:

اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده هایی که در جا به وسیله اعضا ارائه می گردد بیابند. عنی هیچ انتقـادی از هیچ ایده ای جایز نیست. به هر ایده ای هرچند نامربوط خوش آمد گفته می شود.

هرچه تعداد ایده ها بیشتر باشد بهتر است. کیفیت ایده ها بعـداً مورد توجه قرار می گیرد افـراد به ترکیـب کردن ایده ها تشویق می شوند و از آنها خواسته می شود که نسبت به ایده های دیگران اشراف پیدا کنند.

2- الگوبرداری از طبیعت (BIONICS) : یکی از تکنیک های خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته تکنیک تقلید و الگوبرداری از طبیعت است. ابداعاتی که در زمینه علم ارتباطات و کنترل در دهه های اخیر شکل گرفته اند. برنامه ریزی های رایانه و موضوع هوش مصنوعی همه با الگوبرداری و تقلید از فعالیتهای مغز آدمی انجام شده اند و روند فعالیتها به گونه ای است که در آینده با ادامه این کار فنون و ابزارهای بدیع و جدیدی ساخته خواهند شد.   بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی از جمله علوم و فناوری هایی هستند که بیشترین الگوبرداری را از طبیعت و فرایندهای زیستی در تولید ابداع ها و فنون برای تولید انواع محصولات و ارائه خدمات جدید عرصه های مختلف داشته است.

3- تکنیک گروه اسمی (NOMINAL GROUPING) گروه اسمی نام تکنیکی است که نیز تا حدودی در صنعت رواج یافته است. فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:

اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛

هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛

هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند‍؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.



تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وقتی که احساس حقارت، جزئی از شخصیت فرد شود ، تغییر دادن آن خیلی سخت است. اما برطرف کردن این حس برای کسانی که که گاهی احساس حقارت می کنند ، آسان  تر است. به هر حال، ما این راهکارها را جوری ردیف کرده ایم که هم به درد گروه اول بخورد و هم به درد گروه دوم. فقط یادتان باشد که این راهکارها آرام آرام در وجود آدم تاثیر می گذارند و نباید توقع داشته باشید یک شبه انجام شوند.

1- معیارتان را عوض کنید!

معیاراندازه گیری کسانی که احساس حقارت می کنند درباره ارزش خودشان درست نیست. به نظر آنها ارزش آدم به چیزهایی است که چندان دست خودش نیستند. چیزهایی مثل قد ، وزن و حتی ثروت. برای اینکه احساس حقارتتان را از بین ببرید ، اول باید در وجودتان چیزهایی را تشخیص دهید که قابل تغییر هستند. چیزهایی مثل دانش، خوش اخلاقی، شادی و خلاقیت. از این طریق مردم هم شما را به خاطر ویژگی هایی که در خودتان پرورش داده اید ، بیشتر قبول خواهند داشت.

2- برای خودتان دست بزنید!

تا حالا شده که خودتان برای تشویق خودتان آب طالبی بخرید ، شده که نظر دیگران را درباره موقعیت تان در نظر نگیرید و شده که برای موفقیت های کوچک و بزرگ خودتان، جایزه بخرید؟ یکی از راه هایی که می تواند به شما کمک کند تا از پس احساس حقارت تان بر بیایید ، این است که راه هایی برای تشویق خود پیدا کنید. باور کنید خیلی لذت بخش است که آدم بعد از موفقیت در یک آزمون زندگی، اولین شیرینی موفقیتش را خودش بخورد و بعد آن را به دیگران تعارف کند. تا حالا مزه این شیرینی را چشیده اید؟

3- از متخصصان کمک بگیرید!

