یک انسان موفق بیش از آن که از خود بگوید از دیگران می‌گوید.

یک  انسان موفق  همیشه شادی‌هایش را با دیگران و غم آن‌ها را با خود قسمت می‌کند.

یک انسان موفق  بیشتر از آنکه بخواهد دیگران برای وی کار کنند، مشتاق است تا برای دیگران کار کند.

 یک انسان موفق  بیشتر از آنکه خود را باور دارد دیگران را باور می‌کند.

 یک انسان موفق  بیشتر از خود به دیگران می‌اندیشد.

یک انسان موفق  بیشتر از راحتی خود به راحتی دیگران می‌اندیشد.

یک انسان موفق  بیشتر از پیروزی خود به پیروزی دیگران می‌اندیشد.

یک انسان موفق  بیش از منافع خود به منافع دیگران می‌اندیشد.

یک  انسان موفق  موفقیت دیگران را موفقیت خود می‌داند.

بزرگترین رمز موفقیت آن است که بدانیم می‌توانیم. ظرف موفقیت انسان در روحیات او نهفته است. از صفات بارز افراد موفق داشتن هدف است.

طاعونی خطرناک‌تر از تفکر منفی برای انسان وجود ندارد. تفکر منفی به مانند موریانه‌ها پایه‌های زندگی را نابود می‌کند.

 بهتر است بدانیم:

تفکر مثبت آهن‌ربایی ‌است که همه خوبی‌ها را به خود جذب می‌کند.

راستگویی به اعتبار و ثروت شما می‌افزاید. صمیمیت شاهراه موفقیت است.

با نگاهی به مقاله ی مربوطه در تبیان)



تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ | ۳:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یک روز که در مهمانی شرکت کرده بودیم یکی از اقوام نزدیک من در مورد مشکلی که در ارتباط با فرزندانش بود سؤال کرد که چگونه او را مجبور به انجام دادن تکالیف درسی‌اش بکنم و من راه‌هایی را به او پیشنهاد کردم که نمی‌دانم مؤثر بود یا نه.

سارا در سال سوم درس می‌خواند، او کمی بازی گوش بود وضعیت درسی‌اش خوب بود و تنها مشکل او این بود که حوصله‌ی اینکه تکالیفش را کامل و به موقع انجام بدهد را نداشت به خاطر همین مادرش باید در تمام کردن تکالیف به او کمک می کرد و مادر تکالیف ناتمام او را به پایان می‌رساند، این بود که من بعد از اینکه در کلاس اقدام پژوهی شرکت کردم تصمیم گرفتم در رابطه با این مشکل که چگونه می‌توان فرزندان را به انجام تکالیف درسی تشویق کرد، که مشکل خیلی از والدین و مربیان است تحقیق کنم.

در کشور ما تکالیف درسی بچه‌ها نسبتاً سنگین است و چون فضای آموزشی کافی نداریم و گاهی از این محل یک مدرسه، دو یا احتمالاً سه گروه دانش‌آموز استفاده می‌کنند؛ در نتیجه بچه‌ها فرصت نمی‌یابند که قسمتی از تکالیف درسی‌شان را در مدرسه انجام دهند و اجباراً تمام تکالیف را به منزل می‌آورند. اینجاست که مشارکت بیش از حد پدر یا مادر لازم به نظر می‌رسد.

برای یک برنامه‌، روزی دو ساعت و تقریباً سالی نه ماه، یک برنامه‌ریزی دقیق و اجرای دقیق توأم با انضباط، لازم به نظر می‌رسد.


شواهد نوع(1) 

بعضی از والدین به اهمیت تکالیف درسی پی‌نبرده و متأسفانه تصور می‌کنند تکلیف درسی چیزی است که معلم‌ها تکلیف می‌کنند و بچه‌ها انجام می‌دهند و والدین تحمل می‌کنند، ما والدین در بهترین حالت تکالیف درسی را لازم  و مسلم فرض می‌کنیم و بدترین برداشت آن است که آن را مایه‌ی جبهه‌گیری‌ها و کشمکش‌های شبانه‌ای تلقی می‌کنیم که با گریه خاتمه می‌یابد.

در این مقاله را هکارهایی به والدین ارائه می‌شود تا برای انجام تکالیف درسی فرزندان محیط سازنده و هدایتگر به وجود آید:

* مشکل فرزندان شما اینست که فرزندان شما به طور نامرتب و غیرکامل به تکلیف درسی خود می‌پردازند 

* فرزندان شما فراموش می‌کنند دستور معلم در مورد تکلیف درسی را به خانه بیاورند

* کودک تکلیفش را به تنهایی انجام نمی‌دهد

* کودک تمام سعی خود را در انجام تکالیف به طور دقیق به کار نمی‌گیرد

فرزندان شما نمی‌توانند در یک محیط آشفته تکالیفشات را انجام دهند. اولین گامی که باید بردارید تا فرزندانتان تکالیفشان را به صورت موفقیت‌آمیز انجام دهند آن است که محیط مطالعه‌ی مناسبی برای انجام کارشان به وجود آورید. این مسؤولیت شماست که به فرزندانتان کمک کنید تا محلی مناسب برای انجام تکالیف درسی، پیدا کند. به وجود آوردن محل مطالعه‌ی مناسب، کار مشکلی نیست. آنچه آنها بدان نیاز دارند، یک محل راحت، آرام و دارای نور کافی است که در آن تمام مایحتاج لازم در دسترس باشد. به محض اینکه آنها عادت کنند تا در یک محیط مناسب کار کنند نگرش آنها در مورد تکالیف درسی تغییر خواهد کرد.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه:

در عصر ارتباطات و دنیای رسانه‌ها، ما هنوز نیازمند ارتباط‌های دوستانه و سنتی خویش هستیم و آن‌چه مسلم است آشنایی با روش‌های صحیح ایجاد ارتباط، سازگاری در شرایط و موقعیت‌های خاص، گذشت و فداکاری، حس همدلی و وفاداری برای تحکیم بخشیدن و توسعه‌ی هرچه بیشتر این روابط لازم است. چه خوب است این نیاز را ابتدای کودکی به شکلی کاملاً اصولی و مطابق با هنجارهای جامعه به فرزندانمان بیاموزیم، تا آنها در این راستا دچار مشکل نشوند.

در این مقاله مطالبی درباره‌ی روانشناسی ارتباط جمع‌آوری شده است که امیدوارم برای خواننده مفید باشد.

 

ارتباط:

هر کس به دوستانی نیاز دارد، اما همه‌ی افراد نمی‌دانند چگونه دوستانی پیدا کنند و آن‌ها را نگه دارند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

                                       تجزیه و تحلیل خودتان

توجه کردن به سخنان خود

درک مسائل احساسی (عاطفی)

اهمیت و توجه به خانواده

اختصاص دادن زمانی برای اوقات فراغت

استفاده کارآمد از زمان

ساده زندگی کردن

مرتب کردن محیط کار

ایجاد تغییر

کنترل فشار روانی

این نکته را از یاد نبرید که در زندگی شما هیچ چیز ارزشمندتر از شادمانی و آرامش و رضایت خاطر نیست و درواقع کار و تلاش طاقتفرسا برای دستیابی به این موهبت‌هاست. به هر حال هرگاه از جاده اعتدال منحرف شوید و در فعالیت‌های شغلی خود طریق افراط را در پیش گیرید ، تردید نکنید که یک قربانی تمام‌عیار هستید.



تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگر شخصیت خود را با فعالیت‌های شغلی خویش می‌سنجید ، پس وقتی کار نمی‌کنید فاقد شخصیت هستید.امروزه یکی از بزرگ‌ترین گرفتاری‌ها فرهنگ مشغول بودن است. مشکل اصلی در این فرهنگ این است که مشغولیت، کار واقعی را پنهان می‌کند.

 مشغول بودن باعث می‌شود تلاش دایمی با اثربخشی واقعی اشتباه گرفته شود. زندگی شما شبیه یک معماست که از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است. اطمینان حاصل کنید که زمانی را برای هر جنبه مهم از زندگی‌تان در نظر بگیرید.

در دنیای امروزی نتایج بسیاری از عوامل براساس سرعت اندازه‌گیری می‌شود اگرچه ممکن است شما هم از زندگی در یک مسیر پرشتاب لذت ببرید ، ولی به یاد داشته باشید که برای سلامتی و رفاه باید هزینه‌هایی را بپردازید؛ چرا که فعالیت مستمر دامی است که به اثربخشی کار و زندگی آسیب می‌رساند.

اعتیاد به کار برخی از افراد ، فرار از زندگی از طریق کار است. این رفتاری است که می‌‌تواند باعث تضعیف اثربخشی، رنجاندن خانواده و تحلیل سلامتی شود.

رفتار این افراد به مرور زمان منجر به عدم تعادل و خستگی مفرط شده و باعث کناره‌گیری از خانواده و دوستان می‌شود. سعی کنید وفاداری را با بردگی اشتباه نگیرید. شما می‌توانید ضمن پایبند بودن به وظایف حرفه‌ای از استقلال شخصیت خود نیز حراست کنید. اجازه ندهید کسب و کار حکمران شما شود و بر تمام شؤون زندگی‌تان تاثیر گذارد.

برای لذت بردن از تعادل سالم بین کار و زندگی نقش‌هایتان را تعریف کنید.

آگاه باشید در صورتی که همیشه کارتان را بالاتر از خانواده‌تان اولویت‌بندی کنید، نقش‌هایتان به عنوان پدر یا مادر می‌تواند آسیب ببیند یا نقشتان به عنوان یک زن یا شوهر می‌تواند دچار اشکال شود ، اگر زمان و انرژی بسیار زیادی روی مسیر شغلی و یا فرزندانتان صرف کنید. پس از نقش‌هایتان آگاهی کامل داشته باشید و نسبت به آنها انعطاف‌پذیر باشید.

(تلخیص از جام جم آنلاین)



تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

                              خستگی‌ها را با خود به خانه نبرید

اگر تصور کرده‌اید که تنها با انتخاب همسری مناسب و ازدواج با عشق و علاقه ،خوشبختی‌تان تضمین شده است لطفاً تجدید نظر بفرمایید.

قبل از هر چیز بدانید که هر حرکت، رفتار و گفتار شما بر روی مسیر زندگی و خوشبختی‌تان تأثیر می‌گذارد.

شاید این سوال برایتان پیش بیاید که آن همه علاقه و محبت برای چه محو می‌شود؟


یکی از دلایل اصلی آن را برایتان بیان می‌کنیم:

وقتی شما تصور کنید که پس از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، صرفاً باید وظایف و مسئولیت‌های محوله را انجام دهید. برای مثال تامین غذا و نظافت منزل را بر عهده بگیرید یا اینکه به‌عنوان مرد خانه به تامین مخارج بپردازید.پس هرگز انتظار نداشته باشید که عشق و علاقه ی نخستین، در خانه شما جا خوش کند.