گاهی احساس حقارت آن قدر شدید است که ما رسماً جزو مبتلایان به افسردگی، اضطراب، اختلال شخصیت و این جور مشکلات روان شناختی دیگر شده ایم. این جور مواقع بهتر است غرور ناشی از خودکم بینی و تصور بی فایده بودن بدون کمک دیگران را کنار بگذاریم و سراغ یک روان شناس یا مشاور خوب را از دوروبری هایمان بگیریم. فقط یادتان باشد که برای موثر بودن روان درمانی، بیشتر از هر چیز باید حوصله و انگیزه داشته باشید؛ روان شناس ها فقط به شما کمک می کنند که خودتان به خودتان کمک کنید.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وقتی علائم افرادی که احساس حقارت دارند را می خوانید ، دستتان می آید کسی که به اصطلاح خودش را می گیرد، دقیقاً می خواهد احساس خود کم بینی اش را بپوشاند. خواندن این نشانه ها در شناخت احساس حقارت خودتان و دیگران بیشتر به شما کمک می کنند.

1-  بی احترامی به دیگران

آدم هایی که برای خودشان احترام قائل نیستند ، به دیگران هم احترام نمی گذارند ، آنها فکر می کنند چون خودشان، خودشان را قبول ندارند ، پس نباید کس دیگری را هم قبول داشت. آنها کوچک ترین مشکل دیگران را چنان به رخ شان می کشند که آنها تحقیر شوند.

2- دهن بینی

 همان قدر که آدم های دارای عزت نفس بالا خودمختار هستند ، برعکس، آدم های خودکم بین با کوچک ترین توصیه دیگران، یک دفعه مسیر زندگی شان را عوض می کنند. کافی است که به این آدم ها بگویی لباس شان زشت است، دیگر عمراً فراد آن لباس را تنشان ببینید. اگر دقت کنید ، می بینید که احساس حقارت، یا خودش را با انتقاد ناپذیری شدید نشان می دهد یا انتقاد پذیری شدید!

3- انزوا

کسانی که احساس حقارت دارند ، فکر می کنند دیگران هم مثل خودشان، آنها را غیرجذاب، خنگ و خسته کننده می دانند. به همین خاطر سعی می کنند تا جایی که می شود ، توی چشم نباشند و با کسی دهان به دهان نشوند تا ضعف خیالی شان مشخص نشود.

4- انتقادناپذیری 

 یکی از علت هایی که آدم ها انتقاد پذیر نیستند ، همین است که آنها هر نوع انتقاد سازنده یا ناسازنده ای را دشمنی تلقی می کنند. خودکم بین ها دوست ندارند کسی ناتوانی های آنها را گوشزد کند.

5- توهم توطئه

 کسانی که برای خودشان ارزشی قائل نیستند ، فکر ی کنند که همیشه دشمن های فرضی ای نشسته اند در فکر دسیسه تا آنها را از هر جایی که هستند پایین بکشند. در واقع این آدم ها این جوری خودشان به عوامل بیرونی نسبت دهند تا حقارت خودشان. البته توهم توطئه در شکل شدیدش یک بیماری روانی است و باید درمان شود.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چرا بعضی ها هیچ اهمیتی به خودشان نمی دهند؟ چرا بعضی ها فکر می کنند از همه لحاظ کم آورده اند یا بهتر بگوییم کم دارند؟ چرا بعضی ها با دیدن چهره خود جلوی آینه ابعاد وجود خویش را کوچک تر می بینند؟ چرا حس می کنند نسبت به دیگران کمتر موفقند؟ این دلیل ها احتمالاً قانع کننده ترین دلیل ها برای احساس حقارت هستند:

1- والدین بیش از حد سختگیر یا بیش از حد آسان گیر:

پدر و مادرهایی که می گذارند فرزندشان از همان اولی که یاد گرفت چهار دست و پا راه برود ، «تجربه کند» و «خودش یاد بگیرد»، شاید ناخودآگاه دارند خشت های اول عزت نفس را درون فرزندشان می گذارند. اما آنها که بیش از حد سختگیرند ،حتی اگر بچه بیچاره کارش را درست انجام دهد ، برایش پشیزی ارزش قائل نیستند. آنها هم نمی گذارند بچه شان دست به سیاه و سفید بزند ، مبادا به لطافت پوستش بربخورد ، دیگر بدتر. آنها در واقع اجازه نمی دهند بچه هیچ تجربه خودمختارانه ای داشته باشد. به این شیوه های تربیت، سبک های فرزندپروری می گویند.