زیرا آنچه شما نمی‌دانید این است که زندگی نیاز به توجه به علایق و احساسات طرفین دارد.

اگر به رفتار مادران با فرزندانشان نگاه کنید در خواهید یافت که مادر، علاوه بر مسئولیت‌ها و وظایف مادری در نگهداری و تربیت کودکان به آنها توجه و محبت نشان می‌دهد و همین امر موجب وابستگی روحی فرزند به مادر می‌شود.

نکته ی قابل توجه در این قضیه هم این است که در چنین شرایطی طرفین احساس خواهند کرد که آزادی‌شان در زندگی مشترک محدود شده است و پس از مدتی نیز از کنار هم بودن لذّت نخواهند برد.

زیرا صرفاً به کار و انجام مسئولیت می‌پردازند و احساس می‌کنند در قبال آنچه در زندگی انجام می‌دهند چیزی نمی‌گیرند پس احساس قربانی بودن و عدم توجه کرده و ادامه زندگی برایشان دشوار خواهد شد.

بدین ترتیب با کمترین اختلاف و مشکلی ،احساس ناکامی و شکست کرده و انگیزه‌ای برای تلاش و حل مشکل در خود نمی‌بینند.

گاهی اوقات برخی از زوجین برای عدم توجه و محبت، بهانه‌های زیادی می‌آورند. از قبیل اینکه: ما برای تامین خوشبختی و رفاه خانواده کار می‌کنیم پس وقتی برای اعضای خانواده و همسرمان نداریم.


آیا این بهانه‌ از نظر خودتان منطقی است؟

وقتی خستگی کار بیرون را به منزل می‌آورید و بی‌حوصله هستید، پس از مدتی استرس بیشتری نیز در فضای خانه حکم‌فرما می‌شود و به دنبال آن حرف کمتری نیزبرای تبادل با همسرتان دارید. پس فاصله ی میان شما به تدریج بیشتر می‌شود.

به یاد داشته باشید که خانه باید همواره محلی برای آرامش و راحتی اعضای خانواده باشد تا در آن استرس کار، جای خود را به احساس امنیت و شادی بدهد.




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امام حسن بن علی عسکری (ع) یازدهمین امام شیعیان، در سال 232 هجری به دنیا آمد و در هشتم ربیع الاول سال 260 رحلت کرد. آن حضرت پس از رحلت پدر، در سال 254، عهده‏دار امامت‏شد و در سن بیست و هشت‏سالگی رحلت کرد.

زمانی که متوکل عباسی، امام هادی (ع) را به سامرا آورد، خانواده آن حضرت نیز همراه وی بودند. در تمام این مدت، امام عسکری (ع) نیز در سامرا بود و هم چنان تا رحلت در همین شهر زندگی می‏کرد. آن حضرت در این مدت تحت نظر حکومت‏بوده و به ایشان توصیه شده بود که همچون افراد تبعید شده، حضور مداوم خود را به اطلاع حکومت‏برساند. افزون بر آن، بر وی بود تا هر دوشنبه و پنجشنبه در دار الخلافه حاضر شود.

ارتباط شیعیان با امام، بیشتر در میانه راه و یا از طریق خادمان ایشان صورت می‏گرفت. به شیعیان، توصیه شده بود که به صورت آشکار با امام تماسی نداشته باشند. امام به دلیل موقعیت‏خانوادگی و علمی خود، مورد احترام و علاقه مردم بودند. با این حال، این مانع از آن نبود که حکومت مزاحم ایشان نشود. یک بار در سال 256 در زمان مهتدی و بار دیگر در زمان معتز(به احتمال در سال 258) امام عسکری (ع) زندانی شدند. خبر دیگر حاکی است که امام در سال 259 هجری نیز در زندان بوده است.

اشاره کردیم که در این دوره، نظام وکالت، شیعیان بلاد مختلف را با امام مرتبط کرده بود. در برخی شهرها، عالمان برجسته‏ای بودند که خود هادی مردم بوده مشکلات فکری آنها را حل می‏کردند. در این زمان، یکی از شناخته شده ترین چهره‏ها، فضل بن شاذان نیشابوری بود که مقام ارجمندی میان اصحاب ائمه و علمای شیعه داشت. شیعیان مشکلات علمی خود را به کمک آنها حل می‏کردند و در صورتی که نیاز به نظر امام بود، وکلای حضرت در هر منطقه آماده بودند تا از راه‏هایی که می‏شناختند، نظر امام را جویا شوند. یکی از وکلای امام در ایران، علی بن مهزیار اهوازی بود که خود از محدثان بنام شیعه است. امام، به طور معمول، ضمن نامه‏ای به شیعیان، وکیل خویش را معرفی می‏کرد و اگر کسی از وکلا، مرتکب خطایی می‏شد، شخص دیگری را به جای وی معین می‏کردند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

«گفتن و شنیدن »، دو خط ارتباطى با مردم است. به تعبیر دیگر، دونعمت بزرگ الهى، قدرت گویایى و شنوایى است که سهم مهمى درایجاد ارتباط هاى انسانى دارد و براى داشتن روابطى سالم و سودمند ، نیازمند آنیم که شیوه ی صحیح استفاده از « زبان » و « گوش » را مورد توجه قرار دهیم.

وقتى دیگرى سخن مى گوید ، ما گوش فرا مى دهیم و از این رهگذر، نکاتى مى آموزیم یا باخبر مى شویم. « هنر گوش دادن » در ارتباط فرزندان و اولیاء، شاگردان و معلمان، شنوندگان برنامه هاى رادیویى و مجریان، مستمعان و خطیبان، به کار مى آید. حتى در مساله یادگیرى که بخش عمده اى از عمر ما را فرا مى گیرد ، خوب گوش دادن و رعایت ادب و آداب آن، مهم و حیاتى است. نحوه بهره ورى از این « نعمت خدایى » نیز بستگى به میزان درایت و آداب دانى و مراعات حقوق و حدود دارد. در یکى از دعاها آمده است:

«اللهم متعنا باسماعنا و ابصارنا و قوتنا»؛ (1) .

خدایا ما را از گوش ها و چشم ها و نیروی مان برخوردار و بهره مند بگردان.

در قلمرو آداب اجتماعى

 در مباحث معاشرتى، نحوه استفاده از قدرت شنوایى و به تعبیردیگر خوب شنیدن و درست گوش دادن، نقش مهمى دارد. بى اعتنایى به حرف هاى گوینده ، نشان بى ادبى است. بر عکس، حسن توجه و ابرازعلاقه، علامت ادب و تربیت اجتماعى و بها دادن به موقعیت انسانى مخاطب و گوینده به شمار مى آید.

رسول خدا(ص) به حرف هاى دیگران گوش مى داد ، حتى به سخن آنان که بیماردل بودند و روى اغراض شوم، حرفهایى مى زدند. پیامبر(ص)، دو گوش شنوا براى آنان بود تا حدى که آنان به ستوه مى آمدند و از روى طنز مى گفتند: «او گوش است ». خداوند دستورمى دهد که به آنان بگو اگر گوش هم هست، براى شما گوش خوبى است، به خدا ایمان دارد و به حرفهاى مؤمنین نیز باور دارد:

«یقولون هو اذن، قل اذن خیر لکم، یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین.» (2) .

آنان از روى آزار، لقب « گوش» به پیامبر(ص) مى دادند ، تا او راخوش باور، ساده لوح و سطحى قلمداد کنند. ولى پیامبر(ص)، این شیوه را براى جلوگیرى از فتنه انگیزى آنان و دستیابى به سوژه هاى تبلیغاتى براى معارضه و مبارزه اتخاذ کرده بود. شاید اینگونه سکوت کردن و گوش دادن، بهترین شیوه خنثى کردن توطئه هایى باشد که مى خواهند حرف بکشند و سوژه درست کنند.

آیه قرآن، ضمن اینکه از اخلاق خوش پیامبر اسلام ستایش مى کند ، اعتماد او را تنها نسبت به حرفهاى مؤمنان بیان مى دارد.

اینک به چند نمونه از این موارد اشاره مى کنیم؛ که در روایات ماهم از این مقوله با عنوان «حسن الاستماع » -خوب گوش دادن - یاد شده است :

1- با گوینده

نسبت به سخنان هر گوینده باید تحمل و صبورى نشان داد و به آن گوش داد ، تا کلامش به پایان برسد. بریدن حرف دیگرى شیوه اى ناپسند و دلیل کم ظرفیتى و بى ادبى است.

در سیره اخلاقى حضرت رسول(ص) و مجلس آن حضرت، آمده است که :

«من تکلم، انصتوا له حتى یفرغ »؛ (3) .

کسى که سخن مى گفت، به او گوش مى دادند، تا سخنش به پایان برسد.

2- با استاد

امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق، مى فرماید:

«و حق سائسک بالعلم، التعظیم له و التوقیر لمجلسه وحسن الاستماع الیه »؛ (4)

حق آن کس که عهده دار آموزش تو است، آن است که احترامش کنى، مجلس او را بزرگ و گرامى بدارى و به او خوب گوش دهى.

شنونده نباید خود را داناتر از گوینده و استادش فرض کند و به گفته هاى او گوش ندهد ، یا بى اعتنایى کند ، یا تصور کند هر چیز رامى فهمد و نیازى به شنیدن و گوش دادن ندارد.

3- با نصیحت گر

هر کس به موعظه و پند و راهنمایى دیگرى مى پردازد ، دوست دارد شاهد حسن توجه و گوش دادن او باشد و علایم پذیرش و تاثیر وقبول را در او ببیند.

امام سجاد(ع) در باره حق نصیحتگر بر نصیحت شونده مى فرماید:

«و حق الناصح ان تلین له جناحک و تصغى الیه بسمعک »؛ (5) .

حق ناصح (بر تو) آن است که بال تواضع خویش را براى او نرم سازى و با گوش خود به سخن او گوش فرا دهى. این شیوه، جامعه ومردم را بهتر به سمت برخوردارى از راهنمایی هاى دلسوزانه وانتقادهاى سالم و سازنده پیش مى برد.

4- با درد و دل کننده

خیلی ها دلهاى آکنده از غم و خاطرات تلخ و مشکلات ونابسامانی هایى دارند که آنان را در فشار روحى قرار مى دهد. در پى دو گوش شنوایند که با آنها درد دل کنند و با بازگویى دردمندی های شان سبک شوند. آنکه عاطفه نشان مى دهد و به شکوه ها و غمنامه هاى یک دردمند گوش مى سپارد و خود را علاقه مند به شنیدن نشان مى دهد، با اونوعى همدردى کرده است. این روحیه خوب و بزرگ، ستودنى است.

على علیه السلام فرموده است:

«من السؤدد الصبر لاستماع شکوى الملهوف »؛ (6) .

از بزرگوارى و آقایى است که انسان براى گوش سپردن به شکوه و ناله دردمند ، تحمل و صبر داشته باشد. 

5- پرهیز از پرحرفى

در وصایاى حضرت خضر، چنین آمده است:

«اى جویاى دانش! گوینده کمتر از شنونده خسته و ملول مى شود. پس هیچ یک از همنشینانت را (با پرحرفى) خسته مکن.» (7) .

6- بى اجازه گوش ندادن

از آداب اجتماعى مربوط به گوش دادن، رعایت اذن و اجازه است.اگر کسانى با هم صحبت مى کنند و مایل نیستند دیگرى سخنانشان را بشنود ، نباید به صورت فضولى گوش دهد. یا باید از محل سخن آنان بیرون رفت، یا خود را به کارى دیگر مشغول ساخت که حرفهای شان به گوش نرسد. حداقل آنکه بى تفاوت باشد ، نه حساس براى گوش دادن و پى بردن به محتواى مکالمات آنان. فرقى نمى کند که صحبت های شان حضورى باشد ، یا تلفنى. به ویژه اگر انسان بفهمد که آنان علاقه مندند که دیگرى حرف ها را نشنود؛ چون گاهى حرفها خصوصى است و راضى نیستند دیگران آگاه شوند.

 

پی نوشت ها :

1) بحارالانوار، ج 2، ص 63

2) توبه، آیه 61.

3) مکارم الاخلاق، طبرسى، ص 15، سنن النبى، علامه طباطبایى، ص 18.

4) همان، ج 2، ص 42، و من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 620.

5) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 625.

6) غررالحکم، چاپ دانشگاه، ح 9443.

7) بحارالانوار، ج 1، ص 227.

 

منبع : کتاب " اخلاق معاشرت " – نویسنده : علی اکبر مظاهری



تاريخ : جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

بدنبال رای مردم در ‪ ۱۲‬فروردین ۵۸‬ ؛معمار بزرگ انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) در پیامی خطاب به مردم فرمودند:

"خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستکبرین غلبه دهد و آنها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند، چنان که تاکنون غلبه کردند... من از عموم ملت ایران تشکر می‌کنم که در این رفراندوم شرکت کردند و رای قاطع خودشان را که باید گفت ‪ ۱۰۰‬درصد پیروزی بوده است، دادند و به جمهوری اسلامی هم رای دادند... جمهوری اسلامی است که احکام مترقی او به تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتب هاست تقدم دارد. "



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

انشا و نویسندگی یکی از مقوله های آموزش زبان فارسی است. دقت نظر در امر آموزش انشا، بازنگری عمیق در آموزش زبان و ادبیات فارسی را ضروری می سازد.

درس انشا را باید از چارچوب یک کار کار تفننی خارج کرد. شاید نظر غالب این باشد که قرار نیست همه تحصیل کردگان و اهل سواد و دانش، مهارت و توانایی نوشتن پیدا کنند، بلکه این اهل ذوق و علاقه مندان واقعی هستند که چنین مهارتی را خارج از محدوده آموزش رسمی فرا می گیرند. اما چنین نیست. همه کسانی که تحصیل می کنند، کم و بیش به نوشتن نیاز دارند. این نیاز می تواند از ساده ترین کارهای نگارشی شخصی تا پیشرفته ترین و پیچیده ترین نمونه های آثار ادبی و هنری را در بر گیرد.

بنابراین جایگاه و ضرورت آموزش انشا، باید در اذهان و برای برنامه ریزان و کارشناسان آموزشی روشن شود. بی توجهی به قانونمندی های اصولی در برنامه ریزی آموزش انشا و نیز تفننی تلقی کردن آن، از همین طرز فکر ناشی می شود. در حالی که نقش اساسی نوشتن در حیات، تفکر، تعلیم و تربیت، هستی شناسی و معرفت شناسی بر کسی پوشیده نیست. شاید بتوان گفت که رمز اساسی پیشی گرفتن فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران های گذشته و موفقیت های فرهنگی و علمی دنیای غرب در عصر حاضر، ناشی از توجه به چنین پشتوانه فرهنگی بوده است. اگر آموزش و پرورش ما، امروز به چنین امری توجه نکند، فردا بسیار دیر خواهد بود.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اگر از آن معلم هایی هستید که فکر می کنند کلاس، جایی است که بچه ها باید در آن با لذت کار کنند، قصه گفتن در کلاس را می پسندید. امتحان اش کنید. لذت بخش خواهد بود؛ هم برای شما و هم برای بچه ها.

 

اما اگر فکر می کنید شادی برای بچه ها آب و نان نمی شود، خوب است بدانید که هواردگاردنر که خیلی روان شناسی آموزشی بلد است می گوید: " یکی از راه های ایجاد توانایی راهبری در بچه ها، این است که مجبورشان کنیم با صدای بلند یک قصه تعریف کنند. به این ترتیب، آن ها افق دیدشان را گسترش می دهند، تخیل شان را تقویت می کنند، و خودشان را برای زندگی پیش رویشان آماده می کنند.

 

آموزه های دینی هم، از داستان های استعاری استفاده می کنند تا مجموعه ی امکانات و محدودیت های یک ذهن هوش مند را هم آهنگ کنند.

داستان ها، تنها وسیله ی سرگرمی نیستند. آن ها می توانند تجربه های ما را اصلاح کنند و به تغییر و رشد ما کمک کنند.

 

چطور در کلاس مان قصه های جذاب تعریف کنیم؟

 

هر معلمی شیوه هایی شخصی برای قصه گویی دارد. بعضی از معلم ها دوست دارند با حرکات سر و دست داستان تعریف کنند. عالی است. اما اگر داستان ها را سر راست و بی ادا و اصول هم تعریف کنیم می توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهید " ترس از نمایش بازی کردن " جلوی کارتان را بگیرد. نگران نباشید که شاید بچه ها به شما بی توجهی کنند یا بی نزاکت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشید و از کارتان لذت ببرید، بچه ها هم به شور و اشتیاق شما پاسخ خواهند گفت و به آن ها هم خوش خواهد گذشت.

 

چند ایده برای امتحان کردن

 

1- یک داستان ساده را انتخاب کنید، داستانی که دوست اش دارید و خوب بلدید.

برای بیش تر معلم ها،داستان های واقعی دوران کودکی شان، راحت ترین و دوست داشتنی ترین داستان هایی هستند که می شود تعریف کرد. بچه ها خیلی دوست دارند داستان هایی درباره ی وقتی که معلم شان کوچک بود بشنوند. می توانید داستان خود را با چنین عبارت هایی شروع کنید: " یه بار وقتی که " یا " وقتی من کوچیک بودم " یا مثلاً " تا حالا درباره عروسکم چیزی براتون تعریف کرده ام؟ "

 

2- تلاش های اول تان را در حد سه تا پنج دقیقه، کوتاه و مختصر کنید. اگر گروه تان ظرفیت توجه بیش تر و طولانی تری داشت، همیشه بعداً می توانید جزئیات بیش تری اضافه کنید.

 

3- داستان هایی بر مبنای کتاب های مصور و محبوب بچه ها برایشان تعریف کنید. یک کتاب انتخاب کنید که هر سال برای کلاس بخوانید. جزئیات طرح داستانی و سرعت تعریف کردن داستان را از پیش مرور کنید. به این ترتیب، وقتی قصه می گویید، به بچه ها می فهمانید که شما می خواهید برایشان قصه ای تعریف کنید نه این که یک داستان را از رو بخوانید. بعضی از بچه ها تعجب خواهند کرد که شما کتاب تان را کجا پنهان کرده اید، و وقتی شما داستان را از حفظ می گویید آنها شیفته ی این کار خواهند شد. گروه را ترغیب کنید که به شما بپیوندند. بیش تر مواقع این کار موفقیت تان را تضمین می کند.

 

4- خودتان را به وقت قصه گویی محدود نکنید. در طول روز فرصت های زیادی برای شما و بچه هاتان هست که در زمان گروهی، در گوشه ی آپارتمان، یا در یک مکان اجراهای نمایشی قصه بگویید.

 

5- شما هم شکوفا شوید! هر چه احساس راحتی بیش تری کنید، آزادتر خواهید بود تا قصه گویی تان را بهتر و طولانی تر کنید. می توانید صدایتان را عوض کنید و شخصیت ها و حالت های مختلف را اجرا کنید؛ یا از صحنه سازی کمک بگیرید. مثلاً یک تکه پارچه را موج دار تکان بدهید تا توفان را نشان بدهید؛ و صداهای خاصی از خودتان در بیاورید که حوادث را در داستان به هم ربط بدهید. بچه ها را تشویق کنید که در همه ی کارها مشارکت کنند.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در کتاب وسائل ، در ابواب مقدمات نکاح چگونگى انتخاب همسر را شرح داده‏اند.با توجه به روایات درمى‏یابیم که اسلام به مسؤولیت پدر(به خصوص) در تربیت و تادیب فرزندان چه اندازه اهمیت مى‏دهد ، حتى به خصوصیاتى که از طریق عوامل وراثتى به فرزندانتقال مى‏یابد توجه نموده، تا چه رسد به تربیت‏هاى پس از ولادت. (1)

پیغمبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در اهمیت نقش پدر و مادر در تربیت فرزند مى‏فرمایند:

 

کل مولود یولد على الفطرة حتى یکون ابواه یهودانه وینصرانه ویمجسانه؛ (2)