2- نظر دوروبری ها:

درست است که عمده شخصیت فرد در خانواده اش شکل می گیرد اما به هر حال، بچه مقدار زیادی از وقت خود را با همسالان و دوستانش می گذراند . نظر دوستان و همسالان هم می تواند روی احساس حقارت شخص تاثیر بگذارد. دوستانی که توانایی های آدم را تحسین می کنند و او را به اصطلاح قبول دارند ، باعث می شوند که عزت نفس فرد افزایش پیدا کند و برعکس، کسانی که مرتب دوروبری ها را مسخره می کنند ، به احساس حقارت آدم دامن می زنند.

 

3- مشکلات جسمی واقعی:

بررسی احساس حقارت بدون در نظر گرفتن این مورد ، بی انصافی است. بعضی ها فقط به این خاطر که به علت های ژنتیکی، مشکل جسمی دارند ، از خودشان بدشان می آید. معلولان، چاق ها یا لاغرهای مادرزادی از این دسته اند. بیماری هایی که در طول عمر به جسم آدمی حمله می کنند – مخصوصا اگر مزمن شوند – می توانند عزت نفس انسان را خدشه دار و او را وادار کنند صبح تا شب به خودش لعنت بفرستد.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

«احساس حقارت» داشتن، همان طور که از کلمه دومش بر می آید ، یعنی اینکه یک نفر حس کند در برابر دیگران کوچک است و خودش را دست کم بگیرد. البته همان طور که از کلمه اولش هم بر می آید ، نشان از این دارد که این «خودکم بینی» چندان ربطی به واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس یک آدم است نسبت به خودش.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کمردرد، گردن‌درد، پشت‌درد، کوفتگی اعضای بدن، سردرد و خیلی از سردردهای دیگری که ممکن است روزانه دچارش شوید، زنگ خطری است تا به شما بفهماند، «آرتروز» آماده حمله به شماست. بیماری‌ای که بیشتر گریبان کارمندان و جماعت پشت میزنشین یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم «افراد بی‌تحرک و ثابت‌نشین» را می‌گیرد.

دکتر رضا شهریار کامرانی، متخصص ارتوپد و فوق‌تخصص جراحی دست و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گفتگو با جام‌جم، آرتروز را ناشی از افزایش سن مفصل می‌داند که می‌تواند باعث کم شدن ضخامت غضروف مفصلی، تخریب غضروف، به وجود آمدن کیست در زیر سطح مفصلی و به وجود آمدن استخوان اضافه در لبه‌های سطح مفصلی شود.

به گفته این فوق‌تخصص همان طور که چروک شدن پوست و سفید شدن موی سر از علائم پیری است، هر مفصلی نیز به هنگام پیری دچار این عوارض می‌شود ولی آنچه در این حین مهم است، عدم تطبیق سن حقیقی مفصل با سن واقعی‌اش است به عنوان مثال فردی 40 ساله، مفصل فرد 60 ساله‌ای را داشته باشد. وی درد مفصل، محدودیت حرکتی و تغییرشکل مفصل را از علائم مشخص آرتروز ذکر کرده و اظهار می‌کند: در آرتروز گردن شاهد تغییرات تخریبی در سطح مفصلی مهره‌های ستون فقرات گردنی هستیم و آنچه مهم است، مجاورت مهره‌های گردنی با دو عنصر نخاع و ریشه‌های عصبی است که از نخاع خارج شده و به اندام فوقانی منتقل می‌شود.

دکتر کامرانی می‌افزاید: در آرتروز گردن، انتشار درد تا قسمت‌های بالای شانه، وسط پشت بدن، کمر، بالای کمر و قسمت پس‌سری کشیده می‌شود ولی اگر آرتروز باعث فشار به روی ریشه‌های عصبی شود، می‌تواند ایجاد دردهای انتشاری در مسیر عصب حتی تا نوک انگشتان کند و در صورت فشار به نخاع می‌تواند ایجاد علائم دیگری همچون ضعف عضلات، عدم توانایی در حرکت ظریف انگشتان کند.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٤:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()