هر نوزادى بر فطرت الهى و توحید متولد مى‏شود و والدین او هستند که او را یهودى، نصرانى‏یا مجوس مى‏کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سازمان آموزشی یکی از انواع سازمان های بسیار پیچیده و متنوعی است که بعد از قرن بیستم و انقلاب صنعتی در سطح بسیار گسترده ای در جوامع مختلف ظهور پیدا کرد.
این سازمان ها در زمره موسسات خدماتی است که به علت ماهیت انسانی، تربیتی و معنی آن، تعداد اهداف، پیچیدگی ارزشیابی، حرفه ای بودن کارکنان آن از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
این ویژگی ها سازمان های آموزشی را نیازمند الگو و سبک مدیریت و رهبری خاصی می نماید که برای رسیدن به اثربخشی، کارایی و افزایش بهره وری مستلزم شیوه های رهبری اثربخش و مستمر است.
در میان سازمان های آموزشی، دوره متوسطه به دلیل شرایط خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نوجوانی و جوانی، شکل گیری شخصیت، استقلال طلبی، گروه گرایی، تربیت شغلی، آمادگی ورود به جامعه و به عهده گرفتن مسئولیت زندگی از خصوصیات مهم این دوره است که آن را می توان پلی میان آموزش و زندگی تلقی کرد.
مهمترین عامل در تحقق این اهداف استفاده مطلوب و بهینه از منابع انسانی و امکانات مدیران مدارس است که باید شیوه های خود را همواره بهبود بخشند.
رفتار و عملکرد مدیر یک مدرسه مانند هر فرد دیگری تحت تاثیر نگرشها، مهارت ها، آگاهی ها و توانایی های اوست. تعیین رفتار بر اساس نگرشها در روانشناسی و مشاوره بسیار مرسوم است.
طبق این نظریات، نگرش ها تعیین کننده رفتار انسانها هستند و می توان از آنها در تبیین، پیش بینی و تشخیص رفتارها استفاده نمود. نگرشها را فرد با خود به سازمان می آورد. این نگرشها عامل سازگاری یا عدم سازگاری فرد با محیط خواهد بود و بر عملکرد فرد در سازمان اثر می گذارد.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تحقیقات نشان دهنده این واقعیت هستند که داشتن کودکانی شایسته بسیار مهم است اما این مسئله که چگونه کودک شما این احساس شایستگی را بدست آورد مستلزم دارا بودن آگاهی هایی است که در اینجا نکاتی را برای شما بازگو خواهیم کرد تا کودکانی شاد، مطمئن از خود و موفق داشته باشید.

از کودک خود تعریف و تمجید کنید

بچه‌های کوچک واقعا به تشویق شما نیازمندند. در تمام مراحل رشد از چهار دست و پا رفتن گرفته تا دویدن و توپ بازی و نقاشی کردن، چشمان کنجکاو کودک شما در جست‌وجوی تشویق‌ها و ابراز احساسات کلامی و فیزیکی شماست. بچه‌ها همه چیز را بخوبی درک می‌کنند، ‌آنها از لحن کلام شما متوجه می‌شوند که چه مقدار تعریف در آنها گنجانده شده است. حتی یک جمله  کوتاه «چه کار خوبی» می‌تواند به اندازه «من تا بحال چنین کاردستی خوبی ندیده‌ام» تاثیرگذار باشد، مشروط بر اینکه از لحن کلامی مناسبی استفاده کنید.البته توجه داشته باشید که در قبال انجام وظایف روزانه این‌کار را نکنید. به‌طور مثال پس از مسواک زدن دندان‌ها و یا قراردادن لباس‌ها در کمد فقط به یک «متشکرم» ساده اکتفا کنید.

کودکتان را نجات ندهید

خیلی طبیعی است که شما به عنوان یک مادر یا پدر دلسوز نگران کودکتان باشید تا اتفاقی برایش نیفتد، احساس ناامیدی نکند و در کارهایش دچار اشتباه نشود. اما بهتر است بجای نگرانی موقعیت‌هایی را فراهم کنید تا فرزندتان با شرایطی مواجه شود که احتمال شکست در آنجا وجود داشته باشد تا این درک در او بوجود بیاید که احساس عصبانیت، ناراحتی و ناامیدی حس‌هایی کاملا ‌طبیعی هستند که می‌تواند کاملاً عادی باشد و نباید از مواجه با آنها بترسد. او باید یاد بگیرید خودش از پس مشکلات بر بیاید نه اینکه انتظار داشته باشد تا شما تمام سنگ‌ها را از جلوی پایش بردارید و مسیر را هموار کنید. باید اعتماد به نفس بچه‌های کوچک را طوری تقویت کنید که بدون نگرانی از شکست و سرزنش‌های شما ریسک کنند و شانس بازی در نقش‌های جدید را داشته باشند. حتی بد نیست اگر عمدا در کارهای خود اشتباهات کوچکی را بگنجانید و با خونسردی نحوه اصلاح آنها را به کودکتان نشان دهید تا احساس بهتری از مواجه با مشکلات در او ایجاد شود.

اجازه دهید خودش تصمیم بگیرد

وقتی فرزند شما از همان سال‌های اولیه زندگی شانس تصمیم‌گیری و انتخاب را داشته باشد، به مرور برای نشان دادن قضاوت‌ها و تصمیمات خود اعتماد به نفس لازم را بدست خواهد آورد. برای اینکار شرایطی را فراهم کنید تا کودکتان چند گزینه برای انتخاب کردن در اختیار داشته باشد. برای مثال قدرت انتخاب او را بین دو غذای مختلف مورد آزمایش قرار دهید.

همیشه نیمه پر لیوان را ببینید

اگر تصور می‌کنید فرزند شما خیلی زود ناامید می‌شود، به او کمک کنید تا نسبت به مسائل خوش بین باشد. البته افزایش میزان خوش‌بینی کاملا با خوش‌بینی کاذب تفاوت دارد. به‌جای اینکه با استفاده از الفاظ و کلمات زیبا او را فقط به دیدن جنبه‌های مثبت قضیه تشویق کنید بهتر است او را به تفکر درباره راه‌هایی جدید برای حل مشکلات و نزدیک شدن به ایده آل‌هایش تشویق نمایید. مثلا اگر در مسابقه نقاشی به نتیجه دلخواه نرسید، لازم نیست با تعریف و تمجیدهای بیجا از او یک پیکاسو بسازید، بلکه با پیشنهاد یک برنامه ساده و عملی سعی در افزایش مهارت‌های وی داشته تا در دفعات بعدی شانس برنده شدن او را افزایش دهید.(تبیان)



تاريخ : یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سه عامل باعث می شوند که فکر بکری به ذهن فرد خطور کند:

اولاً، وجود مشکل شغلی مبرم یا آزاردهنده ای که باید حل شود؛ یعنی در خلأ نمی شود خلاق بود.

ثانیاً، فکر در محیطی که به سر می برد، ممکن است " سرگردان باشد و در خواب و خیال و رؤیاهای خود به سر برد." این وضعیت در مورد هر شخصی نسبت به شخص دیگر متفاوت است. اما مواردی از این گونه وضعیت هستند که بین همه اشخاص مشترکند. از جمله، هنگام پیمودن مسیر بین خانه و محل کار، دوش گرفتن، خوابیدن یا از خواب بیدار شدن و پیاده روی. نکته اصلی در تمام این فعالیت ها این است که به فرد امکان می دهند، حول وحوش موضوع بچرخد، بدون این که آن را کانون اصلی توجه خود قرار دهد.

ثالثاً، فکر بکر، هنگامی که فرد در حالت سرگشتگی قرار دارد، از ادراکات یا نقطه نظراتی که اغلب با کار ارتباطی ندارند، نشأت می گیرد. پیشرفت ها و اکتشافات مهم هنگامی رخ می دهند که افراد مشکل شغلی مشترکی را از منظری متفاوت بنگرند. مثال های رایج در این زمینه، بینش های مثبت از سیستم های ارتباطی شبکه ای حرفه ای یا شخصی، حضور در کنفرانس ها یا کارگاه ها، مطالعات شخصی، فعالیت های شخصی در اوقات فراغت، فعالیت های جمعی، و زندگی خانوادگی در بر می گیرند.

 



تاريخ : یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت و نوآوری می تواند در همه حوزه ها و زمینه ها روی دهد . برحسب موضوع و نوع حوزه انواع خلاقیت و نوآوری را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود :

خلاقیت و نوآوری علمی

خلاقیت و نوآوری در هر یک از رشته های علم را می توان خلاقیت و نوآوری علمی نامید . کشفیات و نظریه های علمی مانند نظریه های علوم فیزیک ، شیمی ، روانشناسی ، اقتصاد ، مدیریت و غیره خلاقیت ها و نوآوری های علمی محسوب می شوند . بنابراین برحسب این که کدام رشته علمی درنظر گرفته شود انواع خلاقیت و نوآوری وجود دارد . مثلا منظور از خلاقیت و نوآوری فیزیک خلاقیت و نوآوری در حوزه علمی فیزیک و یا خلاقیت و نوآوری روانشناسی خلاقیت و نوآوری در حوزه علم روانشناسی می باشد .

به همین ترتیب، خلاقیت و نوآوری شیمی ، خلاقیت و نوآوری مدیریت ، خلاقیت و نوآوری ریاضی و سایر موارد وجود دارند . بنابراین علوم مختلف در واقع تشکیل شده از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های علمی در سطوح مختلف (خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه و خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه) می باشند .

خلاقیت های علمی اولیه یا بزرگ عبارت از آن دسته از خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که شامل خلق مفاهیم جدطد علمی ، کشفیات متحول کننده و ایجاد پارادایم علمی نوین می باشد . نظریه مکانیک کوانتومی پلانک ، نظریه نسبیت انیشتین ، نظریه های رفتارگرائی واتسون و اسکینز ، نظریه شناختی پیاژه از جمله خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه یا بزرگ می باشند که باعث ایجاد تحولات عمیق علمی و شروع رویکردهای جدید شده اند .

خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه یا کوچک عبارت از آن دسته خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که در پی خلاقیت ها و نوآوری های علمی اولیه بروز می کنند و شامل بسط و توسعه مفاهیم آنها می باشند . موضوعات تکمیلی وابسته به نظریات ذکر شده فوق خلاقیت ها و نوآوری های علمی ثانویه یا کوچک محسوب می شوند .

به عنوان مثال علم فیزیک عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه فیزیک ، علم ریاضی عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه ریاضی و علم روانشناسی عبارت از مجموع خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه روانشناسی می باشد بنابراین خلاقیت و نوآوری علمی عامل پیدایش و رشد و تکامل علوم است و دانشمندان رشته های مختلف علمی از طریق انجام مطالعات و پژوهش های علمی درصدد دستیابی به خلاقیت ها و نوآوری های اولیه و ثانویه علمی هستند .

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

خلاقیت و نوآوری اولیه:

 عبارت از آن دسته از خلاقیت ها و نوآوری ها ست که شامل ایجاد و توسعه اصول و مفاهیم جدید و خلق پارادایم نوین می باشند . خلاقیت و نوآوری اولیه به عنوان منشاء کشف جدید ، نوعی واقعی و اندیشه هائی متفاوت با آنچه تا به حال وجود داشته مانند نظریه های متحول کننده علمی و اختراعات بنیادی می باشد .

خلاقیت و نواوری ثانویه :

آن دسته خلاقیت ها و نوآوری هایی هستند که شامل کاربرد جدید و متفاوتی از اصول و مفاهیم شناخته شده قبلی و تکمیل و بسط خلاقیت های اولیه هستند . دستاوردهای علمی پژوهشگران که مبتنی بر نظریه های بزرگ علمی است از موارد خلاقیت ثانویه می باشند .



تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

برای اینکه خلاقیتی ایجاد و پرورش یابد بایستی فنون و تکنیک هایی رعایت گردد. محققان مختلف فنونی را ذکر کرده اند که به مهمترین آنها اشاره می شود:

1- طوفان مغزی (BRAIN STORMING): این تکنیک را نخستین بار دکتر الکس، اس، اسبورن مطرح کرد و چنان مورد استفاده واستقبال مردم و سازمانها  قرار گرفته که جزئی از زندگی آنها شده است، یورش فکری در واژه نامه بین المللی وبستر چنین تعریف شده است:

اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده هایی که در جا به وسیله اعضا ارائه می گردد بیابند. عنی هیچ انتقـادی از هیچ ایده ای جایز نیست. به هر ایده ای هرچند نامربوط خوش آمد گفته می شود.

هرچه تعداد ایده ها بیشتر باشد بهتر است. کیفیت ایده ها بعـداً مورد توجه قرار می گیرد افـراد به ترکیـب کردن ایده ها تشویق می شوند و از آنها خواسته می شود که نسبت به ایده های دیگران اشراف پیدا کنند.

2- الگوبرداری از طبیعت (BIONICS) : یکی از تکنیک های خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته تکنیک تقلید و الگوبرداری از طبیعت است. ابداعاتی که در زمینه علم ارتباطات و کنترل در دهه های اخیر شکل گرفته اند. برنامه ریزی های رایانه و موضوع هوش مصنوعی همه با الگوبرداری و تقلید از فعالیتهای مغز آدمی انجام شده اند و روند فعالیتها به گونه ای است که در آینده با ادامه این کار فنون و ابزارهای بدیع و جدیدی ساخته خواهند شد.   بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی از جمله علوم و فناوری هایی هستند که بیشترین الگوبرداری را از طبیعت و فرایندهای زیستی در تولید ابداع ها و فنون برای تولید انواع محصولات و ارائه خدمات جدید عرصه های مختلف داشته است.

3- تکنیک گروه اسمی (NOMINAL GROUPING) گروه اسمی نام تکنیکی است که نیز تا حدودی در صنعت رواج یافته است. فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:

اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛

هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛

هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند‍؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.



تاريخ : شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وقتی که احساس حقارت، جزئی از شخصیت فرد شود ، تغییر دادن آن خیلی سخت است. اما برطرف کردن این حس برای کسانی که که گاهی احساس حقارت می کنند ، آسان  تر است. به هر حال، ما این راهکارها را جوری ردیف کرده ایم که هم به درد گروه اول بخورد و هم به درد گروه دوم. فقط یادتان باشد که این راهکارها آرام آرام در وجود آدم تاثیر می گذارند و نباید توقع داشته باشید یک شبه انجام شوند.

1- معیارتان را عوض کنید!

معیاراندازه گیری کسانی که احساس حقارت می کنند درباره ارزش خودشان درست نیست. به نظر آنها ارزش آدم به چیزهایی است که چندان دست خودش نیستند. چیزهایی مثل قد ، وزن و حتی ثروت. برای اینکه احساس حقارتتان را از بین ببرید ، اول باید در وجودتان چیزهایی را تشخیص دهید که قابل تغییر هستند. چیزهایی مثل دانش، خوش اخلاقی، شادی و خلاقیت. از این طریق مردم هم شما را به خاطر ویژگی هایی که در خودتان پرورش داده اید ، بیشتر قبول خواهند داشت.

2- برای خودتان دست بزنید!

تا حالا شده که خودتان برای تشویق خودتان آب طالبی بخرید ، شده که نظر دیگران را درباره موقعیت تان در نظر نگیرید و شده که برای موفقیت های کوچک و بزرگ خودتان، جایزه بخرید؟ یکی از راه هایی که می تواند به شما کمک کند تا از پس احساس حقارت تان بر بیایید ، این است که راه هایی برای تشویق خود پیدا کنید. باور کنید خیلی لذت بخش است که آدم بعد از موفقیت در یک آزمون زندگی، اولین شیرینی موفقیتش را خودش بخورد و بعد آن را به دیگران تعارف کند. تا حالا مزه این شیرینی را چشیده اید؟

3- از متخصصان کمک بگیرید!

گاهی احساس حقارت آن قدر شدید است که ما رسماً جزو مبتلایان به افسردگی، اضطراب، اختلال شخصیت و این جور مشکلات روان شناختی دیگر شده ایم. این جور مواقع بهتر است غرور ناشی از خودکم بینی و تصور بی فایده بودن بدون کمک دیگران را کنار بگذاریم و سراغ یک روان شناس یا مشاور خوب را از دوروبری هایمان بگیریم. فقط یادتان باشد که برای موثر بودن روان درمانی، بیشتر از هر چیز باید حوصله و انگیزه داشته باشید؛ روان شناس ها فقط به شما کمک می کنند که خودتان به خودتان کمک کنید.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وقتی علائم افرادی که احساس حقارت دارند را می خوانید ، دستتان می آید کسی که به اصطلاح خودش را می گیرد، دقیقاً می خواهد احساس خود کم بینی اش را بپوشاند. خواندن این نشانه ها در شناخت احساس حقارت خودتان و دیگران بیشتر به شما کمک می کنند.

1-  بی احترامی به دیگران

آدم هایی که برای خودشان احترام قائل نیستند ، به دیگران هم احترام نمی گذارند ، آنها فکر می کنند چون خودشان، خودشان را قبول ندارند ، پس نباید کس دیگری را هم قبول داشت. آنها کوچک ترین مشکل دیگران را چنان به رخ شان می کشند که آنها تحقیر شوند.

2- دهن بینی

 همان قدر که آدم های دارای عزت نفس بالا خودمختار هستند ، برعکس، آدم های خودکم بین با کوچک ترین توصیه دیگران، یک دفعه مسیر زندگی شان را عوض می کنند. کافی است که به این آدم ها بگویی لباس شان زشت است، دیگر عمراً فراد آن لباس را تنشان ببینید. اگر دقت کنید ، می بینید که احساس حقارت، یا خودش را با انتقاد ناپذیری شدید نشان می دهد یا انتقاد پذیری شدید!

3- انزوا

کسانی که احساس حقارت دارند ، فکر می کنند دیگران هم مثل خودشان، آنها را غیرجذاب، خنگ و خسته کننده می دانند. به همین خاطر سعی می کنند تا جایی که می شود ، توی چشم نباشند و با کسی دهان به دهان نشوند تا ضعف خیالی شان مشخص نشود.

4- انتقادناپذیری 

 یکی از علت هایی که آدم ها انتقاد پذیر نیستند ، همین است که آنها هر نوع انتقاد سازنده یا ناسازنده ای را دشمنی تلقی می کنند. خودکم بین ها دوست ندارند کسی ناتوانی های آنها را گوشزد کند.

5- توهم توطئه

 کسانی که برای خودشان ارزشی قائل نیستند ، فکر ی کنند که همیشه دشمن های فرضی ای نشسته اند در فکر دسیسه تا آنها را از هر جایی که هستند پایین بکشند. در واقع این آدم ها این جوری خودشان به عوامل بیرونی نسبت دهند تا حقارت خودشان. البته توهم توطئه در شکل شدیدش یک بیماری روانی است و باید درمان شود.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

چرا بعضی ها هیچ اهمیتی به خودشان نمی دهند؟ چرا بعضی ها فکر می کنند از همه لحاظ کم آورده اند یا بهتر بگوییم کم دارند؟ چرا بعضی ها با دیدن چهره خود جلوی آینه ابعاد وجود خویش را کوچک تر می بینند؟ چرا حس می کنند نسبت به دیگران کمتر موفقند؟ این دلیل ها احتمالاً قانع کننده ترین دلیل ها برای احساس حقارت هستند:

1- والدین بیش از حد سختگیر یا بیش از حد آسان گیر:

پدر و مادرهایی که می گذارند فرزندشان از همان اولی که یاد گرفت چهار دست و پا راه برود ، «تجربه کند» و «خودش یاد بگیرد»، شاید ناخودآگاه دارند خشت های اول عزت نفس را درون فرزندشان می گذارند. اما آنها که بیش از حد سختگیرند ،حتی اگر بچه بیچاره کارش را درست انجام دهد ، برایش پشیزی ارزش قائل نیستند. آنها هم نمی گذارند بچه شان دست به سیاه و سفید بزند ، مبادا به لطافت پوستش بربخورد ، دیگر بدتر. آنها در واقع اجازه نمی دهند بچه هیچ تجربه خودمختارانه ای داشته باشد. به این شیوه های تربیت، سبک های فرزندپروری می گویند.

2- نظر دوروبری ها:

درست است که عمده شخصیت فرد در خانواده اش شکل می گیرد اما به هر حال، بچه مقدار زیادی از وقت خود را با همسالان و دوستانش می گذراند . نظر دوستان و همسالان هم می تواند روی احساس حقارت شخص تاثیر بگذارد. دوستانی که توانایی های آدم را تحسین می کنند و او را به اصطلاح قبول دارند ، باعث می شوند که عزت نفس فرد افزایش پیدا کند و برعکس، کسانی که مرتب دوروبری ها را مسخره می کنند ، به احساس حقارت آدم دامن می زنند.

 

3- مشکلات جسمی واقعی:

بررسی احساس حقارت بدون در نظر گرفتن این مورد ، بی انصافی است. بعضی ها فقط به این خاطر که به علت های ژنتیکی، مشکل جسمی دارند ، از خودشان بدشان می آید. معلولان، چاق ها یا لاغرهای مادرزادی از این دسته اند. بیماری هایی که در طول عمر به جسم آدمی حمله می کنند – مخصوصا اگر مزمن شوند – می توانند عزت نفس انسان را خدشه دار و او را وادار کنند صبح تا شب به خودش لعنت بفرستد.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

«احساس حقارت» داشتن، همان طور که از کلمه دومش بر می آید ، یعنی اینکه یک نفر حس کند در برابر دیگران کوچک است و خودش را دست کم بگیرد. البته همان طور که از کلمه اولش هم بر می آید ، نشان از این دارد که این «خودکم بینی» چندان ربطی به واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس یک آدم است نسبت به خودش.



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

کمردرد، گردن‌درد، پشت‌درد، کوفتگی اعضای بدن، سردرد و خیلی از سردردهای دیگری که ممکن است روزانه دچارش شوید، زنگ خطری است تا به شما بفهماند، «آرتروز» آماده حمله به شماست. بیماری‌ای که بیشتر گریبان کارمندان و جماعت پشت میزنشین یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم «افراد بی‌تحرک و ثابت‌نشین» را می‌گیرد.

دکتر رضا شهریار کامرانی، متخصص ارتوپد و فوق‌تخصص جراحی دست و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گفتگو با جام‌جم، آرتروز را ناشی از افزایش سن مفصل می‌داند که می‌تواند باعث کم شدن ضخامت غضروف مفصلی، تخریب غضروف، به وجود آمدن کیست در زیر سطح مفصلی و به وجود آمدن استخوان اضافه در لبه‌های سطح مفصلی شود.

به گفته این فوق‌تخصص همان طور که چروک شدن پوست و سفید شدن موی سر از علائم پیری است، هر مفصلی نیز به هنگام پیری دچار این عوارض می‌شود ولی آنچه در این حین مهم است، عدم تطبیق سن حقیقی مفصل با سن واقعی‌اش است به عنوان مثال فردی 40 ساله، مفصل فرد 60 ساله‌ای را داشته باشد. وی درد مفصل، محدودیت حرکتی و تغییرشکل مفصل را از علائم مشخص آرتروز ذکر کرده و اظهار می‌کند: در آرتروز گردن شاهد تغییرات تخریبی در سطح مفصلی مهره‌های ستون فقرات گردنی هستیم و آنچه مهم است، مجاورت مهره‌های گردنی با دو عنصر نخاع و ریشه‌های عصبی است که از نخاع خارج شده و به اندام فوقانی منتقل می‌شود.

دکتر کامرانی می‌افزاید: در آرتروز گردن، انتشار درد تا قسمت‌های بالای شانه، وسط پشت بدن، کمر، بالای کمر و قسمت پس‌سری کشیده می‌شود ولی اگر آرتروز باعث فشار به روی ریشه‌های عصبی شود، می‌تواند ایجاد دردهای انتشاری در مسیر عصب حتی تا نوک انگشتان کند و در صورت فشار به نخاع می‌تواند ایجاد علائم دیگری همچون ضعف عضلات، عدم توانایی در حرکت ظریف انگشتان کند.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸ | ٤:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اول – تفکر نیازمند محیطی ارام است. 

دوم- از روش طوفان مغزی استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید  در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید

سوم - همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های  یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود.

چهارم- هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر  ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم  شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد  قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید.

پنجم - مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را  بر روی یک کاغذ یا دفترچه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید.

ششم - اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی  شما به تحرک واداشته شوند.

هفتم- تلویزیون نگاه نکنید، زیرا  ذهن شما توسط  برنامه های  تلویزیون اشغال می شود و دیگر  قادر  نیستید  خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون  مغز  شما  از گوش  ها  و چشم  های شما  نشت  کرده و خارج می  شود .

هشتم- از  مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی  از افراد  برای تقویت  خلاقیت  خود از  داروهای خاص  استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد  تنها نظیر افرادی  هستند که وابستگی دارویی دارند.

نهم - تا می توانید درباره  هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه  کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه  سبب  الهام  در ذهن شما می  شود  بلکه  آن را انباشته  از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد  شد ، سلولهای  مغزی  شما با یکدیگر راحت تر  ارتباط  برقرار کرده و زمینه برای  خلق  ایده های  نو پدید آید.

دهم - مغز شما نیز همانند بدن  شما نیازمند ورزش  کردن است  تا به خوبی  فعالیت نماید.در صورتی  که مغز ورزش نکند ، به مرور  سست  و بی فایده  می شود.شما از طریق  مطالعه کردن  ، بحث کردن  با افراد  باهوش  می  توانید  سلولهای  مغزی خود  را وادار به ورزش کنید. گفتگو  با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای  ذهن  شما خوب  است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران  است .

نویسنده: دکتر علی  کرمی



تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

با علم واعتقاد به انچه که در پی می اید، با عمل به انها  و با مداومت در انجام، هر انسانی حتی با نازل ترین درجة خلاقیت قادر است جرقة مقدس را شعله ور ساخته وخلاقیت خفته را پیدا سازد.

باید پذیرفت و باور داشت که این گوهر نفیس و گران بها در وجود همة ما از ابتدای خلقت تعبیه گردیده ، چرا که خداوند ما را نمایندگان خود در روی زمین نامیده است. این فلسفه و این ایمان منشا بیداری اندیشه، فکر و پیدایش خلاقیت است. خداوند در قران کریم از اموزش اسما به انسان سخن می گوید و ارزش ساعتی تفکر را بیش از سالها عبادت می داند. ارزش اندیشه و تفکر در ادیان الهی بخصوص دین اسلام چنان والاست که در قران و کاحادیث بخش های خاصی به این موضع و در اهمیت اندیشه عمیق، تفکر خلاقانه و جستجوگرانه در خلقت موجودات زمین و اسمانهاست.

تفکر  و اندیشه همراه با عبادت و ذکر سبب ارامش قالب و گشایش دریچه های ایده ها و تخیلات انسانی است. چیزی که بزرگان و اندیشمندان نابغه اسلامی در زندگی خود بسیار بدان پرداخته اند و برای خلاقیت و نوآوری می توان از ان بهره جست.

اگر چنین است زمان برنامه ریزی است، زمان ایجاد تصویر ذهنی سالمی است که اساس زندگی خلاق است، زمان شروع و شروع هرگز دیر نیست.



تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آیا افراد خلاق دارای ویژگیهای خاصی هستند؟ بررسی ها نشان می دهد که هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند،اما برای اینکه فرد بسیار خلاق باشد ضرورتا نباید نابغه باشد.

افراد خلاق تازگی و بدیع بودن را ترجیح می دهند، پیچیدگی مسائل توجه آنان را جلب می کند و به قضاوتهای مستقل می پردازند(بارون هارنیگتون ). علاوه بر آن توانایی تمام کردن، کامل کردن و یکی کردن افکار گوناگون در این افراد بیش از دیگران است .

علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ویژگیهای دیگری نیز دارند که آنها را از سایر افراد متمایز می کند این ویژگیها عبارتند از:

 1-افراد خلاق، بخش عمده ای از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می کنند و از این طریق سوژه های جدیدی برای فکر کردن پیدا می کنند.

2-افراد خلاق بسیار کنجکاو بوده و به طور مستمر در جستجوی موضوعات پیچیده ،جدید و ناشناخته و عجیب هستند. به همین سبب آنها در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری برخوردار هستند، سوالات بیشتر و پیچیده تری را مطرح می کنند.این ویژگی را به سادگی در بچه ها می توان تشخیص داد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ | ٧:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

امام خمینى(ره)

بهار شد در میخانه باز باید کرد
به سوى قبله عاشق نماز باید کرد
نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
که دل ز هردو جهان بى نیاز باید کرد
کنون که دست به دامان سرو مى نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد
غمى که در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز باید کرد
کنون که دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز باید کرد

"سعدی"

برخیز که می رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد زپیش ایوان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بر خیز که باد صبح نوروز
در باغچه می کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان


__________________________

مولانای بلخی:

اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی


 

حافظ شیرازی:
 
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

آیا در تمام طول روز احساس خواب آلودگی می کنید؟ همیشه در حال خمیازه کشیدن هستید؟ گیج و بی حوصله اید؟ خوب شاید واقعاً به اندازه ی کافی نمی خوابید! استراحت کافی یکی از ضروریات زندگیست. حتی یک شب خواب ناقص، واکنش هایتان را کند کرده و عملکرد ذهنیتان را با اختلال مواجه می سازد. محرومیت از خواب کافی بر روی سیستم ایمنی بدن تاثیر منفی گذاشته و به عنوان یکی از عوامل ایجاد بسیاری از بیماری های جدی و خطرناک به شمار می رود. اگر می خواهید به راحتی میزان خواب مورد نیاز بدن خود را محاسبه نمایید، مطالب ذیل را مطالعه فرمایید.
● مراحل



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

شاید براى شما نیز پیش آمده باشد که به چیزى «نیاز» داشته‏اید، ولى براى حفظ آبرو و «موقعیت‏» خویش، آن را با کسى مطرح‏ نساخته‏اید. یا گاهى مشکلى برایتان پیدا شده، اما آن را در حدى‏ ندانسته‏اید که براى چاره‏جویى و حل آن، آن را با کسى در میان ‏بگذارید.

آیا تاکنون شده است که براى رو به ‏رو نشدن با یک نفر ناباب، راه ‏خود را کج کنید، و براى دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روى جگر گذاشته، حتى به دفاع از خویش نپرداخته‏اید؟

اینها و نمونه‏هاى دیگرى از این قبیل، شواهدى بر روحیه‏اى ‏متعالى است که از آن با «عزت نفس‏» یاد مى‏کنیم.

جان آدمى عزیز است و رفاه و برخوردارى دوست داشتنى است؛ اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتى‏ بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس‏» نیز، ارزشى برتر از معادلات و محاسبات منفعت‏گرایانه و مادى دارد.

وقتى انسان به چیزى طمع مى‏بندد، بخشى از انسانیت والاى‏ خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار مى‏دهد تا آن «خواسته‏» را برآورده سازد. گاهى هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا» گذاشته مى‏شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست‏» آید. آیا به راستى ‏خواسته‏هاى نفسانى تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانبارى ‏پى‏گیرى شود؟

چگونه مى‏توان به خواسته‏هاى دل، بى‏حساب و بى‏حد و مرز رسید، بى‏آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزى را فدا کرد و از دست‏ داد؟

صاحبان «عزت نفس‏»، هرگز آبروى خود را به کف نانى ‏نمى‏فروشند و به خاطر «مناعت طبع‏»، هرگز خواسته‏هاى دل را زمینه‏ساز حقارت و زبونى و خفت و خوارى نمى‏کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در جشن نوروزِ آن زمان، میوه‌ها و شیرینی‌ها و خوراکی‌های دیگر را در هفت عدد از این سینی‌ها می‌چیدند و بر سفره نوروزی می‌گذاشتند و آن را هفت‌چینی یا هفت‌سینی می‌گفتند که بعدها در طول زمان به هفت‌سین تبدیل شده است.
عصرایران - نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند.

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸ | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

ارتحال همسر مکرمه وبا وفای حضرت امام خمینی (ره) ؛را به محضر مقام معظم رهبری وبیت شریف حضرت امام وعموم هموطنان عزیز؛ تسلیت عرض می نماییم.



تاريخ : یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸ | ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

در روایات، اعمال و آداب مختلفى براى این روز بیان شده که خود حاکى از ارزش و اهمیت این روز دارد:
1. طهارت و پاکیزگى
این دستورالعمل شبیه آدابى است که در سایر اعیاد اسلامى رعایت مى‏شود.
قال الصادق علیه‏السلام «اذا کان یوم النیروز فاغتسل والبس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما» 
هرگاه نوروز فرا رسد غسل کرده و پاکیزه‏ترین لباسهایت را پوشیده و از معطرترین عطرهایت استفاده کن و آن روز را روزه بگیر.
2. هدیه دادن
از امیرالمؤمنین على علیه‏السلام چنین نقل شده که فرمودند «اتى على علیه‏السلام بهدیة‏النیروز فقال علیه‏السلام ما هذا؟ فقالوا یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز! فقال علیه‏السلام اصنعوان کل یوم نیروزا» در روز نوروز هدیه‏اى براى امیرالمؤمنین على علیه‏السلام آورده شد. حضرت فرمودند این هدیه چیست؟ آنان پاسخ دادند امیرالمؤمنین امروز نوروز است امام فرمودند: هر روز را براى ما نوروز کنید. در هدیه آنچه مهم است، ارتباط روحى و ایجاد محبت است نه مقدار و کیفیت ... و در این زمینه نباید به تکلف افتاد.
امام صادق علیه‏السلام در مورد اهمیت هدیه مى‏فرماید: «تهادوا تحابوا فان الهدیة تذهب بالضغائن.»
به یکدیگر هدیه دهید تا بین شما محبت ایجاد شود زیرا هدیه کینه‏ها را از بین مى‏برد.
3. پیامبر اکرم در مورد یاد و ذکر خدا در اعیاد چنین مى‏فرماید: «زینوا اعیادکم بالتکبیر»
اعیاد خود را با یاد و ذکر عظمت‏خدا زینت دهید.
4. صله رحم و دیدار با دوستان
در این روز ارتباط با بستگان و فامیل ار اعمال نیکو و شایسته است، در روایات، نتایج و آثار فراوانى براى صله رحم بیان شده است قال الباقر علیه‏السلام «صلة الارحام تزکى الاعمال و تنمى الاموال و تدفع البلوى و تنسى‏ء الاجل‏» ارتباط با خویشان، اعمال را پاکیزه مى‏کند، دارائیها را افزایش مى‏دهد و بلاهارا دور مى‏کند و مرگ آدمى را به تاخیر مى‏اندازد.
اگر افرادى از بستگان قطع ارتباط کرده باشند، مناسب است انسان مؤمن در ایجاد ارتباط پیشقدم شده و به کینه توزیها و وسوسه‏هاى شیطان پشت پا بزند، رسول گرامى اسلام مى‏فرماید: «صل من قطعک و احسن الى من اساء الیک و قل الحق و لو علیک‏» با آنکه با تو قطع ارتباط کرده، ارتباط ایجاد کن و آنکس که به تو بدى کرده به او نیکویى بنما و حق را گرچه به ضررت باشد اظهار کن.
علاوه بر دیدار از فامیل، دیدار و زیارت برادران دینى ارزش بسیارى دارد، چنانکه در روایت آمده که زیارت برادر دینى، زیارت خداوند محسوب مى‏شود. قال الصادق علیه‏السلام «من زار اخاه فى الله، قال الله عزوجل ایاى زرت و ثوابک على و لست ارضى لک ثوابا دون الجنة‏» 
هرگاه کسى برادرش را در راه خدادیدار کند، خداوند مى‏فرماید: تو مرا زیارت کردى و پاداش تو بر من است و براى تو ثوابى کمتر از بهشت راضى نمى‏شوم.



تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا ال احسن الحال


اى دگرگون کننده قلبها و دیده‏ها! اى تدبیرگر شبان و روزان! اى متحول کننده سالها و حالتها! حالات ما را به نیکوترین حالات تبدیل نما!

 این دعا بر چهار نکته اساسى تاکید دارد

 1- تحول 2- محور تحول 3- متحول کننده 4- هدف تحول

 
1-اصل تحول

 
این دعا به واژه‏هاى مختلفى تحول و دگرگونى را در همه ابعادش مطرح مى‏کند، دگرگونى در قلب و دیده و شب و روز و سال و حوادث جارى در آن و حالات انسانى.
بر طبق این دعا جهان در عین سکون داراى تغییر و تحول عمیقى در درون خویش است و دامنه این تحول آنچنان گسترده است که از عالم خارج و آفاق گرفته تا عالم درون و انفس را شامل مى‏شود و در واقع لازمه بقاء جهان به تحول و دگرگونى است.


2- محور تحول (محول)


این دعا علاوه بر اصل تحول و گستردگى آن به محول یعنى متحول شونده هم اشاره مى‏کند، آنگونه که طبیعت از خواب زمستانى بیدار شده و بیابانها و کوهها لباس سبز رنگ زیبایى مى‏پوشد و طراوت و نشاط خاصى مى‏یابد و گلهاى رنگارنگ زینت‏بخش زمین مى‏شوند، گل سرسبد هستى و خلیفة الله یعنى انسان هم باید متحول شود، تحول در همه ابعاد روحى و روانى او اعم از اندیشه، تفکرات، طرز نگرشها و باورها ... صورت پذیرد.
انسان مؤمن همیشه باید به فکر تحول در درون خود باشد و لازمه تکامل یافتن انسان متحول شدن اوست، این دعا بطور ظریفى به دگرگونى طبیعت و دگرگونى حالات انسانى اشاره مى‏کند.


3- آواى توحید (محول)


در سرتاسر دعا و در هر فقره آن سخن از توحید است، دگرگون کننده قلبها و دیده‏ها پشت‏سرهم در آمدن شب و روز و رقم خوردن حوادث سال و حالات انسانى همه از قدرت و حکمت الهى سرچشمه گرفته است و برخلاف آنان که براى هریک از این عناوین خدایى قایل بودند به ارباب انواع اعتقاد داشتند، این دعا تاکید مى‏کند که همه اینها یک خدا دارد و درواقع این دعا از کثرت گرایى به توحید دعوت مى‏کند.


4. هدف تحول (محول الیه)


هدف این تحول عظیم که از اعماق طبیعت آغاز شده و به حالات انسان رسیده است، اینست که حالات انسانى به بهترین حالات یعنى قرب الهى تبدیل شود.
احسن حال و قرب الهى هدف این تحول بزرگ است، با این نگرش دعاى مزبور یک نظام آموزشى عقیدتى به معناى کامل است.



تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ | ٦:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سال نو بر همه ی هموطنان عزیز مبارک باد.

از خداوند متعال ؛سالی پر از شادی ؛بهروزی؛موفقیت وشادکامی برای شما خواهانم.

انشاالله مانند گل شاداب باشید ولی عمر گل نداشته باشید



تاريخ : پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

منظور از پروژه ؛یک تکلیف متنوع است که شامل بیش از یک نوع فعالیت یا محصول است.پروژه ها می توانند شکلهای متفاوت داشته باشند وبه صورت دیواری ؛کلامی و... وهمچنین انفرادی یا گروهی ارائه شوند.

پروژه وتکالیف گروهی:

مزیت انجام یک تکلیف یا پروژه به طور گروهی وبا همکاری دیگر دانش آموزان؛بهبود ورشد مهارتهای کار گروهی آنهاست.

مشکل اساسی در این روش ؛مشخص کردن تعیین میزان ونحوه ی همکاری هریک از اعضای گروه ودر نتیجه ارزشیابی عادلانه است.برای حل این مشکل می توان روشهای ذیل را پیشنهاد نمود:

١- مشاهده ی مستقیم معلم ونظارت وی بر کار ونحوه ی عملکرد گروه

٢- استفاده از خود ارزشیابی وترزشیابی همگروهان

٣- ارائه ی قسمتی از پروژه ویا تکالیف به طور انفرادی وارزشیابی انفرادی این قسمت

پروژه های فردی:

در این نوع پروژه ها ؛بررسی مبسوطی روی موضوع مورد توافق معلم ودانش آموز انجام می گیرد.موضوع مورد توافق باید ؛بخشی از برنامه ی درسی باشد.

در این روش ؛دانش آموز باید روش وابزار مورد نیاز خود را برای چگونگی ارائه ی مطلب انتخاب کندوالبته باید معیار های ارزشیابی به وضوح تهیه وبرای دانش آموزان بیان شود.



تاريخ : چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

روش، عبارت از طریقه ای علمی است که برای وصول به هدف انتخاب می شود. یا مجموع فعالیت هایی است که رسیدن ما را به مقصدی میسر می کند و معمولاً از طریق روش می توان زودتر به هدف رسید. افراد به دنیا می آیند در حالی که ذهنی خالی دارند. برای پر کردن ذهن آنها لازم است به ترتیب از راه چشم وگوش و عقل اقدام کنیم و این ترتیبی است که قرآن نیز بدان اشاره دارد. «والله اَخرجَکـُم مِن بـُطونِ اُمَّهاتِکـُم لا تـَعلـَمون شـَیئا وَ جَعَلَ لکم السَمعَ وَ الاَبصار و الاَفِئَدة» ترجمه: و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالى که چیزى نمى دانستید، و براى شما گوش و دیدگان و دل ها قرار داد تا شکر گزارید(نحل، 78) بدین سان در پرورش مذهبی همین ترتیب را باید به شرح زیر رعایت کرد:



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

والدین و کودک


والدین نخستین مسئول صلاح وفساد جامعه اند و آنان را در قبال خدا و اجتماع مسئولیتی عظیم است که سهل انگاری در آن قطعاً عقوبتی به همراه خواهد داشت. در این امر عظیم مادر را بیش از پدر مسئولیت است زیرا کودک بخش اعظم روحیات و مخصوصاً جنبه های عاطفی و احساسی را از مادر فرا می گیرد. در حدیثی از معصوم آمده است که، پایه های سعادت و شقاوت کودک در رحم مادر گذارده می شود واین از آن باب است که تغییر وراثت غیر ممکن است و خصایص و روحیات مادر به صورت مستقیم به کودک منتقل می شود. همچنین در حدیث آمده که بهشت زیر پای مادران است و این از آن باب است که بخش اعظم سعادتمندی و در خور بهشت شدن کودک توسط مادر پایه گذاری می شود. والدین شخصیت کودک را رنگ می دهند، خط مشی و رفتار او را در زندگی معین می کنند و براساس روش تربیتی خود کودکی آرام و یا نامتعادل می پروانند. درست است که بلوغ و رشد جسمی زمینه را برای ازدواج فراهم می کند، اما برای پدر و مادر شدن، زمینه رشد عقلی و اخلاقی و عاطفی لازم است. افراد قبل از ازدواج باید به وظایف خود آشنا، و به مسائل کلی تربیت آگاه، و در قبال مسئولیت خود هوشیار باشند. تربیت کودک اگر چه به ظاهر از بدو تولد او آغاز می شود ولی با در نظر داشتن تأثیر جنبه های وراثتی در واقع سالها و ماهها قبل از تولد شروع می شود و اَقـّل تقویم زمانی از هنگام انتخاب همسراست و اسلام از این زمان به بعد گام به گام برای ایجاد و پرورش نسل مراقبت هایی دارد که دستورات و برنامه های آن را در کتب فقهی و اخلاقی اسلام می توان یافت ،از جمله:



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقدمه

 

اگر هنر را یکی از مهمترین عوامل انتقال فرهنگ بدانیم، به جرأت می توان گفت، خط عالی ترین و شفاف ترین اثر هنری است که برای آیندگان به جای می ماند.

در دنیای امروز، افراد به وسیله خط و نگارش با هم ارتباط برقرار می کنند و با نوشتن، خود را مطرح می سازند. بنابراین لازم است همه افراد بشر با اصول صحیح نگارش آشنا شوند تا بتوانند مقاصد خود را با خطی خوش و خوانا و برابر با موازین و استاندارهای قابل قبول بیان کنند.

خط که اولین صحنه مواجهه کودک با دنیای یادگیری های نظام مند است، نقشی بسیار مهم و تعیین کننده در بازسازی ذائقه زیبا شناختی دارد. درست نوشتن، زیبا نوشتن و خوانا نوشتن همه از اموری هستند که پایه و اساس آن ها را باید در دوره دبستان گذاشت.

 

یادگرفتن خوشنویسی یکی از عوامل موثر در موفقیت درسی و تحصیلی دانش آموزان و از آن مهم تر، مجوزی برای ورود آنان به محیط های اجتماعی بزرگ تر و جدید تر است. به اعتقاد جان. پی. میلر، تمرین خوشنویسی، به توسعه آگاهی در دو بعد « احساس تکامل » و « عمل خاضعانه » کمک می کند؛ کاری که سایر هنرها قادر به انجام آن نیستند.

در قرون اخیر با پیدایش و توسعه چاپ و نگارش کتاب ها، مجلات، روزنامه ها و همچنین کتاب های درسی دبستان با خط نسخ چاپی، خط اصیل و زیبای فارسی مورد بی مهری و بی توجهی واقع شده است و به مرور زمان، در مقایسه با گذشته، بیش از پیش جنبه هنری صرف به خود می گیرد. افراد زیبا نویسی را فقط در حیطه کار خوشنویسان قلمداد می کنند و لذا به اندازه درس های دیگر، برای فراگیری خوشنویسی نمی کوشند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

تعریف:

خود ارزشیابی فرایندی است که در آن ؛دانش آموز عملکرد خود را به به طور نظامدار مرور می کند.

هدف:

بهبودعملکردهای بعدی دانش آموز

شیوه:

خود ارزشیابی ممکن است ؛مقایسه عملکرد با استانداردها ویا معیارهای تعیین شده ؛نقد عملکرد ویا توصیف عملکرد خود باشد.

تاثیر گذاری روش:

دانش آموزان در حین بررسی واعمال معیارهای ارزشیابی ؛می آموزند که باید به چه نکاتی توجه کنند تا مفاهیم را بهتر بیاموزند واین کار بر عملکرد آتی انها اثر می گذارد.

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقاله ی مذکور توسط دکتر روشن علی زاده ارائه گردیده است.

مقایسه ساخت گرایی وعینیت گرایی

 
معیارهای ساخت گرایی

 
ساختهای تجربی

 
چکیده ومنابع



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

                                        نوروز در پاکستان

 

در پاکستان نوروز را "عالم افروز" یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند می‌‌نامند.

در میان مردم این سرزمین تقویم و روز شمار و یا سال نمای نوروز از اهمیت خاصی برخوردار است. بدین جهت گروه‌ها و دسته‌های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم‌های خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می‌‌پردازند و این تقویم را در پاکستان (جنتری) می‌‌نامند.

در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نامناسب پرهیز نموده و با نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص از همدیگر نام می‌‌برند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبان‌های اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان می‌شود.

پاکستانی‌ها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می‌گردد.

 نوروز در افغانستان

عید نوروز در افغانستان از دیر زمان مرسوم بوده است، مردم افغانستان اعم از هزاره، تاجیک، ازبک، ترکمن، و پشتون عید نوروز را مثل اعیاد اسلامی دیگر گرامی می دارند و این عید را با شکوه برگزار می نمایند

نوروز در بلخ و مزار شریف هنوز به همان شکل و شکوه پیشین برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود.

از آئین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.


در افغانستان نوروز همزمان با آغاز کار و تلاش است. مدارس در افغانستان با فرا رسیدن فصل بهار آغاز می شود و دانش آموزان و دانشجویان پس از تعطیلات زمستانی دوباره به سر کلاس می روند.

مراسم مختلفی طبق رسم و عادت هر شهر و روستا برگزار می گردد؛ آنچه برای تمام شهرها و روستاها مشترک می باشد عبارت است از گرفتن مهمانی و رفتن دید و بازدید دوستان و اقوام و عرض تبریک فرا رسیدن عید نوروز و آرزوی سال خوب برای دوستان و فرستادن پیام تبریک و پوشیدن لباس نو و دادن عیدی برای بچه های خرد سال و رفتن به طبیعت.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ | ۸:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ

 

و از نشانه های او ( خدا ) این که از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی که می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.
( سوره روم آیه 21 )

 

طبیعی ترین شکل خانواده ، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند . کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است که نظام خانواده ، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد که ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می کنیم . امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.


1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

صفحه١سوال                                 صفحه٢سوال



تاريخ : دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

مقاله ی حاضر توسط آقای ابراهیم اصلانی تهیه وتنظیم گردیده است.

حیطه های مشاوره

مهارتهای مشاوره

دانستنی ها وپیش نیازهای نقش مشاوره ای

شناخت محدوده ها ومحدودیت ها



تاريخ : دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

صفحه1          صفحه2

 صفحه3     صفحه4



تاريخ : دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

اهمیت عبادت در کودکی
بارها شاهد آن بوده ایم که برخی افراد عبادات و نماز کودکان را نوعی بازی تلقی می کنند و آن را فاقد ثواب و اجر الهی می شمارند. حال آن که چنین نیست و قطعاً عبادت درکودکی نیز حسناتی به همراه دارد. پس خوب است بدانیم که واجبات بزرگسالان و اعمال مستحبی آنها برای کودکان مستحب است و گناهان آنها برای کودکان مکروه بوده و مباحات برای هر دو امری مباح است. حال اگر ترتیبی اتخاذ شود که کودکان دریابند انجام عبادت و نماز آنها، در پیشگاه خدا اجر خواهد داشت، رغبت بیشتری برای انجام عبادت خواهند داشت. از طرف دیگر انجام عبادت ها در کودکی موجب ملکه شدن آنها می گردد و چنین کودکانی در بزرگسالی عبادات را با سهولت بیشتری انجام می دهند. اما آنان که تا هنگام بلوغ نماز نخوانده اند، این کار را با دشواری بیشتری انجام می دهند. پس اگر بخواهیم کودکان با عبادات خو بگیرند، باید دوره کودکی آنها را مغتنم بشماریم. مسئله دیگر این است که وقتی کودکی از دوران نوباوگی به عبادت روی بیاورد و برای انجام آن به مسجد و سایر اماکن مذهبی برود، از همان زمان، با چنین فضاهایی انس می گیرد و با انسان های با ایمان مأنوس می شود. انس با فضاهای مذهبی و با نیکان مانع گرایش به ورطه های فساد و نابودی گشته، انسانها را از دوستی با بدان برحذر می دارد و فرد با چنین خصوصیاتی به صلاح و زندگی پاک نزدیک تر می شود. پس برای تربیت دینی کودکان باید از همان کودکی دست به اقدام زد تا آداب و رسوم و عبادات دینی در دل فرزندان پا بگیرد. به همین دلیل باید نقش هایی را در امر تربیت مذهبی فرزندان و اقامه نماز توسط آنان ایفا کنیم. این نقش ها عبارت اند از:



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧ | ٦:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()

سازمان آموزشی یکی از انواع سازمان های بسیار پیچیده و متنوعی است که بعد از قرن بیستم و انقلاب صنعتی در سطح بسیار گسترده ای در جوامع مختلف ظهور پیدا کرد.
این سازمان ها در زمره موسسات خدماتی است که به علت ماهیت انسانی، تربیتی و معنی آن، تعداد اهداف، پیچیدگی ارزشیابی، حرفه ای بودن کارکنان آن از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
این ویژگی ها سازمان های آموزشی را نیازمند الگو و سبک مدیریت و رهبری خاصی می نماید که برای رسیدن به اثربخشی، کارایی و افزایش بهره وری مستلزم شیوه های رهبری اثربخش و مستمر است.
در میان سازمان های آموزشی، دوره متوسطه به دلیل شرایط خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نوجوانی و جوانی، شکل گیری شخصیت، استقلال طلبی، گروه گرایی، تربیت شغلی، آمادگی ورود به جامعه و به عهده گرفتن مسئولیت زندگی از خصوصیات مهم این دوره است که آن را می توان پلی میان آموزش و زندگی تلقی کرد.
مهمترین عامل در تحقق این اهداف استفاده مطلوب و بهینه از منابع انسانی و امکانات مدیران مدارس است که باید شیوه های خود را همواره بهبود بخشند.
رفتار و عملکرد مدیر یک مدرسه مانند هر فرد دیگری تحت تاثیر نگرشها، مهارت ها، آگاهی ها و توانایی های اوست. تعیین رفتار بر اساس نگرشها در روانشناسی و مشاوره بسیار مرسوم است.
طبق این نظریات، نگرش ها تعیین کننده رفتار انسانها هستند و می توان از آنها در تبیین، پیش بینی و تشخیص رفتارها استفاده نمود. نگرشها را فرد با خود به سازمان می آورد. این نگرشها عامل سازگاری یا عدم سازگاری فرد با محیط خواهد بود و بر عملکرد فرد در سازمان اثر می گذارد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧ | ٦:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سیدمحمدرضا موسوی زاهد | نظرات ()